تصویری از حاکمیت و مجلس شورای جولانی در سوریه که امثال مُلافتاحی آنرا پنهان می کنند

تصویری از حاکمیت و مجلس شورای جولانی در سوریه که امثال مُلافتاحی آنرا پنهان می کنند

ارائه دهنده: مسعود سنه ای

مُلا فتاحی اخیرا گفته است که نظام کفری و ارتدادی سکولاریستی برای ایران بهتر است، اجازه دهید نگاه کنیم نظام سکولاری که هم اکنون در سوریه سرباز آن شده و این نظام سکولار هم سرباز آمریکا با اهل دعوت و جهاد با شعار مبارزه با تروریسم است در مشارکتهای عمومی اهل سوریه چگونه عمل می کند.

توصیف حقوقی و موضوعی، واقعیت این است که این نظام سکولار، نظام احمد الشرع است و بنابراین هر نهادی که تابع او باشد، به نام نظام او خوانده می‌شود.

حافظ اسد از طریق حزب واحد و بر اساس مادهٔ هشتم قانون اساسی که می‌گفت «حزب رهبر دولت و جامعه است» حکومت می‌کرد. در داخل حزب نیز کمیته مرکزی و دو رهبری (قطری و قومی) وجود داشت؛ یعنی او مانند جولانی به‌صورت فردی تصمیم نمی‌گرفت.

متأسفانه الشرع موفق شد نخبگان انقلاب و فعالانش را منحرف کند؛ به‌جای آنکه به اصل بازگردند، آنها را در فروع گم کرد. یعنی:

  اصل این است که مسئلهٔ مشروعیت و قانونی بودن حکومت احمد الشرع و انحصار قدرت توسط او بررسی شود. آیا حکومت او از یک کنفرانس گفت‌وگوی ملی، سپس تشکیل مجمع عمومی برای تدوین اعلامیهٔ قانون اساسی، و سپس انتخاب قدرت انتقالی توسط آن مجمع یا کنفرانس پدید آمد؟

  و با این حال، برای تنزل دادن به جدل، چگونه الشرع پنج بار اعلامیهٔ قانون اساسی را که مطابق میل خودش نوشته بود نقض کرد (لینک زیر).

  سپس به‌طور فرضی بپذیریم، چگونه یک نفر یک سوم (اعضا) را تعیین می‌کند و کمیته‌های فرعی‌ای را که دو سوم دیگر را انتخاب کرده‌اند منصوب می‌کند؟ یعنی او همهٔ اعضای مجلس خلق مضحک را خودش تعیین کرده است.

  سپس باز هم پایین‌تر می‌آییم: چگونه یک مهندس کشاورزی که در سال ۲۰۱۴ «المنبر» را تأسیس کرده، به‌عنوان رئیس کمیتهٔ انتخابات منصوب می‌شود، در کنار یک شَبیح سابق و پسر یک شَبیح به‌عنوان سخنگوی کمیته؟

  سپس همه می‌دانند که چگونه دو سوم (اعضا) انتخاب (نه برگزیده) شدند و در هر استان و شهری دیدیم که چگونه مسئول هیئت سیاسی تماس می‌گرفت و می‌گفت فلانی کنار بکشد و ما فلان کس را می‌خواهیم که پیروز شود.

  همچنین یک سوم کنونی همگی از طریق واسطه‌گری تعیین شده‌اند: وزیری استاد شَبیح خود را منصوب می‌کند (سهیل فاضل)، و هر مسئول ردهٔ اول در هیئت، فلان و فلان را به رئیس معرفی و تأیید می‌کند.

مثلاً در دیرالزور، همهٔ اعضا از قبیلهٔ عَقیدات هستند که رهبران قدرت از شهر شُحَیل به آن تعلق دارند و هیچ‌کس از قبیلهٔ بکّاره تعیین نشده است.

در استان حماه، شهر لَطامِنِه که «هیروشیمای انقلاب» است نادیده گرفته شده است (هیچ شهری در سراسر سوریه مانند آن ویران و محو نشده) و هیچ نماینده‌ای از آن در پارلمان تعیین نشده، در حالی که شهر حَلفایا بیشتر مناصب را تصاحب کرده و دو عضو در پارلمان و بیش از بیست منصب در ارتش و امنیت دارد.

سپس باز هم پایین‌تر می‌آییم و می‌پذیریم که این یک مجلس انتقالی است، در حالی که الشرع از آن خواهد خواست قانون اساسی دائمی را تدوین کند و این یک فاجعهٔ سیاسی و حقوقی است. آیا مجلس جرأت می‌کند و خواستار تحقیق دربارهٔ کمیسیون‌های حازم و ماهر الشرع شود؟

  آیا جرأت می‌کند و رئیس‌جمهور انتقالی را به خاطر اظهاراتش دربارهٔ سوریه و حفظ پایگاه حمیمیم و طرطوس محاکمه کند؟

  آیا پارلمان ادغام رهبران حزب PKK و اعطای درجات نظامی به آنها را محدود خواهد کرد؟

  آیا الشرع را محدود می‌کند و او را از امضای هرگونه توافق با روسیه، آمریکا یا اسرائیل جز با موافقت مجلس منع می‌کند؟

  آیا مجلس از الشرع بازخواست می‌کند و از او دربارهٔ ورودش به لبنان توضیح می‌خواهد و او را از هر ماجراجویی نظامی خارج از سوریه بدون موافقت مجلس منع می‌کند؟

  آیا مجلس خواستار محاکمهٔ لطیفه الشرع به خاطر هزینه‌های هنگفتش بر روی لوازم آرایش و لباس‌ها خواهد شد؟ و به چه عنوانی در جلسات عمومی و کنفرانس‌ها و غیره شرکت می‌کند؟

