گدایان درگاه «عمو سام» ناامیدان از مردم ایران

گدایان درگاه «عمو سام» ناامیدان از مردم ایران

به قلم: احسان هورامی

نيروهايي که خواسته يا ناخواسته به وكالت فضولي به جاي مردم کردستان وايران به سوي آمريكا دست كمك دراز كرده‌اند، عملاً با جهان‌خواران همدستي مي كنند براي نابودي ايران و ايرانيان‌. امپرياليسم آمريكا كه امروزه سركردگي اين چپاول جهاني را به عهده دارد، زير چتر مديريت دارو دسته‌ي مافیائی ناتو وسازمان ملل  با نام مبارزه با تروريسم و آزادي و حقوق بشر! به كار تغيير نقشه‌ي جغرافيايي خاور ميانه مشغول است تا تضاد منافع‌اش را با شركاي اروپايي‌ به نفع انحصار غارت براي خود حل كند.

 در راه اجراي اين استراتژي غارت‌گرانه از سومالی و یمن و افغانستان وعراق آغاز كرده و سرزمینهای دیگر مسلمان نشین وحتی غیر مسلمان  را در نوبت بعدي هدف تجاوز خود قرار داده است.

حاصل كار هر چه باشد، نقداً عراق و سومالی و یمن و سوریه و افغانستان را با خاك يكسان كرده، تمام امكانات پيش‌رفت و زير ساخت‌ اقتصادي، اجتماعي آن را نابود كرده، ده‌ها هزا‌ر مسلمان را به خاك و خون كشيده و امكان تكه تكه كردن این سرزمینها را در صورت لزوم تدارك مي‌بيند‌.

با چنين نتايج مشعشعي! كه نه از تاك نشان مانده و نه از تاك‌نشان، نيروهاي سکولار گروهک فرسوده ی رجوی و اروگاه نشینان  کومله ودمکرات در ايران بلا كشيده به «‌عمو سام‌» به عنوان ناجي‌ِشان اميد بسته‌اند تا بيايد و شر احکام اسلامي را از سرشان كم كند!! وبا تجربه سومالی و یمن و عراق، می خواهند  نعل به نعل به پیش روند .

اين نيروها هر قدر هم خيالاتي شده باشند و هر نقشه «‌مافیائی» كه در سر داشته باشند يك چيز در موردشان صادق است و آن بدون هيچ ترديدي عدم اعتقاد و اعتمادشان به نيروي لايزال مردم است. آنان چون از آگاهی  اسلامی جنبش مردمی و رو شدن دست سکولاریسم راست وچپ وحشت دارند، تنها و تنها تحول از بالا را ممكن مي‌دانند.

عامل نابودی و بیرون راندن آنها و عامل خنثی شدن تمام نقشه های آنها بعد از نصرت الله همین مردم بوده اند.

البته حزب سکولار سوسیالیست پژاک و مادرش پ.ک.ک هم همان نقش سایر احزاب سکولار و خائنین به ملت را بازی می کنند و فقط برای انحراف مبارزه ی برحق اسلامی کردها و بدبخت کردن مسلمانها ی اهل سنت درست شده است . واین هم تا مدتی است چون زمانی که تاریخ مصرفش تمام شود دور انداخته می شود ودر این میان فقط کردهای فریب خورده  هستند که ضرر می کنند .

پژاک و مادرش پ.ک.ک  می خواهند طبق نقشه های صهیونسیتها و آمریکا همه ی کردهای علوی ترکیه ، یزیدیهای شیطان پرست ترکیه و عراق، علی اللهی های ایران،ترکیه وعراق؛ شیعیان و سنی های کرد منحرف وفاسد الاخلاق  ایران وعراق و… راعلیه مسلمانان اهل سنت و دارالاسلام ایران  بسیج کنند و این خطر بزرگی برای اهل سنت منطقه به صورت خاص و دارالاسلام ایران به صورت عام است وباید قبل از قدرت گرفتن این مرتدین و متحد شدن آنها نابودشان کرد .

مرتدین سکولار شرشان از یهود ونصارا برای ما بیشتر است و حکمشان هم سنگینتر است .

این گدایان درگاه عموسام با رفتن اربابشان می مانند و دنیایی از خشم و انتقام ملت خشمگین و زجر دیده ی ما.

آیا قاضی محمد بنیانگذار حزب دمکرات کردستان مرتد است؟ پاسخ به چند شبهه در این زمینه

آیا قاضی محمد بنیانگذار حزب دمکرات کردستان مرتد است؟ پاسخ به چند شبهه در این زمینه

به قلم : ابوسلیمان هورامی

یکی از خواننده های مقالات بنده، نقدی را برایم ارسال کرده که به این شرح است:

بسم اللە الرحمن الرحیم

رب نشرح لی ۆدری و یسر لی امری و حلل عقده من لسانی یفقهوا قولی

دوست گرامی جناب آقای ابوسلیمان هورامی سلام بر شما

مقاله تان را خواندم و بسیار استفاده بردم، استفاده بردم چراکه این مطلب مرا به یاد آن آیه از قران کریم انداخت که می فرماید هرگز به خدایان(مقدسات) مشرکین دشنام ندهید تا مبادا آنها نیز به خدای شما دشنام دهند.

دوست گرامی امیدوارم که صحبت های این حقیر را به دیده اسلامی شنوا باشی وامیدوارم سخنی نگویم که پروردگارمان ناراضی باشد.

چند سوال ذهنم را به خود مشغول کرد که از جمله آنها اینکه شما با نوشتن این مطلب در پی اثبات کدام موضوع بودید؟ شمایی که آنقدر مطمئن هستید که وصیت نامه قاضی محمد کذب محض است آیا در کذب بودن منابعی که بر سکولار یا مرتد بودن ایشان شکی به خود راه داید؟  

استاد عزیز، امیدوارم درک کرده باشید که از شما انتظار داشتم که درک شرایط کنید و ببینید که دولتهای اسلامی ما چه تصویر نا زیبایی از دین ارائه کرده اند، انتظار داشتم…

 بگذریم، آرزومندم که زمانی مطلبی از شما بخوانم که در آن عشق ببینم نه تفرقه، و امیدوارم اگر نویسندگانی به کذب نوشته‌اند که اطرافیان قاضی در مراسم ریاست جمهوری او به او قرآن را هدیه کرده و قانون اساسی جمهوری مهاباد را بر اساس قرآن نوشتند، خودم نگارنده کتابی باشم که در آن به آقای هورامی قران هدیه کرده‌اند و… .

