أخلاق مجاهد ( قسمت ششم و پایانی)

أخلاق مجاهد  (  قسمت ششم و پایانی)

نویسنده: ابوعمر السیف

مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بيساران

فصل : فضیلت هجرت در راه خدا

عن عبد الله السعدي رضي الله عنه، قال: قال النبي صلى الله عليه وسلم: (لا تنقطع الهجرة ما قوتل العدو) [رواه أحمد والنسائي].

عبدالله السعدی رضی الله عنه روایت می کند که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند : “تا دشمن کشته نشود،هجرت قطع نمی شود”.

وعن سبرة بن أبي فاكه قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: (إن الشيطان قعد لابن آدم بأطرقه، فقعد له بطريق الإسلام، فقال: تسلم وتذر دينك ودين آبائك وآباء آبائك، فعصاه فأسلم، ثم قعد له بطريق الهجرة، فقال: تهاجر وتذر أرضك وسماءك وإنما مثل المهاجر كمثل الفرس في الطول، فعصاه فهاجر، ثم قعد له بطريق الجهاد، فقال: تجاهد فهو جهد النفس والمال فتقاتل فتقتل فتنكح المرأة ويقسم المال، فعصاه فجاهد)، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: (فمن فعل ذلك كان حقا على الله أن يدخله الجنة، ومن قتل كان حقا على الله أن يدخله الجنة)، قال: (وإن غرق كان حقا على الله أن يدخله الجنة، أو وقصته دابة كان حقا على الله أن يدخله الجنة) [رواه النسائي وابن حبان في صحيحه].

سبرة بن ابی فاکة روایت می کند که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند : “شیطان در کنار فرزند آدم می نشیند و او را از راه هایی باز می دارد.او را از راه اسلام باز می دارد،می گوید :” آیا اسلام می آوری و از دینت و دین پدرت و آبا و اجدادت دور می شوی؟”اما آدم از سخن او سرپیچی می کند و اسلام می آورد.پس شیطان فرزند آدم را از هجرت باز می دارد،می گوید:” آیا هجرت می کنی و از زمین و آسمانت دور می شوی؟مثل مهاجر همانند اسبی ست که با طناب درازی بسته شده است تا در مراتع بچرد،اما فرار نکند”.باز هم فرزند آدم از او سرپیچی می کند و هجرت می کند ،سپس شیطان او را از جهاد باز می دارد و می گوید: “تو با مال و جانت جهاد می کنی و می جنگی و کشته می شوی و با زنی ازدواج می کنی و مالت تقسیم می شود.” فرزند آدم از او سرپیچی می کند و جهاد می کند.” رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند : “هر کس این کار را به حق انجام دهد،بر خداوند واجب است که او را به بهشت وارد کند.” و فرمودند : “اگر به حق در این راه غرق شود،بر خداوند واجب است که او را به بهشت وارد کند یا اگر چارپایی به حق او را به زمین بزند و گردنش را بشکند،بر خداوند واجب است که او را به بهشت وارد کند.” (نسایی،ابن حبان) ادامه خواندن أخلاق مجاهد ( قسمت ششم و پایانی)

أخلاق مجاهد ( قسمت پنجم )

أخلاق مجاهد  (  قسمت پنجم )

نویسنده: ابوعمر السیف

مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بيساران

فصل:فضیلت نگهبانی در راه خدا

وعن ابن عباس رضي الله عنهما قال سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: (عينان لا تمسهما النار، عين بكت من خشية الله، وعين باتت تحرس في سبيل الله) [رواه الترمذي].

ابن عباس رضی الله عنهما روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند:”دو چشم است که آتش آن ها را لمس نمی کند،چشمی که از ترس خداوند بگرید و چشمی که به خاطر نگهبانی در راه خداوند بیدار باشد.”(ترمذی)

