رقابت در مزدوری و خیانت و جنگ زرگری امارات و عربستان در آستان صهیونیسم و آمریکا

رقابت در مزدوری و خیانت و جنگ زرگری امارات و عربستان در آستان صهیونیسم و آمریکا

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

تحولات اخیر و افشای فشارهای لابی‌گری امارات علیه عربستان در واشنگتن، پرده از حقیقتی تلخ برمی‌دارد: رقابتی حقیرانه میان دو رژیم که برای اثبات “برتری در چاکری” به درگاه صهیونیسم و آمریکا، از هیچ خیانتی فروگذار نمی‌کنند. در حالی که سرزمین وحی و قبله مسلمین باید مأمن عزت اسلام باشد، امروز به ابزاری در دست شیوخ دین‌فروش تبدیل شده است.

آنچه امروز میان ابوظبی و ریاض می‌گذرد، نه یک اختلاف سیاسی بر سر منافع ملی، بلکه مسابقه‌ای برای “مزدورِ برتر” بودن است. امارات با استفاده از اهرم‌های صهیونیستی مانند “کمیته یهودیان آمریکا” (AJC) و “رابطه مکافحه التشهیر” (ADL)، تلاش می‌کند رقیب سعودی خود را به “یهودستیزی” متهم کند. این یعنی هر دو طرف برای نزدیکی به تل‌آویو و واشینگتن، حاضرند سر یکدیگر را زیر گیوتین لابی‌های صهیونیستی ببرند. به راستی که هر دو لبه یک قیچی هستند که پیکره وحدت اسلامی را نشانه گرفته‌اند.

استفاده امارات از مرکز “المناره” در ابوظبی برای جهت‌دهی به گفتمان علیه عربستان، نشان‌دهنده عمق سقوط اخلاقی این حکام است. آن‌ها به‌جای دفاع از قدس و مظلومان غزه، بودجه‌های میلیاردی خود را صرف نهادهایی می‌کنند که وظیفه‌شان تطهیر چهره جنایتکار اسرائیل و تخریب رقبای منطقه‌ای در پیشگاه لابی‌های یهودی است. این ذلت، نتیجه مستقیم گره زدن بقای سیاسی به اراده کاخ سفید و تل‌آویو است.

در این میان، نقش “شیوخ درباری” و مفتی‌های اجاره‌ای برجسته است. کسانی که با فتواهای سفارشی، خیانت به آرمان‌های اسلام و آغوش گشودن برای “توافقات ابراهیم” را توجیه می‌کنند. این دین‌فروشان، حقیقتِ “سرزمین وحی” را قربانی مطامع سیاسی کرده و با سکوت یا تایید خود، جاده‌صاف‌کنِ نفوذ صهیونیسم در قلب دنیای اسلام شده‌اند.

هدف نهایی این کارزار رسانه‌ای و لابی‌گری، تنها تضعیف نفوذ عربستان نیست؛ بلکه عادی‌سازی خیانت و تبدیل کردن “خیانت به فلسطین” به یک ارزش و معیار برای جلب حمایت آمریکا و مهار قدرت‌های اسلامی و ایجاد درگیری داخلی میان کشورهای مسلمان است تا امنیت اسرائیل تضمین شود و همچنین استحاله فرهنگی و تغییر گفتمان دینی در شبه‌جزیره عربستان و سوق دادن آن به سمتی است که هیچ خطری برای منافع استکبار نداشته باشد.

بزرگترین جنایت این حکام، کشاندن پای لابی‌های صهیونیستی به پرونده‌های مرتبط با سرزمین وحی و قبله مسلمین است. تبدیل کردن نام “عربستان” به ابزاری برای بازی‌های سیاسی در کنگره آمریکا توسط امارات، توهین به حیثیت تمام مسلمانانی است که این سرزمین را مقدس می‌شمارند.

باید هوشیار بود که این جنگ‌های زرگری، تنها برای تقسیم غنائمِ نوکری است. نه امارات به فکر حقوق بشر و مبارزه با نژادپرستی است و نه عربستان مدافع واقعی ارزش‌های اسلامی؛ هر دو در مسیری گام برمی‌دارند که انتهای آن، نابودی عزت ملت‌های عرب و مسلمان و تثبیت سلطه آمریکا و اسرائیل بر منطقه است.

بیانیه رسمی وزارت دفاع دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان . در پیوند به جنایات وحشیانه رژیم نظامی دارالکفر طاری پاکستان علیه امت اسلامی

  بیانیه رسمی وزارت دفاع دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان . در پیوند به جنایات وحشیانه رژیم نظامی دارالکفر طاری پاکستان علیه امت اسلامی

«وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا»

 تداوم تجاوزات به حریم دارالاسلام

وزارت دفاع دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان اعلام می‌دارد که در ادامه تجاوزات سیستماتیک قبلی، رژیم نظامی پاکستان بار دیگر با زیر پا گذاشتن تمامی موازین انسانی، چندین منطقه غیرنظامی شامل یک مدرسه دینی و خانه‌های مسکونی مسلمانان را در ولایت‌های ننگرهار و پکتیکا هدف حملات هوایی قرار داد. در این جنایت هولناک، ده‌ها تن از فرزندان بی‌گناه امت اسلامی، از جمله زنان و کودکان، به فیض شهادت نائل گشته و یا مجروح شده‌اند.

