در جنگ با آمریکا، با اتحاد اسلامی خود پشت برادر مسلمان خود را خالی نکنیم

در جنگ با آمریکا، با اتحاد اسلامی خود پشت برادر مسلمان خود را خالی نکنیم

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

هنوز بسیاری از مسلمین نمی دانند زمانی که آمریکا و صهیونیستها یا هر کافر اشغالگر خارجی به کمک مرتدین داخلی برادران و خواهران ما را مورد مورد حمله قرار داده و اینها تنها تماشاچی و نظاره گر هستند در واقع در حال ظلم کردن به خودشان هستند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

مَا مِنِ امْرِئٍ يَخْذُلُ مُسْلِماً فِي مَوْطِنٍ يُنْتَهَكُ فِيهِ حُرْمَتُهُ ، وَيُنْتَقَصُ فِيهِ عِرْضُهُ إِلا خَذَلَهُ اللَّهُ فِي مَوْطِنٍ يُحِبُّ فِيهِ نُصْرَتَهُ، وَمَا مِنِ امْرِئٍ يَنْصُرُ مُسْلِماً فِي مَوْطِنٍ يُنْتَقَصُ فِيهِ مِنْ عِرْضِهِ وَتُنْتَهَكُ فِيهِ حُرْمَتُهُ إِلا نَصَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ فِي مَوْطِنٍ يُحِبُّ فِيهِ نُصْرَتَهُ.» (ابوداود (۴۸۸۴) و مسند احمد (۱۶۳۶۸))

کسی‌که پشت مسلمان را در جایی‌که حرمتش پایمال شده و آبرویش ریخته شود، خالی کند، الله (سبحانه وتعالی) او را در شرایطی‌که دوست دارد مورد نصرت الهی قرار گیرد، به حال خودش رها می‌کند و هرکس مسلمانی را در شرایطی‌که حرمتش پایمال شود و به آبرویش لطمه وارد شود، یاری نماید، الله (سبحانه وتعالی) او را در شرایطی‌که دوست دارد، یاری شود، مورد نصرت خود قرار می‌دهد.

پس اینکه تنها تماشاچی جنایات آمریکا و صهیونیستها و نوکران آنها باشی اینگونه در حق خودت ظلم کرده ای حالا چه رسد به اینکه به بهانه های اختلافات مذهبی یا قومیتی و سایر امور جاهلیت بخواهی با برادران خود وارد جنگ نرم و روانی شوی و به اتحاد اسلامی مسلمین ضربه بزنی که در واقع خدمت به دشمنان اشغالگر و مزدوران محلی آنهاست.

خالی کردن پشت هر اهل قبله ای در برابر هر کافر و مرتد سکولار داخلی ظلمی اشکار است و جنگیدن فکری و لفظی با این اهل قبله به بهانه های جاهلی و مذهبی نیز شریک شدن مستقیم در جنایات کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی و ضربه زدن مستقیم به اهل قبله است.

اتحاد اسلامی با تمام اهل قبله مهمترین وسیله جهت تقویت خودمان و سایر مسلمین تحت ستم است.

اسامه بن لادن از الگوهای اتحاد مسلمین و حتی اتحاد با کفار بر علیه آمریکا و صهیونیستها

اسامه بن لادن از الگوهای اتحاد مسلمین و حتی اتحاد با کفار بر علیه آمریکا و صهیونیستها

به قلم: خالد سیف الله المسلول

اسامه بن لادن به عنوانی یک از اعضای اخوان المسلمین وارد جها افغانستان شد و طبیعی است که همچون سید قطب در مورد آمریکا بیاندیشد. سید قطب آمریکا را شیطان بزرگ و اسامه بن لادن هم آمریکا را سر افعی نامگذاری کرد که تمام مسلمین باید با هم متحد شوند و بر این دشمن اصلی متمرکز شوند.

او در هنگام اشغال عراق حتی به مجاهدین عراقی پیشنهاد می کند که با بعثی های کافر هم بر علیه آمریکا و انگلیس و سایر اشغالگران متحد شوند و هرگز مسلمین را به خاطر اختلافات مذهبی و فکری به مسلمین مشغول نکنند.

به صورت مختصر و ساده نگاه کنید به سیاست و هدف اسامه بن لادن:او در تمام دوران جهاد، دشمن اصلی را درست شناخت

  • سیاست او فقط و فقط تمرکز جنگ بر آمریکا به عنوان سر افعی بود
  • هدف او مبارزه با متحدین غربی و مزدوران محلی آمریکا بود
  • هیچگاه مسلمانان را هدف نگرفت، هیچگاه به خاطر اختلاف مذهبی شمشیر نکشید، و هیچگاه سنی و شیعه را در خون هم نغلطاند

اما جاهلان به منهج صححی جهادی چکار کرده اند؟

  • راه امثال سید قطب و اسامه و هزاران مومن صادق اهل دعوت و جهاد را رها کردند و منهج انحرافی را پیش گرفتند
  • به جای دشمن اصلی، به جان مسلمانان افتادند
  •  امروز با بهانهٔ «صیفی و صوفی و …» می‌کشند، فردا با نام «شیعه» خون می‌ریزند، پس‌فردا با شعار «قبوری» مسجد و قبرستان را منفجر می‌کنند

همه می دانیم این راه، راه جهاد نیست؛ راه خیانت است

این منهج، منهج رسول الله صلی الله علیه وسلم و ائمه ی اسلام نیست؛ منهج تفرقه و ذلت است

الله جل جلاله می‌فرماید:إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ (حجرات/ ۱۰) بدرستی که فقط مؤمنان برادران یکدیگرند.