…..

وعلیکم السلام ورحمة الله وبرکاته

برادر ویا خواهر بسیار ارجمندم ؛ حتماً باید بدانید همچنانکه برای بدن وجسم  خوراکیها ونوشیدنیهای مفید ومضری وجود دارند، اعمال وعقایدی هم هستند که برای روح ونفس انسان سودمند ویا مضر به شمار می روند .

به همین ترتیب  باوجود آنکه بسیاری از داروها ، گیاهان ، جانوران ،امواج ،اصوات و…. برای جسم  یا اعصاب وروان انسانها مفید یا مضرند ،به همان شیوه هم  ، خود انسانها نیز بعضی مفید وبعضی برای جسم ، روح وعقاید وایمان انسان مضرند .

دراین میان خالق انسانها به عنوان بهترین انسانشناس ،از یکطرف  تمام نیازهای جسمی وروحی بندگانش را بیان  کرده واز دیگر سو تمام آن چیزهایی  که به سلامت جسمی وروحی آنهاصدمه وارد می کند را نیز اعلام نموده است . وما به صورت نسخه ی قابل اعتمادی در قالب دین واحکام ودستوراتش آنرا در اختیار داریم .

این بزرگترین نعمت وخدمت به انسانهاست .وخداوند اینچنین بربندگانش منت نهاده است . حالا اگر کسی  از این نعمت استفاده کرد ، نباید بر دیگران منت بگذارد که مثلا به  زنا وایدز ، حسد وبخل ، دزدی وخیانت و…. دست نمی زند وبعد منتش را بر خدا ومسلمین بگزارد . وتهدید کند که به خاطر فلان عمل درست یا غلط مسلمین یا منافقینی که زورکی خود را به اسلام چسپانده اند ودارند از دین ومردم و…. سوء استفاده می کنند  ، منهم میروم آنقدر مشروب می خورم که سنکوب کنم یا میروم وبا زنا خودم را دچار ایدز میکنم ویا با پناه بردن به مواد مخدر و… خودم را دچار اعتیاد ،توهم  می نمایم ویا….

ادامه خواندن آیا قاضی محمد بنیانگذار حزب دمکرات کردستان مرتد است؟ پاسخ به چند شبهه در این زمینه

هرگز از یاد نبریم که …

هرگز از یاد نبریم که …

به قلم: سلیمان یعقوبی

برادران و خواهران ارجمند مؤمنم  هرگز از یاد نبریم که :

  • دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان و روش برخورد جداگانه با هر کدام از آنها یکی از معجزات قانون اسلام برای پیروزی نهایی است .
  • با پیروی دقیق از اسلوبهای صحیح انقلاب اسلامی، سود و نفع جهادمان تحت پرچم الجماعة ای که توسط دارالاسلام شکل گرفته به همه ی انسانها ی مؤمن وکافرو حتی حیوانات و محیط زیست هم می رسد  .
  • ما هرگز از یاد نمی بریم که ایران حکومتی مذهبی و دارالاسلام است همچنانکه امارت اسلامی را دارالاسلامی موازی با دارالاسلام ایران می دانیم  و مرتدین سکولار هم دشمنان شماره یک  مسلمین ومجاهدین فرقه ی ناجیه  و تمام  مذاهب آسمانی هستند .
  • –         ما برای تمام مومنین معتقد به یک دارالاسلام هستیم با یک رهبریت واحد و یک پرچم واحد اما در وضع موجود و به حکم ضرورت و از روی ناچاری دارالاسلامهای موازی را نیز برای ساکنان همان سرزمین معتبر می شماریم.
  • یکی از رموز موفقیت ما دعوت به وحدت اسلامی و در بدترین حالت دعوت به تشکیل اتحادی اسلامی و جبهه ای مشترک از تمام مسلمین حنفی و شافعی و جعفری و مالکی و غیره بر علیه دشمنان مشترک است.
  • تاریخ معاصر مرتدین سکولار برای همه ثابت کرده است که شر و ضرر مرتدین از کفار اصلی یهود ونصارا بیشتر بوده است .
  •  برای  ما نژاد ، رنگ پوست ، زبان وحتی روابط خویشاوندی و فامیلی هم نمی تواند جایگزین اصول عقیدتی همچون توحید، کفر به طاغوت ، ولاء و براء و…. گردد .
  • هر گونه سازش با آمریکا و صهیونیستها و احزاب سکولار میان مسلمین خیانت به تمام خونهایی است که تا به حال در راه تحقق قوانین الهی در زمین ریخته شده است، خیانت به  تمام زندانیان و مهاجرینی است که به خاطر تحقق قوانین الهی در زمین دچار مصیبت گشته اند، خیانت به تمام زنان و دخترانی است که هستی ، وجود و حتی ناموسشان  به خاطر تحقق قوانین الهی در زمین در معرض خطر و حتی تجاوز قرار گرفته است،  وبالاتر از همه خیانت به دین خدا و بندگان خداست که خداوند به عنوان امانت در اختیار مبارزین قرار داده است.

فضیل بن عیاض – رحمه الله – (۱۸۷هـ) می گوید:” من اعان صاحب بدعة فقد اعان علی هدم الاسلام … ” کسی که مبتدعی ( صاحب بدعت ) را کمک کند . پس برای نابودی اسلام کمک کرده است . [ حلیة الاولیاء ۸/۱۰۳ . سند صحیح است ]

حالا اگر مسلمانی بیاید و به یک سکولار مرتد از گروه رجوی یا حبیب سربازی یا دمکرات ، کومله ، پژاک و…. با زبان ، دست ، فکر و… کمک برساند چی ؟ بدون شک چنین شخصی اگر آگاهانه و با اختیار و آزادی کامل یک قدم به نفع مرتدین قدم بردارد خودش را به همان اندازه به  جهنم وکافر ومرتد شدن نزدیک کرده و از اسلام وبهشت  دور کرده است .

