چگونه است که مخالفت دیگران به طائفه ی منصوره آسیبی نمی رساند ؟  ( ۱ )

چگونه است که مخالفت دیگران به طائفه ی منصوره آسیبی نمی رساند ؟  ( ۱ )

 

مؤلف: شیخ ابو عاصم اردنی

ارائه دهنده  : احسان هورامی ( دانشجوی علوم سیاسی )

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله والصلاة والسلام علی رسول الله وعلی آله وصحبه ومن والاه وبعد..

حدیث صحیح متواتری از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت گردیده كه بین ۱۳ تا ۱۹ نفر از اصحاب رضی­ الله­ عنهم آن را نقل فرموده­اند. این حدیث صفات طائفه­ی قائم و ظاهر بر اوامر خداوند ­متعال را توصیف می­کند: «لا تزال طائفة من أمتی قائمة بأمر الله»
«در هر زمانی و برای همیشه طائفه­ای از امتم امر (دین) خداوند  را بر پا نموده»

و در روایتی دیگر چنین آمده كه: «ظاهرین على أمر الله، لا یضرهم من خذلهم ولا من خالفهم حتى یأتی أمر الله وهم ظاهرون على الناس»
«امر خداوند سبحانه و تعالی را اخذ کرده و بر دیگران چیره گشته­اند، و كسانی كه می­خواهند آنان را سست كنند و نیز كسانی كه با آنان مخالفت می­كنند، بدیشان آسیبی نمی­رسانند (و تأثیری بر این طائفه ندارند) تا اینكه قیامت فرا رسد وآنان همچنان بر مردم چیره و پیروز مانده­اند».

بارها و بارها در مورد این حدیث عظیم و در مورد طائفه­ی منصوره (پیروز) كه خداوند ­متعال ما را نیز از زمره­ی آنان قرار دهد، سخن گفته­ایم و در مورد معانی ظهور این طائفه و پرپا شدن دین توسط این طائفه صحبت نموده­ایم و مهم­ترین صفت­های آن را در نوشته­هایمان بیان نموده­ایم. اما امروز بر صفت مهم و بزرگی توقف و تأمل نموده و توجه داعیان و مجاهدان را به آن جلب می­نماییم و آنان را از این صفت آگاه و هوشیار می­گردانیم .. مخصوصاً بعد از آنكه برخی از طوائف مسلمان در این صفت دچار افراط و یا قصور و تفریط گشته­اند، وآن صفت، فرموده­ی پیامبر صلی الله علیه وسلم است که می­فرماید:

«لا یضرهم من خذلهم ولا من خالفهم» «كسی كه با ایشان مخالفت نموده و یا بخواهد ایشان را سست نماید، ضرری به ایشان نخواهد رسانید.»

تأثیرپذیری از مخالفان و متضرر گشتن از مخذّلین (کسانی که قصد سست کردن این طائفه را دارند)، آفت و مرض خطرناكی است كه شکل­ها و خواسته­های گوناگونی را در برمی­گیرد، آفتی که موجب تباهی و از بین رفتن گروه­ها و جماعت­های امت اسلامی شده است و به مانع و گردنه­ای صعب­العبور بر سر راه قیام و نهضت این امت و جهاد و پیروزی داعیانش مبدل گشته است، امری كه نیازمند تأمل و هوشیاری می­باشد، زیرا هر كسی كه بخواهد بر طریق و راه طائفه­ی منصوره و برپا دارنده­ی امر خداوند ­متعال گام بردارد، هرگز نخواهد توانست كه حق قیام آن را اداء نموده وآن را به بهترین نحو وآنگونه كه پروردگارمان بدان راضی است، به انجام برساند مگر اینكه از این آفت (تأثیرپذیری از مخالفان) رهایی یافته و خویشتن را از تمامی صورت­های آن، که او را از راه  مستقیم و منهج راستین طائفه­ی منصوره، منحرف می­گرداند برحذر بدارد. ادامه خواندن چگونه است که مخالفت دیگران به طائفه ی منصوره آسیبی نمی رساند ؟  ( ۱ )

چین سوسیالیست و سکولار اشغالگر و جهنم ترکستان

چین سوسیالیست و سکولار اشغالگر و جهنم ترکستان

ارائه دهنده : عبدالرحیم هورامی[دانشجوی عمران ]

درماههای اخیر درمنطقه ترکستان طی مواجهاتی که بین مردم آن منطقه ونیروهای اشغالگر چین درگرفت،بیش از ۱۴۰ مسلمان کشته و بیش از ۸۰۰نفر دیگر زخمی شدند.دولت چین این در گیریها را به تحریکات بیگانه ارتباط داد تا از اعتراف به وجود مشکلات داخلی خود فرار کند.مشکلاتی که از اشغالگری و فشار و ظلم و قلع و قمعی که دولت چین درمنطقه ترکستان انجام می دهدناشی می شود.دولت چین دهه هاست که به دنبال تغییر جغرافیای انسانی در این منطقه ،ونیز دورکردن مسلمانان از دینشان است چرا که دین این مردم عامل اصلی در تحریک آنها در مبارزات و قهرمانیهای تاریخشان بوده،و نیز محرک اصلیشان در اهدافی که به آن چشم دوخته اند چون آزادی وپیشرفت وتمدن، می باشد.

این جنایت چین نشان می دهد که تا چه اندازه جان مسلمین درنظرش بی ارزش است بعد از جنایتهای دیگری که درحق مردم مظلوم این منطقه انجام داده بودند مانند سیاست قطع منابع که نیروهای اشغالگر در دوره گذشته در پیش گرفته بودند وسیاست اسکان چینیان درمناطق مسلمانان ومصادره زمینهای مسلمانان به نفع مهاجرینی که از مانطق مختلف چین به این منطقه سرازیر می شدند و قرار دادن تمام امکانات مادی وتکنولوژی واقتصادی دراختیار تازه واردان در حالیکه ساکنان بومی این سرزمین با وسائل عصر حجر زندگی می کنند ماند انتقال آب بر روی دوش و باربری با خر و امثال این.ودرهمین حال چینیان بر ۹۵% شغلها در مؤسسات موجود در سرزمین ترکستان شرقی سیطره دارند.

