تقسیم بندی دین سکولاریسم به رادیکال و لیبرال، فلسفی و سیاسی و… تله ای جهت فریب مسلمین

 تقسیم بندی دین سکولاریسم به رادیکال و لیبرال، فلسفی و سیاسی و… تله ای جهت فریب مسلمین

به قلم : ابوابراهیم هورامی

با آنکه دین سکولاریسم به صدها فرقه و مذهب تقسیم شده است اما عده ای در قالب اخوان الشیاطین (شاخه ی انحرافی اخوان المسلمین) بر آنند که دین سکولاریسم را به رادیکال (کمونیستی) و میانه رو (لیبرال و سرمایه داری) تقسیم کنند و چنین وانمود کنند که نوعی از سکولاریسم میانه هم داریم که می توان با آن تعامل کرده و در بازیهای سیاسی آن شرکت نمود .

 طرفداران این طرز تفکر در میان مسلمین اکثرا به ناتو (از کانال حکومت سکولار ترکیه) و آمریکا وصل هستند و در هر جا اشغالگران سکولار خارجی وارد یکی از سرزمینهای مسلمین شده اند این طبقه با شعارهای به ظاهر اسلامی به عنوان بخش خدماتی، اداری و پارلمانی و… در خدمت کفار سکولار خارجی و مرتدین محلی بوده اند . خیانت این دسته به دین الله و بندگان مسلمان الله برکسی پوشیده نبوده و نیست، اینها رسوا شدگان تاریخ ملت خود و ملل اسلامی هستند که به عنوان برادران و همکاران کفار سکولار خارجی عمل کرده اند .

عده ای هم  سعی دارند با همان جدا انگاری عقیده از سیاست و در قالب سلفیت خاص نجدیت پا را فراتر از این گذاشته و دین سکولاریسم را به فلسفی و سیاسی تقسیم نمایند و چنین به مخاطب نشان دهند همچنانکه مسائل عقیدتی و سیاسی داریم و عقیده از سیاست جداست به همین شکل سکولاریسم فلسفی و سیاسی داریم و این دو از هم جدا هستند .

 برای مریدان سلفیت خاص نجدیت این صغری و کبری چینی ها قابل درک است چون بیشتر از دو قرن است که در عربستان سعودی دستگاه عقیدتی و دستگاه سیاسی از هم جدا هستند . آل شیخ  به مسائل عقیدتی می پردازد و آل سعود هم به دستگاه سیاسی و حکومتی .

اما حقیقت آن است که دین سکولاریسم و تمام مذاهب آن (کمونیستی و لیبرال و آنارشیست و…) همگی یک هدف مشترک دارند و آنهم حذف قانون شریعت الله از زندگی اداری و حکومتی مردم . حالا یکی (مثل کانادا و ایسلند و و فرانسته و انگلیس و آمریکا و…) به تدریج و از طریق سکولاریزاسیون و مسائل فرهنگی و به صورت نرم و با پشتوانه ی قوانینش خدا را نیز از زندگی مردمان تحت حاکمیت خود حذف می کند و دیگری (مثل چین، کره شمالی، ویتنام و…) با خشونت و به صورت سریعتری . در اینجا می توان گفت سکولاریستهای کافر کمونیست در بیان عقاید خود صادق تر از سکولاریستهای کافر لیبرال هستند، اما هدف هر دو در برابر قوانین دین اسلام و الله یکی است .

ادامه خواندن تقسیم بندی دین سکولاریسم به رادیکال و لیبرال، فلسفی و سیاسی و… تله ای جهت فریب مسلمین

تحلیلی کوتاه بر سفر هیئت امارت اسلامی طالبان به تهران و ثمرات چنین رابطه ای

  تحلیلی کوتاه بر سفر هیئت امارت اسلامی طالبان به تهران و ثمرات  چنین رابطه ای

به قلم : ابوبکر خراسانی

آنچه که پیداست رسول الله صلی الله علیه وسلم با کفار اهل کتاب یهود مدینه و حتی کفار نصرانی منطقه  نجران بر علیه دشمن اصلی خودش یعنی کفار مشرک (سکولار) قریش پیمانهائی بست . علاوه بر آن رسول الله صلی الله علیه وسلم با کفار سکولار (مشرک) بنی خزاعه و بنی ضمره و… هم بر علیه قریش دشمن اصلی پیمانهائی بست . پس ذات پیمان بستن با یک کافر بر علیه جبهه ی کفار سنی است که در آن شکی وجود ندارد؛ و حتی اتحاد با دشمنان دشمن اصلی هم برای هیچ عقل سلیمی جای عیب و ایراد نیست . حتی رسول الله صلی الله علیه وسلم با مشرکین (سکولاریستهای) قریش- دشمن اصلی –  مذاکراتی انجام داد که به صلح حدیبیه منجر شد .  

