دارودسته ی  جولانی و ممانعت از نقد جرمهایشان به بهانه ی وحدتی که هرگز وجود نداشته و حساسیت وضع موجود

دارودسته ی  جولانی و ممانعت از نقد جرمهایشان به بهانه ی وحدتی که هرگز وجود نداشته و حساسیت وضع موجود

به قلم : ابوخالد کوردستانی

بارها شنیده و یا حتی دیده ایم  زمانی که :

از یکی از خیانتها، بیعت شکنیها، غدرها، اتحاد با کفار ناتو(از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) بر علیه مسلمین، اتحاد با گروههایی مثل گروهک زنکی و احرار و ارتش آزاد و … (که خود دارودسته ی  جولانی آنها را مجری برنامه های دموکراسی و سکولاریسم می داند و…) شرکت «عملی» در پیمانهائی چون آستانه، سوچی و…

از طرف مسلمین نسبت به دارودسته ی جولانی نقدی صورت می گیرد و سعی می شود مسلمین نا آگاه و اعضای فریب خورده ی آن آگاه گردند فورا مناصرین حیله گر و ساحران عوام فریب جولانی چون پاسخی برای این غدرها و خیانتها ندارند جهت فرار از پاسخ و در تحمیق نگه داشتن اعضاء و هوراداران جاهل خود می گویند :

وضع شام مناسب نقد کردن افراد و گروهها نیست، وضع حساس است، دشمن یورش آورده است، لازم است که وحدت صف حفظ شود و….

این در حالی است که خود این حیله گران به شدیدترین شیوه ی  ممکن،

  • هم مخالفین خود را مورد جنگ روانی شدید و اتهام قرار می دهند،
  • و هم با دشمنان قسم خورده مسلمین چون ناتو(از کانال حکومت سکولار ترکیه) متحد شده اند،
  • و هم به صورت هماهنگ با کفار و سایر گروهها بر علیه گروهی که مخالف آنها بوده وارد عمل شده اند
  • و هم نوبتی با اغلب گروهها متحد شده و بعد غدر و خیانت کرده اند و باعث تفرق در میان همین گروهها شده اند
  • و علاوه بر تمام این خیانتها «عملا» پیمان آستانه را جهت ایجاد منطقه ی عازله پذیرفته و تن به اجرای «عملی» پیمان سوچی میان روسیه و ناتو (از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) داده اند و با هر مسلمانی و جماعتی (مثل القاعده و انصار الدین و…)که با این طرحها مخالف باشد سر ناسازگاری و حتی جنگ دارند .  .

در اینجا مشخص است که بهانه هائی چون حساسیت وضع شام و حفظ وحدت و … جنگی روانی و شعارهائی عوام فریبانه  و بازی کثیفی با معیارها و ارزشهای مسلمین است جهت سرپوش نهادن بر تمام جرمها و خیانتهائی که دارودسته ی  جولانی در حق تمام مسلمین شام و بخصوص مهاجرین  و زنان و دختران آنها مرتکب شده اند.

این مجرمین با تمام این خیانتها و غدرهائی که مرتکب شده اند هنوز پیروان خود را در آرزو و  توهم نصر و پیروزی از طرف الله نگه داشته اند، در حالی که در مسیر شکست و ذلیلی و رسوائی بیشتر نزد الله و بندگان الله در حرکتند .

 

 چرا دین اسلام را انتخاب کردم ؟ سرگذشت مختصر یک تازه مسلمان

 

چرا دین اسلام را انتخاب کردم ؟ سرگذشت مختصر یک تازه مسلمان

ارائه دهنده :  ام ابراهیم انصاری

{وَاللّهُ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ} [البقرة : ۲۱۳]وخداوند هر کسی را که بخواهد به راه راست رهنمود مینامید.

در ابتدا بگویم چیزی که من الآن به آن رسیده ام بر گرفته از یک حالت اهمال وبی مبالاتی است. داستان زندگی من از زمانی شروع می شود که هنوز به دنیا نیامده بودم ،پدر ومادرم هر دو در یکی از کشور های اروپایی دانشجو بودند . نقطه اشتراک آنها فقط در عربی بودن آنها بود ، به خاطر همین وقتی که در دوران تحصیل پدر مسلمانم از مادر مسیحیم خواستگاری می کند ،یکی از شروط او ترک دین سابق خویش وروی آوردن به اسلام بعد از ازدواج آنها در اروپا سر می گیرد. هنوز شش ماه از ازدواج نمی گذرد که مشکلات تازه شروع می شود .

مادرم اسلام را به عنوان دین جدید نمی پذیرد وپدرم تصمیم می گیرد او را طلاق دهد ،چون یکی از شروط او از اول اسلام آوردن مادرم بوده است . در این ایام که پدر ومادر از هم جدا شدند ،مادرم حامله بود ومجبور می شود به کشورش باز گردد. وقتی بدنیا آمدم پدرم خیلی اصرار می کند که حضانت مرا به عهده بگیرد ،اما عاطفه واحساس مادر رانه، مانع می شود که مرا به پدرم بسپارد وبعد از اصرار فروان،پدرم نیز موافقت می کند ومرا نزد مادر مسیحیم می گذارد.

