سخنانی چند در مورد تغییرمنهج وملی گرا بودن حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان

سخنانی چند در مورد تغییرمنهج وملی گرا بودن  حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

بسم الله الرحمن الرحیم

بدون شک هم اکنون که مسلمین در جنگ با حکومتهای متحد کفار جهانی و مرتدین محلی هستند تنها با قدرتی مثل خودشان یعنی با وحدت و حکومت می توان با انها رو برو شد نه با تفرق و گروههای متفرق و ضعیف . چون وحدت منبع قدرت و تفرق منبع ذلیلی است .

برای کسب این قدرت هم تنها ۳ ابزار وجود دارد:

  • خلافه علی منهاج نبوه
  • حکومت بدیل اضطراری اسلامی
  • مجلس واحد شورای مجاهدین

هم اکنون که ما از خلافه علی منهاج نبوه که همه ی مسلمین را با تمام تفاسیرشان در شورای اولی الامر واحدی جمع کند محروم هستیم حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی بهترین انتخاب و گزینه برای کسب عزت و جهاد با اشغالگران کافر خارجی و مرتدین و مزدوران محلی  هستند . تنها در صورت نبود این حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی است که باز از روی اضطرار و ناچاری مسلمین به مجلس واحد شورای مجاهدین پناه می برند .

حالا که در افغانستان حکومتی بدیل اضطراری اسلامی به نام طالبان وجود دارد بر مسلمین آن دیار با تمام تفاسیری که دارند لازم است که به آن بیعت دهند و در پناه این سپر با دشمن اصلی خود جهاد کنند . در این راستا ممکن است که این حکومت بدیل اضطراری اسلامی از تاکتیکها و امتیاز دهی هائی (مثل صلح حدیبیه توسط رسول الله صلی الله علیه وسلم) استفاده کند که برای عده ای از ناظرین ایجاد شبهه کند و عده ای از مسلمین برایشان این شبهه درست شود که  طالبان عوض شده و طالبان سابق نیست و منهجش تغيير كرده و غیره

باید عرض کنم این حرکت مبارک در طول نزدیک به نیم قرن جهاد و مقاومت در دفاع از دین  با مخالفان زیادی روبرو شده وهربار قوی تر و قدرتمندتر از قبل ظاهر شده  چون جوهر وسرچمشه اش را شرع الله عزوجل  و مردمی بودن و کسب پایگاه مردمی قرار داده است مردمی مسلمان که کمتر خانواده ای وجود دارد که یک شهید در راه جهاد فی سبیل الله فدا نکرده باشد .

و در راه این مسیر سختی های زیادی را متحمل شده که می توانم با صراحت بگویم در این چند دهه ی گذشته هیچ قوم و گروهی همانند طالبان و مردم مسلمان افغانستان در راه جهاد فی سبیل الله امتحان وابتلاء نشده اند. ولی با این وجود تا حالا به فضل الله عظیم الشان ثبات ومبادی خود را حفظ کرده واز ان تنازل نکرده اند. ادامه خواندن سخنانی چند در مورد تغییرمنهج وملی گرا بودن حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان

تعریف دارالاسلام و دارالکفر در آثار شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی

تعریف دارالاسلام و دارالکفر در آثار  شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی

گردآوری: کارزان شکاک

ما در کل، جوامع را به دو دسته ی جامعه ی اسلامی یا دارالاسلام یا جوامع جاهلی یا دارالکفر می توانیم تقسیم می کنیم. دارالاسلام، جامعه ای است که قانون اساسی آن طبق شریعت الله، طبق دین اسلام یا یکی از مذاهب اسلامی حاکم باشد و رهبر آن هم مسلمان باشد، هر چند که اکثر ساکنین آن مسلمان نباشند؛ مثل هند و اکثر جاهایی که الان هم غیر مسلمان هستند ولی قبلاً جزء دارالاسلام بودند؛ و دارالکفر، جامعه ای است که قانون اساسی آن بر اساس شریعت الله نباشد، هر چند که اکثر ساکنین آن هم مسلمان باشند. در اینجا حکم «دار» ارتباطی به ساکنین ندارد. وقتی می گوییم دارالکفر است قرار نیست حتما ساکنین آن هم کافر باشند، یا می گوییم دارالاسلام، قرار نیست همه ی ساکنین آن هم حتماً مسلمان باشند.[۱]

در این زمینه باز جهت روشنگری و تأکید بیشتر می گوید: سرزمین از نگاه شرعی :

  • یا دارالاسلام است، یعنی سرزمینی که بر اساس قانون شریعت الله اداره می شود حال، این شریعت الله یا براساس شوراست و تمام فرق اسلامی در آن دخالت دارند و اجماع واحد مسلمین است یا بر اساس یکی از مذاهب اسلامی؛ و رهبر چنین سرزمینی هم باید مسلمان باشد. چنین سرزمینی دارالاسلام است؛
  • یا دارالکفر، یعنی سرزمینی که بر اساس قانون کفری اداره می شود.

