یادبود ابو درداء کُردی و هشدار به پس مانده های اطراف مُلافتاحی

یادبود ابو درداء کُردی و هشدار به پس مانده های اطراف مُلافتاحی

به قلم: مجاهد مهاجر

«ابو دردا کردی»، فرمانده میدانی و شناخته‌شده ی جماعت انصارالاسلام که توسط ائتلاف بین‌المللی هدف قرار گرفت وبه شهادت رسید – نحسبه کذالک و الله حسیبه – از چهره های ماندگاری است که نشان داد اعتماد بی اساس به مزدوران کفار محارب و اشغالگر خارجی گاه می تواند نه تنها ثمرات زحمات آنها را به معامله بگذارد و هدر دهد بلکه از اسباب مرگ آنها نیز شود. باذن الله.

ابودرداء در  حومه یکی از مناطق مرزی شمال سوریه مورد هدف آمریکا، رهبر جولانی در مبارزه با تروریسم قرار گرفت و خودروی حامل وی منهدم شد. شاهدان عینی گفتند که پهپادهای ائتلاف چندین بار منطقه را بمباران کردند و ابو دردا کردی در همان لحظات نخست از شدت جراحات وارده به شهادت رسید نحسبه کذالک و الله حسیبه.

ابو دردا کردی از چهره‌های مهم انصارالاسلام بود و نقش اساسی در ساماندهی عملیات میدانی و آموزش نیروها ایفا می‌کرد.

اما در این میان، رفتار و مواضع احمد الشرع، رئیس حکومت سوریه، جای تأمل دارد. او در ابتدای قدرت‌گیری اعلام کرد که «ما مانند طالبان افراطی نیستیم»، و بارها در سخنان رسمی خود گفت که لبرال و سکولار است، در حالی که بسیاری از طرفداران او او را «اسلامی» می‌نامند. همین موضع‌گیری‌های متناقض باعث شد که مجاهدانی که جان و وقت خود را برای اهداف دینی و حمایت از مردم صرف کرده‌اند، بدون حمایت کافی و در معرض هدف‌گیری مستقیم قرار بگیرند.

یک روز قبل از این اتفاق، وزیر تحصیلات حکومت جولانی درس‌های دینی و قرآنی را حذف و به جای آن موسیقی و رقص را جایگزین کرده، که نشانه ی فاصله ی آشکار حکومت از اصول و ارزش‌های دینی و حمایت واقعی از مجاهدین است.

این حادثه همچنین نشان می‌دهد که هدف‌گیری و حذف مجاهدان شجاع و باایمان، همان خواست آمریکا و کشورهای غربی است که می‌خواهند نیروهای صاحب عقیده و منهج و مستقل و مؤثر در میدان را حذف کنند.

این حادثه هشداری روشن است برای همه ی مردم، علما و کسانی که خود را در راه دفاع از دین و مردم متعهد می‌دانند باید با چشم باز واقعیت‌ها را ببینند و فریب شعارها و وعده‌های دروغین رهبران را نخورند.

تا کی قرار است پروژه های خائنانه ی دشمنان کافر و محارب غربی از کانال مزدورانی چون سیاف افغانستان و شریف شیخ احمد سومالی و حکمتیار افغانستان و جولانی سوریه در سرزمینهای دیگر کپی برداری شود؟

ائتلاف مذهبی در یمن و اینکه چرا زیدی ها و شافعی‌ها به حکومت رسیدند و القاعده ناکام ماند

ائتلاف مذهبی در یمن و اینکه چرا زیدی ها و شافعی‌ها به حکومت رسیدند و القاعده ناکام ماند

به قلم: خالد سیف الله المسلول

آنچه امروز در یمن دیده می‌شود، پیش از آنکه صرفاً نتیجه میدان نظامی باشد، حاصل ائتلاف بومی و مدیریت سیاسی است. زیدی ها با بخش مهمی از شافعی‌ها اتحاد برقرار کردند و با تکیه بر این همگرایی اجتماعی–سیاسی، توانستند ساختار قدرت و حکومت ایجاد کنند. این اتحاد، اختلافات مذهبی را به حاشیه برد و اولویت را بر کنترل سرزمین، اداره امور و مقابله با مداخلات خارجی گذاشت.