ارتباط من وپدرم در حد پولهایی که هر ماه برایم می فرستاد ویا تماسهایی که به خاطر مناسبتهای مختلف با من بر قرار می کرد،خلاصه می شود واحیاناً هر دو سال یکبار نیز موفق به دیدنش می شدم . البته اسم اسلامی وحامل شناسنامه ای از کشور متبوع پدرم بودم ،اما هیچوقت نفهمیدم که وطن پدرم کجا واقع شده ویا اسلام چگونه دین است وخیلی سؤالهای دیگر که سعی می کردم در کتابهای تاریخ یا جغرافیا جوابی برای سؤالهایم بیابم.

نزد مادرم که بودم در یک مدرسه فرقه کاتولیک درس می خواندم وبهمراه مادرم به کلیسا می رفتم. (۱۸) سال به این صورت گذشت، اسماً مسلمان بودم اما عبادتم بر اساس مبادی دین مسیحیت بود. درست است که در انجام فرائض درینیم اهمال به خرچ میدادم واصلا دوست نداشتم به کلیسا بروم،ولی همیشه خودم را بخاطر این سستی ملامت می کردم. راستش را بخواهید زندگی خسته کنند های داشتم . اکثر اوقات بیرون از خانه بودم ،اکثر اوقات در تفر یحات شبانه شرکت داشتم واز هر دو جنس دختر وپسر دارای دوستان متعدد بودم ، البته برای مادرم زیاد مهم نبود ،فقط بعضی مواقع نصیحتم می کرد،بعد از انتهای دوره دبیرستان با رتبه ممتاز تصمیم گرفتم به دانشگاه بروم،اما در دانشگاه شهری که من ومادرم زندگی می کردیم ،رشته مورد نظرم را نیافتم. ادامه خواندن  چرا دین اسلام را انتخاب کردم ؟ سرگذشت مختصر یک تازه مسلمان

روشنگری مختصری از جوامع جاهلی و جاهلیت حاکم بر سرزمینهای مسلمان نشین در آثار سید قطب

روشنگری مختصری از جوامع جاهلی و جاهلیت حاکم بر سرزمینهای مسلمان نشین در آثار سید قطب

به قلم : ابوابراهیم هورامی

یکی از دسیسه های کفار علیه شریعتهای آسمانی این بوده است که به موازات شریعت صحیحی که وجود دارد نمونه ای تقلبی و مسخ شده از همان شریعت را به پیروان نشان دهند که با منافع و خواسته های آنها هماهنگی بیشتری داشته باشد، و این نمونه ی مسخ شده و آلوده پیروان را چنان ضعیف و بیمار گرداند که توان رویاروی با دشمن اصلی را نداشته و تهدیدی برای منافع و حاکمیت آنها نباشند، و مسلمین به نوعی زندگی کنند که به جامعه ی  جاهلیت این کفار شبیه باشند تا به جامعه ی  اسلامی خواسته شده در قانون شریعت الله .

اگر «پولس» یهودی همین جریان موازی را در میان نصرانیت به وجود آورد هم اکنون آمریکا از کانال آل سعود و با اتکاء به سلفیت درباری آن نوعی از اسلام را ارائه داده است که قصد دارد با جایگزین کردن آن به جای اسلام محمدی همان نقش را برایشان بازی کند . البته در میان مذاهب هم همین بازی ها را در آورده اند . قادیانیت به جای مذهب حنفی، اخوان الشیاطین (جریان انحرافی حرکت مبارک اخوان المسلمین) در میان شافعی و حنفی ها، شیعه ی انگلیسی به جای شیعه ی ۱۲ امامی  و….

به همین دلیل است که سید قطب رحمه الله چند دهه قبل از نوعی از اسلام مسخ شده و ناقصی تحت عنوان اسلام آمریکائی صحبت کرده، که این اسلام آمریکائی با گسترش دایره ی بدعت و تعاریف خاص از اصطلاحات شرعی سعی دارد مسلمین را به مسلمین مشغول نموده و مسلمینی را تولید کنند که در امور سیاسی، اقتصادی، و مبارزه با استعمار گران و …. جاهل و غافل مانده و همچون یک ابزار در دست کفار سکولار و اشغالگر خارجی مثل آمریکا و دست نشاندگان محلی آن درآیند .

سيد قطب رحمه الله درباره اسلام آمریکایی  می گوید: ”  اسلامی را که آمریكا و  همپیمانهایش برای شرق می خواهند، آن اسلامی نیست که در مقابل استعمار و طاغوت مقاومت کند، بلکه اسلامی است که فقط در مقابل كمونیسم قیام نماید و با آن دشمنی كند.

آنها نمی خواهند اسلام حکومت کند و حكومت اسلامی را تحمل نمی کنند، زیرا که اگر اسلام حاكم باشد و فرمانروایی كند، ملت ها را به شکلی دیگر – برخلاف میل آمریکا – تربیت می کند ، و آنگاه مردم می دانند که باید صاحب قدرت باشند، استعمارگر را نپذیرفته و بیرونش كنند ، و می فهمند که کمونیسم آفتیست مانند استعمار و هر دو دشمن و تجاوزگرند.

