عذر به تأویل از موانع تکفیر (۸)

عذر به تأویل از موانع تکفیر (۸)

به قلم : مجاهد دین

ابن حجر عسقلانی

ابو الفضل شهاب ‌الدین احمد بن علی بن محمد الکنانیّ العسقلانی (تولد ۷۷۳ وفات ۸۵۲ هجری) معروف به ابن حجر عسقلانی، از علمای بزرگ حدیث و فقه شافعی و تاریخ‌دان بود و از او به‌ «حافظ العصر» و «شیخ‌ الاسلام‌» و «امیر المؤمنین‌ در حدیث‌» یاد کرده‌اند.

در قاهره به دنیا آمد و در دوازده سالگی قرآن را حفظ کرد، در ۸۱۱ هجری وظیفه‌ی افتاء در دارالعدل به او داده شد و در ۸۲۷ منصب قاضی ‌القضاتی یافت.

تألیفات او درباره‌ی حدیث، مصطلح ‌الحدیث، تفسیر، رجال و فقه و تاریخ می‌باشد. و بیش از یکصد و پنجاه عدد است از جمله: الاصابة فی تمییز الصحابه، فتح الباری فی شرح البخاری، لسان المیزان، الدرر الکامنه، إنباء الغُمر و بلوغ المرام من أدلة الأحكام.

در ادامه بعضی از ایراداتی که به ابن حجر گرفته شده است را بیان می‌کنیم.

تبرک

ابن حجر عسقلانی نیز مانند ابن قدامه و نووی، علاوه بر تبرک به آثار پیامبر ص که مورد اجماع می‌باشد، تبرک به آثار صالحین را هم جایز می‌داند. او در فتح الباری که شرح صحیح بخاری است، در شرح این حدیث:

عَنْ مَحْمُودِ بْنِ الرَّبِيعِ الأنْصَارِيِّ رضي الله عنه: أَنَّ عِتْبَانَ بْنَ مَالِكٍ وَهُوَ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ الله صلى الله عليه وسلم مِمَّنْ شَهِدَ بَدْرًا مِنَ الأنْصَارِ: أَتَى رَسُولَ الله صلى الله عليه وسلم فَقَالَ: يَا رَسُولَ الله، قَدْ أَنْكَرْتُ بَصَرِي، وَأَنَا أُصَلِّي لِقَوْمِي، فَإِذَا كَانَتِ الأمْطَارُ، سَالَ الْوَادِي الَّذِي بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ، لَمْ أَسْتَطِعْ أَنْ آتِيَ مَسْجِدَهُمْ فَأُصَلِّيَ بِهِمْ، وَوَدِدْتُ يَا رَسُولَ الله أَنَّكَ تَأْتِينِي فَتُصَلِّيَ فِي بَيْتِي، فَأَتَّخِذَهُ مُصَلًّى، قَالَ: فَقَالَ لَهُ رَسُولُ الله صلى الله عليه وسلم: «سَأَفْعَلُ إِنْ شَاءَ الله». قَالَ عِتْبَانُ: فَغَدَا رَسُولُ الله صلى الله عليه وسلم وَأَبُو بَكْرٍ حِينَ ارْتَفَعَ النَّهَارُ، فَاسْتَأْذَنَ رَسُولُ الله صلى الله عليه وسلم،فَأَذِنْتُ لَهُ، فَلَمْ يَجْلِسْ حَتَّى دَخَلَ الْبَيْتَ، ثُمَّ قَالَ: «أَيْنَ تُحِبُّ أَنْ أُصَلِّيَ مِنْ بَيْتِكَ»؟ قَالَ: فَأَشَرْتُ لَهُ إِلَى نَاحِيَةٍ مِنَ الْبَيْتِ، فَقَامَ رَسُولُ الله صلى الله عليه وسلم فَكَبَّرَ، فَقُمْنَا فَصَفَّفْنَا، فَصَلَّى رَكْعَتَيْنِ، ثُمَّ سَلَّمَ، قَالَ: وَحَبَسْنَاهُ عَلَى خَزِيرَةٍ صَنَعْنَاهَا لَهُ، قَالَ: فَثابَ فِي الْبَيْتِ رِجَالٌ مِنْ أَهْلِ الدَّارِ ذَوُو عَدَدٍ، فَاجْتَمَعُوا، فَقَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ: أَيْنَ مَالِكُ بْنُ الدُّخَيْشِنِ أَوِ ابْنُ الدُّخْشُنِ؟ فَقَالَ بَعْضُهُمْ: ذَلِكَ مُنَافِقٌ لا يُحِبُّ الله وَرَسُولَهُ، فَقَالَ رَسُولُ الله صلى الله عليه وسلم: «لا تَقُلْ ذَلِكَ، أَلا تَرَاهُ قَدْ قَالَ لا إِلَهَ إِلا الله، يُرِيدُ بِذَلِكَ وَجْهَ الله».

