بررسی پیش‌بینی‌های جوهر دودایف و بحران‌های کنونی روسی در چچن

بررسی پیش‌بینی‌های جوهر دودایف و بحران‌های کنونی روسی در چچن

به قلم: کارزان شکاک

در سال ۱۹۹۲، جوهر دودایف، رهبر جمهوری چچن، به جامعه جهانی اخطاری جدی داد. او نسبت به نیات و رفتارهای روسیه در قبال چچن و همچنین تهدیداتی که این رفتارها می‌توانند برای امنیت جهانی به همراه داشته باشند، هشدار داد. در آن زمان، بسیاری از کشورها، حتی در اروپا، این هشدارها را جدی نگرفتند و تنها با پوزخند به آن واکنش نشان دادند. اما امروز، چندین دهه پس از آن اظهارات، جهان شاهد بحران‌هایی است که پیامدهای آن می‌تواند به شدت بر ثبات منطقه و حتی جهان تأثیر بگذارد.

دودایف به وضوح دیده بود که فدراسیون روسیه در حال تبدیل شدن به یک بازیگر خطرناک در مناطق مسلمان نشین قفقاز و عرصه بین‌المللی است. او پیش‌بینی کرده بود که اگر جامعه جهانی به این تهدیدات توجه نکند، عواقب جبران‌ناپذیری متوجه آن خواهد شد. اما امروز، پس از سال‌ها جنگ و بحران، این هشدارها به حقیقت پیوسته‌اند. نتایج ویرانگر جنگ‌ها، به ویژه در چچن، نه تنها شامل خسارات انسانی و زیرساختی بلکه به تشدید بی‌ثباتی در منطقه و بروز فعال‌تر جنبش‌های انقلابی نیز انجامیده است.

جامعه جهانی در آن زمان به جای اتخاذ رویکردی فعال برای کمک به چچن، به شکل غافلانه‌ای به وضعیت‌های پیش‌رو نگریست و تصور می‌کرد که با سکوت و عدم مداخله می‌تواند خود را از بحران‌ها دور نگه‌دارد. این بی‌توجهی نه تنها به تشدید بحران‌ها منجر شد، بلکه به قدرت‌گیری رژیم‌های سرکوبگر در روسیه نیز دامن زد.

اکنون، در شرایط کنونی، شاهد پیامدهای این بی‌عملی هستیم. کشورهایی که در موقعیت‌های مختلف به هشدارهای دودایف توجه نکردند، امروز خود را در دورانی از بحران‌های نظامی و انسانی می‌بینند. این بحران‌ها به نظام‌های سیاسی و اقتصادی کشورها نیز آسیب زده و موجب عدم استقرار بیشتری در منطقه شده است.

گذر زمان نشان داده است که حقیقت تهدیدات امنیتی نمی‌تواند تنها با نادیده گرفتن و بی‌توجهی به واقعیت‌های موجود سرکوب شود. جوهر دودایف هشدار داد که روسیه به یک هیولای جدید تبدیل می‌شود و امروز با پوزخندهایی که زمانی در مقابل او بود، هیچ شباهتی نداریم. آنچه در نهایت واضح است این است که اگر جهان به این هشدارها گوش می‌داد و با چچن همکاری می‌کرد، شاید امروز شاهد عقب نشینی این هیولا بودیم.

پیام دودایف و درس‌هایی که از آن حاصل می‌شود، همچنان باید برای جامعه جهانی یک یادآوری باشد؛ ضرورت شفافیت و هوشیاری در برابر خطراتی که می‌تواند به سرعت گسترش یابد.

به امید روزی که مومنین اهل دعوت و جهاد از این درس‌ها عبرت بگیرند و بتواند در راستای صلح و ثبات پایدار که تنها از کانال جهاد فی سبیل الله و اتحاد اسلامی و تمرکز بر دشمن اصلی همان سرزمین است حرکت کند.

از ممدانی تا خلیلزاد تا جولانی: خائنین بومی در خدمت اهداف کفار محارب و اشغالگر جهانی

  از ممدانی تا خلیلزاد تا جولانی: خائنین بومی در خدمت اهداف کفار محارب و اشغالگر جهانی

به قلم: ابومحمود کندزی

پیروزی زهران ممدانی به‌عنوان شهردار نیویورک و فعالیت‌های زلمی خلیلزاد، افغان‌تباری که در مسیر تحقق اهداف آمریکا بیش از بسیاری از خودِ آمریکایی‌ها کوشید، فریبنده است. برخی گمان می‌کنند که این نشان از نرمش آمریکا نسبت به مسلمانان دارد، اما این ظاهر فریبنده، حقیقت رنج و جنایات آمریکا را پنهان نمی‌کند.

