هشدار مقتدرانه دارالاسلام ایران به آمریکا و مزدوران منطقه ای آن

هشدار مقتدرانه دارالاسلام ایران به آمریکا و مزدوران منطقه ای آن

به قلم: کیوان مریوانی

در پی انتشار ویدئوی راهبردی توسط رسانه‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پیامی صریح و کوبنده از سوی دارالاسلام ایران به شیطان بزرگ مخابره شد. این ویدئو که نمایشگر اشراف اطلاعاتی و توانمندی موشکی ایران است، به وضوح نشان می‌دهد که تمامی پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در سراسر خاورمیانه در بانک اهدافِ دقیق و بردِ عملیاتی موشک‌های نقطه‌زن قرار دارند.

انتشار این ویدئو ثابت کرد که دارالاسلام ایران دیگر هیچ حضورِ بیگانه‌ای را در مرزهای پیرامونی خود برنمی‌تابد. فهرست شدن پایگاه‌های آمریکا در کشورهای ترکیه، سوریه، عراق، اردن، عربستان سعودی، کویت، بحرین، قطر، امارات متحده عربی و عمان، پیامی فنی و نظامی است؛ به این معنا که «دورانِ بزن و دررو» به پایان رسیده و هرگونه حماقتِ دشمن، با پاسخی از جنسِ سجیل و خیبرشکن روبرو خواهد شد.

دقتِ اطلاعاتی در تعیین مکان‌های دقیق پایگاه‌های آمریکایی نشان می‌دهد که چترِ امنیتی و اطلاعاتی ایران بر کل منطقه گسترده شده است. دارالاسلام ایران با این اقدام، پوشالی بودنِ سپر دفاعی دشمن را به رخ کشید و ثابت کرد که نه کوه‌های ترکیه و نه بیابان‌های حجاز، هیچ‌کدام مأمنِ امنی برای سربازانِ تروریستِ آمریکایی نخواهند بود.

این هشدار، تنها یک تهدیدِ نظامی نیست، بلکه دفاع از حریمِ کشورهای اسلامی است که توسط چکمه‌پوشان آمریکایی اشغال شده‌اند. دارالاسلام ایران با نشان دادنِ قدرتِ بازدارندگی خود، اعلام می‌کند که ضامنِ اصلی امنیتِ منطقه، قدرت‌های بومی و اسلامی هستند، نه بیگانگانی که به دنبال غارتِ ثروت‌های امت هستند.

در حالی که آمریکا سعی دارد با حضور نظامی خود سایه ی ترس بر سر ملت‌ها بیندازد، دارالاسلام ایران با تکیه بر ایمان و دانشِ فرزندانِ خود، موازنه ی قوا را به نفعِ مستضعفان تغییر داده است. امروز، مختصاتِ دقیقِ لانه‌های جاسوسی و نظامی آمریکا در دستِ مجاهدانِ ایران است و این یعنی پایانِ هژمونیِ غرب در قلبِ جهانِ اسلام.

در این صورت پیامِ دارالاسلام ایران روشن است: «اگر صلح می‌خواهید، منطقه را ترک کنید.» ایرانِ مقتدر با کسی تعارف ندارد و امنیتِ خود و منطقه را خطِ قرمزِ عبورناپذیر می‌داند. این ویدئو، آخرین اخطار به کسانی است که هنوز در توهمِ شکست‌ناپذیریِ ارتشِ آمریکا به سر می‌برند.

دستِ قدرتِ خدا از آستینِ مدافعانِ دارالاسلام ایران بیرون آمده تا ریشه ی ظلم و تجاوز را در منطقه بخشکاند.

نکاتی طلائی از حمایت دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان از دارالاسلام ایران در برابر احتمال وقوع جنگ با آمریکا و صهیونیستها

نکاتی طلائی از حمایت دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان از دارالاسلام ایران در برابر احتمال وقوع جنگ با آمریکا و صهیونیستها

به قلم: فضل احمد هراتی

موضع‌گیری اخیر ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی امارت اسلامی افغانستان، نشان‌دهنده پیوند عمیق میان برادران ایمانی و همبستگی دو ملت بزرگ در برابر تهدیدات است. این سخنان که بر پایه حقانیت، قدرت و همدردی بنا شده، پیامی روشن از اتحاد در جغرافیای اسلام (دارالاسلام) به جهان مخابره می‌کند.