کفر به طاغوت ، ولاء وبراء ، توحید و…. شوخی بردار نیستند . به عاقبت گفته ها وکارهایمان بیشتر اهمیت بدهیم  . حیف است تا کی ما باید ظلم سکولارها و انحراف در مبارزه و عقب ماندگی را تحمل کنیم و….

 تنهایی قبر رانیز فراموش نکنیم .

احزاب سکولار کُردستان و مساله ی تجزیه طلبی یا …؟

احزاب سکولار کُردستان و مساله ی تجزیه طلبی یا …؟

به قلم: افشین مرادی/خلکی سنه
هیچ یک از حزب های سکولار کردستان خواهان تشکیل کشور کردستان نیستند:
الف-کومه له: نه تنها خواهان استقلال کردستان نیستند بلکه سرود انتخاب شده توسط کردهای سکولار و لیبرال و حتی پرچمش آنها را هم قبول ندارند(جریان اکثریت) و ملی گرایی کردی با ذات سوسیالیستشان مخالف است.
ب-حزب دمکرات کردستان ایران خواهان طرح فدرالیسم برای ایرانی سکولار و دموکراسی خواه لیبرال است و هیچگاه خواهان جدایی از ایران نیست.
ج-حزب دمکرات کردستان به سرکردگی خالد عزیزی جدا کردن ۴ استان از ایران زمین را ناشی از افکار کودکانه می داند.
هیچ یک از سکولارها خواهان جدایی از ایران نیستند بلکه آنان به دنبال دموکراسی و فدرالیسم و تحقق جامعه کارگری در ایرانند در این مورد کردها بیشتر از آذری ها پایبند به خاک ایران است.
جلال طالبانی آرزو داشت که روزی سه پارچه دیگر کردستان به ایران زمین ملحق شود و ملامصطفی بارزانی سخن مشهوری دارد که می گوید: هر جا کرد باشد آنجا ایران است.
پ ک ک و پژاک هم هیچگاه به دنبال تجزیه ایران نبوده و نیستند.
اگر به ادبیات این احزاب نگاهی بیندازید آنها همیشه کلمه حزب را بر ملت تقدم می دهد و این خود نشان می دهد که این حزب های سکولار به ظاهر طرفدار حقوق کرد فقط به دنبال منافع خود و نوکری دیگران هستند.
سخن آخر:
اکنون من از تمام احزاب سکولار و طرفداران جاهل آنها می پرسم:
۱. چه حکومتی باعث شد که کردها به این روز بیفتند؟ جز بریتانیای استعمارگر سکولار
۲.چرا بریتانیای سکولار هیچ تلاشی برای کشور کردن کردستان نکرد؟ آیا کردها از اردنی ها و سوری ها بحرینی ها کمتر بودند تمام ملت های دنیا به استقلال رسیدند اما بخش زیادی از ملت کرد در غرب ایران همچنان سرگردان و بازیچه ی دست سکولاریستهای جهانی و احزاب سکولار محلی مانده است و این هم موضع کسانی که به نام کرد دارن معامله می کنند!!!
۳. چرا انگلیس سکولار نه تنها حق سرنوشت برای کردها قائل نشد آنان را بین کشورهای دور و بر تقسیم کرد؟
پاسخ این سوال معلوم است زیرا کردها همان روحیه ای دارند که جدشان سلطان صلاح الدین ایوبی-رحمه الله علیه-  فاتح سرزمین های مقدس و عمویش اسدالدین شیرکو-رحمه الله علیه-  داشت شما تاریخ قدس را بخوانید که خطیب دمشق پس از نبرد بزرگ حطین به عربی شعری سرود که متاسفانه من شعر رو به یاد ندارم ولی این ابیات در کتاب زندگی صلاح الدین ایوبی نوشته _عبدالله ناصح علوان_ آمده است: می گوید:
سپاس خدای که دین محمد عرب را با شمشیر کردان عزت داد
خداوند شما کردان را خیر دهد که روی مسلمانان را سفید نمودید.
میجرسون مستشرق مشهور انگلیسی می گوید: کردان مردمی نیرومند شجاع و “شکست ناپذیرند” و تنها ضعفشان غرور بیش از حد است و هر ضربه ای که خورده اند از خودشان بوده است.
پس آقایان به اصطلاح تحلیلگر اول فکر کنید بعد سخنان بی پایه و اساس بگویید.
۴.رهبران سکولار هیچگاه منافع ملت مسلمان کُرد را دنبال نکرده حزب برای آنان در اولویت قرار داشته و تاریخ ثابت کرده که چگونه به آرمان ملت مسلمان کردستان خیانت کردند و خیانت می کنند.
۵.رهبران اصلی و تمام کسانی که به دنبال احقاق حقوق مردم کورد بودند -به کوری چشم نامردان- هیچگاه سکولار نبوده بلکه از رهبران مذهبی این ملت از همه جا بیخبر بوده اند مثل شیخ سعید پیران-شیخ عبیدالله نهری-شیخ محمود برزنجی- محمود خان دزلی- محمد پاشای رواندوز-سردار رشید خان اردلان که هر دو نوکران شریعت غرای محمدی بودند و علمای دین همیشه ملت استعمار شده را تشویق کنن تا حق خود را از ستمگران سکولار جهانی و منطقه ای و محلی -خذلهم الله- بگیرند. آنان هیچگاه نوکر ستمگران سکولار جهانی و منطقه ای نبوده اند.
۶٫ در آخر می گویم ما ملتی هستیم مسلمان با تمام وجودمان تمام احزاب سکولار و ایادی شان را طرد می کنیم قانون ما و ارزش ما اسلام است و وطن و میهن ما دارالاسلام است و الله یفعل ما یشا.
مرگ بر  سکولاریسم، اندیشه ای که به جز تحقیر ملل اسلامی و دشمنی با اسلام چیزی اشاعه نمی دهد . اندیشه ای که با قوانین سکولار دموکراسی و تحت عناوینی چون رضایت جنسی و آزادی های فردی در سرزمینهای اسلامی تماما دیوث و کفرگو و خائن و ناموس فروش و مزدور بیگانه تولید می کند.