ایالات متحده در طول دهه‌ها، با دخالت نظامی، کودتا، حمایت از رژیم‌های سرکوب‌گر و بمباران غیرنظامیان، ملت‌های مسلمان را در افغانستان، عراق، سوریه، لیبی، یمن، سومالی، سودان، فلسطین، لبنان، مصر، پاکستان، الجزایر، مراکش، تونس، مالی، نیجر، چاد، بورکینافاسو، نیجریه و دیگر سرزمین‌های اسلامی به خاک و خون کشیده است. نمونه‌ها عبارت‌اند از:

  • افغانستان (۲۰۰۱–۲۰۲۱): حمله نظامی گسترده، ویرانی شهرها و زیرساخت‌ها، کشته و زخمی شدن صدها هزار نفر، آوارگی میلیون‌ها نفر.
  • عراق (۲۰۰۳–۲۰۱۱): اشغال کشور، جنگ شهری، کشتار غیرنظامیان، فروپاشی زیرساخت‌ها و بحران انسانی طولانی.
  • سوریه (۲۰۱۱ تاکنون): حمایت از گروه‌های مسلح، ترورهای هدفمند اهل دعوت و جهاد، ویرانی گسترده و آوارگی میلیون‌ها نفر.
  • لیبی (۲۰۱۱): سرنگونی دولت ، ورود مزدوران و گروه‌های مسلح، آوارگی و فاجعه انسانی.
  • یمن (۲۰۱۵ تاکنون): حمایت از ائتلاف سعودی، بمباران بیمارستان‌ها و مدارس، قحطی و بیماری گسترده، میلیون‌ها قربانی غیرنظامی.
  • سومالی و مالی: عملیات نظامی، حمایت از دولت‌ها و گروه‌های مسلح، جنگ و قحطی، نابودی جامعه مسلمانان.
  • فلسطین و لبنان: حمایت سیاسی و نظامی از اسرائیل، سرکوب مقاومت، تجاوز و محدود کردن حقوق مردم مسلمان.

نمونه‌های تاریخی نشان می‌دهد کسانی مانند خلیلزاد و ممدانی، فارغ از ظاهر انسانی یا موفقیت‌های ظاهری، در مسیر تحقق اهداف آمریکا عمل کرده‌اند و نه تنها به امت خدمت نکرده‌اند، بلکه شریک در ظلم و تجاوز علیه مسلمانان بوده‌اند.

اسلام به صراحت اعلام کرده است: کسی که در حکومت کفار خدمت کند و اهداف آن‌ها را پیش ببرد، از دایرهٔ دین اسلام  خارج می‌شود و مرتد است. بر این اساس، کسانی که در مسیر اهداف استکبار جهانی حرکت می‌کنند، هرچقدر هم مقام یا شهرت داشته باشند، مشروعیت دینی و اخلاقی ندارند.

قدرت‌های جهانی هرچقدر هم چهرهٔ انسانی و دوستانه نشان دهند، منافع خود را بر هر چیز مقدم می‌دارند. هیچ پیروزی ظاهری و هیچ مقام سیاسی نمی‌تواند واقعیت خیانت به امت و دین را بپوشاند.

امت مسلمان باید آگاه باشد، بیدار بماند و نسبت به کسانی که در خدمت اهداف استکبار جهانی حرکت می‌کنند، هوشیار و پاسخگو باشد.

آمریکا قفقاز جنوبی و شمال شرق ایران را هدف قرار داده است(۴)

آمریکا قفقاز جنوبی و شمال شرق ایران را هدف قرار داده است(۳)

به قلم: کارزان شکاک

به موازات بهبود روابط ارمنستان و آذربایجان، اوضاع در گرجستان، تنها کشور قفقاز جنوبی که تاکنون در برابر گسترش نفوذ آمریکا مقاومت کرده است، وخیم‌تر شده است.

در ۶ مه، مجلس نمایندگان ایالات متحده قانون MEGOBARI را تصویب کرد که تحریم‌هایی را علیه مقامات حزب رویای گرجستان اعمال می‌کند. تفلیس به تقلب در انتخابات، “جرم‌انگاری روابط با آمریکا”، بیرون راندن شرکت‌های آمریکایی و مسدود کردن دسترسی به تجارت و مواد معدنی از طریق کریدور میانی متهم شد.

در ۲۱ مه، در جریان یک جلسه استماع کنگره، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، مستقیماً حزب رویای گرجستان را “دولتی ضد آمریکایی” نامید. وقتی جو ویلسون، نماینده کنگره، از وزارت امور خارجه پرسید که وزارت امور خارجه چه کاری انجام خواهد داد، روبیو پاسخ داد: “آیا به نفع ماست که یک دولت ضد آمریکایی بر بخش مهمی از جهان حکومت کند؟ و اگر نه، ما اقدامات مناسبی را برای وادار کردن آن دولت به پرداخت هزینه انجام خواهیم داد.”

در ۴ اکتبر، هزاران نفر در تفلیس اعتراض کردند که به تلاش برای حمله به کاخ ریاست جمهوری منجر شد. مخالفان آشکارا هدف خود را «سرنگونی مسالمت‌آمیز دولت» اعلام کردند. اعتراضات به شدت سرکوب شد و پنج نفر از سازمان‌دهندگان، از جمله خواننده مشهور اپرا، پاتا بورچولادزه، بازداشت شدند.

