احزاب سکولار کمپ نشین و فاصولیاخور کُرد ایرانی در مسیر دارودسته ی رجوی

احزاب سکولار کمپ نشین و فاصولیاخور کُرد ایرانی در مسیر دارودسته ی رجوی

به قلم: کیوان مریوانی

اگر به تاریخ احزاب سکولار در سرزمینهای اسلامی و بخصوص در میان کوردها نگاه کنیم به دلیل بیگانه بودن با عقاید و فرهنگ اسلامی مردم و در کل به دلیل بی ریشه بودن متوجه یک ویژگی مشترک در میان آنها می شویم: وابستگی به قدرتهای سکولاریستی جهانی و منطقه ای جهت حفظ بقاء و جنگ با مردم مسلمان خودشان.

اولین حزب سکولار در میان کُردها توسط شخصی به نام قاضی محمد گرجستانی الاصل در شهر مهاباد و به دستور استالین گرجستانی الاصل رهبر اتحاد جماهیر شوروی سابق درست شد.

قبلاً کوردها جهت مبارزه با پهلوی های سکولار جماعتی اسلامی تحت عنوان جمعیت احیای کُردستان یا جمعیت احیای کُرد (به کُردی: کۆمه‌ڵه‌ی ژیانه‌وه‌ی کوردستان) با نام مخفف «ک.ژ.ک» یا «ژِ.کاف» با زیر بنای عقاید اسلامی و قرآن محوری داشتند که توسط جریان نفوذی کمونیستی و وابسته ی به شوروی قاضی محمد نابود شد، کاری که نه رژیم پهلوی توانست انجام بدهد و نه اشغالگران انگلیسی و روسی در منطقه.

اما جالب است بدانید که همین قاضی محمد که قبلاً نوکر شاه پهلوی و رئیس سازمان شیر و خورشید در مهاباد و بعدها جهت تحمیل خودش بر مردم مسلمان نوکر شوروی ها شد به دنبال توافق حکومت سکولار پهلوی ها با شوروی ها فروخته شد و بعد از عقب‌نشینی ارتش شوروی از خاک ایران قاضی محمد تنها ماند و چون توسط علمای منطقه مثل مُلاخلیل تکفیر شده بود و پایگاه مردمی هم نداشتند در کمال تنهائی توسط دادگاه محلی به اتهام مزدوری برای ارتش اشغالگر شوروی محکوم و در میدان چوارچرا شهر مهاباد اعدام شد.

به دنبال آن، اعضای برجسته ی این حزب یا مثل قاسملو در حزب کمونیستی توده ایران عضو شدند و بعدها کارمند رژیم سکولار و بعثی صدام حسین شدند و یا در ابتدای انقلاب ۱۳۵۷ ایران در احزاب چپ و کمونیستی بومی و غیر بومی عضو شدند و در نهایت همگی با پس زمینه هایی از سوسیالیسم و حکومت کارگری و … به دامان صدام حسین سکولار رفتند و همگی تا زمانی که صدام حسین بر علیه ایران جنگید آنها هم بر علیه خاک و وطن و مردم خود در کنار این اشغالگر بیگانه جنگیدند.

بعد از نابودی صدام حسین اینها اربابان جدیدی برای ضدیت با ایران و مردم مسلمان کُرد پیدا کردند از آمریکا و انگلیس و سایر اعضای ناتو بگیر تا رژیم فاسد آل سعود و ترکیه و غیره، اما عمر مزدور و کارائی مزدور تا جائی است که برای اربابانش سودی داشته باشد و زمانی که کار اربابان تمام شد به شیوه های مختلفی یا مورد معامله قرار می گیرد یا مثل دستمال توالت دور ریخته می شود تا هر چه برسرش می آید بیاید.

نمونه ی بزرگتر از این احزاب سکولار و دست نشانده ی کُرستان ایران که در میان کُردهای عراقی به فاصولیاخور (لوبیاخور) مشهور شده اند دارودسته ی سکولار رجوی است که با آنهمه دبدبه و کبکبه و سروصدا و با آنهمه مزدوری برای صدام حسین و تمام دشمنان ملت ایران ابتدا در کمپهای اشرف در عراق مورد حمله قرار گرفت و بعد به غرب عراق در مرز اردن فراری داده شدند و در مرحله ی سوم کلاً از عراق دور ریخته شدند، هم اکنون احزاب سکولار و تماماً مزدور و خائن کُردستان ایران هم در پی توافقات امنیتی حکومت دست نشانده و فاسد بارزانی و حکومت عراق و تهران در همین مسیر قرار گرفته اند.

بگذار بار دیگر، این خائنین برای کم هوشترین فرد جامعه درس عبرتی باشند که بدانند این سرانجام حتمی تمام افرادی است که به دین و خاک و ناموسش برای خدمت به بیگانگان دچار خیانت می شوند و به تحریکات دشمنان ملت به منافع ملت خود ضربه می زنند.

اوجلان آتئیست مسلیمه ی کذاب کوردها و بنیانگذار حزب کمونیستی پ.ک.ک و توهم پیامبر شدن(۳)

اوجلان آتئیست مسلیمه ی کذاب کوردها و بنیانگذار حزب کمونیستی پ.ک.ک و توهم پیامبر شدن(۳)

به قلم: ابوسلیمان هورامی

این داستان سرائی و مشابه کردن خودش ادامه دارد تا به پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم می رسد و می گوید:

  •  زندگینامە محمد مرا متأثر می ساخت، شخصیت محمد سوالات بزرگی را در ذهنم درست می کرد. زیرا من نیز در کوە و غار زندگی می کردم، فکر می کردم رفتار من و او بە هم شباهت دارد، شباهتهایی را در رفتارهایمان می دیدم.[۱]
  • انقلابهای بزرگ در میان شرایط پیشرفتە تمدنی روی نمی دهند. آنها کە از وضعیت خویش راضی هستند نیازی بە انقلاب ندارند. حتی وقتی بە ظهور اسلام کە از نزدیک آن را می شناسیم می نگریم، می بینیم کە شخص بدوی صحرایی بسیار از عصر خویش دور بودە و چنان در وضعیت غیر انسانی بسر می برد کە می تواند انسانهایی را کە نمی شناسد زندە بگور کند. اوج گیری پیغمبر تنها در میان این انسانهای پست می تواند معنا یافتە و بە وجود بیاید. [۲]