وزارت دفاع ارتش اسلامی، این نقض آشکار و جنایت سازمان‌یافته علیه حاکمیت دارالاسلام افغانستان را به شدت محکوم می‌کند. این حملات نه تنها نقض صریح قوانین بین‌المللی و اصول حسن همجواری است، بلکه تقابلی آشکار با ارزش‌های اصیل اسلامی و حرمت خون مسلمانان محسوب می‌شود.

این وزارت، حفاظت از حاکمیت سرزمین وحی و تأمین امنیت آحاد امت اسلامی در قلمرو دارالاسلام را «مسئولیت قانونی» و بالاتر از آن، «واجب دینی و شرعی» خود می‌داند. ما در قبال هر قطره خون به ناحق ریخته شده مظلومان، خود را در پیشگاه خداوند متعال و امت پاسخگو می‌دانیم.

حمله به مراکز تعلیمات دینی (مدارس) و اهداف غیرنظامی، ثبوت روشنی بر شکست‌های پی‌درپی استخباراتی و امنیتی اردوی دارالکفر پاکستان است. رژیمی که در حل بحران‌های داخلی و تأمین امنیت خود ناتوان مانده، با توسل به این تجاوزهای بزدلانه سعی در پنهان کردن فروپاشی درونی خود دارد؛ اما بدانند که این جنایات هرگز ضعف‌های ساختاری آن‌ها را نخواهد پوشاند.

وزارت دفاع دارالاسلام با صراحت هشدار می‌دهد که این تعرضات بدون پاسخ نخواهد ماند. مجاهدین ارتش اسلامی در زمان و مکان مناسب، پاسخی «دندان‌شکن، حساب‌شده و پشیمان‌کننده» به متجاوزان خواهند داد.

  د امت مسلمه پر وړاندې د پاکستان د دارالکفر د نظامي رژیم د وحشیانه جنایتونو په تړاو

  د افغانستان دارالاسلام د اسلامي امارت د  د دفاع وزارت رسمي اعلامیه

  د امت مسلمه پر وړاندې د پاکستان د دارالکفر د نظامي رژیم د وحشیانه جنایتونو په تړاو

«وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا»

د دارالاسلام پر حریم د تېریو دوام

د افغانستان د اسلامي امارت د دارالاسلام دفاع وزارت اعلانوي چې د تېرو سیستماتیکو تېریو په دوام، د پاکستان نظامي رژیم یو ځل بیا ټول انساني موازین تر پښو لاندې کړي او په ننګرهار او پکتیکا ولایتونو کې یې یوه دیني مدرسه او د مسلمانانو څو ملکي کورونه تر هوايي بریدونو لاندې راوستي دي. په دې هولناک جنایت کې د امت مسلمه لسګونه بې ګناه بچیان، چې ښځې او ماشومان هم په کې شامل دي، شهیدان او ټپیان شوي دي.

۱. پرېکنده غندنه او د شرعي دریځ بیان

د اسلامي اردو دفاع وزارت، د افغانستان د دارالاسلام پر حاکمیت دا ښکاره سرغړونه او تنظیم شوی جنایت په کلکو ټکو غندي. دا بریدونه نه یوازې د نړیوالو قوانینو او د ښه ګاونډیتوب د اصولو ښکاره نقض دی، بلکې د اصیلو اسلامي ارزښتونو او د مسلمانانو د وینې د حرمت پر وړاندې یو ښکاره تقابل دی.

۲. الهي مسئولیت او د امت ساتنې ته ژمنتیا

دا وزارت د وحې د خاورې د حاکمیت ساتل او د دارالاسلام په قلمرو کې د امت مسلمه د وګړو د امنیت ټینګښت خپل «قانوني مسئولیت» او تر هغه پورته «دیني او شرعي واجب» ګڼي. موږ د مظلومانو د هرې څاڅکې ناحقه تویه شوې وینې په وړاندې خپل ځان د لوی خدای (ج) او امت ته ځواب ویونکي بولو.

۳. د دښمن د ماهیت تحلیل (د پاکستان د دارالکفر اردو)

پر دیني تعلیمي مرکزونو (مدرسو) او ملکي اهدافو بریدونه، د پاکستان د دارالکفر د اردو د پرله پسې استخباراتي او امنیتي ماتو روښانه ثبوت دی. هغه رژیم چې د خپلو کورنیو کړکېچونو په حل او د خپل امنیت په ټینګښت کې ناتوان پاتې شوی، د داسې بزدلانه تېریو په ترسره کولو سره هڅه کوي خپله داخلي پاشلتیا پټه کړي؛ خو پوه دې شي چې دا جنایتونه به هیڅکله د دوی جوړښتي کمزورۍ پټې نه کړي.

