حزب سکولار ومرتد پژاک بدون عبرت از شاخه ی سوریه ای پ.ک.ک باز برای آمریکا بر علیه ایران دم تکان داد

حزب سکولار ومرتد پژاک بدون عبرت از شاخه ی سوریه ای پ.ک.ک باز برای آمریکا بر علیه ایران دم تکان داد

به قلم: کیوان مریوانی

در چند روز گذشته دیدیم که آمریکا چگونه مرتدین پ.ک.ک در سوریه (قسد= نیروهای دمکراتیک سوریه) را به مزدور بهترش یعنی جولانی واگذار کرد و بار دیگر این کوردهای مزدور را فروخت.

حالا در چنین وضعیتی و همچنین در پی تهدیدات آمریکا و صهیونیستها بر علیه دارالاسلام ایران کسی چون ریوار آودانان، عضو شورای مدیریتی حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک = شاخه پ.ک.ک برای ایران) که بیشتر در بخش مطبوعات این شاخه فعالیت دارد از طریق رهبر یکی از احزاب سکولار کوردستان عراق به ایالات متحده پیشنهاد داد که در ازای توقف عملیات نظامی ارتش سوریه علیه نیروهای دموکراتیک سوریه در سوریه، در رویدادهای ایران به این کشور کمک کند.

مزدور هر کاریش کنی باز مزدور و پست و بی شرف است، این شخص که خودش را یکی از نشخوارکننده های تفکرات التقاطی عبدالله اوجالان می داند و طبعا باید ضد امپریالیست باشند اما به همراه سایر همقطارانش خادم و مزدور و فاحشه ی میدانی امپریالیست شده اند.

بیچاره، قبل از تو کومله ها و دمکراتها این راه را با صدام حسین رفته اند و اوجالان هم توسط رژیم صهیونیستی دستگیر وتحویل ترکیه داده شد و آمریکا و رژیم صهیونیستی آنهمه وعده همکاری به بارزانی ها و طالبانی دادند اما در زمان حمله حشد شعبی تنها تماشاچی بودند و در عرض چند مدت کوتاه ۵۱درصد خاک تحت حاکمیت بارزاین ها و طالبانی ها را گرفتند از جمله کرکوک را که آنرا قدس کوردستان می گفتند.

همین الان هم با آنهمه وعده و وعیدی که آمریکا و صهیونیستها به قسد (پ.ک.ک در سوریه) دادند اما در هنگام حمله جولانی فقط تماشاچی شده اند.

بدبختهای مزدور چرا عبرت نمی گیرید؟

همین الان کوردهای سوریه سوراخ سوراخ دنبالتان می گردند و می خواهند انتقام اینهمه سال خیانتی که به آنها کرده اید را از شما بگیرند به همین دلیل خیلی های شماها راهی عراق شده اید و این چند روز هم که در حسکه مانده اید تنها به دلیل جابجایی زندانیان تنظیم دوله (داعش) است که ۷۰۰۰ نفر را باید جابجا کنند.

شما به آمریکایی پناه برده اید که در دنیا به غداری مشهور است.

فرق شماها با ربع پهلوی و گروه رجوی چیست؟

ننگ بر شما وطن فروشان مزدور باد .

آیا فروش کوردهای سکولار پ.ک.ک در سوریه، سناریو و عبرتی تکراری برای اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی نیست؟

آمریکا و غرب و صهیونیستها مزدوران پ.ک.ک را در سوریه واگذار کردند و مرشد غزنوی مشوق اغتشاشات دی ماه ایران هم به جای الله و مومنین از اسرائیل کمک می خواهد

آمریکا و غرب و صهیونیستها مزدوران پ.ک.ک را در سوریه واگذار کردند و مرشد غزنوی مشوق اغتشاشات دی ماه ایران هم به جای الله و مومنین از اسرائیل کمک می خواهد

به قلم: ابوخالد کُردستانی

تام باراک نماینده‌ی ویژه آمریکا در سوریه (یا در واقع حاکم اصلی سوریه) جهت توجیه واگذاری مزدوران مرتد پ.ک.ک به جولانی چنین استدلال می کند که:

  • دوره انتقالی به رهبری رئیس‌جمهور احمد الشرع، بزرگ‌ترین فرصت برای کُردهاست تا به حقوق کامل شهروندی و حمایت فرهنگی‌ دست یابند که دهه‌ها از آن محروم بوده‌اند. (یعنی در دوره حاکمیت چند ساله ی مرتدین پ.ک.ک در سوریه کُردها حقوق کامل شهروندی و حمایت فرهنگی نداشتند چه رسد به سالها قبل و در حاکمیتهای حافظ و بشار سکولار بعثی)
  • حضور آمریکا صرفاً به مبارزه با «داعش» مربوط می‌شد و اکنون با وجود یک دولت مرکزی کارآمد در دمشق (عضو نودم ائتلاف بین‌المللی)، دیگر توجیهی برای ادامه نقش مستقل شبه‌نظامیان «پ‌ی‌د/قسد» وجود ندارد. ( یعنی مرتدین پ.ک.ک به این منظور مورد حمایت قرار گرفتند الان مزدور بهتری اومده و دیگر نیازی به شماها نیست)
  • ایالات متحده به‌طور فعال در حال تسهیل واگذاری مسئولیت‌های امنیتی به دمشق است؛ از جمله کنترل میادین نفتی، سدها، گذرگاه‌ها و زندان‌ها و اردوگاه‌های وابسته به سازمان «داعش».
  • واشنگتن هیچ منفعتی در حضور نظامی بلندمدت ندارد و از گزینه‌های جدایی‌طلبانه یا فدرالیسم حمایت نمی‌کند، بلکه پشتیبان وحدت ملی سوریه است.
  • هدف اولیه قسد به‌عنوان نیروی اصلی مبارزه با «داعش» در میدان، به پایان رسیده است.

هم اکنون و به سفارش آمریکا فعلا مرتدین پ.ک.ک در عین العرب (کوبانی) رها شده اند و قرار است در حسکه هم همچون گروه الهجری در السویداء در اداراتی استخدام شوند و یا پلیس محلی از آنها باشد.

این هم سرانجام مزدوری و خیانت به دین و ملت و وطن .

از قاضی محمد که توسط شوروی های کمونیست مورد استفاده قرار گرفت و بعد به رضا شاه پهلوی واگذار شد تا کنون که پ.ک.ک در سوریه توسط آمریکا ی لیبرال واگذار شدند روش برخورد اربابان با مزدوران یکسان بوده است: بعد  از اتمام کار، دستمال توالتها را دور ریخته اند.

