مراتب ولاء وبراء در اسلام

مراتب ولاء وبراء در اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله وحده والصلاة والسلام علی محمد؛عبدالله ورسوله وآله وصحبه.

وبعد…

ولاء و براء در اسلام از بزرگترین مستلزمات توحید خالصی است که الله تعالی پیامبران را بدان مبعوث کرده است و صدیقین وشهداءو صالحین بر آن طریق رفته اند.

ولاء یعنی:محبت ونصرت الله ورسول ومؤمنین، وبراء یعنی بغض ونفرت وعداوت با هر کسی که غیرالله را می پرستد و با هر معبود غیر الله وبا هر کس که از غیر رسول الله صلی الله علیه وسلم متابعت می کندو با هر متبوعی غیراز ایشان.

و از آنجایی که عقیده ولاء وبراء جزئی از این دین می باشد واز آنجایی که بسیاری از مسلمین در این زمان –که بدعت وفرقه سازی انتشار یافته است-به سبب جهل به بسیاری از احکام شریعت،درباره این مفهوم ومراتب آن دچار فتنه شده اند بطوریکه منجر به عدم التزام و عدم عمل به این مفهوم ومقتضیات و مستلزمات قولی وعملی وعقیدتی آن شده است،ازاین رو ،لازم است که روشهای آسانی برای یادآوری وآموزش این عقیده ومراتب آن،به کارگرفته شود.

به خاطراین بود که این مقاله،نوشته شد.از الله امید است که این نوشته را سودمند گردانده و سبب هدایت سازد.

برادر مسلمانم بدان که…..

رابطه ما با مردم بر اساس ولاء وبراء استواراست،ولاء برای اسلام وایمان واحسان،وبراء از کفر وفسق وعصیان.و ولاء وبراء ما برای منهجی است که امت اسلام برآن اجماع کرده وما نیز باید باید حول آن گرد آییم،که کتاب الله وسنت رسولش می باشد-نه فرد ونه گروه-مطابق فهم جماعت اولیه مسلمین در اعتقاد وقول وعمل بدون بخش بخش کردن احکامش وبدون تحریف نصوص ومعانی اش.

قسمت اول؛مراتب ولاء:

ولاء؛یعنی محبت ونصرت در راه الله تعالی که سه رتبه دارد:

-مرتبه اول؛ولاء برای جماعت مسلمین:

و جماعت مسلمین یعنی؛امت اسلام که شامل هر کس می شود که در اسلام متولد شده یا خود وارد اسلام شده باشد، واز آن باز نگشته باشد.

ودوستی و موالات با امت اسلام-چه افراد وچه ملتها-در شریعت الله واجب است همانطور که دشمنی ومعادات با امت اسلام یا دوستی وموالات با امت هایی غیر ازامت اسلام؛موجب کفر وخروج از اسلام می باشد،الله تعالی می فرماید:{ إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ*‏ وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ ‏: تنها خدا و پيغمبر او و مؤمناني ياور و دوست شمايند كه خاشعانه و خاضعانه نماز را به جاي مي‌آورند و زكات مال به در مي‌كنند . و هركس كه خدا و پيغمبر او و مؤمنان را به دوستي و ياري بپذيرد ( از زمره حزب‌الله است و ) بي‌ترديد حزب‌الله پيروز است.}[مائده:۵۵-۵۶] ونیزمی فرماید:{ وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ: مردان و زنان مؤمن ، برخي دوستان و ياوران برخي ديگرند }.[توبه:۷۱}.

-مرتبه دوم؛ ولاء برای جماعت مسلمین که از طریق یکی از  «۳ ابزار» به وجود می آید :

و جماعت یعنی؛ فرقه ناجیه(نجات یافته از جهنم) از میان فرقه های امت اسلام،ومنظور مسلمانانی هستند که در اعتقاد وقول وعمل بر روش رسول الله صلی الله علیه وسلم واصحاب گرامی اش از طریق یکی از ۳ ابزار متحد شده و با شورای اولی الامر آن امتی  واحد تشکیل داده باشند .

احمد وابوداود با اسناد صحیح از معاویه رضی الله عنه روایت می کند که پیامبرصلی الله علیه وسلم فرمودند:( أن أهل الكتاب قبلكم تفرقوا على ثنتين وسبعين فرقة في الاهواء، ألا وأن هذه الأمة ستفترق على ثلاثة وسبعين فرقة في الأهواء، كلها في النار، إلا واحدة، وهي الجماعة): اهل کتاب قبل از شما در اهواء (آراء عقیدتی ونظریه های فکری) به هفتاد ودو فرقه تقسیم شدند واین امت در اهواء به هفتاد وسه فرقه تقسیم خواهند شد،همه این فرقه در جهنم هستند جزیکی که جماعت می باشد.