پس ای اهل تفرقی که خواسته یا ناخواسته با زبان یا اسلحه در جبهه ی دشمنان آمریکائی – صهیونی قرار گرفته اید:

به جای شمشیر کشیدن برادر بر برادر، به سوی دشمن حقیقی، یعنی آمریکا و مزدوران سکولار آن در اطراف خود، بازگردید.

راه امثال سید قطب و اسامه راه عزت و وحدت بود؛ اما راه شما، راه خون و خیانت است.

اتحاد مومنین تنها گزینه ی عزت است که جبهه ی همسو با آمریکا به بهانه های قومی و حزبی و مذهبی مسیر تفرق و شکست و ذلت را انتخاب کرده اند و به عزت مسلمین ضربه می زنند.

در مذاکره با آمریکا مهم حرکت در مسیر صحیح است نه پرهیز از جنگ به هر قیمتی

در مذاکره با آمریکا مهم حرکت در مسیر صحیح است نه پرهیز از جنگ به هر قیمتی

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

از بعضی از مولوی ها شنیده می شود که اگر در برابر تجاوزات و زیاده گوئی های آمریکا ایستادگی شود به معنی تندروی است و سازگار شدن با خواستهای آمریکا را میانه روی می نامند که در واقع تسلیم شدن است.

این نگرش تند روی و میانه روی و شل روی و… را نباید بر اساس ادبیات سیاسی کفار سکولار جهانی و منطقه ای به کار برد بلکه باید بدانیم الله تعالی در مورد میانه روی و تند روی چه دیدگاهی دارد؟

الله تعالی در مورد میانه روی می فرماید: وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا ۗ (بقره/۱۴۳) ‏و بی‌گمان شما را ملّت میانه و وسط قرار داده ایم تا گواهانی بر مردم باشید و پیغمبر (نیز) بر شما گواه باشد.

همچنین در جای دیگری می فرماید: ‏ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَن سَبِیلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ‏(انعام/۱۵۳) ‏این راه، راه مستقیم من است (پس) از آن پیروی کنید و از راههای (باطلی که شما را از آن نهی کرده‌ام) پیروی نکنید که شما را از راه خدا (منحرف و) پراکنده می‌سازد. اینها چیزهائی است که خداوند شما را بدان توصیه می‌کند تا پرهیزگار شوید.‏

در این صورت راه میانه و وسط یعنی پیروی کردن از شریعت کامل است نه به بعضی از آن: أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ (بقره/۸۵)

چون تنها کفار به بعضی از شریعت الله ایمان دارند نه همه ی آن: إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَٰلِكَ سَبِيلًا * أُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا ۚ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا (نساء/۱۵۰-۱۵۱)

پس راه غیر میانه یعنی انحراف و پیروی کردن از راههای دیگری غیر از این راه شریعت؛ و در برابر میانه رو تند رو وجود ندارد، بلکه در برابر میانه رو منحرف وجود دارد؛ هر کسی که از این مسیر شریعت الله کج شود و به راههای دیگری برود چنین شخصی منحرف است.

در این مسیر مستقیم شریعت الله که مسیر وسط و میانه است، الله تعالی ما را به تند رفتن و سبقت گرفتن از هم دعوت می کند و می فرماید: سَابِقُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ۚ (حدید/۲۱) ‏بر یکدیگر پیشی بگیرید برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتی که پهنای آن همسان پهنای آسمان و زمین است، برای کسانی آماده شده است که به خدا و پیغمبرانش ایمان داشته باشند.

پس در مذاکره و برخورد با کفار و حتی در پیاده کردن سیاستهای داخلی مهم حرکت در این مسیر صحیح است و نتیجه هم دست الله است؛ یعنی نباید به هیچ بهانه ای از مسیر صحیح آنهم به بهانه ی پرهیز از جنگ منحرف شد و مسیر ذلت و تسلیم شدن را انتخاب کرد. 

فقط کافی است دقت داشته باشید که در جنگ مستقیم ۱۲ روزه ی اخیر آمریکا و صهیونیستها و حمایتهای همه جانبه ی متحدین آنها از این جنگ بر علیه دارالاسلام ایران، با وجود هزینه های انسانی و مالی که دارالاسلام ایران متحمل شد اما به گواهی رسانه های معتبر غربی، باز این ایران بود که برنده ی میدان شد چنانچه مجله آمریکایی فارین پالیسی به صراحت می گوید:

حمله اسرائیل، آینده سیاسی ایران را تغییر داد و نگرش نسل جدید را از اساس عوض کرد. و مدعی  می شود که مهم‌ترین و ماندگارترین اثر جنگ ۱۲ روزه، تغییر دیدگاه جوانانی است که بعد از انقلاب و در دنیای اینترنت و اثرگذاری رسانه‌های غربی به دنیا آمدند و در این سال‌ها از ایدئولوژی جمهوری اسلامی فاصله گرفتند؛ اما حالا همان‌ها نسبت به غرب تجدیدنظر کرده‌، به گفتمان مقاومت نظام ایمان آورده‌اند و می‌گویند: «باید برنامه موشکی، نیروهای منطقه‌ای و گفتمان مقاومت را قوی‌تر کرد تا ایران مستقل و مقتدر باقی بماند.»

فارین پالیسی این جمع‌بندی را ارائه می‌دهد که چنین چیزی «یک میراث بزرگ برای آینده ایران است و اگر این تغییر ادامه یابد، سیاست داخلی و منطقه‌ای ایران را برای چند دهه آینده شکل خواهد داد.»

