پیامی از سربازان امارت اسلامی افغانستان به مُلا فتاحی کُردی از تاجران جهاد و مبلغان حاکمیت دین سکولاریسم در برابر دارالاسلام و حاکمیت شریعت

پیامی از سربازان امارت اسلامی افغانستان به مُلا فتاحی کُردی از تاجران جهاد و مبلغان حاکمیت دین سکولاریسم در برابر دارالاسلام و حاکمیت شریعت

به قلم: ابومحمود کندزی

بر کسی پوشیده نیست که جهاد مردم افغانستان بر علیه کفار اشغالگر شوروی و کفار اشغالگر ناتو به رهبری آمریکا و بریتانیا با شعار «یا شریعت یا شهادت» شروع شد و به سرانجام رسید، اما هم اکنون یک جریان فاسد با نام اسلام در حال حمله این دژ تسخیر ناپذیر از سه کانال اما در یک جبهه ی واحد با رهبریتی واحد تحت فرمان آمریکا و مزدورانش است:

  1. گروه فکری که به صورت مختصر می توانیم بگوئیم در شبکه ماهوراه ای کلمه خلاصه شده است که در آن هم امثال ترشابی و کیانی و خدمتی هستند هم امثال مُلا فتاحی کُردی از تاجران جهاد که همگی برای حاکمیتی کفری سکولاریستی و دموکراسی سکولاریستها دعوت می دهند و جهان اسلام با این مرتدین آشنایی کامل دارد
  2. گروه جبهه بغاوت و مرتدین آشکار شده ای همچون احمد مسعود و سیاف و… که رسماً و به صورت مسلحانه و رسانه ای تحت رهبری آمریکا و غرب هستند  
  3. حکومت سکولار و نظامی پاکستان که صهیونیستهای هم مرز با دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به نمایندگی از آمریکا و آل سعود هستند و هر چند وقت یکبار به فرمان باداران خود حملاتی به مردم ملکی افغانستان انجام می دهد تا به امارت اسلامی افغانستان فشار بیاورند

اما ای تو، ای ملا عبدالرحمن فتاحی کُردی، ای خودفروخته‌ و ای کسانی که در شبکه کلمه و تریبون‌های مولوی عبدالحمید، برای عادی‌سازیِ سکولاریسم در منطقه و به‌ویژه علیه «دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان» و «دارالاسلام ایران» لجن‌پراکنی می‌کنید؛ بدانید که گروه منافقین در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم وجود داشتند و تا روز قیامت هم وجود خواهند داشت و اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم آنهمه صحابه نتوانستند اینها را قانع کنند ما هم شما را قانع کرده نمی توانیم اما خورشید حقیقت، تاریک‌اندیشی شما را رسوا خواهد کرد.

امام اعظم ابوحنیفه رحمه‌الله که مقتدای فقهی دیوبندیه و بخشی بزرگ از امت اسلامی است، همواره بر این اصل اساسی تأکید داشت که «حکم» مختص الله است و فقه، چیزی جز تبیین اراده‌ی تشریعی الهی نیست و در فقه اکبر تصریح می‌کند که حاکمیت بشر بر مبنای هوای نفس، عین جاهلیت است. شما با تبلیغ سکولاریسم، در واقع علیه فقه حنفی که بر اساس کتاب و سنت بنا شده، شورش کرده‌اید. مکتب دیوبند که پرچم‌دار این فقه در هند و افغانستان بوده، همواره بر لزوم پیاده‌سازی شریعت در تمام شئون زندگی تأکید داشته است، نه سکولاریسم غربی که شریعتهای آسمانی را به کنج مساجد محدود می‌کند.

قرآن کریم به صراحت می‌فرماید: وَلَن یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا (نساء/ ۱۴۱) آیا سکولاریستها کافر نیستند؟ پس چه مصلحتی در حاکم شدن یک کافر بر مسلمین برای اهل سنت وجود دارد؟ پس: خودتی.

 امارت اسلامی افغانستان که بر مبنای شریعت غراء اداره می‌شود، «دارالاسلامی» است که علمای بزرگ بر بقای آن تأکید دارند. شما که با نسخه‌های کفری کفار خارجی و مرتدین داخلی در پی تزریق سکولاریسم به افغانستان و ایران مقتدر هستید، بدانید که این ملت‌ها با فقه اسلامی مذاهب مردم خود پیوند خورده‌اند و حدیث شریف نبوی که می‌فرماید: «مَنْ بَدَّلَ دِينَهُ فَاقْتُلُوهُ»[۱]هشدار بزرگی است برای کسانی که دین الهی را با قوانین کفری بشری معاوضه می‌کنند.

برو تاریخ اسلام را نگاه کن تا ببینی که تاریخ اسلام گواه است که هرگاه امت به «شریعت» پشت کرده و به «نظم‌های کفری» دل بسته، ذلت و استعمار و همچون اندلس نابودی نصیبش شده است. آنچه در سوریه رخ داد، دقیقاً نتیجه‌ی همین تبلیغات سوء امثال شما بود که با فریب جوانان و دور کردن آنان از فقه خالص مذاهب اهل سنت و جماعت، کشور را به ویرانه ای تبدیل کردید که حاکمیت کفری سکولاریستی بر آن حاکم شود و در سنگر آمریکا بر علیه مجاهدین شود. این نقشه‌های شوم که با پول اربابان سکولار شما تغذیه می‌شود، ان‌شاءالله به خاکستر تبدیل خواهد شد.

بدانید که افغانستانِ قهرمان و ایران مقتدر، سنگر حاکمیت فقه مذاهب اسلامی هستند. علمای راسخ و فحول دیوبندی، نگهبانان این مرز و بوم‌اند و اجازه نخواهند داد که «دین سکولاریسم» جایگزین «دینِ محمدی» شود. شما که امروز برای شکست شریعت دندان تیز کرده‌اید، از سرنوشت گذشتگانِ خود درس بگیرید؛ چرا که «حُکم» از آن خداست و زمین سرانجام به دست صالحان خواهد افتاد. باذن الله.


[۱]  الهيتمي المكي، الزواجر عن اقتراف الكبائر ۱/۲۸

سکولاریسم، دین سکولاریستها و کفر بواح است و مصلحت‌اندیشی مُلا فتاحی جولانی خیانت به منهج اهل سنت و امت

سکولاریسم، دین سکولاریستها و کفر بواح است و مصلحت‌اندیشی مُلا فتاحی جولانی خیانت به منهج اهل سنت و امت

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

از ابومسعود رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: إِنَّ مِمَّا أَدْرَكَ النَّاسُ مِنْ كَلاَمِ النُّبُوَّةِ الأُولَى: إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ . [۱]یکی از مواردی که مردم از سخنان پیامبران گذشته به خاطر سپرده و دریافتند این است که: چون حیا نداشتی، هرچه می‌خواهی انجام بده.

