غربال شدن و روشن شدن صف مسلمین و مرتدین سکولاریست کوردستان

 

غربال شدن و روشن شدن صف مسلمین و مرتدین سکولاریست کوردستان

ابوسلیمان هورامی

در این چند دهه ی گذشته بیشتر از هشتاد درصد آوارگی ها و گرفتاری ها و کشته شده های جنبش مرتدین از میان بچه مسلمانان فریب خورده بوده اما چون آن ها را در مسئله کفر و ایمان و ولاء و براء جاهل شان کرده بودند، نیمچه قدرت و اقتداری که به وجود می آمد در اختیار مرتدین و غیر مسلمانان بوده است و این بچه مسلمانان فریب خورده ی بی پناه در واقع کشاورزان زحمتکشی بودند که ثمره ی کارشان را دیگران می چیدند و چیزی غیر از تهیدستی، ندامت و پشیمانی برایشان نمی ماند. اینان از هم نژادان و هم زبانان خود کسانی را بر خود سوار می کردند که در کمال بی رحمی و بی شرمی از مال و ثروت و جان و ناموس آنان نیز نمی گذشته اند.

پینه ی دستان من، بالش اعیان شد

قدرت بازوی من راحت هر جان شد

رنج فراوان من راحتی جان توست

قدرت بازوی من زور فراوان توست

با همه احوال، تو ای گرگ هار

آنچه که دادی بمن جور فراوان توست[۱]

با گذر از اندیشه های گل آلود مفتی زاده و نتایج اسف بار آن در منطقه در مسئله ی کفر و ایمان و ولاء و براء و عدم تمایز میان مسلمین و غیر مسلمین، کافر و مرتد و سردرگمی جامعه و کشته شدن صدها بچه مسلمان غافل اغلب نماز خوان در صف کمونیست ها و یا دمکرات های مرتد و… هم اکنون همگام با پیشرفت بیداری اسلامی در روش مبارزه و تصفیه، روز به روز اوضاع دینی و موضع گیری سکولارهای مرتد و متحدین سکولار منتصب به صهیو- صلیبی یشان عملاً عیان تر شده و موضع نیروهایی که در این صف بندی و دگرگونی شریک هستند روشن تر می شود، به صورتی که هم چون روزگاران صدر اسلام تشخیص دوست و دشمن برای ما ساده و آسان تر شده است.

نقاب از چهره ی کمونیست ها، سوسیالیست های دمکرات و دیگر مرتدین فرو افتاده است. مردم آگاه مومن سیاست های دوگانه و فریب کارانه ی آن ها را با معیار قرآن و سنت  و تجریبات این چند سال اخیر خودشان نسبت به جنایات و خیانت های مرتدین دریافته و در همین راستا بیداران و صاحبان عقل و خرد تصمیم گرفته اند که با هوشیاری و نگاه مصممانه به قیامت و آخرت خود هرگز ابزاری جهت رسیدن به امیال مرتدین نخواهند شد. و دیگر اجازه نخواهند داد که مرتدین با بهره گیری از غفلت دینی و عقیدتی آنان تعیین کننده ی هدف مبارزه ی بر حق اسلامی آنان باشند.

در اواخر دوران جاهلیت خودم که به افکار احمد مفتی زاده آلوده شده بودم و به علت نبود منابع کافی اطلاع رسانی در سال ۱۳۷۴ در دانشگاه از نظر اقتصادی دیدگاه سوسیالیست ها بر سرمایه داری بیشتر برایم مطلوبیت داشت بعد از یک مجادله ی طولانی با یکی از دانشجویان سودانی که از دوستان نزدیکم به شمار می رفت و چند نفر از نزدیکانش هم توسط کفار و مرتدین دارفور به شهادت رسیده بودند با لحنی عتاب آمیز به من گفت: ادامه خواندن غربال شدن و روشن شدن صف مسلمین و مرتدین سکولاریست کوردستان

رهبرجبهه اسلامی کردهای سوریه : حزب کارگان اوجالان نماینده تنها ۱۰ درصدازکردهای سوریه است

رهبرجبهه اسلامی کردهای سوریه : حزب کارگان اوجالان نماینده تنها ۱۰ درصدازکردهای سوریه است

ارائه دهنده : ع . محمود نژاد / بانه

سکولاریستهای کمونیست و چپ وابسته به حزب کارگران اوجالان با داشتن رسانه های ماهواره ای متعدد و بهره گیری از غوغاسالاری و بزرگنمائی آمیخته با دروغ و عوامفریبی ، چنان فضایی را به وجود آورده اند  ، که نا آگاهان به وضع موجود کوردها ، چنین می پندارند که این گروه در میان کوردهای مسلمان  از پایگاه مردمی قابل توجهی برخوردارند !

اما واقیعت این است که این حزب در جمعیت چند میلیونی کوردها از پایگاه مردمی ناچیزی برخوردار است و تنها در جاهایی موفق به جذب مرید گشته است که ابتدا از ضعف فرهنگی و اقتصادی برخوردار بوده و ثانیاٌ مجالی برای تجهیز و سازماندهی  جوانان به شیوه ی استالینی برایشان فراهم شده باشد .  به دیگر سخن هرجا که میزان شعور فرهنگی و آگاهیها بالا بوده و جنگی نیز در کار نبوده است حزب کارگران اوجالان و نوچه هایش از جانب ملت مسلمان کوردستان دور انداخته شده اند .

