ابوایوب انصاری صحابی رسول الله صلی الله علیه وسلم ؛ کسی  که در زیر قسطنطنیه ( اسلامبول ( = شهر اسلام) یا استامبول فعلی ) دفن شد

 

ابوایوب انصاری صحابی رسول الله صلی الله علیه وسلم ؛ کسی  که در زیر قسطنطنیه ( اسلامبول ( = شهر اسلام) یا استامبول فعلی ) دفن شد

دکتر عبدالرحمن رأفت پاشا / ترجمه: ن . ا .  سیدزاده

این صحابی جلال القدر خالد بن زید بن کلیب نام دارد و از قبیله‌ی بنی نجار است. کنیه‌اش ابوایوب و منسوب به انصار است.

کمتر کسی یافت می شود که ابوایوب را نشناسد، خداوند آوازه اش را در سراسر دنیا پخش کرد. و در میان مردم مقامی بالا به او عنایت کرد.

او بود که خداوند برای پذیرایی رسول گرامی اش منزل او را از میان همه‌ی منازل برگزید و تنها همین افتخار برای او کافی است داستان اسکان پیامبر در منزل ابو ایوب شنیدنی و خواندنش شیرین می باشد:

هنگامیکه پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) به مدینه تشریف برد مردم آن شهر با نیکوترین صورتی که از یک مهمان استقبال می شود با دل و جان از او استقبال کردند و چشمانشان نظاره گر جمال پیامبر شد، آنهم برخاسته از چنان شوقی که دوست نسبت به دوست صمیمی‌اش دارد. آنها قلبهایشان را باز کردند تا پیامبر در اعماق قلوبشان جای گیرد و در های منازلشان را به سوی او گشودند تا در بهترین جایگاه منزل بگیرد.

پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) ابتدا چند روز در قبا که یکی از محله های مدینه بود توقف کرد و اولین مسجد خود را که بر اساس تقوی ساخته می شد پایه گذاری کرد. سپس از قبا خارج شد و سوار بر شتری به سوی مدینه می رفت در مسیر راه سرداران مدینه ایستاده بودند و هر کس آرزو داشت افتخار میزبانی رسول را حاصل کند.

سرداری بعد از سرداری دیگر می آمد و پیشنهاد می کرد که پیامبر به خانه‌ی او برود اما پیامبر به آنها می گفت: «شتر مرا به حال خود بگذارید، او مأمور است و می داند به کجا برود» شتر می رفت و چشمها او را دنبال می کردند و قلبها از محبت موج می زدند، هر منزلی را که پشت سر می گذاشت اهل آن خانه غمگین و نا امید و در عوض اهل منزل بعدی امیدوار و خوشحال می شدند.

شتر پیش می رفت و مردم پشت سر او حرکت می کردند و در انتظار شناختن آن فرد خوشبختی بودند که شتر در جلو منزل او توقف کند، سرانجام شتر در میدانی خالی جلوی خانه‌ی ابوایوب انصاری(رضی الله عنه) رسید و در آنجا زانو زد اما پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) از شتر پایین نیامد… دیری نگذشت که شتر بلند شد و حرکت کرد مهار شتر از دست پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) آزاد بود، لحظه‌ای بعد دوباره شتر به عقب برگشت و در جای اول خود زانو زد.

اینجا بود که قلب ابو ایوب انصاری(رضی الله عنه) غرق شادی شد، به سوی پیامبر شتافت و به ایشان خیر مقدم گفت و وسایل سفرش را با دست خود پایین آورد و به خانه برد او آنقدر خوشحال بود که گویا تمام خزانه های دنیا را حمل می کند. ادامه خواندن ابوایوب انصاری صحابی رسول الله صلی الله علیه وسلم ؛ کسی  که در زیر قسطنطنیه ( اسلامبول ( = شهر اسلام) یا استامبول فعلی ) دفن شد

بیاینه ی حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان به مناسبت هفدهمین سالگرد اشغال افغانستان توسط کفار سکولار جهانی: اشغالگران اگر به میل خود خارج نشوند با زور آنها را خارجی خواهیم کرد

بیاینه ی حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان به مناسبت هفدهمین سالگرد اشغال افغانستان توسط کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و نانو  : اشغالگران اگر به میل خود خارج نشوند با زور آنها را خارجی خواهیم کرد  

 

حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان در این بیانیه می گوید: در ۱۵ مهر سال ۱۳۸۰ شمسی در حالی که در ۹۵ درصد افغانستان نظام اسلامی حاکم بود و ثبات و امنیت سراسری در افغانستان وجود داشت نیروهای ناتو به کشور افغانستان هجوم آوردند و آن را از زمین و هوا مورد تهاجم قرار دادند.

در این بیانیه به مفاسدی که بر اثر اشغال آمریکایی ها ایجاد شده است اشاره شده و بیان می کند که امارت اسلامی پیش از تهاجم آمریکایی ها تولید مواد مخدر را به حد صفر رسانده بود اما اکنون بعد از اشغال کشور، افغانستان به رتبه اول جهان در تولید مواد مخدر رسیده است و فاسدترین و دزدترین مدیریت کشور را در جهان داراست.