چین و روسیا از بزرگترین دشمنان اقلیمی مسلمانان این منطقه محسوب می شوند چرا که این دو دولت ،ترکستان را به اشغال خود درآورده اند،وترکستان اکنون به دو قسمت ترکستان غربی که تحت اشغال روسیه است وترکستان شرقی که تحت اشغال چین است،تقسیم می شود. ترکستان شرقی در وسط آسیا قرار گرفته وروسیه از شمال و قزاقستان و قرقیزستان وتاجیکستان از غرب وباکستان وهند از جنوب وچین از غرب ومغولستان از شما ل شرقی همسایگان آن هستند ومساحتش بالغ بر ۶۴۰هزارمایل مربع یعنی سه برابر مساحت کشورفرانسه می باشد.تعداد ساکنان ترکستان شرقی بالغ بر  ۴۵ ملیون می باشد که ۳۵ ملیون از آنها از ملت ایغور و دو ملیون قزاق وحدود یک ملیون ترکمن و بقیه تاتار وتاجیک هستند.

ترکستان همیشه در طول تاریخ اهمیت تجاری جهانی زیادی داشته است به طوری که راه ابریشم از آن می گذرد واز ناحیه اقتصادی، ترکستان شرقی حاوی ذخایر بزرگ نفتی می باشد که به ۸ملیارد تن می رسد وسالانه ۵میلیون تن در مناطق کرامای،واقبولاغ،و قیزیل طاغ وغیره استخراج می شود.

تمامی خیرات ترکستان به چین منتقل می شود و بومیان آنجا هیچ بهره ای از ثروتههای طبیعی سرزمین شان نمی برند. ترکستان حدود ۶۰۰میلیون تن زغال سنگ تولید می کند که از مساحتی بالغ بر ۹۰۰هزار کیلومترمربع استخراج می شود.در این منطقه ۶معدن موجود است که بهترین انواع اورانیوم از آن استخراج می شود .از زمینهای ترکستان شرقی ۱۱۸نوع ماده معدنی از جمله طلا وکریستال ونمک و آهن استخذاج می شود درکنار بیش از ۵۰هزار کیلومتر مربع زمینهای حاصلخیز که برای کشاورزی قابل استفاده است.

ورود اسلام :
بعضی منابع نشان می دهد که اسلام در زمان خلافت عثمان بن عفان رضی الله عنه به دست صحابی بزرگوار حکم بن عمر غفاری وارد ترکستان شد.البته فتح حقیقی در دوران عبدالملک بن مروان به دست یکی ازقهرمانان تاریخی اسلام یعنی قتیبه بن مسلم باهلی در سالهای ما بین ۸۳و۹۴هجری مطابق با۷۰۲و۷۱۲میلادی انجام گرفت.

دین اسلام در سال ۹۳۴میلادی از طریق حاکم ایگور”ستاتوک بورگرخان”به شکل شبه کاملی در تمامی نقاط ترکستان شرقی انتشار یافت.این شخص قبل از اینکه به تاج وتخت برسد و حاکم ولایت ایگورشود مسلمان شد وبعد از به دست گرفتن حکومت، اسمی اسلامی برای خود انتخاب نمود وخود را “عبدالکریم ستاتورک”نام نهاد . با مسلمان شدن او بیشتر ساکنان ترکمن این مناطق و ساکنان آسیای میانه مسلمان شدند تا ترکستان به مرکزی اصلی ازمراکز اسلام در آسیا تبدیل شود واین تمدن تا هزار سال ادامه یافت.

برخی از بهترین علمای مسلمین در طول تاریخ اسلام از این مناطق برخاسته اند مانند بخاری ،ترمذی وزمخشری ودیگران.ودر هزاره دوم هجری نامهایی از دانشمندان آنها درجهان اسلام درخشید مانند شیخ “وانج دای مو”و “مافوتشو” فقیه مرموق ودیگران.

اشغال ترکستان توسط چین بزرگترین فاجعه ای بود که بر ترکستان وارد شد.چینیان در ۱۱۷۴هجری مطابق با ۱۷۶۰ میلادی ترکستان شرقی را به اشغال درآوردند.و تعداد مسلمینی که در آن زمان کشته شدند به یک میلیون نفر رسید.محمد ارکن درکتابش”رنجهای مسلمین ترکمن درترکستان شرقی”می گوید:کمونیستها خط عربی را که مسلمانان این منطقه هزار سال از آن استفاده کرده بودند،ملغا کردند و ۷۳۰هزار کتاب عربی ازجمله نسخه هایی از قران کریم را نابود کردند و همه این اعمال زیر شعارهایی انجام شد که امروزه نیز عده ای در بلاد مسلمین آنها را رواج می دهند که عبارتند از؛ مبارزه با عقب ماندگی،یا قطع ارتباط با گذشته،یا خشکاندن سرچشمه ها یا ترقی خواهی ،یا پیوستن به کاروان دولتهای متمدن،و دیگرعناوین فریبنده که نه تنها امت را از عقب ماندگی نجات نداد و منجربه هیچ پیشرفت تکنولوزیک یا سیاسی یا فرهنگی یا اقتصادی نشد بلکه موجب ازدیاد تبعیت ووابستگی به غرب و تبدیل جامعه به بازار مصرف تولیدات آنها شد که جوامع ما را بیش از پیش به نابودی کشاند.