قَالَ: الله وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ، قَالَ: فَإِنَّا نَرَى وَجْهَهُ وَنَصِيحَتَهُ إِلَى الْمُنَافِقِينَ، قَالَ رَسُولُ الله صلى الله عليه وسلم: «فَإِنَّ الله قَدْ حَرَّمَ عَلَى النَّارِ مَنْ قَالَ لا إِلَهَ إِلا الله، يَبْتَغِي بِذَلِكَ وَجْهَ الله».[۱]

ترجمه: محمود بن ربیع انصاری t می‌گوید: صحابی جلیل القدر عتبان بن مالک انصاری t؛ که در جنگ بدر نیز شرکت کرده بود، نزد رسول خدا صلى الله علیه وسلم آمد و عرض کرد: ای پیامبر گرامی! بینایی‌ام ضعیف شده است و من پیش‌نماز قبیله‌ام می‌باشم. و هنگام بارندگی، سیل رودخانه‌ای که میان من و مسجد قرار دارد، مانع از رفتن من به آنجا می‌شود. بنابراین، دوست دارم شما به خانه‌ام تشریف بیاورید و در جایی از آن، نماز بخوانید تا من آن را برای خود، نمازخانه قرار دهم. ادامه خواندن عذر به تأویل از موانع تکفیر (۸)

عذر به تأویل از موانع تکفیر (۷)

عذر به تأویل از موانع تکفیر (۷)

به قلم : مجاهد دین

تبرک به آثار صالحین

و در شرح این حدیث:

عَنْ أُمِّ عَطِيَّةَ ل قَالَتْ: لَمَّا مَاتَتْ زَيْنَبُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ لَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص: «اغْسِلْنَهَا وِتْرًا: ثَلاَثاً أَوْ خَمْسًا، وَاجْعَلْنَ فِي الْخَامِسَةِ كَافُورًا، أَوْ شَيْئًا مِنْ كَافُورٍ، فَإِذَا غَسَلْتُنَّهَا فَأَعْلِمْنَنِي». قَالَتْ: فَأَعْلَمْنَاهُ، فَأَعْطَانَا حَقْوَهُ وَقَالَ: «أَشْعِرْنَهَا إِيَّاهُ». (م/۹۳۹)

ترجمه: ام عطیه ل می‌گوید: هنگامی‌که زینب دختر رسول الله ص فوت نمود، پیامبر اکرم ص به ما فرمود: «در تعداد شستن‌ها، عدد فرد را رعایت کنید و او را سه یا پنج بار بشویید. و در شستن پنجم از کافور یا مقداری کافور، استفاده کنید. و هنگامی‌که او را غسل دادید، مرا اطلاع دهید». ما نیز پس از غسل، ایشان را مطلع ساختیم. رسول الله ص ازارش (پارچه بلندی که دور کمر می‌بستند) را داد و فرمود: «او را با این پارچه، بپوشانید». یعنی قبل از کفن نمودن.

می‌گوید: «والحكمة في إشعارها به تبريكها به، ففيه التبرك بآثار الصالحين ولباسهم، وفيه جواز تكفين المرأة في ثوب الرجل».

ترجمه: «حکمت در اینکه با ازارش او را پوشانید، تبرک به آن بود، پس در این حدیث (فایده‌ی) تبرک به آثار و لباس صالحان وجود دارد، و در آن (فایده‌ی) جواز کفن نمودن زن با لباس مرد وجود دارد».[۱]

همچنین در جایی دیگر می‌گوید: «ففيه التبرك بآثار الصالحين، وفيه زيارة العلماء والفضلاء والكبراء أتباعهم وتبريكم إياهم».

ترجمه: «در آن فایده تبرک به آثار صالحان وجود دارد و در آن این فایده است که پیروان، علما و فضلا و کبرا را زیارت کنند و به آنان تبرک جویند».[۲]

در جایی دیگر می‌گوید: «وقد جاء مبيناً في الحديث الاَخر: فرأيت الناس يأخذون من فضل وضوئه، ففيه التبرك بآثار الصالحين واستعمال فضل طهورهم وطعامهم وشرابهم ولباسهم».

ترجمه: «و در حدیث دیگری به طور آشکار آمده که: پس مردم را دیدم که اضافه‌ی آب وضویش را می‌گرفتند، پس در این حدیث تبرک به آثار صالحان و استعمال اضافه‌ی آب طهارتشان و طعامشان و نوشیدنی‌شان و لباسشان وجود دارد».[۳]

همچنین درباره‌ی این حدیث: «عَنْ عَائِشَةَ زَوْجِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ يُؤْتَى بِالصِّبْيَانِ فَيُبَرِّكُ عَلَيْهِمْ وَيُحَنِّكُهُمْ، فَأُتِيَ بِصَبِيٍّ فَبَالَ عَلَيْهِ، فَدَعَا بِمَاءٍ، فَأَتْبَعَهُ بَوْلَهُ وَلَمْ يَغْسِلْهُ».