پس از اتهامات ماموکا مدینارادزه، رئیس سرویس امنیت دولتی گرجستان، که ادعا می‌کرد از طریق سفارت آمریکا در تایلند اقدامات انقلابی را تأمین مالی می‌کند، بن‌بست بین واشنگتن و تفلیس به سطح جدیدی رسید. واکنش ایالات متحده شدید بود: تامار تالیاشویلی، سفیر گرجستان در واشنگتن، فوراً برای توضیح به وزارت امور خارجه احضار شد.

حزب حاکم رویای گرجستان در انتخابات شهرداری‌ها پیروز شد و بیش از ۸۰ درصد آرا را در میان تحریم مخالفان به دست آورد. با این حال، نخست وزیر ایراکلی کوباخیدزه می‌داند که فشارها فقط تشدید خواهد شد.

تصویر واضح است: در حالی که ارمنستان و آذربایجان به سمت واشنگتن حرکت می‌کنند، گرجستان آخرین مانع برای اجرای استراتژی آمریکا در منطقه است. و با قضاوت بر اساس لفاظی‌های مقامات آمریکایی، قرار است این مانع برداشته شود.

«رئیس جمهور صلح» و جایزه نوبل

در این زمینه، فعالیت‌های بین‌المللی ترامپ اهمیت جدیدی پیدا می‌کند. به گزارش پولیتیکو، رئیس جمهور واقعاً به جایزه صلح نوبل چشم دوخته است. او در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد اعلام کرد: «تنها در هفت ماه، به هفت جنگ جاری پایان داده‌ام… هیچ رئیس جمهور یا نخست وزیری تاکنون چنین کاری نکرده است.»

یک منبع دولتی گزارش داد که رئیس جمهور «از اینکه نیرویی تعیین کننده» برای کشورهای کوچکتر و ضعیف‌تر است، لذت می‌برد. کاخ سفید به ترامپ به خاطر کمک به ایجاد توافقات بین کامبوج و تایلند، ایران و اسرائیل، هند و پاکستان و مصر و اتیوپی اعتبار می‌دهد.

با این حال، توافق ارمنستان و آذربایجان تنها توافقی در این فهرست است که در واقع با دخالت مستقیم ترامپ منعقد شده است. و این توافق است که بیشترین اهمیت استراتژیک را برای ایالات متحده دارد، نکته‌ای که به وضوح در جلسات سنا در ماه سپتامبر بیان شد.

امارات؛ چهرهٔ واقعی سکولاریسم و دست‌آغشته به خون امتِ مسلمان

امارات؛ چهرهٔ واقعی سکولاریسم و دست‌آغشته به خون امتِ مسلمان

به قلم: خالد سیف الله السملول

امارات متحدهٔ عربی امروز همان نقاب از پیش رو برداشته شده است که سال‌ها با پول و تبلیغات آن را بر چهره‌اش زده بود. این حکومت سکولاریستی — که ارزش‌های اسلامی را در عمل کنار گذاشته و مناسباتش را با دشمنان امت تنظیم کرده — دستش آغشته به خون مسلمانان یمن، فلسطین، سومالی و سودان و دیگر سرزمین‌های اسلامی است.

از حمایت‌های پنهانی و آشکار در بحران‌های یمن تا عادی‌سازی روابط با رژیم اشغالگر قدس، سیاست‌های امارات نشان می‌دهد که منافع سیاسی و اقتصادی را بر خون و کرامت مسلمین ترجیح داده است. این کشور با سرمایه‌گذاری در رسانه‌ها و نفوذ در جوامع، تلاش کرد تا چهره‌ای مشروع و «متمدن» بسازد، اما واقعیت هرگز با زر و زور و تبلیغ پوشانده نمی‌شود.

از حمایت‌های پنهانی و آشکار در بحران‌های یمن و غزه و سودان و مصر و لیبی تا عادی‌سازی روابط با رژیم اشغالگر قدس، سیاست‌های امارات نشان می‌دهد که منافع سیاسی و اقتصادی را بر خون و کرامت مسلمین ترجیح داده است. این کشور با سرمایه‌گذاری در رسانه‌ها و نفوذ در جوامع، تلاش کرد تا چهره‌ای مشروع و «متمدن» بسازد، اما واقعیت هرگز با زر و زور و تبلیغ پوشانده نمی‌شود.

فقط کافی است بدانیم که در مورد جنایت اخیر مزدوران امارات در الفاشر سودان سازمان جهانی بهداشت علام کرده است که شبه‌نظامیان نیرو‌های واکنش سریع سودان ۴۶۰ نفر را در بیمارستان الفاشر کشتند.