اوجلان می خواهد نشان دهد که کوردها قبل از تشکیل پ.ک.ک و آمدن او ملتی گندیده و مرده و عقب مانده و حتی وحشی بودند و چیزی بودند مثل عربهای زمان جاهلیت و قبل از آمدن پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم و خودش بود که این کوردهای وحشی و گندیده را با دینش زنده کرد و… اوجلان می گوید:

  • عظمت محمد بە چە چیزی بستگی دارد؟ بە جوابگویی او با فکری پیشرفتە و معنویتی عظیم در مرحلەای کە شرایط بسیار خشن و ابتدایی اجتماعی وجود داشت، مرتبط میشود، با جمع اوری ماندەهای دینی و یکی ساختن آن با قرآن، بە شکل پیشرفتەتری آنها را ارائە میدهد. بدین شیوە انفجار عظیم اسلامی روی میدهد. شرایط مادی آن زمان اعراب بسیار عقب ماندە بودە و با فکر نیز بیگانە بودند. بدین شیوە انسانیت بە سهولت در راە منافعی پیش پا افتادە فدا می گردید. ظهور محمد، چارە این اوضاع بود.[۳]
  • اوضاع عینی کردستان نیز تا حدودی با آن شباهت دارد. سیستمی کاملا حیوانی وجود دارد. از طریق مدیریتی حیوان گونە از بالا، آنانکە در پایین قرار دارند بە حیوان تبدیل می شوند.[۴]

 یعنی کوردهای قبل از اوجلان و حزب کمونیستی پ.ک.ک مثل عربهای زمان جاهلیت بودند ! و در جای دیگری در تشابه بیشتر کوردهای قبل از خودش با عربهای مشرک دوران جاهلی، کوردها را پیکر مردگانی متعفن و در حداقل انسانیت و وحشی و… معرفی کرده و  می گوید:

  •  کورد خلقی بی سر بود، یعنی رهبریت نداشت. پیکری بدون سر بود. توان ایفای نقش سر و مغز برای آنها بسیار صعب است. پیکر کرد همچون پیکر مردگانی بود کە برای تشریح از آن استفادە می کردند، پیکری متعفن بود. ببینید بە سخن آمدە و امروز دارای مغز است. تمامی اینها بە نوعی بیانگر واقعیت پ.ک.ک است.[۵]
  • این خلق بە نقطە حداقل انسانیت در دنیا سقوط کردە است و گویا این کافی نبودە، پس از آن خود را انکار نمودە و در این کار یک زندگی وخیمتر از دشمنان خود را دارد. بە شکل وحشی از قبول خویش بە مثابە یک ارزش دور شدە و یا دور افتادە شدە است.[۶]

اوجلان حتی کار را به جایی می رساند که غیر خودش و پ.ک.ک را غلط و منفور و مثل یک مجرم می داند که باید محکامه و کشته و نابود شود و می گوید: سالهاست کە در پ.ک.ک با تلاشی کە هیچ جنبشی آن را انجام ندادە، میخواهم اصلاح انسان از راە انتقادی را کارایی بخشم. در همین جا این را نیز بگویم کە زندگی غیر پ.ک.کەای را تماما باید محاکمە نمود.

زندگی ملی و اجتماعی ما غیر از پ.ک.ک منفور است، قابل محاکمە بودە و همانند زندگی کردن یک مجرم است… زندگی بدون پ.ک.ک یعنی زندگی فاقد تاثیر پ.ک.ک حاوی جرم است. سنگین ترین کیفر هر جرم سنگین، بە فقدان حیات است… داشتن شخصیت پ.ک.ک ای در عین حال گذار از وضعیت مجرمی است، ایجاد شرایط عفو خویش از جرم سنگینی است کە دشمن بر جامعە و بنیە اجتماعی حاکم گردانیدە است. بە تناسبی کە شخصیت پ.ک.ک ای را کسب کنید، از موقعیت جرم سنگین رهایی می­یابید، حکم اعدام شما لغو می شود و خود را بە وضعیت انسان صادقی در می آورید کە بی جرم بودە، طناب اعدام را از گردن خارج کردە و از این نظر بە زندگی وارد شدە است… پ.ک.ک ای شدن اقدامی است کە شخصی در راستای انسان شدن و مورد عفو واقع گرداندن خویش انجام می دهد کە سنگین ترین جرمها را مرتکب شدە و خواهان بخشش است.[۷]

آرزوی پیامبر شدن آنهم با چنین رویکردی آرزوی اوجالان این مسیلمه ی کذاب میان کوردهاست و خیال می کند مثل سلطان سهاک (اسحاق) بنیانگذار شیطان پرستان ملک طاووسی علی اللهی ها یا مثل شیخ عدی بنیانگذار شیطان پرستان یزیدی یا مثل بنیانگذاران علوی های ترکیه و آغا خان اسماعیلی و… می توان برای خودش پیروانی جذب کند آنهم با عقیاد آتئیستی و کمونیستی در میان ملتی که خصلتاً اسلامگرا هستند و همه ی دجالها با تفسیر غلط از اسلام توانسته اند این فرقه های مختلف را تولید کنند نه با ماتریالیسم و سکولاریسم و دشمنی اساسی با الله و شریعتهای آسمانی !

اوجالان که قطعاً نمی تواند با این تئوریزه کردن توهم پیامبری رسماً مثل مصحفه ره ش و سرانجام و… کتاب مقدسی معرفی کند و … اما در عوض با دعوت به صلح و آشتی و برادری و… نه تنها آشفته گوئی و تضاد سخنانش آشکار می شود بلکه می خواهد خود را پیام آور این خوبی ها معرفی کند البته با تفکرات آتئیستی و ماتریالسیتی کمونیستی !

ما شاهد کشتار کوردها توسط کفار سکولار جهانی و حکام سکولار محلی در ترکیه و عراق و سوریه و ایران بوده ایم اما اوجالان در مواردی بیسار بیشتر از حکام فاسد و ظالم سکولار جهانی و محلی از کوردها کشته، با این وجود به نظر شما کدام رهبر کافر و ظالم جهانی و منطقه ای چنین بی ارزش در مورد کوردها صحبت کرده و با چنین سنگدلی و بی رحمی در مورد کوردهای مخالف خود صحبت کرده است؟

فقط تصور کنید که پیروان و مخاطبین اوجالان در چه سطحی از فهم و شعور قرار گرفته اند که اوجلان به خودش اجازه می دهد تا این اندازه پیش برود و چنین ادعاهایی داشته باشد.