وعن سهل بن الحنظلية رضي الله عنه؛ أنهم ساروا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم يوم حنين، فأطنبوا السير حتى كان عشية، فحضرت صلاة عند رسول الله صلى الله عليه وسلم فجاء فارس فقال: يا رسول الله إني انطلقت بين أيديكم حتى طلعت على جبل كذا وكذا فإذا أنا بهوازن على بكرة آبائهم بظعنهم ونعمهم وشائهم اجتمعوا إلى حنين فتبسم رسول الله صلى الله عليه وسلم وقال: تلك غنيمة المسلمين غدا إن شاء الله)، ثم قال: (من يحرسنا الليلة؟)، قال أنس بن أبي مرثد الغنوي: أنا يا رسول الله، قال: فاركب، فركب فرسا له وجاء إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم، فقال له رسول الله صلى الله عليه وسلم: (استقبل هذا الشعب حتى تكون في أعلاه، ولا نُغَرَّنَّ مِن قِبَلِك الليلة)، فلما أصبحنا خرج رسول الله صلى الله عليه وسلم إلى مصلاه فركع ركعتين، ثم قال: (هل أحسستم فارسكم؟)، قالوا: يا رسول الله ما أحسسناه، فثوب بالصلاة، فجعل رسول الله صلى الله عليه وسلم يصلي وهو يلتفت إلى الشعب، حتى إذا قضى صلاته وسلم، قال: (أبشروا، فقد جاء فارسكم)، فجعلنا ننظر إلى خلال الشجر في الشعب فإذا هو قد جاء حتى وقف على رسول الله صلى الله عليه وسلم فسلم، فقال: إني انطلقت حتى كنت في أعلى هذا الشعب حيث أمرني رسول الله صلى الله عليه وسلم فلما أصبحت اطلعت الشعبين كليهما فنظرت فلم أر أحدا، فقال له رسول الله صلى الله عليه وسلم: (هل نزلت الليلة؟)، قال: لا، إلا مصليا، أو قاضيا حاجة، فقال له رسول الله صلى الله عليه وسلم: (قد أوجبت فلا عليك ألا تعمل بعدها) [رواه النسائي وأبو داود، واللفظ له].

ادامه خواندن أخلاق مجاهد ( قسمت پنجم )

أخلاق مجاهد ( قسمت چهارم )

أخلاق مجاهد  (  قسمت چهارم  )

نویسنده: ابوعمر السیف

مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بيساران

 

فصل؛ شجاعت و صداقت به هنگام جنگ

خداوند متعال می­فرماید: « من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضى نحبه ومنهم من ينتظر وما بدلوا تبديلا» ( احزاب/ ۲۳)

‏در ميان مؤمنان مرداني هستند كه با خدا راست بوده‌اند در پيماني كه با او بسته‌اند . برخي پيمان خود را بسر برده‌اند ( و شربت شهادت سركشيده‌اند ) و برخي نيز در انتظارند ( تا كي توفيق رفيق مي‌گردد و جان را به جان آفرين تسليم خواهند كرد ) . آنان هيچ گونه تغيير و تبديلي در عهد و پيمان خود نداده‌اند ( و كمترين انحراف و تزلزلي در كار خود پيدا نكرده‌اند ) .‏

و می فرماید: « أشداء على الكفار رحماء بينهم» ( فتح/ ۲۹)

در برابر كافران تند و سرسخت ، و نسبت به يكديگر مهربان و دلسوزند .

و می­فرماید: « يا أيها الذين آمنوا من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتي الله بقوم يحبهم ويحبونه أذلة على المؤمنين أعزة على الكافرين يجاهدون في سبيل الله ولا يخافون لومة لائم ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء والله واسع عليم» ( مائده/ ۵۴)

‏اي مؤمنان ! هركس از شما از آئين خود بازگردد ( و از ايمان به كفر گرايد ، كوچكترين زياني به خدا نمي‌رساند و در آينده ) خداوند جمعيّتي را ( به جاي ايشان بر روي زمين ) خواهد آورد كه خداوند دوستشان مي‌دارد و آنان هم خدا را دوست مي‌دارند . نسبت به مؤمنان نرم و فروتن بوده و در برابر كافران سخت و نيرومندند . در راه خدا جهاد مي‌كنند و به تلاش مي‌ايستند و از سرزنش هيچ سرزنش‌كننده‌اي ( در اطاعت از فرمان يزدان ) هراسي به خود راه نمي‌دهند . اين هم فضل خدا است ( كه كسي داراي چنين اوصافي باشد )  ؛ خداوند آن را به هركس كه بخواهد ( به خير و خوبي نائل شود ) عطاء مي‌كند . و خداوند داراي فضل فراوان و ( انعام بيشمار است ، و از مستحقّان آن ) آگاه است .‏

عن أبي هريرة رضي الله عنه، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: (المؤمن القوي خير وأحب إلى الله من المؤمن الضعيف وفي كل خير، احرص على ما ينفعك واستعن بالله ولا تعجز، وإن أصابك شيء فلا تقل؛ “لو أني فعلت كان كذا وكذا”، ولكن قل؛ “قدر الله وما شاء فعل”، فإن “لو” تفتح عمل الشيطان) [رواه مسلم].