آیا مجلس می‌تواند مصوبه‌ای برای اختصاص یک ماشین و یک راننده برای هر وزیر و مسئول صادر کند و ساعت‌های (ماشین‌های) الشرع و شیبانی را ضبط و به خزانهٔ دولت واریز کند؟

آیا مجلس اقدام الشرع در آزادسازی فادی صقر و همهٔ شبیحه‌ها و بازگرداندن مهره‌های رژیم را جرم‌انگاری خواهد کرد؟

الشرع گفت: مرسی پذیرفت که نیروهای امنیتی مشترک وارد شوند و پارلمان‌ها و انتخابات را پذیرفت و با آمریکایی‌ها دوست شد و دین و دنیایش را باخت. خوب، تو خودت چه کردی؟

  ای شرعی‌ها و اعضای هیئت، حکم قسم خوردن بر قانون اساسی وضعی چیست؟

  حکم خود عمل انتخابات در نزد شما چیست؟

حکم تعیین سکولارها، شبیحه‌ها و هنرمندان در پارلمان چیست؟

  کجاست آنچه همواره تکرار می‌کردید: «آیا برای آنها شریکانی [در برابر خدا] قرار دادند که آنچه را خدا اجازه نداده برایشان تشریع کنند»؟

  کجاست استدلال شما به آیات «حکم به طاغوت»؟

  اگر شما اسلام‌گرایانی را که از پارلمان به‌عنوان راهی برای اجرای شریعت استفاده می‌کنند تکفیر می‌کنید و می‌گویید این تأویل باطلی است، پس چگونه است با پارلمانی که هیچ ارتباطی با اجرای شریعت ندارد و وظیفه‌اش فقط مشروع‌بخشی به تصمیمات الشرع است؟

  واضح است که شما در دام طاعت گرفتار شده‌اید، به‌طوری که از الشرع در آنچه قبلاً بر شما حرام بود اطاعت می‌کنید.

  قطعاً الشرع از مجلس به‌عنوان ابزاری برای تثبیت حکومت خود و توجیه قانونی آن استفاده خواهد کرد.

آشفته گوئی های ملا عبدالرحمن فتاحی در مورد شیعه و حاکمیت بر ایران (۱)

آشفته گوئی های ملا عبدالرحمن فتاحی در مورد شیعه و حاکمیت بر ایران (۱)

به قلم: خالد هورامی

یکی از اصطلاحاتی که مرتدین سکولار به شدت با آن وارد جنگ شده و بعدها به آدامس دهن گروه منافقین و دسته هائی از مسلمین ناآگاه تبدیل شد «ولایت فقیه» اصطلاح مورد پذیرش شیعیان است که در واقع همان «ولایت مجتهد» در میان اهل سنت می باشد.

این گروه سعی دارند این رهبریت فقیه یا ولایت و سرپرستی فقیه بر «دارالاسلام» را از تولیدات آیت الله خمینی در سال ۱۳۴۸ بدانند اما این عین دغلبازی و فریب افکار عمومی مسلمین است.

مرتدین سکولار و بخصوص گروه منافقین نه اعتقادی به «ولایت مجتهد» دارند و نه «ولایت فقیه» به همین دلیل با پنهان کردن حقایق سعی در حمله به آن دارند در حالی که منهج اهل سنت بر ولایت مجتهد یا همان ولایت فقیه برای رهبریت دارالاسلام بین شده است که با صرفنظر از آیات و احادیث و اقوال صحابه به ذکر رای چند امام و بزرگ اهل سنت می پردازیم که اینها نیز آراء خود را از همین منابع شرعی گرفته اند. به عنوان مثال:  ا

  • امام أبو حنيفة رحمه الله که در ۱۵۰ق به شهادت رسیده در مورد « فَإِنْ كَانُوا في الْقِراءَةِ سَواءً، فَأَعْلَمُهُمْ بِالسُّنَّةِ، » می گوید: در اینجا منظور فقیه ترین و عالم ترین شخص است برای امامت.
  • امام شافعی رحمه الله که در سال ۲۰۴ق در راه دعوت توسط مالکی مذهبها علیل شده و بر اثر همین جراحات سپس شهید شده – نحسبه کذالک و الله حسیبه – در الفقه الاکبر در بحث شروط امامت و رهبری  «دارالاسلام» می گوید: و علم؛ به گونه ای که صلاحیت افتاء داشته باشد و اهل اجتهاد باشد. [۱]
  • قاضى باقلانى (متوفاى ۴۰۳ ه.ق) و قاضى ابویعلى الفراء حنبلی ( متوفای ۴۵۸ق) نیز اجتهاد و علم را یکی از شروط انتخاب رهبر دارالاسلام مى دانند.[۲]
  • امام الحرمین الجوینی که در سال ۴۷۸ق وفات کرده در مورد شرط اجتهاد در رهبر «دارالاسلام» می گوید:  پس شرط است که رهبر مجتهدی کامل باشد و تمام صفات مجتهدین را در خودش جمع کرده باشد[۳]. و در جای دیگری هم می گوید: از شرایط امام و رهبر این است که از اهل اجتهاد باشد، به گونه ای که در حوادث نیاز به استفتاء دیگران نداشته باشد  و این مورد (داشتن شرط اجتهاد برای رهبر) مورد اتفاق همه است، وهذا متّفق علیه».[۴]
  • امام نووی هم که در سال ۶۷۶ق وفات کرده در کتاب روضةُ الطّالبین در شروط رهبر «دارالاسلام» می گوید: مکلف مسلمان، عادل، آزاد، باهوش، دانشمند و مجتهد بودن از شرایط  رهبر است.[۵]

این منهج اهل سنت و جماعت و طبعاً منهج تمام مسلمین در مورد رهبریتی فقیه و مجتهد بر دارالاسلام است.