به امید روزی که کوردهای مسلمان بار دیگر به خود بازگردند و با بازگشت به شریعت الله و «اهل جماعت شدن» بار دیگر عزت پایمال شده ی خود را بازیابند و از شر این لکه های چرکین سکولار نجات پیدا کنند و تاریخ خود را از ننگ این احزاب سکولار پاک کنند.


[۱] هفت روز با رهبر( وتووێژی نبیل الملحم لە گەڵ ئۆجەلان)، ص۲۶

[۲] اوجلان، فلسفە آپویستی، ج۳ ص۳۰۱

[۳] اوجلان، چگونە باید زیست، ص۸۱

[۴] اوجلان، چگونە باید زیست، ۸۲-۸۳

[۵] اوجلان، فلسفە آپویستی، ج۳ ص ۵۶-۵۷  

[۶]  همان ۳۰۵

[۷]  اوجلان، خودسازی حزبی، ج ١ و ٢، ص ۳۵-۳۶

اوجلان آتئیست مسلیمه ی کذاب کوردها و بنیانگذار حزب کمونیستی پ.ک.ک و توهم پیامبر شدن(۲)

اوجلان آتئیست مسلیمه ی کذاب کوردها و بنیانگذار حزب کمونیستی پ.ک.ک و توهم پیامبر شدن(۲)

به قلم: ابوسلیمان هورامی

اوجالان با در نظر گرفتن روایت تورات که «اور» را مکان تولد ابراهیم علیه السلام می داند می گوید اور همان اروفاست که مکان تولد اوجلان است در حالی که منابع تاریخی اور را از شهرهای کلدانیها و در عراق کنونی می دانند؛ چون ابراهیم نیای پیامبران یهودیت و نصرانیت(مسیحیت) و اسلام است اوجالان مشرک (سکولار) ماتریالیست هم می خواهد به این شکل با داستان سرائی و چسباندن خودش به ایراهیم و مبارک خواندن اورفا مکان تولدش برای دین سکولاریستی و آتئیستی خودش نوعی مشروعیت کسب کند!

به دقت به این مطالب اوجلان دقت کنید که می گوید:

  • اورفا ماکتی از جامعە موزاییکی خاور میانە است. اهمیت و جایگاە اورفا در خاور میانە همانند معنای خاور میانە در کل جهان است. موردی کە موقعیت ایفای نقش مشابە در تاریخ می نامیم همان است.[۱]
  • پ.ک.ک در اورفا، شاید هم بدون توجە عمیق و آگاهی ژرف از واقعیت آن دست بە آزمودن زد. نیت طرفداری آن از آزادی و روشنگری حقیقتی غیر قابل بحث است. انجام اولین عملیات آن نە بر ضد نهادهای جمهوریت کە بر ضد کانونهای واپسگرای فئودالی این را اثبات نماید.[۲]
  • آیا می توان با توجە بە این امر پ.ک.ک را یک جنبش معاصر ابراهیمی قلمداد نمود؟ از نظر نیت شباهتهای جالبی را نشان میدهد. یورش بە محیطهای منفور و نمرودیان کوچک تنها بنام ملی و دمکرات بودن نیست، بلکە گامی پیشرو برای جامعە بشری است.[۳]
  • چیزی کە برای پ.ک.ک و منطقە اورفا اهمیت بیشتری دارد، آغاز و یا عدم آغاز قداست معاصر شدە ابراهیم در قرن بیست و یکم است… بە راحتی میتوانم بگویم کە پ.ک.ک با نام و هویت قبلی خویش نمیتوانست در منطقە این دگردیسی را نشان بدهد  و این از نظر تاریخی بدون معنا بود.[۴]
  • در واقع قبل از سال ١٩٧٩ دولت سعی نمود تا بە هر طریقی ما را از میان بردارد. من نیز درک نمودە بودم کە با خط مشی گذشتە نمیتوان موفقیت را کسب کرد… دو راە در مقابلم قرار داشت: یا رفتن بە کوە و یا رفتن بە یکی از عرصەهای خاور میانە. بعضی از رفقا را بە کوە راهنمایی کردم. کاری را کە ابراهیم کرد، من نیز انجام دادم و بە سوی خاور میانە حرکت کردم، بطرف قدس. بە این علت است کە میگویم ابراهیم در شهری کە در آن متولد شدم یعنی اورفا ظهور کرد… نمرود و اشخاص دیگری نیز از اورفا سر بر آوردەاند، اما من آپو هستم و نمرود و اشخاص دیگر نیستم. من بر راە پیامبران حرکت کردەام در حالیکە نمرود دیکتاتور بود. سرگذشت من همچون ابراهیم خلیل است کە نمرود راە کوهستان را بر وی مسدود کرد و مجبور شد بە سمت جنوب حرکت کند. بە سرگذشت موسی در مصر نیز شباهت دارد. بە این شیوە در خاور میانە جای گرفتم. دولت بە تعقیب ما ادامە داد تا سرانجام کودتای ١٩٨٠ بە وقوع پیوست. بعد از کودتا شدت و فشار افزایش یافت. ٩٠ درصد از رفقای ما دستگیر و روانە زندان شدند. تنها با گروە کوچکی توانستیم وارد عرصە خاور میانە شویم.[۵]

در اینجا اوجلان حزب کمونیستی پ.ک.ک را همچون دینی ابراهیمی قرن بیست و بیست و یک نام می برد و می گوید من و ابراهیم هر دو در اورفا به دنیا آمده ایم و… پ.ک.ک که مکتب و دین من است در اروفا قیام کرد و اولین جنگهای ما بر علیه فئودالهای کورد بود نه حکومت تورکیه ، و همانگونه که نمرود ابراهیم را به خاورمیانه فراری داد به همین شیوه حکومت ترکیه من را به خاورمیانه فراری داد! در اینجا حکومت ترکیه نقش نمرود و خودش نقش ابراهیم را بازی می کند!