ابوهریره- رضی الله عنه- روایت می­کند که رسول الله – صلی الله علیه و سلم- فرمودند: « مومن قوی نزد خداوند بهتر و محبوب­تر از مومن ضعیف است، برچیزی که برایت سودمند است و در هر کار خیری حریص باش و از خداوند کمک بگیر و ناتوان نباش و اگر مصیبتی به تو رسید نگو ” اگر این کار را می­کردم این چنین می­شد” بلکه بگو” خداوند مقدر کرد و هر آنچه او بخواهد می­شود” واژه­ی ” اگر” راه را برای عمل شیطان می­گشاید.( مسلم) ادامه خواندن أخلاق مجاهد ( قسمت چهارم )

أخلاق مجاهد ( قسمت سوم )

أخلاق مجاهد  (  قسمت سوم )

نویسنده: ابوعمر السیف

مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بيساران

 

فصل؛ مقدار دردی که شهید هنگام شهادت تحمل می­کند

عن أبي هريرة رضي الله عنه، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: (ما يجد الشهيد من مس القتل إلا كما يجد أحدكم من مس القرصة) [رواه الترمذي].

ابوهریرة – رضی الله عنه- روایت می­کند که رسول الله – صلی الله علیه وسلم- فرمودند: “دردی که شهید به هنگام شهادت تحمل می­کند، همانند دردی­ست که از نیش گزندگان به شما می­رسد.” ( ترمذی)

فصل؛ فضیلت مقاومت و پایداری در راه خدا

خداوند متعال می­فرماید: ” يا أيها الذين آمنوا اصبروا وصابروا ورابطوا واتقوا الله لعلكم تفلحون” ( آل عمران: ۲۰۰)

‏اي كساني كه ايمان آورده‌ايد !  ( در برابر شدائد و ناملايمات ) شكيبايي ورزيد و ( در مقابل دشمنان ) استقامت و پايداري كنيد و ( از مرزهاي مملكت خويش ) مراقبت به عمل آوريد و از ( خشم ) خدا بپرهيزيد ، تا اين كه رستگار شويد .‏

عن أبي هريرة رضي الله عنه، قال سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: (موقف ساعة في سبيل الله خير من قيام ليلة القدر عند الحجر الأسود) [رواه ابن حبان والبيهقي وغيرهما].
ابوهریرة – رضی الله عنه- می­گوید از رسول الله – صلی الله علیه وسلم- شنیدم که فرمودند: ” ساعتی پایداری در راه خدا بهتر است از قیام در شب قدر در کنار حجر الاسود.” ( ابن حیان و بیهقی و دیگران)

وعن سهل بن سعد رضي الله عنه أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: (رباط يوم في سبيل الله خير من الدنيا وما عليها، وموضع سوط أحدكم من الجنة خير من الدنيا وما عليها، والروحة يروحها العبد في سبيل الله تعالى أو الغدوة خير من الدنيا وما عليها) [متفق عليه].

سهل بن سعد- رضی الله عنه- روایت می­کند که رسول الله- صلی الله علیه وسلم- فرمودند: یک روز پایداری در راه خدا بهتر است از دنیا و هرآنچه در آن است و بهره­ای از بهشت که به خاطر نبردتان به شما داده می­شود نیز از دنیا و هر آنچه در آن است بهتر است و همچنین حرکت شما در شامگاه یا صبحگاه، در راه خدا از دنیا و هر آنچه در آن است بهتر است.( متفق علیه) ادامه خواندن أخلاق مجاهد ( قسمت سوم )

أخلاق مجاهد ( قسمت دوم )

أخلاق مجاهد  (  قسمت دوم  )

نویسنده: ابوعمر السیف

مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بيساران

فصل؛ اسباب پیروزی مجاهدین، صفات آن و تهدید آنها از ارتكاب  گناهان.