حساب‌های وابسته و دستگاه‌های تبلیغی‌اش وقتی با سیل نفرت و اعتراض روبه‌رو شدند، یکی‌یکی خاموش یا مخفی شدند — چون حتی دست‌اندرکارانِ این شبکه‌ها نیز حالا از پاسخ‌گویی و دفاع از سیاست‌های ضدامت شرم دارند. امارات امروز دیگر فقط یک بازیگر اقتصادی نیست؛ تبدیل به نیرویی شده که از ثروتش برای مشروع‌نمایی جنایات و حمایت از پروژه‌های سکولار و استعماری بهره می‌برد.

نفت و طلا شاید بتوانند قراردادها و میهمانی‌ها بخرند، اما هرگز نمی‌توانند خونِ ریخته‌شده را پاک کنند یا وجدان جمعی امت را تسکین دهند. تاریخ بارها نشان داده است که ستم و بی‌عدالتی بی‌پاسخ نمی‌ماند؛ کسانی که در خون مظلومان شریک‌اند، هر لحظه در انتظار پیامدهای اخلاقی و سیاسی اعمال خود خواهند بود.

آیا روسیه برای جنگ با ناتو آماده می‌شود؟ بررسی اطلاعات برای پاییز ۲۰۲۵ (۳)

آیا روسیه برای جنگ با ناتو آماده می‌شود؟ بررسی اطلاعات برای پاییز ۲۰۲۵ (۳)

به قلم: کارزان شکاک

تخمین‌های غربی: از حملات هیبریدی تا تهدید متعارف

تحلیل CEPA (آوریل ۲۰۲۵) سیر تکامل را برجسته می‌کند: روسیه ناتو را به عنوان یک “تهدید وجودی” می‌بیند و … اقدامات تشدیدکننده برای برهم زدن وحدت اتحاد.

آژانس اطلاعاتی لتونی، SAB، احتمال رویارویی در سال ۲۰۲۵ را کم ارزیابی می‌کند، اما به دلیل نظامی شدن کالینینگراد (موشک‌های جدید اسکندر، ۲۰۰۰۰ سرباز) تا سال ۲۰۲۷ افزایش می‌یابد.

اسکیبیتسکی هشدار می‌دهد: “روسیه در حال نشان دادن پتانسیل قدرتمندی برای جنگ با ناتو تا سال ۲۰۳۰ است” و بر بلاروس به عنوان سکوی پرش تمرکز دارد.

مرکز بلفر (ژوئن ۲۰۲۵) در این مورد تردید دارد: “هیچ تهدید فوری حمله‌ای وجود ندارد”، اما حملات ترکیبی (مانند دانمارک، آلمان و لهستان) در حال افزایش است.

ISW (۱۶ اکتبر) گزارش می‌دهد: روسیه از پهپادها بر فراز اروپا استفاده می‌کند و واکنش ناتو را آزمایش می‌کند. در همین حال، برخی از آژانس‌های اطلاعاتی غربی هشدار می‌دهند: پوتین در حال طفره رفتن است و ۵۰۰۰۰۰ نیروی ذخیره “خوابیده” را برای یک حمله غافلگیرانه جمع‌آوری می‌کند.

چه انتظاری باید داشت؟

تا زمستان ۲۰۲۵-۲۰۲۶، روسیه ممکن است به عنوان یک تاکتیک انحرافی، فعالیت فعال خود در اوکراین را تشدید کند، اما تمرکز واقعی آن بر ناتو است: احتمال وقوع حادثه در بالتیک در سال ۲۰۲۶، ۴۰ درصد است (طبق MI6).

بدون عامل هسته‌ای، تشدید به حملات هیبریدی محدود خواهد شد؛ رزمایش‌های Zapad-2026 به اوج خود خواهد رسید.

اقدامات ناتو: تقویت جناحین (لهستان، بالتیک)، تحریم‌ها علیه مجتمع نظامی-صنعتی روسیه و دفاع سایبری. اوکراین کلیدی است: حملات آن به عمق روسیه، مسکو را تضعیف روحیه خواهد کرد.

در نتیجه، آمادگی روسیه برای جنگ با ناتو بیشتر یک ظاهرسازی است که خستگی آن از اوکراین را می‌پوشاند تا یک تهدید واقعی تجاوز. حداقل در این مرحله.

با این حال، این بدان معنا نیست که مسکو برنامه‌های انتقام‌جویانه خود را رها کرده است. همه چیز به پویایی رویدادها بستگی دارد. آزمایش قدرت ناتو با حملات هیبریدی ادامه خواهد یافت. تلاش‌ها برای تجزیه اتحاد متوقف نخواهد شد. و اگر در برهه‌ای از زمان، دریچه‌ای از فرصت باز شود، مسکو به احتمال زیاد سعی خواهد کرد از آن بهره ببرد.

آیا روسیه برای جنگ با ناتو آماده می‌شود؟ بررسی اطلاعات برای پاییز ۲۰۲۵ (۲)

آیا روسیه برای جنگ با ناتو آماده می‌شود؟ بررسی اطلاعات برای پاییز ۲۰۲۵ (۲)

به قلم: کارزان شکاک

لجستیک و منابع: آمادگی روی کاغذ

یادداشت‌های محرمانه از ستاد کل روسیه مشکلاتی را آشکار می‌کند: گسترش ارتش به ۱٫۵ میلیون نفر، کمبود نیروی انسانی را پنهان می‌کند. چهل درصد از پرسنل هیچ تجربه جنگی ندارند و نیروهای ذخیره (۳۰۰۰۰۰ نفر در سال ۲۰۲۵) برای «رده استراتژیک» علیه ناتو در نظر گرفته شده‌اند، نه اوکراین.