در این بیانیه همچنین آمده است:

«آمریکایی های اشغالگر بر علاوه از دست زدن به کشتار، شکنجه، تعذیب، چپاولگری و نا امنی، مشکلات زیاد اجتماعی را نیز درین جا به بار آورده اند، اختلافات قومی و زبانی را رواج دادند، نسل جوان را از افتخارات خود دور و به بد اخلاقی های غربی آلوده نمودند، زندگی زنان را به نام حقوق زنان با خطرات جدی دچار ساختند … بمباران خانه ها، مساجد، مدارس، کلینک ها و تاسیسات عمومی هنوز هم به طبق معمول به صورت روزمره جریان دارد.»

امارت اسلامی در پایان بیانیه ضمن دعوت آمریکا به خروج از افغانستان آنان را تهدید می کند که در صورت خارج نشدن از این کشور مردم مسلمان افغانستان به رهبری امارت اسلامی اشغالگران کنونی را همچون اشغالگران سابق به زور بیرون خواهند راند.

 

چرا نماز و قانون شریعت معیارهای ظاهری مسلمان یا مرتد شدن مسلمین به شمار می رود ؟

چرا نماز و قانون شریعت معیارهای ظاهری مسلمان یا مرتد شدن مسلمین به شمار می رود ؟

به قلم : استاد ابوحمزه المهاجر هورامی

بسم الله  والحمد لله

اما بعد:

خداوند در قرآن همچنان كه اعمال خير و پسنديده را معرفي نموده است ، در مورد اعمال و كارهاي شر هم پس از معرفي ريشه ها و نمودهاي ظاهري آنها دقيقن تعيين كرده است كه شخص مسلمان تا چه حد دچار گناه و معصيت ميشود در داخل دايره اسلام باقي مي ماند و كدام گناهان وي را از دايره اسلام خارج مي سازد . يعني حد و حدود و مرزهاي گناه كردن نيز مشخص مي شوند و مي بينيم در تمامي جوامع اسلامي در همان حدودي كه تعيين شده است كم و بيش انسانهاي گناهكار را مشاهده مي نمائيم اما افراد جامعه اسلامي چه مسلمان و چه منافقش براي اينكه جانش در امان باشد از انجام دادن دو گناه بزرگ امتناع مي كرد و تمام افراد جامعه اسلامي كه به نحوي خود را مسلمان مي ناميدند تا پنجاه سال اخير سعي مي كردند جهت زنده ماندن و در دايره اسلام ماندن دچار اين دو گناه بزرگ ظاهري نگردند يكي ترك نماز و ديگري حكم بردن و حكم كردن به غير از شريعت الهي ، افراد جامعه براي آنكه هم چون يك مسلمان با وي رفتار شود و از كيفر در امان بماند هم نمازش را مي خواهند و هم اينكه حكم و قانونش را از شريعت اسلام مي گرفت نه هيچ قانون و برنامه ديگري .

در اين جامعه تفاوت بين مومن و منافق در انجام دادن نماز يا پابندي به احكام و قوانين الهي ست .

چون تمام مردم براي اينكه عنوان مسلمان بودن براي خود حفظ نمائيد واز ترس اجرا شدن حكم ارتداد و مرتد بر آنها جانشان را نيز در امان نگه دارند در اين دو مورد همگي يكسانند. تنها فرق بين اين دو علاوه بر كيفيت انجام اين احكام در اين است كه مومن مسلمان براي رضاي الله واخلاص درون و ايمانش اين كارها را انجام مي دهد اما منافق تمام اين اعمال را به خاطر ريا و حفظ وضع موجود و زندگي دنيوي انجام مي دهد .

پس نماز و حكم بردن نزد شريعت تنها علايم ظاهري مسلمان بودن اشخاص به شمار مي رود . به همين جهت در طول تمام قرون اخير تمام مردم مومن و منافقش با همين دو امر مسلمان شناخته     مي شده اند و در نتيجه به اين دو علايم سرنوشت ساز پايبند و مقيد بوده اند .

( قانونگذاري و حكم دادن بر اساس آنچه كه انسانها برخلاف شريعت الهي بوجود آورده اند و راضي شدن به چنين قانونگذاري و احكام شخصي را مرتد مي گرداند)

اما چگونه شد كه اين دو امر اساس در ميان مسلمين ست گرديده   واشخاص جرئت نجام ندادن آن ها را به خود دادند؟ در جواب بايد به سه عامل اساسي اشاره كرد:

۱- عدم وجود حكومتي اسلامي

۲- تهاجمات سكولاريسم وروي كار آمدن حكومتها وفرمانروايان مرتد وظالم

۳- خيانت علماي سوء ونان به نرخ روز خوري كه توجيه گر وضع موجودي بودند كه جاهليت وسكولاريستهاي مرتد به وجود آورده بودند.