زمانی که چنین دیپلماسی  و پروسه ای در قانون شریعت الله با دشمن اصلی و کفار بر علیه کفار وجود دارد آیا گفتگو و هم مسیر شدن و اتحاد با فرق و مذاهب اسلامی بر علیه کفار اصلی و جبهه ی متحد آنها[۱] مقدم تر نیست ؟

با این پیش زمینه می بینیم که حکومت طالبان با کفار اصلی مثل چین و روسیه بر علیه آمریکا مذاکرات مختلف و اتحادی نانوشته می بندد . علاوه بر این جهت خروج کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا حتی با خود آمریکا و مزدورانش چون آل سعود و قطر و امارات و پاکستان وارد گفتگو می شود .

در کنار این گفتگوهائی که با کفار اصلی و اشغالگر و مزدوران آنها انجام می دهد مذاکراتی هم با حکومت شیعه مذهب ایران انجام داده است . اگر مذاکره با چین و روسیه باعث کم شدن تعداد دشمنان و تمرکز بر دشمن اصلی یعنی آمریکا شده است، مذاکره با جمهوری اسلامی ایران هم  ثمرات زیادی برای طالبان و مردم شیعه و سنی افغانستان و اتحاد آنها با همدیگر در پی داشته است .

برای اولین بار در تاریخ افغانستان ما شاهد اتحاد شیعیان با سنی های افغانستان بودیم که به دلیل چنین اتحادی جنگ مذهبی خاتمه یافت، دیگر خبری از سنی کشی و شیعه کشی توسط مردم وجود ندارد و اتحادی وسیع و قدرتمند به وجود آمده است که غیر از حکومت شیعه مذهب ایران هیچ کسی تا به حال نتوانسته وحدتی را به وجود بیاورد که  به برکت چنین اتحادی ضمن گسترش امنیت مناطق وسیعی به تصرف حکومت امارت اسلامی طالبان در آمده و آمریکا و ناتو و مزدورانش به زانودر آمده اند.

در این راستا ذبیح الله مجاهد سخنگوی امارت اسلامی  به صراحت سفر هیئت امارت اسلامی به تهران را جلب حمایت سیاسی و همکاری جمهوری اسلامی ایران و مشورت با مقامات ایران در باره ی اوضاع افغانستان بعد از خروج اشغالگران آمریکائی و ناتو می داند و می گوید :

” این هیئت به تهران مرکز ایران فرستاده شده، تا در ارتباط به حالت بعد از اشغال، اعاده صلح و امنیت به افغانستان و منطقه با کشور همسایه ایران نظر خود را شریک سازد. هیئت های امارت اسلامی وقتا فوقتاً به کشور های همسایه و منطقه سفرهای دارند، تا حمایت سیاسی و اخلاقی کشورها و نیز همکاری آنها را به منظور ختم اشغال و آمدن صلح و امنیت جلب نمایند”.[۲]

از الله متعال می خواهیم که مسلمین را حول محور نقاط مشترک و منافع مشترکشان بر علیه دشمنان مشترکشان متحد گرداند . چون با اتحاد و وحدت، قدرتی بزرگ به وجود می آید که سر سخت ترین دشمنان را نیز نابود می گرداند، و در تفرق و جنگ داخلی تنها ذلیلی و شکست برای مسلمین و پیروزی برای دشمنان اسلام نهفته است .


[۱] حتی اگر در این جبهه ی کفار، مسلمین هم جاهلانه در آن قرار گرفته باشند و خواسته یا ناخواسته در جبهه ی کفار بر علیه مسلمین در حال جنگ باشند . مثل کسانی که هم اکنون فی سبیل ناتو و آمریکا در سوریه و افغانستان و سومالی و غیره در حال جنگ هستند .