خداوند متعال می­فرماید: ” إن الذين تولوا منكم يوم التقى الجمعان إنما استزلهم الشيطان ببعض ما كسبوا ولقد عفى الله عنهم إن الله غفور حليم”( آل عمران: ۱۵۵)

‏آنان كه در روز روياروئي دو گروه ( مسلمانان و كافران در جنگ احد ) فرار كردند ، بيگمان اهريمن به سبب پاره‌اي از آنچه كرده بودند ( كه سركشي از فرمان خدا بود ) آنان را به لغزش انداخت و خداوند ايشان را بخشيد ، چرا كه خداوند آمرزنده و شكيبا است .‏

و می­فرماید:” أولما أصابتكم مصيبة قد أصبتم مثليها قلتم أنى هذا قل هو من عند أنفسكم إن الله على كل شيء قدير” (آل عمران : ۱۶۵)

‏(آيا ( به ناله و افغان افتاده‌ايد و بي‌حال و زبون شده‌ايد ) هنگامي كه مصيبتي ( در جنگ احد ) به شما دست داده است ( و مي‌گوئيد : ) اين ( كشتار و فرار ) از كجا است‌ ؟ ! و حال آن كه ( در جنگ بدر ) دو برابر آن ،  ( پيروزي ) كسب كرده‌ايد ( و از طرف كشته و اسير گرفته‌ايد ؟ ! ) بگو : اين ( شكست خوردن و كشته‌شدن ) از ناحيه خودتان ( و نتيجه مخالفت با رهنمودهاي رسول خدا و پيروي از حرص و آزتان ) است . بيگمان خداوند بر هر چيزي توانا است   .‏

و می­فرماید: ” وما أصابكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم ويعفو عن كثير )”شوری: ۳۰)

‏آنچه از مصائب و بلا به شما مي‌رسد ، به خاطر كارهائي است كه خود كرده‌ايد . تازه خداوند از بسياري ( از كارهاي شما ) گذشت مي‌كند ( كه شما از آنها توبه نموده‌ايد و يا با كارهاي نيك آنها را از نامه اعمال زدوده و پاك كرده‌ايد ) .‏

و می­فرماید: ” يا أيها الذين آمنوا إن تنصروا الله ينصركم ويثبت أقدامكم” ( محمد: ۷)

‏(اي مؤمنان ! اگر ( دين ) خدا را ياري كنيد ، خدا شما را ياري مي‌كند ( و بر دشمنانتان پيروز مي‌گرداند ) و گامهايتان را استوار مي‌دارد ( و كار و بارتان را استقرار مي‌بخشد )

و می فرماید: ” إنا لننصر رسلنا والذين آمنوا في الحياة الدنيا ويوم يقوم الأشهاد ، يوم لا ينفع الظالمين معذرتهم ولهم اللعنة ولهم سوء الدار” ( غافر: ۵۱)

‏ما قطعاً پيغمبران خود را و مؤمنان را در زندگي دنيا و در آن روزي كه گواهان بپا مي‌خيزند ياري مي‌دهيم و دستگيري مي‌كنيم .‏ ‏آن روزي كه عذرخواهي ستمگران بديشان سودي نمي‌رساند ، و نفرين ( و طرد از رحمت خدا ) بهره آنان خواهد بود و سراي بد ( دوزخ ) از آن ايشان خواهد شد .‏

و می فرماید: ” ولينصرن الله من ينصره إن الله لقوي عزيز، الذين إن مكناهم في الأرض أقاموا الصلاة وآتوا الزكاة وأمروا بالمعروف ونهوا عن المنكر ولله عاقبة الأمور” ( حج: ۴۰) ادامه خواندن أخلاق مجاهد ( قسمت دوم )

أخلاق مجاهد ( قسمت اول )

أخلاق مجاهد  (  قسمت اول )

نویسنده: ابوعمر السیف

مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بيساران

مقدمه

” بسم الله الرحمن الرحیم”

الحمد لله و الصلاة و السلام علی رسول الله

أما بعد … .

نوشته­ی حاضر مقاله­ای است در مورد جهاد، صفات مجاهدین، دلایل پیروزی­شان و نعمت­های پایدار و در جات والایی که خداوند در بهشت برای آن­ها آماده کرده است.