نمونه ی بارز این واقعیت در انتخابات نمایندگان مجلس ترکیه و واقعیت حزب HDP  ،  که آن روی سکه ی عقاید چپ و کمونیستی حزب کارگران اوجالان است ، آشکارا نمایان گردید . از زمانی که صلح در مناطق کورد نشین ترکیه برقرار گردیده و زور اسلحه ی حزب کارگران اوجالان از سر مردم برداشته شده است ف کوردها موفق شده اند چندین حزب مختلف و حتی مخالف با مزدوران حزب کارگران اوجالان به وجود بیاورند و این حزب را مجبور نموده اند تا با مطرح نمودن عقاید چپ و کمونیستی دنبال متحدینی خارج از مناطق کورد نشین بگردد .

حزبHDPبا آنکه رهبریت آن بر عهده ی کوردهای چپ و کمونیست است و از احساسات ملی گرایانه ی کوردها نیز سوء استفاده می کنند ، اما بیشترین آراء را از ترکها و دیگر اقلیتهای چپ و کمونیستی به دست آورد که خارج از مناطق کورد نشین ترکیه سکونت داشتند . اما در رسانه ی وابسته با حزب کارگران اوجالان این واقعیت در کمال بی شرمی پنهان می گردد و به مخاطبین کورد چنین القاء می گردد که این میزان از آراء متعلق به کوردها و مناطق کوردنشین می باشد .

حزب کارگران اوجالان در کوردستان سوریه نیز از همین سبک دروغ پراکنی استفاده می کند . با آنکه هزاران مزدور ارتش آزاد مثل جمال معروف و غیره در عملیات برکان الفرات و … را در خود جایی داده واز  پشتیبانی بی دریغ دول منطقه ای و غربی جهت سرکوب استالینی ملت مسلمان کوردستان و احزاب موجود در آن ، جهت ادامه ی جنگ نیابتی  برخوردار است ؛ با این وجود با برجسته نمودن اقلیتی ناچیز از طرفداران خود به مخاطبین و بینندگان شبکه های ماهواره ای چنین القاء می کنند که تنها نمایندگان ملت مسلمان کورد در سوریه بوده و از پایگاه مردمی وسیعی نیز برخوردار می باشند !!

در برابر این جنگ روانی غوغاسالاران دروغ پرداز حزب کارگران اوجالان ، رهبر جبهه اسلامی کردهای سوریه به صراحت اعلام کرد که : سنجیدن تمام کردهای سوریه که درسراسر جهان پراکنده هستند با سنگ محکPYD  اشتباه بسیاربزرگی است. حزب اتحاد دموکراتیک سوریه (PYD) نماینده تنها ۱۰ درصدازکردهای سوریه است.

سکولاریستهای مرتد در کوردستان اقلیت ناچیز ی هستند که از دهها حزب مختلف و متفرق تشکیل یافته و در طول حیات ننگین خود با زور اسلحه و پشتیبانی نیروهای خارجی بر مردم مسلمان ما تحمیل شده اند .   انتخابات اوایل انقلاب ۵۷ در ایران و پیروزی اسلامگرایان در سنندج و دیگر شهر های کوردستان ایران و جنایات سکولاریستهای چپ و بورژوا  در حق ملت مسلمان کوردستان ایران نمونه ی  تاریخی این واقعیت دامنه دار است .

روابط  عقيدتی، سياسی و اخلاقی با ديگران از ديدگاه احمد مفتی زاده

 

روابط  عقيدتی، سياسی و اخلاقی با ديگران از ديدگاه احمد مفتی زاده

 ارائه دهنده : م . مرادی هورامی

درطول تاريخ بشر هميشه دو جريان حق و باطل پا به پاي هم در حركت و تكاپو بوده اند ولي چون جمعشان ناممكن بوده‌است نتوانسته‌اند با هم سازش نمايند به همين دليل طرفدارانشان نيز همينگونه با هم در نزاع و كشمكش بوده و پيروزي هركدام به هر مقدار كه روي داده است شكست ديگري را باعث شده است، اين امر مقدر، با مخالفت ابليس در مقابل دستور پروردگار مبني بر سجده كردن براي آدم متجلي شد، او از اطاعت پروردگار متعال سر باز زد و اساس سوء استفاده در جهت كژي از قدرت انتخابگري كه خداوند به موجودات مكلف داده بود را پايه گذاري كرد لذا تبديل به ياور نفس اماره در جهت مخالفت با سعادت بشر شد و خداوند از همان آغاز فرود آدم به زمين اين موضوع مهم را به ايشان تذكر داد و دوراه سعادت و شقاوت را فرا راه انسان قرار داد و او را در گزينش و انتخاب آن آزاد گذاشت چنانكه ميفرمايد:(قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ . وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآَيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ)[۱] «گفتيم به زمين فرود آييد، آنگاه هدايت من به سوي شما خواهد آمد هر كس از آن پيروي كند هيچ خوف و حزني بر او نيست اما آنكس كه كفر ورزد و آيات ما را تكذيب نمايد از جمله ياران آتش و در آن جاودان خواهد ماند».  لذا هر وقت  مردم از هدايت پروردگار بهره گيرند و از آن پيروي كنند از اختلاف و تفرقه به دورند و همگي بر شاهراه هدايت در جهت رسيدن به رضوان خداوند متعال گام مي نهند ولي هرگاه از هدايت خداوند فاصله گيرند  به همان اندازه دچار اختلاف و تفرقه و چندگانگي خواهند شد، در همين راستا  و براي رفع اين مشكل، پروردگار رحيم، پيامبران را مبعوث مي دارد تا بشارت دهنده و بيم دهنده باشند. صالح فوزان در كتاب توحيد كه ترجمه فارسي آن موجود است در ص ۷ از ابن عباسس چنين نقل مي‌كند: مدت زمان بين آدم و نوح ده قرن بود و مردم در اين مدت همگي بر دين اسلام بودند . سپس از ابن القيم نقل ميكند كه سبب بعثت پيامبران اين بود كه مردم در عقيده دچار اختلاف شدند چنانكه عرب ابتدا بر دين ابراهيم؛ بودند ، سپس اين آيه را به عنوان شاهد بيان مي نمايد: (وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُوا)[۲] مردم بر يك دين واحد بودند سپس دچار اختلاف شدند .