در مقابل، آل‌سعود و اماراتِ هم‌پیمان با صهیونیسم با جنگ‌های ساختگی و نیابتی، در خدمت نقشه‌های آمریکا و اسرائیل عمل کردند؛ نقشه‌هایی که هدفشان تخریب، مشغول‌سازی و کنترل گذرگاه‌ها در یمن، سودان و دیگر سرزمین‌های اسلامی است.

اما آنچه برای ما مهم است این است که القاعده ای که ما آنرا با اسامه بن لادن می شناسیم که با هر مسلمانی بدون در نظر گرفتن مذهب و تفکرات اسلامی آن و حتی با هر مبارز کافری (چون بعثی ها در عراق) بر علیه کفار اشغالگر خارجی متحد می شد و تشکیل جبهه ی واحد می داد، کجاست؟

در چنین شرایطی حتی این سوال جدی مطرح می‌شود که چرا القاعده در جنوب یمن نتوانست موفق شود و چرا به‌جای ائتلاف بومی، در حاشیه ماند؟ تفاوت اصلی در اینجاست:

دو مذهب زیدی و شافعی‌ ائتلاف کردند و به سمت حکومت‌سازی رفتند اما القاعده فاقد ائتلاف اجتماعی فراگیر بود و نتوانست با پیروی از روش جهادی اسامه بن لادن خودش را سازگار کند و منهج نجدی ایمن الظواهری را گرفت به همین دلیل قادر نشد با شافعی‌ها و زیدی‌ها جبهه‌ای مشترک بسازد و حتی  در مواردی «عملاً» در جبهه ی آمریکا و ناتو قرار گرفت همچنانکه حراس الدین به نمایندگی از القاعده ی نجدی در سوریه هم دچار همین انحراف آشکار شد که نهایتا به منحل شدن آن انجامید.

تجربه یمن نشان می‌دهد که:

۱٫ ائتلاف بومی و عبور از نزاع مذهبی و حرکت در مسیر اتحاد و وحدت اسلامی و تمرکز بر دشمن اصلی، شرط حکومت‌سازی است؛

۲٫ تمرکز بر دشمن خارجی (مداخله آل‌سعود، امارات، آمریکا و صهیونیسم) بدون وحدت داخلی، نتیجه نمی‌دهد؛

۳٫ جنگ‌های ساختگیِ منطقه‌ای، مستقیم یا غیرمستقیم، امنیت اسرائیل و منافع آمریکا را تأمین می‌کند.

در این نمونه می بینیم که یمن ثابت کرد که اتحاد عملی حتی میان جریان‌های متفاوت مذهبی و تمرکز بر دشمن اصلی می‌تواند به تشکیل حکومت بینجامد. در مقابل، تفرقه و فقدان ائتلاف، میدان را به پروژه‌های خارجی واگذار می‌کند. راه مهار توطئه‌ها، نه تشدید شکاف‌ها، بلکه همگرایی بومی، دشمن‌شناسی دقیق و افشای نقش مزدوران منطقه‌ای است.

چرائی فتوای ارتداد حاکمیت جولانی ارباب مُلافتاحی بر سوریه از سوی شیخ ابومحمد المقدسی

چرائی فتوای ارتداد حاکمیت جولانی ارباب مُلافتاحی بر سوریه از سوی شیخ ابومحمد المقدسی

ترجمه : کارزان شکاک

شیخ ابومحمد المقدسی از کمک کننده ها و مویدین سابق دارودسته ی جولانی در سوریه طی فتوائی با عنوان «کمک به کفار علیه مسلمانان، ارتداد است» دلایل ارتداد احمد الشرع ( جولانی) ارباب مُلا عبدالرحمن فتاحی را که هم اکنون به صورت رسمی با شعار مبارزه با تروریسم به تحالف تحت پرچم آمریکا در آمده و کفار محار را بر علیه مسلمینی چون حماس و جهاد اسلامی و القاعده و تمام مخالفین آمریکا یاری می کنند اینگونه بیان کرده است:

هیچ عالم معتبر و موثقی، کمک به کفار علیه مسلمانان را مجاز ندانسته است؛ بلکه برعکس، همه علما به اتفاق آرا این کار را ارتداد و عملی خلاف اسلام می‌دانند.

تفاوت بین کمک به کفار علیه مسلمانان و کمک گرفتن از کفار با شرایطی که برخی در مذهب ضعیف خود وضع کرده‌اند، واضح است و نباید از یک فرد عاقل پنهان بماند.