آمریکا و همپیمانهایش برای شرق «اسلامی آمریکایی» می خواهند که فقط به منع  زاد و ولد، حضور زنان در پارلمان، و شکننده های وضو فتوا دهند . و هرگز در مورد اوضاع اجتماعی، اقتصادی و نظام مالی ما بحث نکنند . و در مسائل سیاسی، قومی و آنچه که ما را باهم وصل می کند و عیبها را برطرف می سازد، نه سخن بگویند و نه فتوایی صادر کنند و قانون گذاری، صدور حکم بر مبنای اصول و ثوابت اسلامی و تفوّق طلبی برای اسلام ممنوع است ، و نوشتن، سخن گفتن و صدور فتوا در مورد آن جایز نمی دانند.”

در اینجاست که فرانسیس فوكویاما فیلسوف و نظریەپرداز استراتیژیك آمریكا  در اوائل سال ۲۰۰۲م در مورد پروژه «اسلام آمریکایی» می گوید: ” اسلام در جهان، تنها تمدنی است که با مدرنيسم غربی مشکل دارد ، و آن را نمی پذیرد . جهان اسلام در سال های اخیر شاهد ظهور حرکت های اصولگرایانه ای بوده که سیاست های غربی را نمی پذیرند که هیچ، بلکه اساس مدرنیسم که نظام لائیک و غیر دینی است را رد می کنند. پس باید تحول اساسی از درون اسلام آغاز گردد. مسلمانان باید موضع خود را مشخص کنند که آیا با مدرنیسم و حاکمیت لائیک می خواهند کنار بیایند و با مسالمت زندگی کنند؟ یا خیر؟ ”

این استراتژی اصلی کفار سکولار جهانی و دست نشانده های محلی آنها در برخورد با قانون شریعت الله و شریعت گرایان است که با تحمیل دین و قوانین سکولاریسم به جای قوانین شریعت الله و با آلوده کردن عقاید و باورهای مردم، فرهنگ و جامعه ای شبیه به جوامع خود را بر سرزمینهای مسلمین تحمیل کرده اند، و مسلمین را در اکثر رفتارهای ظاهری شبیه خود کرده اند .

چون هم حاکمیت به واسطه ی حکام دست نشانده مال همین کفار سکولار جهانی است و هم قوانین حاکم بر سرزمینهای مسلمان نشین بر اساس دین سکولاریسم بنا شده است، به همین دلیل اطاعت کردن و فرمان پذیر بودن و پاداش دادن و مجازات کردن هم بر اساس همین قوانین و توسط همین حکومتها صورت می گیرد  و رفتارهای مردم هم تابع همین قوانین و حاکمیتی است که با زور اسلحه یا با تبلیغات ساحران فرهنگی و عقیدتی بر آنها تحمیل می شود .

مجموعه ی این عوامل باعث شده اند که سرزمینهای مسلمان نشین مشمول « “الناس علی دین ملوکهم“؛ مردم به روش و قوانین حاکمان و پادشاهان خویش زندگی می کنند»[۱] گردند . و این منطبق شدن مردم با روشها و قوانین جامعه اکثرا اجباریست و بر مسلمین تحمیل شده ، اما در هر صورت این رفتار و تطبیق چه اختیاری باشد چه اجباری در ظاهر  با آنچه که اسلام فرموده متفاوت است و بیشتر شبیه رفتار و فرهنگ جاهلیتی است که کفار سکولار جهانی بر مسلمین تحمیل کرده اند .

سید قطب در مورد چنین جوامع آلوده ای می گوید :

“ما مردم را تکفیر نکرده ایم و گفته ما را تحریف کرده اند بلکه ما می گوییم: که مردم در نشناختن حقیقت عقیده و مفهوم راستین آن و دوری از سبک زندگی اسلامی، حالتی شبیه به جوامع جاهلی دارند”. [۲]

این همان چیزی است که سید قطب رحمه الله در این زمینه گفته است اما توسط مروجان اسلام آمریکائی و ساحران دین فروش سلفیت درباری آل سعود و مقلدین جاهل آنها چنان تحریف شده به مردم ارائه می گردد که انگار سید قطب رحمه الله همه ی  مسلمین را تکفیر کرده است !!.  سبحانك هذا بهتان عظيم

 

……………………

[۱] سعید بن مسیب رضی الله عنه می فرماید : الناس علي دين ملوكهم إلا من أنكر وكفر بهم.

[۲] سید قطب ، “لماذا أعدموني” «چرا اعدامم کردند»،  ص ۲۲

گوشه ای از تفکر حاکم بر پاسدارانی که خداوند آن ها را برای دفع موقتی مرتدین به مکریان و اردلان هورامان فرستاد

گوشه ای از تفکر حاکم بر پاسدارانی که خداوند آن ها را برای دفع موقتی مرتدین به مکریان و اردلان هورامان فرستاد

به قلم: ابوسلیمان هورامی

در ابتدای امر بر گفتاری از سخنرانی های آیت الله خمینی که راهنمای عمل پاسدارها و دیگر ارگان ها بود اشاره می کند که می گوید:

« وظیفه ی ماست که در مقابل ابر قدرت ها با سیستم و قدرت ایستادن هم داریم به شرط این که روشن فکران دست از غرب و شرق و غرب زدگی و شرق زدگی بردارند، ما با کمونیسم بین الملل به همان اندازه در ستیزیم که با جهان خواران غرب به سرکردگی آمریکا و با صهیونیسم و اسراییل شدیداً مبارزه می کنیم… ما باید حساب مان را با قدرت ها یکسره کنیم و به آن ها نشان دهیم که با تمام گرفتاری های مشقت باری که داریم با جهان برخوردی مکتبی می نماییم. جوانان عزیز که چشم امید من به شماست با یک دست قرآن و با دست دیگر سلاح را برگیرید و چنان از حیثیت و شرافت خود دفاع کنید که قدرت تفکر علیه خود را از آنان سلب نمایید… .