بلاخره اين اختلاف تحقق يافت و بشر متفرق و به دو دسته حق و باطل تبديل شدند، گروهي طرفدار حق و جمعي به باطل گرويدند در چنين وضعي خداوند متعال پيامبرانش را مبعوث داشت تا حجت را بر كساني كه راه باطل را در پيش گرفته اند تمام كند و از طرف ديگرحق و راستي را قوت بخشد وبراي تحقق اين امر همه مجتمعات بشري مشمول اين لطف الهي قرار گرفتند، چنانكه مي فرمايد:(وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ)[۳] «ما در هر مجتمع بشري پيامبري را مبعوث داشتيم تا مردم، الله را عبادت كنند و از طاغوت دوري جويند بعضي از آن جوامع  دچار گمراهي شدند و حال در زمين سير كنيد و بنگريد تا بدانيد سرانجام تكذيب كنندگان به كجا انجاميد» . ادامه خواندن روابط  عقيدتی، سياسی و اخلاقی با ديگران از ديدگاه احمد مفتی زاده

کاک حسن امینی در کدام سمت ایستاده است ؟

کاک حسن امینی در کدام سمت ایستاده است ؟

به قلم : سید م. احمدی (سنندجی)

بسم الله الرحمن الرحیم

دیروز متوجه شدیم که حکومت شیعه مذهب ایران سه نفر از سکولاریستهای مرتد حزب کمونیست ایران (کومله) را پس از چند سال زندانی کردن اعدام نمود .

لقمان و زانیار مرادی  چند برادر موحد ما را در مریوان ترور کردند و سرانجام  در مردادماه ۱۳۸۸ حین عبور از مرز عراق و بازگشت به ایران در مریوان دستگیر شدند.  این سکولاریستهای مرتد در تاريخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۶ دو برادر مسلمان ما را به نامهای  “انور اشكاوند” و “طیب كشور دوست” هنگام بازگشت از نماز جماعت عشاء در شهر مريوان محله چهار باغ مريوان  به شهادت رساندند .  همچنین سعدی شیرزادی فرزند امام جمعه مریوان  را به اتهام عضویت در القاعده  به همراه دو برادر دیگر به نامهای هادی شیرزادی و عبدالکریم کهنه پوشی در هنگام بازگشت از نماز جماعت عشاء در ۱۵ تير ۱۳۸۸ در جلو منزل امام جمعه مریوان  به شهادت می رسانند . نحسبهم کذالک و الله حسیبهم و لا نزکی علی الله احدا  .

ملا مصطفی شیرزادی امام جمعه ی سلفی مسلک مریوان هم بر اساس ملاقاتی که با قاتلین فرزندنش در زندان داشته و اقرار آنها شنیده  و اقرار مجدد قاتلین در منزل شخصی ایشان که برای طلب بخشش آمده بودند در خطبه ی ۶/۶/۱۳۸۸ حزب سکولار و مرتد کومله ی آدمکشان را مسئول قتل فرزنش معرفی می کند .

این بخشی از کارنامه ی این دو سکولار و مرتد است که دستشان به خون برادران اهل توحید ما آلوده شده بود . یکی دیگر از سکولاریستهای مرتدی که اعدام شد رامین حسین‌پناهی  بود که این شخص هم  باز عضو حزب سکولار و کمونیستی کومله بود که در تیر ۱۳۹۶ در حالی که در درگیری مسلحانه زخمی شده بود دستگیر می شود.

در این صورت واضح و روشن است که طبق اقرار متهمین و شهادت امام جمعه ی مریوان و کلیپ تصویری از ملاقات این مرتدین با خانواده ی مقتولین و اقرار مجدد به قتل و درخواست بخشش از خانواده ی مقتولین، ما با کسانی طرفیم که با عقایدی سکولاریستی و ضد اسلامی و با عضویت در یکی از احزاب سکولار و مرتد کوردستان اقدام به قتل چند برادر مسلمان ما آنهم به اتهام عضویت در القاعده یا داشتن عقاید توحیدی و یا تبلیغ برای توحید و قانون شریعت الله کرده اند .

با این وجود می بینیم که کاک حسن امینی در بیانیه ی خود به تاریخ ۱۷/۶/۹۷ به خانواده ی  این مرتدین سکولار و مسلح  کمونیست که دستشان به خون برادران مسلمان و موحد ما آلوده شده است پیام تسلیت می فرستد، و علاوه بر آن، کشتن این مرتدین قاتل کمونیست را بر خلاف مصالح کشور ایران و قداست اسلام و وحدت ملی دانسته و کشته شدن این مرتدین سکولار را مایه ی تاسف و تاثر خودش می داند . بد تر از همه اینکه مرگ این مرتدین قاتل را مصیبتی بزرگ و جانگاه معرفی کرده  و از خداوند منان برای عفو این مرتدین سکولار و قاتل درخواست عفو و غفران دارد، در حالی که الله تعالی به صراحت مسلمین را از چنین دعاهائی نهی کرده و می فرماید:

‏ مَا کَانَ لِلنَّبِیِّ وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَن یَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِکِینَ وَلَوْ کَانُواْ أُوْلِی قُرْبَى مِن بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ ‏ (توبه/۱۱۳) پیغمبر و مؤمنان را نسزد که برای مشرکان طلب آمرزش کنند ، هرچند که خویشاوند باشند ، هنگامی که برای آنان روشن شود که ( با کفر و شرک از دنیا رفته‌اند ، و ) مشرکان اهل دوزخند .‏

‏ وَمَا کَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِیمَ لِأَبِیهِ إِلاَّ عَن مَّوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِیَّاهُ فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِیمَ لأوَّاهٌ حَلِیمٌ ‏ (توبه/۱۱۴) طلب آمرزش ابراهیم برای پدرش ، به خاطر وعده‌ای بود که بدو داده بود ، ولی هنگامی که برای او روشن شد که پدرش دشمن خدا است ، از او بیزاری جست ( و ترک طلب آمرزش برای وی گفت ) . واقعاً ابراهیم بسیار مهربان و دست‌بدعا و فروتن و شکیبا بود .‏

این یعنی ولاء و براء و کفر به طاغوت یک مسلمان و این یعنی دشمن شناسی شرعی یک مسلمان و واکنش در برابر چنین مجرمینی . حالا کاک حسن امینی با چه مجوز شرعی در برابر قتل چنین قاتلین مجرم و چنین سکولاریستهای کمونیست و مرتدی  چنین واکنشی نشان می دهد؟  چرا در بیانیه ی خود تنها به کورد بودن اینها اشاره می کند و اشاره ای به کافر و مرتد بودن آنها و قاتل بودن آنها و عضویت آنها در حزب سکولار و مرتد کومله  نمی کند؟ چرا اشاره ای نمی کند که این مجرمین کمونیست بودند و مسلح که نه به الله اعتقادی داشتند نه به اسلام و نه به نماز و روزه و … و  نه حتی به ملی گرائی و کورد بودن . چون اینها به انترناسیونالیسم اعتقاد دارند .

چرا کاک حسن امینی اشاره ای نمی کند که این سکولاریستهای مرتد و کافر  برای حزبی سکولار و مرتد کار کرده اند که ۸ سال تمام مزدور صدام حسین بوده و دستش به خون هزاران کورد اهل سنت آلوده شده است ؟

البته کاک حسن امینی قبلا هم  از به قدرت رسیدن سکولاریستهای مرتد طالبانی و بارزانی در کردستان عراق ابراز شادمانی کرده بود و برایشان پیام تبریک فرستاده بود و بارها در کانالهای ماهواره ای سکولاریستهای مرتد هم  صحبت کرده و به نحوی خودش را از سایر اهل سنت کوردستان جدا کرده و «عملا» چنین وانمود کرده است که معیار برایش «ملیت» است نه قانون شریعت الله  و کفر به طاغوت و ولاء و براء شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان و اتحاد حول محور «لا اله الا الله و محمد رسول الله».

 

 

  حمله به مرکز فرماندهی سکولاریستهای مرتد حزب دمکرات کردستان ایران در کوی سنجق عراق و خوشحالی اهل سنت ایران

 

 حمله به مرکز فرماندهی سکولاریستهای مرتد حزب دمکرات کردستان ایران در کوی سنجق عراق و خوشحالی اهل سنت ایران

به قلم : ابوعبدالله موکریانی مهابادی

مرتدین سکولار حزب دمکرات که از پس مانده های جمهوری فرمایشی استالین در مهاباد و مریدان قاضی محمد مرتد از دست نشانده های استالین به شمار می روند پس از ۹ سال خیانت کورد کشی وحشیانه و خدمت به صدام حسین سکولار و سایر دشمنان سکولار ملت کورد در نهایت اردوگاه نشین شد که به چند حزب و فرقه ی مختلف تقسیم شدند .

با این وجود چندیست که با بالا گرفتن جنگ نرم بین ایران و آمریکا به عنوان اهرمی خائنانه در اختیار آمریکا قرار گرفته است . به همین دلیل این حزب سکولار و مرتد با انجام چند عملیات تبهکارانه در نهایت به همراه سایر اپوزیسیون سکولار مخالف حکومت شیعه مذهب ایران در آمریکا حضور یافت و روی سیاه خودش را با اثبات نوکری برای جنایتکار ترین حکومت جهان به نمایش گذاشت .

در پی این تحرکات خائنانه ی مرتدین بر علیه حکومت شیعه مذهب ایران و اهل سنت کوردستان ما امروز شاهد حملات موشکی ایران به قلب فرماندهی آنها در کوی سنجق بودیم که در نتیجه ی این عملیات بیشتر از ۱۶ نفر به هلاکت رسیده و بیش از ۴۰ نفر نیز زخمی شده اند که از الله تعالی خواستاریم این زخمی ها را نیز به درک بفرستد .

ما ضمن ابراز خوشحالی از پاک شدن این لکه های چرکین و ننگین از میان مسلمین کوردستان اعلام می کنیم که از نابودی این سکولاریستهای مرتد و خائن به دین و مردم به دست هر کسی و توسط هر علتی (مثل ایدز و وبا و طاعون و سل و… ) ابراز رضایت می نمائیم .

بدون شک مرتدین کثیفترین دشمنان مسلمین هستند که حکم آنها بسیار بدتر از حکم کفار اصلی چون یهود و نصارا است . ما در جنگ بین این مرتدین با کفار نصرانی بدون شک از کفار نصرانی حمایت نموده و به پیروزی نصرانی ها بر مرتدین خوشحالیم. این ساده ترین آموزه های آیات اولیه ی سوره ی روم و ولاء و براء مسلمین است.