هم اکنون هم این مرتدین سکولار در حال قتل عام فله ای عربها و کُردهای مخالف خود هستند، این خائنین انتظار داشتند بعد از اینهمه مزدوری و جنایت، مردم مسلمان از آنها در برابر حملات مزدوران جولانی حمایت کنند، آنهم زمانی که ارباب اصلی پ.ک.ک یعنی آمریکا و صهیونیستها مزدورانشان را رها کرده اند.

 جالب است بدانید که شیخ مرشد غزنوی در ابتدای اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش ایران از رهبران احزاب مختلف سکولار کمونیست و دموکراتی چون حزب دمکرات، کومله، پژاک، پاک و سازمان خبات و… در میان کُردهای ایران می خواهد با الگوگیری از کُردهای سوریه با هم متحد شوند و در اغتشاشات ایران هم مسیر با سایر آشوب طلبان شوند، چون آمریکا و صهیونیستها رسماً از این اغتشاشگران حمایت کرده اند و اهل سنت ایران با این اغتشاشگران سکولار میان شیعه ها هم مسیر نشده اند، آمریکا و صهیونیستها سعی داشتند از کانال خائنینی چون شیخ مرشد و با شعارهای قومیت گرایانه، کُردهای اهل سنت ایران را در مسیر نقشه های آمریکا و صهیونیستها قرار دهند؛ اما موفق نشدند.

این دعوت شیخ مرشد روخوانی و ترجمه ی پیام ترامپ و رئیس موساد اسرائیل به اغتشاشگران سکولار داخل ایران بود اما با دیپلماسی کُردها و برای کُردهای اهل سنتی که در دام این اغتشاشگران نیافتاده اند.

شیخ مرشد مفتی پ.ک.ک به این شکل آشکارا در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار گرفت و به ایران خیانت کرد؛ هم اکنون هم که مورد حمله ی مزدوران جولانی هستند و آمریکائی ها اعلام می کنند ۷۰۰ نفر از رهبران و فرماندهان و اعضای وفادار نیروهای قسد (پ.ک.ک در سوریه) به خودش را به خارج از سوریه و بخصوص به عراق منتقل کرده و یا عده یا به قندیل برگشته اند،مرشد الغزنوي مفتي” قسد وpkk   می گوید:

” از اسرائیل می خواهیم که کمکان کند … تا کی ما قربانی برای مسلمین و غزه و فلسطین باقی بمانیم؟ اگر وطنم از دستم برود، لعنت بر وطن دیگران و…”

این حقیقت و کینه ی مرتدین و منافقین آشکار شده است که بیانش می کنند و آنچه در سینه هایشان است بزرگتر است.

البته این را نیز بدانید همچنانکه آمریکا و اسرائیل قبلاً کُردهای سکولار و خائن عراق را رها کردند و به دنبال آن این کُردها را برای بار اول در برابر ترکیه رها کردند اینبار نیز آنها را در برابر جولانی و باندش رها می کنند.

یعنی : هرگز در تاریخ دیده نشده که صهیونیستها به دفاع از قومی خائن به دین و ملت که آنها قربانی کرده اند مداخله کنند، اغتشاشگران هرزه ی ایرانی هم منتظر نباشند.

از فروش و ترور هدفمند مرتدین پ.ک.ک توسط آمریکا و غرب سکولار در سوریه تا فتوای قتل عام و سرکوب آنها

از فروش و ترور هدفمند مرتدین پ.ک.ک توسط آمریکا و غرب سکولار در سوریه تا فتوای قتل عام و سرکوب آنها

به قلم: ابوخالد کردستانی

اصلا نیازی نیست به مرور کردن سرانجام خائنین به مردم  و وطن در تمام دنیا، حالا چه رسد به خائنینی که علاوه بر خیانت به وطن و مردم به دین هم خیانت کرده اند.

فقط به سرانجام خائنین در ویتنام یا سرانجام آنها در افغانستان و یا به صورت موردی به سرانجام آنها در کردستان ایران و عراق و سوریه و ترکیه نگاه کنید. همه مثل دستمال توالت بعد از استفاده دور ریخته شدند، اما زوزه های آنها بعد از دور ریخته شدن هم جالب است، چون این انسانهای پست بی شرف حتی یکبار هم دست به خود انتقادی نمی زنند و تنها دنبال مقصر نشان دادن کارفرمایان خود می گردند که اینها را به عنوان مزدور در ضربه زدن به دین و ملت و وطنشان به کار گرفته اند.

هم اکنون که تحالف تحت پرچم آمریکا از آسمان و مزدوران جولانی هم از زمین و فتوا فروشان هم در جنگ روانی و تبلیغی بر علیه مرتدین پ.ک.ک در سوریه همصدا شده اند یکی از حامیان آنها می گوید:   

«اگر این روند ادامه یابد، به خدا قسم، داعش ظرف دو سال به فرانسه و آلمان خواهد رسید.به جای اینکه (از سوی غرب) کمک شویم، همانطور که امروز می‌بینید، رها شدیم. شما خائن هستید، همانطور که اعراب خائن هستند.کردها ۱۴ سال علیه داعش جنگیدند و هر سال ۱۰۰۰ جنگجو را قربانی کردند که در مجموع ۱۴۰۰۰ نفر می‌شود.»

ای مزدور خائن شماها مرتدین و پست ترین موجودات میان کوردهای مسلمان هستید و حق ندارید خود را نماینده ی کورد بنامید و این جنگ هم ربطی به کورد و عرب ندارد بلکه جنگ خائنین و مزدوران میان کورد و عرب است که توسط ارباب مشترک آنها یعنی آمریکا مدیریت می شود.

البته آمریکا تنها این مزدوران میان کوردها را برای مزدوران میان عربها رها نکرد بلکه «سيبان حمو» را نیز در بمباران ائتلاف بین المللی به قتل رساند. «سيبان حمو» فرمانده کل یگان‌های مدافع خلق (YPG) و از اعضای فرماندهی کل قسد (مزدوران پ.ک.ک در سوریه) بود، که مخالف توافق و مذاکره با دولت سوریه بود.

اینهم مزد آنهمه به درک رفته ای است که برای اهداف آمریکا داده اید ای خائنین مرتد.