اوجلان مسلیمه ی کذاب کوردها همچنانکه ذکر شد مدعی است که در مسیر پیامبران حرکت کرده است و کسی نمی تواند ادعای او را رد کند و باید دعوتش و مکتبش و دینش که حزب کمونیست پ.ک.ک است پذیرفته شود و به آن ایمان آورده شود؛ دقت کنید باز چه می گوید:  برپایی جنبش عیسای معاصر گزیر ناپذیر است، براستی نیز شباهتی عجیب وجود دارد. حرکت اسنیهای زمان عیسی دارای ویژەگیهای نزدیک بە جنبش زحمتکشان است. یحیای تعمید دهندە بسیار شبیە بە مبلغین سوسیالیست است، جنبە جالبتر مسئلە این کە گروە اولیە تشکیل دهندە پ.ک.ک نیز حدودا ١٢ نفر است، محتملا یک یا دو جاسوس در صفوف آن وجود دارند.[۶]

در اینجا منظور از عیسی علیه السلام معاصر خود اوجالان است که باید قیام کند و اعضای پ.ک.ک را نیز مثل یحی و ۱۲ حواریون اطراف عیسی علیه السلام معرفی می کندو بعد از یک جاسوس در میان اعضای پ.ک.ک صحبت می کند که همان یهودا، جاسوسی است که در میان حواریون وجود داشت.  آن جاسوس میان پ.ک.ک هم به قول خودشان فاطمه زن اوجلان و نجاتی کایان بود که دو نفرند البته!


[۱] اوجلان، ارفا سمبل قداست، ص۴۹

[۲] همان۷۰

[۳] همان۷۱

[۴] همان۷۲

[۵] اوجلان، رهبریت و خلق، ص۱۱۶- ۱۱۷

[۶] اوجلان، از دولت کاهنی سومر بە سوی تمدن دمکراتیک، ص ۳۶۵

اوجلان آتئیست مسلیمه ی کذاب کوردها و بنیانگذار حزب کمونیستی پ.ک.ک و توهم پیامبر شدن(۱)

اوجلان آتئیست مسلیمه ی کذاب کوردها و بنیانگذار حزب کمونیستی پ.ک.ک و توهم پیامبر شدن(۱)

به قلم: ابوسلیمان هورامی

زمانی که اوجالان پیام نوروزی سال ۱۳۹۲ش(۲۰۱۳ن) را فرستاد عده ای سکولار شیفته ی اوجلان دچار نوعی شوک شدند و بهت زده از خود می پرسیدند چرا اوجالان؟

اوجالان شخصی آتئیست و ماده گرای کمونیست است که حزب کارگران اوجالان (پ.ک.ک) را با عقیده و ایدئولوژی کمونیستی و چپ و جنگ با امپریالیسم و بورزوائی ساخت اما پس از نابودی شوروی و شکست کمونیستها به تدریج رنگ عوض کرده است تا اینکه به جایی رسیده که خودش و نیروهایش تبدیل شده اند به فاحشه های سیاسی و واگنرهای آمریکا و امپریالیستها و…

اوجالان آتئیست در پیام نوروزی سال ۱۳۹۲ش خودش را در قالب یک پیامبر جدید به پیروانش نشان داد و قصد دارد نقش مسلیمه ی کذاب و سایر پیامبران دروغین را برای پیروانش بازی کند؛ البته در این پیام  به جای اسم کوردستان از اسم آناتولی استفاده کرد و پیمان ۱۹۲۰ن سکولاریستهای فاشیست تورک برای دوستی میان کورد و تورک را به عنوان اصل قرار داد و…

اوجالان در این پیام می گوید:

  • من بر این باورم آنهایی که به من ایمان آورده اند و دلشان را برای من باز کرده اند
  • پیام من برای آن جوانانی است که با دل و جان از دعوت من استقبال می کنند،  پیام من برای آن مادرانی است که در عمق دلشان جایی برای این دعوت باز می کنند، سخنانم برای آن دوستانی است که بدون دودلی این سخنان را می پذیرند، کسانی که با دقت به این پیامها گوش می دهند

این گونه سخنان شاید برای افرادی سکولار چشم و گوش بسته ی مقلد تازگی داشته باشد اما برای کسانی که بر آثار اوجالان آگاهی داشته باشند تازگی ندارد. او در کتاب رهبریت و خلق می گوید: (عیسی) با ایمان و اخلاق خود چنین انقلابی را برپا نمود. با چنین روشی توانست بە امپراتوری روم خاتمە دهد. اسلام نیز هنگام نابود نمودن امپراتوری ساسانیان چنین دیدگاه و موقعیتی داشت. اسلام و مسیحیت دو امپراتوری بزرگ جهان را با استفادە از سلاح اعتقاد و ایمان از بین بردند، نە با نیروی اسلحە و اسب و نیروی نظامی. اینها مواردی هستند کە برای من بسیار واضح و شفاف هستند کە من در این راە مبارزات خود را ادامە می دهم.[۱]

همچنین می گوید: دیالکتیک منطقە خاورمیانە ظهوری پیامبرگونە میطلبد. رهبران این منطقە باید پیامبر باشند. هرگاە بە فعالیتها و مبارزات خود نظر می افکنم، میبینم کە همچون انبیا تلاش میکنم. نحوە فعالیت و شخصیت و اعتقاد و انساندوستی و پرنسیپهای زندگیم، بیشتر بە پیامبران شبیە است، من خود را همچون رهبر یک جنبش رهایی بخش ملی بە حساب نمی آورم.[۲]

در همان کتاب می گوید: مکتب سیاسی، کمیتە مرکزی و حتی دبیر کل حزب نیز از نظر ما القابی ظاهری بودند… من از متدهای پیامبران همچون برنامە و پروگرام و دیدگاەهای آنان بهرە می گیرم.[۳]

اوجالان مسلیمه ی کذاب کوردها در توهم پیامبری چنان پیش می رود که حتی ادعای معجزه هم می کند و می گوید: بە سبب اینکە من متناسب با واقعیت مادیمان دارای یک نیروی عظیم فکری هستم، و نیز قدرت آفرینش فکر و عمل بە آن را دارم، بە انفجار عظیم تبدیل شدەام. چرا تا این حد میتوانم تأثیر گذار باشم؟ زیرا فقدان معنویت و ایدئۆلۆژی در جامعە کُرد را در شخص خود تحلیل کردە و بە دلیل آنکە سطح عملکرد خود را با شرایط مادی خود سازگار ساختەام، اکنون در حد یک معجزەگر مورد ارزیابی قرار میگیرم، اساسا خصلت هر ظهور تاریخی بە این خصوصیت بستگی دارد.[۴]

اوجلان تاثیر گذار بودن را معجزه ی خود می داند و برایش افت دارد که به عنوان رهبر یک حزب سکولار و چپ کوردی از میان صدها حزب سکولار میان کوردها شناخته شود به همین دلیل ابتدا از آسیای میانه و خاورمیانه صحبت می کند که اینها به او ایمان بیاورند و بعد دنیا!