۴. وروستی خبرداری او د غچ اخیستنې وعده

د دارالاسلام دفاع وزارت په ډاګه خبرداری ورکوي چې دا تېري به بې ځوابه پاتې نشي. د اسلامي اردو مجاهدین به په مناسب وخت او ځای کې متجاوزینو ته «غاښ ماتونکی، حساب شوی او پښېمانوونکی» ځواب ورکړي.

سوریه جولانی و باندش بیش از هر زمان دیگر، میدان بازی پیچیده ی توازن‌های بین‌المللی است.

سوریه جولانی و باندش بیش از هر زمان دیگر، میدان بازی پیچیده ی توازن‌های بین‌المللی است.

ارائه دهنده: مجاهد مهاجر

به‌صورت خلاصه و بر اساس یک چارچوب تحلیلی:

۱- گفته می‌شود الشرع پیش از انقلاب سوریه ارتباطاتی با نهادهای غربی داشته، فارغ از ماهیت این ارتباط.

۲- فرض غالب این است که پیش از انقلاب، برنامه‌ای برای رساندن او به کاخ ریاست وجود نداشت.

۳- پس از سال ۲۰۱۶، این ارتباطات به‌طور چشمگیری تقویت شد.

۴- روایت‌ها حاکی از شکل‌گیری پروژه‌ای برای تبدیل الشرع از چهرهٔ جهادی به بازیگر سیاسی است؛ با نقش‌آفرینی نهادهایی مانند Inter Mediate، نام‌هایی چون جوناثان پاول، و اشاره‌هایی که به رابرت فورد نسبت داده می‌شود.

۵- ادعا می‌شود تمرکز هماهنگی‌ها بر معرکهٔ حلب بوده است.

۶- پیشروی‌های بعدی تا حماه، در این تحلیل‌ها به‌عنوان رخدادی غیرمنتظره توصیف می‌شود.

۷- پس از حماه، از مداخلات منطقه‌ای برای جلوگیری از واکنش سخت روسیه سخن گفته می‌شود.

۸- برخی روایت‌ها به نقش «بازیگران پشت‌پرده» در جلوگیری از سناریوهای نظامی بزرگ‌تر (مانند حمص) اشاره دارند، در برابر دریافت تضمین‌های سیاسی.

۹- سپس ادعا می‌شود الشرع مسیر تمرکز قدرت را در پیش گرفت و دولت نجات ادلب را به‌عنوان ساختار سراسری تثبیت کرد.

۱۰- در این چارچوب، تغییرات و برکناری‌هایی در سطوح امنیتی نیز مطرح می‌شود.

۱۱- گفته می‌شود بریتانیا نقش فعالی در تثبیت موقت حاکمیت الشرع برای دوره‌ای محدود ایفا کرده است.

۱۲- همزمان، از همراهی دولت ترامپ تحت فشار بازیگران منطقه‌ای مانند قطر، عربستان و ترکیه سخن گفته می‌شود.

۱۳- طبق این تحلیل‌ها، اسرائیل و بخشی از ساختار قدرت آمریکا با این مسیر مخالف بوده‌اند.

۱۴- حتی از طرح‌های مستقل اسرائیل برای سوریه یاد می‌شود.

۱۵- و از مداخلهٔ آمریکا برای مهار آن سناریوها.

۱۶- در این روایت، فشار مستقیم واشنگتن بر الشرع برای اصلاح عملکردها (اقلیت‌ها، فساد، نهادسازی…) نیز مطرح می‌شود.

۱۷- همچنین بحث بازطراحی دولت با نقش‌آفرینی مناف طلاس ذکر می‌گردد.

۱۸- مسئلهٔ «پروندهٔ نیروهای جهادی خارجی» به‌عنوان یکی از نقاط اصطکاک معرفی می‌شود.

۱۹- نهایتاً موضوع انتخاب رئیس‌الوزرا به نقطهٔ کانونی می‌رسد.

نام‌های مطرح در این تحلیل‌ها

• ریاض حجاب – دارای بیشترین شانس در این روایت‌ها، هرچند با مخالفت‌هایی

• ایمن الأصفری – گزینهٔ مورد توافق ولی فاقد تمایل شخصی

• فهد المصری – دارای حمایت خارجی اما با موقعیت متزلزل

• عبدالله الدردری – پیشنهادی که رد شده

• غسان عبود – نامی که صرفاً مطرح و سپس کنار گذاشته شد

بر اساس این برداشت‌ها، هنوز کفهٔ ترازو به نفع ریاض حجاب سنگین‌تر توصیف می‌شود.