کمک به کافر توسط یک مسلمان به این معنی است که مسلمان مانند سگ شکاری، خدمتکار، مأمور یا جاسوس کافر شود، همانطور که در مورد حاکمان مستبد مدرن و سربازان آنها صدق می‌کند.

در مورد درخواست کمک، در این مورد، کفار خدمتکار و سگ مسلمانان هستند، زیرا شرایطی که توسط کسانی که آن را مجاز دانسته‌اند (مثلاً حنفی‌ها) تعیین شده است، دقیقاً همین معنا را برای هر کسی که آنها را با دقت بررسی کند، القا می‌کند.

و آنچه امروز تحت عنوان «ائتلاف علیه تروریسم» می‌بینیم، اساساً به این معنی است که کشورهای ضعیف، نوکر، سگ و جاسوس کشورهای قویِ عضو این ائتلاف می‌شوند.

هر کسی که در عملیات این ائتلاف تأمل کند، به وضوح خواهد دید که نقش کشورهای مسلط در آن اساسی، فراگیر و نامحدود است، در حالی که نقش کشورهای ضعیف، نقش زیردستان، خدمتکاران و سگ‌های شکاری است که اهداف را شناسایی می‌کنند، آنها را محاصره می‌کنند تا ائتلاف بتواند به آنها حمله کند، یا به جاسوسی، انتقال اطلاعات، ترجمه و مواردی از این دست بپردازد، که کار «صحوات» تحقیرآمیز است.

همه اینها بیانگر خضوع، پستی و خیانت است که در زمره نقض ایمان، کمک و حمایت از کفار علیه مسلمانان قرار می‌گیرد.

البرزولی در فتواهای خود، «کتاب القضاء»، ذکر کرده است که امیر المرابطون علی بن یوسف بن تاشفین از علمای زمان خود خواست تا در مورد درخواست المعتدة بن عباد، حاکم اندلس، از فرانک‌ها برای کمک به او علیه خود ابن تاشفین، از ترس اینکه او را از قدرت محروم کند، حکم صادر کنند.

و اکثر علمای آن زمان حکم دادند که ابن عباد مرتکب ارتداد (ردة) و کفر شده است، زیرا از مسیحیان علیه مسلمانان کمک خواسته است.

اگرچه انگیزه ابن عباد ترس از ابن تاشفین بود، نه نفرت از اسلام یا عشق به دین مسیحیت.

او خود پیش از این، هنگامی که برای اولین بار از تشکیل اتحاد با آنها علیه یوسف بن تاشفین خودداری کرد، گفته بود: «برای من بهتر است که برای ابن تاشفین شتر چرانی کنم تا اینکه برای آلفونسو خوک چرانی کنم.»

این فتوا توسط محمد بن جعفر القطانی در کتابش «ارشاد اهل اسلام در مورد چگونگی دفع بیماری کفار شرور» نقل شده و او آن را به عنوان مدرک ذکر کرده است.

پیش از او، فقهای مغرب هنگام عزل سلطان محمد الشیخ السعدی و حمایت از عمویش عبدالملک السعدی به آن استناد کردند، زیرا اولی برای کمک به کفار پرتغالی روی آورده بود و آنها به همین دلیل او را مرتد اعلام کرده بودند.

آنها علمایی نبودند که امتیاز بدهند و احکام شریعت را با چاپلوسی و تحریف جایگزین نکردند.

و به راستی، در تاریخ درس عبرتی وجود دارد.

شیخ ابومحمد مقدسی

آیا یک جولانی دیگر در پاکستان در حال تولید است؟ فتوای فتنه انگیزانه ی طالبان پاکستان در قتال با القاعده

آیا یک جولانی دیگر در پاکستان در حال تولید است؟ فتوای فتنه انگیزانه ی طالبان پاکستان در قتال با القاعده

به قلم: خالد سیف الله المسلول

رهبر سابق القاعده یمن می گوید: “مساله ی دشمن فقط هدف قرار دادن فرماندهان ما نیست مساله ای بزرگتر بود و آن منحرف کردن جماعت بود، برادران ما را می کشند و گروهی جدید را در میان ما نفوذ می دهند که سازمان را به دست بگیرد و اداره کند.”