-مرتبه سوم؛ولاء برای طائفه منصوره: ادامه خواندن مراتب ولاء وبراء در اسلام

کسی که از او، از روی جهلش کفری صادر شده باشد، آیا (به خاطر جهل)معذور محسوب می شود؟

کسی که از او، از روی جهلش کفری صادر شده باشد، آیا (به خاطر جهل)معذور محسوب می شود؟

از شیخ عبدالله بن شیخ محمد رحمهما الله تعالی؛در باره کسی پرسش شد که از او کفری صادر شود و از روی قصد نباشد بلکه جاهل باشد،آیا معذور محسوب می شود-چه قولی باشد وچه فعلی وچه توسل؟
* * *
جواب:
وقتی کسی که به الله و رسولش ایمان دارد،فعلی مرتکب شود که آن فعل کفر بوده ویا اعتقاد به آن کفر باشد و نسبت به آنچه رسول خدا صلی الله علیه وسلم به آن مبعوث شده،جاهل باشد؛چنین شخصی در نزد ما کافر نمی شود و به او حکم کفر نمی دهیم تا اینکه حجت رسالی که مخالفش کافر می شود، بر او اقامه شود.
هنگامی که بر او اقامه حجت شده و محتوای دعوت پیامبر صلی الله علیه وسلم برای او روشن شد وبا این حال بعد از اقامه حجت بر انجام آن فعل اصرار ورزید؛چنین شخصی کافر می شود.
چون کفر، با مخالفت با کتاب الله وسنت رسول الله صلی الله علیه وسلم،متحقق می شود.
و این مطلب به طور کلی بین علماء مجمع علیه می باشد واستدلالشان به این آیات می باشد:
{وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً: و ما ( هيچ شخص و قومي را ) مجازات نخواهيم كرد ، مگر اين كه پيغمبري ( براي آنان مبعوث و ( روان سازيم.}[اسراء/۱۵[
{‏ وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَراً حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ ‏:‏ و كافران به سوي دوزخ گروه گروه رانده مي‌شوند و هنگامي كه بدانجا رسيدند درهاي آن به رويشان گشوده مي‌گردد و نگهبانان دوزخ بديشان مي‌گويند : آيا پيغمبراني از جنس خودتان به ميانتان نيامده‌اند تا آيه‌هاي پروردگارتان را براي شما بخوانند و شما را از روياروئي چنين روزي بترسانند ؟ مي‌گويند : آري ! ( پيغمبران برانگيخته شدند و اوامر و نواهي خدا را به ما رساندند و از عذاب آخرت بيممان دادند ) وليكن فرمان عذاب بر كافران ثابت و قطعي است ( و ما راه كفر در پيش گرفتيم و بايد هم تاوان آن را بپردازيم و چنين سرنوشت شومي داشته باشيم ) . ‏}[زمر/۷۱[
و نیز به حدیثی که در صحیحین وسنن ودیگر کتب اسلام ثابت شده است استدلال می کنند که حذیفه رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می کند که فرمودند:{مردی در زمانهای قبل ازشما،به پسرانش گفت:هنگامیکه من مردم مرا بسوزانید،سپس نصف(خاکستر)مرا در خشکی ونصف دیگرم را دردریا بپاشید،سوگند به الله اگردست الله به من برسد مرا چنان عذابی می دهد که کسی دیگر ازجهانیان را آنطور عذاب نداده باشد،(بعد ازمرگش و اجرای وصیت) ،الله به دریا وخشکی دستور داد که ذرات موجود در آنها را جمع کنند،سپس به او گفت:باش(کن)،در همان لحظه مرد ایستاده شد،الله گفت:چی چیزی تو را به این کار واداشت؟گفت:ترس وخشیت تو،پس الله به او رحم آورد(او را بخشید)}.
این مرد معتقد بود که اگر این کاررا انجام دهد الله توانایی زنده کردن او را نخواهد داشت،واین اعتقاد واین کارش از روی جهل بود نه از روی کفر وعناد،او به قدرت الله بر دوباره زنده کردنش شک کرد(واین کفراست) ولی با این وجود خداوند او را بخشیده و بر او رحم آورد.
و هر کس که قرآن به او رسیده باشد،بر او اقامه حجت شده است ولی جاهل محتاج کسی از اهل علم است که او را دراین باره آگاهی دهد(و معانی قرآن را به او بگوید(.
والله اعلم
]الدرر السنیة:ج۱۰/ص۲۳۹-۲۴۰ [

شـیـخ الــبـانـی / قاتلان شهید سيد قطب دشمن دين اسلام هستند

شـیـخ الــبـانـی / قاتلان شهید سيد قطب دشمن دين اسلام هستند

ارائه دهنده : شهاب ژاورودی

الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على نبينا محمد الأمين وعلى آله وصحبه ومن اتبع سنته إلى يوم الدين أما بعد… السلام عليكم ورحمة الله تعالى وبركاته: “علماي دين اسلام و سيد قطب رحمت الله”، من شخصيتي نيستم که بتوانم کساني را در ترازوي ارزشيابي شرع قرار دهم مخصوصاً شخصیت بزرگی همانند سيد قطب رحمت الله بلکه مي خواهم همراه شما به سخنان عالم مشهور شيخ الباني رحمت الله گوش دهيم.براي چه اين موضوع بيان شده؟؟ به دليل اينکه عزيزان هيچ کس نيست که بعد از رسول الله(صلي الله عليه و سلم) دچار اشتباه نشود، چون رسول الله مي فرمايند:(كل ابن آدم خطاء و خير الخطائين التوابون) حسنه الباني؛ همانطور که معلوم است، سيد قطب رحمت الله در چند جايگاه از نوشته ها و تآليفات خود دچار اشتباه شده، همانگونه که علما در مورد آن صحبت کرده اند، اما بياييد با هم ببينيم که دانايان اسلام در مورد آن چه مي گويند.