این واقعیتی بود که ما در حین جنگ و بعد از آن خود شاهد عینی آن بوده ایم .

پس پرهیز از جنگ به بهانه ی هزینه های جنگ آنهم به قیمت انحراف از مسیر شریعت الله و امت وسط و ذلیلی و تسلیم شدن جایگاهی در اسلام ندارد و تنها منطق شکست خوردگان روحی و خودباختگان در برابر آمریکا و دارودسته ی منافقین است.

پروسه ی تفرقه انگیز و خائنانه ی حاکمان دست نشانده و سکوت علمای سوء و زبانبازی گروه منافقین

پروسه ی تفرقه انگیز و خائنانه ی حاکمان دست نشانده و سکوت علمای سوء و زبانبازی گروه منافقین

به قلم: محمد اسامه

چرا امروز ابن‌سلمان، سیسی، احمدالشرع و امثال آنان دست در دست رژیم صهیونیستی نهاده‌اند؟

چرا اینان به جای ایستادن در کنار امت اسلامی، هم‌سنگر دشمنان اسلام شده‌اند؟

آیا این چیزی جز خیانت به خون شهیدان و خیانت به امت رسول الله صلی الله علیه وسلم است؟

و چرا بسیاری از علمای این سرزمین‌ها در برابر این خیانت‌ها سکوت کرده‌اند و یا بلندگوی آنها شده اند؟

آیا این همانهایی نیستند که قرآن از آنان یاد کرده است؟ که : إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ (بقره/ ۱۵۹) یقیناً کسانی که آنچه را ما از دلایل آشکار و [وسیله] هدایت نازل کردیم، پس از آنکه همه آن را در کتاب [تورات و انجیل] برای مردم روشن ساختیم، پنهان می کنند [تا مردم به قرآن و پیامبر ایمان نیاورند] خدا لعنتشان می کند، و لعنت کنندگان هم لعنتشان می کنند.

این سکوت خیانت‌آمیز همان چیزی است که رسول الله ﷺ هشدار داده بود: مَن كتمَ علمًا ألجمَهُ اللَّهُ يومَ القيامةِ بلجامٍ من نارٍ.[۱] کسی که دانشی را پنهان کند، روز قیامت با لجامی از آتش در دهانش بسته خواهد شد.

دسته ای از این علمای سوء و درباری کسانی از گروه منافقین زبانبازی هستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم در موردشان فرموده است: إنَّ أخْوَفَ ما أخافُ عليكُم بعدي، كلُّ منافقٍ عليمُ اللِّسانِ.[۲] بیشترین چیزی که بر امتم می‌ترسم، منافقی است که زبانش دانا و فصیح است.

اینهایی که امروز در کنار طاغوت‌ها و خائنان ایستاده‌اند و زبانشان ابزار توجیه ظلم و سازش شده است، همان‌هایی هستند که اسلام را فروخته و دین را به درهم و دینار تبدیل کرده‌اند که الله در موردشان می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ۗ (توبه/۳۴) ای اهل ایمان! یقیناً بسیاری از عالمان یهود و راهبان، اموال مردم را به باطل [و به صورتی نامشروع] می خورند و همواره [مردم را] از راه خدا بازمی دارند.

در این صورت اگر کسانی از اسلام آمریکایی – صهیونی جدید با نام شیعه یا سنی در شبکه های نور و کلمه و اهل البیت و سلام و … را دیدی که با دین تجارت می کنند و هدفی غیر از دامن زدن به اختلافات فقهی میان مسلمین و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و ایجاد تفرق و جنگ داخلی میان مسلمین و رها کردن کفار اشغالگر سکولار خارجی و طاغوتهای سکولار حاکم بر مسلمین ندارند بدانید که با چه موجودات زبانبازی طرف هستید.

اینها سربازان جنگ روانی دشمن هستند که از کانال حکومتهای دست نشانده اتحاد و وحدت اسلامی ما را هدف قرار داده اند که بعد از نصرت الله بزرگترین ابزار دنیوی قدرت ماست.


[۱]  أخرجه ابن حبان (۹۶)، والحاكم (۳۴۶)، والبيهقي في ((المدخل إلى السنن)) (۵۷۵)

[۲]  الألباني، صحيح الترغيب ۱۳۲

غزه ما را به وحدت اسلامی در برابر ظلم صهیونیستها فرا می خواند

غزه ما را به وحدت اسلامی در برابر ظلم صهیونیستها فرا می خواند

به قلم: صلاح الدین مجاهد

اگر به حمایت همه جانبه ی کفار سکولاری چون آمریکا و اتحادیه ی اروپا و سایر سکولاریستهای مرتد محلی از جنایات رژیم صهیونیستی نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که تمام این سکولاریستها(مشرکین) خارجی و محلی هم پیمان با صهیونیستها هستند که با تمام مومنین در حال جنگند و ما هم بر اساس دستور الله « وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً» (توبه/۳۶) باید با تمام این کفار سکولار(مشرک) متحد صهیونیستها وارد جهاد و جنگ مسلحانه شویم.

دقت داشته باشیم که بر اساس آیات متعدد قرآن کریم و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و اجماع اهل سنت و جماعت تا قبل از تولید تفکر نجدیت در عربستان سعودی، مشرک و مشرکین دسته ای از کفار ۵گانه هستند که در ایه ۱۷ سوره حج و… به آنها جدای از سایر کفار اشاره شده که امروزه به این کفار «مشرک» گفته می شود: سکولار

به هر حال زمانی که اینها همگی با هم متحد شده اند ما هم باید بگوئیم:   

من مسلمانم!

عزت و قدرت من در وحدت ماست!