چرا رئیس‌الوزرا محور شده است؟

طبق این سناریو:

قرار است اصلاحاتی در اعلامیهٔ قانون اساسی موقت انجام شود،

و بخشی از اختیارات کلیدی از رئیس به رئیس‌الوزرا منتقل گردد.

یعنی:

کاهش تمرکز قدرت در ریاست

تقویت ساختار دولت

شکل‌گیری حاکمیت مشارکتی‌تر

تصویر ترسیم‌شده از آیندهٔ قدرت در این چارچوب تحلیلی، چنین نتیجه‌گیری می‌شود:

• الشرع با اختیارات محدودتر باقی می‌ماند

• دولت بازآرایی می‌شود

• رئیس‌الوزرا به مرکز اجرایی واقعی تبدیل می‌گردد

• و دورهٔ انتقالی دوساله تثبیت می‌شود

اما یک ابهام اساسی پابرجاست:

آیا واگذاری واقعی قدرت رخ خواهد داد؟

زیرا همان روایت‌ها تأکید دارند:

الشرع برای حفظ تمرکز قدرت، مقاومت جدی نشان خواهد داد.

فارغ از صحت این سناریوها، یک واقعیت انکارناپذیر است:

سوریه اکنون بیش از هر زمان دیگر، میدانِ بازیِ پیچیدهٔ توازن‌های بین‌المللی است.

فجر آزادی در قلب قفقاز  و طنین تکبیر در کوه‌های «تسی–لوام»

 فجر آزادی در قلب قفقاز  و طنین تکبیر در کوه‌های «تسی–لوام»

به قلم: صلاح الدین مجاهد

قرن‌هاست که کوه‌های سرافراز قفقاز، شاهد ایستادگی مردانی است که زنجیرهای اسارت را برنتافتند. امروز، وزش نسیم آزادی از سرزمین «اینگوشیا»، بار دیگر مژده‌دهنده پایانی نزدیک بر دوران طولانی اشغال و استبداد است. قیام «ارتش آزادی‌بخش اینگوش»، تنها یک حرکت نظامی نیست؛ بلکه برخاستن دوباره ایمان در برابر کفر و عدل در برابر ظلم است.

گسیل داشتن گردان‌های زرهی روسیه به سمت کوه‌های استراتژیک «تسی–لوام»، نشان از قدرت تسلیحات آن‌ها نیست، بلکه گواهی بر لرزه‌ای است که بر اندام اشغالگران افتاده است. وقتی ندای حق از «رادیو صوت القوقاز» طنین‌انداز می‌شود، لشکریان کفر درمی‌یابند که نه تانک‌های زرهی و نه دیوارهای آهنین، توان مقابله با اراده ملتی را ندارند که شهادت را راه رسیدن به عزت می‌داند.

ای برادران با ایمان در قفقاز، بدانید که چشم‌های امت اسلامی به سوی شماست. قیام شما در برابر ظلمی که قرن‌ها بر این سرزمین سایه افکنده، مصداق بارز در هم شکستن هیبت پوشالی قدرت‌های سکولاری است که گمان می‌کردند ایمان مردم را با آهن و آتش از بین برده‌اند. امروز کوه‌های قفقاز بار دیگر به پناهگاهی تسخیرناپذیر برای مجاهدانی تبدیل شده است که وعده الهی را باور دارند.

نبرد در کوهستان‌های «تسی–لوام»، آغاز فصلی جدید است؛ فصلی که در آن «صوت القوقاز» نه تنها یک رسانه، بلکه فریاد فروخفته مظلومانی است که اکنون زمان برخاستن‌شان فرا رسیده است. اشغالگران بدانند که قفقاز، گورستان متجاوزان سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی خواهد بود و آفتاب آزادی، از پشت قله‌های رفیع اینگوشیا، به زودی تمام سرزمین‌های اسلامی را گرم خواهد کرد.

عزت از آن الله، رسول او و مؤمنانی است که در راه حق استوار می‌مانند.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۷)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۷)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

هم در آن زمان و هم امروز، بیش از ۲۰ سال بعد، منابع روسی سعی می‌کنند تعداد سربازان و خودروهای زرهی خود را که برای حمله به گروزنی اعزام شده‌اند، کمتر از حد واقعی اعلام کنند. و بر این اساس، تعداد چچنی‌هایی را که از شهر دفاع می‌کنند، به میزان زیادی افزایش دهند. این قابل درک است؛ روس‌ها نمی‌توانستند برای تأیید رسوایی خود به ارقام واقعی استناد کنند.

در مجموع ۱۵۰۰ خودروی زرهی در حمله به گروزنی و محاصره آن استفاده شد. ادعای مشارکت ۱۵۰۰۰ سرباز در این حمله، آنطور که منابع روسی ادعا می‌کنند، چیزی جز تحقیر را تداعی نمی‌کند.