[۱] امام شافعی . فقه الاکبر . ص ۳۹  / و العلم؛ بحیث یصلح ان یکون مفتیا من اهل الاجتهاد

[۲] الاحکام السلطانیه، ص۲۰ و التمهید، ص ۱۸۱.

[۳] الجوینی، عبد الملک بن عبد الله، غیاث الأُمم فی التیاث الظلم: ص۸۴٫ / «فالشرط أنْ یکون الإمام مجتهداً بالغاً مبلغ المجتهدین مستجمعاً صفات المفتین، ولم یُؤثَر فی اشتراط ذلک خلاف».

[۴] الجوینی، عبد الملک بن عبد الله، الإرشاد: ص۴۲۶٫/ وقال: «من شرائط الإمام أنْ یکون من أهل الاجتهاد، بحیث لا یحتاج إلی استفتاء غیره فی الحوادث، وهذا متّفق علیه».

[۵] المنهاج، ص ۵۱۸ و شرح صحیح مسلم. / هی کونه مکلفا مسلما عدلاحرا ذکیا عالما مجتهدا /

جایگاه ملا عبدالرحمن فتاحی به سبب ترویج کفر، در ترازوی امارت اسلامی افغانستان

جایگاه ملا عبدالرحمن فتاحی به سبب ترویج کفر، در ترازوی امارت اسلامی افغانستان

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

مسلمین افغانستان شاهد کسانی چون مجددی بودند که یم گفتند اگر آمریکا برود من از افغانستان هجرت می کنم، با شاهد کسانی چون سیاف است که رسماً مفتی آمریکا و ناتو بر علیه مجاهدین امارت اسلامی در افغانستان شده بود اما هیچ کدام نمی گفتند که ما خواهان حکومتی سکولار برای افغانستان هستیم بلکه می گفتند ما خواهان شریعت اسلام و جمهوری اسلامی برای افغانستان هستیم اما با کم آمریکا و سایر کفار محارب اشغالگر!!!

این یک تناقض است، چگونه باید انتظار داشت در کنار ابولهب و ابوجهل و فرعونهای زمان شریعت الله و حکومت اسلامی را در سرزمینی پیاد کرد؟

اما ملا عبدالرحمن فتاحی از مجددی و سیاف هم جلوتر رفته است و با دهان باز و زبان خودش می گوید که حکومت کفری سکولاریستی و مرتد از حکومت مذهبی برای کسانی که او آنها را اهل سنت می نامد بهتر است.

هیچ وقت فراموش نکنید که ملا عبدالرحمن فتاحی یک وهابی است که هم امارت اسلامی افغانستان را به جرم صوفی بودند و هم ایران را به جرم شیعه بودن کافر و مشرک و خارج از اسلام می داند، حالا اگر در مورد امارت اسلامی فعلا تعارف می کند و مثل داعش آشکارا عقایدش رابیان نمی کند قضیه اش جدا است و به نفاق و بی غیرتی و عدم شهامت و دنیا دوستی این شخص برمی گردد و گرنه تفکر وهابیت فرقی بین یک صوفی اهل سنت با یک شیعه در کافر و مشرک بودن قائل نیست. خودتان بروید و تحقیق کنید تا بدانید چه می گویم.

هم اکنون که آبروی جولانی نزد تمام اهل سنت و جماعت رفته و مشخص شده که کرزای سوریه شده است، ملا عبدالرحمن فتاحی هم نقابش را برداشته و با تلبیس و مصلحت‌تراشی‌های بی‌پایه، برای حکومت‌های سکولار سابق و نظام‌های مبتنی بر ارتداد دهان چاک می کند و آن‌ها را بر حاکمیت شریعت بر اسسا فقه مذاهب اسلامی ترجیح می‌دهد.

این شخص باید بداند که اگر در بطن دارالاسلام امارت اسلامی بودی، دستگاه عدلیه و قضای شرعی، با تو نه به عنوان یک منتقد، بلکه به عنوان مُروج ارتداد و کسی که سعی در احیای نظام‌های کفرآمیز نظیر دوران غنی و کرزی دارد، برخورد می‌کرد.

اینکه تفکر وهابی تو حتی حکومت عثمانی ها را مشرک و کافر می دانست و با آنها می جنگید اما کفار انگلیسی را رها کرده بود و تا همین امروز هم نظام وهابی آل سعود حتی یک فیر به سمت کفار انگلیسی و آمریکائی و غربی و اسرائیلی و هیچ کافر دیگری درنکرده است اما هر جا فرصت کرده دست به مسلمان کشی زده یا دالر را داده دیگران مسلمان بکشند، نشان می دهد نظر تو برای اینکه حکومت شیعه ایران یا حنفی ماتریدی امارت اسلامی افغانستان که برای تزکیه از اهل تصوف هم در آن وجود دارد را مسلمان بدانی یا ندانی اصلاً مهم نیست، مهم این است که تفکر امثال تو برای مسلمین یک ویروس و آفت است که خیرش در نهایت به کفار خارجی و غلامان داخلی آنها می رسد نه مسلمینی که حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله بر اساس مذهب و فقه اسلامی خود را می خواهند.