امیدوارم این مقاله موجب تشویق و ترغیب مجاهدان شود و سببی باشد برای ترسیدن کسانی که از جهاد دست کشیده و به دنیا تکیه کرده­اند.

درود خدا بر پیامبر ما محمد و آل و اصحابش

فصل اخلاص

خداوند متعال می­ فرماید: ” وما أمروا إلا ليعبدوا الله مخلصين له الدين حنفاء” ( بینه: ۵)

‏در حالي كه جز اين بديشان دستور داده نشده است كه مخلصانه و حقگرايانه خداي را بپرستند و تنها شريعت او را آئين ( خود ) بدانند.

عن عمر ابن الخطاب رضي الله عنه، قال سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: (إنما الأعمال بالنيات وإنما لكل امرئ ما نوى، فمن كانت هجرته إلى الله ورسوله فهجرته إلى الله ورسوله، ومن كانت هجرته لدنيا يصيبها أو امرأة ينكحها فهجرته إلى ما هاجر إليه) [رواه البخاري ومسلم].

عمر- رضی الله عنه- می­گوید: که از رسول خدا صلی الله علیه وسلم شنیدم می­فرماید: اعمال انسان به نیت وابسته است و هر انسانی بر چیزی است که نیت کرده است . هر کس نیتش از هجرت ، خدا و رسولش باشد پس هجرتش به سوی خدا و رسولش است و هرکس نیتش دنیا یا ازدواج با زنی که می­خواهد باشد ، پس هجرتش به سوی چیزی است که به خاطر آن هجرت کرده است. (بخاری، مسلم)

وعن أبي أمامة رضي الله عنه، قال: جاء رجل إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال: أرأيت رجلا غزى يلتمس الأجر والذكر ما له؟ فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: (لا شيء)، فأعادها ثلاث مرات، قال: يقول رسول الله صلى الله عليه وسلم: (لا شيء)، ثم قال: (إن الله لا يقبل من العمل إلا ما كان خالصا وابتغي به وجهه) [رواه أبو داود والنسائي].

ابوامامه- رضی الله عنه- روایت می­کند که مردی نزد رسول الله- صلی الله علیه وسلم- آمد و گفت : آیا دیده­ای کسی به خاطر دستمزد و یا کسب نام بجنگد؟ رسول خدا – صلی الله علیه وسلم- فرمود( هیچ) سه بار این جمله را تکرار کرد. ابوامامه گفت: رسول خدا- صلی الله علیه و سلم- فرمود( هیچ) سپس فرمود: خداوند عمل انسان را قبول نمی­کند مگر اینکه خالص برای رضای او باشد.) ( ابو داود، نسائی) ادامه خواندن أخلاق مجاهد ( قسمت اول )

چرا فرقه ي ناجيه جنگ مسلحانه را برگزيده و اخوان الشياطين همزيستي مسالمت آميز با كفارسکولار را؟ كداميك برحق اند ؟

چرا فرقه ي ناجيه جنگ مسلحانه را برگزيده و اخوان الشياطين همزيستي مسالمت آميز با كفارسکولار  را؟ كداميك برحق اند ؟

 به قلم : ابوسليمان هورامي

در اينكه در شريعت اسلام هدف جنگ برانداختن جنگ است ؛ شكي نيست و چون جاهليت و ستمگران سکولاریست لايزال و پيوسته با  مسلمين و اهل توحيد مي جنگند تا اينكه آنها را از دين خود برگردانند ، پس  اتمام جنگ و انهدام صلح آميز قوانين شركي دین سکولاریسم ساخت بشر و جايگزين  شدن احكام شريعت الله  به صورت مسالمت آميز و از طريق انتخابات و دلبخواهي توهمي بيش نيست . و براي برانداختن جنگ تحمیلی دین سکولاریسم  فقط يك راه موجود است :بوسيله جنگ با جنگ مقابله كردن ؛ بوسيله جهاد مسلحانه اسلامي با جنگ ضد انساني دین سکولاریسم مقابله كردن .