در کنار این توطئه ی دشمن همه ی ما دیدیم که سازمانهای استخباراتی حکومت سکولار و مرتد ترکیه به همراه آمریکا و انگلیس چگونه ابومحمد الجولانی را تولید کرده و بر جهاد و انقلاب سوریه مسلط کردند تا اینکه حاکمیت کنونی سوریه را نیز به او سپرده اند و صهیونیست عرب دیگری و مزدور و خائن دیگر بر یکی از حساسترین سرزمینهای اسلامی با نام جهاد بر مسلمین قرار دادند به گونه ای که از همان ابتدا تحت شعار مبارزه با تروریسم و به بهانه های پوچ با اهل دعوت و جهاد و مخالفین آمریکا و غرب چون القاعده و حماس و جهاد اسلامی و … می جنگید و فتواهای غیر شرعی جهت توجیه این خیانت خود صادر می کردند.

تحریک طالبان پاکستان نیز در اقدامی مشابه و صرفا به خاطر نشر مطالبی توسط القاعده که به مذاقشان خوش نیامده  فتوایی صادر کرده است که در آن به اعضای خود در منطقه اجازه داده است در صورت نیاز، اعضای القاعده در مناطق قبیله‌ای را بکشند.

اگر حتی برخی از اعضای القاعده در فضای مجازی نقدی بر علیه تحریک طالبان پاکستان داشته باشند حکمش کشتن اعضای القاعده نیست بلکه تنها با دلیل و استدلال صحبت کردن با آنهاست.

القاعده که دارای عقاید خوارج نیستند اما خوارج تا زمانی که با اسلحه به کشتار مسلمین نپرداختند سیدنا علی رضی الله عنه بر علیه آنها نجنگید و این در حالی بود که همین خوارج سیدنا علی رضی الله عنه به همراه هزاران صحابه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم را علنا تکفیر می کردند.

علاوه بر این، در گفتگو با منافقین هم که آنهمه شبهه و جنگ روانی بر علیه شخص رسول الله صل یالله علیه وسلم و سایر صحابه برپا کرده بودند امر به قتال آنها نشد بلکه با دلیل و برهان با آنها صحبت شد.

نیروهای القاعده در وزیرستان نه خوارج هستند نه منافقین، پس فتوای غیر شرعی تحریک طالبان پاکستان تنها بوی خیانت به اهل دعوت و جهاد  و خدمت به جبهه ی آمریکا و مرتدین می دهد.

اگر اعضای القاعد مقالاتی می نیسند شما هم با علم شرعی در برابرش مقالاتی طولانی تر بنویسید نه اینکه فتوا دهید اگر اینها حرفی زدند آنها را به قتل برسانید.

همه می دانیم که القاعده در پاکستان از سال ۲۰۱۴ فعالیتی آشکار نداشته و از هر گونه اصطکاک با تمام گروهها پرهیز کرده و فعالیت آشکار آن یا تبلیغ و دعوت به جهاد با آمریکا و تمرکز جهاد بر آمریکا و مزدوران داخلی آنها بوده است و یا اینکه با حافظ گل بهادر بیعت کرده و در صف اتحاد المجاهدین پاکستان بر علیه حکومت دست نشانده ی پاکستان و به دور از هر گونه جنگ انحرافی داخلی فعالیت می‌کنند.

اینکه دارالفتوای تحریک طالبان گفته است که القاعده باید تحت نظارت دقیق باشد و به بهانه ی نوشتن مطالبی در فضای مجازی آنها را توطئه گر نامیدن که کشتن آنها مجاز است؛ در واقع بوی تعفن خیانت و همسویی با جبهه ی آمریکا و راضی کردن غرب می دهد.

ما ازتحریک طالبان پاکستان(TTP) می خواهیم چنین به مومنین نشان ندهند که در جبهه و صف آمریکا و غرب قرار گرفته اند و پاسکتان شاهد تولید جولانی دیگری در آن است.

خطاب به مریدان مُلافتاحی که هنوز ته مانده ای از ایمان و غیرت در آنها باقی مانده است

خطاب به مریدان مُلافتاحی که هنوز ته مانده ای از ایمان و غیرت در آنها باقی مانده است

به قلم: صلاح الدین مجاهد

شما روزی با شعار آزادی تمام سرزمین شام و دفع اشغالگران و تشکیل حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله و آزادی قدس شریف به میدان آمدید. امّا امروز با تشکیل حکومتی لیبرال کاملا غربگرا و کنار زدن قوانین شریعت الله و سازش‌های پیاپی و بازی‌های سیاسی به میدان آمده اید، که هنوز بخش‌هایی از شام در اشغال باقی مانده و حتی بخشی دیگر تحت اشغال مستقیم صهیونیستها و نفوذ دشمنان اسلام است. این همان نقشهٔ آشکار آمریکاست؛ دشمن شمارهٔ یک امت که می‌خواهد با تفرقه و معاملهٔ سرزمین، آرمان شما را دفن کند.