در نظام دارالاسلام، حاکمیت تنها متعلق به شریعت غراء است. امیرالمؤمنین و قضات شرعی، بر اساس نصوص قطعی قرآن و سنت، ترویج سکولاریسم و دفاع از حاکمان مرتد را «دعوت به کفر» می‌دانند. الله جل جلاله می‌فرماید: فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ (نساء/ ۶۵). کسی که علناً خواهان بازگشت نظام‌های سکولاری باشد که قوانین ساخته شده توسط بشر را بر قوانین الهی مقدم می‌داشتند، در واقع در حال تخریب بنیان‌های ایمانی جامعه است و یک کافر و دشمن حقیقی همچون ببرک کارمل است.

ملا عبدالرحمن فتاحی، آیا فراموش کرده‌ای که در نظام‌های غنی و کرزی و پهلوی های ایران، ارکان دین و حاکمیت الله زیر پای قوانین غربی له می‌شد؟ تو که اکنون برای آن دوران سیاه مصلحت‌تراشی می‌کنی، در قاموس فقاهت امارت اسلامی، در زمره‌ی کسانی هستی که کفر و مرتد شدن را ترویج می‌کنند. رسول‌الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: مَنْ بَدَّلَ دِينَهُ فَاقْتُلُوهُ.[۱] هرچند این حکم در دایره‌ی قضاوت شرعی و پس از اتمام شروط و مراحل کامل جاری می‌شود، اما ترویج علنی نظام‌های مرتد و تلاش برای بازگرداندن «حکم کفری جاهلیت»، جرمی است که در هیچ دارالاسلامی نادیده گرفته نمی‌شود.

کسی که در لباس دین اسلام، به ترویج کفر سکولاریسم می‌پردازد، فتنه‌انگیزی او از خود کفار اصلی خطرناک‌تر است؛ چرا که با تلبیس، دین و ایمان مردم را هدف گرفته است. امارت اسلامی که بر مبنای خون هزاران شهید برای استقرار شریعت برپا شده است، چگونه می‌تواند حضور کسی را تحمل کند که با وقاحت، خواهان استبدال شریعت با «سکولاریسم کفری» است؟ بدون شک، این موضع‌گیری تو، در جایگاه اخلال در امنیت اعتقادی جامعه و محاربه با حاکمیت شرعی دیده می‌شود و مستوجب اشد مجازات تعزیری و شرعی است.

ای فتاحی، تفاوت اساسی میان «دارالاسلام» و «دارالکفر» در قانون اساسی است که یا بر اساس فقه یکی از مذاهب اسلامی یا بر اساس قوانین کفری سکولاریستی و غیر سکولاریستی، و همین قانون اساسی مرزبندی دقیق با ایدئولوژی‌های سکولار است. اگر در کابل امروز، چنین سخنان کفری و ارتدادی را بر زبان می‌آوردی، عدالت شرعی دستت را از ترویج فتنه‌گری کوتاه می‌کرد. تو با این کار، خود را در صف دشمنان نظام اسلامی قرار داده‌ای و این رسوایی، نه تنها در این دنیا، بلکه در پیشگاه عدل الهی برای تو سنگین خواهد بود.


[۱]  الدارقطني، سنن الدارقطني  3/34

فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران: انتقام الهی از آمریکای تروریست و رژیم نامشروع صهیونیستی چندان دور نیست

فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران: انتقام الهی از آمریکای تروریست و رژیم نامشروع صهیونیستی چندان دور نیست

دریادار «علی عظمایی» فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران گفت :
اینجانب و همه رزمندگان دریادل نیروی دریایی سپاه و حافظین تنگه راهبردی هرمز با خدای خود عهد می بندیم که با پیروی از آرمان شهیدان، راه رهبر شهید امت را با قدرت و استقامت ادامه داده، و رجاء واثق داریم که انتقام الهی از آمریکای تروریست و رژیم نامشروع صهیونیستی چندان دور نیست و پرچم حق به دست خلف صالحش و ولی زمان، بر قله عزت و اقتدار برافراشته خواهد ماند.

امروز ما وداع نمی‌کنیم؛ بلکه بیعتی دوباره می‌بندیم با آرمان‌های او، با صلابت او، با ایمان او، و با راهی که از سینه‌ی او تا افق‌های روشن آینده امتداد دارد.

آن عبد صالح و مجاهد فی‌سبیل‌الله، عمر خویش را در مسیر احیای حق، دفاع از کرامت امت اسلامی، و پاسداری از آرمان‌های بلند اسلام ناب محمدی(ص) سپری کرد و با ایمان، بصیرت و صلابت، در برابر جبهه کفر و استکبار ایستاد و نام خویش را در شمار مردان تاریخ‌ساز این سرزمین ثبت نمود.

امروز سوگوارِ فقدانِ جانسوزِ شخصیت والامقامی هستیم که توسط پلیدترین و شقی‌ترین انسان‌های روی زمین به شهادت رسید؛ کوردلانی که از اقتدار معنوی، صلابت گفتار و قدرت تحلیل آن شهید عزیز در هراس بودند و چون تابِ درخششِ نورِ ایمان و بصیرت او را نداشتند، دست به جنایتی ددمنشانه زدند.

این کوردلانِ استکبار و ایادیِ دست‌پرورده‌شان باید بدانند که با این اقدامِ مذبوحانه، نه تنها مانعی در مسیرِ حق ایجاد نکردند، بلکه خود را در صفِ اشقیای تاریخ، در پیشگاهِ عدلِ الهی و در برابر خشمِ توفنده و انتقامِ سختِ این ملت، بیش از پیش رسوا و محکوم ساختند.