تولید موشک (اسکندر، کالیبر) به ۱۰۰۰ فروند در ماه افزایش یافته است، اما ۷۰٪ آن برای صادرات به ایران/کره شمالی و مبادله کالا به کالا است.

آژانس اطلاعات دفاعی در «ارزیابی تهدید ۲۰۲۵» خود تخمین می‌زند که روسیه بدون تهدید وجودی برای رژیم، قادر به تهاجم تمام عیار نیست، اما سناریوهای ترکیبی (خرابکاری، پهپاد) تا اوایل ۲۰۲۶ واقع‌بینانه هستند.

تغییرات قانونی در روسیه (تشدید مقررات خرابکاری در ۲۰ اکتبر) نشان می‌دهد که کرملین در حال آماده‌سازی زمینه برای «اقدامات تلافی‌جویانه» در برابر «تجاوز ناتو» است.

تحلیلگران غربی (ISW) پیش‌بینی می‌کنند که بدون اصلاحات در صنعت دفاعی (واردات تراشه مشمول تحریم است)، تهدید برای ناتو به «حوادث محلی» محدود می‌شود – مانند حملات اخیر پهپادها بر فراز لهستان و آلمان.

روسیه در مقابل ناتو

قدرت فعال:

روسیه – ۱.۵ میلیون (به‌علاوه ۲ میلیون نیروی ذخیره)

ناتو – قدرت فعال ۳.۵ میلیون

منبع: ISW/DIA

تانک‌ها / خودروهای زرهی بدون سرنشین (IFV)

روسیه – ۲۰۰۰ دستگاه جدید + ۵۰۰۰ دستگاه نوسازی شده

ناتو – ۱۰۰۰۰+ دستگاه

منبع: Oryx/CEPA

موشک‌ها / پهپادها / در سال

روسیه – ۱۲۰۰۰ / ۵۰۰۰۰

ناتو – ۲۰۰۰۰ / ۱۰۰۰۰۰

منبع: GUR

بودجه نظامی، شامل پلیس و سرویس‌های اطلاعاتی

روسیه – ۱۷۰ میلیارد دلار (۲۰۲۶)

ناتو – ۱.۵ تریلیون دلار (در مجموع)

منبع: رسانه‌ها

آمریکا قفقاز جنوبی و شمال شرق ایران را هدف قرار داده است(۳)

آمریکا قفقاز جنوبی و شمال شرق ایران را هدف قرار داده است(۳)

به قلم: کارزان شکاک

به موازات بهبود روابط ارمنستان و آذربایجان، اوضاع در گرجستان، تنها کشور قفقاز جنوبی که تاکنون در برابر گسترش نفوذ آمریکا مقاومت کرده است، وخیم‌تر شده است.

در ۶ مه، مجلس نمایندگان ایالات متحده قانون MEGOBARI را تصویب کرد که تحریم‌هایی را علیه مقامات حزب رویای گرجستان اعمال می‌کند. تفلیس به تقلب در انتخابات، “جرم‌انگاری روابط با آمریکا”، بیرون راندن شرکت‌های آمریکایی و مسدود کردن دسترسی به تجارت و مواد معدنی از طریق کریدور میانی متهم شد.

در ۲۱ مه، در جریان یک جلسه استماع کنگره، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، مستقیماً حزب رویای گرجستان را “دولتی ضد آمریکایی” نامید. وقتی جو ویلسون، نماینده کنگره، از وزارت امور خارجه پرسید که وزارت امور خارجه چه کاری انجام خواهد داد، روبیو پاسخ داد: “آیا به نفع ماست که یک دولت ضد آمریکایی بر بخش مهمی از جهان حکومت کند؟ و اگر نه، ما اقدامات مناسبی را برای وادار کردن آن دولت به پرداخت هزینه انجام خواهیم داد.”

در ۴ اکتبر، هزاران نفر در تفلیس اعتراض کردند که به تلاش برای حمله به کاخ ریاست جمهوری منجر شد. مخالفان آشکارا هدف خود را «سرنگونی مسالمت‌آمیز دولت» اعلام کردند. اعتراضات به شدت سرکوب شد و پنج نفر از سازمان‌دهندگان، از جمله خواننده مشهور اپرا، پاتا بورچولادزه، بازداشت شدند.

پس از اتهامات ماموکا مدینارادزه، رئیس سرویس امنیت دولتی گرجستان، که ادعا می‌کرد از طریق سفارت آمریکا در تایلند اقدامات انقلابی را تأمین مالی می‌کند، بن‌بست بین واشنگتن و تفلیس به سطح جدیدی رسید. واکنش ایالات متحده شدید بود: تامار تالیاشویلی، سفیر گرجستان در واشنگتن، فوراً برای توضیح به وزارت امور خارجه احضار شد.