حکومت دست نشانده و سکولار جولانی که توسط تام باراک آمریکائی اداره می شود در بخشهائی مختلف نظامی و رسانه ای و تبلیغی دارای سربازان خاص خودش است که مُلا فتاحی یکی از سربازان بخش جنگ تبلیغی جولانی است البته نه در حد شاشو و امثالهم بلکه در حد نوچه ای که در برابر ایران دست به تخریباتی بزند هر چند با کفر گوئی و مرتد کردن مسلمین اهل سنت ایران باشد.

مُلا عبدالرحمن فتاحی از هیچ کسی نشنیده باشد از ماموستا کریکار فک الله اسره شنیده است که سکولاریسم کفر محض است و دعوت به سوی آن باعث ارتداد شخص اهل قبله می شود اما نزد فتاحی شرم و حیا از نصوص صریح قرآن و اجماع علمای سلف و اهل دعوت و جهاد میان اهل سنت ایران رخت بربسته که با وقاحت تمام، سکولاریسم را که دین تمام کفار سکولار (مشرک) در طول تاریخ بشریت بوده را بر حکومت اسلامی بر اساس مذهب شیعه برتری می‌دهد.

مُلا فتاحی بر اساس تفکر انحرافی که دارد بر خلاف تمام مذاهب ۴گانه ی اهل سنت و جماعت شیعه را مسلمان نمی داند به همین دلیل می گوید که حکومت ایران هم اسلامی نیست چون بر اساس مذهب شیعه است. به نظر شما اگر در زمان حکومت اسماعیلی های ۷ امامی مصر بود و صلاح الدین ایوبی در این حاکمیت وزیر شده بود چه دیدگاهی در مورد صلاح الدین ایوبی داشت؟ قطعاً او را کافر می دانند به همین دلیل در هیچ یک از آثار شیخ محمد بن عبدالوهاب و علمای بزرگ دعوت نجد هیچ اثری از صلاح الدین ایوبی نیست، چون اگر زبان باز کنند باید بگویند که به دو دلیل مرتد بوده یکی به دلیل حضور در حاکمیت شیعیان و دیگری به دلیل صوفی بودن و این به نفعشان نیست.   

به هر حال و طبق مبانی دعوت نجدیت و فتاوای علمای بزرگ نجدی از جمله شیخ محمد بن عبدالوهاب و محققانِ پس از او، سکولاریسم کفر بواح و شرک در حاکمیت است و دعوت به سوی آن و رضایت به آن ارتداد است.

من هنوز در تعجبم که این مُلای فاصولیاخور چگونه به خود اجازه می‌دهد نظامی را که به صراحت قوانین بشری را بر شریعت الله مقدم می‌دارد و با سکولاریسمی که هر قانونی از اسلام که مخالف قوانین کفری سکولاریستی باشد دشمنی دارد، «بهتر» خطاب کند؟ این سخن، در واقع ترویج کفر بواح است و بر اساس منهج اهل سنت و جماعت، کسی که کفر بواح را بر حکومت اسلامی بر اساس هر یک از مذاهب اسلامی ترجیح دهد، از دایره ایمان و اسلام خارج شده و مرتد می شود.

البته نادیده نگیریم که جولانی به عنوان ارباب فتاحی هم اکنون مجری قوانین کفری سکولاریستی در سوریه است و این باند مافیائی با تبلیغ تدریجی سکولاریسم و جانداختن تدریجی سکولاریستها در حاکمیت ادلب و سپس دمشق، صفوف مجاهدان را متفرق کردند و با سپردن سرنوشت اهل سوریه به دست سکولارهای مرتد لیبرال‌ و مهره‌های غربی، زمینه را برای اشغالگری آمریکا و جولان صهیونیستها در سوریه و منطقه فراهم کردند.

چرا در منطقه؟ چون تحمیل سوریه به آمریکا و صهیونیستها باعث شد این کفار محارب و اشغالگر با فکر آسوده تری به قتل عام اهل غزه و کرانه ی باختری و لبنان و ایران و سوریه و یمن بپردازند. به این شکل هر ایرانی که در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه یا جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش توسط آمریکا و صهیونیستها کشته شده بخشی از آن متوجه جولانی خائن و نوچه اش فتاحی دین فروش و وطن فروش و مردم فروش می شود.

باید بدانیم که سکولاریسم دین تمام کفار سکولار در طول تاریخ بوده است و زمانی که فتاحی به تمجید از حاکمیت سکولاریستها می پردازد، عملاً «ولاء» به کفار سکولار را بر «ولاء» به مومنین مقدم داشته‌است در حالی که الله تعالی در میان انسانها تنها به برائت از سکولاریستها دستور داده است و می فرماید:

  • قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ (ممتحنه/۴) یعنی اول از خود کفار سکولار بری هستیم بعد از عقایدکفری شان در حالی که ما تنها از عقاید کفری کفار یهودی و مسیحی و مجوس و صابئین بری هستیم نه از خودشان.
  • وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ۙ وَرَسُولُهُ ۚ (توبه/۳)

این دستور صریح الله است و دهها حدیث دیگر هم به دوری و کناره گیری از مکان زندگی مشرکین(سکولاریستها) دستور داده اند اما مُلافتاحی حاکمیت چنین کفار و مرتدینی را برای اهل سنت مصلحت می داند. این اهل سنت مورد نظرتو که سرباز آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها تحت شعار مبارزه با تروریسم است نه ما اهل سنت چنین شخصی مرتد است و ربطی به اهل سنت ندارد و این شعار دروغین «اقل ضرر» که شما به کار می‌برید، همان دام شیطان است که امثال شما را به پیاده‌نظام سیاست‌های آمریکا و صهیونیستها و ناتو در منطقه تبدیل کرده است.

این سرباز جولانی مرتد این را بدان که هم اکنون دین سکولاریسم، دین شماست و دین اسلام دین ماست پس «لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ» (کافرون/۶) و بدان همچنانکه حکومت کفری ازتدادی سکولاریستی هدف شماست، حکومت مبتنی بر شریعت، هدف ماست و ما تنها به حاکمیتی راضی هستیم که ما را به «ثم تكونُ خلافةً على مِنهاجِ نُبُوَّةٍ»[۲] نزدیک کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم وعده ی آنرا به ما داده است.