[۲] ۱۱/۱۰/۱۳۹۷هـ ش ــ۲۵/۴/۱۴۴۰هـ ق ۲۰۱۹/۱/۱م

رسانه های سکولار و منافقین زمینه سازان انحطاط و جایگاه حکومت اسلامی در ممانعت از آن

رسانه های سکولار و منافقین زمینه سازان انحطاط و جایگاه حکومت اسلامی در ممانعت از آن

ارائه دهنده: عبدالسلام هراتی

از زمانی که اسلام  توسط کفار سکولار جهانی و سکولاریستهای مزدور محلی از صحنه‌ی حکومت و اداره ی جامعه و سیاست کنار زده شد و نظام‌های سکولار بشری به عنوان بدیلی برای اسلام برگزیده شد، مشاکل زیادی گریبان‌گیر مسلمین گشت و همین مشاکل سبب شد تا کفار بر مسلمانان هجوم آورده و بر آن‌ها پیروز شوند و داشته و نداشته‌ی‌شان را به تاراج ببرند. از طرفی انحطاطی‌که هر روز امت را به سوی نابودی می‌کشاند، عامل دیگر پیروزی کفارسکولار و مریدان محلی آنها به شمار می‌رفت. همین انحطاط بزرگترین دلیل نابودی  حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی و از بین‌رفتن جایگاه اسلام در عرصه‌ی سیاست بود.

 یک ملت یا امت زمانی به  انحطاط می‌رود که خلاف باور‌هایش عمل نماید، حال این باور می‌تواند به فرهنگ و یا ارزش‌ها باشد.  نقطه‌ی آغاز انحطاط مسلمانان نیز زمانی بود که ناآگاهانه مجذوب فرهنگ‌های کفار سکولار بیگانه شدند و برخلاف آن‌چه که باور داشتند عمل نمودند.

متأسفانه امروز در یکی دو سرزمین نباشد بیشتر از یک قرن است که در اکثر سرزمینهای مسلمان نشین مسلمین در نبود سلطه و کیانش زندگی‌اش را توأم با انحطاط به پیش می‌برد و با گذشت هر روز این انحطاط در قشر قشر جامعه رخنه‌کرده و در رگ‌رگ  فرزندان امت توسط غرب سکولار و هم‌دستانش تزریق می‌شود.

ادامه خواندن رسانه های سکولار و منافقین زمینه سازان انحطاط و جایگاه حکومت اسلامی در ممانعت از آن

آسیب شناسی گروههای مسلح بلوچ(۵) : جیش العدل و عدالت و آزادی مورد درخواستش

آسیب شناسی گروههای مسلح بلوچ(۵) : جیش العدل و عدالت و آزادی مورد درخواستش

کاتب: بِراهُندگ بلوچ

جیش العدل در اطلاعیه ی خود [۱]سازمانش را « سازمان حسن نیت و عمل به منشور جهانی حقوق بشر …»  دانسته و علت آزادی اسرا را  اینگونه توضیح می دهد : «بنا به احترام به تقاضا‌های مردم ایران و جامعه بین المللی و سازمانهای حقوق بشری، بزرگان اهل سنت و بلوچستان، اسیران را آزاد کرد و بدینوسیله احترام به منشور جهانی حقوق بشر و قرارداد ژنو در باره حقوق اسیران را نشان داد.»
 در ضمن همین بیانیه این سازمان چنین نشان می دهد که در برابر مردم ایران (اکثرا شیعه) و مجامع بین المللی و حقوقی که همگی سکولاریست هستند پاسخگوست و می گوید :”  هم چنین سازمان به استحضار همه مردم ایران و مجامع بین المللی و حقوقی میرساند که ما خواهان خشونت نبوده و نیستیم و عمل دفاعی ما جهت حفظ بقا از(هویت،دین،فرهنگ و سرزمین) و دفع ظلم میباشد.”

همچنین آشکارا بیان می کند که علت مخالفتش با حکومت ایران عدم پایبندی آن به حقوق انسان یا همان اومانیسمی می داند که زیر بنای دین سکولاریسم است و می گوید :” همانگونه که در جریان قرار دارید سیستمی بر مردم ایران حکومت میکند که پایبند به هیچ بند و اصلی از حقوق انسان نیست و …..”