امارت اسلامی با نگاهی به تاریخ مقاومت ایران، بر اقتدار و توانمندی این کشور تأکید دارد. باور به اینکه ایران در آزمون‌های سخت گذشته پیروزمندانه خارج شده و باز هم می‌تواند از کیان خود محافظت کند، نشان از اعتمادِ متقابل میان دو همسایه مسلمان و قدرتمند دارد.

از دیدگاه امارت اسلامی، ایران نه‌تنها یک قدرت منطقه‌ای، بلکه صاحبِ «موضع حق» است. بر این اساس، حق دفاع مشروع برای ایران در برابر هرگونه تجاوز، امری خلل‌ناپذیر و مورد تأیید است. این نگاه، فراتر از سیاست، ریشه در اصول عدالت‌خواهی اسلامی دارد.

ملت افغانستان که خود دهه‌ها رنج جنگ و ویرانی را چشیده است، بیش از هر ملت دیگری با مسائل ناشی از جنگ آشناست. ابراز همدردی خالصانه با مردم ایران در این برهه حساس، نشان‌دهنده پیوند عاطفی و انسانی میان دو ملتی است که در غم و شادی یکدیگر شریک هستند.

امارت اسلامی افغانستان صراحتاً اعلام داشته است که در مسیر همکاری با ایران هیچ تردیدی ندارد. این آمادگی برای «ارائه هرگونه همکاری ممکن»، گامی بلند در جهت تحکیم ثبات در منطقه و نشان‌دهنده روحیه ایثار و برادری در میان اجزای مختلف دارالاسلام است.

در عین تأکید بر حق دفاع، آرزوی امارت اسلامی برای دوری از جنگ، نشان‌دهنده خرد سیاسی و دلسوزی برای امت اسلامی است. هدف نهایی، استقرار امنیتی پایدار است که در سایه آن، ملت‌های مسلمان بتوانند در آرامش و عزت زندگی کنند.

اینجاست که متوجه خواهیم شد که پیوند میان دارالاسلام افغانستان و دارالاسلام ایران، پیوندی ریشه‌دار در ایمان و همسایگی است. موضعِ قاطع امارت اسلامی، لرزه بر اندام کسانی می‌اندازد که در پی تضعیفِ اقتدار کشورهای اسلامی هستند. وحدت و همکاری، تنها راه عزت و سربلندی امت اسلام در دوران معاصر است.

اتحادِ پولادینِ و اعلام رسمی همبستگیِ امارت اسلامی افغانستان با جمهوری اسلامی ایران در برابرِ جبهه کفر و ارتداد

اتحادِ پولادینِ و اعلام رسمی همبستگیِ امارت اسلامی افغانستان با جمهوری اسلامی ایران در برابرِ جبهه کفر و ارتداد

به قلم: ابوبکر الخراسانی

در وضعیتی حساس که سایه های جنگ بر علیه ایران نزدیک شده اند و زمانی که اکثریت مسلمین انتظارش را هم نداشتند، «ذبیح‌الله مجاهد» سخنگوی امارت اسلامی افغانستان طی سخنانی رسمی و فراتر از یک موضع‌گیری دیپلماتیک، در تجلیِ پیوندِ ناگسستنی میان مومنین در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی، حمایت و همبستگی امارت اسلامی افغانستان با ایران را در صورت وقوع جنگ اعلام کرد.

باید بگوئیم در چنین موقعیتی که گروه منافقین و مزدورانِ منطقه‌ای در پی تفرقه میان امت اسلام هستند، این صدای رسا از کابل، لرزه بر اندام دشمنان مشترک انداخت.

تأکید امارت اسلامی بر اینکه «ایران در موضع حق است» و «ایران قدرت دارد»، ابطال‌کننده‌ی تمام تبلیغاتِ مسمومِ رسانه‌های کفار اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی و گروه منافقین بومی است. امارت اسلامی با درکِ درست از واقعیت‌های میدان، بر حقِ شرعی و قانونی دارالاسلام ایران برای دفاع از کیانِ خود صحه گذاشته است. این اعتراف به پیروزی و مقاومتِ ایران، نشان‌دهنده‌ی بصیرتِ رهبرانِ مجاهد در افغانستان است.