پس ای فتاحی ارباب تو جولانی مرتد که راه سوریه را با نسخه‌های ذلیلانه‌ و ارتدادی سکولاریستی به بن‌بست کشانده و هم اکنون تو و سایر باندش به سربازان آمریکا در مبارزه با تروریسم که در واقع جنگ با اهل دعوت و جهاد است تبدیل شده اید، امروز در جایگاهی نیستی که برای مسلمانان اهل ایران تعیین تکلیف کنی. توبه کن، زیرا که این سخن تو همچون هم سنگر شدنت با کفار آمریکائی بر علیه مومنین، ارتداد آشکار است و خودت هم این را می دانی.


[۱]  صحیح بخاری – ۶۱۲۰

[۲]  الألباني، هداية الرواة ۵۳۰۶

کفرگوئی های ماموستا فتاحی از مدعیان ترجیح کفر سکولاریسم بر حکومت اسلامی ایران

کفرگوئی های ماموستا فتاحی از مدعیان ترجیح کفر سکولاریسم بر حکومت اسلامی ایران

به قلم: صلاح الدین مجاهد

یکی از بزرگترین مصیبتهایی که امروزه دسته هائی از اهل سنت به آن گرفتار شده اند این است که می گویند رقیب ما نباشد اما هر کفری باشد بهتر است؛ یعنی شما تصور کنید که زمانی چند گروهی که خود را در افغانستان جهادی می نامیدند حاضر شدند به خاطر مخالفت با حکومت امارت اسلامی عمر سوم رحمه الله با کفار محارب آمریکائی و ناتو و مرتدینی چون عبدالرشید دوستُم و کرزای هم جبهه ای شوند و فجایعی چون دشت لیلی و ۲۰ سال اشغالگری کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی را بر مردم مسلمان افغانستان تحمیل کنند و کار به جائی رسید که عبدالرشید دوستُم در کلیپی تصویری اقرار می کند آمریکائی ها با ۱۲ سرباز وارد افغانستان شدند و ما کشور را تحویل آنها دادیم و کشته شده های آمریکا را نیز شهید می نامد.

این تجربه ی نزدیکی است که ملت مسلمان افغانستان که همسایه ی ایران است داشته است حالا تجربیات تلخ مسلمین در سومالی و الجزائر و … هم برای هر کسی که دوست دارد تحقیق کند وجود دارند.

حالا مُلا عبدالرحمن فتاحی هم که اهل ایران است و به سوریه رفت تا با پرچم اهل سنت و جهاد اما فی سبیل آمریکا و ناتو مردم را قتلگاه بفرستد، چیزی مثل تحالف شمال تحت پرچم آمریکا شده است و فرق او با امثال دوستُم و احمد مسعود فعلی در این است که مُلا عبدالرحمن فتاحی خیلی دم از توحید در حاکمیت و تطبیق شریعت الله و جهاد با کفار آمریکائی و صهیونیستها و حتی آزادی قدس می زد اما با شعار مبارزه با تروریسم و دهشت افگنی همان کاری را بر علیه مجاهدین و دشمنان آمریکا و اشغالگران صهیونیست و ناتو انجام داده است که دوستُم و احمد مسعود و انجام داده اند.

عبدالرحمن فتاحی با چنین کارنامه ای حالا برای ایران نسخه ای برای اهل سنت می پیچد که سکولاریستهای مرتد جانشین حکومت شیعه مذهب ایران شوند، دوست دارم به تو ای مُلای دین فروش خائن بگویم انگار تاریخ تلخ سوریه را که رد آن افتاده ای نادیده گرفته ای؛ همین تجربه‌ای که با نسخه‌های به‌ظاهر «آزاداندیشانه» و «مصلحت‌سنجی‌های سیاسی» امثال شما، راه را برای نفوذ و سلطه کفارمحارب آمریکائی و صهیونیست و ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه در سوریه هموار کرد. آیا امروز که در برابر اشغالگری آمریکا و صهیونیست‌ها کرنش می‌کنید، درس نگرفته‌اید که ثمره اعتماد به نسخه‌های کفری سکولاریستهای محارب خارجی و مرتدین منطقه ای و داخلی، چیزی جز ویرانی بلاد مسلمین و ذلت امت نبوده است؟

اینکه مرتیدن سکولار اپوزیسیون ایرانی دنبال حکومتی سکولار باشند برای ما عادی است، همچنانکه تمام سکولاریستهای مرتد تمام سرزمینهای اسلامی دنبال چنین حکومت سکولار کفری هستند اما توئی که اینهمه دم از توحید در حاکمیت می زدی و هم اکنون سگی از سگان حکومت سکولار و ارتدادی جولانی مزدور آمریکا و صهیونیستها و غرب شده ای و بر مخالفین آنها پارس می کنی و تأکید می کنی بر اینکه «حکومت سکولار از حکومت شیعه بهتر است»، خودت هم می دانی این کار به فتوای ابن باز رحمه الله ترجیح کفر بر ایمان و جولانی مزدور مت سکولار کفری هستند اما توئی که اینهمه دم از توحید در حاکمخروج از اسلام و ارتداد آشکار است.

می دانم در ابتدای قتال فی سبیل آمریکا و بر علیه حکومت سکولار و کفری بشار اسد بارها خوانده ای که الله جل جلاله می‌فرماید: وَمَن لَّمْ یَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ (مائده/ ۴۴) آیا سکولاریسم به معنای حذف شریعت از عرصه حاکمیت و زندگی اجتماعی انسانهاست، خود عین کفر نیست؟

حاکم کردن قوانین کفری سکولاریستی و جنگ با کسانی که قوانین شریعت الله را می خواهند و هم سنگر شدن با کفار محارب آمریکائی جهت جنگ با این مومنین اهل دعوت و جهاد و دشمنان کفار اشغالگر دیگر کفر دون کفری نیست که ابن عباس رضی الله عنهما گفت. برو نگاه کن علمای بزرگ دعوت  نجد هم همواره تأکید کرده‌اند که حاکمیت غیر الله، شرک در اطاعت و کفر بواح است. چگونه می‌توان برای فرار از یک بدعت و حاکمیت مسلمینی که بر اساس تمام مذاهب چهارگانه ی اهل سنت با وجود بدعتهائی که دارند باز مسلمان و اهل قبله هستند و حاکمیت آنها نیز دارالاسلام محسوب می شود، به دامان کفر صریح سکولاریسم  و ارتداد آشکار و تبدیل کردن دارالاسلام به دارالکفری طاری افتاد؟