ترجمه: «از عایشه روایت است که کودکان را جهت دعا و مالیدن خرما به دهان کودک نزد رسول خدا ص می‌آوردند. روزی کودکی را به نزد ایشان آوردند و آن کودک بر روی رسول خدا ادرار کرد ایشان آب خواستند و آن را بر جای ادرار ریختند و آن مکان را نشُستند». ادامه خواندن عذر به تأویل از موانع تکفیر (۷)

عذر به تأویل از موانع تکفیر (۶)

عذر به تأویل از موانع تکفیر (۶)

به قلم : مجاهد دین

توسل

همچنین در کتاب «وصية العالم الجليل موفق الدين بن قدامة المقدسي» چنین آمده است:

«وإذا كانت لك حاجة إلى الله تعالى تريد طلبها منه فتوضأ، فأحسن وضوءك، واركع ركعتين، وأثن على الله عز وجل، وصلَ على النبي صلى الله عليه وسلم، ثم قل: …..: اللهم إني أسألك وأتوجه إليك بنبيك محمد صلى الله عليه وسلم نبي الرحمة يا محمد إني أتوجه بك إلى ربي فيقضي لي حاجتي، وتذكر حاجتك وروي عن السلف أنهم كانوا يستنجحون حوائجهم بركعتين يصليهما ثم يقول: اللهم بك أستفتح وبك أستنجح، وإليك بنبيك محمد صلى الله عليه وسلم أتوجه، اللهم ذلل لي صعوبة أمري، وسهل من الخير أكثر مما أرجو، واصرف عني من الشر أكثر مما أخاف».

ترجمه: «و اگر حاجتی به الله تعالی داشتی و خواستی حاجتت را از او طلب نمایی، پس به بهترین شکل وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان و بر الله عز وجل ثنا بگوی و بر پیامبر ص صلوات بفرست سپس بگو: بار الهی همانا من از تو مسألت دارم و به تو بوسیله‌ی پیامبر محمد ص رو می‌کنم که پیامبر رحمت است، ای محمد همانا من بوسیله‌ی تو به سوی پروردگارم رو می‌کنم پس حاجتم را برآورده ساز، و حاجتت را ذکر می‌کنی. و از سلف روایت شده که آنان درخواست دست‌یابی به حاجت‌هایشان می‌کردند با خواندن دو رکعت نماز سپس بگوید: بار الهی بوسیله‌ی تو درخواست گشایش و بوسیله‌ی تو درخواست برآورده شدن حاجت می‌کنم، و بوسیله‌ی پیامبر محمد ص به تو رو می‌کنم. بار الهی سختی کارم را آسان کن و بیشتر از آنچه انتظارش دارم را به من خیر برسان و بیشتر از آنچه که از آن ترس دارم شر را از من دور گردان».[۱]

تبرک

همچنین ابن قدامه درباره‌ی تبرک چنین نوشته است:

«فَصْلٌ: وَيُسْتَحَبُّ الدَّفْنُ فِي الْمَقْبَرَةِ الَّتِي يَكْثُرُ فِيهَا الصَّالِحُونَ وَالشُّهَدَاءُ؛ لِتَنَالَهُ بَرَكَتُهُمْ، وَكَذَلِكَ فِي الْبِقَاعِ الشَّرِيفَةِ».

ترجمه: «فصل: و مستحب است دفن در قبرستانی باشد که در آنجا صالحان و شهدا زیاد وجود دارند تا به برکتشان دست یابد، و همچنین (دفن) در بقاع شریفه».[۲]

محیی الدین نووی

ابو زکریا، محیی الدین یحیی بن شرف النووی در روستای «نوی» از روستاهای «خوران» در سوریه در سال ۶۳۱ هجری به دنیا آمد. او حافظ مذهب و قواعد و اصول و فروع امام شافعی و مذاهب صحابه و تابعین و اختلاف علما و توافق و اجماع آنان بود. از مشهور‌ترین تألیفات او شرح صحیح مسلم، الروضه، المنهاج، ریاض الصالحین و… است. ادامه خواندن عذر به تأویل از موانع تکفیر (۶)

دارودسته ی باسامی با نقاب جبهه اهل سنت ایران به کدام سو در حرکتند؟

دارودسته ی باسامی با نقاب جبهه اهل سنت ایران به کدام سو در حرکتند؟

به قلم : جمعی از طلاب مدرسه ی دینی سید قطب مریوان

واضح و آشکار است که جبهه ی اهل سنت ایران یعنی جبهه ای که توسط تمام مذاهب و گروههای اهل سنت کل ایران تشکیل شده باشد نه اینکه عده ای از اخوان الشیاطین(شاخه ی انحرافی اخوان المسلمین) با مطرح کردن سکولاریسم با نقابی شبهه اسلامی و عده ای از سلفی های مدخلی حیض و نفاس و دستشوئی آل سعود با پیش کشیدن جنگ مذهبی بخواهند با از خود بافتن و به نام اهل سنت ایران صحبت کردن خیانت فاحش خودشان را به قانون شریعت الله و اهل سنت ایران و خدمت به کفار سکولار جهانی و طاغوتهای منطقه ای نشان دهند .