البته پس از توافق آتش‌بس محدودی که برقرار شد،مرتدین سکولار قسد در استان حسکه دست به انتقام‌گیری از قبایل و مردم کورد و عرب منطقه زده‌اند؛ شمار زیادی از شهروندان کشته شده و اموالشان به آتش کشیده می‌شود.

ما جولانی را مرتد می دانیم همچنانکه پ.ک.ک را مرتد می دانیم اما به صورت کلی باید گفت آتش‌بس و امان دادن به کسانی که سابقه غدر و خیانت دارند، نه تضمین امنیت است و نه حافظ جان مردم، بلکه فرصتی برای تسویه‌حساب و جنایت بیشتر علیه غیرنظامیان خواهد بود.

به هر حال، بخش رسانه ای و تبلیغی جبهه ی آمریکایی – صهیونی – جولانی هم علیه این مرتدین فعال شد و شیخ عبدالرزاق مهدی جهت بسیج عمومی جوانان اعلام کرد:

«به میدان‌های حسکه بروید تا کشتارهای قسد علیه مردم آنجا را متوقف کنید.ای مردان، پیش‌قدم شوید برای درهم‌کوبیدن دشمنان خدا؛ باندهای قندیل و همراهانشان از بقایای بشار. آنان محله‌های عرب‌نشین حسکه را محاصره کرده و کشتار، ذبح و آوارگی را آغاز کرده‌اند. ای مردانِ عشایر و قبایل و سربازان ارتش سوریه، فوراً حرکت کنید تا زنان، کودکان و دختران را از تجاوز نجات دهید.

بشتابید ای قهرمانان، به سوی بهشتی که پهنایش آسمان‌ها و زمین است.

خداوند متعال می‌فرماید: «بی‌گمان خداوند از مؤمنان جان‌ها و اموالشان را خریده است، به این بها که بهشت از آنِ آنان باشد.»

و پیامبرتان صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمود: «و بدانید که بهشت زیر سایه شمشیرهاست» (متفقٌ‌علیه).

بشتابید، بشتابید ای مردان خدا»

نگاه کردید چه شد؟

هم آمریکا (یعنی تمام غرب سکولار و شرکای جهانی و منطقه ای آمریکا) ، هم جولانی هم علمای درباری، و مهمتر از همه، مردم محلی که سالهاست شاهد خیانت و جنایات این مزدوران بوده اند جهت سرکوب مرتدین و مزدوران پ.ک.ک با هم «هم جبهه ای» شده اند.

این سرانجام هر خائنی در تمام دنیاست، سرانجام خائنین ایرانی هم هست که دل به آمریکا و صهیونیستها خوش کرده اند و در برابر دین و ملت و مردم خود ایستاده اند و به خاطر وعده های ترامپ و صهیونیستها آنهمه مسجد و قرآن به آتش کشیدند و خون آنهمه انسان فریب خورده و مردم عادی را هدر دادند و حالا توسط همین اربابان رها شده اند تا توسط مردم خود مجازات شوند.

بار دیگر ثمره ی خیانت به دین و ملت و خاک و بی عرضگی کُردهای سکولار و مزدور را ببینید، اینبار در کُردستان سوریه

بار دیگر ثمره ی خیانت به دین و ملت و خاک و بی عرضگی کُردهای سکولار و مزدور را ببینید، اینبار در کُردستان سوریه

به قلم: ابوخالد کُردستانی

در میان احزاب سکولار و مرتد کُرد و به شاهدی تمام کسانی که از نزدیک با این احزاب سکولار در ارتباط بوده اند می توان گفت کُردهای سوریه به دلیل محرومیتهای زیاد و دوری از آگاهی های لازم و اینکه اولین بار توسط عبدالله اوجالان مرتد با دیدگاههای انقلابی کمونیستی آشنا شدند جزو سر سخت ترین جنگجویان میان این مرتدین سکولار به شمار می روند، با این وجود جالب است بدانید که همینها نیز در برابر مسلمین مجاهد مثل سایر مرتدین سکولار جزو بی غیرت ترین و ترسوترین افراد میان کُردها هستند.

سایر سکولاریستهای مرتد هم که به دین و ملت خود خیانت کرده و در اختیار کفار سکولار خارجی و حاکمیتهای منطقه ای هستند با آنکه در برابر مردم مسلمان خود جزو خشن ترین و بی رحمترینها هستند اما در برابر مسلمین مجاهد جزو بی غیرترینها می شوند، حتی در برابر قدرتهای به ظاهر اسلامگرا نیز باز جزو بی غیرترینها هستند.

فقط کافی است بدانید که در اوایل انقلاب اسلامی ۵۷ ایران با تمام سروصدائی که احزاب سکولار کومله و دمکرات داشتند و با آنهمه عوامفریبی و بسیج مردمی که از کُردهای ایران کردند و با آنکه از حمایت صدام حسین سکولار و پس مانده های رژیم پهلوی و ساواک و تمام سکولارهای مسلح کمونیست و سوسالیست داخل ایران هم برخوردار بودند با این وجود زمانی که از سوی نیروهای ایرانی به آنها حمله شد کمتر از چند ماه دوام نیاوردند و به عراق ریخته شدند.

در کُردستان عراق هم که بارزانی ها و طالبانی ها نوبیتی برای صدام حسین سکولار مزدوری می کردند و بعدها به مزدوری برای آمریکا و صهیونیستها و قدرتهای منطقه ای درآمده اند اما زمانی که گروه چند نفره ی امارت اسلامی افغانستان در هورامان غربی به رهبری ماموستا کریکار و جماعت انصارالاسلام شکل گرفت تمام این احزاب از عهده ی این چند مجاهد برنیامدند تا اینکه آمریکا و انگلیس همزمان با حمله ی به صدام حسین به این جماعت هم حمله هوائی و زمینی کرد و این جماعت از مواضع خود در هورامان بیرون رانده شد.

جالب است بدانید که این احزاب بارزانی و طالبانی پس از رفراندوم نمایشی مورد حمله ی حشد شعبی قرار گرفتند و آمریکا و صهیونیستها و تمام غربی های مدعی حمایت از آنها، این مرتدین و خائنین سکولار را رها کرده و تماشاچی شدند، خودشان به تنها حتی ۲۴ ساعت در برابر حشئ شعبی دوام نیاوردند و در همین مدت کم ۵۱درصد از خاک تحت سلطه  ی خودشان از جمله کرکوک را واگذار کردند.