تاريخ فقط دو نوع جنگ ديده است – جنگ عادلانه اي كه شريعت آنرا عادلانه دانسته است نه انسانها  و جنگ غيرعادلانه اي كه شريعت آنرا غير عادلانه دانسته است . ما موافق جنگهاي عادلانه اسلامي و مخالف جنگهاي غيرعادلانه هستيم. كليه جنگهاي جاهلي غير عادلانه اند، كليه جنگهاي منطبق با شريعت اسلام عادلانه اند. ما عاقبت در اولين قدم  با دستان خود بدوران جنگهاي جاهلي اهل شرك و سكولاريستهاي جهاني و مرتدين محلي  در سرزمينهاي مسلمان نشين  پايان خواهيم داد و بدون شك جهاد مسلحانه اي كه ما اكنون در گير آنيم ، بخشي از اين پيكار نهائي است. ولي بدون ترديد جنگي كه به رهبریت آمریکا و سایر سکولاریستهای متحد با اون در مقابل ما قرار گرفته، بخشي از بزرگترين و بيرحمانه ترين جنگهاست.

بزرگترين و بيرحمانه ترين جنگهاي غيرعادلانه ضد اسلامي و ضد بشری به رهبری آمریکا و توطئه های رژیم صهیونیستی و رژیمهای فاسد وابسته به آنها چون رژیم فاسد آل سعود و امارات و ترکیه و اردن و غیره دركمين ما نشسته است ؛ اگر ما درفش جنگ عادلانه را برنيفروزيم، مصيبتي خانمانسوز گريبانگيراكثريت عظيم بشريت خواهد شد. ادامه خواندن چرا فرقه ي ناجيه جنگ مسلحانه را برگزيده و اخوان الشياطين همزيستي مسالمت آميز با كفارسکولار را؟ كداميك برحق اند ؟

مختصری از داستان زندگی سید قطب رحمه الله

 

مختصری از  داستان زندگی  سید قطب رحمه الله

 

ارائه دهنده: عبدالرحیم بلوچ

سید قطب در تاریخ ۹/۱۰/۱۹۰۶/۱۲۸۵ ه.ش. در روستای موشه(موشا) از توابع استان اسیوط مصر- که به روستای عبد الفتاح نیز معروف است- دیده به جهان گشود. او در سن شش سالگی وارد مدرسه شد، در سال دوم ابتدایی شروع به حفظ قرآن کرد و در سال چهارم ابتدایی در سن ده سالگی حافظ کل قرآن کریم شد. ایشان در سال ۱۹۲۲م/۱۳۰۱ه.ش. در حدود سن شانزده سالگی وارد دانشسرای عبدالعزیر قاهره گردید. سید قطب پس از سه سال تحصیلی از طرف دانشسرا، گواهینامه تدریس در مدارس ابتدایی را دریافت کرد. او بعد از مدتی وارد دانشگاه دارالعلوم گردی.
زمانی که سید دانشجوی دانشگاه بود، ریاست آن بر عهده دکتر طه حسین بود.
او مثل سایر دانشجویان افسرده و سر به زیر نبود بلکه با نشاط و آگاه بود و از بحث با اساتید در زمینه های علمی ، اقتصادی ، اجتماعی و … واهمه ای نداشت.

فعالیت های مطبوعاتی سید قطب
سید قطب از سنین نوجوانی در مطبوعات مصر مقاله می نوشت و به روزنامه نگاری علاقه وافری داشت. اولین مقاله وی در سن شانزده سالگی در مجله”صحیفه بلاغ” به چاپ رسید. وی با نشریات معروفی چون البلاغ، البلاغ الاسبوعی، الجهاد، الاهرام و … همکاری می کرد.
او در مجله “اللواء الجدید” که توسط شاخه جوان حزب وطنی مصر چاپ می شد مقاله می نوشت اما پس از تعطیلی این مجله دست از مبارزه نکشید و به عنوان سردبیر و نویسنده مجله “الدعوه” کار خود را ادامه داد.
در سال ۱۹۴۸م/ ۱۳۲۷ه.ش. با همکاری جمعیت اخوان المسلمین مجله “الفکر الجدید” را تاسیس کرد. راه و روش مجله الفکر الجدید که مجله ای انقلابی بود، طرفداری از اصلاحات و تغییر روش های حاکم بود .
سید قطب در طول حیات ۲۵ ساله مطبوعاتی خود ۴۵۵ مقاله و قصیده، در مجلات و روزنامه های مختلف مصر ، به چاپ رساند.