چرا از هدف نخستین خود فاصله گرفتید؟ چرا اجازه دادید دشمن، شما را به درگیری‌های فرسایشی داخلی بکشاند و میدان جهاد را به بازی قدرت‌های خارجی بدل کند؟ این وضعیت نه عزت است و نه پیروزی؛ بلکه نتیجهٔ کوتاهی در حفظ وحدت، استقلال و صداقت در مسیر الهی است.

اکنون زمان بازگشت به آرمان‌های نخستین است؛ وقتِ قطع نفوذ بیگانگان و بازسازی اعتماد امت اسلامی و تمرکز جهاد بر آمریکا و صهیونیستهای اشغالگر است اگر هنوز ته مانده ای از ایمان و غیرت در شما باقی مانده باشد.

تفاوت آشکار القاعده ی اسامه بن لادن در سومالی را با مدعیان دروغین جهاد در سوریه را ببین

تفاوت آشکار القاعده ی اسامه بن لادن در سومالی را با مدعیان دروغین جهاد در سوریه را ببین

به قلم: صلاح الدین مجاهد

بر کسی پوشیده نیست که آمریکا دشمن شماره یک مجاهدین اهل غزه و اکثر سرزمینهای اسلامی محسوب می شود و صهیونیستهای کودک کش نیز با حمایت مستقیم آمریکا دچار آنهمه جنایت در غزه می شوند.

زمانی که جولانی و دارودسته ی چند نفره ی مُلافتاحی برای چندین سال شعار جهاد و آزاد سازی قدس سر می دادند و دعا می کردند اگر بشار اسد سکولار برود اینها چنین و چنان می کنند و به یاد اهل فلسطین می شتابند و… اما صهیونیستها با پای خود به سوریه آمده اند و این شعاردهنده ها تنها نظاره گر و حتی محافظ صهیونیستها بوده اند.

در برابر این مدعیان دروغین جهاد، ما شاهد حمله واحدهای الشباب به پایگاه آمریکایی در کیسمایو در تلافی همدستی آمریکا در قتل عام غزه هستیم.

جماعت الشباب سومالی در بیانیه ای اعلام کرد این عملیات به عنوان اقدامی تلافی‌جویانه در قبال همدستی آمریکا در نسل‌کشی غزه که توسط باند کودک‌کش صهیونیستی “اسرائیل” انجام شده است، انجام شده است.

فرماندهی الشباب اعلام کرد که این حمله تلفاتی داشته و تجهیزات نظامی آمریکا را نابود کرده است.

در مقابل، فرماندهی آمریکا در آفریقا (آفریکام) تأیید کرد که نیروهایش در منطقه کیسمایو مورد حمله قرار گرفته‌اند، اما هیچ جزئیاتی در مورد نتایج این حمله ارائه نکرد.

این حمله جدیدترین حمله از سری عملیات الشباب علیه مواضع آمریکا در سومالی بود. مجاهدین پیش از این به یک پایگاه پهپاد آمریکایی در بلدوگل حمله کرده بودند و در سال ۲۰۲۰، به یک پایگاه مشترک آمریکا و کنیا در خلیج ماندا حمله کردند و سه آمریکایی را کشتند.

کسی که مدعی جهاد و دفاع از اهل غزه باشد اما آمریکائی ها و متحدینش از دست و زبان او در امان باشند و یا خودش را به اختلافات داخلی مسلمین مشغول کرده باشد چنین شخص یا گروهی بخشی از جبهه ی آمریکا محسوب می شود چه بخواهد چه نخواهد.

واکنش در برابر آمریکا و متحدینش موضع شما را در برابر اهل غزه مشخص می کند.