در کُردستان سوریه هم زمانی که آمریکا مزدوران سکولار و مرتد پ.ک.ک را رها کرد کمتر از چند ساعت بعد از خیانتشان در سری کانی، دولت اسلامی (داعش) همه ی آنها را جارو کرد و تنها یک محله در کوبانی را در اختیار داشتند تا اینکه ۹۲ کشور دنیا به دادشان رسیدند.

پس از آن نیز زمانی که آمریکا طی معامله ای با حکوت سکولار و مرتد ترکیه آنها را برای گروههای شبه اسلامی مزدور ترکیه رها کرد، این گروهها از عفرین تا سریکانی را به تصرف خود درآوردند که تا همین الان هم در تصرف آنهاست و این بی عرضه های پ.ک.ک حتی توان مقاومت چند ساعته ی بدون حمایت هوائی آمریکا و تحالف را هم نداشتند.

البته فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، نیز در بیانیه‌ای اعلام کرد: سنتکام به نظارت دقیق وقایع در شمال شرق سوریه ادامه می‌دهد.

بله، آمریکا تماشاچی نابود شدن مزدورانش است؛ همان کاری که ترامپ با اغتشاشگران سکولار و خائن ایران در دی ۱۴۰۴ش انجام داد. گفت در میدانها بمانید، کمک در راه است، اما در نهایت از رهبر ایران تشکر کرد که مثلاً چند نفر از این خائنین را به خاطر او اعدام نکرده (آنهم کلاً دروغ و ادعا).

امروز در سوریه، احمد الشرع (جولانی) مزدور بهتری برای آمریکا و صهیونیستها و غرب است و آمریکا قصد دارد به پ.ک.ک بگوید اگر من نباشم تو هیچی نیستی و الان هم تصمیم من بر آن است که در حاکمیت جولانی ادغام و حل شوی، پس زر اضافی نزن و ادای پهلوان پنبه ها را درنیار.

لازم است بدانید که جنگ این مرتدین سکولار کُرد در سوریه و عراق در جنگ با تنظیم دولت اسلامی (داعش) به این شکل بود که آمریکا و حول و حوش ۹۲کشور همپیمان با او ابتدا با تمام قدرت منطقه یا محله و خانه ای که افراد دولت اسلامی در آن بودند را به شدت بمباران می کردند و آنرا شخم می زدند و به دنبال آن این سگهای بوکش و خائن هم بر زمین سوخته عکس می گرفتند و زخمی ها و اسرائی که قدرت حرکت نداشتند و تسلیم شده بودند را با خود می آوردند و نمایش رسانه ای پر سروصدا برگذار می کردند.

این واقعیت این خائنین سکولار مزدور و بی غیرت میان کُردهای مسلمان و باغیرت است.

 در تازه ترین اقدام و در سوریه هم داریم می بینیم که آمریکا بعد از اینهمه مزدوری که از این مرتدین پ.ک.ک کشید و آنهمه نفری که از آنها در راه اهداف کثیفش به کشتن داد امروز به همراه شرکایش نظاره گر تکرار سناریوهای قدیمی برای مزدوران است و اینبار اینها را برای مزدوران خائن و شبه اسلامی باند جولانی حاکم بر دمشق رها کرده است.

مزدوران شبه اسلامی و خائن باند جولانی ابتدا با یک درگیری ساده محله «شیخ مقصود» و «اشرفیه» حلب و کل حلب و حومه ی آنرا در روز چهارشنبه از نیروهای سوریه دموکراتیک (قسد / پ.ک.ک) و شاخه نظامی آن، یگان‌های مدافع خلق (YPG/YPJ) پاک کردند و امروز ۲۸دی ماه ۱۴۰۴ش نه تنها غرب و شرق فرات بلکه بخشهای زیادی از استانهای دیرالزور و الرقه و حتی الشدادی از استاد حسکه را نیز از وجود مرتدین سکولار و خائن پ.ک.ک پاکسانی کردند آنهم بدون حتی یک مقاومت چند دقیقه ای پشت سر هم .

جالب است بدانید نه تنها مردم کُرد محله های شیخ مقصود و اشرفیه بلکه مردمان سایر مناطق تحت کنترل مرتدین پ.ک.ک هم در هنگام حمله ی مزدوران به ظاهر اسلامگرای باند جولانی این مرتدین سکولار پ.ک.ک را رها کردند و حتی عده ای از آنها قبل از آنکه نیروهای جولانی به دیرالزور و الرقه برسند با این نیروهای مرتد پ.ک.ک درگیر شدند و مناطق خود را به کنترل درآوردند تا اینکه نیروهای باند جولانی رسیدند.

نیروهای سکولار و مرتد کُرد چنین موجوداتی هستند؛ وفادارترین به دشمنان دین و ملت خود، و خائن ترین  به دین و ملت و خاک خود، و در عین حال ترسوترینهای میان قوم مسلمان و باغیرت و باشهامت کُرد.

پاسخ  قوم کُرد به دعوت احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران به پیوستن به اغتشاشات دی ۱۴۰۴  (۴)

پاسخ  قوم کُرد به دعوت احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران به پیوستن به اغتشاشات دی ۱۴۰۴  (4)

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

 تا اینجا و بر اساس آنچه خودشان از «خیانت» تعریف کرده اند ما می توانیم این احزاب سکولار کُرد را خائن به سایر احزاب هم قطار و پیروان حزبی خودشان بدانیم و برای ما مسلمین تنها «جاش»هائی هستند که جهت ضربه زدن به عقاید و فرهنگ و موجودیت و جان و مال و ناموس کُردهای مسلمان و تنها جهت حفظ منافع حزبی خودشان با هر دشمنی چون صدام حسین و صهیونیستها و … نیز هم مسیر شدند.

با این وجود اگر به تاریخ روابط این احزاب سکولار با حکومتهای دارای قدرت جهانی و منطقه ای نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که در تمام دنیا هیچ حزب و نیروی سیاسی مثل این احزاب متنوع سکولار میان کُردهای مسلمان عقیم نبوده اند.

اما جالب است بدانید که این احزاب سکولار به نفع هر حکومتی شروع به حرکت دادن مردمان فریب خورده کرده اند آخر سر شکست شان را هم به پای همان دولت های حامی نوشته اند.

یعنی اینها اصلا نمی خواهند بپذیرند که ابزار دست حکومتها بوده اند و در معرض معامله قرار گرفته و تنها قربانی آندسته از مردم کُرد بوده اند که فریب اینها را خورده اند.