همچنین اعلام می دارد که همین جامعه ی  جهانی سکولار هم قادر به مهار این حکومت ضد اومانیستی و مذهبی نیست و در برابر ما حکومتی مذهبی قرار دارد که قادر نیست هیچ غیر خودی (در اینجا غیر خودی همان سکولاریستها و مجامع سکولار جهانی هستند) را در خود جای دهد :

 ” جنایات این رژیم مرزها را نیزدر نوردیده و جهانی را به تنش وا داشته است. زمانیکه دنیای خارج از ایران وجامعه جهانی قادر به مهار جنایات رژیم نیست  … رژیمی که ما با آن درگیر هستیم رژیمی مذهبی است که قادر نیست هیج غیری خودی را درآن شریک و یا در راستای اجرای عدالت و برابری قدم بردارد. وهیچ گونه مبارزه مدنی و سیاسی را بر نمی تابد ”

با این مقدمات جنگ مسلحانه ی خود در برابر این حکومت مذهبی غیر سکولار را اینگونه توجیه می کند :  ”   این دفاع حق مشروعی است که تمامی سازمانهای حقوقی آن را به رسمیت شناخته اند.”

یعنی نهادی که این جنگ مسلحانه ی  آنها را به رسمیت شناخته نهادهای حقوق بشری بین المللی هستند که همگی سکولار بوده و از دین سکولاریسم و قوانین سکولاریستی بر علیه تمام قوانین شریعت الله دفاع می کنند و برایشان فرق ندارد مجری این قوانین شریعت الله چه مذهبی باشد؛ مثل طالبان مذهب حنفی داشته باشد، یا مثل سومالی شافعی باشند، یا مثل مالی و سودان مالکی باشند، یا مثل یمن شیعه ی زیدی باشند، یا حتی مثل القاعده و دوله دارای عقاید سلفی باشند .

ادامه خواندن آسیب شناسی گروههای مسلح بلوچ(۵) : جیش العدل و عدالت و آزادی مورد درخواستش

گروهها مسلح اهل سنت سوریه و قدم گذاشتن در مرحله ی نیمه نهائی نابودی

گروهها مسلح اهل سنت سوریه و قدم گذاشتن در مرحله ی نیمه نهائی  نابودی

به قلم : ابوخالد کردستانی

زمانی که جبهه النصره توسط دولت اسلامی عراق به رهبری ابوبکر بغدادی روانه ی سوریه شد توانست قدرت برتر میان گروههای موجود شود، به همین دلیل گروههائی چون مزدوران حزب کارگران اوجالانpkk  و ارتش آزاد و خیلی از  گروهکهای دیگر که تعداد آنه به ۸۰۰ فصیل و گروه می رسید با جبهه النصره اعلام جنگ کردند .  این مرحله ی اول جنگهای داخلی میان گروههای مسلح سوری بود .

پس از بیعت شکنی و خیانت جولانی به امیرش، جبهه النصره جایگاه و حتی اسم خودش را نیز از دست داد (فتح الشام و هیئت و…) و قدرت برتر در سوریه و عراق به دوله تعلق گرفت ، به همین دلیل گروه خائن جولانی در کنار سایر گروهها و همراه با سایر قدرتهای موجود در منطقه و در جبهه ی آنها بر علیه دوله اعلام جنگ نمودند .

در این زمان مرحله و فاز دوم جنگهای داخلی در میان گروههای مسلح سوریه شکل گرفت که در نتیجه ی آن بسیاری از گروهها چون گروه علوش و … به کلی نابود و دوله هم از حالت حکومت تبدیل به جماعتی کوچک مثل سایر جماعتها و گروههای کوچک شد .

هم اکنون و با از میان رفتن قدرتهای برتر در سوریه،  مرحله ی نیمه نهائی موجودیت گروههای مسلح سوریه شروع شده است که در آن گروه کوچک جولانی با منطقه ی کوچکی که در اختیار دارد و مزدوران سکولار و کمونیست اوجالان با مناطق وسیعی که در اختیار دارند وارد قماری باخت – باخت با اربابان خود و گروههای کوچک اطراف خود شده اند .

در این قمار بازنده ها، ابتدا گروه جولانی با القاعده سوریه در افتاد و هم اکنون گروه جولانی و زنکی بازی های تبلیغی همیشگی  و تکراری  خود را بر علیه همدیگر شروع کرده اند.  امجد الشامی ابو قتیبه قیادی نظامی  جولانی گروه زنکی را به نقض بندهای توافق نامه کمتر از ۲۴ ساعت متهم می کند و اعلام می کند : ما در هیئت تحریر الشام هرگز در مقابل خون شهدای خود که خائنانه کشته شده اند سکوت نخواهیم کرد.

البته گروه زنکی هم مدعی است که : هیئت حاضر نشده است در مقابل شرع و قضا تسلیم شود و در حال تجهیز نیروهای خود بر علیه زنکی است.