شما احتمال این را ندهید که تفنگ و ژ۳ و مسلسل شما پیروز شده است، مقابل شما بالاتر از این را داشتند، شما اندک داشتید و آن ها بسیار، لاکن آن چه که شما را پیروز کرد و می کند آن ایمان شماست و آن اخلاص شماست که در شما هست و در آن ها نیست شما برای خدا در میدان ها وارد می شوید و آن ها برای شیطان، آن ها حزب شیطان اند و شما حزب خدا، آن چه شما را در دو جبهه پیروز کرده و می کند ان شاء الله جبهه ی باطنی و نفسانی و جبهه ی جنگ با گروه شیطانی آن اخلاص و ایمان شماست که شما را پیروز می کند… .

شما در تمام ابعاد پیروز هستید و شما در تمام جهان معنوی و مادی پیروز هستید و شما در طول تاریخ پیروز هستید و پیروزی شما پشتوانه ی پیروزی مستضعفین جهان است. در طول تاریخ شمایی که با آغوش باز و بازوی گشاده به طرف الله و به طرف لقاء الله و به طرف شهادت می روید پیروز هستید چه در میدان جنگ پیروز بشوید و می شوید چه خدای نخواسته شکست بخورید و نخواهید خورد، شما آن چیزی را که همراه دارید دشمنان شما ضد آن را همراه دارند، شما رضای خدا را همراه دارید و آن ها سخط خدا را، شما ایمان را همراه دارید و آن ها طرفداری از کفر را، شما آرامش قلبی دارید و در این جنگ با آرامش با خاطر آسوده با این ایده که اگر شهید بشوم پیروزم و اگر هم پیروز بشوم پیروزم شما این را دارید و آن ها از مرگ فرار می کنند. بین این دو طایفه بسیار فرق است… .»[۱]

« و سپاه نماینده ی خط امام در جبهه ها بود. »[۲] در طرف دیگر با همین پیروان خط رهبری تهران مواجه می شویم که یکی از نشریات مارکسیت های فدایی خلق ایران آن ها چنین معرفی می کند:

روز سه شنبه ۳۰ مرداد ۵۸ در گفتگویی با پاسداران، یکی از آن ها علت آمدن شان را به کردستان این طور تعریف کرد که: « قبل از آمدن آن ها را از زیر قرآن رد کردند و آخوندی به آن ها گفته است که شما برای جنگ با کفار و روس ها می روید هرچند نفر از آن ها را بکشید به همان تعداد دفعه به بهشت می روید و گفته بود تا می توانید بکشید، چون اگر زخمی شوید آن ها سر شما را می برند. »

یکی از فرماندهان ارشد سپاه نیز جو حاکم را این چنین تعریف می کند که: ادامه خواندن گوشه ای از تفکر حاکم بر پاسدارانی که خداوند آن ها را برای دفع موقتی مرتدین به مکریان و اردلان هورامان فرستاد

پیام شیخ اسامه بن لادن رحمه الله درمورد ایجاد تغیرات آب و هوایی جهان و خطرات آن و وظیفه ما

پیام شیخ مجاهد اسامه بن لادن تقبله الله در مورد ایجاد تغییرات آب و هوائی جهان و خطرات آن و وظیفه ی ما

ارائه دهنده : محمود جاف

ستایش وسپاس برای الله است،آن کس که کائنات را برای پرستش خالصانه خود خلق کرد و آنها را به اتباع خیر و اجتناب شر فرمان داد و آنان را از فساد وخرابکاری در خشکی ودریا نهی نمود. اما بعد…

این نامه سرگشاده ای است خطاب به تمامی مردم جهان درباره مسببین(عامدان یا غیر عامدان) ایجاد تغیرات آب و هوایی جهان و خطرات آن و وظیفه ما در این وضعیت.

سخن گفتن از تغییرات آب و هوایی سرگرمی فکری نیست بلکه حقیقتی واقعی می باشد و کوشش برخی صاحبان طمع کار ابرشرکت ها برای مشوش کردن این قضیه،مانع برزو حقیقت نخواهد شد.آثارگرم شدن زمین تمام قارات دنیا را در بر گرفته است، از سویی قحطی و بیایان افزایی روز به روز بیشتر می شود و از سوی دیگر طغیان آب رودخانه ها و سیل آبهای تند و تند بادهای مهیب که قبلا در هر چند دهه بیشتر از یک بار دیده نمی شد اما اکنون درهر چند سال تکرار می شود علاوه بر جزایری که با سکوت و آرامش در آب غرق شده و زیر اقیانوس ها مدفون می شوند و اوضاع طبیعت  با سرعت در همین مسیر پیش می رود.

تحقیقات مراکز مختص به امور مهاجرین از یک میلیارد آواره ای سخن می گویند که در خلال چهار دهه آینده در نتیجه همین تغییرات آب وهوایی،از سرزمین های مادریشان فرار خواهند کرد.