آشکارا می توان با توجه به تبلیغات آنها به نفع سکولاریستهای جهانی و مرتدین محلی فهمید که به کار بردن مفهومی به نام جبهه اهل سنت ایران که نشانگر خواسته های همه ی اهل سنت ایران و یا حتی بخش ناچیزی از اهل سنت ایران باشد، شعاری است پوچ و بی ارزش که حتی خود دارودسته ی باسامی و اربابان خارجی آنها هم به آن اعتقادی ندارند، اما جهت فریب جوانان آرمان گرای خیال باف و قربانی کردن شان در راه اهداف کثیف شان آن را با زرق و برق زیادی پرورده کرده و با آب و تاب ویژه ای بیانش می کنند .

زمانی که در جامعه ای آمار محققین متعهد و به خصوص در سرزمین های مسلمان نشین آمار آن ها پایین باشد و رسانه های فرهنگی از قبیل کتاب، روزنامه، تلویزیون، شبکه های ماهواره ای و یا پایگاه های اینترنتی و… در اختیار دشمنان دین و ملت قرار بگیرد خیلی راحت خائنین، دزدان، مردم فروشان، خون آشامان سیری ناپذیر و قاتلین حرفه ای به عنوان قهرمانان، فداییان ملت، حامیان منافع مادی و معنوی مردم و… به مردم شناسانده می شوند. امری که نزدیک به یک قرن است در سرزمینهای مسلمان نشین به شدت غیر قابل تصوری توسط کفار سکولار و اشغالگر خارجی و طاغوتها و نوکران محلی آنها و دین فروشان در حال گسترش و پیشرفت بوده است.

 

به عنوان مثال همین جبهه ی کذائی که از مشتی مزدور و دشمن اهل سنت تشکیل شده تمام مقصود و منظور آنها تقویت سکولاریستهای جنایتکار و تبلیغ برای غسل تعمید آنها و ضعیف کردن جامعه ی اهل سنت ایران و بخصوص اهل سنت کوردستان است که مدتی است از شر این جنایتکاران خائن در امان مانده است، و این خائنین نمی توانند ملت اهل سنت ما را مثل عراق و سوریه در راه اهداف آمریکا و سایر کفار جهانی و منطقه ای خرج کنند .

این جبهه ی کذائی و مجازی با پشتوانه ی شبکه های رسانه ای وابسته به آل سعود چون کلمه و نور و با مصاحبه با کفار و مرتدینی چون رهبران کومله ها و دموکراتها و سایر سکولاریستهای کافر می خواهند عملا به اهل سنت ایران و بخصوص اهل سنت کوردستان  حالی کنند که شرارت و ارتداد و طغیان در برابر قانون شریعت الله بهتر از آن چیزی است که اهل سنت قرنهاست جهت تطبیق قانون شریعت الله دنبالش می گردد .

اهل سنت ایران نیازهای خاص خودش را دارد و  به اندازه ی کافی عالم و دانمشمند  و سیاستمدار اهل شریعت دارد که بفهمد چگونه نیازهایش را برطرف کند و نیازی به مزدوران آل سعود نداشته باشد . اگر این اشخاص قصد دارند اهل سنت ما را مثل لیبی و مصر و تونس و یمن و غیره در راه اهداف کفار سکولار جهانی خرج کنند باید خوب بدانند که در اشتباه مهلکی افتاده اند، و اربابانشان هم بفهمند که بر روی یک سراب سرمایه گذاری کرده اند و پولهایشان را در راه بی ثمری خرج می کنن. چون نه اهل سنت ایران اینقدر خام و بی سواد و کم تجربه است که به همین سادگی ها مورد معامله قرار گیرد و نه منابع اهل سنت هم چنان ضعیف و سست هستند که اجازه دهند کفار اشغالگر خارجی توسط این ائمه المضلین و علمای سوء و دعاه علی ابواب جهنم  به همین سادگی کفر سکولاریسم و دموکراسی را در میان اهل سنت دوباره زنده کنند . ملت ما تجربیات تلخی از این کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی داشته است و بدون شک از یک سوراخ چند بار گزیده نخواهد شد .

سوالاتی در مورد مفتی های ساکن در دارالحرب و جوابهائی که ممکنه همه ما تو ذهنمان برایش داشته باشیم

سوالاتی در مورد مفتی های ساکن در دارالحرب و جوابهائی که ممکنه همه ما تو ذهنمان برایش داشته باشیم

به قلم: ابوخالد الکوردی

نه سواره ازپیاده خبرداردنه سیرازگرسنه؛ چرا کسانی چون ابوقتاده فلسطینی یا هانی السباعی یا ابوبصیر طرطوسی و مقدسی و طارق عبدالحلیم وغیره در دارالحرب ها ساکن هستند اما به میدانهای جهاد نمی روند مگر رسول الله صلی الله علیه وسلم از کسانی که در میان مشرکین و سکولاریستها ساکن هستند اعلام برائت نکرده است؟ اینها شهروند کشورهائی مثل انگلیس و کانادا و اردن هستند که هواپیماهایشان روی سرمردم افغانستان و عراق و شام سلاحهای ممنوعه آزمایش می کنند. اینها چه عذر برای جهاد نکردن دارند؟ مگر اینها از رسول الله صلی الله علیه و سلم و آنهمه صحابه خونشان رنگین تر است؟ اینهائی که این همه جهادجهاد میکنن تاحالا چند بارصدای گلوله به گوششان خورده؟ کی جلو این مفتی های ساکن در دارالحرب را گرفته که به میدانهای جنگ بیایند، یا نه بدون محرم نمی توانند سفرکنند؟ مگر خونشان ازخون مارنگینتره یا جانشان عزیزتراست؟