دارودسته ی  جولانی که به نماد خیانت در میان تمام گروههای مسلح اهل سنت در سراسر سرزمینهای مسلمان نشین مشهور است و دستشان به خون هزاران مسلمان اهل سنت و ضایع شدن نوامیش مسلمین و بخصوص نوامیس مهاجرین آلوده شده است، قصد دارد با خائن خواندن همدست و متحد سابق خود، صفت خائن و خائنین را در مورد خود کم رنگ کند و در حالی که خودش سرآمد خائنین گروههای مسلح منتسب به اهل سنت سوری گشته است به این بهانه  مرحله ی  نیمه نهائی حذف و نابودی خود و سایر گروههای مسلح و خائن را رقم بزند که بدون شک در ضمن این نابودی و یا بعد از نابودی آنها سایر گروههای کوچک مستقل و مجاهدین مخلص در سوریه هم قربانی خواهند شد .

این سرانجام اینهمه گروه متفرقی است که ذلیلی و شکست و نابودی را برای خود خریده اند و هرگز با این تفرقی که در آن افتاده اند نخواهند توانست از نتایج حتمی آن فرار کنند. الله تعالی می فرماید :

وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ  (انفال/۴۶) ‏و از خدا و پیغمبرش اطاعت نمائید و ( در میان خود اختلاف و ) کشمکش مکنید، ( که اگر کشمکش کنید ) درمانده و ناتوان می‌شوید و شکوه و هیبت شما از میان می‌رود ( و ترس و هراسی از شما نمی‌شود ) . شکیبائی کنید که خدا با شکیبایان است .‏

در این صورت همه ی این گروههای مسلح سوری  باید منتظر شکست و ذلیلی و نابودی باشند ،چون شخص یا گروهی که درمانده و ناتوان باشد و شکوه و هیبتش از بین رفته باشد و در برابر دشمن خود قرار گرفته باشد بدون شک نابودی در انتظارش است .

افغانستان و پرداخت تاوان خیانت منافقین و سکولار زده ها و اعتمادشان به آمریکا و غرب سکولار

 افغانستان و پرداخت تاوان خیانت منافقین و سکولار زده ها و اعتمادشان به آمریکا و غرب سکولار

  به قلم : عبدالخالق پنجشیری

 چند سال قبل ، به دنبال حملات نیروهای ائتلاف بین‌المللی سکولاریستها(مشرکین) به سرکردگی امریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱م و سقوط حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان، صفحه‌ی دیگری در تاریخ این کشور ورق زده شد. متنفذین قومی و سیاسی و سران نیروهای نظامی سکولار زده و منافقین برای بحث روی ساختار حکومتی، که قرار بود پس از طالبان و تحت حمایت آمریکا به دست گیرند، در شهر بن آلمان گردهم آمدند.

بعد از رایزنی‌ها و چاره‌اندیشی‌ها فیصله بر آن شد تا حامد کرزی به همراه نظام پیشکش‌شده‌ی غرب به عنوان رئیس دولت موقت به کابل فرستاده شود. سرانجام طبق فیصله‌ی مذکور، کرزی باهمراهانش با ظاهری خجسته و مبارک رهسپار دیار مادری‌اش گشت. در سوی دیگر، دارودستهی  منافقین و سکولار زده های افغان از شدت اشتیاق به وجد آمده بودند و شوق و ذوق عجیبی در میان‌شان فراگیرشده بود. چراکه گمان می‌کردند، وی باخود دموکراسی  را خواهد آورد و غافل از واقعیت جامعه ی اسلامی خود و بی‌خبر از همه چیز با آغوش باز، شتاب‌زده و دوان‌دوان به استقبالش شتافتند و با شادی و مسرت تحفه‌ای را که دنیای سکولار(مشرک)غرب توسط پیک‌اش(کرزی) برای‌شان فرستاده بود، باجان و دل پذیرفتند. عاقبت با طناب پوسیده‌ی غرب خود را به چاه انداخته، کلنگ بدبختی‌شان را بر زمین زدند.