اینها به جای اینکه بگویند که قاضی محمد بنیانگذار حزب سکولار دمکرات کردستان ابزار دست بوده و … و به مردم مسلمان کُرد خیانت کرده و مردم کُرو او را رها کردند و ….  فورا می گویند شوروی به قاضی محمد خیانت کرد و شکست خورد، یا می گویند شاه ایران به مصطفی بارزانی خیانت کرد و شکست خورد، یا می گویند این دفعه هم همه دنیا به مسعود بارزانی خیانت کرد و شکست خورد.

این احزاب سکولار دغل باز می خواهند مثلاً استالین را پاسخگوی خیانت به قاضی محمد کنند یا صدام حسین را پاسخگوی خیانت به کومله ها و دمکراتها و بارزاین ها و طالبانی ها کنند، یا آمریکا را پاسخگوی خیانت به بارزانی کنند و در اغتشاشات ۱۴۰۱ش هم می خواستند آمریکا و اسرائیل و آنهمه کشور اروپائی را پاسخگوی خیانتشان به اغتشاشگران کنند و در این اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش هم که باز عده ای به تحریک این احزاب سکولار (به عنوان پیمانکار) و با وعده های آمریکا و صهیونیستها وارد خیابانها شده اند زمانی که داستانهای قبلی با آنهمه صذمات جانی و مالی و … که بر روی دست فریب خورده می گذارد تکرار شد باز می خواهند آمریکا و صهیونیستها را پاسخگو کنند.

این سرانجام عده ای احمق است که قصد ندارند دست از حماقت و مزدوری و حفظ منافع حزبی خود حتی به قیمت فروش و نابودی مردم بکشند به همین دلیل هم اکنون که مثلاً بارزانی ها ( و احزاب سکولار همسو با آن ) با آل سعود و صهیونیستها و آمریکا هم مسیر شده اند و بخشهایی از پ.ک.ک و اتحادیه میهنی هم در جبهه ی ایران قرار دارند اگر بین ایران و عربستان معامله ای صورت گرفت و اینها مورد معامله قرار گرفته و واگذار شدند لابد از امروز ایران و عربستان مسئول به حساب می آیند.

کُردهای مسلمان باید حساب خود را از این احزاب تماماً خائن و مزدوری که تنها منافع حزبی خودشان برایشان مهم است اما با نام مردم صحبت می کنند دوری کنند و اجازه ندهند پروژه هایی چون تولید اغتشاش و … که این پیمانکارها از صاحبکارهائی چون آمریکا و صهیونیستها گرفته اند با موفقیت در جامعه پیاده شود.

ملت مسلمان کُرد با تمام مشکلاتی که دارد و باید از کانال صحیح آن و توسط دلسوزانش حل و فصل شوند، باید لگد جانانه ای به این احزاب سکولار پیمانکاری بزند که برایشان نه دین و جان و ناموس کُردها مهم است نه حتی خاک کُردها که زمانی جهت اشغال آن با صدام حسین هم مسیر شده بودند و الان هم در اجازه ی صهیونیستها و آمریکا هستند.

پاسخ  قوم کُرد به دعوت احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران به پیوستن به اغتشاشات دی ۱۴۰۴  (۳)

پاسخ  قوم کُرد به دعوت احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران به پیوستن به اغتشاشات دی ۱۴۰۴  (3)

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

بر این اساس بیائید با هم از این زوایه به «خیانت» و آنچه احزاب سکولار کُرد جدا از مردم انجام می دهند نگاه کنیم و این حقیقت را روشن کنیم که مثلاً:

  • زمانی که حزب سکولار و دمکرات بارزانی ها در سال ۱۳۵۸ و دهه شصت در سرزمینهای کردنشین ایران بر علیه احزاب سکولار کُرد ایرانی می جنگید در مقابلشهم حمایت بیشتر جمهوری اسلامی از جنبش خود را می خرید و کارش ربطی به «خیانت» به ملت مسلمان کُرد نداشت و تنها در پی منافع حزبی خودش بود که بعدها این منافع را در همکاری با آمریکا و صهیونیستها می دید.
  • بارزانی ها  در سال ١٣٤٧ با کشتن امثال سلیمان معینی و تحویل جنازه اش به شاه ایران، حمایت شاه از حزب خودش رامیخرید.
  • بارزانی ها و اتحادیه میهنی طالبانی و کومله ها و دمکراتها نیز که نوبتی به صدام حسین سکولار پیوستند تنها برای خرید حمایت از حزب خودشان بود و ربطی به ملت مسلمان کُرد نداشت.

با آنکه این احزاب همیشه همدیگر و مخالفین خود را به «خیانت» به ملت کُرد و «جاشیگری» (مزدوری) برای دشمنان ملت کُرد متهم کرده اند اما اگر دقت کنیم اینها تنها مشغول حزب بازی خودشان بوده اند و تا جایی که به منافع مردم مسلمان کُرد مربوط می شود، اینها منافع مردم مسلمان کُرد را نمایندگی نکرده اند تا به آنها خیانت کرده باشند.

پس این الفاظی که امثال مصطفی هجری و یزدانپناه و مهتدی و دیگران برای مخالفین خود به کار می برند تنها مصرف داخلی برای احزاب سکولار خودشان دارد و ربطی به ملت مسلمان کُرد ندارد و اگر خیانتی به این ملت شده باشد (که شده) توسط علمای دینی و ماموستاهائی صورت گرفته که از این ملت هستند و ماهیت این دشمنان آشکار را  بر اساس فقه مذهب خودشان برای آنها بیان نکرده اند.

پس بیائید همسوئی بارزانی ها با ترکیه و صهیونیستها و همسوئی اتحادیه ی میهنی با ایران را به بند و بست جهت تقویت و حفظ منافع حزبی آنها گره بزنیم و قبول کنیم که رفتارهای این احزاب ربطی به خواست ملت مسلمان کُرد ندارد.

نمونه ی دیگر را به یاد بیاوریم که پ.ک.ک مزدو روسیه بود و ترکیه یک هواپیمای روسی را سرنگون کرد و پ.ک.ک به دستور روسیه خیزش و اعتراض و قیام و جنگی سرتاسری را در منطقه جزیره بر علیه حاکمیت اردوغان سازمان داد تا به ترکیه فشار بیاورد و حمایت بیشتر روسیه را بخرد که  بعد از کشته شدن آنهمه کُرد فریب خورده و با معامله ترکیه و روسیه و معذرتخواهی اردوغان قضیه خوابید و قضیه جنگ سرتاسری علیه دولت پوچ شد و حاصل این بازی تنها ویرانی بخشی از شهرک جزیره و کشتار و آوارگی مردمان بیدفاع آنجا بود.