سكولاريستهاي غربي اشغالگر هنگامي كه قدمهاي ناپاكشان را بر سرزمين هاي مسلمان نشين گذاشتند با پشتيباني مرتدين سكولار بومي وعلماي مزدورشان در ابتداي امر جهت جاي پا بازكردن در ميان مسلمين وحكم كردن به شريعت و احكام الهي را كنار زدندو احكام وقوانين توليدي خودشان را حاكم گرداندند وجهت تحميق مردم از طريق همين علماي مزدور به مردم گفتند كه اشكاي ندارد، حالا جهت مدرن شدن جامعه وترقيات صنعتي وعلمي اگر از احكام شريعت هم پيروي نكرديد به شرطي كه نمازو روزه وحج وصدقتان را بدهيد باز مسلمان هستيد و اگر به دادگاه هاي احكام غير اسلامي وسكولاريستي رفتيد باز به ايمان شما لطمه اي وارد نمي شود . ادامه خواندن چرا نماز و قانون شریعت معیارهای ظاهری مسلمان یا مرتد شدن مسلمین به شمار می رود ؟

چرا جنگ با دیکتاتوری مهاجم آمریکا ـ ناتو و مرتدین محلی عینی ترین فرض و بزرگترین عبادتها و بافضیلت ترین مراتب جهاد فی سبیل الله می باشد که دیگرفرضها را تحت تأثیر خود قرار می دهد ؟

چرا جنگ با دیکتاتوری مهاجم آمریکا ـ ناتو و مرتدین محلی عینی ترین فرض و بزرگترین عبادتها و بافضیلت ترین مراتب جهاد فی سبیل الله  می باشد که  دیگرفرضها را تحت تأثیر خود قرار می دهد ؟

سلام علیکم

سوال :

از یکی از دانشجویان دانشگاه …… که ازطرفداران جریان شماست با  گوشهای  خودم شنیدم که در جروبحث با یکی از طرفداران اوجالان وپژا ک گفت: هم اکنون که  آمریکاوناتو با پشتیبانی سازمان ملل و همکاری مرتدین محلی سکولار به سرزمینهای مسلمین یورش آورده اند فرض عین ترین واجب اللهی جهاد با این متجاوزین است که حتی نماز وروزه ودیگر عبادات وفرایض را نیزتحت الشعاع خود قرار می دهد . من چون در حال شکست آن کمونیست پژاکی بود چیزی نگفتم. اما باید به این برادرانمان  تاکید کنید که قبل از دعوت دنبال علم خاص آن بروند. چون سکولاریستها سالهاست که در مناطق ما فعالیت دارند وهمه ی آنها پخمه نیستند بلکه بیشتر آنها از احکام اسلامی چیزهایی بلدند وممکن است در مواردی جهل مبارزین ودعوتگران به ضرر مسلمین تمام شود .آخر چگونه میشود که جهاد نمازی که ستون دین است را تحت تا ثیر قرار دهد وی گفته الان جهاد واجب عینی همچون نماز گشته است . شما چه توضیعی  برای این دانشوی  ما دارید ؟

م.خسروی

جواب :

وعلیکم السلام ورحمة الله وبرکاته

قبل از هر چیزی باید به عرض مبارکتان برسانیم که ما خوشبختانه ازخطاهایمان دفاع نمی کنیم .بلکه مشتاق دریافت نقدهای دیگر برادران وخواهرانمان نیز هستیم . ازاینکه هم نقد کرده اید هم راهنمائی ونصیت واینکه در برابر مرتدین سکولار پژاک و… جانب برادرتان را گرفته اید، نشان از دلسوزی وخیرخواهی شما از یکسو ودشمن شناسی صحیح شما را می دهد واینکه شما در درجه بندی مخالفا نتان راه درست را رفته اید . اما درمورد اینکه الان جهاد فرض عین است یا نه ؟ و چه جایگاهی در شریعت اسلامی دارد با اجازه ی شما موضوع را با هم پی می گیریم و در نهایت باهمدیگر نتیجه گیری می نمائیم .وآنوقت خودتان در مورد گفته های آن دوست مبارزمجاهدمان قضاوت خواهید کرد .انشاء الله .[ماعمداً درپیامتان اسم دانشگاه را نیاورده ایم وآن را از متن شماحذف نموده ایم.]

 

در صحیحین از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که گفت:پیامبرصلی الله علیه وسلم روز فتح مکه فرمود:”لاهجرة بعد الفتح ولکن جهاد ونیة وإذا استنفرتم فانفروا”:(بعد از فتح،هجرتی نیست،اما جهاد ونیت باقی است وهرگاه منادي جهاد ، شما را به جهاد ندا درداد ،به سوی جهاد حرکت کنید)، و این لفظ روایت بخاری در باب الجهاد والسیر ازکتاب جهاد،می باشد. ادامه خواندن چرا جنگ با دیکتاتوری مهاجم آمریکا ـ ناتو و مرتدین محلی عینی ترین فرض و بزرگترین عبادتها و بافضیلت ترین مراتب جهاد فی سبیل الله می باشد که دیگرفرضها را تحت تأثیر خود قرار می دهد ؟

ترفندهای سکولاریستی آمریکا و حکمت حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان

ترفندهای سکولاریستی آمریکا و حکمت حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان

نوشته فقیه بزرگوار :  حامد العلی

اشغالگران سکولار چون در افغانستان به افلاس رسیدند از اینرو به حیله قدیم و سخیف شان رو آوردند که هدف از آن ایجاد تزلزل در صفوف حرکت طالبان و تفرقه در صف جهاد در افغانستان و ایجاد انشعاب در داخل آن است.