ج: من بر این باروم که این اشخاصی که شما ازشون اسم بردی نه به عنوان یه سرباز و نه به عنوان یه فرمانده ی گروه ۱۰ نفری هم، اصلا تنظیمات و سازماندهی تو یه جماعت و یا میدانهای جنگ رو تجربه نکردن، حالا که بدون هیچ تخصصی در مقام مفتی جهاد و فرمانده ی کل جهاد نقش بازی می کنن، هم به مسلمین و وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی آنها در مبارزه با کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی صدمه می زنن هم به تموم موجودات از انسان و حیوان گرفته تا گیاه و هر آنچه تو محیط زیسته.

من می تونم بخشی از عمل بعضی از اونا رو به همون سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد لقاح درختان خرما تشبیه کنم که باعث کم ثمر شدن اون درختا شد. چرا؟ چون رسول الله صلی الله علیه وسلم در این زمینه ی کشاورزی فقه و تخصص لازم رو نداشت و رای ایشون باعث صدمه زدن به کشاورزان مدینه شد .

کسی چون ابوبصیر طرطوسی ساکن انگلیس آشکارا جهاد عراق و سوریه رو با همین فتواهاش به قتلگاه و کشتار مسلمین به دست همدیگه تبدیل کرد . ابوقتاده فلسطینی هم که تجربیات تلخی رو واسه ی همه ی مسلمین به بار آورده که قبلا تو انگلیس و الان تو حیات خلوت اسرائیل و مرکز جاسوسی آمریکا تو اردن آزادانه فتوا صادر می کنه، کارنامه ی سیاهی تو الجزائر و شام داره، کتاب” التجربة الجزائرية” أبو مصعب السوري فجایع زیادی رو بازگو می کنه که امثال ابوقتاده به بار اوردن.

الان هم متأسفانه به دلیل فتواهای نامتعادل و غیر شرعی ابوقتاده و ابوبصیر طرطوسی و امثالهم در مورد شیعه و بعضی از گروههای جهادی اهل سنت، این اشخاص نامتعادل و نامیزان مورد پذیرش عده ای از مهاجرین اهل سنت شام هم قرار گرفته ان، و چنانچه دست از این اشخاص آلوده بر ندارن از همین الان باید منتظر تکرار تجربیات الجزائر و  چچن و افغانستان و عراق و شام و یمن تو سرزمینهای مسلمین و حتی سرزمین خودمون بشیم .

اما اینکه چرا اونا از دور فقط جهاد جهاد میکنن و فتوا بسته بندی و صادر می کنن، به نظر بنده اینا یا اصلا خواهان شرکت تو میدانهای جهاد نیستن یا توان موندن تو میدانهای جهاد رو ندارن، این افراد مرد سخن هستن نه مرد عمل. حاضرن سالها ذلیلانه تو زندان یا تحت قوانین کفری سکولاریستها و طاغوتها هم بمونن اما تو یه دعوای خیابونی با کفار هم شرکت نکنن حالا چه رسد به میدانهای پر از عزت جنگ و قتال، البته عده ای از بزرگواران جهاد هم هستن که سابقه ی درخشانی تو میدانها ی عمل و جهاد داشته ان و الان جبرا در تبعید به سر میبرن و به دلایل زیادی توان خروج از این تبعیدگاه رو ندارن با این وجود با زبان و یا مال به جهادشون ادامه میدن .

جبهه اهل سنت ایران یا جبهه اقمار آل سعود علیه اهل سنت ایران

جبهه اهل سنت ایران یا جبهه اقمار آل سعود علیه اهل سنت ایران

به قلم: ابوخالد کوردستانی

اهل سنت یعنی : تبعیت بی قید و شرط از قانون شریعت الله از طریق قرآن و سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم، اجماع، قیاس که متفق علیه است .

در این صورت جبهه ای که باید شکل بگیرد باید در راستای تطبیق قانون شریعت الله باشد و هرکسی غیر از این ادعائی داشته باشد بدون شک یا شیاد دروغگوئی است که در حال خدمت به دشمنان اهل سنت است یا جاهل نفهمی است که در خدمت دشمنان قانون شریعت الله و دشمنان اهل سنت در آمده است .

بر همگان واضح و آشکار است که این جبهه ی مجازی توسط دارودسته ی شبکه ی ماهواره ای کلمه شکل گرفته است که از یکطرف در اختیار سیاستهای فاسد حکومت آل سعود و از طرف دیگر خواهان دموکراسی به سبک غربی و سکولاریسم است که ما به صورت آشکار این سیاستهای کفری آنها را مشاهده می کنیم .