حزب حاکم رویای گرجستان در انتخابات شهرداری‌ها پیروز شد و بیش از ۸۰ درصد آرا را در میان تحریم مخالفان به دست آورد. با این حال، نخست وزیر ایراکلی کوباخیدزه می‌داند که فشارها فقط تشدید خواهد شد.

تصویر واضح است: در حالی که ارمنستان و آذربایجان به سمت واشنگتن حرکت می‌کنند، گرجستان آخرین مانع برای اجرای استراتژی آمریکا در منطقه است. و با قضاوت بر اساس لفاظی‌های مقامات آمریکایی، قرار است این مانع برداشته شود.

«رئیس جمهور صلح» و جایزه نوبل

در این زمینه، فعالیت‌های بین‌المللی ترامپ اهمیت جدیدی پیدا می‌کند. به گزارش پولیتیکو، رئیس جمهور واقعاً به جایزه صلح نوبل چشم دوخته است. او در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد اعلام کرد: «تنها در هفت ماه، به هفت جنگ جاری پایان داده‌ام… هیچ رئیس جمهور یا نخست وزیری تاکنون چنین کاری نکرده است.»

یک منبع دولتی گزارش داد که رئیس جمهور «از اینکه نیرویی تعیین کننده» برای کشورهای کوچکتر و ضعیف‌تر است، لذت می‌برد. کاخ سفید به ترامپ به خاطر کمک به ایجاد توافقات بین کامبوج و تایلند، ایران و اسرائیل، هند و پاکستان و مصر و اتیوپی اعتبار می‌دهد.

با این حال، توافق ارمنستان و آذربایجان تنها توافقی در این فهرست است که در واقع با دخالت مستقیم ترامپ منعقد شده است. و این توافق است که بیشترین اهمیت استراتژیک را برای ایالات متحده دارد، نکته‌ای که به وضوح در جلسات سنا در ماه سپتامبر بیان شد.

آیا روسیه برای جنگ با ناتو آماده می‌شود؟ بررسی اطلاعات برای پاییز ۲۰۲۵ (۱)

آیا روسیه برای جنگ با ناتو آماده می‌شود؟ بررسی اطلاعات برای پاییز ۲۰۲۵ (۱)

به قلم: کارزان شکاک

در چارچوب تشدید جنگ علیه اوکراین، کرملین جاه‌طلبی‌های بلندمدت خود را پنهان نمی‌کند و آمادگی برای رویارویی مستقیم با ناتو تا سال ۲۰۳۰ را نشان می‌دهد.

بر اساس گزارش اخیر وادیم اسکیبیتسکی، معاون رئیس اداره اطلاعات اصلی (GUR) اوکراین، و منابع تحلیلی که پویایی رویدادها را در جهت اروپایی آرمان‌های انتقام‌جویانه مسکو رصد می‌کنند، تحلیلی در این زمینه ارایه می دهیم.

اظهارات او، که با داده‌های رزمایش‌های زاپاد-۲۰۲۵ در بلاروس پشتیبانی می‌شود، به نظامی‌سازی سیستماتیک روسیه به بهانه «دفاع در برابر ناتو» اشاره دارد.

منابع غربی (ISW، DIA) تأیید می‌کنند که مسکو در حال تسریع سازماندهی مجدد نظامی خود و جمع‌آوری ذخایر برای یک «جنگ بزرگ» است، اما با محدودیت‌های داخلی روبرو است. این یک بلوف نیست – این طرحی برای فرسوده کردن اتحاد از طریق درگیری‌های نیابتی و خرابکاری است.

پویایی‌های آماده‌سازی: از اوکراین تا “غرب ۲۰۳۰”

گزارش اسکیبیتسکی تکامل استراتژی روسیه را آشکار می‌کند: حملات به زیرساخت‌های انرژی اوکراین نه تنها تاکتیکی برای فشار بر کیف، بلکه تمرینی برای “مناطق حائل” علیه ناتو است.

به گفته اسکیبیتسکی، روسیه از “اختلال” (اختلالات موقت) به “تخریب” (نابودی کامل تأسیسات)، هدف قرار دادن پست‌های برق و استفاده از موشک‌های شاهد برای حملات شبانه‌روزی تغییر جهت داده است.

گزارش‌های محرمانه تأیید می‌کنند که این عملیات‌ها، جابجایی نیروها از دونباس به شمال غربی را پنهان می‌کنند، جایی که لشکرهای تفنگدار موتوری جدید برای “صحنه آتلانتیک شمالی” در حال تشکیل هستند.

رزمایش‌های «زاپاد-۲۰۲۵» در بلاروس به یک شاخص کلیدی تبدیل شد: طبق گزارش اداره اطلاعات اصلی، مینسک سناریوهای «تهاجم ترکیبی» را در لهستان و لیتوانی، از جمله تصرف «کریدور سووالکی» تحت پوشش «نیروهای حافظ صلح» تمرین کرد.