اشغالگران سکولار تبلیغات زهراگین شان را مبنی بر اینکه در صفوف طالبان افراد معتدلی وجود دارد که با تندروان مخالف اند،ادامه میدهند و این که افراد معتدل آماده اند که در مقابل حذف نامهای شان از لیست “تروریستها” از عقیده، کشور، کرامت و تاریخ شان بگذرند و به ترفند اشغالگران راضی شوند ؛ اشغالگری که کشور شان را ویران و فرزندان شان را به قتل و زنان شان را بیوه وکودکان شان را پاره پاره و بر کشور شان گروه های فساد، مخدرات و جنایت را  به سرکردگی رئیس جمهور دست نشانده افغانستان  حاکم ساخت.

وای برعقل های سخیف این امریکایی ها و تنگی انظار آن ها و جهل شان از جریانات پیرامون شان در این جهان!

اینها نمی دانند که طالبان کسانی اند که با ساختار خائنین و وطن فروشانی که علیه عراق دسیسه چیدند و مستحق شرف انتساب به کشوری که قرنها تمدن اسلامی را به آغوش داشت و جهان را اداره می کرد نیستند، فرق فاحشی دارد ؛ و نه از گروه خائن ابومازن محمود عباس در فلسطین اند که موافقت نامه دایتون را آنقدر لیسیدند که آبرو و عزتی برایشان باقی نماند و نه با کسانی مشابه اند که در میان دیوار های کاخ سرنگون در وسط مقدیشو در صومالیا خود را زندانی نموده اند.

حركت طالبان این همه قربانی ها بزرگ  را مردانه در میدان معرکه مانند فداکاری نیاکان شان  در حالی که یک دهه از حملات صیهو صلبیبی علیه اسلام می گذرد تقدیم نکرده اند که در اخیر این راه مبارک را، به فروش دین ،کشور اسلامی  و شرف امت، به کسانی که از سخترین دشمنان اسلام و مسلیمن اند، خاتمه بخشند!

این حرکت در منازلی که در آن قران تلاوت می گردد نشات گرفته است و کسی از مخلوقات منتی برآنها ننهاده است و نه نظامی در آنها مداخلت نموده است ؛ سپس رهبر شان خوابی را می بیند که آن خواب متحقق می گردد و در جهادش زیباترین نمونه ها را که نشان دهنده تمسک به اسلام و سركوبي دشمنان آن اند، رقم می زند.

و اهدافی را که طالبان متحقق ساخته اند همان اهدافی اصلی اند:

  • تاسیس نظام حقیقی اسلامی که از نظام استبداد جهانی که غرب سکولار  آن را رهبری می کند استقلالیت کامل دارد.
  • ساختن شبکه ارتباط جمعی میان پروژه های اسلامی جهادی ودعوتی در جهان اسلام برای سرعت بخشیدن به نهضت اسلامی.
  • سهمگیری فعال طالبان علیه همه مظاهر تجاوز علیه امت اسلامی از فلیپین تا غزه در چارچوب نشر فکر وحدت امت و تبدیل این واقع نظری به واقعیت مشهود عملی تا مقدمه ای گردد جهت برپایی خلافت اسلامی.

ومبرهن است که اشغالگران سکولار در افغانستان روز های بدی را سپری می نمایند و کوبنده ترین ضربات قهرمانان طالب را می خورند وتحت این ضربات کوبنده خورد وخمیر شده اند واگر این ضربات کوبنده نمی بودند به این حیله متوسل نمی شدند.

طالبان می دانند که لباس شرف جهاد که رب العزت ایشان را به آن آراسته است و این لباس زیبا در آسمان مجد اسلامی می درخشد واین درخشش بسته به ثبات بر مبادی جهاد است و اگر از این مبادی تنازل نماید این لباس از وی می افتد وشرفش زایل می گردد و رهبرانش از مقام شیران نشسته در جبین عزت، پایین می افتند  ومبدل به خادم ذلیلی می شود که کفش کلينتون ، اوباما و…  را پاک می نماید تا آنها راضی شوند چنانچه نظام های بعضی کشورها می نمایند.

حركت طالبان مطالبه اش را به اختصار بیان می کند که : «از کشور ما بیرون رويد ویکی از شما در آن ماندگار نشود سپس می نگریم آنچه را شما عرضه می کنید اگر موافق با شرعیت اسلامی باشد قبول می کنیم واگر با آن منافی بود مردودش می شماریم. شریعت الهی راهنمای ماست و هدایت قرآن قانون ونظام ماستادامه خواندن ترفندهای سکولاریستی آمریکا و حکمت حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان

پیام اخیر دوله پس از انفجار تجمع انتخاباتی ننگرهار: دوله برای چه کسانی می جنگد ؟

پیام اخیر دوله پس از انفجار تجمع انتخاباتی ننگرهار: دوله برای چه کسانی می جنگد ؟

به قلم : ابوصلاح الدین الکوردی

چنانچه واضع و پیداست جماعت کنونی دوله دارای مذهب سلفیت خاص نجدیت است . این مذهب در مواردی با سایر مذاهب اهل سنت تفاوتهائی دارد . به عنوان مثال:

  • با کنار گذاشتن عذرهای شرعی برای مسلمین ، با عبارتهائی چون قبر پرست و مشرک، اکثریت قاطع مردم افغانستان و پاکستان و… را تکفیر می کنند . به همین دلیل ما می بینیم که به راحتی در تجمعات صوفی ها عملیات انجام می دهند مثل انفجار در مقبره علي هجويري، مقبره صوفي عبدالله غازي و مقبره بابا فريدالدين  و…  که علاوه بر کشته شدن عاملین حمله کننده ، صدها زن و مرد و پیرو وجوان بچه قتل عام  شده اند
  • با کنار گذاشتن عذرهای شرعی برای مسلمین، در حالی که الله تعالی کفار اهل کتاب و مجوس را مشمول حکم مشرکین نکرده است اینها مسلمین خطاکار را مشمول حکم مشرکین می کنند و بی رحمانه به کشتار آنها می پردازند .
  • با کنار گذاشتن عذرهای شرعی برای مسلمین، کسانی که در انتخابات شرکت می کنند را بدون رعایت قواعد تکفیر آنها را مشمول حکم مرتدین قرار می دهند و به قتل عام آنها می پردازند که انفجار اخیر در تجمع انتخاباتی منطقه سنگرسرای ولسوالی کامه ننگرهار نمونه ی نزدیک این نگرش جماعت دوله به مسلمین است .

در اینجا ممکن است برای همه ی ما این سوال پیش بیاید که اگر این مسلمین قبر پرست و مشرک (کافر) هستند، آیا می توان بر یک کافر حکم ارتداد را صادر کرد؟ چون می دانیم که حکم ارتداد مختص مسلمین است نه کفار .

الله تعالی در هر جای قرآن اسم مشرکین را آورده منظور دسته ای از کفار هستند که احکامی سخت تر از سایر کفار اهل کتاب و مجوس دارند . حالا اگر این اشخاص کافر مشرک هستند چگونه می توان بر آنها حکم مرتدین را صادر کرد ؟

این یکی از همان تضادهای عقاید سلفیت خاص نجدیت است که با تمام شاخه هایش به آن اعتقاد دارند . چه سلفیت نجدی درباری و چه سلفیت نجدی علمی و چه سلفیت نجدی جهادی و… در کل همه به این نگرش اشتباه اعتقاد دارند و عبارت مشرک را در جای غیر شرعی آن برای مسلمین خطاکار که مرتد نشده اند به کار می برند، و اگر می بینیم که دوله این عقیده را  تطبیق می دهد به خاطر صداقتش در این زمینه است و کسانی از تفکر نجدیت که دوله را متهم به غلو و زیاده روی و انحراف می کنند درواقع خودشان اهل ریا و تقیه هستند.

سلفیت خاص نجدیت با کنار گذاشتن عذرهای شرعی برای مسلمین و به کار بردن عباراتی چون قبر پرست و مشرک  در واقع عموم مسلمین کنونی را تکفیر می کنند . چون تعداد هم فکرهای آنها در میان مسلمین به ۵ درصد هم نمی رسد . یعنی هرگز از هر ۱۰۰ مسلمان ۵ نفر آنها دارای فکر سلفیت خاص نجدیت نیستند . و حتی در مناطقی چون افغانستان و پاکستان و بنگلادش و… حتی یک درصد از مسلمین هم دارای تفکر آنها نیستند . در این صورت به همین راحتی اکثریت قاطع مسلمین را تکفیر می کنند .

با آنکه در رسانه ها می گویند که تکفیر عام نمی کنیم اما واقعیت آن است که به این شیوه ی غیر مستقیمی که ذکر شد به تکفیر عام مسلمین می پردازند، و زمانی که اسلحه و قدرت در اختیارشان باشد به راحتی این عقیده را با قتل عام کسانی که آنها را با عناوینی چون قبرپرست و … مشرک می دانند تطبیق می دهند .

پس می توان گفت که جماعت دوله همان سلفیت خاص نجدیت بدون تقیه است که به مرحله ی اجرا رسیده است و عملکردهای آن هم تطبیق صادقانه ی مذهب نجدیت است .

در این صورت باید پرسیده شود که شما برای دفاع از چه کسانی می جنگید؟ برای دفاع از کسانی که ابتدا آنها را با دادن حکم مشرک تکفیرشان کرده اید و بعد همین افراد تکفیر شده را نیز باز تکفیر می کنید و ….؟

سلفیت خاص نجدیت هم اکنون یکی از اسبابهای خطرناک آلودگی عقیدتی اهل سنت، و یکی از موانع جدی در راه اتحاد میان مسلمین است، که مسلمین را به مسلمین مشغول کرده و باعث تفرق بیشتر و ذلیلی بیشتر مسلمین می گردد .

با این وجود آیا وقت آن نرسیده است که بار دیگر به منهج صحیح اهل سنت برگردید؟

هرگز از خودتان پرسیده اید که چرا ملت مسلمان افغانستان حکومت و همه چیز خودش را فدای اسامه بن لادن رحمه الله کرد اما هم اکنون در برابر شما ایستاده است و مثل متجاوزین با شما برخورد می کنند؟

تفکر نجدی اگر به عمل ختم نشود، سبب فساد قلب‌ها می‌شود و اگر هم به عمل ختم شود سبب فساد قلب‌ها و سرزمین‌ها می‌شود.