شیخ محمد بن عبدالوهاب که آنهمه از آن دَم می زنی در کتاب «نواقض الاسلام» به صراحت بیان می‌دارد که کسی که قوانین وضعی بشر را بر شریعت اسلام مقدم بداند یا به آن رضایت دهد، از دایره اسلام خارج شده است. علمای دعوت نجدیت چون بن باز و بن عثیمین در فتاوای متعدد خود، سکولاریسم را نه یک انتخاب سیاسی، بلکه یک «دین جایگزین» دانسته‌اند که با توحید الله در تعارض است. شما چگونه به خود اجازه می‌دهید با نام «مصلحت»، آنچه را که علمای بزرگ «کفر بواح» نامیده‌اند، به عنوان یک انتخاب برای اهل سنت پیشنهاد دهید در حالی که اهل سنت و جماعت به صورت مطلق هر نوع دعوت به سکولاریسم را کفر آشکار دانسته اند؟

آنچه امروز بر سر سوریه و بخصوص بر سر مهاجرین و انصار صادق آمده، نتیجه‌ی خیانت جولانی مرتد و آلودگی منهجی این خائن و گروه مافیائی او و در نتیجه نادیده گرفتن اصل کفر به طاغوت و «ولاء و براء» و اعتماد به کفار محارب آمریکائی – صهیونی و نیروهای سکولار مرتدی است که هیچ‌گاه دلسوز اهل‌سنت نبوده‌اند. شما که امروز برای سکولاریسم هورا می‌کشید، همان کسانی هستید که با نسخه‌های انحرافی خود، صفوف مجاهدان مخلص را در سوریه از هم پاشیدید و میدان را برای جولان آمریکا و رژیم صهیونیستی فراهم کردید. این سجده‌کردن در برابر اراده‌ی آمریکا، نتیجه‌ی همان تفکری است که اصالت شریعت را فدای بازی‌های رهبران خائن و مرتد سکولار می‌کند.

بدان ای فتاحی؛ دین الله تابع هوس‌ها و شرایطِ زمانی شما نیست. آنچه در شریعت حرام است، با تغییر نام به «سکولاریسم» حلال نمی‌شود و «حاکمیت الله» برای هر مومنی اصل است نه حاکمیت ارتدادی سکولاریستی.

ماموستا فتاحی مرید حکومت سکولار جولانی در سوریه و دروغپراکنی هدفمند در مورد تشیع حاکم بر دارالاسلام ایران

ماموستا فتاحی مرید حکومت سکولار جولانی در سوریه و دروغپراکنی هدفمند در مورد تشیع حاکم بر دارالاسلام ایران

به قلم: خالد هورامی

زمانی که می گوئیم زیدی، حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی، جعفری که در قانون اساسی ایران هم به عنوان مذاهب اسلامی به رسمیت شناخته شده اند یعنی با ۶مذهب اسلامی طرفیم که با وجود مشترکات زیاد اما دارای مختصات خاص مذهبی و جدا هم هستند.

با این وجود، در میان همه ی این مذاهب فقهی دسته ای مغرض و جاهل و بخصوص افرادی نفوذی از گروه منافقین وجود دارند که با دروغپراکنی و قیچی کاری و تحریف مطالب طرف مقابل سعی در تولید جنگ روانی و حتی مسلحانه بر علیه آنها را دارند؛ علاوه بر اینها تفکر نجدیت که برداشت اشتباه محمد بن عبدالوهاب از مذهب امام احمد بن حنبل رحمه الله است گروههای مختلفی را پرورانده که یکی از مشخصات اصلی نجدی های همسو با آمریکا و غرب که به صورت سربازان رسمی این دشمنان بر علیه مخالفین این دشمنان درآمده اند این است که دست به هر دروغ و قیچی کاری و تحریفی بزنند.

ماموستا عبدالرحمن فتاحی که زمانی برای جهاد و توحید و مبارزه با شرک دعوت می داد و هم اکنون سربازی از سربازان آمریکا در جنگ با موحدین با شعار مبارزه با تروریسم شده است یکی از همین سربازان بخش جنگ تبلیغی دشمنان شده است که تقریباً کانل عربیش را به دروغسازی در مورد تشیع تبدیل کرده است و قصد دارند با دروغسازی در مورد تشیع بر این ارتداد آشکاری که در آن افتاده است سرپوش بگذارد .

علاوه بر این یکی از علامتهای دغلبازی این است که شخصی در مذهبی یک عده یا گروه منحرف و غلاتی که مورد پذیرش آن مذهب نیستند و حتی آن مذهب آنها را تکفیر کرده اند را پیدا کند و عقاید و رفتارهای این گروه از غلاة و منحرفین را به کل آن مذهب تعمیم دهد. این عین دغلبازی و خیانیت و نشان دادن دشمنی آشکار نسبت به مسلمین است.

با این توضیح دقت کنید ماموستا فتاحی در پیام جدیدش در مورد تشیع چه می گوید:

“اعتقاد الروافض هو أن الإيمان بولاية الأئمة الاثني عشر من أركان الإيمان، فمن لم يؤمن بولاية الأئمة يكون ركن من أركان إيمانه ناقصاً، و بالتالي فهو كافر. و بناءً على هذه القاعدة، فإن أهل السنة الذين لا يؤمنون بولاية أئمتهم هم كفار..(اعتقاد روافض بر این است که ایمان به ولایت دوازده امام، رکن ایمان است، بنابراین هر کس به ولایت امامان اعتقاد نداشته باشد، رکن ایمانش ناقص است و کافر محسوب می‌شود. بر این اساس، اهل سنت نیز که به ولایت امامان اعتقاد ندارند، کافرند).”

اولاً، الروافض یعنی کسی که در هنگام نیاز، رهبر خود را تنها می گذارد و فرق ندارد متعلق به چه مذهب و فکری باشد و اگر به سخن معاویه در مورد آن شخصی که علی را رها کرده بود دقت کنیم متوجه می شویم که این کلمه به قبل از زمان زید علیه السلام و امام جعفر صادق بر می گردد که به دسته ای شیعیان و بخصوص به طرفداران ابوالخطاب گفتند که امام و رهبر خود را رفض و رد کرده بودند و در کل و با استناد دقیق به آثار ابن تیمیه نیز مشخص می شود که الروافض دسته ای از شیعیان هستند که غلاة میان شیعه بیشترین اعضای الروافض بوده اند.

