
مختصری از زندگی عُـتـبـه بن غَـزوان (رضی الله عنه)
به قلم: ع . خانی بیسارانی
از سابقین اول بود و هفتمین نفری بود که اسلام آورد و جزو مهاجرین اولیه به حبشه و سپس به مدینه بود و تیرانداز ماهری نیز بود ,,, کنیه اش ابوعبدالله و ابوغزوان بود [۵۱۳۵ مستدرک حاکم]
وقتی در حبشه بود ، غم و پریشانی اش برای پیامبر صلی الله علیه وسلم زود باعث شد به مکه برگردد و سپس به مدینه هجرت کرد و در تمام جنگها شرکت فعال داشت . عمر بن خطاب (رضی الله عنه) برای آزاد سازی شهر ابله که تا آنوقت ایرانیانی بودند که آن را به محلی برای حمله به مسلمانان تبدیل کرده بودند ، تصمیم میگرفت … چون مسلمانان بیشترشان در جهاد به سر میبردند و در مدینه جز تعداد اندکی در اطراف خلیفه نمانده بود ..
در نتیجه عمر فاروق (رض) باید فرمانده ای زیرک و باتجربه انتخاب کند . چندی نگذشت فریاد براورد: یافتم ,, بله یافتم ، به بستر خواب رفت وبه خود میگفت; مجاهدی است که بدر احد خندق و دیگر غزوه ها را دیده است و شمشیری او را نگزید و تیرش به خطا نرفت و هفتمین نفری بود بر این کره خاکی به اسلام پیوست.
فردا دستور داد عتبه بن غزوان رضى الله عنه را برایش صدا زنند و فرماندهی سیصد وچند نفر را به او داد و فرمود; زینهار! در مورد موضوع ولایت خود ازخدا بترس ، نفس و هوا تورا به تکبر و خودخواهی نخواند که آخرتت را هدر دهد ، تو گمراه بودی خداوند تو را هدایت داد و حالا فرمانروا شده ای [۳۱۵/۱ استيعاب ابن عبدالبر]
عتبه در صف اخر سپاهش به زنان پرچمهایی داد و گفت; وقتی دو سپاه بهم رسیدند گرد وخاک به راه اندازید . همین که به ابـلـه رسیدند سرزبازان فارس به پرچمهای برافراشته نگاه کردند ودیدند که پشت سر آنها گرد وخاک بلند شده به خود گفتند; اینها پیشقراول هستند ، پشت سرشان حتما سپاهی انبوه است ، آنگاه ترس و اضطراب وجودشان را گرفت و فرار کردند ادامه خواندن مختصری از زندگی عُـتـبـه بن غَـزوان (رضی الله عنه)