ادامه خواندن افغانستان و پرداخت تاوان خیانت منافقین و سکولار زده ها و اعتمادشان به آمریکا و غرب سکولار

رابطه حضور آمریکا در افغانستان با صلح در این کشور

 رابطه حضور آمریکا در افغانستان با صلح

 ارائه دهنده: ابومحمود کندزی

بعد از اشغال مستقیم افغانستان توسط آمریکا در سال ۲۰۰۱  آمریکا به تدریج پایگاه های خود را در مناطق مختلف افغانستان مستحکم نموده که از آنجا حملات وحشیانه خود را تا حال بر علیه مسلمین افغانستان سازماندهی و آنرا تمدید می نماید. از سوی دیگر آمریکا توسط یک تعداد از جیره خواران اش دست به تطبیق پروژه های مختلف زده که هدف از آن سکولاریزه ساختن یک تعداد از نخبگان جامعه است تا اینکه الگوی باشند برای اقشار مختلف جامعه، که تا الحال کار این پروژه ها با اسالیب مختلف توسط نهاد های مختلف ادامه دارد.

 اگر در اصل قضیه برگردیم حکام و بعضی از سیاسیون اغوا شده ای که در کاسه آمریکا غذا می‏خورند دلیل حضور آمریکا و ناتو را در افغانستان مبارزه با تروریزم، ایجاد صلح سرتاسری و ثبات پایدار در افغانستان عنوان می کنند، در حالی که نخست سرخط رسانه ها را صلح با حزب اسلامی به خود مشغول کرده بود، مذاکرات دولت افغانستان با حزب اسلامی پایان یافت و حزب اسلامی به رهبری حکمتیار به پروسه صلح پیوست که اصلا تحول در بهبود وضعیت امنیتی کشور دیده نشد و این درست زمانی است که چندی بعد دونالد ترامپ راهبرد جنگی اش را در مورد افغانستان اعلام نمود که اوضاع افغانستان بیشتر از پیش به حالت وخامت درآمد، حملات هوای را شدت بخشیدند، جنگ در میادین نبرد شعله ورتر شد و حملات در پایتخت و ولایات خصوصا بالای اماکن مذهبی افزایش یافت، چنانچه یوناما می گوید: “در حملات بالای اماکن مذهبی در افغانستان ۲۶۱ تن کشته شده اند” و همچنان طبق توافق دولت آمریکا، حکومت افغانستان می‏خواهد رقم تلفات نظامیان را در میادین جنگ پنهان نگهدارد که این خود نشان دهنده رقم بیشتر تلفات نظامیان نسبت به گذشته است.

حال اینکه حزب اسلامی به پروسه صلح پیوسته و خطری از جانب آن به حکومت افغانستان متصور نیست و اینکه بحث و گفتگوها در مورد به میز مذاکره کشانیدن طالبان فضای گرم رسانه ها را به خود مشغول نموده است و در این اواخر فشار های هم بالای رهبری سیاسی و نظامی پاکستان از سوی دولت آمریکا وارد می‏شود تا اینکه پای طالبان را به میز مذاکره با دولت افغانستان بکشاند چنانچه رکس تیلرسون وزیر خارجه آمریکا در جریان سفرش به تاریخ (۱/۸/۱۳۹۶) به افغانستان و ملاقات با سران حکومت وحدت ملی در فرودگاه بگرام گفت؛ روابط آمریکا با پاکستان مشروط به همکاری های آن کشور در پروسه صلح افغانستان خواهد بود.

پرسش در اینجاست که آیا بعد از به میز مذاکره کشانیدن طالبان و پیوستن آنها به پروسه صلح، امنیت و ثبات در افغانستان تامین خواهد شد یا خیر؟! پس سخن واضح است که نخیر!  و این سروصدا های صلح هم سرابی بیش نیست و فریب ایست برای افکار عمومی، و همین که طالبان به درخواست دولت افغانستان لبیک بگویند و به پروسه صلح هم بپیوندند آمریکا دست اش سبک می‏شود برای تولید گروهی مسلح معارض با حکومت دست نشانده و موافق با خود بر علیه چین و روسیه و ایران .

 پس شعله ورتر شدن آتش جنگ در افغانستان که هیزم سوخت آن مردم بی دفاع افغانستان اند وسیله ایست برای رسیدن اهداف خصمانه آمریکا در منطقه و در حقیقت صلحی که آمریکا خواهان آن است جنگ است و تا زمانیکه دست آمریکای اشغالگر و مزدوران اش از سر سرزمین مان قطع نگردد به وجود آمدن صلح خیال است و محال. صلح واقعی زمانی به میان میآید که امت وحدت نموده و زیر چتر یک حکومت اسلامی مجری قانون شریعت الله، یک  رهبر و در یک جغرافیای واحد در یک فضای صمیمیت اخوت و برادری با هم زیست نمایند و بدون شک که امام(رهبر اسلامی )سپری است که از عقب آن می جنگید و توسط آن محافظت می‏شوید!