معیار دارالاسلام و دارالکفر، قانون است. در اینجا مهم نیست که ساکنان دارالاسلام همه مسلمان باشند یا نه. دارالکفر هم همین طور است. مهم قانون اساسی حاکم بر آن جامعه می باشد، نه افراد آن جامعه؛ و حکم شامل سرزمین می شود نه افراد جامعه. زمانی که می گوییم دارالکفر ترکیه، منظور این نیست که مردم همه کافر هستند، دارالکفر کردستان عراق منظور این نیست که مردم آن کافر هستند بلکه، قانون اساسی آن بر اساس سکولاریسم و کفر بنا شده است.[۲]

در جای دیگری باز در تعریف دارالکفر و دارالاسلام می گوید: ادامه خواندن تعریف دارالاسلام و دارالکفر در آثار شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی

تاکتیک حکومت بدیل اضطراری طالبان و استراتژی شکست خورده ی دارودسته ی جولانی

تاکتیک حکومت بدیل اضطراری طالبان و استراتژی شکست خورده ی دارودسته ی جولانی

به قلم : ابوصلاح الدین الکوردی

با آنکه طالبان بر بیشتر از ۷۰ درصد از خاک افغانستان حکومت دارد  اما مجامع بین المللی سکولاریستی ( مثل سابق) چنین حاکمیتی را به رسمیت نمی شناسند، بلکه  با ایجاد جنگی روانی سعی دارند این واقعیت غیر قابل انکار را هم نادیده گرفته، و حتی این حاکمیت مردمی را در برابر مردم قرار دهند .

با درک این سیاست مجرمانه ی کفار سکولار و اشغالگر خارجی و نوکران محلی آنها، تمام تلاش طالبان بر این است که به مردم اکثرا بی سواد افغانستان به صورت «عملی» بفهماند که آنها بر علیه ملت خود نیستند، بلکه بر علیه کفار اشغالگر خارجی و نوکران محلی آنها هستند. همچنین به صورت «عملی» به مردم افغانستان بفهماند که آنها طرفداران واقعی «صلح» هستند و از هر فرصتی برای چنین صلحی استفاده می کنند . اما این صلح مشمول کفار اشغالگر خارجی نخواهد شد .

بر همین اساس در عید فطر امسال در اقدامی عجیب نیروهای طالبان در صلح چند روزه ای که با حکومت دست نشانده بسته بودند در میان استقبال کم نظیر مردم افغانستان وارد شهرها شده و با پایبند شدن به مفاد صلح حتی با نیروهای نظامی هم گفتگوها و احوالپرسی هائی انجام دادند. (هر چند اشتباهاتی هم در میان عده ای دیده شد) اما بر اساس فقه حنفی و نگرش آنها به مسأله ی ایمان و کفر، اجتهاد و تأویل آنها این است که این اشخاص فریب تبلیغات اشغالگران آمریکائی و نوکران محلی آنها را خورده اند، و باید دلسوزانه این افراد را به دامان مردم برگرداند، و اجازه ندهد که آمریکائیها از افغانیها بر علیه افغانیها استفاده کند، و اجازه ندهد که افغانیهای فریب خورده به نیابت از آمریکا بر علیه مسلمین وارد جنگ شوند .

پیام و ثمرات این اقدام بی سابقه را می توان در دو مورد نشان داد:

  • طالبان خواستار صلح است اما صلحی که در آن اشغالگری وجود نداشته باشد . چون با وجود اشغالگران سکولار خارجی صلحی باقی نمی ماند بلکه «تسلیم» جای «صلح» را می گیرد. و این دو با هم فرق دارند.
  • طالبان خواهان خنثی کردن جنگ نرم و روانی دشمن و جدا کردن مردم فریب خورده از اشغالگران خارجی و نوکران محلی آنها و تجزیه ی دشمن به حداقل ممکن است. این یعنی پیروزی در دیپلماسی که خیلی از برادران ما به آن توجهی ندارند .