سخنان ذبیح‌الله مجاهد نشان داد که مرزهای جغرافیایی نمی‌تواند میانِ مجاهدینِ راه حق فاصله بیندازد. وقتی امارت اسلامی اعلام می‌کند که «در ابراز همدردی و همکاری با مردم ایران هیچ تردیدی ندارد»، پیامی روشن به آمریکا و ایادیِ آن در منطقه مخابره می‌کند: اگر به عضوی از پیکرِ دارالاسلام تعدی شود، سایر اعضا آرام نخواهند نشست.

مقایسه‌ی موضعِ عزتمندانه امارت اسلامی با رفتارهای خائنانه‌ی «احمد الشرع» (جولانی) در دمشق ، حقیقت را روشن‌تر می‌کند. در حالی که جولانی با معامله بر سرِ ناموسِ مجاهدین و هماهنگی با سازمان ملل در پی خوش‌خدمتی به کفر است، امارت اسلامی افغانستان با شجاعت در کنار برادرانِ ایمانی خود در ایران می‌ایستد. این همان تفاوتِ میان مجاهدِ واقعی و مدعیِ دروغین است.

اعلام آمادگی برای «ارائه هرگونه همکاری ممکن»، فراتر از کلام، یک تعهدِ اخلاقی و شرعی است. افغان‌های اهل سنت که خود دهه‌ها در برابر اشغالگری ایستادگی کرده‌اند، امروز دستِ یاری به سوی ایران دراز کرده‌اند تا جبهه‌ی واحدِ اسلامی در برابرِ فتنه‌های عبری-غربی مستحکم‌تر از همیشه باقی بماند.

در این صورت می توانیم بگوئیم که حمایتِ صریحِ امارت اسلامی افغانستان از جمهوری اسلامی ایران، نویدبخشِ شکوهِ دوباره‌ی تمدنِ اسلامی و شکل‌گیریِ بلوکِ قدرتمندِ دارالاسلام در قلب آسیاست. این اتحاد، خاری در چشمِ منافقینی است که گمان می‌کردند با شعارهای فرقه‌گرایانه می‌توانند میان دو ملتِ هم‌سرنوشت دیوار بکشند.

اتحادِ بنیان‌مرصوص و تبیین فقهی و قرآنی حمایتِ «دارالاسلامِ افغانستان» از «دارالاسلامِ ایران» در برابر آمریکا

اتحادِ بنیان‌مرصوص و تبیین فقهی و قرآنی حمایتِ «دارالاسلامِ افغانستان» از «دارالاسلامِ ایران» در برابر آمریکا

به قلم: ابومحمود کندزی

سخنان اخیر مولوی ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی امارت اسلامی افغانستان، در خصوص آمادگی برای همکاری با ملت ایران در صورت تجاوز آمریکا، تنها یک موضع‌گیری سیاسیِ گذرا نیست؛ بلکه طنینِ فریادِ ایمانی و برخاسته از عمقِ منهج اسلامی، قرآنی و فقهی است. این موضع‌گیری نشان‌دهنده‌ی درک عمیق از مفهوم «امت واحده» و وظیفه شرعی در قبال دفاع از کیانِ اسلام است.

خداوند متعال در قرآن کریم، مرزهای جغرافیایی را در برابر پیوند ایمانی رنگ‌باخته می‌داندو می فرماید:

  • إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ  (حجرات/ ۱۰): مؤمنان برادر یکدیگرند. این اخوت ایجاب می‌کند که در هنگام سختی، هیچ سرزمینی از دارالاسلام در برابر کفر تنها نماند.
  • وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ (نساء/ ۷۵): خداوند مؤمنان را توبیخ می‌کند که چرا در راه خدا و برای حمایت از مستضعفانی که تحت ستم هستند، پیار نمی‌کنند. حمایت از ایران در برابر تجاوز آمریکا، مصداق بارزِ نصرتِ مظلوم و جهاد در سبیل‌الله است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:

  • تَرَى المُؤْمِنِينَ في تَراحُمِهِمْ وتَوادِّهِمْ وتَعاطُفِهِمْ، كَمَثَلِ الجَسَدِ، إذا اشْتَكَى عُضْوًا تَداعَى له سائِرُ جَسَدِهِ بالسَّهَرِ والحُمَّى.[۱]مؤمنان همانند یک پیکرند؛ اگر عضوی (سرزمینی) به درد آید، دیگر اعضا با شب‌زنده‌داری و تب با او همدردی و همراهی می‌کنند. سخنان مجاهد، تجلی عملیِ این حدیث در دیپلماسیِ دارالاسلام است.