تفکر نجدی اگر به عمل ختم نشود، سبب فساد قلب‌ها می‌شود و اگر هم به عمل ختم شود سبب فساد قلب‌ها و سرزمین‌ها می‌شود.

به قلم: مجاهد دین

وقتی به عمل ختم نمی‌شود، و تنها در حد نظریات و افکار باقی می‌ماند، در این صورت مشغول تبدیع و تخریب و تفرقه است و مذاهب اربعه را به بهانۀ تبعیت از قول صحیح و تبعیت از سلف صالح، مردود می‌کند و افرادی که متسلّف می‌نمایانند در مساجد از دور دیده می‌شوند که خود را تافته‌ای جدا بافته نشان می‌دهند که انگار آنها بر سنّت و بقیه بر بدعت قرار دارند. و نه تنها من، بلکه اکثر شما تاثیر سوء جوانان حماسی بر اهل مسجد را دیده‌اید که چهار مقاله خوانده است و گمان می‌کند مجتهد شده  و مشغول تبدیع دیگران است!

اما وقتی که تفکر نجدیه به عرصۀ عمل وارد می‌شود، موضوع خطرناک‌تر می‌شود، آنها بخاطر فهم کج از نصوص و برداشت اشتباه از شرک و توحید، اگر قدرتی به دست گیرند، اهل قبله را قبل از هرکسی دیگر می‌کشند، علما و ماموستایان را قبل از هرکسی ترور می‌کنند، گمان می‌کنند بهترین کار را برای خدمت به دین و توحید می‌کنند اما نمی‌دانند که اخسرین اعمال هستند. مشابهش را در نحوۀ عملکرد دولت اسلامی ‌که خاستگاهش دعوت نجدیه است، مشاهده کردیم. و به اذن الله هربار در طول تاریخ چنین تفکر خارجی سر برمی‌آورد خداوند سرش را قطع می‌کند. و این بار متاسفانه با دست خودشان، خودشان را قلع و قمع و نابود کردند و با تکفیر یکدیگرشان، صفوفشان را منقرض نمودند. و کسانی از آنان را که خداوند به آنان ارادۀ خیر داشت، به سوی حق ارشاد نمود.

الغرض، ای برادر کریم، بدان که غلو نتیجه‌ای حتمی‌ دارد و آن شکست است. و اگر تمام دنیا برای جنگیدن با مجاهدان فی سبیل الله جمع شوند، باز الله با آنان است و پیروزی با مومنان است و شکست با کافران. و هرگز تعداد عِده و عُده ملاکی برای برتری بر دشمن نیست، بلکه ایمان و یقین و توکل و صبر است که پیروزی را به ارمغان می‌آورد. اما انحراف از مسیر اهل سنّت و جماعت و افتادن در دام عقاید خوارج و تکفیر به ناحق و غلو در دشمنی با مخالفان، نهایتا به این انجامید که خود اعضای دوله در طی اختلافات عقیدتی، همدیگر را تکفیر و سپس تصفیه کردند. به این شکل شکست بر آنان رقم خورد و الله متعال بدون شک بهتر از آنان را خواهد آورد. پس از تجربه‌ها استفاده کنید و خطای گذشته را تکرار نکنید. انسان عاقل از یک سوراخ سه بار نیش نمی‌خورد.

ادامه خواندن تفکر نجدی اگر به عمل ختم نشود، سبب فساد قلب‌ها می‌شود و اگر هم به عمل ختم شود سبب فساد قلب‌ها و سرزمین‌ها می‌شود.

سید قطب، اصطلاح اسلام آمریکائی  تلاشی جهت دشمن شناسی شرعی و  درجه بندی شرعی دشمنان

سید قطب، اصطلاح اسلام آمریکائی  تلاشی جهت دشمن شناسی شرعی و  درجه بندی شرعی دشمنان

به قلم: مسعود سنه ای

سید قطب تقبله الله  با آن درک بالا و سواد و معلوماتی که نسبت به اوضاع جهان اسلام و منطقه داشت و همچنین شناخت صحیحی که از دشمن اصلی که آمریکا باشد پیدا کرده بود، این واژه را ابداع کرد و فرمود هرکسی که بر این روش عمل کند، همان کاری را انجام می دهد که آمریکایی ها می خواهند.

اما سوال اینجاست که چرا از لقب آمریکایی برای اسلام استفاده کرد و مثلا نگفت که اسلام  نجدی ؟! با آنکه در آن زمان سلفیت درباری خاص نجدیت نمایانگر ظاهری این نوع از اسلام مسخ شده بود .

پر واضح و آشکار است که مقصود وی این نبوده که با «سلفیت درباری خاص نجدیت» هم مسیر هستیم، یا مثلا اگر نامی از انگلیس و اسرائیل و روسیه و چین و … نیاورده است، معنایش این نیست که آنها جزء کفار نیستند؛ بلکه این نکته را می فهماند که او به درستی دین سکولاریسم و آمریکا به عنوان پرچمدار و رهبر اصلی دین سکولاریسم و دشمن اصلی را شناخته است و آنرا نشانه گرفته است که مسلمانان را بیدار کند تا دشمن اصلی خود را بشناسند و با اتحاد فراگیر میلیونی ریشه کفر و بی دینی و دشمنی با الله تعالی را بخشکانند و از اینکه  خود را به معلولها و مسائل فقهی جزئی همدیگر و بر هم زدن دشمن شناسی شرعی و بر هم زدن درجه بندی شرعی دشمنان مشغول کنند بر حذر دارد .