چین اشغالگر زمینهای مسلمین را تحت شعار “اصلاح زراعی”مصادره کرده و طی دهه ها، مرحله به مرحله، به مهاجران چینی که مانند مور وملخ آنها را وارد این منطقه می کند، واگذار کرده است.اشغالگران چینی مکتبخانه های وابسته به مساجد را تعطیل و۲۹هزار مسجد را بستند ومسلمانان را مجبور می کنند تا فرزندانشان را به مدرسه هایی که بر الحاد وکافر کردن مسلمین تمرکز دارند وارد کنند.

و اوقاف را که ۲۰درصد لوازم آموزش مسلمین را تأمین می کرد با مصادره آنها از بین بردند و۵۴۰۰۰ امام مسجد را دستگیر کرده وداخل پایگاه های نظامی چین مورد شکنجه واعمال شاقه قرار داده وبه نظافت فاضلاب ها وتربیت خوک واداشتد.
مسلمانان درترکستان شرقی در سال ۱۲۴۱هجری مطابق با ۱۸۲۵میلادی برای دو سال ضد اشغالگران چینی قیام کردند واین در زمانی بود که جهان اسلام غرق در مشکلاتش با اشغالگران غربی بود.مسلمانان قیام های دیگری را نیز ترتیب دادند من جمله انقلاب سال۱۲۷۲هجری مطابق با ۱۸۵۵میلادی به رهبری یعقوب بک که ۲۰ سال به طول کشید ومنجر به استقلال ترکستان در ۱۲۸۲هجری مطابقبا ۱۸۶۵میلادی گردید.

دولتهای بزرگ ونه هیچ دولت دیگری استقلال ترکستان را به رسمیت نشناختند واین امرموجب شد که چین به جنگ با آن واشغال دوباره آن در سال ۱۲۹۲هجری مطابق با۱۸۷۵میلادی جرآت پیدا کرد ودر سال ۱۳۵۰هجری مطابق با ۱۹۳۰میلادی مسلمانان مجددا علیه اشغال چین، قیام کردند.چینیان برای خاموش کردن آتش انقلاب مسلمین دست به دامان روس شدند ودر ۲۱رجب۱۳۵۲هجری مطابق با ۱۲نوامبر۱۹۳۳میلادی مسلمانان برپایی “جمهوری اسلامی ترکستان شرقی”را اعلان کردند و”خوجانیاز”رییس جمهور این دولت برگزیده شد،اما اتحادچینی روسی این دولت تازه متولد را در ۶جمادی الآخره ۱۳۵۶ موافق با آگوست۱۹۳۷میلادی ساقط کرد.

و این اتفاق باردیگر تکرارشد وقتی که به رهبری علم الدین علی خان در سال ۱۳۶۶هجری مطابق با ۱۹۴۶میلادی ترکستان شرقی به استقلال وخود مختاری دست یافت اما با روی کار آمدن کمونیستها وبه دست گرفتن حکومت اوضاع به نقطه صفر بازگشت.درسالهای مابین ۱۹۵۰ میلادی و۱۹۷۲ میلادی،نیروهای اشغالگرچین ۳۶۰۰۰۰مسلمان را اعدام کردند وبه دنبال آن بیش از ۱۰۰۰۰۰مسلمان به دول مجاور مهاجرت کردند.سیاست مقیم سازی وکوچ دادن چینیان به این منطقه از دهه ۹۰ قرن گذشته شدت گرفته است.همچنین چین آزمایشات اتمی را در ترکستان شرقی انجام می دهد به طوریکه تا کنون بیش از ۴۸ آزمایش را دراین منطقه انجام داده که موجب آلوده شدن محیط و گرفتار شدن صده هزارنفر به امراض وبائی شده است.

سیاست اسکان دهی و مقیم سازی

سیاست مقیم سازی خطرناکترین انواع اشغال محسوب می شود-نه فقط برای هویت و فرهنگ امت لگدکوب شده -بلکه برای بقای بیولوژیک و جغرافیای انسانی منطقه در درجه اول، بخصوص زیرسایه سیاست کوچ اجباری ومقیم سازی متواصل.
چین سیاست انتقال مهاجران به ترکستان شرقی را بعد از وصول کمونیستها به حکومت در سال ۱۹۴۹میلادی آغازکرد وهم اکنون تعداد آنها به بیش از ۷ میلیون مهاجر چینی می رسد وجهان برای یاری مسلمانان در ترکستان هیچ اقدامی انجام نداده همانطور که با حماسه شدیدی در مورد تیمور شرقی انجام داد و این هدف در اندونزی مسلمان نشین آتشی ودر سودان عربی مسلمان نشین دارفور و درصحرای غربی دنبال می شود و برنامه هایی نیز برای تقسیم بلاد عربی واسلامی مانند عراق وترکیه وعربستان سعودی و مصر والجزائر وپاکستان وافغانستان ودیگر کشورها وجود دارد.

و هیچ کس درسازمان ملل متحد یا در غرب از همه پرسی درترکستان شرقی سخن نمی گوید و این قضیه کاملا سرپوش گذاشته شده وفریادهای اهالی این منطقه با سکوتی مشکوک مواجه است.

ملت ترکستان دچار احساس فشار و مظلومیت ازطرف نیروهای چینی ومهاجرین چینی هستند که دائما امتیازات و کمکهای متواصلی دریافت می کنند در حالی که بومیان این سرزمین غیر از تشدید فقر و نادیده گرفتن چیزدیگری نمی بینند.مهاجرین چینی درقلع وقمع انقلاب بارین درسال ۱۹۹۰میلائی وحادثه ۷ یولیو۱۹۹۵میلادی وانقلاب غولجا درسال ۱۹۹۷میلادی مشارکت داشتند.

مسلمانان درترکستان شرقی سعی دارند که قضایایشان را به محافل بین المللی انتقال داده ومظلومیت تاریخی وبخصوص قضیه مهاجرین چینی و تعیین سرنوشت،را به مردم جهان بشناسانند.