ثانیاً، بدون شک تنها نواصب کینه توز و جاهلین هستند که حق و منزلت اهل بیت را نمی شناسند، اما حالا اگر کسی این امامت و رهبری ائمه بر اسا برداشت شیعیان ۱۲ امامی را نپذیرد در حالی لجباز و عنید نباشد حکمش چیست؟ خود ائمه جواب داده اند که بسیار حائز اهمیت است. هاشم بحراني از امام صادق آورده: زراره به ايشان می‌گويد: خداوند كارت را نيكو گرداند راي تو درباره كسي كه (شما را به امامت) نمی‌شناسد اما با شما دشمني نمی‌ورزد و روزه می‌دارد و نماز می‌گذارد و از محرمات اجتناب ورزيده و به خوبي تقوي پيشه می‌كند چيست؟ فرمود: همانا خداوند آن گروه را به رحمت خويش به بهشت درآورد.[۱]

همین یک دلیل برای هر اهل سنتی که سخنان این مجریان جنگ روانی آمریکا و صهیونیستها و دولتکهای عربی حاشیه خلیج فارس و اخیرا دولتک سکولار و مرتد جولانی را می شنوند کافی است که بدانند توطئه ای جهت تولید تفرق بیشتر و جنگ داخلی میان مسلمین و بخصوص جنگی رواین بر علیه دارالاسلام ایران در جریان است که هم اکنون تنها کشور رسمی دنیاست که بر علیه آمریکا و صهیونیستها به صورت آشکارا وارد جنگ مسلحانه شده است.

باز لازم است بدانیم که  در برابر این موضع گیری ائمه ی شیعه سه دسته ی کاملا متمایز به وجود آمدند .

  1. دسته ای تسلیم رای ائمه شده اند و تا کنون نیز وجود دارند و با وجود اشتباهاتی که پیروان هر مذهبی نسبت به رای امام مذهب خود دارند اینها نیز اشتباهاتی می کنند اما در هر حال ادامه دهنده ی رای این بزرگواران هستند که هم اکنون بر دارالاسلام ایران حاکمیت دارند.
  2. دسته ی دیگر نیز بر این باور شدند که اکثریت قاطع مسلمین بر اثر ارتکاب گناه کبیره ای که عدم  پذیرش علی به عنوان امام جامعه است مرتد شدند و هر مسلمانی که گناه کبیره ای انجام دهد مرتد است و کل اهل سنت که پیرو این خلفا و صحابه هستند مرتد شده اند. این رای شیعیان غلاة و رای شاذی در میان شیعیان جعفری بوده است که هم اکنون تحت عنوان شیعیان انگلیسی شناخته شده اند و امثال آیت الله صادق شیرازی و نوچه هایش چون یاسر الخبیث و شیطان یاری ادامه دهنده ی آن هستند که حتی از نجدیت هم در دشمنی با شیعیان حاکم بر دارالاسلام سر سخت تر و پلید تر هستند تا جائی که رسماً به استخدام دربار انگلیس درآمده اند.
  3. اما در برابر این موضع ائمه  و دسته ی دوم گروهی به اسم «کاملیه» پیدا شدند که علاوه بر تکفیر مخالفین، خود امام علی را نیز به دلیل سهل انگاری در پذیرش امامت تکفیر کردند .

 این گروه ابتدا ولایت امام علی  را قبول کردند و ایشان را دوست داشتند، و تمام یاران پیامبر به جز امام علی  و تعداد اندکی از اصحاب را که از هفت نفر تجاوز نمی‌کنند تکفیر کردند، اما بعد از مدتی با بالا بردن امامت تا حد ایمان و کفر، امام علی را نیزبه دلیل سهل‌انگاری و حتی کناره‌گیری از مسأله خلافت و امامت جامعه تکفیر کردند.

نوبختی، مؤرخ شیعی در کتاب (فِرَق الشیعه) می‌گوید: «گروهی از آن‌ها جدا شدند که به آن کاملیه می‌گفتند، آن‌ها به امام علی  و تمام یاران پیامبر   نسبت کفر دادند. امام علی  را به خاطر ترک وصیت و شانه خالی کردن از ولایت، همچنین جنگ نکردن در راه مسئولیتی که پیامبر  به او سپرده بود، تکفیر می‌کردند.[۲]

به این ترتیب کسانی پیدا شدند که با بالا بردن جایگاه امامت و رهبری تا حد کفر و ایمان، چه آنانکه خلافت را غصب کردند و چه آنان که در آن سهل‌انگاری و آن را ترک کردند را تکفیر کردند. امامت یعنی رهبریت و حاکم دارالاسلام و چون امامت را بالاتر از نبوت می دانستند و پیروان آنها استدلال می کنند که همچنانکه صحیح نیست پیامبری از نبوت خود شانه خالی کند و به دیگری بسپارد امام علی و حتی امام حسن و حتی بسیاری از ائمه هم برایشان جایز نبود که از امامت کناره گیری نمایند، چنین کاری کفر و ایستادگی در برابر دستور خداست.

حالا متوجه شدید که ماموستا فتاحی به عنوان سربازی از سربازان تحالف آمریکائی مبارزه با تروریسم دچار چه دغلبازی جهت حمله به تشیع حاکم بر دارالاسلام ایران شده و آراء چه کسانی را معیار قرار داده است؟


[۱]  كتاب البرهان في تفسير القرآن ذيل آيه ۱۵۹ سوره انعام

[۲]  فرق الشیعة، ص ۲۸٫

د امارت د شاهینانو پرېکنده عملیات؛ له پولو هاخوا د فتنه‌ګرو د ځالو له منځه وړل

د امارت د شاهینانو پرېکنده عملیات؛ له پولو هاخوا د فتنه‌ګرو د ځالو له منځه وړل

به قلم: ابومحمود کندزی

د افغانستان د اسلامي امارت د پوځ وزارت په رسمي ډول تاییدوي چې د هېواد اتلو هوایي ځواکونو، په دقیقو او هدفمنو عملیاتو کې، په بلوچستان او خیبرپښتونخوا سیمو کې د داعش ډلې د راټولېدو مرکزونه او اډې تر درنو هوایي بریدونو لاندې نیولي دي.

د استخباراتي راپورونو پر بنسټ، له دغو مرکزونو څخه د افغانستان په خاوره کې د تخریبي فعالیتونو د تنظیم، د ناامنۍ رامنځته کولو او پر بې‌ګناه ملکي وګړو د بریدونو لپاره د فکري خونې او عملیاتي اډو په توګه کار اخیستل کېده. د دارالاسلام پوځ د مسلمان ملت د سر او مال د مشروع دفاع په رڼا کې، د دغو فتنه‌ګرو ځالو له منځه وړل په خپل لومړیتوب کې راوستل.