ابتدا: سوال: اي شيخ آيا شما معتقد نيستيد، مطالبي را که سيد قطب(منظور اشتباهات است) نوشته و بر مردم هم تأثير گذاشته، پاسخ آن داده شود؟؟؟

شيخ الباني رحمت الله مي فرمايند: بله جواب اشتباهات ايشان پاسخ داده مي شود اما با ملايمت و نرم بودن و آرامي نه اينکه با تند و تيزي به اشتباهات ايشان پاسخ داده شود، اين کار واجب است،همچنين پاسخ دادن اشتباهات و رد کردن آنها هم تنها مختص به يک شخصيت يا چندين شخصيت بر نمي گردد، هر کسي که در رساندن دين اسلام به مردم دچار اشتباه شود، يا رأي و ديدگاه اش هيچ پايه و اساسي را در قرآن و احاديث و بيانات چهار علماي اسلام { الحنفي،المالکي،الشافعي ،احمد } نداشته باشد، رد کردن و پاسخ دادن به اينگونه اشتباهات ضروري است،{ لكن هذا لا يعني أن نعاديه.. وأن ننسى أن له شيئاً من الحسنات } اما اين بدين معني نيست که با کسي که اشتباه کرده دشمني بورزيم، و خوبي هاي او را از ياد ببريم(منظورش سيد قطب رحمت الله است){يكفي أنه رجل مسلم } همين کافي است که ايشان انساني مسلمان بوده است،{ورجل كاتب إسلامي } و اين شخصيت نويسنده دين اسلام بوده است، بنا به ادراکات ايشان از دين اسلام {وأنه قُتل في سبيل دعوته للإسلام } در راه دين اسلام شهيد شده است،{والذين قتلوه هم أعداء الإسلام } و کساني که ايشان را شهيد کرده اند دشمنان دين اسلام هستند،

بعد در مباحث خود شيخ به اين مطلب اشاره مي کند که: من مردم را از بعضي اشتباهات سيد قطب با خبر و آگاه کرده ام در مباحثي که در مورد{ وحدة الوجود } است، در بعضي از نوشته هايشان در تفسير{في ضلال القرءان } اما درهمان حال انکار نمي کنم که ايشان يک مسلمان بوده است،{وأنه كان غيوراً على الإسلام } همچنين مردي باغيرت براي اسلام بوده است، و مي خواست با جوانان مسلمان { وأنه يريد إقامة الإسلام }دين اسلام را به پيروزي برساند، و دولت اسلامي تشکيل دهد،{ ودولة الإسلام }

بعداً از شیخ پرسیدند، آیا مردم را از کتاب های { هل يُحذَّر من كتبه } ایشان باخبر و آگاه سازیم؟؟؟ در جواب شیخ البانی فرمودند: کسانی که مردم را از کتاب های سید قطب باخبر و آگاه می سازند، آنها {الذين لا ثقافة إسلامية صحيحة عندهم }ثقافة اسلامی درست و صحیحی را ندارند،…

در آخردوستان گرامی هیچ عالمی نیست که اشتباه نکند بلکه یک آغازگر و سابق بالخیرات ممکن است بیشتر اشتباه کند تا تجربیات خود را به دیگران منتقل کند .

حکم عملیاتهائی که در آمریکا و سایر کفار متحد با آن انجام می گردد و پاسخ به شبهات و اعتراضات پیرامون آن ( ۲ )

حکم  عملیاتهائی که در  آمریکا و سایر کفار متحد با آن انجام می گردد و  پاسخ به شبهات و اعتراضات پیرامون آن  ( ۲ )

به قلم: شیخ  الشعیبی

و نیز از اینان می پرسیم که منظور شما از بی گناهان( وغیرنظامیها) چیست؟

وجواب اینان ازاین سه حالت خارج نخواهد بود:

حالت اول:

منظورکسانی باشند که همراه دولتشان با مسلمین نجنگیده اند ونه با بدن ونه با مال ونه با رأی وفکرومشورت و نه با هیچ طریق دیگری به آنها کمک نکرده اند.این دسته قتلشان جایزنیست به شرطی که  از غیرشان متمایز بوده و مختلط نباشند،اما اگربا غیر خود مختلط بودندو تمایزشان وجداکردنشان ممکن نباشد،دراین صورت قتل آنها از جهت تبعیت و الحاق به دیگران جایز می باشد(یعنی دیگران را  هدف می گیریم وبه تبعیت از آنها اینان نیزکشته می شوند) مانند سالمندان و زنان و کودکان و بیماران و عاجزین و راهبان گوشه گیر.