وظیفه مسلمین

مسلمانان امروزه وظیفه مهمی درقبال برادرانشان درترکستان شرقی دارند. مسلمانان در قبال سرزمین آنان وکوهها وآبهای شیرینش ودر قبال نسلها ومساجدش مسئولند وازمیان این مساجد مسجد کاشغر است که روزی افتخار مسلمانان بوده وعلمای زیادی ازآن فارغ التحصیل شده بودند درحالی که امروز درآن به روی مسلمین بسته است.

۱٫یکی از این وظائف تحریم کالاهای چینی است که بازارهای ما را زیر سیطره خود گرفته است واین کالاها حاوی بیماری های زیادی می باشد مانند بیماری هایی که دراسباب بازیهای کودکان وشیر وارداتی چین وسایر کالاهای چینی کشف شده است.

۲٫آشنا کردن مردم با قضایای مسلمین ترکستان وآسیای میانه وقفقاز واهمیت دادن به مسائل آنها به همان اندازه ای که به اتفاقات دنیای اسلام اهمیت داده می شود.

۳٫تلاش برای فشار به چین به اندازه ممکن به منظور مجبور کردن آن به تخفیف فشار برمسلمانان درترکستان شرقی ودیگر مناطق.شایسته نیست که چین به ظلمهای خود به مسلمانان ادامه دهد وما با خرید کالاهایش که با اموال حاصل از آن از دشمنی با مسلمین پشتیبانی می کنند،به آنها کمک کنیم.مسلمانان آنجا فقط این را می خواهند که با کرامت وآزادی در سرزمین مادریشان زندگی کنند،آنها چینی نیستند وترکستان نیز سینکیانگ نیست.

تمام آزادمردان جهان وظیفه دارند که برای شکستن محاصره ترکستان تلاش کنند.

چرا ، چگونه  وتحت چه شرایطی  قاضی محمد  مرتد تسلیم نیروهای ارتش سکولارایران  شد ؟

چرا ، چگونه  وتحت چه شرایطی  قاضی محمد  مرتد تسلیم نیروهای ارتش سکولارایران  شد ؟

ارائه دهنده : رسول هورامی ( دبیر  تاریخ  )

پس از جنگ جهانی دوم،روس‌ها از حضور ارتش خود در ایران بهره برده و دو هدف را در راستای هم پی گرفتند: تجزیه ی آذربایجان و شمال کردستان در راستای وصیت‌نامه‌ی پتر و الحاق این سرزمین‌ها به سرزمین خویش (هم چون دیگر بخش های جدا شده از ایران در قراردادهای گلستان و ترکمنچای و نیز گرفتن امتیاز نفت شمال و در نتیجه گستراندن بساطی به مانند انگلیس‌ها در جنوب ایران .

روس‏ها خواهان رسیدن به یکی از این دو هدف یا هردوی آن در کنار هم بودند و از حضور ارتش خود در ایران،  برای رسیدن به اهدافشان سخت در تلاش بودند.

از این‌رو، روز ۲۱ آذر۱۳۲۴ میر جعفر پیشه‌وری، به دستور مستقیم روس‌ها، برپایی فرقه‌ی دموکرات آذربایجان و حکومت خودمختار را در آذربایجان اعلام کرد. چندی پس از آن، قاضی محمد نیز به دستور روس‌ها، با اعلام حزب دموکرات کردستان در راستای تجزیه‌ی بخشی از مناطق کردنشین، در مهاباد اعلام جمهوری کرد و برای خودش پرچمی مجزا و آرم ونشانه ای مجزا به سبک جمهوری های شوروی کمونیستی ساخت .

بالاخره قوام با سیاست های سکولاریستی و بده بستانی  خود توانست کاری کند که روسیه ارتش خود را از ایران خارج کند؛ بدین ترتیب پشت حزب‌هایی که از سوی روس‌ها در ایران ساخته بود یعنی دو حزب دموکرات آذربایجان و کردستان، خالی شد.

روز هفدهم آذر، در حالی که زدوخوردهای پراکنده در محور زنجان ـ میانه، ادامه داشت، سران فرقه‌ی دموکرات آذربایجان (پیشه‌وری،شبستری،پادگان، جاوید و غلام یحیی) که هنوز هم نمی‌توانستند حقایق را آن‌گونه که هست دریابند، با لحن ملتمسانه‌ای از رهبران شوروی، درخواست کردند: (۱)

«اگر قوام در جنگ علیه ما، دست به خون‌ریزی بزند، ما می‌توانیم در مناطق مناسبی، عملیات جنگی را آغاز کنیم و با سرنگون کردن حکومت ارتجاعی تهران، به متشکل کردن نیروهای آزادی‌خواه ایران که قادر به برقراری یک حکومت دموکراتیک باشند، بپردازیم. امیدواریم در این کار، مانع ما نشوید. اگر این کار را صلاح  نمی‌دانید، ‌به ما اجازه دهید تا تمام مناسبات خود را با دولت ایران، قطع کنیم و بار دیگر حکومت ملی خود را برپا کنیم. خلق ما، حزب ما و رهبران آن، همه و همه، تنها به جنگ‌افزار، امید بسته‌اند و رهایی خود را در مسلح شدن می‌بینند. موفقیت در این کار، بستگی به یاری شما دارد » .

در اولین ساعت‌های بامداد روز نوزدهم آذرماه ۱۳۲۵، احمد قوام نخست‌وزیر سکولاریست ایران ، فرمان حرکت نیروهای نظامی به سوی آذربایجان را صادر کرد. در همان روز ، ستاد ارتش ضمن اطلاعیه‌ای، اعلام داشت:

امروز (۱۹ آذر ۱۳۲۵)  سحرگاه، به موجب امریه‌ی آقای نخست‌وزیر، نیروهای انتظامی به طرف آذربایجان حرکت نمود. از ناحیه‌ی زنجان، سه ستون با ساز و برگ کامل و مرکب از صنوف مختلف با آرایش جنگی به طرف قافلان کوه ، حرکت کرد …

هم‏زمان، ستون دیگری از ارتش همراه با رزمندگان عشایر  و بومی، از سنندج به حرکت در آمد، تا با اختیار گرفتن محور تکاب- شاهین دژ- میاندوآب، ارتباط میان دو فرقه را ببرد.