 سوزاندن قرآن توسط سکولاریستهای مرتد کردستان
سوزاندن قرآن توسط سکولاریستهای مرتد کردستان

دارودسته ی جولانی از ادعای جابنداری از القاعده تا تحویل مجاهدین القاعده به حکومت طاغوت ترکیه

دارودسته ی جولانی از ادعای جابنداری از القاعده تا تحویل مجاهدین القاعده به حکومت طاغوت ترکیه

به قلم : ابوخالد کوردستانی

بارها و بارها در رسانه ها و بخصوص گروههای اجتماعی دیده ایم که زیر دستان جولانی و بخصوص دارودسته ی  چند نفری فتاحی جهت انحراف افکار عمومی مسلمین و بخصوص جوانان اهل سنت سنگ القاعده و ایمن الظواهری و حکومت بدیل اضطراری طالبان را به سینه زده اند، این در حالی است که گروه غدار جولانی و به تبعیت از آن دارودسته ی  چند نفری فتاحی ابتدا به القاعده پشت کردند و بیعت خود را با آن شکستند و بعد بهانه آوردند که این به خاطر کم کردن حملات کفار جهانی به رهبری آمریکاست! اما مشخص بود که این یک حیله و سحری برای فریب دیگران است،  چون به این بسنده نکردند؛ بلکه به دنبال آن بزرگان القاعده در سوریه را مورد تعقیب قرار داده و حتی عده ای از آنها را به شهادت رسانده و تعداد زیادی را نیز روانه ی زندان نمودند .

در نتیجه ی این اقدامات بود که دارودسته ی جولانی ناتورا (از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه)  وارد سرزمینهای تحت کنترل خود کرده و برای محافظت از آنها نیز سربازان خود را به کار گرفت . به این شیوه آن روی سکه ی جولانی و دارودسته ی  جولانی مشخص شد و این روزها دیدیم همچنانکه اربابش اردوغان خواهر مسلمان ما را تحویل رژیم صهیونیستی می دهد  این مجرم هم نیروهای القاعده را تحویل ناتو(از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) می دهد .

برای مثال طرفداران ابومحمد مقدسی در مورد «الحنیطی» که جولانی و مریدانش او را تحویل حکومت سکولار و طاغوت ترکیه داده اند در کانال الثام و ورثة المجد می گویند: حنیطی از القاعده است.

در برابر این طرفداران جولانی در کانال شبل بیان می کنند که : کانال الثام کانال خبیثی است و در حال فتنه، حنیطی از اعضای دوله است

در اینجا برای هر مسلمان صاحب عقلی روشن می شود که :

  • دارودسته ی خائن و مزدور جولانی یک مسلمان مجاهد را تحویل ناتو (از کانال حکومت سکولار ترکیه) داده اند و این از جرم این خائنین نمی کاهد.
  • برای همه واضح و روشن است که «الحنیطی» یکی از اعضای القاعده بود و این میزان دشمنی دارودسته ی جولانی با جماعت القاعده را نشان می دهد و هیچ عاقلی نباید به تبلیغات دروغین آنها مبنی بر دوستی آنها با جریانات جهادی مثل القاعده اطمینان داشته باشد . اینها دروغگویانی هستند که به منهج هیچ یک از مذاهب اهل سنت پایبند نیستند .
  • طرفداری لفظی آنها از حکومت طالبان هم دقیقا برای فریب افکار عمومی است، چون ملا عمر رحمه الله کشور و حکومتش را به خاطر تحویل ندادن یک مجاهد القاعده در معرض خطر قرار داد اما جولانی خائن به سادگی مجاهدین القاعده ای را تحویل کفار می دهد که همین القاعده مبایع طالبان است.

جالبتر اینکه فعلاحکومت طالبان با حکومت شیعه مذهب ایران و شیعیان افغانستان بر علیه آمریکا و ناتو دشمن اشغالگر و مشترکشان پیمان دارند، و جماعت جولانی هم در اختیار ناتو(از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) قرار گرفته است .

پس دارودسته ی جولانی و به تبع آن گروه چند نفره ی فتاحی نه در عمل و نه در منهج ربطی به القاعده و حکومت طالبان ندارند و تنها به صورت لفظی از حکومت طالبان به خاطر شعله ور کردن جنگ با دوله  حمایت تبلیغی می کنند و نباید هیچ عاقلی به سحر و فریب این مزدوران اعتنائی داشته باشد . دارودسته ی فتاحی و به تبع آن گروه کوچک فتاحی «در عمل» همه چیز خود را به کفار سکولار جهانی و ناتو فروخته اند .

 ثمرات عروسکهای خیمه شب بازی ساکن در دارالکفرها که ادای مفتی ها را در می آورند

 ثمرات عروسکهای خیمه شب بازی ساکن در دارالکفرها که ادای مفتی ها را در می آورند

به قلم: ابوعبدالله موکریانی مهابادی

زمانی که نهضتی انقلابی از ضعف ایدئولوژیکی و عقیدتی رنج می برد معمولا سه اتفاق بزرگ می افتد :

  • دشمنان آنها برایشان تئوریسین و مراجع فکری و عقیدتی تولید می کنند
  • عده ای در میان خود آنها این مراجع فکری تولید شده را نمی پذیرند و باسوادهای ضعیف العلم و ضعیف التجربه ای از میان خودشان ادای مفتی و تئوریسین را در می آورند
  • بدون استثناء دچار انشعاب و تفرق می گردند .