چرایی تنفر احزاب سکولار کورد و طرفداران آنها از هورامیها

چرایی تنفر احزاب سکولار کورد و طرفداران آنها از هورامیها

به قلم: م . شریفی سقزی / دبیر دبیرستان

باعرض سلام خدمت عزیزان خواننده

مدتهاست به دلیل وجود جماعتهای مختلف اسلامی در هورامان و عدم همراهی هورامیها با احزاب سکولار کوردی و همچنین به دلیل وجود هزاران داوطلب بسیجی و سپاهی در میان آنها بر علیه احزاب سکولار کوردی ما شاهد نوعی تنفر احزاب سکولار کوردی و طرفدارن آنها از هورامی ها هستیم هر چند در میان این هورامی ها نیز افرادی در احزاب سکولار حضور دارند و…

 یک روز سوران عمر می‌گوید زبان هورامی زبان فلته است امروز بسام علی رئیس بخش ۱۲ حزب دمکرات کردستان عراق می‌گوید هورامی ها مرد ندارند و نداشته‌اند!

به هر حال می خواستم به عنوان یک  کورد سقزی راجع به هورامانی که از نزدیک دیده ام نکاتی را خلاصه وار یادآوری نمایم :

در هورامان  اولین سند مکتوب  کل تاریخ ایران به نام قباله هورامان پیدا شد . این سند مربوط به عصر اشکانیان می باشد . کتابت و فرهنگ هورامان تا قبل از حکومت سکولار پهلوی، زبان دوم تمام نیمکره ی غربی ایران زمین بود و نیمه ی شرقی ایران از همین زبان درست شده به نام فارسی استفاده می کردند . به همین دلیل است که تمام ادیبان و شاعران فارسی گویی مال نیمه ی شرقی  ایران هستند و زبان هورامیها نیز نیمه ی غربی ایران زمین  راسیراب می کردند . مولوی کورد ، هورامی نبود  ولی به هورامی شعر گفت در همین مولان آباد سقز شیخ حسن مولان آبادی هورامی نبود اما  تفسیر مشهورش را به هورامی نوشت و نمونه های بسیار زیاد دیگر که هرکسی تمایل داشته باشد می تواند به دستش بیاورد  . در عصر هه لو خان اردلان که هورامی زبان رسمی بود مسجد قرمز برقلا مریوان به صورت الازهر جهان اسلام در آمده بود و از سراسر جهان اسلام به این منطقه روی می آوردند. پس از آن منطقه ی  تویله و بیاره این مرکزیت را حفظ کرد و الان سراسر هورامان و هورامیها از نظر درصد باسوادی برتر از همه گشته اند و حتی مایه ی حسادت دیگران شده اند .

در زمینه ی باز یا بسته بودن هورامان نیز باید گفت که هورامیها در میان خود چندین دین و مذهب داشته اند و به اختیار خود  اسلام را قبول کرده اند .و پس از آن به دلیل صنعتی بودنشان با اغلب نقاط اطراف در حال مراوده و همکاری بوده اند .  همین الان هم قشر تحصیلکرده و باسواد هورامان هستند که بر علیه مرتدین سکولاریست اعلام جهاد نموده اند و برای اولین بار است که در جهان اسلام معاصر چنین دشمن شناسی دقیق و درجه بندی دشمنان صورت گرفته است . بیسارانی هورامی اولین شاعر رومانتیک جهان حتی قبل از ویکتور هوگو است وبدون شک این جماعت نیز اولین جماعت هدفمند در نوع خودش است که کمر مرتدین سکولاریست را خم کرده است .و این مایه ی افتخار کل مسلمین جهان است . من خودم  شخص سرگردانی بودم که از همین طریق از فتنه های جاهلیت و به خصوص مرتدین سکولاریست نجات یافته و فهمیدم که به چه بیماری خطرناکی دچار بودم اما از آن غافل .

من از اینکه مادر فرزندانم یک هورامی متدین است بسیار مسرور و خوشحالم و امیدوارم که همه ی ما مسلمین ،دیگران را با مقیاس دوری و نزدیکی به اسلام  اندازه گیری نمائیم . من یک سکولاریست متعصب کورچشم و گوش بسته به عنوان دبیر در یکی از شهرهای اطراف هورامان آمدم و الان به عنوان یک مسلمان موحد به زندگیم ادامه می دهم .

کسی که هورامیها را نمی شناسد حق ندارد در مورد آنها قضاوت نا به جا نماید . سکولاریستها فقط هورامیها را  تا زمانی می خواهند که به هدفشان برسند پس از آن رهایشان می کنند . چون هورامی یعنی دین و اخلاق و راستی و اگر مدتی هم از آن دور شد باز به آن بر می گردد .

قاضی محمد مهابادی به خاطر دفاع از ملت و شریعت تکفیر شده یا…؟!

قاضی محمد مهابادی به خاطر دفاع از ملت و شریعت تکفیر شده یا…؟!

به قلم: ابومحمد سورینی بانه ای

تا آنجایی که ما می دانیم و واقعیت هم نشان می دهد کسی  به خاطرغرض شخصی با کس دیگری اقدام به تکفیر قاضی محمد و قاسملو و شرافکندی و مهتدی و ایلخانی زاده و رجوی و …. نکرده است، هر کسی با کمترین علم شرعی خواهید فهمید که  حکم تکفیر و ارتداد اشخاص کار آسان و بدون خطری نیست . و هرکس عاقلی بی محابا وارد چنین میدان خطرناکی نمی شود .

اما اینکه قاضی محمد مرتدی که بنیانگذار حزب سکولاریست و سوسیالیست دموکرات کردستان ، و هدف از تشکیل دادن این حزب را تشکیل دادن جامعه ای سوسیالیستی مثل آنچه در شوروی ، چین و… تشکیل شده می داند ؛ چرا مرتد به شمار می رود؟ باز باید ابتدا به تعریف سکولاریسم و اهداف آن و همچنین مرامنامه ی حزب سکولاریست دموکرات کردستان و قوانین سکولاریستی و سوسیالیستی آن مراجعه نمائید و اگر از شریعت و قواعد و اصول و موانع تکفیر حتی در حد مغنی المحتاج در مذهب امام شافعی رحمه الله آگاهی نسبی داشته باشید به دلیل تکفیر آن پی خواهید برد .و خواهید فهمید که چرا ملا خلیل منگور در زمان حیات قاضی محمد  فتوای تکفیرش را صادر نموده و مردم را به جهاد بر علیه وی تشویق و ترغیب نمود.