در زمینه‏ ی گسیل نیرو به آذربایجان و مهاباد، ارتش در برنامه‌ریزی‌های خود، به همکاری عشایر  و افراد بومی و محلی بسیار امیدوار بود: ادامه خواندن چرا ، چگونه  وتحت چه شرایطی  قاضی محمد  مرتد تسلیم نیروهای ارتش سکولارایران  شد ؟

تمدن امروزین و ترویسم رایج

تمدن امروزین و ترویسم رایج

 به قلم: ع. سلیمی

وقتي  از صاحب خانه اي كه خانه اش مورد تهاجم قرار گرفته و او را از بيشتر بخشهاي ان بيرون كرده اند،خواسته مي شود كه با مهاجم مهربان باشد وبا او صلح و سازش نمايد و بر رويش لبخند بزند ،و از او به خاطر بخشهاي باقيمانده ي خانه اش تشكركند.

زماني كه از شلاق خورده خواسته مي شود  داد و فرياد سر ندهد، تا فريادش شلاق بدست را آزرده خاطر نگرداند و سرش را به درد نياورد !

زماني كه قرباني را به آرامش فرا مي خوانند ،تا تكان و تقلاي او مانع اقدام قصاب نشود و كفش و  لباس او  را خون آلود نگرداند!

آنگاه كه خانم محترم و  پاكدامني مورد تعرض قرار مي گيرد و او با چنگ و دندان از       حرمت و حيثيت خود دفاع مي كند ،از او خواسته مي شود كه مقاومت نكند تا مزاج متجاوز  مختل نشود، و لذت تجاوز را به كام او تلخ نگرداند!

زماني كه براي دقت هدف گيري موشك هاي شليك شده از هليكوپترهاي آپاچي آمريكايي به وسيله ي شياطين يهود ،كه شيخ فاضل و مجاهدي را كه از نماز بامداد بر روي ويلچر او را باز ميگردانيدند،به شهادت مي رساند، هورا كشيده مي شود ومورد تحسين قرار مي گيرد !

وقتي از كودكي كه در آغوش مادر هدف تير شياطين شراره به دست يهود قرار گرفته و خونش آغوش و دامان مادر را رنگين مي كند، پرسيده مي شود كه به چه گناهي كشته شده اي و او از دادن پاسخ باز مي ماند !

زماني كه كارگزاران آمريكايي،انگليسي واسرائيلي سازمان ملل در برنامه نفت در برابر غذا و دارو براي مردم عراق ده ميليارد دلار آن را -كه دست كم دو ميلياردآن متعلق به مردم كردعراق است – مي دزدند، و در طول يازده سال محاصره اقتصادي يك ونيم ميليون انسان عراقي از كمبود غذا و دارو تلف مي شوند!

زماني كه مجسمه بزرگ آزادي نيويورك براي آنكه صداي آزاديخواهي ملت هاي فلسطين، چچن ، فيليپين ،كشمير ، عراق و سوریه و افغانستان و صومالی و کردستان عراق و… را نشنوند انگشتان خود را در گوش خويش فرو مي برد!

آنگاه كه بولدوزرهاي شياطين يهود درختان زيتون پير زنان و يتيمان فلسطيني را قلع و قمع مي نمايند و اگر اعتراض كنند با باتوم و قنداق تفنگ سربازان هرزه و سرمست و وحشي صهيونيست روبه رو مي شوند؟!

زماني كه دشمنان تاريخي ملت كرد در پي آنند “نژادپرستي” را جايگزين “خدا پرستي” بگردانند، و تاريكي را بر نور پيروز نمايند!

وقتي كه حاكمان مردم مسلمان با نام اسلام به اسلام خيانت مي كنند و در برابر بت آمريكا ، اسرائيل و انگليس سر تعظيم فرود مي آورند ، و خود نيز مردم مسلمان را از عدالت و دادگري و آزادي محروم مي نمايند!

زماني كه حكام  مسلمين به ماموريت هاي خود در جهت جلوگيري از توسعه سياسي و اقتصادي جهان اسلام مغز ها را در سياه چال ها مي اندازند يا براي خدمت به غربي ها به خارج فراري مي دهند! ادامه خواندن تمدن امروزین و ترویسم رایج

 شرعی های دارودسته ی جولانی را در اخباری مربوط به ایران و دوله بشناسید

 شرعی های دارودسته ی جولانی را در اخباری مربوط به ایران و دوله بشناسید

به قلم: ابوخالد کردستانی

معمولا در هر گروهی زمانی که از شرعی های آن گروه صحبت می شود یعنی آگاهترین و عالمترین و پایبند ترین  افراد آن گروه به قوانین شریعت الله و اخلاق اسلامی . چون اینها هستند که برای سایر اعضای گروه فتوا صادر کرده و راه را نشان می دهند .

حالا اگر در یک گروهی شرعی های آن گروه اهل فساد و دروغ و خیانت باشند به صراحت می توان گفت  که این گروه از یک دسته راهزن و گروه مافیائی هم بدتر است و زیر دستان آنها نیز از دزدها و گروههای مافیائی بدترن .  چون معمولا دزدهای سازمان یافته و گروههای مافیائی سازمان یافته اجازه ی دروغگوئی و خیانت به همدیگر را به خود و اعضای گروه نمی دهند .