این جبهه ی دروغین و شبکه جهانی کلمه اش در تمام سخنانشان شیعیان را مسلمان می نامند و آنها را برادر خطاب می کنند،اما در برابر، به همراه تمام کفار جهانی و سکولاریستهای کافر و مرتد محلی جبهه ای واحد را علیه این کسانی که انها را مسلمان می دانند تشکیل داده اند.

در همین ابتدای امر باید طبق همین سخنان خودشان پرسیده شود : حکم کسی که کافر یا مرتدی را بر علیه یک مسلمانی مظاهرت و پشتیبانی کند چیست؟ بدون شک این یکی از نواقض آشکار اسلام است و شخص را به همین راحتی از اسلام خارج می کند .

نکته ی دیگر اینکه همه ی ما روزانه می بینیم که چگونه مجری های انها به مرتدینی از میان اهل سنت چون رهبران کومله های کمونیست و رهبران دموکراتهای سوسیال دموکرات و شیعیان مرتدی چون حسینی و سایر مرتدین مصاحبه می کنند و همه را حول و حوش سکولاریسم و دموکراسی دور خودشان جمع کرده اند. این بر کسی پوشیده نیست.

وجه مشترک همه ی انها جنگ با حکومت مذهبی ایران و تشکیل حکومتی سکولار و دموکراسی خواه است . اینها به همراه تمام کفار جهانی و مرتدین محلی جبهه ای را برای تحکیم و حاکم گردانیدن چیزی تشکیل داده اند که در نظر اهل سنت کفر محض است و هر کسی که به سوی آن دعوت دهد از اسلام خارج می گردد .

با این وصف شایسته است که این جبهه را جبهه ی دموکراسی خواهان و سکولارزده های اقمار آل سعود نامید که بر علیه تمام مبانی اهل سنت و جهت انحراف خواسته های بر حق اهل سنت و سوء استفاده از احساسات اهل سنت تشکیل شده است، و هیچ ربطی به مبانی اهل سنت و قانون شریعت الله نداشته و ندارد .

 

عذر به تأویل از موانع تکفیر (۵)

عذر به تأویل از موانع تکفیر (۵)

به قلم : مجاهد دین

دیدگاه دولت خلافت اسلامی‌ درباره‌ی علمای متقدمینی که توسط غلات تکفیر شدند

دولت اسلامی ‌در قسمت اول از «سلسلة علمية في بيان مسائل منهجية» می‌گوید: «وننكر أشدّ النّكير على من يبغي ويتعدّى فيكفّر العلماء أمثال ابن قدامة المقدسي والنّووي وابن حجر العسقلاني وغيرهم رحمهم الله، ممن لهم على أمّة الإسلام أياد بيضاء في نشر العلم ونصرة الشريعة، بل نحفظ مكانتهم ونترحّم عليهم ونعتذر عمّا بدر عنهم من أخطاء وزلّات».

ترجمه: «و ما به شدیدترین حالت انکار می‌کنیم، بر کسانی که تجاوز و بغی می‌کنند و علمایی امثال ابن قدامه مقدسی و نووی و ابن حجر عسقلانی و غیره رحمهم الله را تکفیر می‌کنند. علمایی که در امّت اسلامی ‌‌سابقه‌ی درخشانی در نشر علم و نصرت اسلام، و پرونده‌ی نیکویی در دفاع از شریعت دارند. بلکه جایگاهشان را حفظ می‌کنیم و بر آن‌ها رحمت می‌فرستیم و در اشتباهات و لغزش‌هایی که داشتند معذورشان می‌دانیم».

مشاهده می‌کنیم که دولت اسلامی، علمایی مانند ابن قدامه مقدسی، نووی و ابن حجر عسقلانی و … را نام می‌برد و بر خلاف غلات تکفیری که همه‌ی این علما را تکفیر می‌کنند، دولت اسلامی ‌تکفیر این علما را به شدّت انکار کرده و تکفیر آنان را تجاوز و بغی می‌داند و می‌گوید که در اشتباهات و خطاهایی که کرده‌اند معذورشان می‌دانیم.

مسلّما منظور از عذر، عذر به جهل نمی‌باشد، برای اینکه آنان جاهل نیستند بلکه عالم هستند، پس منظور، عذر به تأویل می‌باشد یعنی تأویل آنان در اشتباهات و خطاهایی که کرده‌اند را قبول نموده و آنان را معذور دانسته است.

اکنون سخن هریک از این سه عالمی ‌که نام برده شدند را نقل می‌کنیم تا خواننده متوجه بشود که سخن این علما چه بوده و تأویل آنان چگونه و به چه شکلی بوده است.