هیچ کسی قاضی محمد مرتد را به خاطر  جنگیدن و قیام در برابر ظالم و دفاع از خاک و دین و وطن  مرتد نداسته است. چون این حماقت محض است و متوسل شدن به مغالطه است ، چون قاضی محمد آگاه به منابع شرعی بوده و بعد ۱- آگاهانه ۲- عمدا ۳- به میل خودش و اختیاری  حزبی سکولار و دموکرات را تاسیس کرده و قوانین و احکام سکولاریستی  وحزب و مرامنامه ی سکولاریستی اش را جایگزین احکام شریعت الله کرده مرتد می دانیم .

بله  پیامبر صلی الله علیه وسلم  در مورد مسلمانان تابع احکام الله می فرماید:من قتل دون ماله فهو شهيد ومن قتل دون نفسه فهو شهيد ومن قتل دون أهله فهو شهيد ومن قتل دون جاره فهو شهيد وكل قتيل في جنب الله فهو شهيد.من قتل دون عرضه فهو شهید و من قتل دون مظلمته فهو شهید.

اما قاضی محمد مرتد سکولاریستی بود که به حمایت دولت سوسیالیستی شوروی با کودتا علیه کومله ژ کاف و تشکیل دادن حزب دمکرات کردستان با عقاید سکولاریستی سوسیالیستی اش ، هرگز به خاطر دین و مردم مسلمان نجنگید بلکه به خاطر احکام سکولاریستی و قوانین سفارش شده از جانب استالین بر علیه ملت مسلمان کردستان  جنگید .

شما اگر به زندگینامه اش مراجعه فرمائید خواهید فهمید که وی برخلاف ادعای احزاب سکولار کنونی می خواست جمهوری خودمختاری شبیه آنچه که در شوروی و جود داشت درست کرده و وطنش را نیز زیر مجموعه ی  یکی از جمهوری های خودمختار شوروی  نماید . این کاری بود که فرقه ی دموکرات آذزبایجان هم در فکرش بود .

شما اگر نیم نگاهی به آرم تشکیلاتی حزب دمکرات کردستان بیاندازید نیز به اوج خیانت این وطن فروش فریب خورده پی خواهید بردو خواهید فهمید که چرا در همان زمان غیر ملت تحت سلطه ی سوسیالیستهای شوروی و مسلحین بارزانی و چته های داخلی کسی از مردم با فرهنگ و باسواد سنندج و کرمانشاهان با وی همراهی نکرد ووقتی که در تنگناه قرار گرفته بود کسی از مردم مهاباد به خاطرش نجنگید و  ملت کردستان و بخصوص مهاباد آرزوی قتل این موجود جانی و مرتد را داشتند  . وبرای مرگش لحضه شماری می کردند و… البته نظرات قبلی دوستان هم چیزهای زیادی را روشن نمود ه اند.

برای من مایه تعجب است که دسته های از دارودسته ی منافقین  از روی کدام مدرک وسند می گویند که قاضی محمد سکولاریست بنیانگذار جریان مرتدین سکولاریست در کردستان، مدافع قوانین شریعت  و احکام دین بوده است؟ در حالی خود سکولاریستها و تمام اسناد و مدارک خلاف این را ثابت می کنند . لطفا به دنیای آگاهی های اطرافمان نگاه دقیقی بیاندازید و به شعور خود یا مخاطبین احترام بگذارید.

ملتی که به تجربیات غلط گذشته اش با دید واقعی و عبرت آموزی ننگرد قطعا مجبور به تکرار آن خواهد شد . اما نسل نوین مسلمان با بهره گیری از جریان بیداری اسلامی  تصمیم گرفته است که بار دیگر زیر بار خفت انگیز دشمنان دین و ملتش نرود. و با بهره گیری از اصول توحید و کفر به طاغوت و ولاء وبراء برای همیشه صف خودش را از دشمنانش خودی و خارجی جدا نماید. و سعادت دنیا و آخرتش را تضمین نماید .

جدیدترین سرنخ ها  در مورد قتل قاسملو و شرافکندی رهبران حزب دمکرات کردستان ایران

جدیدترین سرنخ ها  در مورد قتل قاسملو و شرافکندی رهبران حزب دمکرات کردستان ایران

ارائه دهنده : کوردو موکریانی

اخیراٌ در رسانه ها شایع شده که گروههای سکولار کردستان ایران در تلاشند که با ج. ا. ایران به توافق و سازشی دست یابند . البته سابقه ی این تلاشها به دهه های قبل برمی گردد که نتایج فاجعه باری نیز برای احزاب سکولار و فراری کردستان ایران در بر داشت که می توان به قتل رهبران سابق حزب دمکرات کردستان ایران توسط مخالفین سازش اشاره نمود .

لازم به ذکر است که یک مامور سابق اطلاعاتی ج ا. ایران  به بیان روایتی تازه از قتل قاسملو و شرفکندی دو رهبر حزب اردوگاه نشین و حقوق بگیر اقلیم کردستان عراق تحت نام حزب دمکرات کردستان ایران  پرداخته  و گفته است : قتل این دو نفر از سوی مخالفان سازش با جمهوری اسلامی ایران انجام شد.

به گزارش هفته نامه صدا در یکی از شماره های  خود در گفتگوي تفصيلي با اکبر خوش کوشک از نيروهاي سابق وزارت اطلاعات ج ا. ایران  به مسائل مختلف کشور از جمله چگونگي کشته شدن دو رهبر گروه  هاي کردي مخالف ج ا. ایران  پرداخته است.

وي در اين گفتگو و در پاسخ به سوالي در خصوص داستان مذاکره ج ا. ایران  با قاسملو عنوان کرد:  ” اتحاديه ميهني کردستان عراق و مسعود بارزاني با ايران بر ضد صدام همکاري مي کردند و همزمان گروه هاي کردي ايراني هم با صدام همکاري داشتند. آقاي قاسملو از طريق اتحاديه ميهني کردستان عراق تقاضا کرده بود که با مقامات جمهوري اسلامي ملاقات کند. يک بار هم ملاقات کرده بود و بار دوم در وين ملاقات کرد. سردار جعفري که الان رئيس دفتر لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي است و يک فرد ديگر هم از ايران رفتند که با قاسملو ملاقات کنند و قاسملو را متقاعد کنند که به ايران برگردد و از اقدامات مسلحانه دست بردارد. قاسملو هم پذيرفته بود. قرار بود جلسه اي برگزار شود. نمايندگان ايران رفتند تا با قاسملو ملاقات کنند که در اين ملاقات آقاي قاسملو و معاونش بودند و رابط اين ملاقات هم در جلسه بود.