«سلفیت خاص نجدیت» به عنوان یک مذهب انعطاف ناپذیر و نوظهور در میان اکثریت مسلمین که معمولا با اسلحه و زور یا خدمت به طاغوتهای حاکم بر مسلمین مذهب خود را به پیش می برد تمام این مراحل را در این دهه ی گذشته تجربه کرده است. از علمای ساکن در دارالکفر و تئوریسین هائی چون ابوبصیر طرطوسی، هانی السباعی ( ساکنین انگلیس) و ابوقتاده فلسطینی و ابومحمد مقدسی و…(ساکنین اردن حیات خلوت اسرائیل و مرکز جاسوسی آمریکا در خاورمیانه) و طارق عبدالحلیم (ساکن کانادا) و  امثال مهدی عبدالرزاق و عرعور و علمای رسمی و درباری آل سعود و کویت و… همگی به عنوان رهبران فکری و مراجع عقیدتی این جریان مسلح خاص نجدیت معرفی و بر جوانان حماسی تحمیل شدند .

اما زمانی که عده ای از این جوانان متوجه خیانت این مراجع ساختگی می شوند خودشان سعی می کنند این خلاء را پر کنند و به سادگی ادای مفتی و شرعی را در می آورند که نمونه های زیادی از این جوانان کم علم و بی تجربه و غیر فقیه را دیده ایم . مصیبت بزرگ و قطعی  که از  جا افتادن این جوانان نا آگاه به عنوان مراجع فکری و عقیدتی حاصل می شود پیدایش تفرق و  انشقاق صفوف و تولید دهها گروه ریز و درشت است که تنها قدرت زبان اسلحه در میانشان حاکمیت پیدا می کند . به نحوی که دیدیم که از ۸۰۰ گروه موجود در سوریه بیشتر از ۷۰۰ گروه آنها انشعاباتی از «سلفیت خاص نجدیت» بودند.  .

اگر در زمین واقع ما شاهد تولید مصنوعی علما و مفتی های تصنعی هستیم در فضای مجازی این روند با شدت بیشتری وجود دارد و گاه دیده میشود هر شخصی چنان دچار غرور و توهم می گردد که خودش را در جای مجتهدین و مفتی های بزرگ جهان اسلام و حتی بالاتر از آنها نیز فرض می کند .

یکی از این افرادی که «سلفیت خاص نجدیت» با فعالیتهای او در فضای مجازی آشنائی دارند  جوان ۲۵ ساله ایست به اسم فرشید که با نامها و کنیه ها و اکانتهای متعددی مثل ابی الحسن شافعی؛ ماموستا علی حیدری؛ ابو الحسن ترکی؛ ابومحمد توحیدی و عبدالسلام احمد زهی  و…  شناخته شده است .

این شخص ادمین اصلی کانال مدرسه ی نجد  و یاوران خلافت است که جوانان را با ادبیاتی حماسی به هجرت به میدانهای جنگ و جهاد و سرزمینهای آزاد شده  و دارالاسلام دعوت می کرد و به صراحت می گفت هر کسی هجرت نکند حداقلش این است که اهل نفاق بوده و جزو فاسقین می باشد و حتی در مورادی که مجبور می شود که به قوانین کفری حاکم بر جامعه پایبند باشد و امکان هجرت هم برایش وجود دارد و می تواند هجرت کند اگر هجرت نکند ممکن است جزو کفار و مرتدین محسوب شود و…

اما جالب اینجاست که خود این شخص بی علم و بی تجربه ای که چند سال است ادای مفتی ها و شرعی ها را در می آورد خودش سالهاست از طریق سازمان ملل متحد( رهبر تمام کفار سکولار و مشرک دنیا) به صورت رسمی پس از پذیرفتن قانون اساسی ترکیه و اقرار به اینکه در راستای پیشرفت حکومت کافر و مرتد ترکیه فعالیت خواهد کرد، تبعه و شهروند حکومت سکولار و کافر ترکیه (دارالکفر) شده است، در حالی که این شخص در کنار عراق و سوریه زندگی می کند و همه ی مریدانش فکر می کردند این شخص در سرزمینهای تحت کنترل دوله به سر می برد و خودش اهل هجرت و جهاد است!!

اینها همچون عبدالحمید عالی و دلقکهای جبهه ی سکولار زده های باسامی و مجریان شبکه های ماهواره ای وابسته به آل سعود و … نمونه هائی از قارچهای سمی هستند که هر یک از جناحهای درگیر در منطقه سعی دارند آنها را در دامان خود پرورش دهند و با سوء استفاده  از جهالت و سادگی جوانان حماسی  این رهبران عقیدتی و فکری را با تبلیغات وسیع بر آنها تحمیل نموده و در نهایت در راستای اهداف خود به کار بگیرند، چون زمانی که عقیده و فکر مخالفین را مدیریت و کنترل کردند عمل آنها را نیز در مسیر اهداف خاص خود هدایت خواهند کرد و اینجاست که می بینیم که جهاد فی سبیل ناتو(از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) و جهاد فی سبیل آمریکا ( از کانال حکومت طاغوتی و مرتد آل سعود و کویت و قطر و…) جایگزین جهاد فی سبیل الله می گردد .

به الله پناه می بریم که جهالت و نا آگاهی ما اسبابی شود که مال و ناموس و خون خود را  ناخواسته در راه اهداف و نقشه های دشمنانمان فدا کنیم و با صرف اینهمه هزینه باعث ذلیلی بیشتر مسلمین و قدرت گیری بیشتر کفار و دشمنان اصلی دین و ملت خود گردیم .