تفرقه و فرقه‌گرایی، ذلت و شکست ماست!

من مسلمان محمدی‌ام، پیرو قرآن و سنت رسول‌الله صلی الله علیه وسلم!

الله متعال می‌فرماید:

  •  وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا(آل عمران/۱۰۳)
  • وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ (انفال/۴۶)

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: إنَّ المُؤْمِنَ لِلْمُؤْمِنِ كَالْبُنْيَانِ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضًا. وشَبَّكَ أصَابِعَهُ.(بخاری۴۸۱- مسلم ۲۵۸۵)

امروز صهیونیست‌های سکولار با کمک همان کفار سکولار خارجی و داخلی در غزه خون می‌ریزند، کودکان را می‌کشند، خانه‌ها را ویران می‌کنند و ملت فلسطین را به مرگ تدریجی محکوم کرده‌اند.

الله تعالی می‌فرماید: وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِين (نساء/۷۵)

ای امت اسلامی!

  • وحدت ما، شمشیر ماست در برابر ظلم!
  •  جهاد ما، عزت ماست!
  • تفرقه ما، پیروزی دشمن است!

فریاد ما باید یکی باشد:

مرگ بر آمریکا و اسرائیل، مرگ بر صهیونیسم، زنده باد وحدت امت اسلامی، زنده باد جهاد فی سبیل‌الله.

بیانیه‌ای از سوی رهبر انقلابی اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعا پایتخت یمن برای امت اسلامی

بیانیه‌ای از سوی رهبر انقلابی اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعا پایتخت یمن برای امت اسلامی

به قلم: فضل احمد هراتی

امروز، در حالی‌که خون کودکان و زنان بی‌گناه در غزه بر زمین جاری است و ملت مظلوم فلسطین در محاصره کامل به سر می‌برد، رهبر اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعا پایتخت یمن، سید عبدالملک بدرالدین الحوثی، با بیانیه‌ای کوبنده، جهان اسلام را به بیداری و مسئولیت‌پذیری فراخواند.

او سکوت بیش از دو میلیارد مسلمان را در برابر جنایات بی‌رحمانه رژیم صهیونیستی محکوم کرد و آن را هم‌ردیف با همکاری آشکار برخی دولت‌های عربی دانست که با قراردادهای اقتصادی و سیاسی، دست دشمن صهیونیستی را برای ریختن خون فلسطینیان باز گذاشته‌اند. عبدالملک الحوثی با صراحت تأکید کرد که سکوت و بی‌عملی در برابر فاجعه غزه، خیانت آشکار به دین، به امت اسلامی و به انسانیت است.

رهبر انصارالله ضمن هشدار نسبت به فاجعه انسانی در غزه، اعلام کرد که بیش از ۲۵۰ هزار کودک فلسطینی در خطر مرگ تدریجی بر اثر گرسنگی و سوء تغذیه قرار دارند و این جنایت، لکه ننگی است بر پیشانی هر دولت و ملتی که دم از اسلام و انسانیت می‌زند اما در برابر آن خاموش مانده است.

او از امت اسلامی خواست تا صفوف خود را در کنار جبهه مقاومت – از ایران و یمن گرفته تا حزب‌الله لبنان و حماس قهرمان – متحد سازند و با تمام توان به یاری ملت فلسطین و مقاومت در غزه بشتابند. عبدالملک الحوثی تأکید کرد که فلسطین سنگر اول امت اسلامی است و اگر امروز رها شود، فردا نوبت مکه، مدینه، دمشق، بغداد و کابل خواهد بود.

این بیانیه هشداری است روشن برای همه ملت‌های مسلمان:

یا امروز در کنار فلسطین می‌ایستیم و عزت خود را حفظ می‌کنیم،

یا فردا در برابر دشمن صهیونیستی و اربابانش، ذلت و نابودی را تجربه خواهیم کرد.

فراخوان و فریاد امروز ما باید یکی باشد: اتحاد و تشکیل جبهه ای واحد از تمام مسلمین در برابر دشمنانی واحد

اسلام مبارزه مي کند

اسلام مبارزه مي کند

شهيد سيد قطب(رحمه الله)

ارائه دهنده : حـذيـفـه

آنهايي که خيال مي کنند که مکتبهاي اجتماعي ديگر دنيا مي توانند آنچنان که اسلام مي تواند ، با ستمگريها و ستمگران و ياغيان و قلدران مبارزه کرده و از ستمديده ها و زجر کشيده هاي محروم اجتماعات بشري دفاع کند يا کاملا” اشتباه مي کنند يا کاملا” مغرض هستند يا از اسلام و حقيقت آن چيزي درک نکرده اند ، اين از يک طرف ;و آنهايي که خيال مي کنند مسلمان هستند ولي با ستمگريها و بيدادگريها نمي جنگند و از حقوق همه رنج ديده ها و ستم کشيده هاي جهان دفاع نمي کنند يا کاملا” در اشتباه هستند يا بي شک منافق هستند يا از اسلام چيزي نفهميده اند و اين از طرف ديگر. اصولا” اسلام در اساس و جوهر خود جنبشي آزاديبخش است که نخست دل افراد و سپس اجتماعات بشري را اصلاح و آزاد مي کند . اگر کسي واقعا با نور اسلام هدايت يافت ، او ديگر از هيچ نيرويي نمي ترسد و جز به قدرت الهي در قبال هيچ زورمندي سر تعظيم فرود نمي آورد و چنين فردي در برابر هيچ گونه ظلم وستمي ساکت نمي نشيند ، اگرچه اين ظلم و ستم بر شخص او نباشد و در گوشه دور افتاده اي بر انساني ديگر روا داشته شود .