اين مامور سابق اطلاعاتي ج ا. ایران  ادامه داد: در مورد قاسملو هم جريان مخالف آشتي قاسملو با ايران، در جلسه مذاکره ايشان را به قتل رساند. به سوي همه حاضران شليک کردند و همه را کشتند. در درجه اول هم به دنبال اين بودند که قاسملو کشته شود.

من از شما يک سوال دارم که ما با کشته شدن قاسملو چه مقدار نفع مي برديم که با  زنده بودن او چه مقدا متنفع مي شديم؟ بعد از قتل قاسملو ترور در کردستان زياد شد. گفتند جمهوري اسلامي قاسملو را کشته و انتقام گيري کردند. ما دنبال اين بوديم که جلوي خونريزي در کردستان گرفته شود. آنها قتل قاسملو را بهانه کردند و نا امني و خونريزي را تشديد کردند.

قاسملو را مخالفان سازش کشتند. هرکسي مي تواند در اين موقعيت باشد. مي تواند کار سیا  باشد. مي تواند کار اسرائيلي ها باشد. مي تواند کار هم حزبي هايش باشد. مي تواند کار کشورهاي ديگر هم باشد. به هر حال کار کساني بود که از اين سازش زيان مي ديدند. بعد کشته شدن قاسملو آقاي شرفکندي رهبر گروهشان شد. اينها در يک جا جمع شدند و صحبت کردند نتيجه گرفتند که دوباره مذاکره با جمهوري اسلامي را ادامه بدهند. آنها در بحث هاي دروني شان متوجه شدند که قتل قاسملو کار جمهوري اسلامي نيست بلکه کار مخالفان جمهوري اسلامي و مخالفان سازش است. اينها براي جلسه اي در ميکونوس جمع شده بودند که مجددا همه آنها به قتل رسيدند. چه کسي آنها را لود داد؟ پنج نفر آدمي که جزء کادر اصلي بودند و براي تشکيل جلسه همه مسائل امنيتي و حفاظتي را رعايت مي کنند، جلسه تشکيل داده بودند. پنج نفر از اعضاي کادر مرکزي دمکرات کردستان تشکيل جلسه داده بودند براي اينکه تصميم بگيرند دوباره با جمهوري اسلامي ملاقات کنند و اينکه در مذاکره با جمهوري اسلامي چه بگويند، دوباره کشته مي شوند. اين کار چه کساني است؟

ادامه خواندن جدیدترین سرنخ ها  در مورد قتل قاسملو و شرافکندی رهبران حزب دمکرات کردستان ایران

واقعیت و سرانجام احزاب سکولار کورد در جریان توفنده ی بیداری اسلامی

واقعیت و سرانجام احزاب سکولار کورد در جریان توفنده ی بیداری اسلامی

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

شکی نیست که در میان کوردها همچون سایر اقوام اسلامی مومنینی وجود دارند که ضمن کفر به طاغوت که بعد از کفر به شیطان در واقع کفر به کفار ۵گانه ی اصلی ۱- الَّذِينَ هَادُوا ۲- وَالصَّابِئِينَ ۳- وَالنَّصَارَىٰ ۴- وَالْمَجُوسَ ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا است از مشرکین ( سکولاریستها) نیز اعلان برائت کرده اند و تنها سرپرستی و حاکمیت الله و مومنین را می پذیرند وهمچنان بر عهد ی که با اسلام واحکامش بسته اند وفادار مانده اند. این دسته در کنار سایر مومنین جهان بر اساس : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (حجرات/۱۰) جماعت یکسانی را تشکیل می دهند.  

در کنار این دسته ما شاهد نسلی سوخته با هویتی سکولاریستی آمیخته با نژادگرائی هستیم که همه ی ما دست درازیهای مکررشان به کتاب الله و انداختن آن در فاضلابها و پاره کردن آن و سوزاندن آن آنهم درحضور وپیش چشم خاص  وعام که ازطریق دیدن یاشنیدن  خبر آن به همگان  رسید را دیدیم.

علاوه بر این ما خیانت به ملت و وطن و مزدوری اینها برای کفار خارجی را یا در تاریخ خوانده یا با چشم خود دیده و هنوز هم می بینیم. از خیانت و مزدوری قاضی محمد بنیانگذار اولین حزب سکولار در میان کوردها برای کمونیستهای شوروی به رهبری استالین خون آشام تا خیانت و مزدوری کومله ها و دمکراتها و حزب کارگران اوجالان برای صدام حسین و سپس سایر کفار و از مزدوری نوبتی بارزانی ها و طالبانی ها برای تمام دشمنان ملت مسلمان کورد و سایر ملل اسلامی منطقه.

دشمنی این احزاب مختلف و  رنگارنگ و ضد هم سکولار با قوانین شریعت الله باعث شده است که دوستی و دشمنی خود را بر اساس میزان نزدیکی به سکولاریسم قرار دهند به همین دلیل تحت هیچ عنوانی نتوانسته و نخواهند توانست تصور جامعه ای اسلامی با قوانینی اسلامی را داشته باشند . به همین دلیل به راحتی از کنار جنایات و خیانتهای سکولاریستهایی چون صدام حسین و آتاتورک و آمریکا و انگلیس و … می گذرند و آشکارا تحت رهبریت این کفار سکولار جهانی بر علیه مومنین شریعت گرا قرار گرفته اند و آنها را در جنگ با اسلام و مومنین یاری رسانده و جنگی آشکار را برعلیه اسلام و پیروان اجرائی شدن احکام الهی در زمین وتمدن وتاریخ اسلامی  اعلام  کرده اند.

زمانی که این سکولاریستها آشکارا به الله توهین می کنند و زمانی که قرآنها را در فاضلابها می اندازند و یا آنرا می سوزانند و یا مثل کذابی چون مریوان حلبچه ای در توهین به الله و اسلام کتاب هم می نویستند و تمام این جرمها تحت حمایت احزاب سکولار قرار می گیرد  به صورت تکراری بارها به  ما  وتمامی مسلمانان اعلام کرده و می گویند: که بدون شک مشکل  اساسی سکولاریستها با احکام قرآن و اسلام است نه با قومیت عرب یا تورک یا فارس و ….