سخن من درباره راه حل های جزئی برای تقلیل زیان های گرم شدن زمین نیست بلکه می خواهم از حل ریشه ای این بحران سخن بگویم.

پیش روی جهان، آمارهای حیرت آوری از اعداد بزرگ قربانیان تغییرات آب و هوایی جهانی وجود دارد ،برخی از آنها از گرسنگی و برخی با غرق شدن مرده اند.در همان سالی که هانسن بزرگترین دانشمند سازمان ناسا،خطر گرم شدن زمین را هشدار داد ، فقط در بنگلادش در اثر طغیان ها صد و چهل هزار نفر کشته و بیست وچهار میلیون نفر آواره شدند و از همان روز قربانیهای تغییرات آب و هوایی جهان ادامه دارد،پس باید مشخص شود که مسببین این واقعه چه کسانی هستند و تعامل با آنها چگونه باید باشد؟

تمام کشورهای صنعتی-بخصوص کشورهای پیشرفته تر-مسؤول بحران افزایش گرمای زمین هستند البته بسیاری ازاین کشورها پیمان کیوتو را امضاء و بر محدودیت گازهای گلخانه ای توافق کردند اما بوش و قبل از او سنا ،این پیمان را برای ارضاء ابر شرکتها نپذیرفتند،پس اینان جنایتکاران حقیقی  عامل تغییرات آب و هوایی جهانی هستند.

و این اولین جنایتشان در حق بشریت نیست ،همین ها  مسبب بحران اقتصادی جهانی فعلی هستند و خود اینان مسؤول مضاربه واحتکار و گرانی هستند و نیز خود اینان مسؤول جهانی شدن وتبعات خطرناک آن می باشند که موجب اضافه شدن ده ها میلیون یه لیست فقراء و بیکاران شده است.

سپس زمانی که جنایتکاران در شر اعمال شان گرفتارمی شوند رؤسای دول به سرعت برای نجات آنها با استفاده از بیت المال اقدام می کنند و به این ترتیب اموال مردم را دوبار به ناحق می گیرند،یک بار با کلاه برداری واحتکار شرکت های بزرگ اقتصادی و بار دیگر با کلاه برداری و سلطه حکومتها.بسیاری از سرمایه داران بزرگ دچار فجور و قسوت قلب و سنگ دلی وبی رحمی هستند برای همین به مصائب بشری که از فعالیتهای افتصادی آنان بوجود می آید، اهمیتی نمی دهند.

با اینان سخن گفتن و برگزاری کنفرانس ها و تظاهرات فایده ای در پی ندارد. هانسن سخن گفت و آمریکاییان را از خطر افزایش گرمای زمین در سال ۱۹۸۸میلادی هشدار داد ولی عکس العملی نشان ندادند ، در مورد کنفرانسها نیز ؛در پایان قرن گذشته کنفرانس کیوتو برگزار شد وبه آن هم عکسالعملی نشان ندادند و تظاهرات نیز؛حتی بزرگترین تظاهرات ها هیچ فایده ای نداشت و طمعکاری و ظلمشان را متوقف نکرد چه برسد به تظاهرات معمولی. ادامه خواندن پیام شیخ اسامه بن لادن رحمه الله درمورد ایجاد تغیرات آب و هوایی جهان و خطرات آن و وظیفه ما

بزرگترین ضربه ی هوائی به نیروهای اشغالگر آمریکا در ولایت کاپیسا در افغانستان

بزرگترین ضربه ی هوائی به نیروهای اشغالگر آمریکا در ولایت کاپیسا در افغانستان

 

کاپیسا: یک فروند هلیکوپتر شینوک امریکایی در تگاب سرنگون گردید وتمام سرنشینان آن کشته شدند

بر اساس خبر، مجاهدین امارت اسلامی در جریان عملیات سریع الخندق، یک فروند طیاره هلیکوپتر عساکر اشغالگر امریکایی را درمنطقه نالیان ولسوالی تگاب ولایت کاپیسا هدف قرار دادند وسرنگون ساختند.

طیاره دشمن حوالی دیشب هنگام هدف قرار گرفت وسرنگون گردید که غرض چاپه به آن منطقه آمدند.

خبرمیگوید که طیاره دشمن میخواست نشست نماید که هدف قرارگرفت و درشعله های آتش فرو رفته حریق گردید.

براساس معلومات تمام سرنشینان امریکایی آن که ممکن تعداد آنان به ده ها برسد کشته شدند.

خبرمیگوید که در همچو هلیکوپترها  معمولا از ۴۰ تا ۶۰ تن اشغالگر امریکایی برای چاپه ها انتقال داده میشوند.

قابل ذکر است که طی یک هفته گذشته این سومین هلیکوپتر دشمن است که درمناطق مختلف کشور هدف قرار میگرد ونابود میگردد.

طبق معلومات،اکنون منطقه توسط دشمن محاصره است ودیگر طیارات امبولانسی امریکایی ها وطیارات دفاعی آنان به ساحه رسیده  وامریکایی ها مصروف جمع آوری وانتقال اجساد کشته های شان هستند.

امریکایی ها همواره  در همچو حوادث از تلفات شان انکار می ورزند  ووقوع چنین حادثه را نمی پذیرند ویا آن را نشست اضطراری میخوانند وتلفات شان را پنهان میکنند.