در این زمینه ما بسیار دیده ایم زمانی که یکی از اعضای  اکثرا مهاجردوله و سایر گروهها،  که بر اثر حملات  تحالف بین المللی و مرتدین و مزدوران محلی به نواحی اطراف ادلب به همراه خانواده هایشان پناه برده اند، توسط  دارودسته ی جولانی اسیر می شوند، و در زیر شکنجه قرار می گیرند تا اینکه مکان زنان  و دختران خود را به سربازان دارودسته ی جولانی نشان دهند و… .

این بخشی از کثافت کاری و جرم آشکار دارودسته ی جولانی در حق زنان و دختران مهاجرین است  که شکی در آن نیست و دوست و دشمن با دیدن کلیپهای آنها به این واقعیت اقرار دارند . اما ادریسی یکی از شرعی های دروغگو و کذاب دارودسته ی جولانی برای پوشاندن کثافت کاری  و خیانت گروهش به ناموس مهاجرین به دروغ متوسل شده و می گوید: به ما خبر رسانده اند که؛ زنان و دختران اسیر داعش در ایران به ۱۰دلار فروخته می شوند!!

?لعنت الله بر دروغگویان

?البته  زبیر غزی یکی دیگر از شرعی های دارودسته ی جولانی هم گفت ؛”مهاجران باید شام را ترک کنند چراکه کفار در آن استقرار یافته اند…”

این کفار را چه کسانی وارد سرزمین شام کردند؟ این سوالی است که این شرعی های دروغگو و خائن باید به آن پاسخ دهند .

مریدان ابوقتاده هم بدانند که شاگردش ابومحمود به اعضای دارودسته ی جولانی می گوید: “از خودتان بپرسید عبدالرحیم عطون”مفتی عام جولانی” کجاست؟؟” ?شام را به فساد کشیده حالا نشسته مثل محیسنی و دارو دستش

این شرعی های جولانی هستند دیگر وای به حال زیر دستان اینها .

در پایان مهاجرین هم لازم است به خود آیند تا کی قرار است با جان و ناموس خود و دیگران در میان دروغگویان و خائنین بازی کنند؟ آیا قرار نیست بیدار شوند و به خود آیند؟

 

 

از نقاط مشترک عقیدتی مرتدین سکولاریست  کردستان 

از نقاط مشترک عقیدتی مرتدین سکولاریست  کردستان 

کاتب : ابوسلیمان هورامی

 

مرتدین چنان چه از اسم شان پیداست غده ی سرطانی هستند که از درون سرزمین های مسلمان نشین و از درون جسم ناتوان مسلمانان سر بر آورده اند. و اقلیت ناچیزی را تشکیل می دهند که قصد دارند با تبلیغات ، پول و اسلحه و قدرت هر بزرگ قدرت مخالف اسلامی به نوایی رسیده و به حکومت برسند از بزرگترین نقاط مشترک مرتدین منطقه اردلان و مکریان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- دشمنی سرسختانه با اجرایی شدن احکام و قوانین اسلام که این ویژگی تمامی مرتدین دنیا می باشد.

۲- هر دو حزب کومله و دمکرات طرفدار سوسیالیست بودند و آن را برترین قانون و حکم می دانستند.

۳- هر دو قانون و حکم اسلام را ارتجاعی و کهنه پرستانه می دانستند.

۴- هر دو در برابر احکام الهی دارای قانون و حکم جداگانه ای بودند که آن را اساسنامه و مرامنامه حزب می دانستند.

۵- هر دو وجود مسلمانان مجاهد و آگاه و تابع دستورات و احکام اسلام را به زیان خود می دانستند.

۶- هر دو خواهان سکولاریسم و سپس سکولاریزاسیون در امور اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، خانوادگی ، آموزشی و … بودند.

۷- هر دو از تمامی دشمنان اسلام و کشورهای ضد اسلام جهت مبارزه با مسلمین و مردم خود بهره گرفتند.

۸- هر دو در قتل و عام و کشت و کشتار مخالفین خود و به خصوص مسلمانان مبارز نهایت شقاوت و سنگدلی را نشان دادند.

۹- هر دو اقلیتی جدای از مردم بودند و تنها با ایجاد جو رعب و وحشت بر آنان حکم می راندند.

۱۰- هر دو زمانی که پشتوانه ی مردمی نداشتند به دامان حزب بعث سوسیالیستی پناه بردند که حسن زاده ی مرتد آن را چنین توجیه می کند:

« برای نمونه این که هر دو حزب علیه امپریالیسم مبارزه می کنند، هر دو خود را دوست کشورهای سوسیالیستی به حساب می آورند… »[۱] و این کلام حسن زاده ی مرتد پشتوانه ی عقیدتی داشت چون در بند ۲ برنامه حزب دمکرات کردستان ایران مصوب کنفرانس سوم حزب خرداد ۱۳۵۰ – ۱۹۷۱ چنین آمده است:

« در اساس پیوندهای استعماری کهنه از میان رفته و یک جبهه وسیع ضد امپریالیستی از کشورهای سوسیالیستی و دمکرات، کشورهای رهایی یافته و ملت های این کشورها که برای آزادی خود مبارزه می کنند تشکیل شده ، این جبهه به نیروی توانمندی تبدیل شده و با حمایت افکار عمومی به بشریت ترقی خواه به عامل مهمی در سیاست های جهانی تبدیل شده است.» و این توهمات آن ها را به بن بست کشاند اما به خیال خود می خواهند گذشته را دفن کنند که انگار چیزی نشده و دوباره از نو شروع کنند که این دفعه مطمئناً کور خوانده اند.

۱۱- هر دو به نسبت اخلاق معتقد بودند و از نظر مسایل خانوادگی چیزهایی مثل شوروی کمونیستی و جوامع سوسیالیستی مد نظرشان است.