وزارت استخبارات/اطلاعات دارالاسلام ایران طی بیانیه ای: انتقام خون قائد شهید و شهدای مظلوم را خواهیم گرفت

وزارت استخبارات/اطلاعات دارالاسلام ایران طی بیانیه ای: انتقام خون قائد شهید و شهدای مظلوم را خواهیم گرفت

وزارت استخبارات دارالاسلام ایران در بیانیه‌ای به مناسبت برگزاری آئین وداع و تشییع عالیقدر سید علی خامنه ای بیانیه ای به این شرح صادر کرد :

بسم الله الرحمن الرحیم

يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي (فجر/۳۰-۲۷)

«ایران مقتدر در سوگ مقتدای خویش» 

ملت مقاوم و نستوه ایران اسلامی، بیش از ۴ ماه است که در تداوم مصاف تاریخی و مبارزه ی عاشورایی خویش با جبهه ی کفر و استکبار جهانی، داغدار و سیاهپوش شهادت مظلومانه ی عبدصالح خدا، ولی امر مسلمین و بزرگ آموزگارِ عزت، استقلال، استغنا، اعتماد به نفس، ذلت ناپذیری و ظلم‌ستیزی است.

دشمن سفاک آمریکایی صهیونی بزرگترین جنایت و توطئه تروریستی تاریخ معاصر را در این فاجعه بزرگ رقم زد و قلوب بیشماری را تا ابد جریحه دار و محزون نمود.

دل های آزرده ی مردم غیور ایران و آزادیخواهان عالم جز با خونخواهی از مجرمان این جنایت التیام و تسکین نخواهد یافت؛ که طبق وعده ی الهی این انتقام و مجازات محقق خواهد گردید «انا من المجرمین منتقمون».

اینک در امتداد پیمان استوار و میثاق ناگسستنی ملت با رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) و اعجاز مبعوث شدن بی‌نظیر ملت سرافراز و ولایتمدار ایران پس از این شهادت عظمی، سربازان گمنام در پایگاه مبارزه و جهاد وزارت اطلاعات برای تکریم و تعظیم نسبت به مقام شامخ و روح بلند و طیبه ی قائد عظیم الشأن شهید (قدس الله نفسه الزکیه) و دیگر شهدای بیت شریف آن حضرت ضمن دعوت مردم شهیدپرور، استوار و مبعوث شده ایران اسلامی به بدرقهٔ حماسی امام شهید خود، بار دیگر با بیعت حماسی بر عهد و پیمان خویش با رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای(مد ظله العالی) و مردم همیشه در صحنه برای گرفتن انتقام خون قائد شهید و شهدای مظلوم جنگهای تحمیلی دوم و سوم از جنایتکاران آمریکائی صهیونی ، مزدوران و سر سپردگان کفر جهانی و دفع همیشگی شرّ آنها از منطقه تأکید می‌کند.

وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّـهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ
وزارت اطلاعات
۱۳تیر ۱۴۰۵

دسیسه «تفرقه‌افکنی» بین شیعه و سنی و جنگ نرم دشمنان در دارالاسلام افغانستان

دسیسه «تفرقه‌افکنی» بین شیعه و سنی و جنگ نرم دشمنان در دارالاسلام افغانستان

به قلم: محمد اسامه

از زمانی که امارت اسلامی افغانستان به صورت رسمی و در جریان جنگ رمضان ۱۴۰۴ش اعلام کرد که در کنار دارالاسلام ایران بر علیه کفار محارب اشغالگر آمریکائی – صهیونی قرار می گیرد و در صورت ورود زمینی این کفار به خاک ایران در کنار مجاهدین ایرانی بر علیه این کفار اشغالگر خواهند جنگید دسیسه های مختلفی جهت ضربه زدن به این اتحاد مسلمین از سوی دشمنان شروع شده است.

از یکطرف از کانال حکومت غلامان نظامی بر پاکستان هر چند وقت یکبار جنایتی جدید در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به وجود می آورد و از سوی دیگر با جمع کردن غلامان اهل بغی افغانی که ۲۰ سال مزدوری آمریکا را کرده اند سعی دارند فشار بیشتری به امارت اسلامی بیاورند و آخرین حربه ی آنها نیز تلاش رسانه‌های غربی و آمریکایی برای القای وجود شکاف مذهبی در دارالاسلام افغانستان، به عنوان بخشی از یک پروژه کلان جنگ نرم و روانی است که هدف آن ایجاد ناامنی، هرج‌ومرج مذهبی و دامن زدن به اختلافات فقهی میان امت واحده اسلامی است. دشمنان اسلام که همواره از راهبرد «تفرقه بینداز و حکومت کن» در منطقه بهره برده‌اند، اکنون با ایجاد غوغای رسانه‌ای قصد دارند وحدت برادران مسلمان را مخدوش کنند، اما در برابر حکومت مبتنی بر شریعت غراء، سخت در اشتباهند.

امارت اسلامی افغانستان با درک مسئولیت شرعی خود، امنیت مراسم‌های مذهبی از جمله مراسم عاشورا را به طور کامل بر عهده گرفته است. اگر گاهی حادثه‌ای رخ داده، قطعاً کار عناصر خودسر و فتنه‌انگیزی بوده که با هدف تضعیف حکومت و ایجاد تفرقه، از خطوط قرمز عبور کرده‌اند و این مسئله هیچ ارتباطی به اصل مراسم یا جامعه شیعیان ندارد. این اقدامات محدود، نه نشانه‌ی شکاف مذهبی، که نشانه‌ی تلاش شکست‌خورده‌ی بدخواهان برای برهم زدن ثبات یکپارچه «دارالاسلام» است.