 در این زمینه می گوید: اگر اسلام را در نظر بگیریم بە پاسخهای بسیاری می توانیم دست یابیم، حتی اگر بە نتیجە انقلابهای بزرگ جهانی نظری بیافکنیم میتوانیم بە پاسخ مورد نظر دست یابیم. اولا مرزبندی نتیجە سطحی نگری است. من هیچ مانعی در وجود مرزها نمی بینم. کسانیکە سیاستهای خود را بر پایە مرزبندی استوار می سازند، خود را منزوی و گوشەگیر می نمایند. در مراحل اولیە انقلاب، ما نیز از کردستانی آزاد و مستقل و متحد بحث می نمودیم، اما اکنون درمی یابیم کە تقسیم کردستان در زمان حال بە نفع کردهاست و امکانات فراوانی برای انجام فعالیتهای گوناگونی فراهم می کند. اگر کردستان محیطی بستە می بود، باعث بوجود آمدن اختلاف  و تضاد می شد. اما حال انقلابی را کە ما شروع کردەایم، سریعا بە انقلاب خلقهای همسایە منجر می شود. امروزە، رستاخیز و انقلاب ما بە منبع تولید نیرو و موتور پیشرفت جوامع خاورمیانە تبدیل می شود.مخصوصا برای خلق کردستان کە در مرکز این جوامع قرار دارند و از طریق کردها این انقلاب بە مراکز دیگر سرایت می کند. [۵]

به دنبال این قصد دارد به اروفا، محل تولد خودش نوعی قداست بدهد و به نحوی خودش را به ابراهیم علیه السلام بچسباند به همین دلیل می گوید: وقتی بە گذشتە می نگرم، حقیقتی کە مهرش را بر پراکتیک من زدە است بیشتر بە شکل تجدد یافتە و روز آمد پیامبری است. من و بە تبع آن پ.ک.ک چندان پیوندی با قرن بیستم نداریم. انگار بە صورت ظاهری و در سطح کلمات و جهت اقتضای روز رابطەاش را با این سدە برقرار نمودە است. همچون فرد باید بگویم کە هیچگاە با روح سدە بیستم یکی نشدم.[۶]

در همین کتاب می گوید: فرهنگ پیامبری و سنت ابراهیم کە همچون پدر و بنیانگذار آن محسوب می گردد، نیازمند تفسیر و عملکرد نوین بودە و این از اهمیت فراوانی برخوردار است. وقتی جایگاە و پیشرفت اورفا و مناطق جوار آن در تاریخ بە طور صحیح بیان شود، امروزە امکان ارزایابی روشنگرانە را برایمان بوجود می آورد.[۷]. فردی هستم کە در درجە اول خود را در برابر زندگی هم در پ.ک.ک و هم در اورفا مسئول می دانم.[۸]


[۱]  اوجالان، رهبریت و خلق ص۷۲

[۲]  همان۷۱

[۳]  همان ١٠٦ و ١٠٧

[۴] اوجلان، اصرار بر سوسیالیزم، ص۸۰

[۵] اوجلان، اصرار بر سوسیالیزم، ص۷۳

[۶] اوجلان، ارفا سمبل قداست، ص۴۴

[۷] اوجلان، ارفا سمبل قداست، ص۷۸

[۸]  همان۸۷

بازگشت ارتش بشار اسد به سرزمینهای امانت داده شده به مزدوران اوجالان

بازگشت ارتش بشار اسد به سرزمینهای امانت داده شده به مزدوران اوجالان

به قلم: هێمای کورد

جنگ در سوریه جنگ بین آمریکا و ناتو با ایران و روسیه است و تمام مهره هایی که در این جنگ فعال هستند برای یکی از این جناح ها می جنگند.

ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه احزاب اسلامگرا و مسلح و غیر مسلح را به همراه ارتش آزاد مدیریت و هدایت می کند و آمریکا هم مزدوران اجاره ای موقتی حزب کاراگران اوجالان را در اختیار دارد که به فاحشه های سیاسی مشهور هستند و نوبتی در اختیار همه بوده اند.

همه دیدیم که آمریکا فقط چند روز کوردهای سکولار اوجالان را رها کرد و فرقه ی نجدی دوله(داعش) همه ی آنها را پاکسازی و فراری داد و تنها چند کوچه از کوبانی برایشان مانده بود که باز آمریکا و ۹۲ کشور دنیا از طریق هوا و زمین به کمک این مزدوران سکولار آمدند و بار دیگر آنها را بر مناطقی مسلط کردند.

البته چند مدت بعد از آن نیز باز آمریکا و متحدینش برای چند روز این مزدوران را برای ترکیه رها کردند و ترکیه و مزدورانش از عفرین تا نزدیکی های کوبانی را تصرف کردند.

پهلوان پنبه های سکولار کورد اینها هستند. اگر آمریکا و متحدینش از طریق هوا همه را نابود نکنند و زمین سوخته تولید نکنند اینها نمی توانند وارد شوند و عکس بگیرند و پُز بدهند.

اینها در هر جنگی وارد شده اند صدها نفر را از دست داده و به گفته ی خودشان بیشتر از ۱۴ هزار مردار و چند برابر سقطی داشته اند.

بشار اسد طی توافقی از این سرزمینها عقب نشینی کرد و بعد از توازن قوا دیدیم که نیروهای بشار اسد به کوبانی و رقه و منبج و تل رفعت و سایر مناطق تحت سلطه ی این مزدوران اوجالان برگشت.

خوێن و قوربانی و ئاوارەیی و کاولکاری بۆ کورد، ئاغایی و سەروەری و دەسەڵات و بڕیار و ئاڵا هەڵکردن بۆ ئاڵای سوریە وسپای ئەسەد.

البته یادم رفت در مورد سایر پهلوان پنبه های کوردستان عراق بگویم که : آمریکا تنها چند ساعت آنها را رها کرد و همه دیدیم که حشد شعبی ۵۱ درصد از مناطق تحت حاکمیت آنها را تنها در عرض چند ساعت گرفت.

فقط کافی است بدانید که سکولارهای کورد چه پهلوان پنبه هائی هستند.

لازم به یادآوری است این موشمرگها و سگمرگهای سکولار در برابر دیگران، زمانی که در برابر همدیگر و سایر کوردهای بیچاره قرار می گیرند تبدیل به سگها و گرگهای هاری می گردند و مرتکب جنایاتی در قبال هم می شوند که تنها حیوانات در قبال غیر هم نوعان خود انجام می دهند.