اسکیبیتسکی تأکید می‌کند: «روسیه به طور فعال برای یک درگیری نظامی احتمالی با ناتو آماده می‌شود»، با تأکید بر سال ۲۰۳۰ به عنوان «تکمیل بازسازی نیروی نظامی».

اسناد وزارت دفاع روسیه (که از طریق افشاگری‌های سازمان‌های اطلاعاتی غربی در دسترس است) جزئیات این طرح را شرح می‌دهند: تا سال ۲۰۲۹، ۱.۵ میلیون پرسنل نظامی فعال، ۵۰٪ مجهز به سیستم‌های جدید (اس-۵۰۰، آرماتا و غیره) خواهند بود. با این حال، واقعیت معتدل‌تر است: تولید تانک در سطح ۱۵۰ تا ۲۰۰ واحد در سال است که از ذخایر شوروی استفاده می‌کند.

فعالیت‌های فزاینده‌ای در اروپا ثبت می‌شود. «ناوگان سایه» روسیه در حال انجام شناسایی در بالتیک است و زیردریایی‌های بوری در حال شبیه‌سازی حملات به زیرساخت‌های نروژ هستند.

MI6 خاطرنشان می‌کند: «جنگ ترکیبی در حال افزایش است – از حملات سایبری به شبکه‌های برق گرفته تا خرابکاری در آلمان.»

به گفته اسکیبیتسکی، اوکراین به عنوان یک میدان آزمایش عمل می‌کند: کمپین زمستانی ۲۰۲۵-۲۰۲۶ (حملات فعال در دونباس) آزمایشی از لجستیک در دمای انجماد است که با هدف منحرف کردن ناتو از جناحین انجام می‌شود.

در همین حال، مسکو اصرار دارد که ناتو در حال آماده‌سازی تجاوز علیه روسیه است. سرگئی ناریشکین، رئیس سرویس اطلاعات خارجی (SVR)، روز قبل اظهار داشت: «اتحاد آتلانتیک شمالی قصد دارد به سرعت منابع را برای جنگ با روسیه آماده کند.»

آمریکا قفقاز جنوبی و شمال شرق ایران را هدف قرار داده است(۲)

آمریکا قفقاز جنوبی و شمال شرق ایران را هدف قرار داده است(۲)

به قلم: کارزان شکاک

استار، تضعیف شدید روسیه را عامل کلیدی ایجاد فرصت برای ایالات متحده دانست. او اظهار داشت: «ما از همین حالا می‌توانیم نشانه‌هایی از یک تحول منفی در فدراسیون روسیه را تشخیص دهیم که به سمت دوران پس از پوتین در حرکت است. در حالی که ساختار آینده این روسیه جدید هنوز نامشخص است، حرکت به سمت آن در حال آشکار شدن است.»

و آمار این نتیجه‌گیری‌ها را تأیید می‌کند. حدود یک میلیون سرباز روسی در جنگ با اوکراین کشته و زخمی شده‌اند – این یعنی بیش از ۲۰ ارتش کامل تسلیحاتی.

حدود ۱۱۰۰۰ تانک نابود شده است. هزینه‌های جنگ تا ۴۰ درصد از بودجه روسیه را تشکیل می‌دهد. در همین حال، مساحت سرزمین اشغالی اوکراین امروز کمتر از سه سال پیش است.

پهپادهای اوکراینی در حال حاضر حدود یک سوم از ظرفیت پالایش نفت روسیه را غیرفعال کرده‌اند. شرکت‌های بزرگ خارجی بازار روسیه را ترک کرده‌اند و سرمایه‌گذاری‌های از دست رفته به ۲۴۰ میلیارد دلار رسیده است. سرنوشت ۳۰۰ میلیارد دلار سپرده در بانک‌های غربی همچنان نامشخص است.

صندوق ذخیره ارزی خالی شده، مالیات‌ها به سرعت در حال افزایش است، رکود در حال آغاز است و فرار شدید مغزها در جریان است. روسیه دسترسی به فناوری‌های حیاتی غربی را از دست داده و اکنون به طور جدی به چین وابسته است. روسیه در حال از دست دادن نفوذ خود است – از قفقاز جنوبی تا خاورمیانه.

دقیقاً همین تضعیف اساسی هژمون سنتی منطقه است که فرصتی بی‌نظیر برای تغییر شکل معماری ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی ایجاد کرده است.

تغییرات تکتونیکی

جلسات استماع سنا همزمان با تغییرات چشمگیر در منطقه بود که کاملاً با استراتژی اعلام شده مطابقت دارد.

در ۸ آگوست ۲۰۲۵، در واشنگتن، نیکول پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان، و الهام علی اف، رئیس جمهور آذربایجان، بیانیه‌ای را با هدف برقراری صلح بین دو کشور امضا کردند. این مراسم با حضور دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، برگزار شد.