همین حزب دمکرات کُردستان به رهبری قاسملو در اوایل انقلاب ۵۷ با آنکه در «هیات نمایندگی خلق کرد» با شرکت کومه له و سازمان فدایی تن دادند اما در طول تمام مذاکره اینها مشغول مذاکره مخفیانه با حاکمیت مرکزی برای بند و بست بودند و به هر خواست و خفتی تن دادند تا حمایت حکومت مرکزی را جلب و در قدرت محلی در کردستان جناح کُردی حکومت مرکزی شوند، که برایشان میسر نشد به همین دلیل در آن دوره یکی از تبلیغات حزب دمکرات متهم کردن کومله به جنگ افروزی علیه جمهوری اسلامی ایران بود و حتی توده ای های میان حزب دمکرات چون کریم حسامی تلاششان بر این بود چنانچه آیت الله خمینی آنها را در قدرت شریک کند اینها حساب کومله ها و سایر کمونیستها را خواهند رسید که داستان اسکورت نیروهای ارتش به پادگان مهاباد برای تقویت پادگان و آمادگی حکومت مرکزی برای حمله بعد از مذاکرات را همه می دانند اما زمانی که مورد قبول جمهوری اسلامی واقع نشد شروع کرد به جنگیدن و بعدها که نتوانست با جنگیدن به جائی برسد دوباره از در سازش برآمد که قاسملو سرش را در این مسیر داد اما باز سر مردم کُرد منت را هم گذاشتند که گویا قبول این پستی ها در راه تامین حقوق مردم بوده است نه حفظ منافع خودشان و حزبشان.

اگر حکومت مرکزی ایران این احزاب سکولار را به عنوان ابزار دست خود می پذیرفت هم اکنون آنها نیز مثل بارزانی ها و طالبانی ها در مناطق کُرد نشین غرب ایران صاحب قدرت و جمع آوری ثروت برای حزب خود بودند.

پس جنگ این حزب و آشتی و تمام کارهای احزاب سکولار تنها جهت حفظ منافع خودشان است و ربطی به ملت مسلمان کُرد ندارد و اجازه ندهیم با شعارهای اقتصادی و قومیتی و … با شعور جوانان احساسی و کم تجربه  یما بازی کنند و آنها را خوراک اغتشاشی کنند که با زمینه های داخلی طراح اصلی آن آمریکا و صهیونیستها هستند و نفع اصلی هم به عنوان دلال و پادوی تولید این اغتشاش این احزاب مزدور خستند و هزینه ی اصلی آن را نیز تنها جوانان و مردم فریب خورده پرداخت می کنند .

پاسخ  قوم کُرد به دعوت احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران به پیوستن به اغتشاشات دی ۱۴۰۴  (۲)

پاسخ  قوم کُرد به دعوت احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران به پیوستن به اغتشاشات دی ۱۴۰۴  (2)

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

در اینجا و در مورد عدم توجه قوم کُرد و بخصوص اهل سنت به فراخوانهای متعدد و انبوهی از بیانیه های احزاب سکولار میان خود جهت پیوستن به اغتشاشگران سکولار داخل ایران، اجازه دهید سراغ تجربیات تاریخی و حافظه ی تاریخی و میزان شعور و درک سیاسی و عقیدتی این قوم در مورد «خیانت»  و «جاشیگری» (مزدوری) برویم.

اگر خیانت را بر اساس تعریف خود این احزاب به معنی پشت کردن به منافع خودی هایی که همگی منافع مشترک و واحدی دارند را بپذیریم لازم است از خودمان بپرسیم این احزاب سکولار کُرد و حتی غیر کُردی چون دارودسته ی رجوی و پس مانده ی پهلوی ها و… به کدام خودی خیانت کرده است؟

این احزاب سکولار قومیت گرا و سوسیالیست مانند همه ی مشابهین خود در دنیا، خود را جنبش همه مردم  و نماینده ی همه ی مردم معرفی می کنند و مثلاً می گویند حزب دمکرات «کُردستان»، حزب کومله زحمتکشان «کردستان»، حزب آزادی «کُردستان» و…  این حقه بازی و عوام فریبی یکی از سرچشمه های پیدایش تئوری «خیانت» در حق مردم است.

کافی است تصور کنید که مثلاً یک حزب مثل حزب دمکرات کُردستان به دستور استالین و از کانال باقراف و توسط قاضی محمد با کودتا بر علیه ژ-ک که حزبی اسلامگرا بود تاسیس می شود و کمونیستهای شوروی منافع سیاسی طبقاتی خود را در تأسیس این حزب و حزب پیشوری در آذربایجان می دید.

حالا زمانی که استالین بعد از برآورده شدن منافع سیاسی خودش از کانال دیگری، قاضی محمد را واگذار و رها می کند و حزب دمکرات چنین نشان می دهد که شوروی های کمونیست که با او هم منفعت بودند از این زاویه به او و اهداف سیاسی او «خیانت» کرده است.

مشکل تنها به این احزاب ختم نمی شود بلکه به پیروان آنها نیز سرایت می کند تا جائی که خیال می کنند یک مسلمان کُرد زبان که خود را به حزبی ناچیز در برابر قدرت حکومتی دشمنان دین و عقایدش به خاطر منافع مشترک چسبانده و این کشور عملاً اختیار حزب او را در اختیار دارد و هر آن با پیدا شدن منافع بالاتری قادر به رها کرد و فروش و معامله بر سر آن است می تواند به آن اعتماد کند و اگر این قدرت خارجی به خاطر منافع خودش جای دیگری کالایش را خرید و از این خرید نکرد پس به او خیانت کرده است.

واقعیت این است که در تمام طول تاریخ بشریت منافع مومنینی که دارای قدرت برتر حکومتی نبوده اند با منافع سکولاریستها در تضاد بوده است و پیشروی هرکدام از این دسته ها به معنی عقب نشینی طرف دیگر است.