 

از پیش شرطهای توقف تحریمهای اقتصادی علیه ایران: عدم حمایت از القاعده، طالبان، حزب الله و..

از پیش شرطهای توقف تحریمهای اقتصادی  علیه ایران : عدم حمایت از القاعده، طالبان، حزب الله و..

به قلم: ابوعایشه مریوانی

حکومت سکولار آمریکا که چندین دهه است رهبریت جنگ بر علیه کل شریعت گرایان جهان را بر عهده دارد جهت توقف تحریمها علیه حکومت شیعه مذهب ایران ۱۲ پیش شرط قرار داده است که اشاره به چند مورد آن می تواند نکاتی را برای همه آشکار گرداند، مثل:

  • عدم حمایت از حماس در فلسطین (دارای عقیده ی اخوان المسلمینی- اهل سنت)
  • عدم حمایت از جهاد اسلامی در فلسطین (دارای عقیده ی سلفی- اهل سنت)
  • عدم حمایت از حزب الله لبنانی (دارای عقیده ی شیعه ی ۱۲ امامی )
  • عدم حمایت از طالبان (دارای عقیده ی حنفی ماتریدی – اهل سنت)
  • عدم حمایت و پناه دادن به رهبران سازمان جهانی القاعده ( دارای عقیده ی سلفی جهادی – اهل سنت)
  • عدم حمایت از انقلابیون حوثی در یمن ( دارای عقیده ی زیدی – اهل سنت)
  • دست کشیدن از دشمنی با هم پیمانان آمریکا در منطقه مثل آل سعود و امارات
  • و…

البته علاوه بر آن ما باز شاهد حمایت حکومت شیعه مذهب ایران از کسانی چون جماعت اسلامی پاکستان (دارای عقیده ی سلفی – اخوانی) جماعت اسلامی علی باپیر کردستان عراق (دارای عقیده ی سلفی – رابطه ای) ، نهضت اسلامی تاجیکستان (دارای عقیده ی حنفی ) و… هستیم و همه ی  ما دیدیم که در زمان حمله ی آمریکا و متحدین مرتدش به امارت اسلامی هورامی غربی و انصارالاسلام  حکومت شیعه مذهب ایران از کانال کسانی چون کاک حسن امینی و غیره به این مجاهدین پناه داد و حتی سپاه پاسداران عده ای از آنها را در مریوان پناه داد و پس از آرام شدن اوضاع آنها را از مرز خسروی و سایر مرزهای نزدیک به دیاله و خانقین دوباره وارد خاک عراق نمود و به این حمایت خود ادامه داد تا زمانی که ابومصعب زرقاوی عبارت کتاب ابوبصیر طرطوسی انگلیس نشین تحت عنوان «الروافض طائفه الشرک و رده» را بخشی از عقیده ی جماعت خود قرار داد و به کشتار وسیع شیعیان و منفجر کردن اماکن عمومی آنها و … دست زد؛ که بعد از ابومصعب زرقاوی همین عقیده وارد مجلس شورای مجاهدین و دولت اسلامی عراق و دولت اسلامی عراق و شام گردید که تا کنون دوله   به عنوان بخشی از عقیده ی خود پرچمدار آن است که حتی جنگیدن با عموم شیعیان نظامی و غیر نظامی در آل سعود و سایر بلاد را مقدم بر جنگ با نظامیان حکومتی و مرتدین می داند .

این بخشی از خاطرات تمام مریوانی هائی است که با این مهاجرین انصارالاسلام و بعدها کتائب کوردستان در ارتباط بودند . در این صورت لازم است که کمی اندیشید و با تمام اهل قبله دنبال نقاط مشترک و منافع مشترکی گشت و در این شرایط اضطراری و ضرورتی که پیش آمده بر این  نقاط مشترک و منافع مشترکدر جنگ با دشمنان اصلی به رهبری آمریکای جنایتکار و مرتدین محلی انگشت گذاشت .

جایگاه غلات تکفیری و وضعیت مخالفین غلات در میان دوله

جایگاه غلات تکفیری و وضعیت مخالفین غلات در میان دوله

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

اخیرا دیدیم که با نشر بیانیه رسمی از والی شام  دوله – حجی عبدالقهار –   و با ارائه ی مطالبی از جانب دیوان خلیفه و دیوان امن  دوله،  یکی از چهره های سرشناس دوله به نام ابو یعقوب مقدسی با عناوین مختلفی چون مرجئه، جاسوس و… دستگیر شده و زمزمه های صدور حکم ارتدا و اعدام او نیز در رسانه های دوله به چشم می خورد .

همچنانکه می دانیم کسانی چون قحطانی و ترکی بنعلی به شیوه ای مشکوک به قتل رسیدند و در رسانه های دوله تا حدودی انگشت اتهام به سمت غلات موجود در دوله رفت که با وجود این اتهامات باز در میان دوله در مناصب دیگری آزادانه فعالیت داشتند هرچند بعدها دو سه نفر از این غالی ها متواری شدند؛ با این وجود بعد از ترکی بنعلی ابویعقوب مقدسی امیر مکتب بحوث و دراسات  دوله شده بود .