اسلام عزیز همواره بر اخوت تأکید ورزیده است؛ آنجا که خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ (مؤمنان با هم برادرند).

از منظر امام اعظم، ابوحنیفه رحمةالله علیه که پیشوای فقهی بخش بزرگی از امت اسلامی و مردم افغانستان است، پایبندی به اصول اخوت اسلامی و احترام به حرمت جان و مال مؤمنان، یکی از واجبات اساسی است. در نظام حکومتی مبتنی بر فقه حنفی امارت اسلامی افغانستان، «وحدت» یک شعار نیست، بلکه یک تکلیف شرعی است. حنفی‌مذهبان با تأسی از این امام بزرگوار، هیچ‌گاه فریب فتنه‌انگیزی‌های آمریکایی، انگلیسی و صهیونیستی را نمی‌خورند.

دشمنان بدانند که دارالاسلام افغانستان با تکیه بر شریعتِ الله تعالی، به خوبی ماهیت این توطئه‌ها را شناخته است. امارت اسلامی با تحکیم پیوندهای اخوت میان مذاهب اسلامی، تمامی نقشه‌های تفرقه‌افکنانه را نقش بر آب کرده است. وحدت و همدلی برادران مسلمان در افغانستان، خار چشم آنانی است که ناامنی منطقه را مایه بقای خود می‌دانند. این وحدت، سدی پولادین است که رسانه‌های غرب را در ناامیدی کامل فرو برده و برادری میان امت اسلامی را بیش از هر زمان دیگری مستحکم ساخته است.

امارت اسلامی افغانستان با مشارکت در مراسم بدرقه و به خاک سپاری رهبر فقید انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران عالیقدر سید علی خامنه ای رحمه الله بار دیگر ضربه ی محکمتری بر جبهه ی کفار محارب آمریکائی – صهیونی و غلامان داخلی آنها زد و ثابت کرد که وحدت برای دو دارالاسلام یک استراتژی ایمانی است نه تاکتیکی گذرا.

ماموستا عبدالرحمن فتاحی مهابادی ربطی به سلفیت و حتی اسلام ندارد

ماموستا عبدالرحمن فتاحی مهابادی ربطی به سلفیت و حتی اسلام ندارد

به قلم: عبدالرحمن الکوردی

اینکه اعضای این کانال بنیان جهاد سعی دارند کسی چون ماموستا عبدالرحمن فتاحی مهابادی را به سلفیت بچسبانند نوعی بی انصافی است این شخص که به زیر پرچم آمریکا درآمده و سرباز آمریکا و تحالف آمریکائی و سرباز جولانی مرتد شده است چه ربطی به سلفیت یا چه ربطی به اسلام دارد؟

دقت کنید که شیخ محمد بن عبدالوهاب و تمام سلفی ها که شما آنها را نجدی می نامید در مورد نواقض اسلام و ناقض هشتم چه گفته اند:  پشتیبانی ﮐـﺮدن از ﻣﺸﺮﮐﺎن و یاری ﮐﺮدن آﻧﺎن در برابر مسلمین.

 یعنی اگر با دیدگاه شما بیائیم و مشرکین را سکولاریستهای کافر بنامیم و به همین مورد محدود کنیم باز ماموستا عبدالرحمن فتاحی مهابادی دچار ناقض هشتم شده است چون هم جولانی مرتدی سکولار است و هم جولانی با آمریکا به بهانه ی مبارزه با تروریسم بر علیه مسلمین یکی شده است و این مشرکین را بر علیه مسلمین یاری می دهد و جولانی و ماموستا فتاحی آشکارا دچار ناقض هشتم شده اند و ربطی به اسلام ندارند.

کمی فکر کنید که هم اکنون جولانی که با آمریکا و اعضای تحالف آمریکائی هم سنگر شده است بر علیه چه کسانی می جنگند؟

  • بر علیه مرتدین قسد و پ.ک.ک؟ نه، اینها شرکای حکومتی آنها هستند
  • بر علیه کفار دروزی که در واقع السویداء را به اسرائیل ملحق کرده اند؟  نه، اینها هم شرکای حکومتی جولانی هستند
  • بر علیه مرتدین ارتش آزاد و شبیحه های نظام سابق؟ قطعاً خیر، اینها هم بخشی از همین نظام سکولار جولانی شده اند.
  • بر علیه اشغالگران اسرائیلی که بخشهائی از درعا و قنیطره و کل جولان را در سوریه اشغال کرده اند؟ باز خیر، چون صهیونیستها بخشی از این تحالفی هستند که جولانی هم یکی از آنهاست.

پس جولانی و گروهش از جمله ماموستا فتاحی در کنار آمریکائی ها و اعضای تحالف آمریکائی بر علیه چه کسانی می جنگند؟

  • بر علیه هر فرد یا گروه و جماعتی که آمریکا و متحدینش آنها را تروریست و تروریستی می نامند مثل:
  • حماس و جهاد اسلامی و سایر گروههای فلسطینی که بر علیه اسرائیل می جنگند و جولانی ابتدا آنها را زندانی کرد و بعد به خاطر فشار افکار عمومی آنها را نکشت بلکه از سوریه بیرونشان کرد، هر چند کسی چون ابوعبدالرحمن الغزی به خاطر جمع آوری کمک مالی برای اهل غزه در زمان کشتار اهل غزه توسط اسرائیل، هنوز در زندان جولانی است.
  • بر علیه القاعده و پس مانده های حراس الدین می جنگند که اخیراً الشیخ سامی العریدی را از این جماعت ترور کردند
  • بر علیه تنظیم الدولة الاسلامیة می جنگند و زنان و خانواده های اسیر شده ی آنها را که سالها در زندانهای آمریکا و قسد مرتد بودند تحویل حکومتهای کافری می دهند که از آنجا هجرت کرده اند که تحویل این خواهران و فرزندانشان به حکومتهای کافر استرالیا و آذربایجان در مدت قبل اتفاق افتاد.
  • بر علیه حزب التحریر و در کل، بر علیه هر کسی و گروهی که آمریکا و اعضای تحالف آمریکائی آنها را تروریستی می نامد.