ابن قدامه می گوید: قتل زنان وکودکان در شبیخون و در انبارهای زیرزمینی، اگر آنها را منفردا وجداگانه عمدا هدف قرار ندهند،جایزمی باشد و نیز کشتن حیوانات در صورتی که منجر به کشتن وشکست دشمن  کافر شود نیز جایز است و دراین باره هیچ اختلافی نیست.[المغنی و الشرح ۱۰ /۵۰۳].

و نیز می گوید:شبیخون به دشمن جایز می باشد،احمد بن حنبل می گوید:شبیخون هیچ اشکالی ندارد و آیا جنگ با روم به غیر از روش شبیخون بوده است، و می گوید:هیچ کسی را –ازعلماء-نمی شناسیم که شبیخون را ناپسند دانسته باشد.[المغنی والشرح ۱۰/۵۰۳].

حالت دوم:

یا آنها کسانی هستند که مستقیما همراه دولتشان درجنگ مشارکت نکرده اند اما با مال و یا با نظر و فکر به آنها یاری رسانده اند،این دسته را بی گناه نمی نامند بلکه محارب و اهل جنگ هستند و ازاهل ردء(یعنی همکار و یاری رسان)به شمار می آیند.

ابن عبد البر رحمه الله در کتاب الاستذکار می گوید:علماء در این مورد هیچ اختالافی ندارند که زنان و پیرمردانی که با مسلیمن بجنگند قتلشان مباح است و نیزکودکانی که توانایی جنگیدن را داشته باشند وعملا وارد جنگ با مسلمین شوند نیز کشتنشان مباح است.[الاستذکار ۱۴/۷۴].

و نیزابن قدامه رحمه الله در اباحت قتل زنان وکودکان وسالمندانی که به اقوام محاربشان برای جنگ کمک کنند،اجماع را نقل کرده است.

ابن عبد البر رحمه الله می گوید:علماء اجماع کرده اند  که رسول الله صلی الله علیه وسلم درید بن الصمة را در روز حنین کشت چون اهل تجربه و دانای به تاکتیک جنگی بود. پس هر سالمندی که چنین باشد طبق نظر تمام علماء باید کشته شود.[التمهید ۱۶/۱۴۲].

نووی رحمه الله درشرح مسلم درکتاب جهاد  حکایت اجماع را کرده است بر اینکه سالمندان کفار، اگر دارای فکر و نظر وتجربه جنگی باشند باید کشته شوند.

ابن قاسم رحمه الله درالحاشیه نقل کرده می گوید:علماء اجماع کرده اند بر اینکه حکم عمل غیرمستقیم(ردء) در جهاد(کمک ویاری وامداد)حکم مستقیم(مباشر) را دارد. و از ابن تیمیه اجماع را بر این نقل کرده است و همچنین از ابن تیمیه نقل کرده که یاران طائفه ممتنعه و انصارشان ازخود آن طائفه محسوب می شوند و هر رفتاری با اینان بشود با آنان نیز می شود.

ادامه خواندن حکم عملیاتهائی که در آمریکا و سایر کفار متحد با آن انجام می گردد و پاسخ به شبهات و اعتراضات پیرامون آن ( ۲ )

حکم عملیاتهائی که در آمریکا و سایر کفار متحد با آن انجام می گردد و پاسخ به شبهات و اعتراضات پیرامون آن ( ۱ )

حکم  عملیاتهائی که در  آمریکا و سایر کفار متحد با آن انجام می گردد و  پاسخ به شبهات و اعتراضات پیرامون آن  ( ۱ )

به قلم: شیخ الشعیبی  رحمه الله

السلام علیکم و رحمةالله و برکاته … وبعد:

درباره  انفجاراتی که در خاک آمریکا رخ داده است،سخنان زیادی گفته می شود،برخی تأیید و تبریک می گویند و برخی  اعتراض و رد می کنند،نظرشما چست؟لطفا با دلایل توضیح دهید چرا که بسیاری دراین موضوع دچار اشتباه هستند؟

*        *        *

الحمد لله رب العالمین .

والصلاة والسلام  علی النبی الامین وعلی آله و صحابته اجمعین و من سار علی نهجهم الی یوم الدین.

قبل از اینکه به سؤال جواب دهیم باید این را بدانیم که هر تصمیمی که دولت آمریکای کافر می گیرد بخصوص در برنامه های جنگی و مسائلی که به آینده و سرنوشت مردم مربوطند، این تصمصم گیریها انجام نمی گیرد الا  بعد از تأیید مردم از طریق همه پرسی(رسمی و یا آماری) یا از طریق رأی گیری ازنمایندگان مردم درمجالس کفری که این مجالس هم در درجه اول نشان دهنده رأی ملت-از طریق نمایندگان پارلمانیشان-می باشد. بنابراین هر فرد آمریکایی که به جنگ رأی دهد محارب محسوب و حداقل یار و کمک کار تلقی می شود که ان شاء الله درادامه توضیح می دهیم.