ذبیح الله مجاهد سخنگوی امارت اسلامی

۲۵/۳/۱۴۴۰هـ ق

۱۲/۹/۱۳۹۷هـ ش ــ ۲۰۱۸/۱۲/۳ م

پاسخی به اشغالگران آمریکائی  و مزدورانش : ملت مجاهد افغانستان حق دارد اشغالگران را از هر راه ممکن از کشور خود بیرون کند.

پاسخی به اشغالگران آمریکائی  و مزدورانش : ملت مجاهد افغانستان حق دارد اشغالگران را از هر راه ممکن از کشور خود بیرون کند.

 

سخنگوی امارت اسلامی در مورد حرفهای وزیر دفاع امریکا می گوید: نشریهء غربی «ملتری تایمز» از زبان جیمز میتس، وزیر دفاع امریکا نوشته است که امریکا خواهان حل مشکل افغانستان است، اما طرحی برای اخراج نیروهای خود از آن کشور ندارد.

میتس این حرف ها را در نشست دفاع ملی ریگان ابراز داشته است.

امارت اسلامی به وزیر دفاع امریکا و دیگر مقامات امریکایی واضح می سازد که ملت مسلمان و غیور افغانستان مصمم هستند که نیروهای اشغالگر امریکایی را وادار می سازند تا از افغاستان بیرون شوند.

امارت اسلامی اگر از راه های سیاسی نیز برای اخراج امریکایی های اشغالگر تلاش می کند، هرگز به معنای این نیست که به امریکایی های اشغالگر در عرصهء نظامی چیزی گفته نمی شود و یا بیرون شدن و نشدن از افغانستان، در اختیار جنرالان امریکایی می باشد !!؟

امارت اسلامی به امریکا فرصت داده است، اگر از راه بی مصرف سیاسی می خواهد به اشغال افغانستان نقطهء پایان بگذارد و نگرانی های مشروع خود را رفع بکند، ما آمادۀ این فرصت هستیم. اما اگر مقامات و جنرالان امریکایی به این فکر باشند که نیروهای اشغالگر شان در افغانستان مستقر می باشد و برای آن ها اجازه داده می شود که در این جا زندگی آرام داشته باشند، پس باید یکبار دیگر بر این فکر خود تجدید نظر بکنند.

ما از راه جهاد نه خسته و نه هم نا امید می شویم. مجاهدین امارت اسلامی تا خروج آخرین عسکر اشغالگر امریکایی به مبارزه و جهاد مسلحانهء خود ادامه می دهند.

خطای بزرگ مقامات نظامی امریکا این است که از راه تعقل و منطق پیش نمی روند، همواره از زورگویی کار می گیرند و زور در هر جا نتیجه نمی دهد. ملت مجاهد افغانستان حق دارد که اشغالگران را از هر راه ممکن از کشور خود بیرون بکنند. در طی یک قرن اخیر، دو بار دیگر نیز اشغالگران (انگلیس ها و شوروی ها) را به فرار از افاانستان وادار ساخته اند، امریکایی ها باید تاریخ ما را بخوانند و عبرت بگیرند.

 

ذبیح الله مجاهد سخنگوی امارت اسلامی

 

۲۴/۳/۱۴۴۰هـ ق

 

۱۱/۹/۱۳۹۷هـ ش ــ ۲۰۱۸/۱۲/۲م

خبر دو کشته از حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان در هلمند و ننگرهار : یکی باعث مباهات و قوت قلب و دیگری باعث شرم و برائت

خبر دو کشته از حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان در هلمند و ننگرهار : یکی باعث مباهات و قوت قلب و دیگری باعث شرم و برائت

به قلم : ابوصلاح الدین الکوردی

در خبرها آمد که «حاج عبدالمنان آخند»  والی امارت اسلامی افغانستان در استان هلمند شب گذشته در بمباران جنگنده های آمریکایی به شهادت رسید. این فرمانده ی رشید در مدت فرماندهی خود توانست بیشتر از ۹۵درصد از خاک استان هلمند را از کفار سکولار خارجی به رهبری آمریکا و انگلیس و نوکران آنها پاک نموده و این استان را به یکی از مراکز بزرگ پشتیبانی از مجاهدین در خاک افغانستان تبدیل نماید .

مرگ این فرمانده باعث قوت قلب و افتخار برای سایر مجاهدینی است که می بینند فرماندهانشان همچون آنها در میدانهای جهاد و در راه تحکیم شریعت الله کشته می شوند و فرقی بین مجاهد ساده با فرمانده و والی وجود ندارد . به همین دلیل است که در بیانیه ی امارت اسلامی طالبان آمده است که :

«الحاج ملا عبدالمنان آخند به حیث یک قدوه و نمونه در قلب های مجاهدین ما باقی می ماند، دلاوری و شجاعت او برای دیگران درس می باشد، شهید عبدالمنان آخند همچون خودش صدها تن بزرگان و افراد جهادی تربیه کرده است که جهاد و مبارزه در برابر دشمنان اشغالگر و مزدور را به وجه احسن به پیش می برند. و لله الحمد.