خوب نگاه کنید، تمام این افراد و گروهها همگی مسلمان هستند که جولانی و از جمله ماموستا فتاحی با آمریکا هم سنگر شده اند و آمریکا و متحدینش را بر علیه این مسلمین یاری می دهند. این بر اساس منهج سلفیتی که دنیا می شناسد ارتداد آشکار و انجام ناقض هشتم از نواقض اسلام توسط ماموستا فتاحی است.

اجازه دهید اضافه کنیم و به فتاحی بگوئیم : کاک عبدالرحمن، تو که در ظاهر سنگ علمای سلفیت و بخصوص الشیخ محمد بن عبدالوهاب را به سینه می‌زنی و نام ابن‌باز و ابن‌عثیمین را بر زبان می‌آوری، آیا لحظه‌ای در خلوت خود به محتوای فتاوای آنان اندیشیده‌ای؟ فرق تو با جریانی که شبکه ی ماهوراه ای کلمه راه انداخته است چه هست؟ تو با ترویج سکولاریسم و عادی سازی اشغالگری و هم سنگر شدن با کفار مشرک بر علیه مسلمین در دامی افتاده‌ای که همان علما، آن را «کفر بواح» و خروج از دایره اسلام دانسته و حکم آن را صریحاً صادر کرده‌اند.

تو هم اکنون یکی از سربازان حکومت سکولار جولانی هستی، اما نگاه کن شیخ عبدالعزیز بن باز رحمه‌الله در فتاوای متعددی تصریح کرده است: «کسی که معتقد باشد قوانینِ بشری بر شریعت برتری دارند یا سکولاریسم (جدایی دین از سیاست) را تأیید کند، او کافر است.» (مجموع فتاوی ابن‌باز، ج ۱). ای فتاحی، وقتی تو از سکولاریسم برای اداره کشورها دفاع می‌کنی، عملاً از دیدگاه مرجع خودت (ابن‌باز)، به نفی حاکمیتِ الهی پرداخته‌ای. قرآن کریم می‌فرماید: وَمَن لَّمْ یَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ (مائده/ ۴۴) بنابراین آیه و شرح علمای نجد، کسی که شریعت را از حاکمیت کنار می‌زند، مرتکب «کفر اکبر» شده است.

شیخ محمد بن صالح العثیمین رحمه‌الله در تبیین «نواقض اسلام» می‌گوید: “هر کس قانونی غیر از قوانین الهی را برای اداره امت تشریع کند، یا بر آن راضی باشد، شریک در کفر حاکمان طاغوت است.” حال تو پاسخ بده؛ با کدام برهان شرعی، تو که مدعی پیروی از این بزرگان سلفیت هستی، برای ایران، نسخه سکولاریستی می‌پیچی؟

تو با پیوند زدن سرنوشت مسلمین به دستان کفار سکولار و حمایت از شبکه‌هایی چون کلمه که در پی تضعیف اهل دعوت و جهاد و حاکمیت شریعت و مروج حاکمیت مرتدین سکولار و بخصوص پهلوی مرتد هستند، دقیقاً در مسیری گام برمی‌داری که فتاوای همین علمای مورد ادعایت، تو را «مرتد» و «خارج از اسلام» می‌خواند.

همگی بدانیم که توحید شاخه های مختلفی دارد و «توحید در حاکمیت»، رکن اصلی اعتقاد سلفی است و فتاحی با تبلیغ سکولاریسم، تیشه به ریشه همان توحیدی زده‌ است که زمانی ادعای دفاع از آن را داشت.  فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِیبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ (نور/ ۶۳)

واکنش شرعی یک مومن مسلمان نسبت به نابودی اعضای احزاب سکولار و مرتد کُردستان

واکنش شرعی یک مومن مسلمان نسبت به نابودی اعضای احزاب سکولار و مرتد کُردستان

به قلم: ابوسلیمان هورامی  

اصلاً نیازی به توضیح نیست که تاریخ شروع احزاب سکولار و مرتد در کُردستان ایران با خیانت به دین و مردم و مزدور برای دشمنان کافر اصلی یا مرتد خارجی شروع شده است.

قاضی محمد به عنوان بنیانگذار حزب سکولار و ارتدادی دمکرات کُردستان به پیشنهاد استالین خونخوار کمونیست رهبر شوروی سابق و از کانال باقراف به جماعت اسلامی جماعت ژ-ک خیانت کرد و این حزب سکولار دمکرات را درست کرد و با فرستادن عده ای از جوانان به باکو تحت حاکمیت کمونیستها مروج این عقیده ی پلید در میان جوانان ما هم شد، اما در نهایت دیدیم که در عوض یک چاه نفت به حکومت سکولار رضا پهلوی واگذار شد و چون پایگاه مردمی هم نداشت و مردم مسلمان کُرد بر علیه او بودند به دارآویخته شد.

ادامه دهندگان راه او چون قاسملو و عبدالله حسن زاده و مصطفی هجری و خالد عزیزی در حزب دمکرات و سایر منشقات کفری از این دین گندیده ی سکولاریستی که قاضی محمد بنیانگذار آن در میان کُردهای مسلمان بود نیز همگی یا نوکر صدام حسین بودند یا هم اکنون نوکر آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها شده اند، چه در عراق چه سوریه و چه در ترکیه که حضوری دارند.