بعد از این نمایش «عملی»عید فطر،  طالبان  جهت حمایت از خانواده های مسلمان و بازگرداندن فرزندان فریب خورده ی آنها فرمان عفو عمومی را صادر می کند که هر کسی که از  سیستم حکومتی اشغالگران سکولار خارجی به رهبری آمریکا و نوکران محلی آن خارج شود مشمول عفو و گذشت و محافظت از جان و مالش می شود . و به این شیوه آنها را به توبه و برگشت به دامان خانواده ی خود ترغیب می کند، و در برابر، کفار سکولار اشغالگرخارجی و نوکران محلی آنها را به حملات تندتر و بیشتری جهت برپائی نظامی اسلامی در افغانستان وعده می دهد .

در برابر این اقدام طالبان، دارودسته ی جولانی سعی دارند با توسل و قیاس به آن، نوکری خود برای ناتو (از کانال حکومت سکولار و طاغوتی ترکیه) که متحد آمریکا در اشغال سرزمینهای مسلمان نشین است را برای مریدان به بن بست رسیده ی خود توجیه کنند، و یا شروع کنند به مظلومیت نمائی و دادن شعارهائی تو خالی که هیچ مبنای شرعی نمی توان برای آنها یافت .

جولانی با عوامفریبی های خاص خود کارش را با خیانت به همه شروع کرده از دوله بگیر تا القاعده و سایر گروههای هم پیمانش، و هم اکنون به عنوان یکی از سربازان پیاده نظام ناتو (از کانال حکومت سکولار و کافر ترکیه) مشغول فعالیت و جنگ است . یک مزدور با اربابش «صلح» نکرده است بلکه «تسلیم» سیاستهای اربابش شده و این یکی از تفاوتهای اصلی حضور نیروهای جولانی به عنوان محافظین نیروهای ناتو و کفار سکولار ترکیه در جمع نظامیان کفار و مرتدین با حضور نیروهای طالبان در خنثی کردن جنگ روانی دشمن و جدا کردن مردم فریب خورده از اشغالگران کافر خارجی و نوکران محلی آنها می باشد .

 

ریشه ها، منابع و آبشخور مشترک احزاب سکولاریست کومله ، پ.ک.ک ، حزب دمکرات کردستان و…

  

ریشه ها، منابع و آبشخور مشترک احزاب سکولاریست  کومله ، پ.ک.ک  ، حزب دمکرات کردستان و…

ارائه دهنده گان : ن. احمدی واحسان هورامی /دانشجوی علوم سیاسی

وجوه اشتراک ما با بلشویکها بیش از وجوه اختلاف ما با آنان است …  من همیشه دستور داده ام که کمونیست های سابق فورأ به عضویت حزب ما پذیرفته شوند.  ( هیتلر: ناسیونال سوسیالیسم ۱۹۴۵-۱۸۸۹)

اگر به خاطر کمونیسم ما باید نود درصد از جمعیت کشور را قربانی کنیم ما از این نوع قربانی دادن صرفنظر نخواهیم کرد. ( ولادیمیر لنین- انترناسیونال سوسیالیسم ۱۹۲۴– ۱۸۷۰ )

البته در اینجا منظور لنین از کمونیسم، تضمین حاکمیت الیگارشی حزب بلشویک بر اجساد مردم روسیه بوده است و سؤال این است که اگر نود درصد جمعیت کشوری قربانی شود کمونیسم برای چه کسی و توسط چه کسی باید ساخته شود؟ حقانیت مطلقی که مارکسیست ها برای خودشان قائل هستند فقط به اینجا محدود نمی شود بلکه اولین قربانی حکومت بلشویکها همان پرلتاریایی بود که حزب بلشویک قیام آنان را بر علیه حکومت بلشویکها در پتروگراد سرکوب و به خون کشید و در حالی که فریاد دفاع از حق تعیین سرنوشت بلشویکها گوش همه را کر کرده بود استالین تمامی مردم کشور چچن را به سیبری تبعید کرد و تمامی اقوام اسیر در شوروی سابق تا زمان سقوط آن امپراطوری در چنگال بلشویکها گرفتار بودند. مارکسیسم و نازیسم ( ناسیونال- سوسیالیسم ) ظاهرأ دو قطب و بلوک متضاد هستند اما با مطالعه دقیقتر آنان به ماهیت یکسان و وجوه بسیار مشترک آنان پی می بریم. حکومت مارکسیستی و حکومت نازیستی در وجوه زیر مشترک هستند:

هر دو آنان دارای یک حکومت متمرکز و مطلق گرا، با اصول ایدئولژیک مطلقأ حق به جانب، تک حزبی، ممنوعیت فعالیت دیگر احزاب و تشکلهای سیاسی، ممنوعیت آزادی بیان و اندیشه و انتشار، ابدی بودن نوع حکومت و نادیده گرفتن حق رأی برای مردم برای انتخاب نوع حکومت مورد پسند خود، دولت به عنوان سازمانده اصلی مدیریت جامعه و مجبور کردن مردم به اطاعت بی چون و چرا از دولت و حزب حاکم، محول کردن قدرت مطلق به پلیس مخفی و ارتش و بر قراری حکومت پلیسی، حاکمیت فرهنگ و تفکر دستگیری، زندانی سازی، انتقام و اعدام که تبلور بارز آن در برقراری اردوگاههای کار اجباری در آلمان نازی و در شوروی سابق، چین، کره شمالی و کامبوج در دوران پلپت بود، تشویق و ترویج کیش شخصیت ها، که این ویژگی باعث تبدیل شدن احزاب مارکسیست و نازیست به ملک خصوصی رهبران آنان می شود چنانکه هیتلر و استالین و کیم ایل سونگ و فیدل کاسترو نمونه های بارز آن هستند. ادامه خواندن ریشه ها، منابع و آبشخور مشترک احزاب سکولاریست کومله ، پ.ک.ک ، حزب دمکرات کردستان و…

وسیله مورد استفاده سکولاریستهای مرتد کردستان در برخورد با مسلمین و جامعه اطراف خود

وسیله مورد استفاده سکولاریستهای مرتد کردستان  در برخورد با مسلمین و جامعه اطراف خود

به قلم : ابوسلیمان  هورامی

این که کفار و مرتدین در برخورد با مسلمین اتحاد ناهمگونی را در عمل تشکیل می دهند واقعیتی است انکار ناپذیر که دین بر آن مهر تایید گذاشته اما این بدان دلیل نیست که همین کفار در میان همدیگر هم در صورت عدم وجود مسلمین دارای همدلی و همسویی در عمل باشند بلکه این گروه های ناهمگون همیشه زمانی که خطری از جانب مسلمین را لمس نکنند به جان هم افتاده و به فرقه های متضاد تقسیم می شوند. چون همدیگر را خوب می شناسند و کوچک ترین اعتمادی در میانشان وجود ندارد به همین دلیل با کوچک ترین تحریکی از همدیگر جدا شده و اتحاد توهمی آنان متلاشی می شود که نمونه ی آن در تاریخ به کرات دیده شده اما نمونه ی بارز آن در صدر اسلام «جنگ احزاب» است.

اما علت این که با وجودی که آن همه کینه نسبت به اسلام دارند باز چرا قلب هایشان آن همه از همدیگر دور است را باید در یک کلمه ی پر معنا یافت که به تمام معنا در آن جای گرفته و شخصیت مشخص می گیرند و آن «نفاق و دو رویی» است. که علامت و مشخصه ی بارز شخصیتی مرتدین در برخورد با وضع موجود می باشد به همین دلیل شما هرگز مرتدی را ندیده و نخواهید دید که شخصیتی ثابت داشته باشد. تنها امر ثابت آن ها دشمنی و کینه نسبت به اسلام و فرقه ی ناجیه و طایفه ی منصوره است.

شما نفاق را در ظاهر پوشش قاضی مرتد به آشکارا می توانید لمس بکنید و در روش برخوردش با کومله ی ژ.کاف ، سیاست اولیه اش در برخورد با مقامات ایرانی در شیر و خورشید، در برخورد با مبلغین مسیحی، در برخورد با باقراف و دیگر جاسوسان روسی و حزب توده ، در برخورد با مردم و در برخورد نهایی با حکومت رضا شاه و… .

اما در انقلاب ۵۷ یکی از اعضای اصلی کادر سیاسی و تشکیلاتی حزب مرتد دمکرات به نام کیخسروی رهبر وقت حزب را این چنین می شناساند: « صداقت با مردم و اعضا یا حداقل کادر رهبری حزب در تدوین سیاست و استراتژی حزب در کردار ، گفتار و پندار. لذا چون این ویژگی ها را در مرحوم دکتر قاسملو نمی دیدم علیرغم سایر خصوصیات شخصیتی و علمی ، حضور ایشان در صحنه سیاسی کردستان و رهبری حزب را به صلاح نمی دانستم».[۱]

به زبان دیگر این مرتد منافق نه در کردارش با مردم و دیگران صداقت داشته نه در حرف زدن با مردم و دیگران و نه حتی در اندیشه ها و تفکرات و پندارهایش نیز صداقت داشته، بلکه در تدوین سیاست ها و استراتژی حزب شیطانی خود کاملاً در مسیر نفاق و دو رویی و خیانت حرکت می کرده است.