کوردهای مسلمان یک راس سکولار توهین کننده به مقدسات اسلامی را رسما به درک فرستادند

کوردهای مسلمان یک راس سکولار توهین کننده به مقدسات اسلامی را رسما به درک فرستادند

سالهاست که سکولارهای نجس اروپا نشین یا آنهایی که از حمایت نظامی و حکومتی احزاب سکولار مرتد بومی برخوردارند به الله و رسولش و آیات قرآن و غیره که خط قرمزهای مومنین هستند توهین و فحاشی می کنند.

اگر توبه نکرده باشند هر جا مومنین توانسته اند دستشان به این مرتدین سکولار برسد حسابی از خجالتشان در آمده اند و جامعه را از وجود بوی گند این کثافتها پاک کرده اند.

در تازه ترین اقدام ، کوردهای مسلمان یک راس سکولار فعال فضای مجازی در چمچمال که دهن نجسش را به توهین به اسلام باز کرده بود به درک فرستادند.

این سرانجام تمام توله سکولارهای خارج از دارالاسلام است و باذن الله در دارالاسلام نیز افسار و خنثی خواهند شد.

ئەم که رە سیکولاره کە خەڵکی چەمچەماڵ بووە کەئەمڕۆ کوژرا خاونی پەیجیکی بووە کەتیایە دژایتی ئیسلامی کردووە وهاوڕی نێزیکی یەکێک لەسەر گەورەکانی مولحیدەکان بووە لەگەڵیشی گۆڕانیکی وەتووە بەشێک لەگۆرانیەکی دەڵێت ئیسلام وقورئان فەرموودە پیسە بێ شۆ لە(تەواوی ناکەم جویندەدا)

سەیر ئەویە کەسانی دەڵێن نابێ  بکوژری ئەویش مافی خۆیتی ئازادیە  باشە گەر ئەم مولحیدە جوینی بەدایک وخوشکی تۆ دابا هەڵویستت هەر ئەوەدەبوو؟

اللە تعالی دەفەرموێت: وإن نكثوا أيمانهم من بعد عهدهم وطعنوا في دينكم فقاتلوا أئمة الكفر
واتە اللە دەفەرمێ خۆ ئه‌گه‌ر ئه‌وانه‌ په‌یمانه‌کانیان بشکێنن له‌دوای به‌ستنی و گاڵته‌و تانه‌وته‌شه‌ریان له‌ ئاین و به‌رنامه‌که‌تان ده‌دا، ئه‌وه‌ بجه‌نگن دژی سه‌رانی کوفر، به‌ڕاستی ئه‌وان هیچ په‌یمانێکیان نیه‌،
(التوبة ـ ۱۲)

احزاب مختلف و متضاد کومله آدمکشان کُردستان اینبار همدیگر را دریدند

احزاب مختلف و متضاد کومله آدمکشان کُردستان اینبار همدیگر را دریدند

به قلم: مسعود سنه ای

زمانی که احزاب سکولار و خائن کُردستان ایران که مزدوران مستقیم صدام حسین بودند و مدت چند ماه بر مناطقی از کُردستان و آذربایجان و کرمانشاه تسلط داشتند و بعدها به عراق ریخته شدند، ابتدا تنها دو حزب عمده ی دمکرات و کومله بودند؛ این دو حزب مدتی با همدیگر جنگیدند که طی آن هزاران نفر از کُردهای فریب خورده را قتل عام کردند.

  بعدها که به عراق ریخته شدند در کمپهای مختلف به سه شغل مهم مشغول شدند: ۱- فاصولیاخوری به قول عراقی ها. یعنی لوبیا خوری و تولید باد و… ۲- انواع فحشا و مفاسد اخلاقی میان خودشان که هر چند وقت کلیپهائی از این مفاسد به بیرون هم درز می کرد هر چند تجاوز به دختری  باشد ۳- تفرق و چند حزب شدن میان خودشان.

یعنی شما تصور کنید مثلاً کومله ها یا دمکراتها در این اردوگاهها چند صد نفر بیشتر نیستند اما نمی توانند بین این چند صد نفر سکولار آموزش دیده و همفکر خودشان اتحادی به وجود بیاورند و یک حزب شوند آنوقت چنین به دردنخورهای سکولار مفسدی مدعی هستند که می خواهند دهها میلیون انسان را متحد و رهبری کنند!

این به دردنخورهای فاسد کومله و دمکرات نه تنها نتوانستند بین خودشان اتحادی به وجود بیاورند بلکه هر یک از کومله ها و دمکراتها نیز در این اردوگاهها به چندین حزب جداگانه تقسیم شدند و هر یک تبدیل به مافیایی جداگانه با اربابان جداگانه ای شدند.

در تازه ترین اقدام و به دنبال اغتشاشات ۱۴۰۱ش در ایران گروه عبدالله مهتدی با گروه عمر ایل خانی زاده یعنی کومله کردستان ایران با کومله زحمتشان کردستان بعد از ۱۵ سال جدائی در ۲۶ آبان ۱۴۰۱ش تصمیم گرفتند در حزبی واحد متحد شوند اما امروزبعد از اعلام جدائی رضاکعبی و اطرافیانش، ضمن محاصره  ی منزل عمر ایلخانی زاده یکی از سگمرگه های این جناح (امجد.ح.پ) با ۱۵ تا ۲۰ نفر سگمرگه کودتا می کند و پایگاه مخالفین (مقر هلگورد) را بعد از ۲ و کشته و چند زخمی تسخیر می کند و بیانیه ای قرائت می کند که در آن جناح مخالف (عبدالله مهتدی) به مرتجع و … متهم شده است خودشان را ادامه دهنده راه فواد مصطفی سلطانی کمونیست می دانند و جدائی خود را با چند شعار توخالی همیشگی اعلام می کنند.

جالب است بدانید همین مدافعین شعار «زن، فحشا، هرزگی» در همین جنگ داخلی چند نفر از یاران رضا کعبی( آرمان.ه/ حمه.ح/ ارکان) به منزل یکی از سگمرگه های زن که همچون بردگان باستان برایشان آشپزی می کرده و سایر نیازهای آنها را برطرف می کرده حمله می کنند و ضمن ضرب و شتم آن قصد زندانی کردنش را نیز می کنند و…

کومله ی آدمکشان به همین سادگی بعد از چند سال چشم غره رفتن برای هم، اینگونه به جان هم افتااده اند و برای کم هوشترین کورد منطقه برای چندمین بار نشان دادند که اینها بزرگترین عامل جنایت و فساد و بیچارگی کوردها در این چند دهه ی گذشته بوده اند و کوردها جهت بازگشت به عزت و کرامت خود چاره ای جز عبور از سکولاریسم و تمام احزاب سکولار ندارند.