بازی دموکراسی سکولاریستها مسلمین را در چه وضعیتی قرار می دهد؟

بازی دموکراسی سکولاریستها مسلمین را در چه وضعیتی قرار می دهد؟

نویسنده : محمد قطب رحمه الله

آنگاه که وارد بازی دموکراسی می گردیم ناچاریم پذیرای مشروعیت فردی باشیم که حائز اکثریت آراء گردیده حتی اگر بر اساس شرع الله عمل ننماید زیرا این، قاعده و اصل بازی است و نمی توانیم با آن مخالفت ورزیم و در اینجاست که با ممنوعیتی عقیدتی مواجه می گردیم که عبارتست از مشروعیت بخشیدن به چیزی که الله آنرا کفر خوانده، و به رسمیت شناختن حکم و تشریع به غیر از آنچه که الله نازل فرموده است!

و اگر بارها و بارها در نهان و آشکار خود بگوییم که ما موافق حکم نمودن به «غَيْرَ مَا أَنْزَلَ الله» نمی باشیم اما باز مجبوریم که به قواعد بازی احترام گذاشته و در مقابل آن گردن کج کنیم زیرا موافقت کرده ایم که بازی کنیم و فراتر از آن، در بسیاری از اوقات درخواست نموده ایم که به ما نیز اجازه بازی دهند و آن هنگام که ما را از این حق!! محروم می دارند لب به اعتراض گشوده ایم.

دشمنانمان نیز از فرصت درگیر شدن ما در بازی دموکراسی استفاده می نمایند تا ما را در تنگنا قرار دهند، آنان حلقه محاصره را تنگتر می کنند و به ما می گویند: اگر در انتخابات ورود کنید و پیروز نگردید و افرادی غیر از شما که به شریعت حکم نمی کنند حائز اکثریت آراء شوند چه موضعی خواهید داشت؟ و ما -در کمال تعجب- جواب خواهیم داد: به رای ملت احترام می گذاریم!! می پرسند: اگر حکومت را در دست داشتید و ملت از شما روی برگرداند و به گروهی غیر از شما رای داد چه واکنشی نشان می دهید؟ در کمال تعجب باز هم می گوییم: به رای ملت احترام می گذاریم!! آیا حتی اگر رای ملت با آنچه که الله مقرر فرموده نیز در تناقض باشد (باز هم بدان گردن می نهید)؟!

آیا کمرنگ گشتن و ضایع شدن قضیه «لا َإِلٰهَ إِلا الله» و مسأله مشروعیت از این شدیدتر نیز می تواند وجود داشته باشد؟[۱]


[۱] کتاب چگونگی دعوت به اسلام

بازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و…. (۲) جهل ابوقتاده فلسطینی به تاریخ ایران و تشیع (قسمت اول)

بازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و…. (۲) جهل ابوقتاده فلسطینی به تاریخ ایران و تشیع (قسمت اول)

به قلم: کارزان شکاک (عضو شورای مدیریت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم )

ابوقتاده فلسطینی در آخرین مطلب خود در مورد ایران[۱] به نکات تاریخی و عقیدتی اشاره کرده است که در این قسمت بررسی مختصر یکی از آنها می تواند میزان دانش این شخص تفرقه اندازو عامل جنگ روانی بر علیه مسلمین را در این زمینه ی مشخص  نشان دهد .

 محمد قطب رحمه الله  می گوید هدف از پرداختن به تاریخ اسلام کسب شناخت بیشتر از حقیقت اسلام است و تاریخ اسلام خودش هدف نیست بلکه ابزاری برای شناخت حقیقی دین اسلام است[۲] روایات متعددی که در تواریخ گذشته وجود داشت و باعث سردرگمی خواننده می شد را نقد نموده و درکنار آن تواریخ جدیدی که توسط مستشرقین و عوامل غرب و طاغوتها نوشته می شد را نیز توطئه ی غربی ها علیه اسلام و به کلی مردود می دانست و معتقد بود تاریخ اسلام باید بازنویسی شود [۳]و تاریخ جهان و بشرهم لازم است از دیدگاه اسلامی نوشته شود [۴] در مورد تاریخ هر سرزمینی هم باز نیاز به همین اندازه دقت و حساسیت هستیم .