سر لشکر ناصر فربد رئیس ستاد ارتش ایران می گوید: ادامه خواندن وسیله مورد استفاده سکولاریستهای مرتد کردستان در برخورد با مسلمین و جامعه اطراف خود

مختصری از تاریخچه ی سکولاریستهای مرتد حزب دمکرات کوردستان از زبان خودشان و…

مختصری از تاریخچه ی سکولاریستهای مرتد حزب دمکرات کوردستان از زبان خودشان  و…

به قلم: ابوسلیمان هورامی

« حزب دموکرات کردستان با حدود ۳۵ سال سابقه قدیمی ترین سازمان سیاسی کردستان است. این حزب پس از شکست حکومت ملی و محلی قاضی محمد در سال ۲۵ به شعبه ایالتی حزب توده ایران بدل می شود که فقط تحت پوشش نام دموکرات عمل می کرد. در سال ۳۷ و ۳۸ رهبران آن دستگیر و به عنوان کمیته ی ایالتی حزب توده ایران شناخته شدند. تا سال های ۴۰ همه ی عناصر ملی و مبارز کرد در این حزب فعالیت می کردند و به جز آن هیچ جریان سیاسی دیگری در کردستان وجود نداشت. اما از نیمه ی دوم دهه ی ۴۰ نیروهای رادیکال تر با اعتقاد به امر ملی طبقاتی از میان همان جریان قدیمی شکل می گیرد. طی سال های ۴۷-۴۴ یک جریان رادیکال ملی که بر سر شیوه ی عمل و مبارزه در داخل ایران با رهبری حزب اختلاف داشت با نام «کمیته ی انقلابی حزب دموکرات» آغاز به کار کرد که در سطح جنبش با نام جنبش مسلحانه ۴۷-۴۶ شناخته شده است. در این جریان وجود عناصر مارکیست نظیر شریف زاده را در کنار ملیون رادیکال آشتی ناپذیر مانند برادران معینی، ملا آواره صدیق انجیری و… می بینیم.

بعد از شکست این جنبش، رهبری کنونی حزب دمکرات با تکیه بر این شکست، سیاست بی عملی خود را هر چه بیشتر تحت عنوان برخورد منطقی توجیه نمود و هم چنان در خارج از کشور در محفل هایی جدا از پروسه مبارزه خلق در کردستان باقی ماند.

همین رهبری در نخستین سال های دهه ۵۰ بر سر انتظار حزب توده که خواهان تبعیت آن از مرکزیت حزب توده بود، عملاً از حزب توده جدا شده در سال های اخیر با احیای فعالیت حزب در کردستان با نفوذی که در کردستان داشت به صورت جریانی مستقل از حزب توده با شعار خود مختاری به فعالیت پرداخت و در تمام این مدت محور تشکل آن مبارزه در راه کسب خود مختاری و علت وجودی آن اهمیت ستم ملی در کردستان بوده است.از این نظر هیچ گاه در حزب دموکرات کردستان معیار طبقاتی مطرح نبوده است».[۲]

همین جریان مارکیستی ماهیت جریان حزب سوسیال دموکرات کردستان را چنین معرفی می کند: ادامه خواندن مختصری از تاریخچه ی سکولاریستهای مرتد حزب دمکرات کوردستان از زبان خودشان و…

غربال شدن و روشن شدن صف مسلمین و مرتدین سکولاریست کوردستان

غربال شدن و روشن شدن صف مسلمین و مرتدین سکولاریست کوردستان

ابوسلیمان هورامی

در این چند دهه ی گذشته بیشتر از هشتاد درصد آوارگی ها و گرفتاری ها و کشته شده های جنبش مرتدین از میان بچه مسلمانان فریب خورده بوده اما چون آن ها را در مسئله کفر و ایمان و ولاء و براء جاهل شان کرده بودند، نیمچه قدرت و اقتداری که به وجود می آمد در اختیار مرتدین و غیر مسلمانان بوده است و این بچه مسلمانان فریب خورده ی بی پناه در واقع کشاورزان زحمتکشی بودند که ثمره ی کارشان را دیگران می چیدند و چیزی غیر از تهیدستی، ندامت و پشیمانی برایشان نمی ماند. اینان از هم نژادان و هم زبانان خود کسانی را بر خود سوار می کردند که در کمال بی رحمی و بی شرمی از مال و ثروت و جان و ناموس آنان نیز نمی گذشته اند.