و باید دانست که آنچه که بر روابط مسلمین و کفار حکم فرما باید باشد فقط کتاب الله وسنت پیامبر صلی الله علیه وسلم می باشد نه سیاست و مصالح شخصی. واین مسئله را قرآن به خاطر اهمیتش کاملا واضح وتبیین نموده است واگر به قرآن مراجعه کنیم  یقین پیدا می کنیم که دراین موضوع هیچ شک وشبهه ای را برای کسی باقی نگذارده است.

ادامه خواندن حکم عملیاتهائی که در آمریکا و سایر کفار متحد با آن انجام می گردد و پاسخ به شبهات و اعتراضات پیرامون آن ( ۱ )

وه‌ڵامێك بۆغوڵآمه‌كه‌ى مه‌لیك سه لمانی مه‌شروب خۆرى سعودیه‌و هه‌موو سه‌له‌فى یه‌كى مه‌دخه‌لى.

وه‌ڵامێك بۆغوڵآمه‌كه‌ى مه‌لیك سه لمانی مه‌شروب خۆرى سعودیه‌و هه‌موو سه‌له‌فى یه‌كى مه‌دخه‌لى.

ئا: وه رزیر مصطفی

ئیسلام ئه‌وئاینه‌ ئاسمانیه‌ مه‌زنه‌ یه‌كه‌ به‌رنامه‌و په‌یامه‌كه‌ى خواى گه‌وره‌ داى رِشتووه‌و وه‌له‌لایه‌ن پێغه‌مبه‌رى ئیسلامه‌وه‌ بۆئێمه‌ چین له‌دواى چین به‌یه‌كترى گه‌یشتووه‌ تاوه‌كو گه‌یشتۆته‌ ده‌ستى ئێمه‌ له‌ ماوه‌ى بلاَوبوونه‌وه‌ى ئیسلامدا چه‌ندین رِێگرو ئاسته‌نگ هاتوونه‌ته‌ رِێى شوێكه‌وتووانى كه‌ هه‌ندێك له‌وئاسته‌نگانه‌ نه‌یاره‌كانى ئیسلام هۆى درووستكردنى بوون،به‌لاَم ده‌بێت ئه‌وه‌ مان له‌برنه‌چێت كه‌هه‌رله‌ناومسوڵمانان خۆشیاندا كۆمه‌ڵێك مرۆفى عه‌قڵ رِه‌شى جاش موخابه‌راتى په‌یدابوون و به‌درێژایى مێژووى ئیسلام به‌ئێستاششمانه‌وه‌ بوونه‌ته‌ هۆكارێك بۆكون كردنى كه‌شتى نه‌جات و به‌ختیارى ئیسلام و وه‌هه‌روه‌هانانه‌وه‌ى دووبه‌ره‌كى شه‌ق كردنى رِیزو كۆمه‌ڵى مسوڵمانان كه‌هه‌موولایه‌ك ده‌بێت باش بزانێت كه‌هه‌ركاتێك بوژانه‌وه‌یه‌ك له‌هه‌رجێگه‌وبسته‌خاكێكى داگیركراوى مسوڵماناندازیندووبوبێته‌وه‌ وگه‌شه‌ى كردبێت یان پیاوێكى موجه‌دیدو خاوه‌ن ته‌قواو خاوه‌ن عه‌قڵى مرۆف دروستكه‌ر به‌مانا مه‌عنه‌ویه‌كه‌ى ئه‌وكاته‌ كۆمه‌ڵێكى نه‌زانى عه‌قڵ وه‌ستاوى دۆگما لێى دێنه‌ پێش و به‌ناوى نوێ نه‌رى خواوه‌ له‌سه‌رزه‌وى ! ته‌كفیریان ده‌كه‌ن و ده‌بنه‌ میكرۆب و به‌لاَو فایرۆس بۆ به‌ره‌و پێش چوونى ئه‌و رِه‌وته‌ ئیسلامىیه‌ گشتگیره‌ خزمه‌تكاره‌.

كه‌ئه‌مه‌ش یان له‌دڵ رِه‌ى خۆیانه‌ یان ده‌ست له‌پشتیان دراوه‌ بۆئه‌وكاره‌ كه‌ده‌تووانم به‌به‌ڵگه‌ بۆتانى ئیسپات بكه‌م كه‌ئه‌مانه‌ كێن وكىَ دوژمنه‌ له‌لایان و كێش به‌دۆستیان ئه‌زانن و به‌شان وباڵیاندا هه‌ڵده‌ده‌ن یان خۆیان له‌ تاغوتیه‌ت و سته‌مكاری یه‌كانى ئه‌ودۆستانه‌یان بىَ ده‌نگ كردووه‌. به‌ڵىَ ئه‌م كاك حارسه‌ نازانم تۆبڵێى له‌دنیا گه‌یشتبىَ ئه‌مرِۆ تاكه‌ نوزه‌یه‌ك كه‌ هه‌بێت له‌كوردستاندا كه‌ پارێزگارى له‌ عه‌قیده‌و بیروباوه‌رِى مسوڵمانان ده‌كات ئه‌و ۳حیزبه‌  ئیسلامیه‌ن كه‌بچوكترین تاگه‌وره‌ترین ئه‌ندامیان بوونه‌ته‌ په‌رژین بۆ پارێزگارى كردن له‌به‌ها ئیسلامیه‌كان . ادامه خواندن وه‌ڵامێك بۆغوڵآمه‌كه‌ى مه‌لیك سه لمانی مه‌شروب خۆرى سعودیه‌و هه‌موو سه‌له‌فى یه‌كى مه‌دخه‌لى.