اگر شما ديديد که ظلم و ستم روا داشته مي شود و فرياد ستمديدگان بلند مي شود و مردم مسلمان آماده براي دفع ظلم و برچيدن بساط ستم نيستند ، شما بايد بدون هيچ گونه ترديدي در مسلمان بودن آن مردم شک کنيد زيرا امکان ندارد که مردمي اسلام را به عنوان عقيده و طرز فکر بپذيرند ولي ظلم وستم و زندان و تبعيد را به مثابه قانون و نظام عملا قبول کنند زيرا از دو حال خارج نيست : اسلام يا هست يا نيست . اگر هست که اسلام مبارزه و جهاد پي گير و دامنه دار و سپس شهادت در راه خدا و در راه حق و عدالت و مساوات است و اگر نيست نشانه اش آن است که همه به ورد و ذکر مشغولند و به تسبيح و سجاده چسبيده اند و صبح و شام منتظرند که خود به خود از آسمان خير و برکت و عدالت و آزادي ببارد . ولي هرگز هم آسمان چيزي بر آنها نخواهد فرستاد و خداوند هيچ گروهي را که به ياري خود نشتابند و بر خود اطمينان ندارند و قانون خداوندي را در جهاد و مبارزه اجرا نمي کنند ياري نخواهد کرد :

إن الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم

“خداوند در وضعيت هيچ قومي دگرگوني ايجاد نمي کند مگر آنکه خود در وضع خود تغييري بدهند”

اسلام عقيده و طرز فکر انقلابي و سازنده اي است به اين معني که اسلام وارد قلب کسي نمي شود مگر آنکه يک دگرگوني در آن ايجاد می نمايد . دگرگوني در فکر و انديشه ،در احساس و ادراک ،دگرگوني در تمام شئون زندگي ، در روابط فرد و اجتماعات. اسلام انقلابي به وجود مي آورد که خواستار برقراري مساوات کامل بين همه مردم دنياست بطوري که هيچکس را بر ديگري جز با پرهيزکاري برتري نباشد . اساس و پايه اين انقلاب شرف و عزت انساني است که به خاطر هيچ مخلوق يا هيچ حادثه و پديده اي نبايد پايمال شود . اين انقلاب بر پايه عدالت همه جانبه و کاملي استوار است که اجازه نمي دهد مورد تجاوز قرار گيرد يا بر احدي ظلم وستم روا دارد. آن گاه که انسان حرارت اين طرز فکر و عقيده را احساس کرد ، به طور فطري و با تمام قوا در راه تحقق خارجي هدفهاي مقدس آن مي کوشد و هرگز نمي تواند آرام و خاموش بماند مگر آنکه اين انديشه به مرحله عمل خارجي درآيد و اين مفهوم آن است که ما مي گوييم

“اسلام يک عقيده و طرز فکر انقلابي و سازنده است “

آنهايي که اسلام آورده اند کساني هستند که با جان ودل در راه خدا حقيقتا” مي جنگند و آنهايي هستند که در راه اعتلا و برتري کلمه حق -نام الله- مشغول جهادند و نام خدا وقتي سراسر روي زمين را فرا ميگيرد که ظلم و ستم و قلدري و زورگويي از بين برود و بساط هر گونه ستمگري برچيده شود و مردم ، همه،همانند دانه هاي شانه ، برابر و مساوي باشند و کسي را بر ديگري جز با پرهيزکاري و تقوا برتري نباشد . روي اين حساب آنهايي که در هر نقطه و جامعه اي در روي زمين ظلم و ستم را به چشم خود مي بينند و بعد زبان و قلم خود را به حرکت در نمي آورند که از حق و عدالت دفاع کنند دلهاي اينها از نور و تابش اسلام خالي است و اگر جرقه اي در دل آنها پيدا شود بي درنگ به مبارزه و مجاهده در راه حق برمي خيزند . اگر روح ملی گرائی و قوميت مي تواند ما را وادار کند که با استعمار کينه جو و ستمگر بجنگيم و اگر روح سوسياليسم از ما مي خواهد که با زمين خوار و فئوداليسم تبهکار و سرمايه داري متجاوز مبارزه کنيم ، اگر روح آزادي فردي مي گويد که با طغيان و ديکتاتوري و استبداد و زور گويي به ستيزه برخيزيم ، روح اسلام همه اين مفاسد -استعمار ،فئوداليسم و زورگويي -را تحت عنوان ظلم و ستم که وجه مشترک بين همه آنهاست به ما معرفي کرده وآنگاه دستور مي دهد که بدون سازش و آرامش ، بدون شک و ترديد همه با هم عليه آن بجنگيم و اين بي شک مزيت بزرگ اسلام در ميدان مبارزات بشري در راه آزادي و عدالت و شرافت انساني است….

در برابر طرح صهیونیستی اشغال غزه بر جهاد با آمریکا«سرافعی» تمرکز کنیم

در برابر طرح صهیونیستی اشغال غزه بر جهاد با آمریکا«سرافعی» تمرکز کنیم

به قلم: ابواسامه محمود

امت اسلامی با قلبی آکنده از اندوه و خشم، تجاوز جدید رژیم صهیونیستی برای اشغال کامل غزه را به شدت محکوم می‌کند. این طرح که با حمایت آشکار قدرت‌های استکباری به‌ویژه آمریکا و برخی دولت‌های غربی و مزدورانی داخلی چون محمود عباس و سایر صهیونیستهای عرب حاکم بر اردن و مصر و سوریه و امارات و آل سعود و.. پیش می‌رود، ادامه زنجیره‌ای از جنایات وحشیانه علیه ملت مظلوم فلسطین است؛ جنایاتی که شامل قتل‌عام کودکان، تخریب خانه‌ها، نابودی زیرساخت‌ها و محاصره کامل مردم بی‌دفاع غزه می‌شود.