در ارتش روسیه، این تنها قدرت یک لشکر است. در همین حال، گروزنی از چهار طرف توسط دو لشکر تحت فرماندهی روخلین و بابیچف و دو تیپ ترکیبی تحت فرماندهی ژنرال پولیکوفسکی و ژنرال استاسکوف مورد حمله قرار گرفت. این حداقل ده‌ها هزار سرباز است. به این نیروها باید انبوه عظیمی از نیروهای داخلی، پلیس ضد شورش و واحدهای ویژه واکنش سریع و همچنین واحدهای سرویس امنیت فدرال (که اکنون سرویس امنیت فدرال است) به علاوه نیروی هوایی را اضافه کرد.

در مورد نیروهای شبه‌نظامی چچنی، تعداد آنها در مجموع به چند هزار نفر می‌رسید. از این تعداد، حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ چچنی از به اصطلاح “گردان آبخازیا” تجربه جنگی واقعی داشتند.

ستاد کل چچن چندین واحد رزمی داشت که در مجموع تا ۳۰۰۰ پرسنل داشتند. بیش از نیمی از این نیرو به دلایلی از منطقه جنگی عقب‌نشینی کردند. به طرز عجیبی، اولین کسانی که فرار کردند چچنی‌ها بودند – افسران حرفه‌ای ارتش شوروی، به استثنای دو یا سه نفری که به دعوت دودایف به چچن آمده بودند.

اما واحدهای مسلح چچنی دائماً توسط جوانان روستایی که به دعوت جهاد پاسخ داده بودند، تکمیل می‌شدند. آنها داوطلبانه برای اولین بار وارد گروزنی شدند تا در نبرد شرکت کنند. هر گروه ورود خود را با ژنرال مسخدوف در ستاد کل، واقع در زیرزمین ساختمان ریاست جمهوری، جشن گرفتند.

پس از دریافت دستورالعمل‌ها و مهمات، گروه‌ها به سمت مواضع تعیین شده خود حرکت کردند. در میان آنها بسیاری بودند که قبلاً هرگز مسلسل به دست نگرفته بودند، اما از اعتراف به آن خجالت می‌کشیدند. بنابراین، ستاد کل یک اردوگاه آموزشی یک هفته‌ای را که در یکی از جماعت‌های رزمی تأسیس شده بود، تصویب کرد، جایی که آنها کار با سلاح، تاکتیک‌های اولیه نبرد شهری و دعاها (اذکار) را در طول نبرد آموزش می‌دادند.

به طور متوسط، هر گروه شامل ۱۲ تا ۱۵ نفر بود. و همانطور که در تلویزیون چچن توصیه شده بود، هر گروه سعی می‌کرد یک نارنجک‌انداز، یک مسلسل و یک تفنگ تک‌تیرانداز تهیه کند. اما در واقعیت، همه گروه‌ها نمی‌توانستند نارنجک‌انداز یا تفنگ تهیه کنند – آنها گران بودند. و حتی همه افراد گروه سلاح‌های خودکار نداشتند.

در طول تغییر شیفت در مواضع مقدم (رباط)، که به طور متوسط ​​هر سه روز یکبار اتفاق می‌افتاد، اغلب سلاح‌ها جا می‌ماندند. مجاهدین غیرمسلح مجبور می‌شدند به پایگاه خود پیشروی کنند و خطر مواجهه با گروهی از نیروهای ویژه دشمن را که شبانه به عقب مجاهدین اعزام می‌شدند، به جان بخرند.

این وضعیت واقعی با “جنگجویان آموزش دیده دودایف” بود.

تقابل «اسلام کامل» با «اسلام آمریکایی» و فتنه‌ی نفاق داخلی در دو دارالاسلام ایران و افغانستان

تقابل «اسلام کامل» با «اسلام آمریکایی» و فتنه‌ی نفاق داخلی در دو دارالاسلام ایران و افغانستان

به قلم: سلیمان عبدالرحمن  

امروز جهان اسلام در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخ جیوپولیتیک و دفاعی خود قرار گرفته است. محاصره‌ی همه‌جانبه‌ی سنگرهای استراتژیک مسلمین، نشان از یک نقشه‌ی پیچیده دارد که هدف آن فروپاشی اقتدار امت اسلامی از درون و بیرون است.

منطقه‌ی شام (سوریه) که همواره به عنوان سنگر مستحکم در برابر توسعه‌طلبی صهیونیسم شناخته می‌شد، امروز با توطئه‌ی مشترک آمریکا، اسرائیل و مهره‌های منطقه‌ای، در معرض فروپاشی قرار گرفته است. تسلط جریان‌هایی تحت هدایت افرادی چون احمد الشرع که با حمایت محور غربی-سعودی-ترکی عمل می‌کنند، عملاً این منطقه را برای صهیونیست‌ها امن کرده است. اینان همان کسانی هستند که با نام اسلام، مسیر را برای نفوذ آمریکا و شرکایش هموار کردند.