 از الله تعالی خواستارم روزی را برساند که بر علیه این مرتدین سکولار اعلام جهاد شود و ما را در قتل عام و پاکسازی این جرثومه های فساد یکی از مجاهدین و مبارزین راهش قرار دهد و ما را از ثواب نابودی این مرتدین سکولار بی نصیب نگرداند. آمین یا رب العالمین.

تنها مجاهدین مسلح «اهل جماعت» هستند که راه درمان این مفسدین را خوب می دانند.

تحت نظارت مزدوران حزب کارگران اوجالان، یزیدی های شیطان پرست در شنگال یک مسجد مسلمین را آتش زده و ویران کردند

 تحت نظارت مزدوران حزب کارگران اوجالان، یزیدی های شیطان پرست در شنگال یک مسجد مسلمین را آتش زده و ویران کردند

به قلم: کیوان مریوانی

بعد از تحریکات چند ماهه ی مزدوران اوجالان در گلوله باران کردن مناطق تحت حاکمیت  فرقه نجدی دوله (داعش) که بعضی از این گلوله ها حاوی مواد شیمائی بودند و بسیاری از اهالی و حتی حیوانات را مسموم و به قتل رساند، فرقه ی نجدی دوله به مناطق تحت حاکمیت مزدوران اوجالان حمله کرد.

هدف مزدوران اوجالان در آن زمان باز کردن جبهه ای جدید برای فرقه ی نجدی دوله و مشغول کردن آنها در این جبهه  جهت نجات بغداد از محاصره ی دوله بود.

فرقه ی نجدی دوله تنها در عرض چند ساعت این مزدوران ترسوی چندملیتی اوجالان به همراه موشمرگهای بارزانی و طالبانی را فراری داده و تمام مناطق شنگال را به تصرف خود در آوردند. به دنبال بیرون رانده شدن سربازان فرقه ی نجدی دوله توسط نیروهای ۹۲ کشور جهان به رهبری آمریکا و ناتو از شنگال، مزدوران ترسو و خائن اوجالان و یزیدی های شیطان پرست زورشان به مردم عادی عرب اهل سنت منطقه رسید و صدها نفر از این اهل سنت بیگناه را وحشیانه قتل عام کردند و آنهائی که از قتل عام این یزیدی های شیطان پرست و مزدوران سکولار اوجالان نجات یافته بودند خانه و کاشانه ی خود را رها کرده و فرار کردند.

این فراری های بی گناه اهل سنت که از سال ۲۰۱۴م آواره بوده اند بعد از سالها قصد بازگشت به خانه و کاشانه ی خود را داشتند با تهدید یزیدی های شیطان پرست و مزدوران اوجالان مواجه شده اند.

یزیدی های شیطان پرست در اعتراض به بازگشت این آواره های بی گناه اهل سنت به خانه و کاشانه ی خودشان فراخوانی برای تظاهرات و نشان دادن قدرت خود ارائه دادند که در ضمن این راهپیمائی صدها فحش و ناسزا به اسلام و شعار اسلامی داده شد و با توهین و هتاکی به مقدسات اسلامی و مسلمین عده ای از این موجودات شیطان پرست به یکی از مساجد اهل سنت شنگال حمله کرده و ضمن توهین به قرآنها و مسجد اقدام به آتش زدن قرآنها و مسجد کردند.

دفتر حزب اتحادیه اسلامی کردستان در استان نینوا با انتشار بیانیه‌ای این حمله را به «افراط‌گرایان یزیدی» منسوب کرد و گفت که آنان با «اتهامات واهی» دست به این عمل مجرمانه زده‌اند. «میر حازم تحسین بک» رهبر یزیدی های جهان نیز با دغل بازی به آرام کردن وضع موجود پرداخت و این کذاب یک واقعیتی را بیان کرد که برای هر انسان منصفی میزان توحش یزیدی ها و میزان خیانت و بی صفت بودن آنها را نشان می دهد. این شخص شیطان پرست گفت: ” در زمان حمله داعش، مسلمانان درهای مساجد خود را به روی برادران ایزدی خود گشودند و هیچ کوتاهی نکردند.”

خائنین سکولار کوردی که بعد از آنهمه جنایت و خیانت مزدوران اوجالان و طالبانی با واکنش فرقه ی نجدی دوله مواجه شدند و برای این شیطان پرستان خائن آنهمه اشک تمساح ریختند اکنون کجا هستند که زبانشان در برابر خیانت و جنایت این خائنین شیطان پرست که حتی خودشان را کورد هم نمی دانند لال شده است؟

مسلمین هنوز انتقام خواهر تازه مسلمانمان «دوعا خان» را از عاملین اصلی این جنایت نگرفته اند که دسته ای دیگر از شیطان پرستان یزیدی در حال اضافه کردن جرمهائی جدید به کارنامه ی پر از خیانت و جنایت خود هستند. ما نه فراموش می کنیم و نه می بخشیم.

کوردهای سکولار و فریب خورده عبرتی برای عموم کوردها و سایر ملل

کوردهای سکولار و فریب خورده عبرتی برای عموم کوردها و سایر ملل

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

ما کردها در دورانهایی مثل آدمهای تنها و بیکس از ترس حاکمان سکولاریست بیگانه ی ترک وفارس وعرب به لانه ی گرگها و عقربهای سکولاریست محلی کُرد پناه بردیم . گرگها و جانوران مرتدی که دین و ایمان و ناموس وخاک وشرافتمان را بی رحمانه مورد حملات کثیف عقیدتی وفکری وحتی مسلحانه ی خود قرار داده اند و در حق ملت و دین و فرهنگ و عقاید و حیا و آبروی ملت ما مفاسد و جنایاتی مرتکب شده اند که هیچ دشمن خارجی نمی توانست تا این اندازه فساد به بار بیاورد.

البته هر گاه این احزاب سکولار و طرفداران جاهل آنها دهان باز می کنند از ظلم اسلام به ملت مسلمان کورد صحبت می کنند و پاچه ی مسلمین را می گیرند. درعصر حاضر از اینکه مخالفینی به این اندازه  جاهل وبی عقل داریم جای تعجب ودرمواردی جای خوشحالیست .