علمای امت، گروه‌های مقاومت و ملت‌های مسلمان تأکید می‌کنند که فلسطین تنها یک مسأله منطقه‌ای نیست، بلکه آزمون بزرگ ایمان و غیرت امت محمدی است. امروز، سکوت در برابر اشغال و کشتار، خیانت به آرمان فلسطین و نادیده گرفتن فریادهای استغاثه مردم غزه خواهد بود.

امت اسلامی از تمام مومنین اهل دعوت و جهاد می‌خواهد که فراتر از محکومیت لفظی، با اقدام عملی—از ضربه زدن به تمام منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی و مزدورانشان تا پشتیبانی همه‌جانبه از مقاومت فلسطین—به مسئولیت شرعی و تاریخی خود عمل کنند. غزه امروز سنگر عزت امت است، و دفاع از آن دفاع از کرامت و شرف همه مسلمانان جهان است بیائید بار دیگر این قسم مشهور شیخ اسامه را تکرار کنیم که گفت:

“أقسم بالله العظيم الذي رفع السماوات بغير عمد لن تحلم أميركا ولا من يعيش فيها بالأمن قبل أن نعيشه واقعا في فلسطين وخروج القوات الأجنبية من جزيرة العرب”.

آمریکا سر افعی است و صهیونیستها همچون حکومتهای دست نشانده ی حاکم بر اردن و مصر و عربستان و امارات و… بدون حمایت آمریکا چند روز هم نمی توانند در برابر مجاهدین دوام بیاورند؛ پس بر نابودی «سر افعی» تمرکز کنیم.

نکاتی از سناریوی انگلیسی یاسر الخبیث کویتی پس ازاتحاد مسلمین و پیروزی آشکار ایران بر آمریکا و صهیونیستها

نکاتی از سناریوی انگلیسی یاسر الخبیث کویتی پس ازاتحاد مسلمین و پیروزی آشکار ایران بر آمریکا و صهیونیستها

به قلم: ابوخالد کُردستانی

یاسر الحبیب (الخبیث) ابتدا در کویت و در سال ۲۰۰۴ به جرم توهین به شخصیتهای اهل سنت روانه زندان شد اما تنها بعد از سه ماه زندانی شدن توسط آمریکا و انگلیس از زندان آزاد شده و انگلیس فورا به او پناهندگی داد و در لندن صاحب روزنامه ي «shianewspaper»، حوزه ي علميه «امامين عسكرين»، حسينيه ي «خدام المهدي» و سايت «القطره» شد.

یاسر الخبیث لندن نشین همچون شیطان یاری آمریکائی نشین از غلاة منحرف منتسب به تشیع و همسو با جریان صادق شیرازی هستند که از اساس با حاکمیت جمهوری اسلامی ایران و رهبران و تشیعی که توسط این نظام تبلیغ می شود مشکل اساسی و ریشه ای دارند.

رهبر ایران در برابر سنی آمریکائی از آنها تحت عنوان شیعه انگلیسی نام برده است که هر دو دولبه ی یک قیچی هستند که نه ربطی به تشیع دارند نه تسنن.

به صورت مشخص، یاسر الخبیث از بوقهای تشیع انگلیسی در ۱۱ شوال ۱۴۳۱ق در سالروز وفات ام المومنین عایشه رضی الله عنها طی مراسم جشن گونه ای سخنرانی توهین آمیزی جهت تولید تفرق بیشتر مسلمین ارائه داده و تاسیس شبکه ماهواره ای فدک را در انگلیس اعلام می کند.

البته در کارنامه ی این شخص در کنار توهین به اهل سنت، توهینهای رکیکی هم به بزرگان شیعه چون «آيت الله بهجت»،‌ «آيت الله سيّد محمد باقر صدر»،‌ «آیت الله خمینی»، «آیت الله خامنه ای»،«آيت الله مكارم شيرازي»، «سید حسن نصرالله»، «آیت الله سیستانی» و سایر بزرگان و مراجع شیعه که مخالف عقاید غالیانه و منحرف او هستند داشته است.

با این وجود و همزمان با توهینهای این خبیث به ام المومنین رضی الله عنها دو واکنش اساسی نشان داده می شود:

۱- جریان سنی های آمریکائی و بخصوص نجدیت وابسته به دستگاه آل سعود از شیخ عبدالعزیز آل شیخ مفتی اعظم آنها گرفته تا افراد متفرقه ی این جریان در سراسر دنیا با استناد به سخنان این الخبیث شروع کردند به تبلیغات گسترده علیه شیعه و حمله کردن به تمام جریان تشیع؛ واو را نماد «شيعه» و كار هايش را بر اساس عقيده «شيعه» معرفي كردند، همان شغل کثیفی که چند دهه است درپیش گرفته اند: با عقاید و رفتارهای غلاة منتسب به تشیع به کل شیعیان حمله کردن و سیاه نمائی و شیعه هراسی کردن.

۲- واکنش ایت الله سید علی خامنه ای به عنوان پرچمدار جریان اصلی شیعیان که با فتوائی که جزء يكي از ۱۰ رويداد مهم ديني در سال ۲۰۱۰ شناخته شد آتش فتنه خاموش شد که طی آن فتوا داد: «اهانت به نماد های برادران اهل سنّت از جمله اتّهام زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع، شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سیّدالانبیاء پیامبر اعظم حضرت محمّد ( صلّی الله علیه وآله ) می شود.»