در فقه حنفی که مذهب رسمی و پایه فقهی امارت اسلامی است، دفاع از بلاد مسلمین یک فریضه است:

طبق فتوای امام ابوحنیفه رحمه الله و اکابر مذهب حنفی (مانند امام سرخسی در المبسوط  و امام کاسانی در بدائع الصنائع )، هرگاه دشمنِ کافر به مرزهای یک سرزمین اسلامی حمله کند، جهاد بر تمام مسلمانان آن منطقه «فرض عین» می‌گردد. اگر توان آن‌ها کافی نبود، این وظیفه به صورت سلسله‌وار بر دوش همسایگان و تمام امت اسلامی می‌افتد تا زمانی که فتنه کفر دفع شود.

همچنین از منظر فقه حنفی، حفظ ثغور (مرزهای) دارالاسلام واجب است. فرقی میان دارالاسلامی در آفریقا، کابل یا تهران نیست؛ هر جا که پرچم اسلام برافراشته است، دفاع از آن بر تمام کسانی که قدرت دارند، واجب شرعی است. تجاوز آمریکا به ایران، تجاوز به پناهگاهِ بخشی از امت اسلامی است و سکوت در برابر آن، با اصلِ «دفع تجاوز از دارالاسلام» در تناقض است.

پس اعلام آمادگی امارت اسلامی برای همکاری با ایران، لبیک به ندای قرآن و تداومِ مسیرِ امامِ اعظم در حمایت از کیان اسلام است. این موضع‌گیری نشان داد که «اخوت اسلامی» فراتر از تفاوت‌های سلیقه‌ای، در زمانِ هجومِ کفرِ جهانی (آمریکا و صهیونیسم)، به سدی پولادین و «بنیان مرصوص» تبدیل خواهد شد. امارت اسلامی و جمهوری اسلامی، به عنوان دو بازوی دارالاسلام، وظیفه دارند در برابر زیاده‌خواهی استکبار، یدِ واحده باشند.


[۱]  البخاري ۶۰۱۱ – مسلم   2586

نصرتِ فرامرزی  در پیام ا.ا.افغانستان در دفاع از دارالاسلام ایران در برابر آمریکا و صهیونیستها

نصرتِ فرامرزی  در پیام ا.ا.افغانستان در دفاع از دارالاسلام ایران در برابر آمریکا و صهیونیستها

به قلم: محمد اسامه

اگر به صورت مختصر به تبیین تاریخی و فقهیِ دفاع از دارالاسلام (از ایوبی و قره‌باغ تا امروز) بپردازیم متوجه خواهیم شد که تاریخِ امت اسلامی، داستانی ممتد از فداکاری و «نصرت» است؛ جایی که ایمان بر مرزهای جغرافیایی و تفاوت‌های مذهبی غلبه کرده است. اگر امروز می‌شنویم که دارالاسلامِ امارت اسلامی افغانستان در کنار دارالاسلامِ ایران در برابر تهدیدات آمریکا و صهیونیستها می‌ایستد، این نه یک اتفاق سیاسیِ جدید، بلکه عمل به یک واجبِ دینی و تکرارِ حماسه‌های مستندِ تاریخ است که به دو مورد قبل از این موضع گیری رسمی امارت اسلامی افغانستان در حمایت از دارالاسلام ایران اشاره می شود.

۱. حماسه صلاح‌الدین ایوبی: اتحادِ سُنّی و فاطمی در برابر کفار اشغالگر صلیبی

در قرن ششم هجری، زمانی که پادشاهی صلیبی بیت‌المقدس قصد اشغال مصر (تحت حاکمیت خلافت فاطمیان که شیعه‌مذهب بودند) را داشت، سلطان صلاح‌الدین ایوبی به فرمان نورالدین زنگی، برای نجات مصر شتافت.