هر جائی که قدرت حاکمیت سکولاریستها مستحکمتر شده است، این مومن است که از بسیاری از قوانین شریعت الله دست کشیده است، و هر جائی که حاکمیت اسلامی بر منهاج نبوت برقرار است، بر خلاف یهودی ها و مسیحی ها و زرتشی ها و مندائیان که آزادی های مشخص و تعریف شده با زندگی مسالمیت آمیزی که در دارالاسلام دارند، این سکولاریستها هستند که در بدترین مضیقه ها و عقب نشینی ها قرار می گیرند و حتی در صورت نداشتن پیمان و جهت ادامه زندگی با مسلمین مجبور به تشکیل گروه منافقین می شوند.

بر این اساس، رابطه ی این دو دسته که بر اساس قدرت هر یک از آنها سنجیده می شود رابطه ی دو دشمن در برابر هم است و اگر منافعی هم وجود داشته باشد تنها در حد برآورده شدن این مافع باقی می ماند و از آنجائی که سکولاریستها نسبت به مومنین صاحب هیچ عهد و پیمان قابل اعتمادی نیستند هر جای دیگری منافعشان تامین شود به سادگی مومنین و حتی احزاب سکولار و کشورهای سکولار مثل خود را نیز رها می کنند یا آنها را در معرض فروش قرار می دهند.

پس زمانی که مصطفی هجری در این پیام ۱۶ دی و حسین یزدان‌پناه و عبدالله مهتدی و امثالهم که در این روزهای اغتشاشات دی ماه ایران گرد و خاک بیشتری به راه انداخته و کُردهای اهل سنت را به همسوئی با منافع مشترک احزاب سکولاری چون خودشان و سکولاریستهای جهانی چون آمریکا و صهیونیستها و … فرا می خوانند یک درخواست بی پایه، عوامفریبانه و حقه بازانه است.

کُردهای مسلمان با این سکولاریستهای بومی و خارجی به جز دشمنی به منافع هم، مطلقا هیچ منفعت مشترکی ندارند بلکه اگر منفعتی هست تنها بین این سکولاریستها با هم است.

اینجاست که می توانیم به این نتیجه برسیم که این احزاب سکولار میان کُردها در معامله و بند و بست خود با دولت های سکولار معینی چون شوروی ها و صدام حسین و صهیونیستها و آمریکا و انگلیس و …. به کُردهای مسلمان و مردم ایران خیانتی نکرده اند، چون جدای از مردم ما بوده اند و یکراست سراغ منافع سیاسی و اقتصادی و حزبی خود رفته اند و اگر در این وسط و در برهه ای از تاریخ و با سوء استفاده از مسائل مذهبی و قومیتی و اقتصادی و … سر کُردها  توسط این احزاب سکولار کلاهی رفته است، مشکل به آگاهی های عقیدتی آنها و بخصوص به عدم کفر به طاغوت این کُردها و عدم برائت آنها از سکولاریستها(مشرکین) که به ایمان آنها گره خورده است بر می گردد و اینهم متاسفانه بیشتر آن به جهل و سهل انگاری و حتی غدر و خیانت دسته هائی از ماموستاها و علمای دینی چون شیخ عزالدین حسینی و شیخ مرشد غزنوی و امثالهم بر می گردد.

پاسخ  قوم کُرد به دعوت احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران به پیوستن به اغتشاشات دی ۱۴۰۴  (۱)

پاسخ  قوم کُرد به دعوت احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران به پیوستن به اغتشاشات دی ۱۴۰۴  (1)

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

قبل از ورود به بحث اصلی لازم است توضیحاتی مختصر ارائه شود، از جمله اینکه چرا ابتدا گفته شد احزاب سکولار و خائن میان سورانهای اهل سنت ایران؟ چون تمام احزاب سکولاری که در میان کُردهای شیعه و علی اللهی و اهل سنت ایران وجود دارند همگی از میان لهجه ی سوران شافعی مذهب بیرون زده اند و اگر در میان این احزاب سکولار افرادی از هورامی ها یا لکها و کلهرها و اردلانی ها و علی اللهی ها و … وجود دارند همگی سرباز و در رده های پائین قرار دارند و این احزاب برای آنها حکم غیر بومی دارند.

این هفت حزب سکولار هم که دعوت به اغتشاش و بخصوص اعتصاب روز پنج شنبه ۱۸دی ۱۴۰۴ش  و پیوستن به اغتشاشگران سکولار داخل ایران داده اند و رهبران آنها از جمله مصطفی هجری با لفظ «جاش» تهدیداتی هم نثار کُردهای اهل سنت و شیعه و علی اللهی ای نموده اند که به دلایل عقیدتی، یا به دلایل خیانتهائی که از این احزاب دیده اند از این احزاب فاصله گرفته اند، مسیری را می روند که از قاضی محمد شوروی تا کنون طی کرده اند.

 علاوه بر این، تمام این احزاب، مردم کُرد را بر «انسجام، همبستگی و پرهیز از تقابل‌های درونی» دعوت کرده اند و این عین مسخره کردن شعور کُردهای اهل درک و فهم و بخصوص مخاطبین خودشان است، چون به عنوان مثال قبلاً تنها یک حزب کومله وجود داشت و در یک اردوگاه نتوانستند این به اصطلاح «انسجام، همبستگی و پرهیز از تقابل‌های درونی» را در میان آن چند نفر موجود در اردوگاه «زرگویز» رعایت کنند و یک گروه چند نفره تبدیل شد به چندین حزب مختلف با چندین رهبر جداگانه؛ همین حزب دمکرات مصطفی هجری هم به چندین گروه مجزا تقسیم شد، حالا بماند حکمتیستها و … که از این احزاب جدا شده و مستقلاً ساز خود را می زنند.

مورد دیگر اینکه، تمام این احزاب سکولار کُردها و از جمله مصطفی هجری کُردها را به هم مسیری و اتحاد با اغتشاشات داخلی ایران دعوت می کنند و می گویند با هم متحد شویم و «خواستار شکل‌گیری ایرانی نو هستیم… جایی که چند هویتی و حقوق همه ملل طبق قانون به رسمیت شناخته شو».

این سخنان در حالی گفته می شود که در ایران هیچ مشکل قومیتی وجود ندارد و در اسکله ی حاکمیت ایران از تمام قومیتهای تُرک و کُرد و بلوچ و … وجود دارد و اگر در مناصبی چون رهبریت و رئیس جمهوری محدودیتی وجود دارد برای قومیتها نیست، بلکه تنها برای غیر شیعیان جعفری است. البته سکولاریستها چه شیعه زاده باشند یا سنی زاده یا … جایگاهی در حاکمیت ایران ندارند، پس این دغل بازی و دروغگوئی افرادی چون هجری انگار قرار نیست روزی خاتمه یابد.