پینه ی دستان من، بالش اعیان شد

قدرت بازوی من راحت هر جان شد

رنج فراوان من راحتی جان توست

قدرت بازوی من زور فراوان توست

با همه احوال، تو ای گرگ هار

آنچه که دادی بمن جور فراوان توست[۱]

با گذر از اندیشه های گل آلود مفتی زاده و نتایج اسف بار آن در منطقه در مسئله ی کفر و ایمان و ولاء و براء و عدم تمایز میان مسلمین و غیر مسلمین، کافر و مرتد و سردرگمی جامعه و کشته شدن صدها بچه مسلمان غافل اغلب نماز خوان در صف کمونیست ها و یا دمکرات های مرتد و… هم اکنون همگام با پیشرفت بیداری اسلامی در روش مبارزه و تصفیه، روز به روز اوضاع دینی و موضع گیری سکولارهای مرتد و متحدین سکولار منتصب به صهیو- صلیبی یشان عملاً عیان تر شده و موضع نیروهایی که در این صف بندی و دگرگونی شریک هستند روشن تر می شود، به صورتی که هم چون روزگاران صدر اسلام تشخیص دوست و دشمن برای ما ساده و آسان تر شده است. ادامه خواندن غربال شدن و روشن شدن صف مسلمین و مرتدین سکولاریست کوردستان

پۆجی پشمه‌رگه‌ و هاوشێوه‌كانی كافرن ئایا ئیوه‌ له‌ خۆتانه‌وه‌ كافرتان كردوه‌ یان به‌لگه‌تان پیه‌ ؟

پۆجی پشمه‌رگه‌ و هاوشێوه‌كانی كافرن ئایا ئیوه‌ له‌ خۆتانه‌وه‌ كافرتان كردوه‌ یان به‌لگه‌تان پیه‌ ؟

..

وه‌لام : ئیمه‌ له‌ خۆمانه‌وه‌ كه‌س كافر ناكه‌ین ده‌بی قورئان و سونه‌ت ریگه‌مان بۆ دابنی . ئه‌گه‌ر پاوه‌رتان به‌ قورئان و سونه‌ت هه‌یه‌ فه‌رموو به‌ به‌لگه‌ی قورئان و سونه‌ت بزانن .

(( كۆكردنه‌وه‌ی چه‌ن بابه‌تێك ده‌رباره‌ی حوكمی پیشمه‌رگه‌و ئاسایش و هاوشێوه‌كانیان وه‌ كافربونیان به‌به‌ڵگه‌ی شه‌رعی قورئان و سونه‌ت و زانایان ))

پارتی و یەکێتی، شوعی و زەحمەت کیشان و حسك و باقی عەلەمانی و دین و دیدەکانی تری وەك دیموکراسی و چی و چی تر ، ئەمانە هەموویان دینێکی جیاوازن و پێچەوانەی ئیسلامن .!
کەسێک رەنگە بلی ئاخر دین ئەوەیە لەئاسمانەوە بێت!! دەلێین نا دین و تەدیون واتە تەسلیم بوون و پەرستش و بیستن و گوێڕایەڵیکردن .
جا بۆ هەر کەس و شتێک بێت! دەلێین ئەو ئیسلامەی هاتووە بەشیکی زۆری حاکمیەتی خوایە، وە ئەمانیش لەحاکمیەتەکەدا پێچەوانەی یەك دونیا ئایەت و حەدیسن !
کەواتە ئەمانە دینیکی ترن و هەڵگران و شێنکەوتوانیان بێباوەڕن (کافرن) !
مادام ئەمانە دینێکی ترن، خودای متعال دەفەرموێ : { هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ﴿٩﴾} الصف
پێغەمبەری ناردووە بەهیدایەت و دینی حەق تا چی بکات و چی ببێت؟
تا ………. لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ
تا ظاهیر بێت و سەر بکەوێت بەسەر هەموو دینەکانەوە بەمانەشەوە کەباسمان کرد !
کەواتە ئێمەی موسوڵمان بەم ئایەتە نابێ توخنی ئەم بەرنامانە بکەوین ئەگەرنا بێباوەڕ (کافر) دەبین :
{لَّا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۖ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّـهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَن تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً ۗ وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّـهُ نَفْسَهُ ۗ وَإِلَى اللَّـهِ الْمَصِيرُ ﴿٢٨﴾} آل عمران
ئەمە و چەنەها ئایەتی تری وەک ئەوە! لەتێگەیشتندا وەك ئەمن
جا دەلی لەگەل کافران ئەوەیە بەدەم رازیان بکەن نەك بەدڵ و کردەو! ئەمە وتەی ابن عباسە (رضی الله عنه)
کەواتە: نابێ خۆشەویستی‌و پشتگیریمان هەبێت بۆ کافران ئەگەرنا کافر دەبین و هیچ مافێکمان بەسەر خواوە نامێنێ !
جائێستا دیمە خزمەت حوکمی گشتی ئیستا تێی دەگەین و روون دەبیتەوە ان شاء الله ادامه خواندن پۆجی پشمه‌رگه‌ و هاوشێوه‌كانی كافرن ئایا ئیوه‌ له‌ خۆتانه‌وه‌ كافرتان كردوه‌ یان به‌لگه‌تان پیه‌ ؟