ابن قدامه المقدسی

شیخ الاسلام موفق الدین ابو محمد عبد الله بن احمد بن محمد بن قدامه المقدسی، متولد ۵۴۱ و متوفای ۶۲۰ هجری، مجاهد و عالم بزرگ در مذهب حنبلی می‌باشد، او در روستای «جماعیل» از توابع نابلس در سرزمین فلسطین به دنیا آمد، و در ده سالگی بخاطر جنگ‌های صلیبیان همراه خانواده‌اش به دمشق هجرت کرد. در ۲۰ سالگی به بغداد رفت و از شیوخی مانند هبة الله دقائق، ابن بطی و عبد القادر گیلانی شیخ حنابه در آن زمان، و دیگر مشایخ بغداد کسب علم کرد، به مکه و موصل و بغداد نیز رفته و در آنجا از شیوخ زیادی مانند مبارک بن طباح و ابو الفتح بن منّی و… کسب علم کرده است. ابن قدامه با تالیفات گران‌سنگ خود خدمت بسیار بزرگی به فقه حنبلی نمود، او بیش از سی تألیف دارد و بعضی از تألیفات مهم او مانند العمدة، المقنع، الكافي في فقه الامام أحمد بن حنبل، و المغني می‌باشد. ادامه خواندن عذر به تأویل از موانع تکفیر (۵)

عذر به تأویل از موانع تکفیر (۴)

عذر به تأویل از موانع تکفیر (۴)

به قلم : مجاهد دین

تکفیر با مآل یا با لازمه‌ی قول :

کلمه‌ی مآل نیز مشتق شده از کلمه‌ی اول است و به موضوع تأویل ارتباط دارد و با لازمه‌ی قول تقریباً یکی است. منظور از لازمه‌ی قول این است که مثلاً شخصی حرفی می‌زند و شما از حرف او بنابر برداشت خودت، نتایجی می‌گیری و به او می‌گویی از این حرف تو چنین لازم می‌آید که فلان چیز را هم قبول بکنی و اگر فلان چیز را قبول کنی پس بهمان چیز را هم باید قبول کنی و…

مثلاً شخصی می‌گوید هر کس بگوید خداوند بر عرش استوی[۱] دارد کافر است. به او گفته می‌شود چرا کافر است؟ می‌گوید چون استوی لازمه‌اش این است که خداوند جهت داشته باشد و جهت، لازمه‌اش این است که حرکت و انتقال داشته باشد و لازمه‌ی آن این است که خداوند جسم باشد و لازمه‌ی جسم بودن خداوند هم این است که خداوند را به مخلوقات تشبیه کرده است؛ پس در نتیجه هرکس بگوید خداوند بر عرش استوی دارد کافر است و باید استوی را به استیلا تأویل نمود!

طرف مقابل نیز به او می‌گوید: تو که استوی را به استولی تأویل نمودی نیز کافر شدی. شخص اول می‌گوید چرا کافر شدم؟ می‌گوید: برای اینکه استولی که به معنای چیره‌شدن است لازمه‌اش این است که قبلاً در سیطره و چیرگی خداوند نبوده است و لازمه‌ی عدم چیرگی قبلی خداوند این است که خداوند قبلاً قدرت کافی برای چیرگی‌اش را نداشت تا اینکه بر آن قدرت یافت و چیره شد، و لازمه‌ی عدم قدرت خداوند این است که قدرت خداوند تنقیض شود و هرکس قدرت خداوند را نقض نماید پس کافر شده است.

شخص دوم می‌گوید اما منظور من از تأویل استوی به استولی تنقیض قدرت خداوند نبود، بلکه خواستم خداوند را از جاه و مکان و حرکت و… تنزیه نمایم؛ برای همین می‌گویم که خداوند بر عرشش استولی یافت منتها استولایی که لایق جلال او است نه آن استولایی که تو گفتی.

شخص دوم می‌گوید: خب خدا پدرت را بیامرزد چرا از همان ابتدا درباره‌ی استوی چنین نگفتی، اینکه بگویی استوی که در لفظ آیه آمده است را ثابت می‌کنم منتها استوایی که لایق جلال اوتعالی است و بدون هیچ تشبیه و تکییف و تمثیلی؟

مثال‌های زیاد دیگری می‌توان زد و همانطور که مشاهده می‌کنید هیچ کدام از اشخاصی که در مثال بالا بوسیله‌ی لازمه‌ی قولشان یا با مآلات تکفیر شدند، آن مآلات را قبول نداشتند و آن لوازم قولشان را نپذیرفتند؛ بلکه به شدّت هم انکار می‌کنند. برای همین است که اهل سنّت و جماعت به آن صفاتی که در نصوص قرآن و سنّت آمده است ایمان می‌آورند بدون تکییف و تمثیل و تعطیل و تشبیه. و تفصیل عقیده‌ی اهل سنّت و جماعت درباره‌ی اسماء و صفات در کتاب‌های مربوطه آمده است و اینجا محل بسط دادن آن نیست. ادامه خواندن عذر به تأویل از موانع تکفیر (۴)

عذر به تأویل از موانع تکفیر (۳)

عذر به تأویل از موانع تکفیر (۳)

به قلم : مجاهد دین

تأویل صحیح مقبول (مستساغ)

حال که تأویل فاسدِ مردود غیر مستساغ را شناختیم، به معرفی تأویل صحیح مقبول می‌پردازیم و آن، حمل لفظ بر معنایی است که احتمال آن معنا را دارد منتها غیر متبادر به ذهن می‌باشد و تأویل‌کننده به دلیلی اعتماد کرده است که مقتضای چنین معنایی است همراه با اینکه شخص تأویل کننده، خودش اهل اجتهاد باشد.