نکته کلیدی این توافق، افتتاح یک کریدور حمل و نقل بود که سرزمین اصلی آذربایجان را از طریق خاک ارمنستان به منطقه خودمختار نخجوان متصل می‌کند. این کریدور به مدت ۹۹ سال به ایالات متحده واگذار شد و «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه» نامگذاری شد.

این توافق‌نامه به طور همزمان چندین هدف استراتژیک ایالات متحده را دنبال می‌کند: حضور بلندمدت آمریکا در منطقه را تضمین می‌کند، جایگزینی برای مسیرهای روسیه در حمل و نقل ایجاد می‌کند و کریدور میانی را که آسیا را با دور زدن روسیه به اروپا متصل می‌کند، تقویت می‌کند.

در ۲ اکتبر، علی‌اف و پاشینیان در کپنهاگ دیدار کردند و در آنجا تعهد خود را برای تقویت بیشتر صلح مجدداً تأیید کردند و از تصمیم متفق‌القول برای پایان دادن به فرآیند مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا – مکانیسمی که روسیه از طریق آن مدت‌ها نفوذ خود را بر حل مناقشه قره‌باغ حفظ کرده بود – استقبال کردند.

آمریکا قفقاز جنوبی و شمال شرق ایران را هدف قرار داده است(۱)

آمریکا قفقاز جنوبی و شمال شرق ایران را هدف قرار داده است(۱)

به قلم: کارزان شکاک

در روزهای پایانی سپتامبر ۲۰۲۵، رویدادی در سنای ایالات متحده رخ داد که عملاً مورد توجه عموم قرار نگرفت، اما بخش زیادی از آنچه در حال حاضر در قفقاز جنوبی در حال وقوع است را توضیح می‌دهد.

کمیته فرعی همکاری‌های امنیتی اروپا و منطقه‌ای کمیته روابط خارجی سنا جلسه استماع با عنوان “استراتژی آینده ایالات متحده در دریای سیاه” برگزار کرد.

سخنران اصلی فردریک استار، بنیانگذار و عضو برجسته موسسه آسیای مرکزی-قفقاز در دانشگاه جان هاپکینز بود. ارائه او به طور مؤثر یک استراتژی جامع ایالات متحده در منطقه را ارائه داد که نه تنها دریای سیاه، بلکه کل قفقاز جنوبی را در بر می‌گیرد.

به گفته استار، دریای سیاه فقط یک پهنه آبی نیست، بلکه شریانی است که اروپای مرکزی و شرقی، قفقاز و آسیای مرکزی را به اقتصاد جهانی متصل می‌کند.

این تنها مسیر دسترسی به اقیانوس‌های جهان برای حوضه رودخانه دانوب است و آن را به اندازه دریای بالتیک از اهمیت استراتژیک برخوردار می‌کند. با این حال، برخلاف منطقه بالتیک که یکپارچه‌تر و از نظر نهادی امن‌تر است، کشورهای دریای سیاه کمتر توسعه‌یافته و از هماهنگی ضعیفی برخوردارند.

پیام کلیدی کاملاً واضح بود: سیاست فعلی ایالات متحده در منطقه ناکافی است و نیاز به تعامل و ابتکار عمل بسیار بیشتری دارد.

قفقاز جنوبی: تمرکز استراتژی آمریکا

سخنرانی استار بر قفقاز جنوبی متمرکز بود. او استدلال کرد که آزادی عمل گرجستان، ارمنستان و آذربایجان تا حد زیادی با دسترسی آنها به دریای سیاه تعیین می‌شود. بدون آن، این کشورها خود را از نظر ژئوپلیتیکی منزوی و مستعد کنترل توسط روسیه یا چین می‌بینند.

این تحلیلگر تأکید کرد: “اگر ایالات متحده و متحدانش نتوانند دسترسی آزاد و امن به مسیرهای دریایی را برای کشورهای منطقه و به ویژه برای جمهوری‌های آسیای مرکزی که دارای ذخایر انرژی قابل توجهی هستند، تضمین کنند، این امر منجر به بازگشت آنها به کنترل مسکو یا پکن خواهد شد.” این کارشناس به روندهای مثبت از دیدگاه واشنگتن اشاره کرد: ارمنستان و آذربایجان تمایل آشکاری برای همکاری با غرب نشان می‌دهند و گرجستان، با وجود سردی فعلی روابط با ایالات متحده، ممکن است پس از تغییر قدرت در تفلیس، به گفتگوی استراتژیک بازگردد.

به گفته استار، این «صرفاً مسئله زمان» است، زیرا حمایت از جریان طرفدار روسیه در گرجستان ناگزیر تضعیف خواهد شد.

استار همچنین اقدامات مشخصی را پیشنهاد کرد: بازنگری در استراتژی ایالات متحده در منطقه دریای سیاه برای شامل کردن اوکراین، مولداوی و هر سه جمهوری قفقاز جنوبی، با در نظر گرفتن منافع مشترک آنها، و تضمین حضور چرخشی نیروی دریایی ناتو در دریای سیاه.