استادان او
افراد متعددی بر سید قطب تاثیر عقیدتی داشتند که به اسامی برخی از این دانشوران اشاره می کنیم؛
۱- ابوالأعلا مودودی: یکی از متفکران بزرگ پاکستانی که معتقد به ضرورت تشکیل جامعه اسلامی و مبارزه با استعمار بود. سید قطب در زندان با افکار و آثار ابوالأعلا آشنا شد. ابوالأعلا درباره قانون می گوید؛ قانون فقط باید قانون خدا باشد و تشریع حق خداست ، اگر قانون و تشریع بشری باشد جامعه ، اجتماعی می شود که در جاهلیت زندگی می کند.
۲- عباس محمود عقاد: سید قطب پس از ورود به قاهره به واسطه دائی اش “احمد حسین عثمان” با عباس محمود عقاد آشنا شد و تحت تاثیر افکار او قرار گرفت. عقاد به خاطر شخصیت ادبی و علمی اش بر سید تاثیر گذاشت.
۳-   حسن البناء:بنیان گذار اخوان المسلمین از چهره های تاثیرگذار بر سید قطب محسوب می شود. ادامه خواندن مختصری از داستان زندگی سید قطب رحمه الله

اسلام مسلمان بدون کفر به طاغوت صحیح نیست

اسلام مسلمان بدون کفر به طاغوت صحیح نیست

مترجمین: ا. موحد/ م. الکردی

الحمد لله و الصلاه و السلام علی رسول الله و علی آله و صحبه و من والاه:

الله انسان را برای این خلق نموده است که تنها او را عبادت نمایند و هیچ شریکی برایش قائل نگردند و آن قول خودش است که می‌فرماید: ﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ﴾ [ذاریات:۵۶]«من پريها و انسانها را جز برای پرستش خود نيافريده ام».

اگر این را دانستی،باید این را هم بدانی که عبادت، به آن عبادت گفته نمی‌شود، مگر اینکه توحید همراهش باشد. همانگونه که نماز بدان نماز گفته نمی‌شود، مگر اینکه همراه با وضو باشد. همانطور که «حدث»، طهارت را باطل می‌کند، به همان شکل، شرک نیز اگر با عبادت اختلاط پیدا کند، آن عبادت را باطل می‌گرداند و همۀ اعمال را باطل می‌گرداند و صاحب کسی که شرک ورزیده، تا ابد در آتش خواهد ماند. الله می‌فرماید:

﴿إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْماً عَظِيماً﴾ [نساء: ۴۸].«بی گمان خداوند این را که به او شرک آورده شود، نمی بخشد، و غیر از آن را برای هر کس بخواهد می بخشد، و هر کس که به خدا شرک ورزد، یقیناً گناهی بزرگ بر بافته است».

ای بندگان خدا،پس مادامی‌که برایتان یقین حاصل شد که مهم‌ترین مساله برای شما این است که توحید را در خود محقق نمایید و مهم‌ترین چیزی که واجب است نفستان را از آن دور بنمائید شرک است، این را نیز بدانید که توحید ندارید، مگر اینکه کفر به طاغوت همراه آن باشد. این نیز بدین شکل آشکار می‌گردد که کفر به طاغوت بخشی از اصل دین اسلام است. این مساله اولین چیزی است که الله بر بنی آدم فرض نموده است و این اولین چیزی است که انبیا و رسولان از قومشان درخواست نموده اند که انجامش بدهند. الله می‌فرماید:

﴿وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ﴾ [نحل: ۳۶].«ما به ميان هر ملّتي پيغمبري را فرستاده ايم (و محتواي دعوت همه پيغمبران اين بوده است) كه خدا را بپرستيد و از طاغوت دوري كنيد».

در این آیه الله خبر داده است که در هر جامعه و قرن و عصری، از زمان نوح گرفته تا آخرین پیامبر یعنی محمدع، رسولانش را امر نموده است که مردم را امر نمایند به اینکه خداوند را عبادت نمایند «أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ» و از طواغیت دوری کنند «وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ» و از عبادت غیر الله دوری نمایند.