با تضعیف جبهه‌ی شام، اکنون تمام تمرکز آمریکا و اسرائیل و شرکای غربی آنها  بر جمهوری اسلامی ایران و امارت اسلامی افغانستان معطوف شده است. ایران به عنوان مرکز ثقل مقاومت، تحت شدیدترین فشارهای اقتصادی و سیاسی قرار دارد و همزمان، فتنه‌های داخلی با هدایت عناصر سکولار و مرتد و مرزداران فکری غرب در حال بازتولید است. از سوی دیگر، امارت اسلامی افغانستان نیز که بر پایه‌ی شریعت بنا شده، هدف تهاجم نرم و سخت دشمن قرار دارد تا ثبات این منطقه برهم خورد.

در این میان، ظهور چهره‌هایی که تحت پوشش عالم دین، عملاً در زمین سیاست‌های آمریکا بازی می‌کنند، خطرناک‌تر از هر تجاوز نظامی است. افرادی همچون «مولوی عبدالحمید زاهدانی» که با مواضع دوپهلوی خود به نفع سکولاریسم جهانی و لابی‌های غربی عمل می‌کنند، نسخه‌ی دیگری از « شرعی های اطراف جولانی» در شرق جهان اسلام هستند. این جریان، نه تنها ثبات ایران، بلکه اقتدار امارت اسلامی افغانستان و کل منطقه را هدف قرار داده است.

اینان مصداق فتنه‌گرانی هستند که قرآن کریم درباره‌شان می‌فرماید: وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ * أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَٰكِنْ لَا يَشْعُرُونَ (بقره/ ۱۱-۱۲). هدف این جریان ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت‌های اسلامی (دارالاسلام) و ترویج «اسلام آمریکایی» است که در آن شریعت فدای خوشامد غرب و قوانین سکولاریستی می‌شود.

بر عموم مسلمین، علما و مجاهدان در ایران و افغانستان واجب است که نسبت به این «نفوذ مذهبی» هوشیار باشند. هرگاه عالمی (خواه مولوی، شیخ، ماموستا یا آخوند) آگاهانه یا ناآگاهانه در مسیر ایجاد فتنه‌ و تضعیف پایه‌های دفاعی امت اسلامی گام برداشت، باید طبق سنت الهی با او برخورد کرد، باید با استناد به کتاب و سنت، انحراف این افراد از مسیر رسول الله صلی الله علیه وسلم  برای مسلمین روشن شود و با آرای علمای راستین اسلام باید در برابر این نفاق قد علم کرد تا نگذاشت «نفاق مذهبی» باعث خلاء امنیتی و نفوذ آمریکا شود و شناسایی این مهره‌ها برای جلوگیری از شکاف میان ملت و دولت‌های اسلامی ضروری است، چرا که فتنه از قتل شدیدتر است (الفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ).

با این وصف متوجه هستیم، دشمن دریافته است که از طریق جنگ مستقیم نمی‌تواند بر ایمان مسلمین پیروز شود، لذا به «استحاله از درون» روی آورده است. صیانت از «دارالاسلامِ» ایران و افغانستان، در گرو مبارزه‌ی بی‌امان با مهره‌های سکولاریسم و افشای چهره‌ی کسانی است که محراب و منبر را به تریبون واشنگتن و تل‌آویو تبدیل کرده‌اند.

بیانیه رسمی ذبیح‌الله مجاهد سخنگوی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان  .هشدار نهایی و قاطع به رژیم نظامی و کفرِ طاری پاکستان

بیانیه رسمی ذبیح‌الله مجاهد سخنگوی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان  .هشدار نهایی و قاطع به رژیم نظامی و کفرِ طاری پاکستان

بسم الله قاصم الجبارین

«فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ»

*(پس بر فراز گردن‌ها بزنید و همه انگشتانشان را قطع کنید)*

خطاب به رژیم شرور و نظامی پاکستان که مسیر کفر را در پیش گرفته و تیغ بر روی امت محمدی (ص) کشیده است:

۱. تغییر استراتژی؛ نظامیان شما هدف هستند:

از این لحظه به بعد، ارتش استشهادیان دارالاسلام، لوله‌های تفنگ خود را مستقیماً به سمت عاملان نظامی شما نشانه رفته است. ما دیگر شاهد جنایات شما نخواهیم بود. هر نظامی که در ساختار این رژیم شرور خدمت می‌کند، هدفی مشروع برای مجاهدان ماست.

۲. بیداری در کابوس؛ پاسخی به جنایات شبانه:

شما که در خانه‌های خود در خوابی آرام در کنار کودکان و اقارب خود به سر می‌برید، بدانید که عدالت الهی ناگهانی است. همان‌گونه که شما با بمباران‌های کور، زندگی مردم بی‌گناه را می‌گیرید و سپس با وقاحت، آن‌ها را «تروریست» می‌نامید، اکنون نوبت شماست. غرش انفجار، خوابِ آرام شما را به جهنمی ابدی تبدیل خواهد کرد. شما با نیرویی روبرو هستید که هرگز از خونخواهی امت محمدی (ص) غافل نمی‌شود.