۱۲- و … .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[۱] . حسن زاده ، نیم سده مبارزه ، چاپ مرداد ۱۳۷۴ جلد اول صفحه ۶۵

از علل ماندگار شدن دارودسته ی سکولار و مرتد قاضی محمد و سلطه چند ماهه آنان بر مردم مسلمان کردستان

از علل ماندگار شدن دارودسته ی سکولار و مرتد قاضی محمد و سلطه چند ماهه آنان بر مردم مسلمان کردستان

کاتب : ابوسلیمان هورامی

۱- عدم اتحاد مسلمین منطقه به خاطر عدم وجود حکومت یا جماعتی قدرتمند اسلامی مسلح.

۲- عدم اجازه نیروهای شوروی مستقر در منطقه به نیروهای دولتی ایران برای ایجاد امنیت و آرامش نسبی.

۳- گل آلود کردن دین اسلام نزد مردم از جانب دوستان ناوارد و پرورده کردن آن توسط دشمنان زیرک و سوء استفده چی.

۴- منزوی نمودن موحدین مسلمان از جانب دین فروشان اندک، دوستان فریب خورده و مرتدین و کفار پشت صحنه یا روی صحنه.

۵- خباثت و جنایت درندانه ی مرتدین و ایجاد جو رعب و وحشت در میان مردم.

۶- بی سوادی و ناآگاهی مردم از وضع موجود دنیای اسلام و دیگر نقاط جهان.

۷- عدم وجود رسانه های اطلاع رسانی جهانی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان و خندقی بر ائمه الکفر در افغانستان

 حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان و خندقی بر ائمه الکفر در افغانستان

ارائه دهنده: ابومحمود کندزی

مجاهدین در جریان عملیات مبارک الخندق بر علاوه از عملیات های تهاجمی، استشهادی و چریکی، حملات نفوذی خود را نیز شدت بخشیده اند. در طی دو هفتهء گذشته، چندین تن مقامات بلندرتبهء دشمن یکی پس از دیگر در حملات نفوذی و تکتیکی مجاهدین کشته شدند و ملت مظلوم از ظلم و وحشت شان نجات یافت.

روز چهارشنبه، یک هلیکوپتر دشمن هدف حملهء رسای مجاهدین قرار گرفت و در نتیجه ۲۵ تن خدمتگاران اشغالگران به شمول جنرال نعمت (معاون قول اردوی ظفر) فرید بختور (رئیس شورای ولایتی فراه) و چند تن مقامات دیگر ادارۀ کابل کشته شدند.

دو هفته پیش، وفادار اشغالگران «جبار قهرمان» در هلمند و خدمتگار بزرگ اشغالگران «جنرال رازق» در قندهار در حملات نفوذی و تکتیکی مجاهدین کشته شدند، همچنان فرمانده ظالم اربکی ها «حکیم شجاعی» در حملهء مجاهدین قهرمان در ارزگان زخمی شد و ۴ تن قومندان های وی با ده ها تن افراد مسلح شان از بین رفتند.

چه خوب ګفته است که خانهء ظالم ویران است، جنرال رازق و جبار قهرمان ظالمانی بودند که هزاران تن مردم ملکی را شهید و زخمی کرده بودند، آن ها ظلم کردند، اما چنان شکار آه مظلومان شدند که درمیان تفنگ داران و طرفداران خود کشته شدند.

نیز امارت اسلامی در طی حملات تعرضی خود، ساحات وسیعی را در سراسر کشور از وجود دشمن تصفیه نمودند، ساحهء حاکمیت امارت اسلامی گسترش یافت و امنیت جان و مال مردم تامین شد.

امارت اسلامی وعده داده بود که انتقام مردم مظلوم خود را از ظالمان می گیرد، مجاهدین در سراسر کشور بر دشمن حملات انتقامی انجام دادند و دشمن را با تلفات جانی و مالی مواجه ساختند، حملات فوق الذکر چند نمونه ای از حملات انتقامی مجاهدین بود.

امارت اسلامی به دفاع از مردم، ارزش های دینی  و منافع ملی خود متعهد است، جزای جنایات دشمن را می دهد و هیچگاه آنان را اجازه نمی دهد که اهداف شوم شان را پیاده بکنند. مجاهدین تا استقلال کشور و نفاذ نظام اسلامی به مبارزۀ بر حق خود ادامه می دهد و درین راستا از هیچگونه مساعی و قربانی دریغ نمی ورزد.

جهاد فرض عين است (۹  و پایانی)  

جهاد فرض عين است (۹  و پایانی)  

تالیف:عبد الله بن يوسف عزام

(تقبله الله و رحمه الله تعالي)

ارائه دهنده :  احسان هورامی [دانشجوی علوم سیاسی ]

د:نظریه حنابله:

ابن قدامه رحمه الله می گوید:

[وعن أحمد ما یدل علی جواز الاستعانة بالمشرک بل روی، عن أحمد أنه یسهم للکافر من الغنائم اذا غزامع الامام خلافاً للجمهور الذین لا یسهمون له ] المغنی۸/۴۱۴

رویات منقول از امام احمد دلالت بر جواز کمک گرفتن از مشرک دارد. بلکه از ایشان روایت شده است، که برای کافر در صورتی که همراه امام در نبرد شرکت کرده، از غنایم سهمی در نظر گرفته شود. برخلاف جمهور که به کافر سهم نمی دهند. بسیاری از نویسندگان، هنگامی که درباره ی جواز صلح می نویسند، دچار اشتباه می شوند. این عده از نصوص قرآنی بدون شناخت مراحل تاریخی نصوص ، استشهاد می گیرند بنابراین، شناخت مراحل تدریجی نصوص جهادی در قرآن، تا نزول آیه ی ((سیف)) از سوره ی توبه، ضروری است.

[وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كَآفَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَآفَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ] ﴿التوبه۳۶﴾با مشركان بجنگيد چنانكه آنان همگى با شما مى‏جنگند و بدانيد كه خدا با پرهيزگاران است .

[فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ] ﴿التوبه ۵﴾مشركان را هر كجا يافتيد بكشيد و آنان را دستگير كنيد و به محاصره درآوريد و در هر كمينگاهى به كمين آنان بنشينيد.