القاعده الظواهری تاوان اشتباه استراتژیک خود را پس می دهد ، شهر مکلا یمن برای مثال

القاعده الظواهری تاوان اشتباه استراتژیک خود را پس می دهد ، شهر مکلا یمن برای مثال

ارائه دهنده : احسان هورامی

  زمانی که چند سرباز از نیروهای مزدور و مرتد آل سعود و امارات و اردن و غیره توسط مجاهدین یمن به قتل رسیدند .. جماعت القاعده ی ایمن الظواهری در یمن شروع کردند به محکوم کردن این عمل جهادی ؛ و کشتن سربازان عربستان و امارات و .. را ، به بهانه اینکه این سربازان مرتد در حال جنگ با حوثی های زیدی مذهب هستند،  ناروا دانسته و اظهار داشتند این کار به نفع مسلمین اهل سنت یمن نیست !!! این در حالی است که که القاعده ی اسامه بن لادن :

آمریکا و متحدینش را دشمن شماره یک مسلمین می دانستند

بین حکام و احزاب مرتد با مذاهب اهل بدعت تفاوت قائل بودند

هرگز با هیچ یک از مذاهب منتسب به اسلام اعلام جنگ ننمود ؛ در حالی که همه می دانندکه سود این جنگ هم کلا به جیب آمریکا و متحدینش می رود

با تغییر استراتژی القاعده ی ایمن الظواهری در سوریه و یمن و غیره ، و به صورت غیر رسمی در صف آمریکا قرار گرفتن آن ، مصیبتهایی را برای مسلمین به بار آورده است که کمترین صدمه های آن قتل عام و کشته شدن هزاران مسلمان توسط همدیگر و هدر دادن زحماتی است که باید در خدمت مسلمین قرار می گرفتند .

امروز همین سپاه مرتد آل سعود و هم پیمانان عربیش به القاعده ی ایمن الظواهری حمله نموده و در کمتر از ۱۲ ساعت شهر استراتژیک آنها مکلا را به اشغال خود در آوردند .. در حالی که ماههاست هنوز نتوانسته اند تنها شهر تعز را که در کنترل نیروهای متحد اهل سنت ، حوثی ها و علی عبدالله صالح ست به اشغال خود در آورند . القاعده ی ایمن الظواهری باید پاسخ دهد :

دشمنی با مجاهدین شریعت گرا به چه دلیل ؟

تا کی این دشمنی کور کورانه و انحراف ادامه دارد ؟

و برای چه کسی ؟

آیا هنوز آمریکا و آل سعود و ترکیه و متحدین آنها را نشناخته اند  ؟ یا اینها شناخته اند و امام شهید – باذن الله – اسامه بن لادن رحمه الله در دشمن شناسی دچار اشتباه شده بود که از هر گونه جنگ مذهبی پرهیز می کرد و تنها با آمریکا و متحدینش می جنگید ؟

………………………………..

علمایی که برای اهل جهاد و گروههای مسلح فرقه باز سم هستند

علمایی که برای اهل جهاد و گروههای مسلح فرقه باز سم هستند

به قلم: ابوخالد کردستانی  

دسته هایی از افراد و جریانات و فرقه های مسلح و غیر مسلح حزب باز زمانی که با یک مذهب یا تفسر یا حزب مخالف می جنگند دنبال علمایی می گردند که مخالف آن حزبی باشند که اینها مخالفش هستند.

مثلاً کسانی که با فرقه ی نجدی دوله (داعش) دشمنی دارند دنبال بعضی از آثار و سخنان امثال هانی السباعی و ابوبصیر طرطوسی و ابوقتاده فلسطینی و ابومحمد مقدسی و عبدالرحیم حقانی و… می دوند هر چند در این آثار دروغ و خلاف شرع هم وجود داشته باشد.

  یا کسانی که مخالف تشیع یا ایران باشند به هر جاهل و یا دغل باز دروغگوی حیله گری مثل ابوقتاده فلسطینی و … که مخالف ایران یا تشیع سخنی گفته باشد پناه می برند.

دسته ای از این علما واقعا در مسائلی اهل قلم هستند ما نمی گوئیم که اینها یاید به دارالاسلام هجرت کنند چون به چنان درجه ای از رشد منهجی نرسیده اند یا معاند و سربازی از سربازان جنگ روانی دشمن هستند، بلکه اگر میخواهند تا صد سال دیگر هم در دارالکفر باشند اما میگوئیم  اینها در مورد مخالفین از علم و بخصوص از عدالت و انصاف دور شده اند و انسان عاقل در این زمینه ها نباید از آنها چیزی بگیرد.

علمای واقعی در دارالکفرهای سکولار کنونی یا در جهاد هستن یا در زندان یا زیر خاک و به خاطر اسلام شهید شده اند.