و به همین خاطر است که مردم خلق شده اند و رسولان فرستاده شده اند و کتاب‌ها نازل شده اند. ادامه خواندن اسلام مسلمان بدون کفر به طاغوت صحیح نیست

چگونه جهاد را با ضوابط شرعی مضبوط نموده و از هوا و شهوات نفس پاك کرد؟


چگونه جهاد را با ضوابط شرعی مضبوط نموده و از هوا و شهوات نفس پاك کرد؟

مؤلف: شیخ ابوعاصم اردنی
بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند تعالی می*­فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِيلِ اللّهِ فَتَبَيَّنُواْ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِندَ اللّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنتُم مِّن قَبْلُ فَمَنَّ اللّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُواْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً»‏ نساء ۹۴
«ای كسانی كه ايمان آورده*ايد! هنگامی كه (برای جهاد) در راه خدا گام برداشتید (و خارج شدید) تحقيق كنيد (كه با چه كسانی مي*جنگيد. آيا مسلمانند يا كافر) و به كسی كه به شما سلام كرد (و سلام نشانه پذيرش اسلام است) نگویيد تو مؤمن نيستی و جويای مال دنيای (او) باشيد. (بلكه سلام آنان را بپذيريد و پاسخ گویيد و بدانيد) كه در پيش خدا غنائم فراوانی است، شما پيش از اين، چنين بوديد (و كفر را گردن نهاده بوديد و جنگهای شما تنها انگيزه غارتگری داشت) ولی خداوند بر شما منّت نهاد (و نعمت اسلام را نصيبتان كرد) پس (به شكرانه اين نعمت بزرگ) تحقيق كنيد. بيگمان خداوند از آنچه مي*كنيد باخبر است.»‏
شأن نزول آیه: چوپانی به همراه گوسفندانش از کنار چند نفر از صحابه*­ی پیامبر صلی الله علیه و سلم عبور *­کرد و بدیشان سلام نمود، اما اصحاب گفتند: بر ما سلام مکن بلکه خود را از ما در پناه*­گیر زیرا ما تو را در سلامت و امنیت نخواهیم گذاشت، پس به سویش حمله کرده و وی را به قتل رساندند و گوسفندانش را به نزد پیامبر صلی الله علیه و سلم آوردند، در چنین شرایطی بود که آیه نازل شد.

در روایتی که امام احمد*­ رحمه الله نقل می*­کند، چنین آمده که آن صحابی، چوپان را بعد از مسلمان شدنش به قتل رسانید بخاطر اینکه بین او و چوپان در دوران جاهلیت مسائل و مشاکلی وجود داشت. و نزد امام ابن*­جریر*­ رحمه الله چنین آمده که چوپان به ایشان سلام نمود که نشانه*­ای برای مسلمان بودن می*­باشد اما به خاطر کدورتی که در دروان جاهلیت بین آنها بود، مردی از ایشان نیزه*­ای را به سوی وی پرتاپ کرد و او را به قتل رسانید.

امام بخاری*­ رحمه الله به صورت معلق از پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت می*­کند که ایشان به مقداد فرمودند: «إذا كان رجل مؤمن يخفی إيمانه مع قوم كفار فقتلته، فكذلك كنت تخفی إيمانك بمكة من قبل» یعنی «اگر مرد مؤمني، ايمانش را از کفار، پنهان می­کرد سپس آنرا آشکار ساخت و تو او را به قتل رساندی.! بايد گفت که تو هم قبلا ايمانت را در مکه پنهان می­کردی» و امام بزار*­ رحمه الله چنین نقل می*­کند که پیامبر صلی الله علیه و سلم بدین سبب مقداد را سرزنش می*­کردکه او به همراه چند نفر از اصحاب در سر*­یه*­ای حضور داشتند، هنگامی به قوم دشمن رسیدند که ایشان پراکنده گشته بودند و در این میان مردی به جای مانده بود که مال فراوانی داشت، آن مرد گفت: أشـهــد أن لا إله إلا الله، اما مقــداد وی را کشت و یکـی از اسباب نـزول این آیه را نیـز این روایـت می*­دانند. [۱]
ادامه خواندن چگونه جهاد را با ضوابط شرعی مضبوط نموده و از هوا و شهوات نفس پاك کرد؟