« فاحشه هاي سياسي » و جوجه روشنفكران به اصطلاح آزاديخواه پلاستيکى و مرتد كورد

 « فاحشه هاي سياسي » و جوجه روشنفكران  به اصطلاح آزاديخواه پلاستيکى و مرتد  كورد 

به قلم : احسان هورامی  و کارزان شکاک

صنف روشنفکرنمايان مسلح و غير مسلح سكولارو به اصطلاح هنرمند و اهل ادب و سياست كوردستاني سه چهار دهه اخير،  پديده جالبى است که مطالعه روحيات و خلقيات و مشغله هايش براى کسى که وقت و حوصله اش را داشته باشد خالى از لطف نيست. نزد اينها خود بزرگ بينى و خود محور پندارى که شايد يک عارضه حرفه اى اين صنف در همه جاست، به يک آفت ژنتيکى تمام عيار بدل شده است. کمتر کسى چون صنف روشنفکرنمايان سكولارو به اصطلاح هنرمند و اديب دوره اخير در ارزيابى اندازه و ارج و قرب و جايگاه اجتماعى خويش اينچنين به بيراهه رفته است. پسقراولان جامعه و جامانده هاى تاريخ معاصر، مدام خود را ناجيان و راهنمايان آن انگاشته اند. بيمايگى و لکنت انديشه با هنر و ادبيات عوضى گرفته شده. کمتر قشرى اينچنين واپسگرا و دست و پا چلفتى چنين رسالتى براى ارشاد و هدايت براى خود قائل بوده است. کمتر جماعتى اينچنين فراموش شده و در حاشيه رها شده، چنين خود را مرکز عالم پنداشته اند. کمتر فرقه اى اينچنين اسير افكار پوچ سكولاريستي گذشته، چنين سهمى از آينده ي مسلمين شريعت گرا را حق خود دانسته است.

اين صنف، اين فرقه، يک پديده ي سكولاريستي و ارتدادي ، واگير ،كفر زده، تمدن ستيز، گذشته ي خيالي  پرست، بي بند وبار ، ضد قانون شريعت و حيز مسلک و فاحشه مآب است. سنتى است که فقط به اعتبار اختناق سكولاريستي  و سوسياليستي  و بسته بودن چشم و دست و دهان مردم و اهانت به  شعور در كوردستان تا امروز دوام آورده است. ميگويم فرقه و صنف، چون اگرچه قطعا همه را نبايد به يک چوب راند و لابد ميتوان معدودى از شاعران و نويسندگان را خارج اين دايره بشمار آورد، اما افق و نگرش چندش آور اين فرقه ي ارتدادي و سكولاريستي  است که با بهره گيري از رسانه هاي مختلف ماهواره اي و انجمنهاي مختلف فرهنگي به باصطلاح محيط ادبى كوردستان حاکم است.

توهینهای اخیر  چته هاي مرتد سكولاريست به قرآن و رسول الله صلی الله علیه وسلم  به بهانه ی بچه گانه ی حمله ی سکولاریستهای کافر و مرتد ترکیه (عضو ناتو) به مزدوران حزب کارگران اوجالان در عفرین طی معامله ی آمریکا با ناتو و روسیه ،  يکبار ديگر ما را به سياحت اين دنياى کج و کوله ي ديكتاتوري سكولاريستي  و خودفريبى و عقب ماندگى  مرتدين سكولاريست مي برد.