مسئله دیگر این است که علمایانی در دارالکفرهای سکولار وجود دارند که مواضع توحیدی و جهادی خود را بیان کرده اند ، خطبه داده اند و کتاب نوشته اند ، به زندان افتاده اند و خلاصه سابقه ی فعالیت جهادی داشته اند اما اهل جماعت نیستند و باز از انصاف و عدالت نسبت به مخالفین به دورند. اینها نیز در این زمینه، برای مومنین اهل دعوت و جهاد سم هستند.

باید دقت داشته باشییم که کسانی مجاهد بوده اند و بعد  مزدور کفار سکولار جهانی و منطقه ایی شده اند مثل احمد شاه مسعود و ربانی و حکمتیار و سیاف و جولانی و …  که واقعا با دلایل محکم برای ما ثابت شده که این فرد در اختیار کفار سکولار جهانی مثل آمریکا و ناتو و غیره است نه با شبهات واهی.

در مورد دارودسته ی جولانی و بوقهای رسانه ای آن: واقعا کسی اگر کمی تفکر کند میداند که چه رابطه تنگاتنگی بین دارودسته ی جولانی و ترکیه  (عضو ناتو) وجود دارد و همکاری آنان برای ضربه زدن به مسلمین … که ابومحمد مقدسی و بزرگان جدا شده از آن به جاسوس بودن جولانی و گروهش شاهدی داده اند …  دارودسته ی جولانی مثل آب خوردن وقتی سرباز بغدادی بود به ایشان پشت کرده و خواهان استقلال خودش شد و بعد به الظواهری هم خیانت کرد و بعد از این خیانتها خیلی چیزهای دیگر گریبانگیرش شد و هم اکنون هم از سوی آمریکا و ناتو و رژیم صیهیونستی قصد دارد رئیس جمهور  پس از بشار اسد شود.

 کسانی از اهل علم هم که با اینها هستند سربازی از سربازان جنگ روانی اینها هستند و باز برای اهل دعوت و جهاد حکم سم را دارند.

آینده ی مبهم جنگجویان مهاجر خارجی در سوریه

آینده ی مبهم جنگجویان مهاجر خارجی در سوریه
به قلم: ابوخالد کُردستانی
اینهمه سال تبلیغ برای برپایی شریعت الله و تشکیل حکومتی اسلامی امروز ۱۸ آذر ۱۴۰۳ش با تسلط بر دمشق توسط دارودسته ی جولانی و متحدین سکولار او به حکومتی دموکراسی خواه ملی ختم شد.
جولانی طی معامله ای بین المللی و منطقه ای به همراه متحدینش بر دمشق و سایر بخشهای سوریه مسلط شد و نخست وزیر بشار اسد به همان سبک گذشته حاکمیت را در دست گرفت تا به تدریح قدرت از حزب بعث به طرفداران آمریکا و ناتو منتقل شود.
در این میان کسانی که از هزاران کیلومتر آنطرفتر به نیت جهاد و تشکیل حکومتی اسلامی و آزادی قدس از اشغالگران فلسطینی به سوریه مهاجرت کرده بودند در چه وضعیتی قرار خواهند گرفت؟
از سالها قبل اعلام کرده بودیم که دارودسته ی جولانی و سکولارهای متحد با او مزدوران نیابتی آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی از کانال حکومت سکولار ترکیه هستند، اما این مهاجرین بیدار نشدند تا الان که با چشم سر همه چیز را می بینند.
مهاجرین در همان قدم اول برایشان مشخص شده است:

  • حکومتی اسلامی که تطبیق کننده ی قوانین شریعت الله باشد در کار نیست.
  • با وجود اینهمه تسلیحات و تکنولوژی و مناطقی که به تسلط دارودسته ی جولانی در آمده است اما باز هرگز با صهیونیستهای وحشی و اشغالگر جهادی نخواهد شد، بلکه این حاکمیت دست نشانده ی جدید بر سوریه هم، همچون اردن و مصر محافظین صهیونیستها خواهد بود و تمام راههای امداد رسانی به مجاهدین فلسطین را مسدود می کند.
  • این حاکمیت دست نشانده به جنگجویان خارجی شناسنامه ی سوریه ای و تابعیت سوریه ای نخواهد بلکه مثل عرف بین المللی همچون خارجی ها با آنها معامله خواهد کرد و در آینده ای نزدیک اگر مورد معامله قرار نگیریند در چنان وضعیتی قرار خواهند گرفت که مثل پناهنده های کمپ نشین مشغول فاصولیا خوردن شوند.
    البته بسیاری از این مهاجرین به چنین ذلتی تن نخواهند داد به همین دلیل:
  • یا خاک سوریه را ترک می کنند
  • یا به گروههایی چون داعش و… ملحق خواهند شد؛ آنوقت است که توسط همینهایی که به قدرت رسانده اند به جرم خوارج بودن به بدترین شیوه ی ممکن (که قبلاً خودشان دیده اند) نابود خواهند شد.
    این سرنوشت جنگ در راه ناتو و آمریکاست.