نشانه های ضعف یقین در مسلمین (مرض خطرناک و کشنده ­ای که افراد و امت­ها را از بین برده ­است )

نشانه های ضعف یقین در مسلمین (مرض خطرناک و کشنده­ ای که افراد و امت­ها را از بین برده ­است )

مؤلف: شیخ خالد حسینان (تقبله الله)
مترجم: ص. مهاجر

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمين والصلاه و السلام علی اشرف خلقه و خاتم رسله سیدنا محمد و علی آله و صحبه و من اهتدی بهدیه الی یوم الدین، وبعد:

همانا عامل اساسی که باعث می­شود، انسان به طور جدی و مستمر برای آخرت تلاش کند، یقین و اطمینانش به کسب ثواب و پاداش نیک در آخرت است. او به طور یقین می­داند که روز پایانی وجود دارد و آن روز قیامت و حساب، روز بهشت و جهنم و صراط و میزان است. پس یقین قطعی­اش باعث می­شود که به کاری که خداوند متعال بدان خشنود می­شود و از آن راضی است عمل کند و بر آن ثابت قدم باشد و به سرعت و رقابت وارانه به سمت خیرات در حرکت است.

پس این معادله و قاعده­ای است که آن را همیشه در ذهن و قلبت نگه­دار: هرگاه یقین به آخرت ضعیف شد، عمل و محصول برای آخرت ضعیف می­شود و هرگاه یقین به آخرت قوی شد، عمل و محصول برای آخرت قوی می­شود.

منظور از یقین و اطمینان، یقین به آخرت است. هرگاه بنده به دوباره زنده شدن، بازگشتن و هر آنچه در قیامت است، ایمان داشت، قلبش مانند منظرگاهی برای آن می­شود، مانند اینکه آن را می­بیند. خداوند متعال می­فرماید:

«وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» بقره ۴
«و به روز رستاخيز اطمينان دارند.»

پس هنگامی که ایمان بنده بیشتر شد و یقین در قلبش رسوخ و جا گرفت، گوئی که حقایق آخرت در روبرویش است و بهشت و جهنم را می­بیند و زندگی، اخلاق، افکار، راه و شیوه­اش و هر آنچه که در زندگی­اش است تغییر می­کند. بعضی از زاهدان گفته­اند: «فکر نکنم کسی در مورد بهشت و جهنم شنیده باشد، و لحظه­ای از حیاتش وجود داشته باشد که در آن با ذکر یا نماز یا قرائت قرآن یا احسان، به اطاعت از خداوند متعال نپردازد.»

در این مقاله از مرض خطرناک و کشنده­ای حرف می­زنم که افراد و امت­ها را از بین برده ­است و آن ضعف یقین است. از نشانه­هایی حرف می­زنیم تا انسان از آن برحذر و هوشیار باشد. همانا ضعف یقین باعث شده که بسیاری از مردم دچار مرض تنبلی و سستی شوند. با توفیق خداوند متعال از آن حرف می­زنیم: ادامه خواندن نشانه های ضعف یقین در مسلمین (مرض خطرناک و کشنده ­ای که افراد و امت­ها را از بین برده ­است )

گروه چند نفره انصارالاسلام در کدام سمت ایستاده است؟

گروه چند نفره انصارالاسلام در کدام سمت ایستاده است؟

به قلم: ابوخالد کردستانی

می دانیم که گروه فتاحی رسما خود را جزو دارودسته ی مافیائی جولانی قرار داده و مسئولیت نگهبانی در چند تپه را برای این جولانی  بر عهده گرفته است، البته این تصمیم را زمانی گرفتند که جولانی قصد خرج کردن مهاجرین را داشت و اینها پس از دادن چندین قربانی در حال تمام شدن بودند که در نهایت جهت حفظ ته مانده های خود به نگهبانی چند تپه می پردازند .

البته واضح است که جولانی بیعت شکن خائنی است که نوبتی تا به حال با اکثر گروههای مسلح پیمان بسته و بعد پیمان خود را که در راستای منافع خاص اربابانش نبوده شکسته و مستقیما فی سبیل ناتو (از کانال حکومت سکولار ترکیه) می جنگد. در هر صورت گروه کوچک فتاحی تابع سیاستهای جولانی است اما سوالی که برای اکثر دوستان ممکن است پیش بیاید اینکه: گروه محدود و چند نفره ی انصارالاسلام در کدام سمت ایستاده است؟

زمانی که جهاد از طریق یکی از «۳ابزار» به پیش نمی رود، «وضع موجود» ناشی از تفرق، مصیبتهای زیادی را بر همه تحمیل می کند که گروهها را مجبور می کند از مسیر اصلی جهاد منحرف شده و تابع وضعیتی شوند که ممکن است مخالف آن هم باشند .