نابودی این مرتدین توسط زلزله یا صاعقه یا هر بلای دیگری که الله برایشان می فرستد از قبیل سل و ایدز یا لگد یک الاغ یا هر چیز دیگری باعث خوشحالی ماست چه رسد به اینکه این کفار توسط مسلمین کشته شوند که الله تعالی در موردش فرموده است: قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ (توبه/۱۴) (اي مؤمنان‌) با آن ( كافران سکولار=مشرک) بجنگيد تـا الله آنان را بـا دست شما عذاب كند و خوارشـان دارد و شـما را بـر ايشـان پيروز گرداند و (‌با فتح و پيروزي مؤمنان بر كافران‌) سينه‌هاي اهل ايمان را شفا بخشد (‌و بر دلهـاي زخمي ايشان مرهم نهد و درد ديـرينۀ اذيّت و آزار كفار سکولار را از درون آنان پاک کند)‌.

آیا جنایتهای این کفار سکولار در سراسر دنیا در حق مومنین را ندیده ایم؟ آیا درد و رنجهائی که این مرتدین سکولار داخلی به مومنین چشانده اند را ندیده ایم و نمی بینیم؟ پس با کشته شدن هر یک از این کفار سکولار دل ما شفا پیدا می کند.

یعنی امروز که ۶ مرتد از حزب سکولار و مرتد دمکرات در روستای موسلان سردشت یا چند مرتد از حزب کارگران اوجالان خائن در اطراف پیرانشهر به درک رفتند باعث شفای سینه ی ما شد. اینها با تابلوئی قلابی (خوری هیوا) دو عملیات ترور را در اطراف بانه و در شهر پاوه با پرچمی دروغین انجام دادند که خیال کردند آدرس اشتباهی داده اند و موفق به گمراه کردن دیگران شده اند و به ترامپ و نتانیابو هم پیامی دادند که هنوز جاشها و خائنین خوبی برایشان هستند اما واقعیت میدان تمام خیال پردازی های آنها را برباد داد.

  بیائید بر اساس عقیده ی اسلامی و مذهب فقهی خودمان به این مرتدین سکولار نگاه کنیم و اجازه ندهیم با شعارهای قومیتی و اقتصادی و… جوانان ما را در راه کفر سکولاریسم خرج کنند.

در پایان باید دوباره بگوئیم که ما از هر بلائی که الله برای این مرتدین از هر طریقی که بفرستد خوشحالیم و از پاک شدن این سرطانها و لکه های چرکین از خانواده و جامعه و تاریخ خود استقبال می کنیم.

د دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان  د ریاست الوزرا اقتصادي مرستیال او د بهرنیو چارو وزیر د عالیقدر سید علي خامنه‌ای په جنازه کې ګډون کوي

د دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان  د ریاست الوزرا اقتصادي مرستیال او د بهرنیو چارو وزیر د عالیقدر سید علي خامنه‌ای په جنازه کې ګډون کوي

د بهرنیو چارو وزارت د اطلاعاتو او نشراتو رئیس حافظ ضیاء احمد تکل د وینا له مخې، ملا عبدالغني برادر آخوند (د ریاست الوزرا اقتصادي مرستیال) او مولوي امیرخان متقي (د بهرنیو چارو وزیر) به د یوه پلاوي په ملتیا د دارالاسلام ایران د پخواني رهبر شهید سید علي خامنه‌ای په جنازه کې ګډون وکړي.

د ایران د پخواني رهبر جنازه د سرطان له ۱۳مې تر ۱۶مې نېټې پورې په تهران او قم ښارونو کې ترسره کېږي.

په دې مراسمو کې د ریاست الوزرا مرستیال (ملا عبدالغني برادر آخوند) او د بهرنیو چارو وزیر (مولوي امیرخان متقي) د افغانستان د اسلامي امارت دارالاسلام استازیتوب کوي.

معاون اقتصادی ریاست‌الوزرا و وزیر امور خارجه دارالاسلام  افغانستان در مراسم جنازه  عالیقدر سید علی خامنه‌ای شرکت می‌کنند

معاون اقتصادی ریاست‌الوزرا و وزیر امور خارجه دارالاسلام  افغانستان در مراسم جنازه  عالیقدر سید علی خامنه‌ای شرکت می‌کنند

امیرخان متقی، وزیر خارجه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان که به منظور شرکت در مراسم وداع با پیکر رهبردارالاسلام ایران به تهران سفر کرده بود، امروز پنجشنبه با سید عباس عراقچی، وزیر خارجه دارالاسلام ایران دیدار و رایزنی کرد.

به گفتهٔ حافظ ضیاء احمد تکل، رییس اطلاعات و نشرات وزارت امور خارجه، ملا عبدالغنی برادر آخوند (معاون اقتصادی ریاست‌الوزرا) و مولوی امیرخان متقی (وزیر امور خارجه) به همراه هیأتی در مراسم تشییع شهید سيد  علی خامنه‌ای، رهبر پیشین دارالاسلام ایران، شرکت خواهند کرد.

مراسم تشییع رهبر پیشین ایران از تاریخ ۱۳ تا ۱۶ سرطان در شهرهای تهران و قم برگزار می‌شود.

در این مراسم، معاون ریاست‌الوزرا (ملا عبدالغنی برادر آخوند) و وزیر امور خارجه (مولوی امیرخان متقی) دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان حضور خواهند یافت.