ابن قیم رحمه الله در زاد المعاد، تصریح نموده اند که ، جهاد در مکه مکرمه حرام بود. پس از هجرت اجازه داده شد. و پس از ان دستور داده شد آنانی که آغازگر جنگ با شما بودند با آنها بجنگید، و سپس به نبرد همه مشرکان دستور داده شد./ حاشیه ابن عابدین ۳/۲۳۹

علامه ابن عابد رحمه الله می نویسید:

[ اعلم أن الأمر بالقتال نزل مرتبّا فقد کان رسول الله صلی الله علیه وسلم مأموراً اولاً بالتبلیغ والاعراض. یقول الله : U[فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ ](الحجر/۹۴) ثم بالمجادلة بالأحسن[ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ] (النحل /۱۲۵) ثم اذن لهم بالقتال[أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ](الحج/۳۹) ثم امرو بالقتال ان قاتلوهم [فان، قاتلوکم کذلک جزاء الکافرین] (التوبة/۵) ثم أمروا بالقتال بشرط انسلاخ الءشهر الحرام[فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ] ثم أمروا به مطلقاً[ وقاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم ولا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین ]فتح العلی المالک۱/۲۸۹

بدان که دستور نبرد وجهاد به ترتیب نازل شده است. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وسلم در بدو امر، مأمور تبلیغ واعتنا نکردن به اعتراضات مشرکین بودند. خداوند می فرمایند: پس آشکارا بیان کن آنچه را ، بدان فرمان داده می شوی ، وبه مشرکان اعتنا مکن. سپس مأمور مباحثه ی نیکو شد: ای پیامبر مردمان را با سخنان استوار و بجا و اندرزهای نیکو و زیبا به راه پروردگارت فرا خوان وبا ایشان به شیوه ی هر چه نیکو تر و بهتر گفتوگو کن. بعد از آن به آنها اجازه ی نبرد داده شد: اجازه ی ( دفاع از خود) به کسانی داده می شود که جنگ به آنها تحمیل می گردد، چرا که به ایشان ستم رفته است و خداوند براین که ایشان را پیروز کند تواناست.

پس از آن درصورتی که با مسلمانان بجنگند، با آنها نبرد کنند: پس اگر با شما جنگیدند ایشان را بکشید. سزای کافران چنین است. سپس با سپری شدن ماههای حرام به پیکار دستور داده شده اند: و در راه خدا بجنگید با کسانی که با شما می جنگند و تجاوز وتعدی نکنید. زیرا خداوند تجاوز گران را دوست ندارد. بنابراین باید مرحله زمانی را که آیه در آن نازل گشته، فهمید. باید به این گونه اشاره کرد که ، در مراحل اولیه ی دعوت قبل از اینکه کیان و سلطه ای که مبادی آنرا حراست نماید، شکل گیرد، مذاکرات و گفتوگو های سیاستمداران روا نیست. هنگامی که دعوت اسلامی در زیر بازی سیاست و دام دولتی نابود می گردد. ادامه خواندن جهاد فرض عين است (۹  و پایانی)  

جهاد فرض عين است (۸)

جهاد فرض عين است (۸)

تالیف:عبد الله بن يوسف عزام

(تقبله الله و رحمه الله تعالي)

ارائه دهنده :  احسان هورامی [دانشجوی علوم سیاسی ]

 

سوال چهارم: آیا باید به تنهایی جنگید درحالی که مردم بی تفاوت نشسته اند؟

آری! باید جنگید، زیرا خداوند پیامبرش را این گونه مورد خطاب قرار داده است:

[فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ تُكَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللّهُ أَن يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَاللّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنكِيلا] ﴿النساء/۸۴﴾

در راه خدا بجنگید (حتی اگر تنها هم باشید، بیم و باک نداشته باش زیرا که وعده نصرت و پیروزی به تو داده شده است) تو جز مسئول اعمال خود نیستی. و مؤمنان را(هم به جنگ دعوت کن و به آن) تحریک و ترغیب نما. تا اینکه خداوند ( پرتو شجاعت تو و شجاعت مؤمنان) قدرت کافران را باز گیرد. و قدرت خداوند بیشتر و مجازات او سخت تر است.

۱) جنگیدن گرچه تنها هم باشد.

۲) ترغیب و تحریک مؤمنان به مبارزه و جنگیدن.

و خداوند رب العزة حکمت نبرد را باز داشتن و نیرو و قدرت کفار یاد می کند. زیرا بدون نبرد و پیکار، کفار از ما هراسی ندارند.

[وقاتلوهم حتی لا تکون فتنة ویکون الدین کله لله]وبا آنها پیکار کنید تا فتنه ای باقی نماند. و دین (خالصانه) از آن خدا گردد.

با ترک پیکار، شرک سیادت را آغاز می کند و کفر یاری می شود و این فتنه است. صحابهy  ظاهر این آیه را فهمیده بودند. از ابو اسحاق رحمه الله روایت شده است:

[ قلت للبراء بن عازب tالرجل یحمل علی المشرکین أهو یلقی بیده الی التهلکة؟ قال: لا لأن الله بعث رسوله صلی الله علیه وسلم فقال: ]فقاتل فی سبیل الله لا تکلف الا نفسک] انما ذلک النفقة] فتح الربانی۱۴/۸

به براء بن عازب رحمه الله گفتم: مردی به مشرکین حمله می کند آیا او با دستهایش خود را در هلاک انداخته است؟ پاسخ داد خیر. زیرا خداوند پیامبرش را فرستاده و فرمود: در راه خدا بجنگ تو جز مسئول اعمال خود نیستی. آن آیه مربوط به نفقه می باشد.

ابن عربی رحمه الله (در احکام القرآن) می فرماید: ادامه خواندن جهاد فرض عين است (۸)