در هر صورت گروه کوچک انصار از یکطرف خودشان را برادران دارودسته ی  خائن و مزدور جولانی می خوانند و از سوی دیگر با حراس الدین (شاخه القاعده ی سوریه) اطاق عملیات مشترک تشکیل داده و مشغول عملیات نظامی بر علیه حکومت مرکزی سوریه هستند . این در حالی است که دارودسته ی  جولانی یکی از  گروههائی را که باید از بین ببرد همین گروه القاعده ی سوریه و حتی تفکرات القاعده است و می بینیم که هم بزرگان آنها را دستگیر و زندانی نموده و هم آنها را تحویل حکومت سکولار و مرتد ترکیه داده و هم در حال جنگ با آنهاست !!

العریدی امیر  القاعده گروه جولانی را خائنین به جهاد شام می داند و امیران دارودسته ی  جولانی هم بر این باورند که العریدی به آنها خیانت کرده و از آنها جدا شده است .

حالا گروه کوچک انصار الاسلام برادر کدام گروه است ؟ خائنینی مثل دارودسته ی جولانی که فی سبیل ناتو بر علیه مسلمین جنگیده اند و می جنگند یا القاعده ای که امیراصلیش به طالبان (متحد ایران) در افغانستان بیعت داده و یک گروهش در سوریه با ایران و متحدین ایران و سایر گروههای مسلح سوری معارض دیگر در حال جنگ است؟!

آیا سرگردانی بدتر از این می توان برای یک گروه مسلح سراغ داشت ؟

 

شناخت سه نوع از سلفیت مجزا و مختلف تاریخی

شناخت سه نوع از سلفیت مجزا و مختلف تاریخی

ارائه دهنده:  ابوابراهیم هورامی

ما امروزه شاهد ظهور افرادی معلوم الحال تحت چتر سلفیت خاص نجدیت هستیم که سعی دارند با نام ائمه ی خیر القرون و استفادهی  کلی از نام سلفیت برای خود هم اعتباری به دست بیاورند و هم اهداف خاص خود را به پیش برند .

برای ممانعت از سوء استفاده ی چنین افرادی لازم است به صورت مختصر به اونع سلفیت موجود در تاریخ اسلام اشاره کنیم .

  • سلفیت خیر القرون

کسانی چون مالک بن انس، شافعی، احمد بن حنبل، سفیان بن ثورى، ابن ابى لیلى، داوودبن اصفهانى، ابن مبارک اسحاِ بن راهوى و حسین بن على کرابیى و… رحمهم الله بودند که به عنوان یک اندیشه و روش سامان یافته تجسم یافتند. عقاید اشعرى که بعدها به وجود آمد تلفیقى بود از عقاید و مکتب امام شافعی که با نوعى عقلانیت آنرا تعدیل کرده بود. چالشهاى بین متکلمان اشاعره و اهل حدیث به مرور تشدید شد و به انزواى سلفیت نخستین و غلبه اشاعره منجر شد.

  • سلفیت قرن هشتم

در این قرن بار دیگر ابوالعباس احمدبن عبدالحلیم معروف به ابن تمیمه و شاگردش ابن القیم جوزى باعث احیای مجدد نوعی از سلفیت گریدند که با نگرشی ضد صوفی گری و رافضی گری (غلات موجود در شیعه ی ۱۲ امامی) علاوه بر عقاید و افکارات سلفیت اول، مواردی در حوزه ی  توحید و بدعت  را نیز به سلفیت افزودند.

  • سلفیت خاص نجدیت آل سعود

در قرن دوازدهم هجری محمد بن عبدالوهاب نجدی بار دیگر تلاش کرد که نگرش خاص ابن تیمه رحمه الله را که چند قرن توسط علمای شافعی و حنفی و مالکی به حاشیه رانده شده بود در قالب سلفیتی جدید زنده کند و جانی دوباره به این اندیشه ببخشد، اما با افزودین هائی، که بزرگترین و خطرناکترین آن جدا کردن دستگاه حاکمه (آل سعود) از دستگاه علوم شرعی (آل شیخ) یا به زبانی دیگر تولید بدعتی جدید و نرم تحت عنوان جدائی دستگاه دین از دستگاه سیاست بود .

این نوع از سلفیت خاص آل سعود به تدریج حالت درباری به خود گرفت و تابع سیاستهای آل سعود و توجیه گر سیاستهای آل سعودی شده بود که خود آل سعود هم تابع سیاستهای کفار سکولار جهانی چون انگلیس و بعدها آمریکا گردید .