۳. رسوایی غیرت و ایمان؛ چرا هند نه؟!

ای نظامیان بی‌دین و بی‌غیرت! شما که ادعای قدرت دارید، چرا جرات و ایمانِ مقابله با کفار اصلی و حمله به هند را ندارید؟ چرا تنها در برابر برادران مسلمان خود شیر هستید و در برابر دشمنان واقعی اسلام، همچون مزدورانِ ذلیل عمل می‌کنید؟ این نفاقِ آشکار، گواهی بر کفرِ طاری و خروج شما از صفوف امت است.

۴. فرمانِ قطعِ شمشیرِ دشمن:

ما بر اساس دستور صریح الهی عمل خواهیم کرد. چنان ضربه‌ای بر پیکره نظامی شما وارد خواهیم ساخت که دیگر توان برداشتن هیچ شمشیر یا اسلحه‌ای را نداشته باشید. ما انگشتانی را که ماشه را به سمت مومنان می‌چکانند، قطع خواهیم کرد.

پایان سخن:

رژیم نظامی پاکستان باید بداند که دورانِ بزن و دررو به پایان رسیده است. دارالاسلام افغانستان، گورستانِ متجاوزان و خائنان به آرمان‌های توحیدی خواهد بود.

والعاقبة للمتقین

ذبیح‌الله مجاهد 

سخنگوی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

  ذبيح‌الله مجاهد د دارالاسلام  افغانستان اسلامي امارت وياند .  وروستۍ او پرېکنده خبرداری د پاکستان نظامي رژيم او طاري کفر ته

ذبيح‌الله مجاهد د دارالاسلام  افغانستان اسلامي امارت وياند .  وروستۍ او پرېکنده خبرداری د پاکستان نظامي رژيم او طاري کفر ته

بسم الله قاصم الجبارين

«فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ»

(نو د هغوی پر غاړو ووهئ او ټولې ګوتې يې پرې کړئ)

خطاب هغه شرور او نظامي رژيم پاکستان ته چې د کفر لاره يې خپله کړې او د محمدي امت (ص) پر وړاندې يې توره را ايستلې ده:

۱. د ستراتيژۍ بدلون؛ ستاسو نظاميان هدف دي:

له دې شيبې وروسته، د دارالاسلام د استشهاديانو پوځ د خپلو ټوپکونو ميلې مستقيماً ستاسو د نظامي عناصرو پر لور نيولي دي. موږ به نور ستاسو جنايتونو ته ننداره ونه کړو. هر هغه نظامي چې د دې شرور رژيم په چوکاټ کې خدمت کوي، زموږ د مجاهدينو لپاره مشروع هدف دی.

۲. په کابوس کې ويښېدل؛ د شپنيو جنايتونو ځواب:

تاسو چې په خپلو کورونو کې د خپلو ماشومانو او خپلوانو تر څنګ په ارامه خوب ويده ياست، پوه شئ چې الهي عدالت ناڅاپي دی. لکه څنګه چې تاسو د ړندو بمباريو له لارې د بې‌ګناه خلکو ژوند اخلی او بيا يې په سپين سترګۍ «تروريستان» بولئ، اوس ستاسو وار دی. د چاودنو غرش به ستاسو ارام خوب په ابدي دوزخ بدل کړي. تاسو له داسې ځواک سره مخ ياست چې هېڅکله د محمدي امت (ص) د وينو له بدل اخيستلو غافل نه کېږي.

۳. د غيرت او ايمان رسوايي؛ ولې هند نه؟!

اې بې‌دين او بې‌غيرته نظاميانو! تاسو چې د قدرت دعوه کوئ، ولې د اصلي کفارو پر وړاندې د هند پر ضد د مقابلې جرأت او ايمان نه لرئ؟ ولې يوازې د خپلو مسلمان وروڼو پر وړاندې زمرۍ ياست او د اسلام د واقعي دښمنانو پر وړاندې د ذليلو مزدورانو په څېر چلند کوئ؟ دا ښکاره نفاق ستاسو د طاري کفر او له امت څخه د وتلو څرګند دليل دی.

۴. د دښمن د تورې د پرېکولو فرمان:

موږ به د الهي صريح امر پر بنسټ عمل وکړو. موږ به ستاسو پر پوځي جوړښت داسې ګوزار وکړو چې بيا به د هېڅ تورې او وسلې د پورته کولو توان ونه لرئ. هغه ګوتې به پرې کړو چې د مؤمنانو پر وړاندې ماشه ټينګوي.

پای خبرې:

د پاکستان نظامي رژيم بايد پوه شي چې د وهه او تښته دوره پای ته رسېدلې ده. دارالاسلام افغانستان به د متجاوزانو او د توحيدي ارمانونو د خائنان هديره وي.