صلاح‌الدین نه تنها به عنوان یک سردار سنی، بلکه به عنوان مدافعِ کیانِ اسلام، با تمام قوا در برابر تجاوزِ «آمالریک اول» (پادشاه صلیبی) ایستاد. او درک کرده بود که اگر مصر به عنوان بخشی از خاک اسلام سقوط کند، راه برای نابودی کلِ دارالاسلام هموار می‌شود. این نصرتِ برادرانه، مقدمه‌ای شد برای فتح عظیم قدس و بازپس‌گیری مسجدالاقصی.

۲. مجاهدین افغانستان در آذربایجان: دفاع از تشیع در اوجِ نبرد با ارتش سرخ

یکی از شگفت‌انگیزترین و مستندترین نمونه‌های وحدت اسلامی در تاریخ معاصر، حضور مجاهدین اهل سنت افغانستان در جنگ اول قره‌باغ (اوایل دهه ۹۰ میلادی) است.

در حالی که افغانستان هنوز از جراحات اشغال شوروی رنج می‌برد و مجاهدین درگیر نبردهای داخلی و بازسازی بودند، وقتی ارمنستان به خاکِ مسلمان‌نشینِ آذربایجان (که اکثریت مطلق آن‌ها پیرو مذهب تشیع هستند) تجاوز کرد، صدها تن از مجاهدینِ حنفی مذهب افغان به باکو شتافتند.

فرماندهانی همچون «گلبدین حکمتیار» و دیگران، نیروهای خود را برای دفاع از اراضی اسلامی اعزام کردند. خونِ مجاهدانِ افغان در کوه‌های قره‌باغ ریخته شد تا ثابت شود که «دردِ مسلمانِ آذری شیعه مذهب، دردِ مجاهدِ افغان سنی مذهب است». این حضور، پاسخی قاطع به کسانی بود که می‌خواستند میان امت اسلامی بر اساس مذهب تفرقه بیندازند.

۳. دارالاسلام افغانستان و ایران: تداوم یک واجبِ شرعی

امروز اگر امارت اسلامی افغانستان حنفی مذهب اعلام می‌کند که در برابر تجاوز آمریکا و صهیونیستها در کنار دارالاسلام شیعه مذهب و ملت ایران خواهد بود، این پدیده «چیز عجیبی» نیست. این همان مسیرِ صلاح‌الدین و مجاهدان قره‌باغ است.

در فقهِ اصیل اسلامی، هرگاه سرزمینی از بلاد مسلمین مورد هجمه کفار محارب و اشغالگر خارجی قرار گیرد، دفاع از آن بر تمام مسلمانانِ همجوار به صورت دایره وار «فرضِ عین» می‌گردد.

علاوه بر این، افغانستان و ایران، دو پاره از یک پیکر به نام «دارالاسلام» هستند. تهدیدِ ایران توسط آمریکا و صهیونیستها، تهدیدِ تمامِ جبهه اهل دعوت و جهاد راستین و بخصوص تهدیدِ ثباتِ افغانستان است. لذا، حمایت از دارالاسلام ایران نه یک گزینه‌ی دیپلماتیک، بلکه یک تکلیفِ شرعیِ تخلف‌ناپذیر است.

و این یعنی امت واحده در برابر کفرِ واحده و عمل به این حکم الله جل جلاله که می فرماید: قَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً ۚ (توبه/۳۶)

اگر به تاریخ نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که این کفار سکولار و حتی کفار محارب و اشغالگر دیگر، فرقی میان سُنّی و شیعه نمی‌گذارند؛ آن‌ها کلِ «اسلام» را هدف گرفته‌اند. بنابراین، حرکتِ امارت اسلامی در مسیرِ حمایت از ایران، لبیک به فرمانِ الله و فرمانِ رسول‌الله صلی الله علیه وسلم است که فرمود:

  • إنَّ المُؤْمِنَ لِلْمُؤْمِنِ كَالْبُنْيَانِ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضًا. وشَبَّكَ أصَابِعَهُ.[۱] مؤمن برای مؤمن همچون اجزای یک ساختمان است که همدیگر را محکم نگه می‌دارند
  •  المسلمونَ تتكافأُ دماؤهُم ويسعى بذمَّتِهم أدناهُم ويردُّ عليهم أقصاهُم وهم يدٌ على من سواهم.[۲] خون مسلمانان برابر است و آنان در برابر بیگانگان یک‌دستند.