این نوع از سلفیت جدید تبدیل به مذهبی انعطاف ناپذیر شده است که با وسیع کردن دایره ی  بدعت و مشغول نمودن مسلمین به مسلمین، و سرگرم نمودن مسلمین به مسائل بسیار ریز شخصی،  و دور نمودن آنها از مسائل اساسی حکومتی، سیاسی، اجتماعی،  اقتصادی ، آزادیبخشی و…  مسلمین را تبدیل به ابزاری در دست حکومتهای دست نشانده ی کفار سکولار جهانی،  و عاملی جهت ایجاد جنگ روانی بر علیه مسلمین شریعت گرا و مجاهد کرده است.

واضح و آشکار است که این نوع از سلفیت درباری آل سعود بسیاری از خصلتهای نیکوی دو سلفیت قبلی را از خود دور کرده و تنها جهت فریب مریدان خود از نام افراد موجود در دو سلفیت قبلی استفاده ی ابزاری می کند و با شدت هر چه بیشتری از سوی تمام طاغوتهای منطقه ای و کفار سکولار جهانی بر علیه مجاهدین و اصلاحگران و تمام مخالفین طاغوتها و کفار اشغالگر مورد حمایت و پشتیبانی قرار می گیرد .

در حال حاضر سلفیت درباری خاص نجدیت به عنوان یک مذهب انعطاف ناپذیر همچون یک سد در برابر مسلمین و خادمی برای کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی عمل می کند که متاسفانه عده ای جاهلانه به تبلیغ این نوع از سلفیت به بهانه ی  مبارزه با بدعتها و شرکیات وزنده کردن سنتها و…. می پردازند غافل از اینکه در دام و مردابی افتاده اند که هر چه بیشتر فعالیت می کنند بیشتر به دین اسلام، خود و مسلمین صدمه می زنند .

 

 

استراتژی شکست خورده آمریکا در افغانستان و منطقه

استراتژی شکست خورده آمریکا در افغانستان و منطقه

به قلم: مسعود. ن.

 بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس و ستایش برای خداوند احد و سلام و درود خداوند بر خاتم پیامبران (صلی الله علیه و آله و سلم)

 

سرانجام پس از سه ماه رایزنی و مشاوره با بهترین پارتیزانهای آمریکایی و همچنین پس از چرتکه اندازیهای دور و دراز با مهمترین سیاستمداران و تئوریسینهای آمریکایی، هفته گذشته رئیس جمهور آمریکا استراتژی تداوم فعالیت نظامی خود را در کالج نظامی وست پوینت اعلام کرد.

ویژگیهای مهم این استراتژی را می توان بصورت زیر ذکر کرد:

افزایش نیروها: محوریترین قضیه این استراتژی پاسخ مسئول اداره آمریکا به ژنرالهای مسئول جنگ افغانستان مبنی بر ارسال نیروی کمکی است. استنلی مک کریستنال مدیر اصلی جنگهای خاورمیانه و افغانستان چند ماه پیش برای ارسال ۴۰ هزار نفر نیروی تازه نفس و آموزش دیده، اصرار فراوان داشت که در استراتژی جدید رئیس جمهور آمریکا این مهم با ارسال ۳۴ هزار نفر نیروی آمریکایی و درخواست ارسال ۶ هزار نفر دیگر از کشورهای اروپایی و ناتو لحاظ گردیده است. که تاکنون انگلس با اعلام ارسال ۵۰۰ نفر نیروی مجرب و کارآزموده تا پایان ماه میلادی جاری به سمت هلمند با این نقشه موافقت کرده است.

 آموزش نیروهای افغان: بر همگان معلوم است که رئیس جمهور آمریکا با شعار تغییر توانست کاخ سفید را فتح کند که تغییر مورد نظر در مورد افغانستان این بود که در سریعترین وقت ممکن جدول زمانی معقولی برای خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان همانند خروج آنها از عراق تهیه شود. رئیس جمهور آمریکا که هم اکنون ریاست حزب دمکرات را نیز بر عهده دارد، باید پایبندی خود را به این وعده تبلیغاتی ثابت کند. راهی را که مستشاران رئیس جمهور آمریکا به او پشنهاد می کنند، آموزش نیروهای افغانی بر مبادی دمکراسی آمریکایی است تا در آینده نه چندان دور خود افغانها بتوانند اهداف آمریکا را در افغانستان تحقق دهند و آمریکا نیز با خیال راحت جنگ با تندروهای! طالبان را به کرزای واگذار کند. آنچه در استراتژی جدید کاخ سفید در این باره اعلام شده، شروع زمان خروج اولین نیروهای آمریکایی و پیمان ناتو از افغانستان است که البته پس از ۱۸ ماه شروع می شود. این اصل در راستای شعار تغییر رئیس جمهور آمریکا محقق می شود تا بتوان با خروج نیروهای آمریکایی، آخرین ملزومات دمکراسی مزعوم خود را ادا نماید. و نیز از هزینه های سرسام آور جنگ بکاهد. مسئولیت آموزش نیروهای افغان به عهده نیروهای آمریکایی و ناتو و خصوصاً نیروهای متخصص بریتانیایی و استرالیایی است که هر دو این کشورها با ارسال نیروی خبره جدید برای تحقق این هدف موافقت کرده اند.

ادامه خواندن استراتژی شکست خورده آمریکا در افغانستان و منطقه