چنین تأویلی مختص به اهل قبله می‌باشد و در عموم رخصت خطای اهل قبله قرار می‌گیرد، چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:

﴿رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا﴾ [البقرة: ۲۸۶]

«پروردگارا! اگر فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه نکن».

و می‌فرماید:

﴿وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ وَلَكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ﴾ [الأحزاب: ۵].

«و در آنچه که خطا کرده‌اید، گناهی بر شما نیست، و لیکن آنچه را که دل‌های شما از روی عمد می‌خواهد (گناه است)».

و پیامبر ص می‌فرماید: «إِذَا حَكَمَ الْحَاكِمُ فَاجْتَهَدَ فَأَصَابَ فَلَهُ أَجْرَانِ، وَإِذَا حَكَمَ فَاجْتَهَدَ فَأَخْطَأَ فَلَهُ أَجْرٌ».

ترجمه: «اگر حاکم اجتهاد کرد و درست بود پس برای او دو پاداش است و اگر خطا کرد پس برای او یک پاداش است».[۱]

و حدیث دیگر: «إِنَّ اللَّهَ قَدْ تَجَاوَزَ عَنْ أُمَّتِي الْخَطَأَ، وَالنِّسْيَانَ، وَمَا اسْتُكْرِهُوا عَلَيْهِ»؛

ترجمه: «خداوند برای امّت من از خطا و فراموشی و آنچه که بر آن اکراه می‌شوند گذشت کرده است».[۲]

خطایی که در آیات و احادیث فوق آمده است، ناشی از تأویل و اجتهاد می‌باشد و چنانکه گفتیم، تأویل در فروع می‌باشد نه در اصل دین و اصول عقاید و مسلّمات دین. ادامه خواندن عذر به تأویل از موانع تکفیر (۳)

پاسخ به برخی از شبهات و اتهامات دوله در مورد مجاهدین امارت اسلامی طالبان[۱]

پاسخ به برخی از شبهات و اتهامات دوله در مورد مجاهدین امارت اسلامی طالبان[۱]

به قلم : ابو حفص

بسم الله الرحمن الرحیم

در این برهه زمانی که مجاهدین امارت اسلامی مورد هجوم های گسترده  نظامی و تبلیغاتی از  جانب کفار اشغالگر قرار گرفته اند و در مقابل  مجاهدین شب و روز در حال مبارزه عقیدتی و نظامی با این کفار  داخلی و خارجی هستند عده ای با سو استفاده از این امر و برای گسترش جماعت خود در خراسان با اتهاماتی چون مرتد صوفی قبر پرست عمیل پاکستان و غیره دست به حمله ای تبلیغاتی (همراه با جبهه کفار اشغالگر ) علیه امارت اسلامی اعزها الله زده اند

اکنون که کفار اشغالگر قصد دارن تا نیرو های امارت را به جبهاتی غیر از جنگ با انان مشغول کنند میبینیم مجاهدین امارت با درک این قضیه هیچگاه رسانه ها و لوله ی تفنگ خود را به طرف مسلمین گمراه و حتی حاملان افکار خوارج و ملا های مزدور و غیره نشانه نمیروند

به عنوان مثال میبینیم شب و روز جماعت دوله در اصداراتش به مجاهدین حمله ور میشود انان را قتل عام میکند و بیانیه ها و کتاب ها و مقالات بسیاری را در صادر کردن حکم رده بر مجاهدین منتشر میکند

اما در مقابل مجاهدین امارت حتی یک بیانیه یا رساله هم به طور جدی علیه انان ننوشته و خود را به انان (بر خلاف میل کفار) مشغول نمی کنند

به همین خاطر سبب شده تا این جماعت گمان کنند که در راه حق قدم بر میدارند

و چه زیبا گفته است امام علی رضی الله عنه : هنگامی که اهل حق بر باطل ساکت شوند اهل باطل گمان می کنند حق هستند

در این رساله مختصر قصد داریم برخی از اتهامات این افراد جاهل و بدون اطلاع از افکار مشایخ جهادی را پاسخ بدیم باشد که خداوند به سبب ان به ما خیری برساند و باعث اگاهی ولو یک مسلمان نیز بشود

 

اتهاماتی که بر امارت اسلامی وارد می کنند

 

۱): امارت اسلامی مرگ ملا عمر رحمه الله را سالها مخفی کرد و این یک نوع خیانت محسوب میشود ادامه خواندن پاسخ به برخی از شبهات و اتهامات دوله در مورد مجاهدین امارت اسلامی طالبان[۱]