این احزاب سکولار و خائن کورد مثل سایر احزاب سکولار داخلی میان قومیتهای مختلف اسلامی در دل وجسد ملت خود و امت مسلمان چنان کینه ونفرتی رابرجایی گذاشته اند که برای نسلهای بعد از آنها هم فراموش کردنش سخت ودشوارخواهد بود و این خیانتهای مکرر و این دشمنی های آشکار با دین و ملت در تاریخ ما ثبت خواهد شد.    

از همان زمانی که این احزاب تصمیم گرفتند به سمت سکولاریسم بروند و از احکام اسلامی وامت اسلامی خارج شده وبرعلیه اسلام و احکام آن وارد جنگ شدند، هرگز روی آرامش و زندگی را در میان ملت بیدار خود نخواهند دید، بلکه در درگیریها و جنگهای افروخته شده با فرزندان امت اسلامی وارد خواهند شد و بدون شک هرگزدرمیان ما مسلمانان وبه همراه ما، نمی توانند زنده بمانند … این احزاب سکولار برای خودشان ازتمامی مسلمین با تمامی تفاسیر ، مذاهب و قومیتهایشان چیزی غیر از جنگ و دشمنی ونفرت وبیزاری نخواهند یافت .

این ثمره ونتیجه ی اعمال مکارانه و ناجوانمردانه و خائنانه ی این احزاب سکولار در میان مسلمین است که با شعارهای فریبنده ی سکولاریستی و نژادی ملت خود را همچون هیزم برای جنگهایی به کارگرفته اند که تماماً طبق نقشه ی کفار سکولار جهانی و بر علیه منافع ملت خود بوده است.

بمباران شیمیائی حلبچه جنایت مشترک کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار محلی

قاسملو در کنار رجوی، دو مزدور اصلی صدام حسین که به ملت و وطن خود خیانت کردند

بمباران شیمیائی حلبچه جنایت مشترک کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار محلی

به قلم: ابوخالد کوردستانی

با تمرکز بر مساله ی کوردها همه باید بدانیم که مردمان سرزمینهای اسلامی که اختیار خود را به احزاب مختلف سکولار سپرده اند همچنان اوهام و خرافات و تاریکی و عصبیت جاهلی و قوم گرائی کور در میان آنها دوام پیدا می کند که رفتارهای قبیله گرائی کوری آنها را به پیش می برد که با جهل و دل بستن به دشمنان اصلی و سرگردانی و یاس و در نهایت با شکست و ذلیلی آمیخته شده است.

حلبچه یکی از جنایات شرم آور مشترک کفار سکولار جهانی و داخلی است که می تواند فرصتی برای شناخت صحیح سکولاریستها باشد. صدام حسین سکولار که عده ای حتی قصد دارند سکولار بودن او را هم انکار کنند با تشجیع و تسلیح و بخصوص با دو ابزار سکوت و همراهی سکولاریستهای غربی چون آمریکا و انگلیس و بخصوص آلمان این جنایت را در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶ در حق مسلمین حلبچه انجام داد. آمریکا قبلاً جنایات اتمی هیروشیما و نامازاکی و حملات شیمیایی در ویتنام، و فرانسه هم جنایات شیمیایی در الجزائر، و انگلیس هم حملات شیمیایی به کوردهای سلیمانیه و روستاهای اطراف آن در زمان قیام شیخ محمود را در کارنامه  ی خود داشتند به همین دلیل پس از بمباران شیمیایی سردشت توسط صدام حسین، قطعنامه شورای امنیت درباره ممنوعیت بکارگیری سلاح ها شیمیایی با وتوی آمریکا و رای ممتنع انگلیس و فرانسه همراه شد.

صدام حسین سکولار نیز که جنگ را بر دارالاسلام تازه تاسیس ایران تحمیل کرده بود مرتکب بدترین جنایات در حق مردم ایران و بخصوص ساکنین غرب ایران شده بود. زمانی که طی عملیات والفجر۱۰ و با همکاری احزاب سکولار اتحادیه میهنی جلال طالبانی و پارت دمکرات بارزانی و حزب سوسیالیست نیروهای دارالاسلام ایران وارد حلبچه شدند و با استقبال مردم مسلمان آنجا مواجه شدند؛ صدام حسین سکولار با بمبهای شیمیائی به این شهر حمله کرد.البته قبل حلبچه، دست‌کم ۲۱ حملهٔ شیمیایی دیگر توسط حکومت سکولارعراق، علیه کردها انجام گرفته بود مانند حمله به خۆشناوتی‌، بیتوێن، پشدر، بەری‌ ‏مرگە، دره جافەتی، قەرەداغ، بادینان، دشت كۆیە، دشت كەركوك…و  در ایران هم به شهر سردشت و روستاهای قعله جی و…. حمله کرده بود و امریکای سکولار و اروپای سکولار و سازمان ملل سکولار هم سکوت اختیار کرده بودند! و این یعنی تائید قدرتهای سکولار جهانی و تشویق صدام حسین سکولار به حمله شیمیایی با طعم خردل و با چاشنی تاول‌زای گاز اعصاب تابون و سارین و بوی مرگ‌آور سیانوژن به مردم مسلمان حلبچه و….