این اتحاد، همان «بنیانِ مرصوص» است که هیچ قدرتی یارای مقابله با آن را نخواهد داشت. باذن الله.

وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ


[۱]  بخاری ۴۸۱- مسلم ۲۵۸۵

[۲]  ابن حجر العسقلاني، هداية الرواة ۳/۳۸۱ – أخرجه أبو داود (۴۵۳۰)، والنسائي (۴۷۳۴)، وأحمد (۹۹۳)

فتوایی پیرامون حکومت جدید سوریه؛ در ارتداد حاکمیت جولانی و قیام بر علیه آن و… (۳)

فتوایی پیرامون حکومت جدید سوریه؛ در ارتداد حاکمیت جولانی و قیام بر علیه آن و… (۳)

به قلم: الشیخ ابومحمد المقدسی ( از حامیان سابق جولانی)

 مدت‌هاست که گفته‌ایم: حل شدن قضیه سوریه احتیاج به حرکت “الشباب” از نوع سوریه‌ای آن و یا “طالبان” از نوع سوریه‌ای دارد.

و اگر قضیه به غیر از آنچه که بیان نمودیم منجر شود، بدون شک مضطرب کردن حکومت فعلی و یا اسقاط آن بدون اینکه توانایی در دست گرفتن حکومت را داشته باشند، سبب می‌شود آن طرف درگیر که از خارج پشتیبانی می‌شود حکومت را در دست گیرد و نتیجه را به نفع خود تمام کند.

و اگر انصار شریعت جماعت و تنظیمی داشتند که توانایی درگیری با حکومت جولانی و عزل او را داشته و قادر بودند امور حکومت را در دست بگیرند واجب بود که به این جهاد دعوت کنیم…

اما مادامی که انصار شریعت عاجز و ضعیف و متفرق هستند، در این صورت جولانی را مانند صدام حسین به حساب آورند، صدامی که روافض او را سنی می‌دانستند…

و در نتایج و تَبَعات سقوط صدام حسین تأمل کنید آن گاه که جماعت‌های اهل سنت آنچنان قدرتی نداشتند که زمام امور را در دست گیرند بنگرید که احوال اهل سنت در عراق به چه سرانجامی دچار گشت.

ما نمی‌گوییم که جولانی را پشتیبانی کنید و نیز شما را توصیه نمی‌کنیم که از سربازان و انصار او باشید و نمی‌گوییم که حکومت او را تقویت کنید حکومتی که از تحکیم شریعت امتناع می‌کند؛ بلکه اگر توانایی این را دارید که جایگزین فوری این حکومت شوید و شریعت خداوند را تحکیم کنید دقیقاً این همان واجب شرعی می‌باشد و اگر توانایی این را ندارید و از انجام این واجب عاجز ماندید، عکس این را نیز انجام ندهید و کار را برای سر کار آمدن حکومتی خبیث‌تر آسان نکنید و او را کمک نکنید تا بر مسند قدرت بنشیند.

 و نزد من اقتضای قواعد شریعت همین فتوایی است که بیان نمودم. والله اعلم.

فتوایی پیرامون حکومت جدید سوریه؛ در ارتداد حاکمیت جولانی و قیام بر علیه آن و… (۲)

فتوایی پیرامون حکومت جدید سوریه؛ در ارتداد حاکمیت جولانی و قیام بر علیه آن و… (۲)

به قلم: الشیخ ابومحمد المقدسی ( از حامیان سابق جولانی)

از این کلام ما (در تکفیر جولانی) لازم نمی‌آید که جولانی بدترین طاغوت حاکم در سرزمین باشد و نیز به این معنی نمی‌باشد که با رسیدنش به دمشق مصالحی برای مسلمانان محقق نشده است از جمله مصالحی مانند: شکسته شدن زندانها و بازگشت آوارگان و شکست روافض و نصیریه؛ زیرا پیش می‌آید که خداوند دینش را با انسان فاجری نصرت دهد.