دعواى زرگري سكولاريستهاي مرتد  و حكومتهاي حاكم بر كوردها  بر سر تقسيم قدرت و سهيم شدن در چپاول كردن كوردها به شکلى نمونه وار جوهر کشمکش کل اين قشر را نيز با ارتجاع سياسى در كشورهاي حاكم بر كوردها را در خود فشرده کرده و معنى مي کند. دعوا، آنطور که خودشان مي گويند ، سر  سهيم شدن در چپاول كوردها ستمديده و مظلوم است و سكولاريستها در اين چپاول و سركوب كوردها همچون لاشخورها خواهان سهمي هستند . اينها به صراحت اعلام مي كنند كه اگر سهم ما را ندهيد راه را براي اسلامگراهاي شريعت گرا باز مي كنيم و اگر آنها جاي ما را بگيرند تمام دنيا نمي تواند آنها را با چيزي كه ما به آن قانع هستيم راضي نموده و يا از بين ببرند .  ادامه خواندن « فاحشه هاي سياسي » و جوجه روشنفكران به اصطلاح آزاديخواه پلاستيکى و مرتد كورد

مزدوران سکولار و مرتد حزب دمکرات کوردستان ایران و تکرار سناریوی کورد فروشی و حراج کردن خون کوردها و موضع کوردهای مسلمان

مزدوران سکولار و مرتد حزب دمکرات کوردستان ایران و تکرار سناریوی کورد فروشی و حراج کردن خون کوردها و موضع کوردهای مسلمان

نوسینده: کوردو موکریانی

به دنبال انهدام جمهوری نمایشی مهاباد توسط استالین – رضاخان و فروش آن در برابر چاههای نفت به حکومت سکولار پهلوی سطح رشد و تنزل کوردهای سکولار م زدور ایران به سطح اختلاف میان روابط ایران و ترکیه و عراق بستگی پیدا کرده است . در زمان قاسملو روابط بین حزب دمکرات کردستان با حزب بعث عراق به سطح همکاری رسید.

اما در سال ۲۰۰۶ این حزب به دو قسمت عمده (مصطفی هجری و عبدالله حسن زاده) و چندین شاخه ی متفرق و ریزشی تقسیم شد . البته در کنار اینها حزب کومله هم به چندین حزب جداگانه تقسیم شد . بخشی از این احزب با رقبای هم حزبی سابق خود متحد شدند و هر کدام به یکی از احزاب بارزانی ( دست نشانده ی ناتو از کانال ترکیه) و طالبانی ( دست نشانده ایران) وابسته شدند و به اصطلاح حقوق بگیر آنها شده اند .

جناح حزب دمکرات کردستان ایران (حدکا) با جناح مهتدی در مسیر سیاستهای ناتو از کانال بارزانی نوکر ترکیه قرار گرفتند . یعنی این طیف نوکر کسی شده اند که خودش نوکر ترکیه و ترکیه هم نوکر ناتو به شمار می رود . یعنی نوکرِ نوکرِ نوکرِ ناتو شده اند .

حالا که آمریکا از برجام خارج شده است و فشارهای اقتصادی ومضاعفی قرار است بر ایران تحمیل شود ، تشدید درگیریهای این مزدوران هم به صورت سیستماتیک در اختیار همین سناریو و پروسه قرار گرفته است . این اقدامات انتحاری  مقدمه ی نشست رسمی اپوزیسیون ایران و اپوزیسیون سکولاریستهای کُرد با مقام‌های آمریکایی است .

در این صورت واضح و روشن است که درگیریهای مسلحانه ی سگمرگها در شامگاه هجدهم خرداد ١٣٩٧ در “سیاه‌کوه” در منطقه “اشنویه”  و سروآباد کردستان با حکومت شیعه مذهب ایران و پاسداران سنی مذهب محلی و بومی  نه تنها خدمتی به ملت مسلمان کورد نبوده و نخواهد بود بلکه تکرار خیانتهای آشکار  سگمرگها و قربانی کردن کوردها در مسیر اهداف دشمنان سکولار جهانی و طاغوتهای منطقه ای است که در نهایت کل سودش به جیب اربابان خارجی آنها خواهد رفت .

در این میان اهل سنت باید متوجه باشند که جنگی بین یک مرتد سکولار و خائن به کوردها با یک حکومت شیعه مذهبی رخ داده است که بسیاری از اهل سنت هم با این حکومت شیعه مذهب بر علیه این مرتدین سکولار به صورت مسلحانه متحد شده اند . دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان به ما یاد می دهد که در جنگ هر فرقه ای از اهل قبله با مرتدین باید از فرقه ی اهل قبله بر علیه مرتدین حمایت و پشتیبانی شود .

حتی اگر جنگی بین نصرانی های کافر اهل کتاب با مرتدین اتفاق بیافتد باید از نصرانی ها حمایت کرد . این یکی از آموزه های آیات اولیه ی سوره ی روم و دستور صریح قانون شریعت الله در دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان است .