 در کنار این سکوت و همکاری قدرتهای سکولار جهانی باز ما شاهد کمک احزاب سکولار محلی کورد از صدام حسین سکولار در بخش جنگ روانی هستیم . به عنوان مثال قاسملو سکولار رهبر حزب سکولار دمکرات کردستان ایران به شدت در پی تکذیب و ایجاد تشکیک در جنایات صدام سکولار بود. این شخص سکولار حتی بعد ازنزدیک به ۷ ماه و کشته شدن بیش از ۵هزار نفر و مجروح شدن بالای ۱۰ هزار کورد هنوز حاضر نبود قبول کند که صدام حسین سکولار علیه کوردهای حلبچه از بمب شیمیایی استفاده کرده است و می گوید: «بنده اين خبر را تكذيب نموده‌ام..بعد از مطالعه گزارش‌هاي هيئت اعزامي سازمان ملل متحد به شمال عراق، هيچ‌گونه نشانه‌اي دال بر استفاده از سلاح‌هاي شيميايي مشاهده نكردم و نظر به اين‌كه ما فاصله بسيار نزديكي با منطقه درگيري‌ها داريم، اثري از اين سلاح‌ها مشاهده ننموده‌ايم!!!.. (۳/۱۰/۱۹۸۸ ) قاسملو حتی در مصاحبه با روزنامه فرانسوی لوموند هم، بمباران حلبچه را مورد تردید و انکار قرار داد که گویا چنین موضوعی صحت ندارد! اما محمد حاج محمود، رهبر حزب سوسیالیست در کتاب خاطراتش می نویسد که چگونه قاسملو هنگام شیمیایی شدن گروهش با بی سیم با وی حرف زده و داد و فریاد کرده و ملتمسانه خواهان نجات تفنگ چی هایش بوده!

حزب سکولار کومله هم – ابراهیم علی‌زاده در خاطراتش می گوید: «نمی‌توانستیم بگوییم که بعث سلاح شیمیایی در حلبچه به‌کار برده است؛ چون تحت فشار بودیم … بعث به ما سلاح و پول می‌داد اما بعد از بمباران زخمی‌های ما را هم درمان نکردند».

در کنار این احزاب مزدور سکولار کورد ایرانی که در اختیار صدام حسین بودند احزاب سکولار کورد عراقی هم که در پی رسانه ای کردن این واقعه بودند هدفشان رسیدن به اهداف پلید مالی و کسب قدرت بود حتی به قیمت دهها فاجعه ی جدید چون حلبچه. چنانچه جلال طالبانی می گفت: واقعه جلبچه، مسئله کردها را به سطح جهان مطرح کرد، ۲-۳ حلبچه می داشتیم، وضع مان بهتر می بود!.

 این سکوت و انکار و این خیانت آشکار و تجارت با کوردها توسط این احزاب سکولار داخلی را در کنار سکوت و همراهی قدرتهای بزرگ سکولار جهانی نقطه سیاه دیگری در کارنامه ی سکولاریستهاست که نمی‌توان بخشید.

هر گونه سازش با احزاب سکولار کورد و بلوچ و عرب و تورک و فارس و… خیانت است به …

هر گونه سازش با احزاب سکولار کورد و بلوچ و عرب و تورک و فارس و… خیانت است به …

به قلم: کارزان شکاک

اگر به تاریخ سرزمینهای اسلامی در طول یکی دو قرن گذشته نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که احزاب سکولار محلی برای هر سرزمینی معادل با مزدوری برای دشمنان اسلام و خیانت به همان ملت بوده اند.

به تاریخ چند دهه ی این احزاب سکولار در دارالاسلام ایران هم نگاه کنیم می بینیم که این احزاب کار خود را با خیانت به انقلاب و حتی با خیانت به هم و کشت کشتار ملت مسلمان ما و کشت و کشتار همدیگر و مزدوری برای صدام حسین شروع کرده اند تا اینکه امروزه رسماً برای یکی از اربابان صدام حسین یعنی آمریکا و ناتو مزدوری می کنند و در صف این دشمنان آشکار بر علیه ملت مسلمان خود قرار گرفته اند.

در مورد این خیانتکاران ذکر چند مورد لازم است :

۱-       مسلمین شریعت گرا نه در ابتدای انقلاب اسلامی ۵۷ و نه بعد از آن تا کنون آغاز کننده ی درگیری ها نبوده ایم و حتی اجازه ی ماندن آنها در شهرها و روستاها را داده بودیم چون معتقدیم آزادی بیان بزرگترین عامل نابودی آنان می باشد .

۲-       اینها در زمان ضعف خود با برادران ما پیمان نامه و معاهده ی عدم تعارض به همدیگر را امضاء نموده بودند، اما خیانتکارانه عهدنامه را زیر پا نهاده و گروههای اسلامگرای وابسته به مکتب قرآن آقای مفتی زاده و صوفی های نقشبندی و حکومت انقلابی و… حمله نموده و مظلومانه تعدادی از آنها را کشته و زخمی نمودند.

۳-       سیاست مجاهدین ما این است که دشمنان ما خودشان تعیین می کنند که ما با آنها چه رابطه ای داشته باشیم . آیا با بستن پیمانهایی راه آشتی و صلح را بر می گزینند ؟ یا راه  جنگ و خونریزی را انتخاب می کنند ؟ . و در اینجا احزاب سکولارمحلی و متحدین غیر بومی انها همچون دیگر سکولاریستهای مرتد و خائنین ، راه خیانت و جنگ را انتخاب نموده اند.

۴-       کارنامه ی این احزاب سکولار ماهیت سکولاریستهای بومی را برای کم هوشترین مسلمان  روشن نمود؛ به این معنا كه دیدگاه سکولار بر آنها حاکم است و یکی از مهمترین اصول حاکم در این مکتب «یا با من باش یا برعلیه من هستی» است. به بیان رساتر اعضای این احزاب تنها دیدگاه‌ها و باورهای خود را قبول دارند و هر دیدگاه و آیین و اعتقادی که با آنها مطابقت و همسویی نداشته باشد، بنابراین برعلیه آنهاست و آنها با ترور شخصیتی و یا فیزیکی پیروان آن آیین یا دیدگاه ،  کشتار و قتل پیروان آیین‌ها و مکاتب دیگر را جایز می‌دانند.

 5 – این تکرارمصیبت بار تاریخ مرتدین سکولار برای هزارمین بار نشان داد که: هر گونه سازش با احزاب مرتد سکولار:

  • خیانت به تمام خونهایی است که تا به حال در راه تحقق قوانین الهی در زمین ریخته شده است.
  • خیانت به تمام زندانیان و مهاجرینی است که به خاطر تحقق قوانین الهی در زمین دچار مصیبت گشته اند.
  • خیانت به تمام زنان و دخترانی است که هستی ، وجود و حتی ناموسشان به خاطر تحقق قوانین الهی در زمین در معرض خطر و حتی تجاوز قرار گرفته است.
  • وبالاتر از همه خیانت به دین خدا و بندگان خداست که خداوند به عنوان امانت در اختیار مبارزین و مجاهدین شریعت گرا  قرار داده است.