و نیز از کلام ما لازم نمی‌آید که سربازانی که در صفوف ارتش است را تکفیر کنیم ارتشی که اجتماعی از فصایل مختلف می‌باشد، مگر آن سربازانی که در صدور این قوانین مشارکت داشته‌اند و یا حکومت را علیه مسلمانان یاری کرده‌اند.

به همین سبب ما توصیه می‌کنیم که سربازان حکومت یا خود حکومت هدف قرار نگیرد مگر اینکه این استهداف از جانب جماعت و یا تنظیمی باشد که شوکت و قدرتی داشته‌باشد و بتواند نتیجه جهاد را به مستحقین اصلی آن برگرداند مانند طالبان در مقابل حکومت سَیّاف و ربانی…

این تفاوتی که ما در مورد سربازان قائل هستیم و همچنین این تفصیل و تدقیق، را فقط در مورد حکومت‌ها و جماعت‌هایی قائل هستیم که این توهم را برای اتباع خود ایجاد کرده‌اند که به شریعت حکم می‌کند و یا خیال می‌کنند به تدریج شریعت را تحکیم می‌کند و یا به سبب تلبیس بعضی از مشایخ گمان می‌کنند که حکومت اسلامی است و یا ادعا می‌کنند که حکام آنها قبلاً با اشغالگران و یا مرتدین جهاد کرده‌اند و یا بعضی از حدود شرعی را اجرا می‌کنند، مانند حماس و جماعت‌های جهادی که با آنها مخالفت‌هایی داریم و یا قائل به انحراف آنها هستیم مانند هیئه و امثال آن…

 البته ما قبلاً هم قائل به این تفصیل بودیم، در زمان حیات ابن‌باز در مورد کسانی که در شغل‌ها و مناصب نظامی سعودی مشغول کار هستند، مناصبی که در آن کمکی به کفر نمی‌شود و یا در آن کمکی علیه مسلمین وجود ندارد، مانند: پلیس راهنمائی و رانندگی و یا سربازانی که حُجاج و یا سایر مردم را در حرم نظم‌دهی می‌کنند و یا سربازانی که در مرزها فقط برای جلوگیری از قاچاق مواد مخدر خدمت می‌کنند و یا با حوثی‌ها می‌جنگند…

البته این مثال‌ها به خاطر تقریب و تفهیم معنای کلی است و شاید با تغییر شرایط نیازمند تأمل بیشتر و مراجعه باشد، زیرا بعضی از قسمت‌های ارتش در مثال‌هایی که گذشت احتمال آن می‌رود که مانند دیگر شغل‌های غیر نظامی باشد که عِلّت و مَناط تکفیر انصار طواغیت در آن ظاهر نیست…

البته این سخن ما برای تجویز چنین مناصب و شغل‌هایی نیست بلکه برای جلب توجه به این امر است که تفریق و تفصیل در اتباع اینگونه حکومت‌ها و تنظیمات و جماعت‌ها می‌باشد زیرا امور مشتبه و قاطی گشته و تأویلاتی در این بین مطرح شده‌است…

و تمامی انواع کمک‌ها به حکومت‌های کفری، کفر نمی‌باشد بلکه گفته می‌شود:

– کمک‌ها و شغل‌ها و مناصبی ‌که در امور معصیت می‌باشد در اینگونه موارد، شخص مرتکب معصیت گشته

– و اگر در ظلم باشد شغلی دارای ظلم محسوب می‌شود

– و اگر در امور کفری باشد کفر محسوب می‌شود‌

– و اگر شغل و منصب غیر از موارد مذکور باشد دیگر حرجی در آن نیست

در نتیجه، شغل‌هایی را که در مورد آن پرسیدی طبق این قاعده قیاس کن.