طبق رسانه های دوله این شخص بالا رتبه به دلایل زیر دستگیر می شود:”

  • ثابت شد که این شخص یک جاسوس بوده
  • و با ابو محمد مقدسی مرتد اردنی نیز در ارتباط بوده است
  • این حقایق زمانی اشکار شد که وقتی ابو یعقوب از خلیفه حفظه الله طلب نشر کتب هایی کرده است و شیخ ابوبکر جواب نشر را رفض کرده و اجازه به وی نداده است و با گستاخی این شخص خبیث کتب را نشر کرده و از فرمان خلیفه سرپیچی کرد”

ابویعقوب مقدسی امیر مکتب بحوث و دراسات  دوله بعد از نشر این کتب با دستور مستقیم ابوبکر بغدادی دستگیر و روانه ی زندان می گردد و در زندان توسط عبدالرحمن تمیمی نایب سایق ابوبکر بغدادی که در بمباران هوائی در ولایت برکه هفت ماه پیش کشته شد مورد بازجوئی قرار گرفته و از ابویعقوب مقدسی می پرسد که : چرا سرپیچی کرده است ؟ مقدسی در جواب می گوید: از نشر کتب بی خبر است و با دادن تعهد عدم تکرار این عمل از زندان آزاد می گردد .

اما باز ابویعقوب مقدسی امیر مکتب بحوث و دراسات  دوله سه حلقه ی تتمه حلقات منهجیه را نشر می دهد که ابوبکر بغدادی به شدت از نشر آن دیگران را حذر داده و اجازه ی نشر آنها را نداده بود  که در رسانه های دوله آمده است: ” این شخص که الله عزوجل اراده کرده بود که چهره خبیثش را اشکار کند بار دیگر دست به گستاخی میکند و سه حلقه منهجی را نشر میکند که خلیفه اجازه ان را نداده و به شدت حذر کرده از نشر این سه حلقه تتمه حلقات منهجیه ”

به این ترتیب  ابویعقوب مقدسی امیر مکتب بحوث و دراسات  دوله  بعد از دستگیری در رسانه های دوله  به مرجئه بودن متهم می شود و می گویند:”

  • و فتوا های ارجا زیادی را صادر میکند
  • این شخص با ابو محمد مقدسی مفتی صحوات و راس ارجا ارتباط برقرار کرده و در مورد ابو محمد فرقان اطلاعاتی به وی داده است این در حالی است که شیخ فرقان این اشخاص را بارها از ابو محمد مقدسی بر حذر کرد اما مرجئه ها شدیدا ضد شیخ ابو محمد فرقان بوده اند”

اتهام دیگری که به این شخص می زنند این است که این شخص با کسانی که بعدها از دوله فرار می کنند قبلا در ارتباط بوده است. یعنی شخصی با چنین مقام بزرگی اگر با زیر دستان خود ارتباط داشته و این زیر دستان بعدها به دلایلی فراری شده اند همین ارتباط برایش جرم محسوب می شود . مثلا می گویند:” ادامه خواندن جایگاه غلات تکفیری و وضعیت مخالفین غلات در میان دوله

معادله ی صحیح سیاسی در منهج و عمل شیخ اسامه بن لادن رحمه الله  در برخورد با نظام آل سعود

معادله ی صحیح سیاسی در منهج و عمل شیخ اسامه بن لادن رحمه الله  در برخورد با نظام آل سعود

به قلم : ابومصعب سوری

…اسامه‌بن‌لادن به معادله‌ی صحیح سیاسی دست یافت:

۱- روحانیون به خاندان سلطنتی(سعودی) مشروعیت میبخشند.

۲- آل‌سعود به حضور سربازان آمریکایی در شبه‌جزیره عربستان مشروعیت میدهند.

بنا بر این برای مقابله با آل‌سعود دو راه وجود داشت:

۱- “مقابله با آل‌سعود” که در اینصورت مقابله با روحانیون به منظور محو مشروعیت آل‌سعود که با دورویی آشکار از آنها حمایت میکردند، ضرورت می‌یافت. این امر در چشم مردمی که وابسته به قدرت و نفوذ نهادهای مذهبی سعودی بودند که به ‌مدت هفتاد‌سال یا بیشتر به آنها مشروعیت و اعتبار بخشیده‌بود، جنگی از پیش باخته به حساب می‌آمد.

۲- راهی امن‌تر، یعنی “حمله به حضور آمریکا”(در عربستان سعودی). بدین‌ترتیب آل‌سعود ناچار میشدند از آنها دفاع کنند و این به معنی از دست رفتن مشروعیت آنها در چشم مسلمانان بود. این شیوه نهادهای مذهبی را به دفاع(از آمریکایی‌ها) وامیداشت که آنها هم به نوبه‌ی خود مشروعیتشان را از دست میدادند و به این ترتیب جنگ زمینه‌های روشن‌تری در افکار مردم پیدا میکرد.

شیخ‌‌اسامه شق دوم را برگزید و به اعتقاد من تا حدود زیادی راه درست را انتخاب کرد. بعلاوه او فروپاشی اتحاد شوروی و حکومتهای دیکتاتور کشورهای عضو پیمان ورشو و اتفاقات آلمان شرقی، لهستان و کشورهای دیگر را بررسی کرده‌بود و متقاعد شده‌بود که با فروپاشی ایالات‌متحده، رژیم‌های کنونی عرب و مسلمان هم‌پیمان با آمریکا نیز سقوط خواهند‌کرد؛ بنا بر این نتیجه گرفته‌بود که باید تمام تلاش خود را صرف جنگ جهادی علیه آمریکا کند. آنگاه از تمام کسانی که پیرامونش بودند دعوت کرد تا به قول وی بجای جنگ با “دُم‌های متعدد اژدها” با “سر اژدها” بجنگند.[۱]

………………………

 

[۱] #ابومصعب‌_سوری/ #دعوت_بین‌المللی_برای_مقاومت_اسلامی