آیت الله خامنه ای در سخنرانی های ابتدای انقلاب و در نماز جمعه بارها با لفظ ام المومنین برای عایشه رضی الله عنها استفاده کرده اند و در تمام آثار خود نشان داده اند که توهین به مقدسات مذاهب اسلامی و تحریک عواطف سایر مسلمانان، منطق شیعه نیست، بلکه توهین تنها به اهداف دشمنان تشیع کمک می کند وتوهین ابزاری است جهت ایجاد انگیزه برای دشمنی با شیعیان و گسترش تفرقه و تقویت دشمن استکباری.

واضح است که یاسر الخبیث، از طیف شیعه انگلیسی سرباز جنگ روانی دشمن در تولید آتش تفرقه بین مسلمین است و همچون سنی های آمریکائی بر اساس طرح و سناریوی دشمنان بازی می کنند.

حالا در جریان جنگ تحمیلی صهیونیستها که به نیابت از آمریکا و غرب بر علیه ایران شروع شد، تمام جهان اسلام به اکثریتی مطلق و اقلیتی تماشاچی تبدیل شد:

۱- اکثریت مطلق که یا اشکارا در جبهه ی مقاومت ایران قرار گرفتند و خود را در کنار ایران قرار دادند، یا عده ای بدون اعلام پیوستن آشکار به ایران، به صورت موازی و مستقل به صهیونیستها و آمریکا حمله کردند و خواستار پیروزی ایران و شکست صهیونیستها بودند و به ضرباتی که بر صهیونیستها وارد می شد خوشحال بودند. و به این شکل اتفاق و اتحادی جهانی به نفع ایران در میان اکثریت مطلق مسلمین جهان شکل گرفت

۲- اقلیتی که اکثرا جزو گروه منافقین و مسلمین سرگردان شده توسط رسانه های دشمن بودند که به دلیل فشار اکثریت مسلمین دنیا که حامی ایران بودند موضع تماشاچی و نظاره گر بودن گرفتند و به اصطلاح می گفتند ما با هیچ کدام نیستیم و…

این اتحاد فراگیر مسلمین و اینکه صهیونیستها و حامیان غربی آنها به هیچ یک از اهداف جنگ تحمیلی خود بر ایران نرسیدند و جنگ در نهایت به پیروزی ایران ختم شد و جایگاه ایران را نزد تمام مسلمین شیعه و سنی بالاتر برد نمی توانست به نفع غربیها و صهیونیستها باشد به همین دلیل با فعال کردن کسانی چون یاسر الخبیث توطئه ای مکارانه ای چیدند که حداقل به این اتحادی که بین تمام مسلمین جهان به نفع ایران به وجود آمده است ضربه بزنند و بخصوص نجدی ها وهمان گروه تماشاچی را به بهانه ای این شخص بر علیه ایران و تشیع فعال کنند

یاسر الخبیث به جای حمله ی همیشگی به ایران و توهین به آیت الله خامنه و کل نظام، اینبار موزیانه طی پیامی آمده و از آیت الله خامنه ای حمایت کرده و در همین پیام چند توهین به اهل سنت را نیز چاشنی آن کرده است تا به این شکل سم خود را تزریق کند و به سنی های آمریکائی که هم سنگرانش هستند خوراک تبلیغی و بهانه ای جهت از سرگیری حملات تخریبی و ضربه زدن به اتحاد به وجود آمده ی میان مسلمین بدهد.

بله! دموکراسی در کلیات و جزئیات با اسلام در تناقض قرار دارد     

بله! دموکراسی در کلیات و جزئیات با اسلام در تناقض قرار دارد     

          به قلم : عثمان بخاش

ارائه دهنده : معتصم هورامي

دکتر یوسف قرضاوی طی خطبۀ نماز جمعه در ۲۱ اکتوبر سال انقلاب ليبي، مردم لیبا را به گمان این که اسلام با دموکراسی و مدنیت تفاوت ندارد، برای ایجاد “دموکراسی، جمهوریت و مدنیت اسلامی” فرا خواند. وی خواست تا مصر، لیبیا و تونس یک جا شده و تشکیلی را اساس بگذارند. “برای این که امور ما ثبات پیدا کند، ضروریست تا به ایجاد تشکیلات میان خود بپردازیم زیرا دنیا هم در حال ایجاد چنین تشکیلات قرار داشته و در آسیا و اروپا دیدیم که از ایجاد این تشکیلات جز صاحبان آن ها هیچ طرفی خیر ندید، پس چرا انقلابیون میان خود همچون تشکیلاتی را ایجاد نمی کنند.”

قبل از هرچيزي ، دعوت به وحدت کشور های اسلامی را می ستائیم، زیرا آن شرعاً واجب می باشد. اما وحدت واجب است تا تحت سایه ي شريعت و  دولت خلافت باشد… و مفهوم بسیار خطرناکی که ما را تکان می دهد، تداوم رژیم و نظام های فاسد و مزدور سكولار امروزی می باشد. گذشته از آن، گناه و عذاب الله سبحانه و تعالی – که همه ما از آن پناه می طلبیم – بر ما نازل خواهد شد اگر این مفهوم میان ما غالب باشد که “فرقی میان اسلام، دموکراسی و مدنیت” وجود ندارد”! و دموکراسی انتخاباتي را گویند که به مردم حق می دهد تا از طریق آن در قوه مقننه سهم بگیرند و برخی آن را مجلس شورا دانسته طوری که مشورت عمل شرعی بوده و نصوص زیادی بر آن وارد گردیده است.