دشمن هم باید فکر نکند که با شهادت بزرگان ما، ارادۀ ما را ضعیف می سازند و یا هم پیشرفتی خواهد کردند، بلکه برعکس شهادت بزرگان، احساسات و جذبات مجاهدین ما را دیگر هم به جوش و خروش می آورد و مبارزۀ شان را در برابر اشغالگران و غلامان شان شدت می بخشند. ان شاءالله تعالی »[۱]

در برابر این الگوهای افتخار آفرین ما در همین روز شاهد دستگیری و اعدام جوان مجاهدی توسط «دوله» در چپرهار واقع در استان ننگرهار بودیم  که «دوله» علت اعدام این جوان را عضویت در طالبان بیان کرده بود . و چون طالبان را بدون رعایت ضوابط شرعی و جاهلانه مرتد می دانند پس این جوان هم به جرم واهی ارتداد بدون پذیرش توبه از آن و… اعدام می شود !!

کشته شدن والی هلمند («الحاج ملا محمد رحیم» معروف به «الحاج ملا عبدالمنان آخند ») توسط کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا مایه ی افتخار  و قوت قلب و کشته شدن همزمان و غدرانه ی این جوان مسلمان در ننگرهار توسط جماعت دوله باعث شرم و خجالت و بیزاری از چنین جنایتی است که تنها می توان گفت : اللهم انی ابراء الیک مما صنع الجماعه البغدادی . اللهم أبرأ إليك من فعل هؤلاء، و ابرا الیک ممن قتل المسلمین بغیر حق.

پروردگارا من از  این کار جماعت بغدادی بیزارم و از آن تبراء می کنم . پروردگارا من از این کارهائی که جماعت بغدادی انجام می دهند بیزارم، و از هر کسی که مسلمین را به ناحق می کشد بیزارم و از آن تبراء می جویم .

 

 

……………………..

[۱] امارت اسلامی افغانستان/ ۲۴/۳/۱۴۴۰هـ ق/۱۱/۹/۱۳۹۷هـ ش ــ ۲۰۱۸/۱۲/۲م

 

 

چاپه ها و بمبارهای کورِ دشمن و موقف امارت اسلامی افغانستان

چاپه ها و بمبارهای کورِ دشمن و موقف امارت اسلامی افغانستان

ابوعمر بلوچی

در این روز ها رژیم اجیر کابل تبلیغات گسترده ای را در راستای مذاکرات صلح با امارت اسلامی شروع کرده و در «ژنو» دم از تشکیل هیئت مذاکره کننده زده است، در حالی که گفتگوهای صلح از سطح اختیارات رژیم دوسره خیلی بالا است، رژیم دوسره نمی تواند در این مورد اصلا فکر کند، چه برسد به تصمیم گیری و مذاکرات.

رئیس ادارۀ کابل برای اینکه بتواند در مذاکرات خیالی و پوشالی (در حالی که می داند امارت اسلامی به هیچ وجه با رژیم دست نشانده مذاکره نمی کند) دست بالای داشته باشد به هر نوع جنایت دست می زند، چنانکه به تاریخ ۲۵ نومبر در منطقۀ میان ابدو در مربوطات ولسوالی دهراوود ولایت ارزگان در جریان عملیات شبانه، ۳ خانهء مردم ملکی را تخریب کردند و ۲۰ تن غیر نظامیان بشمول زنان، اطفال، موی سفیدان و ملا امام قریه (ملا اسماعیل آخند) را بشهادت رساندند. علاوه از این، دو فرد ملکی را زخمی نمودند و یک تن را بازداشت کرده، با خود برده اند.

سه شب پس از جنایت ارزگان، ظالمانِ از خدا بی خبر جنایت هولناک دیگری را در تاریخ سیاه جنایات خود ثبت کردند. شب چهارشنبهء گذشته، نیروهای صلیبی با حلقه به گوشان داخلی شان بر یک خانه ملکی در ولسوالی گرمسیر ولایت هلمند حمله کردند و ۲۳ تن از افراد ملکی بشمول ۶ مرد و ۱۷ نفر زنان و کودکان خوردسال را به شهادت رسانیدند، تا گویا در مذاکرات صلح دست بالایی داشته باشند !

رژیم کابل و در رأس آن اشرف غنی برای محکم کردن صندلی قدرت نمائشی خود و مشروع جلوه دادنِ ادارۀ نامشروع خود و برای راضی نگه داشتن اربابان خارجی خود همه روزه در حال ریختن خون بی گناهان در سرتاسر این کشور است.

امارت اسلامی برای دفاع از ارزش های اسلامی و انسانی و برای پایان دادن به اشغال کشور عزیزمان، بیش از هفده سال است که مشغول مبارزه و جهاد مقدس است، و در این مدت تمام سعی و تلاش خود را بکار برده است.

در این راستا با ایجاد کمیسیون های مختلف، منجمله کمیسیون جلوگیری از تلفات ملکی سعی دارد گراف تلفات ملکی را که از سوی مجاهدین رخ می دهد به صفر برساند. ادامه خواندن چاپه ها و بمبارهای کورِ دشمن و موقف امارت اسلامی افغانستان

اما و اگرهائی در مورد شهادت جمعی از علماء و طلبه ها در زندان دیوان امن دوله

اما و اگرهائی در مورد شهادت جمعی از علماء و طلبه ها در زندان دیوان امن دوله

به قلم : ابوصلاح الدین الکوردی

پس از آنکه جمعی از علمای مجاهد و طلبه های علوم شرعی به اتهاماتی چون «شق صف و تجزیه طلبی، تحریک بر علیه امراء و ایجاد فتنه» توسط امنی های دوله دستگیر و روانه زندانهای دوله شده بودند ، درخواستهای زیادی برای آزادی آنها صورت گرفت . چون احتمال بمباران شدن این زندانها و مراکزی که متعلق به دیوان امن دوله بود می رفت .