والعاقبة للمتقين

ذبيح‌الله مجاهد

  د افغانستان دارالاسلام  امارت اسلامي وياند

  فراتر از مرزهای ایران؛ نقشه‌ی شوم «جنگ بزرگ» و سقوط دومینوی سنگرهای اسلام

  فراتر از مرزهای ایران؛ نقشه‌ی شوم «جنگ بزرگ» و سقوط دومینوی سنگرهای اسلام

به قلم: فضل احمد هراتی

امروز جهان در آستانه‌ی حادثه‌ای عظیم قرار دارد که بر خلاف تصور بسیاری، نه یک درگیری منطقه‌ای محدود، بلکه یک «جنگ بزرگ» طراحی‌شده با ابعاد جهانی است. کسانی که گمان می‌کنند تجمع بی‌سابقه‌ی نیروهای نظامی آمریکا در منطقه، صرفاً برای تقابل با ایران یا گروه‌های مقاومت در لبنان و عراق و یمن است، در خطای استراتژیک به سر می‌برند. ایران در این نقشه، تنها یک «عنوان» و یک «دروازه» است؛ هدف اصلی، بسیار فراتر و هولناک‌تر طراحی شده است.

سقوط سنگر شام (سوریه) و تبدیل آن به جولانگاه مزدوران غرب نظیر «ابومحمد جولانی» و حامیان صهیونیست، تنها یک هدف داشت: «برداشتن مانع اول». دشمن با تثبیت امنیت رژیم صهیونیستی در جبهه‌ی غرب، اکنون دست خود را برای نفوذ به عمق استراتژیک جهان اسلام باز دیده است. شام، دیواری بود که فرو ریخت تا جبهه‌ی جنگ به قلب سرزمین‌های اسلامی (ایران و افغانستان) منتقل شود.

نام ایران امروز به عنوان هدف اصلی مطرح می‌شود، اما واقعیت این است که آمریکای وحشی به دنبال حذف هر نوع «قدرت مستقل اسلامی» در منطقه است. فشار بر ایران، تنها برای تغییر نظام نیست؛ بلکه برای نابودی زیرساخت‌های دفاعی و جیوپولیتیک ملتی است که دهه‌هاست مانع از تحقق نقشه‌ی «نیل تا فرات» شده است. ترامپ، چه آگاهانه و چه تحت فشار لابی‌های عمیق صهیونیستی، به سوی این تقابل کشیده شده تا آخرین قطعه از پازل هژمونی آمریکا را در منطقه جای‌گذاری کند.

این جنگ بزرگ، فراتر از ایران، دارالاسلامِ امارت اسلامی افغانستان و تمامی کانون‌های بیداری اسلامی را هدف قرار داده است. يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (صف/ ۸)

دشمن به دنبال آن است که با درگیر کردن ایران در یک جنگ فرسایشی یا مستقیم، خلاء قدرتی ایجاد کند که در آن، مهره‌های سکولار و نفوذی‌های مذهبی (مانند لابی‌گرانِ داخلی که پیش‌تر ذکر شد) بتوانند کل منطقه را به سوی وابستگی مطلق به غرب سوق دهند.

تجمع کنونی نیروهای بین‌المللی، یادآور «جنگ احزاب» در صدر اسلام است. آن روز هم تمام قبایل و قدرت‌های کفر برای نابودی مرکزیت اسلام متحد شدند. امروز نیز، عنوان جنگ «ایران» است، اما هدف نهایی تسلط مطلق بر منابع انرژی جهان اسلام و نابود کردن مدل‌های حکمرانی مبتنی بر شریعت (در ایران و افغانستان) و ایجاد یک خاورمیانه‌ی جدید و سکولار است که در آن «اسلام» تنها یک نام بی‌محتوا باشد. وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ (آل عمران/ ۵۴)

زمانی که دشمن سنگر شام را با نفاق و جنگ داخلی تسخیر کرد، مرحله‌ی بعد را «جنگ بزرگ» قرار داد. اکنون وظیفه‌ی هر مسلمان بیدار و هر سیاست‌مدارِ متعهدی است که بداند هرگونه همراهی با سیاست‌های آمریکا، بازی در زمین این جنگ بزرگ است و شکاف میان دولت‌ اسلامی و ملت‌ه، همان «خلاء امنیتی» است که دشمن برای ورود به آن لحظه‌شماری می‌کند و باید میان «عالمِ مجاهد» و «عالمِ لابی‌گر» (که جاده‌صاف‌کنِ تهاجم است) تفکیک قائل شد.

بر این اساس، جنگ بزرگ در راه است و ترامپ تنها یک مهره در دست طراحان این نبرد تمدنی است. اگر سنگر ایران و ثبات منطقه تحت تاثیر فتنه‌های داخلی و فشار خارجی فروریزد، هیچ سرزمین اسلامی در امان نخواهد بود. امروز، اتحاد استراتژیک میان کانون‌های قدرت اسلامی و هوشیاری در برابر «منافقینِ جدید»، تنها راه عبور از این فتنه‌ی آخرالزمانی است.