این که دموکراسی صرف انتخابات بوده و مجلس مردمی هم وظیفه شوری را انجام می دهد، نظر فاسدي بوده که با حکم شرعی در تضاد و تناقض قرار داشته و این تصور شان از حقیقت کاملاً خارج است. چون دموکراسی در حقیقت، بیش تر از انتخابات بوده و نظامی است که از عقیده سکولاريزم (بی دینی) نشأت یافته و بر مبنای فکر جدائی دین از زندگی استوار می باشد. پس ارگان قانونگذاري، ولو هر نامی به آن خطاب گردد، نهادیست که به نمایندگی از طرف مردم ( بدون دخالت دادن احكام شريعت و دين )  قانونگذاري می نماید، زیرا اربابان دموکراسی بدین باورند که حاکمیت درین نظام از مردم است. پس تناقض آن در کلئات به وضوح معلوم می شود، به دلیل این که قانونگذاري  در اسلام بر عقیده استوار بوده و آن این است که احدی جز الله سبحانه و تعالی حق تشریع و قانونگذاري  را ندارد.

بله! اسلام بر ایجاد شورائی امر می کند که امت توسط انتخابات آن را ایجاد نموده و به نام مجلس امت یا شورای امت یاد می شود، نه این مجلس و نه  خلیفه حق ندارند تا در احکامی تقنین کنند که از دایره وحی الهی خارج باشد.

اما نظام دموكراسي از جمله توليدات سکولاريزم بوده که طبقه حاکم با تشریع و حرام و حلال ساختن، انسان را در مقام ربوبیت می نشاند. درحالی که نصوص شرعی وارد شده از سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم و اجماع اصحاب رضوان الله علیهم اجمعین ثابت می سازد که بیعت با خلیفه فرض می باشد تا انسان حق تحریم و تحلیل را پیدا نکند.

ربعی بن عامر رضی الله تعالی عنه جوهر نظام اسلام را طی پاسخ به پرسش رستم که “شما با خود چی دارید؟ ، فرمانده فارس به بهترین وجه معرفی کرده گفت: الله سبحانه و تعالی ما را فرستاده تا کسی را که می خواهد از بندگی بندگان به بندگی الله سبحانه و تعالی آزاد ساخته و از تنگی دنیا به فراخی او رهنمائی نموده و از جبر ادیان به عدل اسلام هدایت شان کنیم.”

اما کلمه “دولت مدنی” که درین اواخر زبان اکثریت مسلمانان به آن عادت پیدا کرده، چیزی جز تلاش ناکام سکولاریزم برای فریب مسلمانان نیست.

بناءً طبیعی است که افرادی بگویند: ما معنی اسلامی؛ شورا و دموکراسی اسلامی را جستجو می کنیم؟ ما به آن ها می گوئیم: آن چه را که شما در تلاش پیدا کردنش هستید، تعبیر کلمات نیست. درحقیقت الله سبحانه ما را از مشابهت به کفار منع نموده می فرماید: “يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا وَاسْمَعُوا وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ ” ( البقرة آية ۱۰۴) ای کسانی که ایمان آورده اید، نگوئید (راعنا) بلکه بگوئید (انظرنا) و بشنوید و کافران راست عذاب دردناک. و اگر فرض کنیم که کلمات وارد شده در معنی با هم شباهت داشته باشند، باز هم الله سبحانه و تعالی ما را از منابع بشر بي نياز نموده و لازم گردانیده تا به کلمه اسلامی آن پايبند باشیم، پس شما چه مشکل دارید که مخالفت و عدم مخالفت معنی را در کلمات جستجو می کنید؟

پس بر ماست تا از دعوت به وحدت هایي را به طور قطعی ترک کنیم که نه تنها بی نتیجه بوده بلکه با دین عظیم ما هم مخالف است! و واجب است تا برای وحدت تحت سایه ي شريعت و خلافت دعوت کنیم که نه تنها واجب بوده بلکه امت را یکجا ساخته از آن ها حفاظت کرده و از تطبیق اسلام سرپرستی می نماید. پس آیا مناسب نیست تا به مردم مصر، تونس و لیبیا یادآوری نمائیم که بیعت با شريعت و  خلیفۀ واجب است که امور امت را مطابق اسلام سرپرستی نماید.؟ پیروی از الله سبحانه و تعالی در دعوت به سوی ایجاد خلافت انجام می شود نه در دعوت به سوی نظام های سكولاريستي که از طرف مردم اروپا تشکیل شده باشد.

بشریت دیروز شاهد مرگ سكولاريزم نوع  کمونيزم مارکسیستی در شرق اروپا بود و امروز شاهد مرگ سكولاريزم  سرمایه داری در غرب است. چون هر دوی این نظام ها را گروه استعباد (پرستش) مردم ایجاد نموده اند. صبح جدید اسلام به روی بشریت خواهد درخشید که همه مردم را از زندگی تنگ مادی نجات بخشیده و به سوی سعادت آخرت و پیشرفت حقیقی دنیا رهنمون می شود. و امت توسط تطبیق شریعت الهی و حمل آن نام الله سبحانه و تعالی را بلند خواهد کرد. برای رسیدن به همین هدف، ما از شما دعوت می کنیم تا یکجا با ما کار کنید تا برای حصول رضای الله سبحانه و تعالی در تأسیس خلافت بر منهج نبوت کامیاب شویم که الله سبحانه و تعالی و بنده و رسولش مژده بازگشت آن را داده است.

الله سبحانه وتعالی می فرماید: “وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا “(المائدة ۴۸)