آخه مگر این انسان سکولار و خودباخته نمی داند که از زمان ذلیلی  کردها تا الان، تمامی عربها و فارسها  و ترکها واروپائیانی که با مال وجان وآبرو ووطن کردها بازی کرده ونسبت به آنها ازهیچ جنایتی کوتاهی نکرده اند همگی سکولاریست بوده اند ؟! 

وهمچنین مگر نمی داند که تمام مسلمین عرب، ترک، فارس، صومالی، چچنی، بوسنیائی، کرد، پاکستانی، افغان، تاجیک، ازبکستانی و….ازدست این سکولاریستهای مرتد چه زجرها وشکنجه ها ووحشیگریهایی را متحمل شده اند ؟!

مگر در کفر به طاغوت و ولاء وبراء ما نسبت به این مرتدین سکولار خبر ندارد؟ مگر نمی داند ما چقدر نسبت به مرتدین متنفر وبیزاریم ؟

امثال شما باید بفهمید که  جامعه الان با چند سال قبل تغییر  کرده است وبیداری اسلامی مجاهدین شکل گرفته است ومردم همان مردم نادان به سکولاریسم ۴۴سال پیش نیستند . دیگرمردم فریب شما را نمی خورند . همین الان هم مثل زمان قاضی محمد مرتد، در کردستان عراق هم مردم بیدار را فقط با زور اسلحه نگه داشته اند. والان در تمام جهان اسلام انقلابات مردم برعلیه اینهمه سال جنایت سکولاریست های مرتد عرب وغیر عرب است.

شما حتما می دانید که اسلام مختص ملت عرب نیست . وعربها هرگز با پیاده کردن قوانین اسلامی نتوانسته اند به ما ظلم کنند، بلکه راه را برای ما باز کرده است که امثال صلاح الدین کُرد وعثمانیهای ترک بر عرب و غیر عرب نیز در صورت لیاقت فرمانروائی نمایند. بلکه آنهائی که کردها،عربها و… را در راه اهداف پلیدشان قربانی کردند فقط سکولاریستهای مرتد بوده اند .

همین الان در ازبکستان، تاجیکستان، ترکیه، مصر و… مگر احکام قرآن وسنت برفهم هر یک از مذاهب اسلامی این امت است که به ما ظلم کرده وبه خاطر نژادمان ما را قربانی میکنند؟ مگر صدام حسین یک سکولاریست سوسیالیست نبود؟ در ترکیه آتاتورک مگر آنهمه انسان که قتل وعام شده ومی شوند، و آنهمه روستا که ویران شده اند مگر توسط همین سکولاریستهای مرتد صورت نگرفته است ؟!

شما ها چقدر نسبت به ملت و آینده ی وطن خود ظالم ، بی رحم وخیانت پیشه اید . مگر در سینه هایتان قلبی وجود ندارد؟!

اما اگر قلبی هم وجود داشته باشد این احزاب سکولار و طرفداران آنها هرگز به میل خودشان تابع قوانین شریعت الله نمی شوند و از الله تعالی خواستاریم که دارالاسلام ما را به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت ارتقاء دهد و با قدرت حکومتی که دارد ما را از  شر این موجودات حفظ کند.

ترور نافرجام ماموستا عبدالهادی صالحی و شهادت فرزندش در سقز توسط احزاب سکولار و مرتد کوردستان

ترور نافرجام ماموستا عبدالهادی صالحی و شهادت فرزندش در سقز توسط احزاب سکولار و مرتد کوردستان

دکتر عبدالهادی صالحی که به‌ ماموستا هادی هرمیدول نیز شناخته شده است یکی از چهره های اصلي مبارزه با فتنه ی سکولاریسم و احزاب سکولار و مرتد محلی در کوردستان به شمار می رود.

این چهره ی شناخته شده ی ضد سکولار در دریایی از جاهلیت و سکوت و خیانت ماموستاها ی متعدد منطقه توانسته است جرقه هایی را بزند که خیلی از مدعیان دروغین دعوت و جهاد حتی غیرت و جرت بیان کمتر از چند درصد آنرا نیز در برابر این احزاب سکولار و مرتد نداشته اند.

این عالم بزرگوار در این مسير مبارک دعوت تا کنون هزینه هاي زيادي را پرداخت کرده است که تازه ترین آن ترور صلاح الدین صالحی فرزند ۱۹ ساله‌ اش است. فرزندی که در سن ۱۳ سالگی حافظ قرآن نیز شده بود و به تازگی اجازه ماموستایی در مذهب امام شافعی را پیدا کرده بود اما توسط جبهه ی سکولاریستهای مرتد و با ضرب گلوله ی این جانیان سکولار در سقز مورد هدف قرار گرفت و به شهادت رسید. نحسبه کذالک و الله حسیبه .

شهادت این حافظ قرآن و عالم دینی را به اهل دعوت و خانواده محترم آن بزرگوار تبریک و تسلیت می گوئیم و برای آن داعی بزرگوار غفران الهی و برای بازماندگان صبر جزیل ‌خواستاریم و به بازماندگان ماموستا صلاح الدین تقبله الله می گوئیم:

«خداوند هر چه می دهد و هر چه می دهد متعلق به خودش است و هر چيز نزد او مدت مشخصی دارد، بايد صبر را پيشه كنی و اميد اجر و پاداش داشته باشی. «الله تعالی اجرت را زياد کند و عزايت را نيکو بگرداند و مرده ات را مورد مغفرت قرار دهد.»آمین

ضاربان سکولار به سوی پدر وی ماموستا عبدالهادی صالحی هم شلیک کردند و قصد کشتن او را داشتند که موفق نشده و متواری شدند.

متهم اصلی این دست از ترور ها در میان اهل سنت کوردستان احزاب سکولار و مرتد هستند چرا که تاریخ آنان طی سالهای اخیر در قبال علمای ضد سکولار اهل سنت پر از ترور و جنایت بوده است.

پیج لاوان سقز از سر سپردگان احزاب سکولار و مشخصا از وابستگان حزب شبهه نظامی دمکرات کردستان ایران در استوری نوشته:
” برای کشتن پدرش رفتند ولی  این مهره اطلاعات توسط جوانان انقلابی ما کشته شد.”

به اهل دعوت و جهاد برای چندمین بار می گوئیم که این سکولاریستها به سکوت شما راضی نخواهند شد و چنانچه از دستشان بر آید جنایتی فجیع تر از این را در حق شما و نزدیکان شما نیز انجام می دهند .

اینها همیشه دروغها و برچسب‌ها و بهانه های آماده شده برای حذف مخالفین خود دارند و به مخالفین سکولاریسم اجازه حیات نمی دهند.