د دارالاسلام د پوځ د جګړې وزارت ټینګار کوي چې دا بریدونه د پرمختللو تجهیزاتو په کارولو سره په خورا دقت ترسره شوي چې په پایله کې یې:

۱. د داعش ډلې جنګي توان ته خورا درانه ځاني تلفات او جبران نه کېدونکي زیانونه اوښتي دي.

۲. د دقیقو ساحوي څېړنو له مخې، په دغو سیمو کې ملکي وګړو ته هېڅ ډول ځاني یا مالي زیان نه دی اوښتی.

د افغانستان د اسلامي امارت د دارالاسلام د پوځ د جګړې وزارت یو ځل بیا په ښکاره ډول اعلانوي: «زموږ د خاورې امنیت او د خپل ملت د وینې ساتنه زموږ سره کرښه ده.» د اسلامي امارت مجاهدین به په هر هغه ځای کې چې د افغانستان د امنیت او ثبات د ګډوډولو لپاره ترې ګټه اخیستل کېږي، په پوره ځواک سره حاضر شي او د فتنې مرکزونه به په نطفه کې شنډ کړي.

نصرت د حق د لښکریانو په برخه دی.

عملیات قاطع شاهین‌های امارت اسلامی افغانستانو انهدام پناهگاه‌های فتنه‌گران دولة (داعش) در خاک حکومت سکولار پاکستان

 عملیات قاطع شاهین‌های امارت اسلامی افغانستانو انهدام پناهگاه‌های فتنه‌گران دولة (داعش) در خاک حکومت سکولار پاکستان

به قلم: ابومحمود کندزی

وزارت ارتش امارت اسلامی افغانستان رسماً تأیید می‌کند که نیروهای هوایی قهرمانِ کشور، در یک عملیاتِ دقیق و هدفمند، مراکز تجمع و پایگاه‌های گروه دولة (داعش) را در مناطق بلوچستان و خیبرپختونخوا هدف حملات سنگین هوایی قرار داده‌اند.

بر اساس گزارش‌های استخباراتی، از این مراکز به عنوان اتاق فکر و پایگاه عملیاتی برای برنامه‌ریزی فعالیت‌های تخریبی، ایجاد ناامنی و حملات  علیه غیرنظامیان بی‌گناه در خاک افغانستان استفاده می‌شد. ارتش دارالاسلام با استناد به حق دفاع مشروع از جان و مال ملت مسلمان، انهدام این لانه‌های فتنه را در اولویت قرار داد.

وزارت جنگ ارتش دارالاسلام تأکید می‌نماید که این حملات با دقت میلی‌متری و با استفاده از تجهیزات پیشرفته انجام شده است که در نتیجه آن:

۱. تلفات جانی بسیار سنگین و خسارات جبران‌ناپذیر به توان رزم گروه داعش وارد شده است.

۲. بر اساس بررسی‌های دقیق میدانی، هیچ‌گونه تلفات یا خسارتی به غیرنظامیان در این مناطق وارد نشده است.

وزارت جنگ ارتش دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان بار دیگر به صراحت اعلام می‌دارد: «امنیت خاک و حفاظت از خون ملت ما خط قرمز ماست.» مجاهدین امارت اسلامی در هر مکان و هر نقطه‌ای که از آن برای اخلال در امنیت و ثبات افغانستان استفاده شود، با قدرت حاضر شده و کانون‌های فتنه را در نطفه خفه خواهند کرد.

نصرت از آن لشکریان حق است.

د نشه يي توکو د محوه کولو په اړه د افغانستان د اسلامي امارت (دارالاسلام)

د نشه يي توکو د محوه کولو په اړه د افغانستان د اسلامي امارت (دارالاسلام)

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

د افغانستان د اسلامي امارت د ویاند مرستیال محترم حمدالله فطرت، په افغانستان کې د نشه يي توکو د بې‌ساري کمښت په اړه د ملګرو ملتونو وروستی راپور مثبت وباله. د افغانستان اسلامي امارت د الله تعالی د سپېڅلي شریعت په رڼا او د حکومت په قاطع تصمیم سره، په ټول هېواد کې د کوکنارو کښت، د مخدره توکو تولید او قاچاق صفر ته راټیټ کړی دی. دا بریا د اسلامي نظام د اقتدار او د دارالاسلام  افغانستان رهبر شیخ هبةالله آخندزاده حفظه الله د حکم د پرځای کولو یوه ښکاره بېلګه ده.

نړۍ باید پوه شي چې نن سبا په هېواد کې په سلګونو زره په مخدراتو روږدي کسان، د امریکایي، غربي او نورو استعمارګرو د شل کلن ناروا اشغال زهرجن میراث دی. د اشغال په تېرو شلو کلونو کې، د مخدره توکو کښت او تولید د اشغالګرو تر سترګو لاندې خپل اوج ته رسېدلی و. په حقیقت کې، همدغو امریکایي او غربي اشغالګرو دا مواد له افغانستان څخه امریکا، اروپا او نورې نړۍ ته لېږدول، ترڅو له یوې خوا نامشروعه ګټه ترلاسه کړي او له بلې خوا د افغان مسلمان ملت فکري او جسمي بنسټونه له منځه یوسي.

د دارالاسلام مقتدر نظام نن نه یوازې دا چې د نشه يي توکو رېښې یې وچې کړې دي، بلکې د هغو سلګونو زرو روږدو کسانو په درملنه او اصلاح بوخت دی چې د پردیو د سیاستونو قرباني شوي وو. اسلامي امارت ثابته کړه چې یوازې د الهي قانون په پلي کولو سره کولای شي هغه ستونزې حل کړي چې د نړۍ مادي قدرتونه یې په وړاندې عاجز وو.

افغانستان نور د استعمارګرو د دسیسو ځای نه دی. موږ د خپل ملت د دین، عزت او روغتیا ساتنې ته ژمن یو او اجازه نه ورکوو چې زموږ پاکه خاوره یو ځل بیا د پردیو د شومو اهدافو لپاره وکارول شي.