به همین دلیل معمولا زمانی که از تاریخ صحبت می شود نیاز به منبع و سند دارد و شخص نمی تواند تصورات و برداشتها و خیالات خود را به جای منبع و سند قرار داده و توهمات خود را به نام تاریخ به مخاطبین بخوراند . با این نگرش به مباحث تاریخی ابوقتاده در همین آخرین بیانیه اش می پردازیم که تا حدودی می تواند بخش دیگری از چهره ی علمی و اهداف پشت پرده ی سخنان این شخص معلوم الحال ساکن در دارالکفر اردن (حیات خلوت اسرائیل و مرکز سازمان جاسوسی آمریکا در منطقه) را برای مسلمین حق طلب روشن گرداند .

  این شخص بدون ارائه ی سند و مدرک می گوید :

  1. در حالیکه در نزد تمام کسانی که انقلاب (سال ۵۷ ایران) را بررسی کرده اند این اتفاق نظر وجود دارد که خمینی در معادله ی انقلاب چیزی نبود جز یک عدد کوچک از آن و به طور کلی دیگر آخوندها هم همینطور
ادامه خواندن بازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و…. (۲) جهل ابوقتاده فلسطینی به تاریخ ایران و تشیع (قسمت اول)

خیمه شب بازی انتخابات افغانستان افول منافقین (سکولار زده ها) و شکست خوردگان روحی و عقلی

خیمه شب بازی انتخابات  افغانستان افول منافقین (سکولار زده ها) و شکست خوردگان روحی و عقلی

 به قلم : م . افغانی  

در افغانستان عده ی قلیلی از مردم هستند که در انتخابات حکومت دست نشانده شرکت می کنند. چون بیشتر از ۷۰ درصد از خاک افغانستان توسط طالبان آزاد شده است و این افراد بدون شک در این انتخابات شرکت نمی کنند، علاوه بر این در سرزمینهای  تحت کنترل حکومت دست نشانده هم باز مسلمین زیادی هستند که مثل سایر کشورها در این خیمه شب بازی و انتخابات تصنعی اشغالگران شرکت نمی کنند .  به همین دلیل نمی توان این انتخابات را انتخابات مردم مسلمان افغانستان نامید بلکه باید آن را انتخابات طبقه ای خاص از مردم افغانستان نامگذاری کرد که به نحوی یا جاهل به سیاستهای این حکومت دست نشانده هستند و یا اینکه بخشی از این نظام فاسد را تشکیل می دهند .

اعلام نتایج ابتدایی انتخابات پارلمانی افغانستان در ۲۵ ولایت نمایان می‌سازد که در میان چهره‌های برندۀ انتخابات، افرادِ وابسته به احزاب به ظاهر اسلامی، مجاهدین بدنام اسبق و به ظاهر اسلام‌گراها کمتر دیده می‌شود و در عوض بخش اعظم افراد برنده را وکلای قبلی و چهره‌های جدیدی تشکیل می‌دهند که شامل تجار و قراردادی‌های امریکایی، جوانان و تکنوکرات‌ها و در مواردی معدود پسران رهبران سیاسی می‌باشند.

آن‌چه از نتایج ابتدایی انتخابات واضحاً معلوم می‌گردد، این است که قشر سیکولر و کسانی‌که پیشینۀ مذهبی و عضویت در احزاب به ظاهر اسلامی را نداشته و فاقد پایگاه اجتماعی و مردمی اند، برندۀ انتخابات شده‌اند و از عناصر به ظاهر اسلام‌گرا و مجاهدین بدنام اسبقِ پیشی گرفته‌اند. این ناکامی این نکته را به صراحت بیان می‌دارد که میزان محبوبیت و پایگاه اجتماعی منافقین (سکولار زده ها) وشکست خوردگان روحی و عقلی در حال افت است.

شکست شکست خوردگان روحی و عقلی به ظاهر اسلام‌گرا و قشر مجاهدین اسبق در انتخابات پارلمانی کار یک شبه نبوده که اتفاق افتاده، و این تنها میدان انتخابات نیست که آنان به ناکامی مواجه شده‌اند، بلکه در بسیاری از میدان‌های دیگر نیز ضربات سهمگینی از دولت دست نشانده ی افغانستان و حامیان بین‌المللی‌اش خورده‌اند، که جبران آن کار بس دشواری است.

هر صاحب فکر و بصیرتی می‌خواهد بداند چه بر سَر مجاهدین اسبق آمد که این چنین منزوی شدند و لگام کار و سیاست از پیش شان رفت؟

ادامه خواندن خیمه شب بازی انتخابات افغانستان افول منافقین (سکولار زده ها) و شکست خوردگان روحی و عقلی