با آنکه عده ای از آگاهان علت زندانی شدن این دسته از علماء و طلبه های علوم شرعی را بیان عقاید صحیح القاعده ی شیخ اسامه بن لادن تقبله الله و پرهیز از تکفیر عام القاعده و مباحثی در زمینه ی  آزادی شرعی بیان می دانند ، اما همه بر این نکته متفق هستند که علت زندانی شدن این شیوخ و طلبه های علم بیانات آنها و تفکرات آنها بوده است نه اینکه مسلحانه اقدامی انجام داده باشند و یا جرمی مرتکب شده باشند. این علماء و طلبه های علوم شرعی اقدام به نقد شرعی و آسیب شناسی برخی از عقایدی کرده اند به امید اینکه خدمتی به دوله و جامعه ی مسلمین در مسیر اصلاح کرده باشند .

اگر این برادران نقد کرده اند و سخنی گفته اند لازم است با سخن و نقد بهتر با آنها برخورد می شد نه با زندانی کردن و بستن دهان و شکستن قلمهای آنان .

با این وجود و با وجود درخواستهای مکرر مبنی بر آزادی این دسته از علماء و طلبه های علم شرعی اما دوله آنها را آزاد نکرد تا اینکه صبح روز چهارشنبه ۲۰ربیع الاول سال ۱۴۴۰ هجری قمری (۲۸ نوامبر ۲۰۱۸ نصرانی) از دیوان امن دوله خبر رسید که زندانی که این اشخاص در آن نگهداری می شدند توسط موشکهای آمریکا و متحدینش مورد هدف قرار گرفته و همه ی این اشخاص کشته شده اند که اسامی عده ای از آنها به قرار زیر است :

  • فضیله الشیخ المجاهد : اب حفص الهمدانی – تقبله الله –
  • فضیله الشیخ المجاهد :ابی مصعب الصحراوی – تقبله الله –
  • فضیله الشیخ المجاهد : ابی اسامه الغریب – تقبله الله –
  • فضیله الشیخ المجاهد : ابو عبد الرحمن الزرقاوي
  • فضیله الشیخ المجاهد : ابو محمد المصري
  • فضیله الشیخ المجاهد : ابو منذر الحربي
  • فضیله الشیخ المجاهد : ابو عبد الرحمن الغريب
  • فضیله الشیخ المجاهد : ابو عبادة الشامي
  • فضیله الشیخ المجاهد : ابو مروان المصري
  • فضیله الشیخ المجاهد : ابو عيسى المصري (الضرير)
  • و…

اینها بخشی از اسامی شیوخی است که منتشر شده اند اما تعداد همه ی این علماء و طلبه ها نیست . نکته ی  قابل توجه و تاسف انگیزتر این رویداد این است که بر بدن این اشخاص نشانه هائی از شکنجه و ضرب دیدگی دیده شده ، به همین دلیل «دیوان امن» دوله تحت شرایط امنی شدید اقدام به دفن سریع آنها نموده است .  انا لله و انا الیه راجعون . و حسبنا الله و نعم الوکیل

 

تمام این اقدامات بعد از آن صورت می گیرد که مرکزی تحت عنوان مجلس شورای  یا «ديوان الخليفة ونوابه» شکل گرفته که با تحمیل «تفسیری خاص از سلفیت خاص نجدیت» به نحوی اقدام به تحمیل عقیده و تفتیش عقاید  و پاکسازی های غیر شرعی و در نهایت انگیزاسیونی به سبک قرون وسطای نصرانیت نموده است .

در اینجاست که باید کمی تامل کرد که این جریانی که توسط ابوبکر بغدادی راه افتاده متعلق به «مذهب سلفیت خاص نجدیت» است یا متعلق به تمام تفاسیر و مذاهب اسلامی؟ آیا خلافت اسلامی مال یک مذهب است یا متعلق به تمام مسلمین با تمام فرق و مذاهبی که دارند ؟ آیا امکان تحمیل نظامی یک مذهب بر سایر مذاهب وجود دارد ؟

آیا مجلس شورای آنها که متعلق به «تفسیری خاص از مذهب سلفیت خاص نجدیدت» است ( که حتی سایر تفسیرات سلفیت خاص نجدیت را نیز بر نمی تابد) می تواند جایگزین  مجلسی متشکل از تمام تفاسیر و مذاهب اسلامی باشد که (این مجلس تمام تفاسیر و مذاهب اسلامی) با اجماع واحد و رای واحد خودش جماعت واحدی را به وجود می آورد؟

آیا جماعت دوله (که اکنون جایگزین حکومت دوله شده است) در مسیر تفرق و ضعف بیشتر و نابودی در حرکت است یا در مسیر وحدت با تمام فرق اسلامی و کسب عزت و قدرت بیشتر؟