نکته ی دیگر اینکه، این احزاب سکولار زمانی کُردها را به «اتحاد و انسجام» با اغتشاشگران از میان افکار و مذاهب و قومیتهای مختلف فرا می خوانند که بیشتر از ۴۵ سال است چند گروه و حزب سکولار در خارج از ایران با نام «اپوزیسیون» خارج نشین و تحت مدیریت مستقیم آمریکا و شرکای آمریکا به سر می برند اما هنوز نتوانسته اند خودشان متحد شوند، یعنی همین الان هم طرفداران ربع پهلوی و دارودسته ی رجوی سایه ی هم را می زنند و کومله ها و دمکراتهای مختلف با هم و با پ.ک.ک دشمنان دیرین هم هستند، آنوقت این چند نفر نتوانسته اند با هم یکی شوند و در کمال پرروئی چنین درخواستی از مشتی اغتشاشگر فریب خورده ی داخلی و ملت آگاه و باشرف کُرد و سایر قومیتهای ایرانی دارند.

با این مقدمه سراغ موردی می رویم که این احزاب سعی دارند با سوار شدن بر موج رسانه‌ای و اغتشاش و با برچسب زنی و ترور شخصیتی تمام کسانی که همراه آنها نیستند و یا در برابر آنها ایستاده اند، آنچه در خودشان از دشمنی با کُرد هست را به مخالفین خود در ایران نسبت دهند و آنهم «خیانت» است که با لفظ «جاش»[۱] بیان می کنند.

 این احزاب سکولار زمانی مخالفین خود را با لفظ «جاش» خطاب می کنند و با عبارت «از همه آن افراد می‌خواهیم که دست از خدمت به دشمنان کوردستان بردارند و به آغوش میهن بازگردند.» انگار همه ی آنها که از ابتدا در آغوش صدام حسین سکولار- سوسیالیست و بعد از آن در آغوش آمریکا و شرکای آمریکا و شریک تمام کشتارها و جنایات و ترورهای آنها از هم میهنان خود بوده اند در آغوش میهن بوده اند، یا صدام حسین و آمریکا، دوستان قوم کُرد و سایر قومیتهای ایرانی بوده و اینها آغوش را صحیح رفته اند و کسانی که با اینها نیستند آغوش اشتباهی رفته اند.


[۱]  جاش در لغت یعنی کره خر، و در اصطلاح یعنی مزدور و کسی که بر علیه ملت و قوم و مذاهب خودش در اختیار دشمنان ملت و قوم و مذهب خودش قرار گرفته است.

گروه‌های کافر باسک و کاتالان شرافتمندتر از ربع پهلوی و اپوزیسیون سکولار و غربگرای ایران

گروه‌های کافر باسک و کاتالان شرافتمندتر از ربع پهلوی و اپوزیسیون سکولار و غربگرای ایران

به قلم: محمد اسامه

زمانی که ربع پهلوی و تقریباً تمام احزاب سکولار غرب نشین ایرانی جهت مخالفت با دارالاسلام ایران در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار گرفته اند و حتی در جنگ ۱۲ روزه ی اخیر بخشی از سربازان جنگ روانی صهیونیستها و آمریکا بر علیه کشور و مردم خود شده بودند، اما صهیونیستها در هیچ برهه ای زمان که این مزدوران نیاز به کمک داشتند به دادشان نرسیده است.

فقط کافی است به کُردهای شمال عراق یا شمال و شمال شرق سوریه نگاه کنید که در سالهای اخیر و در هنگام نیاز چگونه توسط صهیونیستها رها شدند و حکومت مرکزی عراق در عرض چند ساعت بیشتر از ۵۱ درصد از مناطق تحت تصرف این کُردها را اشغال کرد و حکومت ترکیه هم از عفرین تا رسیکانی (راس العین) را جلو چشم صهیونیستها به اشغال خود و مزدورانش درآورد.

در برابر این اپوزیسیون خائن و خود فروخته ی ایرانی نگاه کنید که چه اتفاقی برای گروه‌های کافر اصلی باسک و کاتالان شرافتمند تر از این اپوزیسیون ایرانی افتاد؟

اخیراً، خبرهایی مبنی بر تصمیم عجیبی از سوی مقامات صهیونیستی مبنی بر «به رسمیت شناختن حق استقلال باسک و کاتالونیا» منتشر شد. این اقدام به‌نظر می‌رسد که نوعی انتقام از اسپانیا به‌خاطر مواضع این کشور در قبال مسائل فلسطین به حساب می‌آید.

این موضوع، به‌سرعت واکنش‌های متفاوتی را در بین گروه‌های باسک و کاتالان به همراه داشت. باسک‌ها و کاتالان‌ها به‌صراحت اعلام کردند که این تصمیم به هیچ وجه به صهیونیسم مربوط نمی‌شود و آن‌ها خودشان قادر به حل مسائل داخلی و سیاسی خود هستند. این واکنش، نشان‌دهنده ی یک حس قوی از هویت ملی و استقلال‌طلبی در این دو منطقه است که همواره به دنبال حفظ حقوق خود و تعیین سرنوشت خویش بوده‌اند.

علاوه بر این، باسک‌ها و کاتالان‌ها همچنین اعلام کردند که از حق مردم فلسطین حمایت می‌کنند. این حمایت تأکید بر همبستگی با دیگر ملت‌هایی است که درگیر مبارزات برای حقوق خودشان هستند. آن‌ها به‌وضوح می‌خواهند تأکید کنند که مبارزات فلسطین از نظر انسانی و سیاسی ارزش والایی دارد و نباید دستاویزی برای اختلاف‌افکنی میان ملت‌های مستقل گردد.

این رخداد، علاوه بر آنکه نوعی روسیاهی برای ربع پهلوی و کومله ها و دمکراتها و عدوالله سربازی و سایر اپوزیسیون خائن ایرانی را به نمایش می‌گذارد، نشان‌دهنده ی اهمیت احترام به حقوق و خواسته‌های مستقل ملت‌هاست و اینکه چگونه ملل مختلف می‌توانند با یکدیگر همبستگی و هم‌دلی ابراز کنند و ابزار دشت دشمنان بشریت نشوند.