کسانی که تفسیر آیات اولیه ی سوره ی روم را از اثر ماندگار سید قطب (فی ظلال القرآن) مطالعه کنند متوجه خواهند شد که این عالم بزرگوار  به صورت ساده و مختصر دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان را با آیات قرآن و سیره ی صحابه تبیین و روشن می گرداند و مسلمین را هوشیار می گرداند که اسلام قبل از تعلیم آداب مهمی چون زکات و جهاد و حدود و هزاران سنت دیگر دشمن شناسی شرعی  درجه بندی شرعی دشمنان را به مسلمین آموزش می دهد .

این بود سیره و منهج بزرگان و علمای جهاد ما همچون سید قطب رحمه الله …

آیا ما امروز به سیره آنها عمل می کنیم، یا هر کدام می خواهیم  طبق نقشه ی دشمنان و علمای سوء یا طبق خواهشهای نفسانی خود بازیگری سناریوی دشمنان اصلی اسلام باشیم ؟

آیا واقعا خواست آنها و حتی خود رسول الله صلی الله علیه و سلم این بود که نوک پیکانهای شمشیر به سمت مسلمانان برود و مسلمین به هم مشغول شوند و کفار مشرک (سکولار) با خیال آسوده و راحت به اشغال و تاراج سرزمینهای مسلمین بپردازند و در کمال آرامش از طریق علمای سوء به ایجاد نفاق بین صفوف مسلمین بپردازند و مسلمین روز به روز در مسیر تفرق بیشتر و ذلیلی در حرکت باشند یا اینکه تلاش آنها این بود که با حفظ دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان به صورت شرعی از کفر به طاغوت و ولاء و براء خود محافظت کنیم و در مسیر عزت و قدرت و پیروزی در حرکت باشیم؟!

 

پیام ابومحمد مقدسی به دارودسته ی طاغوتی جولانی نسبت به خیانت آنها به اهل شام و دستگیری و زندانی کردن مهاجرین و …

پیام ابومحمد مقدسی به دارودسته ی طاغوتی جولانی نسبت به خیانت آنها به اهل شام و دستگیری و زندانی کردن مهاجرین و …

به قلم : ابوعمر سردشتی

به دنبال برداشته شدن قدمهای آشکارتر دارودسته ی  جولانی در خیانت به اهل سنت شام و مهاجرین سوریه تحت عناوین واهی  که در راستی اجرائی شدن توفقات سوچی بین ناتو(از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) و روسیه صورت گرفته ، تعداد زیادی از امراء و سربازان جولانی خائن از وی جدا شده و حتی اقدام به آشکار کردن بخشی از خیانتها و گمراهی های دارودسته ی  جولانی نمودند.

در راستای اجرائی کردن توافقات سوچی اختلافات و رسوای جماعت جولانی به جای رسیده است که جولانی طاغوت به سربازان خود هم هیچ رحمی نمی کند و آنان را دستگیر و روانه زندان می کند. این هم نتیجه خباثت و خیانت جولانی به زیر دستان خود بعد از چند سال خدمت کردن برای جولانی خائن و غدار و مزدور است که باید گفت :حقیقت طواغیت در هر زمان و مکان این است که هر وقتی ببینند کسی با آنان به مخالفت می ایستند مستقیم شروع به بازداشت و حذف آنها می کنند .

این درواقع اجرائی کردن دستورات روسیه و ناتو است که از کانال اردوغان به جولانی ابلاغ شده است که هر کسی از سربازانت از دستور اربابت مخالفت کرد مستقیم بدون هیچ توقفی او را بازداشت کن و روانه زندان کن، و علاوه بر آن، لیستی که از نظر روسیه و ناتو به عنوان تحت تعقیب اعلام شده اند باید توسط جولانی دستگیر و یا به شیوه های خاص خائنین حذف و نابود گردند . دیدیم و می بینیم جولانی طاغوت چطور دستور اربابش را اجرا می کند و سربازان خود و سایر مهاجرین و مخالفین را دستگیر می کند.

در هر حال، ابومحمد مقدسی که خودش زمانی از حامیان دارودسته ی  جولانی خائن بر علیه دوله بود و بعد از آشکار شدن غدر و خیانت این مزدور از او  کناره گیری کرد در مورد این اقدامات خائنانه ی دارودسته ی  جولانی می گوید:

?سلسله دستگیری هاي مهاجرین که بخاطر نصرت اهل شام آمدند، روش ظالمانه است که آغاز آن توسط جیش الإسلام در غوطه صورت گرفت و امروز کسانیکه ادعای جهاد أمة را دارند و جهاد شان تنها شامل کسی میشود که با آنها موافق وهمگام باشد و به ایشان طبل بزند،نیز این کار را انجام می‌دهند.

این روش مجرمانه را فصائل مزدور بر مهاجرین و دیگر مجاهدان اجراء می‌کنند و در فراهم‌آوری لیست(تروریستان) تحت تعقیب طواغیت با یکدیگر مسابقه می دهند.