نصرت او عزت یوازې د الله تعالی له لوري دی.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان  و محو کامل پدیده شوم مواد مخدر

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان  و محو کامل پدیده شوم مواد مخدر

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، تحت حاکمیت نظام مقدس اسلامی و با استناد به فرامین قاطع رهبر دارالاسلام  افغانستان شیخ هبةالله آخندزاده حفظه‌الله و نصرت شریعت الله متعال، موفق شده است که در اقدامی بی‌نظیر و تاریخی، کشت خشخاش، تولید و قاچاق مواد مخدر را در سراسر قلمرو کشور به صفر برساند. اعتراف اخیر سازمان ملل متحد به کاهش چشمگیر و بی‌سابقه مواد مخدر، مهر تأییدی بر اقتدار، حاکمیت واحد و صداقت نظام اسلامی است.

امروز بر جهانیان آشکار گشته است که اعتیاد صدها هزار تن از جوانان این مرز و بوم، میراث شوم و زهرآگین بیست سال اشغالگری آمریکا، ناتو و استعمارگران غربی است. در دوران سیاه بیست‌ساله اشغال، تولید مواد مخدر تحت سایه طیارات و تانک‌های متجاوزین به اوج خود رسید. اسناد و شواهد نشان می‌دهد که اشغالگران آمریکایی و غربی نه تنها مانع این تجارت سیاه نبودند، بلکه خود عامل اصلی انتقال این مواد به آمریکا، اروپا و بازارهای جهانی بودند تا از این طریق، هم سرمایه‌های نامشروع کسب کنند و هم بنیان‌های اخلاقی و جسمی ملت مسلمان افغانستان را نابود سازند.

دارالاسلام امارت اسلامی، با همان اقتداری که اشغالگران را از خاک پاک کشور بیرون راند، اکنون در حال ریشه‌کن کردن میراث‌های ویرانگر آنان است. جمع‌آوری و تداوی صدها هزار معتاد که قربانی سیاست‌های استعماری غرب بودند، نشان‌دهنده شفقت و مسئولیت‌پذیری نظام اسلامی در قبال آحاد ملت است.

ما به جهانیان ثابت کردیم که تنها با حاکمیت قانون الله جل جلاله و اراده پولادین مجاهدین، می‌توان بزرگترین معضلات جهانی را که قدرت‌های پوشالی در حل آن ناتوان بودند، برطرف کرد. افغانستانِ تحت اقتدار دارالاسلام، دیگر نه جایگاه تولید سموم غربی است و نه حیاط خلوتِ قاچاقچیان بین‌المللی؛ بلکه مهد امنیت، عفت و حاکمیت مطلق شریعت است.

نصرت الله نزدیک است و عزت از آن مومنین است.

ملاک مُلا فتاحی در سوریه ی اشغالی برای «حلال» و «حرام»

نشان رضایت ترامپ از جولانی مرتد و رونمائی آن توسط تام باراک حاکم واقعی سوریه

ملاک مُلا فتاحی در سوریه ی اشغالی برای «حلال» و «حرام»

 به قلم: محمد اسامه

تا قبل از اینکه دمشق را تحویل جولانی مرتد دهند و تا قبل از آنکه جولانی حکومتی سکولار ارتدادی را در سوریه اعلام کند و قوانین شریعت الله را کنار بزند و تا قبل از آنکه جولانی مرتد رسماً با آمریکا و تمام کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی و منطقه ای که با آمریکا تحت شعار«مبارزه با تروریسم» هم سنگر و متحد شود، مُلافتاحی گاهگاهی از ماموستا کریکار صحبت می کرد یا از الشیخ اسامه بن لادن هم به صورت زیر لبی چیزهای را زمزمه می کرد و یا الشیخ ابومحمد المقدسی را عالم بزرگ و غیره می نامید، اما بعد از این اتفاقاتی که نام بردیم دیگر از این اشخاص و امثال اینها چیزی نمی گوید؛ چرا؟

چون از نگاه تمام این علماء و مجاهدین، کسی چون جولانی و هر کسی با او هم مسیر است مرتد است.

الشیخ اسامه بن لادن می گوید هر گونه همکاری با آمریکا و شرکایش بر علیه مسلمین ارتداد صریح است. آیا آمریکا در سوریه بر علیه مسلمین می جنگد یا مومنین؟ آیا حماس و جهاد اسلامی و القاعده و حزب التحریر و ابوشعیب المصری و ابوعبدالرحمن المکی و بلال عبدالکریم و هزاران مومنی دیگری که با همکاری جولانی و آمریکائی ها ترور شده یا زندانی هستند یا از سوریه بیرون رانده شده اند جزو مسلمین هستند یا کفار؟

ماموستا کریکا در سوالی در مورد اینکه اگر آمریکا یا هر کافر دیگری به ایران حمله کند می گوید ما بدون شک از ایران حمایت می کنیم و اجماع امت اسلامی را از زبان ابن حزم و دیگران می آورد که هر کسی که در کنار این کفار محارب آمریکائی یا هر کافری بر علیه ایران قرار بگیرد مرتد است.

الشیخ ابومحمد القمدسی هم که به صراحت جولانی را به دلیل هم پیمانی آن با آمریکائی ها و ناتو و صهیونیستها مرتد اعلام کرده است و جهاد بر علیه این مرتد و گروهش را مشروع می داند.   

ای مُلا فتاحی آیا ارتداد بزرگترین جرم و بزرگترین حرام در شریعت الله نیست؟

تو و جولانی مرتد چگونه تشکیل حکومتی کفری و ارتدادی سکولاریستی در سوریه وهم پیمانی با آمریکا بر علیهد مسلمین را حلال کرده اید؟

وقتی می گوئیم شماها علماهای حیض و نفاس و دستشوئی هستید و باید در همین حد بمانید و مثل الرویبضه در مسائلی که به شما ربطی ندارد دخالت نکنید یعنی همین.

هم اکنون در سوریه ی تحت حاکمیت جولانی سکولار شیوخی که همیشه برای جزئی‌ترین مسائل زندگی مردم حکم تکفیر صادر می‌کردند، اکنون در برابر هتک حرمت سرزمین‌های اسلامی توسط صهیونیست‌ها و مزدورانشان سکوت کرده‌اند. مگر السویداء علناً به باند الهجری دروزی صهیونیست واگذار نشده است؟ مگر مرتدین سکولار حزب کارگران اوجالان هم اکنون بخشی از حاکمیت کفری و سکولار جولانی نشده اند؟ پس چرا مُلافتاحی سکوت کرده است اما زبانش در برابر دشمنان آمریکا و صهیونیستها از شیطان هم درازتر شده است؟

 این سکوت، ثمره‌ی همان تفکر خائنانه ای است که قدرت را در دستان «جولانی» و اربابان آمریکائی و منطقه‌ای‌اش می‌بیند و دین را فدای سیاست‌های دلاری کرده است.