توقف لشکر«جولانی» در جنوب لبنان و شروع لشکر «جولانی» در سوریه

توقف لشکر«جولانی» در جنوب لبنان و شروع لشکر «جولانی» در سوریه

به قلم: صلاح الدین مجاهد

بلندی‌ها و منطقه کوهستانی گولان در جنوب غربی خاک سوریه است که بخش زیادی از آن هم اینک در اشغال رژیم صهیونیستی است. چون در زبان عربی حرف «گ» و جود ندارد به جای آن از حرف «ج» استفاده شده است . به همین دلیل به گولان می گویند جولان، و کسانی که منتسب به این منطقه باشند را تحت نام «گولانی» و «جولانی» نام می برند.

صهیونیستهای اشغالگر لشکری تحت عنوان «گولانی» تشکیل داده اند که نقش اصلی را در حمله به جنوب لبنان داشت، اما در جنوب لبنان متوقف شد و صهیونیستها نتوانستند به اهداف خود برسند، و جبهه ی مقاومت در جنوب لبنان با آنکه رهبرش و اکثریت رهبران عالی رتبه ی خود به همراه بیشتر از ۵ هزار نفر را فدای آرمان قدس و حمایت از مجاهدین اهل سنت غزه کرد اما تسلیم نشد و نشان داد که رژیم صهیونیستی آشکارا کم آورد و رژیم صهیونیستی به هیچ‌کدام از اهدافش نرسید و آتش بسی که صهیونیستها ذلیلانه مجبور به پذیرش آن شدند اعلام پیروزی جبهه ی مقاومت اسلامی در این بخش بود.

صهیونیستها در پاسخ به این شکست آشکار و جهت ضربه زدن به جبهه ی مقاومت، لشکر «جولانی» در ادلب را از کانال حکومت سکولار ترکیه (که اخیرا نقاب خودش را در همپیمانی با آمریکا و بریتانیا در حمله به مقاومت اسلامی در یمن برداشته) فعال کردند. 

لشکر «جولانی» از سلاح های ضد تانک HAR-66 ساخت ترکیه، خودرو پیاده نظام BMP-1، اسلحه تک تیرانداز الگوی ۱۲٫۷ میلی متری Steyr HS .50، توپ خودکار ZU-23-2، لانچر RPG-7 با پرتابه های PG-7VT و غیره ساخت ترکیه به همراه مقدار کمی از تجهیزات داخلی و ساخت دیگر کشورها استفاده می کند.

همچنین، لشکر «جولانی» از تمام مخالفین متحدین جبهه ی مقاومت اسلامی در برابر آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی استفاده می کند. یعنی: جبهه ی مقاومت اسلامی در جنگ با کفار آمریکائی و ناتو و صهیونیست از کفار چینی و روسی استفاده می کند و اتحاد با کفار بر علیه کفار امری مشروع در اسلام است.

حالا لشکر «جولانی» تحت فرمان ترکیه، همچون اوکراین، با تکنولوژی غربی ها، اما با شعار دروغین دفاع از «اهل سنت» از مخالفین ترکستانی مخالف چین و ازبکها و تاجیکها و چچنی ها و قفقازی های مخالف روسیه استفاده می کند و آشکارا نشان می دهد که جنگ لشکر «جولانی» جنگی نیابتی و جنگ در راه آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی بر علیه مخالفین آمریکا و ناتو و صهیونیستهاست و ربطی به اهل سنت ندارد؛ در این بین اهل سنت تنها خوراک و قربانی این جنگ  نیابتی است.

بر این اساس است که دکتر عصام صالح نویسنده و پزشک مشهور کویتی می گوید: “جبهه ی لشکر «گولانی» در جنوب لبنان متوقف شد! جبهه لشکر «جولانی» در سوریه آغاز شد! هدایت کننده یکی است!!”

این واقعیت حرکت ایزائی کنونی لشکر «جولانی» در ادلب و اطراف حلب است.