بر کسیکه این روش ظالمانه را ابتکار کرده‌است، گناه خودش و گناهان تمام کسانی که از این روش پیروی میکنند، حساب می شود.

و این باعث واکنش بعض از جوانان خواهد شد که ممکن است انضباطی نداشته باشند؛ احمقان امنیتی و کسانی که آنها را به این استبداد هدایت می کنند، پاسخگو خواهند بود.

ای جوانان حکمت گمشده‌ای مؤمن است آن را رها نکنید.

ادامه خواندن پیام ابومحمد مقدسی به دارودسته ی طاغوتی جولانی نسبت به خیانت آنها به اهل شام و دستگیری و زندانی کردن مهاجرین و …

به بهانه ی سالروز فتح بیت المقدس : صلاح الدین و حکومت اسماعیلی مصر، احفاد صلاح الدین چه کسانی هستند؟

به بهانه ی سالروز فتح بیت المقدس : صلاح الدین و حکومت اسماعیلی مصر، احفاد صلاح الدین چه کسانی هستند؟

ارائه دهنده : نذیر احمد البلوشی [۱]

می دانیم که اسماعیلی های شیعه مذهب طوایفی از غلات شیعه بودند که خودشان به خالصه و مبارکیه و این هم به سه شاخه ی عمده ی نزاری و دروزی و مستعلی و هم اکنون به آغاجانیه و بُهره تقسیم می شوند و هر کدام از اینها هم به چندین فرقه ی مختلف تقسیم می شوند، از قرامطه بگیرید تا آنچه که ما هم اکنون در افغانستان و ایران می بینیم تا اسماعیلی هایی که در شمال آفریقا و بخصوص در مصر در اواخر عمر این حکومت دارای کتب فقهی خاص خودشان بودند و دانشگاههائی مثل الازهر و سایر مدارس را برای تدریس فقهشان تأسیس کردند.

اسماعیلی ها تا جعفر صادق را قبول داشتند و بعد از آن اسماعیل را قبول دارند. به همین دلیل به آنان میگویند۶ امامی . عقاید غالی گرایانه ی آنهاهم بر باطنی گری و تأویل باطنی از منابع شرعی و بر ۷ رکن استوار بود .

  • ولایت . پذیرش سرپرستی و دوستی با خدا و پیامبرا ن و امامان و مبلغین . اینان می گفتند خدا می تواند در پیامبران و امامان تجلی کند .
  • طهارت . اما دروزیان این را رکن دین نمی دانند
  • نماز. که تعیین شیوه و روش آن بر عهده ی امام حاضر است. اینان نماز خواندن به سبک مسلمانان دیگر را شیوه ی جهال می دانند. برای همین است می بینم که حسن صباح نماز و روزه را از گردن پیروانش بر می دارد.
  • زکات. آنها ۱۲ درصد درآمد ماهیانه ی خودشان را به امام حاضرشان می دهند. غیر از دروزیها
  • روزه . آنها پایبند به روزه رمضان نیستند.
  • حج . قائل به حج مکه نیستند و دیدار امام و داعیان خودشان را بالاتر از حج می دانند.
  • جهاد. این را مبارزه با نفس می دانند.

غیر از این موارد به بهشت و دوزخ جسمانی اعتقادی ندارند و به بهانه ی امر به معروف و نهی از منکر مخالفین خودشان را ترور می کردند که ترور خواجه نظام الملک مشهوراست. البته این اسماعیلی های غالی هر کدام که تحت تأثیر عقاید هندیان یا مزدکیان یا نصرانیها و غیره قرار گرفته بودند به نسبتهائی با همدیگر مختلف بودند. اکثریت اینها توسط شیعیان ۱۲ امامی و فرق معروف به اهل سنت تکفیر شدند. اما دسته هایی از آنها که بر ملتی مسلمان و ریشه دار مثل مصر حکم می کردند بعضی از آداب ظاهری چون نماز و روزه و غیره را در دورانهائی به جای می آوردند و تا حدودی در ظاهر – عده ای می گویند به خاطر تقیه – خودشان را از سایر فرق اسماعیلی غالی جدا کرده بودند. به هر دلیلی که بوده باشد بخشی از اینان کتبی در فقه ظاهر هم برای خودشان در اواخر حکومت فاطمیان مصر داشتند و در ظاهر با تمام آلودگیهائی که داشتند حکم اهل قبله بر آنها صادر می شد.

این اسماعیلی ها با چنین عقاید و رفتار های آلوده ای در شمال آفریقا حکومتی تحت عنوان عبیدی ها یا فاطمیون را بر اساس فقه اسماعیلی  تشکیل دادند. در دوران این دسته از فاطمی ها بود که از مناسبتهائی که الان می بینیم برای تبلیغ شیعه ی اسماعیلی استفاده می شد، برگزاری مراسم عاشورا و عید غدیر و عید ولادت ائمه و فاطمه زهراء رضی الله عنها و مراسم مولود و نیمه ی شعبان از جمله ی این موارد بود. ادامه خواندن به بهانه ی سالروز فتح بیت المقدس : صلاح الدین و حکومت اسماعیلی مصر، احفاد صلاح الدین چه کسانی هستند؟