ای ملا فتاحی چشم‌هایت را بسته‌ای یا خودت را به خواب زده‌ای؟ امثال تو که تخصص‌تان «حرام کردن» زندگی بر مسلمین بود، حالا در برابر حاکمیت سکولار و پر از فساد جولانی و شرکایش در باند الهجری و قسد و الشبیحه ها لال شده‌اید. این است همان «جهادی» که وعده می‌دادید؟ حاکم کردن حاکمیتی ارتدادی سکولار و همدستی با جولانی مرتد و سکوت در برابر کفار محارب اشغالگر و مفاسد مرتدین داخلی، تنها یک معنا دارد: خیانت به قرآن و امت اسلام.

تو وامثال تو نه پاسدار دین و توحید، که جیره‌خواران سیاستی سکولاریستی ضد دین و ضد توحیدی هستید که از یک سو با جولانی مرتد دست دوستی می‌دهید و از سوی دیگر راه را برای ذلت امت هموار می‌کنید.

خیال کردی ما این خیانت آشکار و استانداردهای دوگانه‌ی تو و امثال تو را فراموش خواهیم کرد؟ هرگز.

ملا فتاحی و رقص ننگین بر خون مظلومان و اهداف و مبانی جهاد در سوریه

ملا فتاحی و رقص ننگین بر خون مظلومان و اهداف و مبانی جهاد در سوریه

به قلم: ابوخالد کُردستانی

با آنکه در چچن کسانی چون رمضان قدیرف مرتد و پدر هلاک شده اش توانستند با تفکرات سکولاریستی و دفاع از تصوفی که در میان مردم ریشه داشت بر مردم سوار شوند اما آنچه در اساس به جهاد اهل چچن ضربه وارد کرد و مردم مسلمان و مجاهد چچن را از مجاهدین جدا کرد تفکرات نجدیت بود که با مشرک نامیدن به ناحق مسلمین و با اهل بدعت و … نامیدن آنها به صورت تدریجی بزرگترین ضربه را به جهاد چچنی ها و اهل قفقاز وارد کرده اند.

این دسته از مجاهدین با تفکرات نجدیدت در سراسر دنیا یک نتیجه به بار آورده اند هر چند ما شاهد رشادتهای کم سابقه ای از آنها در جهاد با کفار اصلی و مرتدین داخلی هم بوده ایم که افراد تنظیم دولة بارزترین نمونه های این تفکر بوده اند با این وجود خروجی تمام فعالیتهای آنها در نهایت به جدا شدن مردم از مجاهدین و حاکم شدن کفار سکولار و محارب خارجی بر سرزمینهای اسلامی از کانال مرتدین و دست نشاندگان داخلی بوده است.

این تفکر نجدیت به دهها شاخه ی مختلف و متفرق تقسیم می شود و بدترین آنها کسانی هستند که با نام الدعوة النجدیة (نجدیت) یا سلفیت و … مستقیماَ در اختیار آمریکا و کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی قرار گرفته اند که ملافتاحی نوچه ی جولانی یکی از همین مرتدینی است که رسماً به تحالف تحت پرچم آمریکا در سوریه ملحق شده اند و جدیرین جنایت این تحالف کفار اصلی و مرتدین داخلی ترور الشیخ المجاهد سامی العریدی تقبله الله در چند روز گذشته بود.

مُلا فتاحی، خوت هم خوب این را می دانی با این وجود خوب با طبل  آمریکائی ها و شرکایش و بخصوص با طبل صهیونیست‌ها می‌رقصی؛ شما که در سوریه به مسلمین گیر می‌دهید و فریاد می‌زنید که رقص حرام است، چگونه است که رقص و پایکوبی اشغالگران آمریکایی و صهیونیستی بر ویرانه‌های خانه‌های مردم قنیطره و  درعا برایتان حلال شده و دهان بسته‌اید؟

خوب بدان که مومنین اهل دعوت و جهاد و مسلمین عادی هم خیانت جریان‌ نجدی آمریکائی – صهیونی شما را هرگز فراموش نخواهد کرد. شما که با بازی با اصطلاحات شرعی و جهادی و با شعار دفاع از توحید مسیر را برای کشاندن جوانان احساسی و ناآگاه به اهداف پلید تو و اربابت جولانی مرتد به سوریه هموار کردی و مسیر حمایت از حکومت‌های مرتد سکولاری همچون جولانی را برای مخاطبینت هموار کردید همچنان خواهان حاکمیتی کفری سکولاریستی و ارتدادی برای یاران هم هستی، اما در عوض در برابر رقص اشغالگران سکوت کرده‌اید. این رقص، تنها رقص چند سرباز نیست، بلکه نمادی از توهین به کرامت انسانی و حقوق ملت‌های مظلوم است.

صهیونیستها هم اکنون در بخشهائی از خاک سوریه هستند و تو به صورت رسمی بخشی از تحالف آمریکائی در جنگ با دشمنان آمریکا و شرکایش درآمده ای، آیا این ارتداد آشکار نیست ای جوجه مُلا؟

الله تعالی خطاب به مومنین که تو از آنها بری هستی می فرماید: فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ (بقره/ ۱۹۴)

ای نیمچه ملا، آیا این آیه شامل حال اشغالگران آمریکائی و صهیونیست که روبرویت هستند نمی‌شود؟ یا فقط برای سرکوب مومنین اهل دعوت و جهاد و منتقدان خودتان از قرآن خرج می‌کنید؟ بدانید که این همراهی با دشمنان و خیانت به آرمان فلسطین و شام، لکه‌ی ننگی است که در تاریخ ثبت خواهد شد. چگونه می‌توان پس از دیدن آوارگی مسلمین و جشن اشغالگران، باز هم به بیانیه دادن و محکوم کردن‌های توخالی اکتفا کرد؟

 روسیاهی برای تو و امثال تو می‌ماند که دین و جهاد و اهل آنرا به بهای رضایت آمریکا و صهیونیستها و مرتدینی چون جولانی فروختید.

یک مثالی در میان ما کُردها وجود دارد که می گوید: نیمه دکتر جان را می گیرد و نیمه مُلا ایمان را.

مُلافتاحی با پیوستن به تحالف و پیمان آمریکائی مبارزه با تروریسم بر علیه مومنین اهل دعوت و جهاد و سهیم شدن در قتل صدها مجاهد چون الشیخ سامی العریدی تقبله الله مرتدی است که ره کسی با آن هم مسیر شود ایمان او را نیز می گیرد.