 اما انجام عملیات‌هایی که فقط ضربه‌های کوچکی به حکومت جولانی وارد می‌کند، نظر من بر این است که در این شرایط این عمل به مصلحت دشمنان اهل سنت می‌باشد از جمله به نفع نصیریه و دروز و روافضی که هنوز آروزی این را دارند که مصیبت‌های گوناگون بر سر اهل سنت بیاید، زیرا جولانی از اهل سنت محسوب می‌شود همان‌گونه که صدام از اهل سنت محسوب می‌شد و نزد عموم مردم گمان می‌کنند که جولانی حکومت اهل سنت را به سوریه بازگردانده است، در نتیجه مضطرب کردن حکومت جولانی با عملیات‌های جزئی و نِکائی از جانب کسانی که قادر به انقلاب فوری علیه جولانی نیستند و نمی‌توانند نهایتاً امور حکومت را به دست گیرند، مخالف حکمت می‌باشد

فتوایی پیرامون حکومت جدید سوریه؛ در ارتداد حاکمیت جولانی و قیام بر علیه آن و… (۱)

فتوایی پیرامون حکومت جدید سوریه؛ در ارتداد حاکمیت جولانی و قیام بر علیه آن و… (۱)

به قلم: الشیخ ابومحمد المقدسی ( از حامیان سابق جولانی)

مُلا فتاحی و گروه چند نفره ی آن که هنوز برائت خود را از جولانی و باندش اعلام نکرده اند و هم اکنون تحت شعار مبارزه با ترروریسم به زیر پرچم آمریکا درآمده و با هر کسی که آمریکا و شرکایش چون صهیونیستها و ناتو آنها را تروریستی بنامند وارد جنگ اطلاعاتی و جاسوسی و نظامی می شوند، لازم است با این فتوای شیخ سابقشان به خود بیایند.

مُلا فتاحی هم اکنون در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها در حال انجام وظیفه است و بعد از این ارتداد امیرش سعی می کند با حمله به شیعه و ایران این ننگ و کفر آشکار را لاپوشانی کند و برای خودش اعتباری دست و پا کند؛ اما « وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ ۚ » (حج/۱۸)

با این توضیحات و بدون داخل نمودن دیدگاه خود در مورد این فتوا، اصل آنرا خدمت شما ارائه می دهیم:

متن فتوی: چگونه امکان دارد کافر نباشد کسی که از تحکیم شریعت الله امتناع می‌کند و سکولاریسم و قوانین وضعی را تحکیم نموده و همانی را انجام داده که ما آن را سبب تکفیر تمامی حکام قرارداده‌ایم؟!

آیا گذشته‌ی جهادی او مانعی از موانع تکفیر اوست؟!

رسول‌الله ﷺ یکی از اشخاصی که قبلا کاتب وحی بود را تکفیر نمود و فرمود: «او را بکشید هر چند که او را دیدید که خود را به پرده‌های کعبه آویزان کرده‌است.»

پس آیا گذشته او تأثیری در تکفیرش داشت؟!

یا اینکه برعکس، کفر او را شدیدتر از کفار قریش قرار داد، همان کفاری که رسول‌الله ﷺ در موردشان فرمود: بروید شما آزاد شدگانید.

جهاد و دعوت و صبر و استقامت در امتحان الهی و سخن گفتن در مورد توحید و زندانی شدن و همراهی مجاهدین و آزاد کردن مناطق از طواغیت و آزاد کردن زندانیان از زندان طواغیت… تمامی این موارد، مانع تکفیر نمی‌باشد؛ بلکه این موارد همگی حجتی علیه انسان است و دلیلی است بر اینکه این شخص با وجود علم و آگاهی و اصرار، مرتد گشته و به همین سبب ما هیچ اعتنایی به هیچ کس نکردیم آنگاه که سَیّاف و ربّانی و شیخ شریف را تکفیر کردیم، آنگاه که از آنان سبب و موجِب تکفیر صادر گشت.

باطل شدن تمامی اعمال هر شخصی، امری ممکن می‌باشد و خردمندان از آن ترس دارند زیرا این یعنی: کفر و خروج از دین! و همانا الله بهترین مخلوقاتش را از این سرانجام بر حذر داشته است؛ بعد از آنکه هجده پیامبر را تمجید نموده و یکی یکی آنها را ذکر نموده، در خاتمه می‌فرماید: وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ … «و اگر مرتکب شرک می‌شدند بدون شک تمامی اعمال آنها باطل می‌شد.»

همان گونه که صحابه و عموم اهل ایمان را برحذر داشت که اگر صدایشان را بر صدای رسول‌الله ﷺ بلند کنند امکان کافر شدنشان و باطل شدن اعمال شان وارد می‌باشد، پس می‌فرماید: يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَرۡفَعُوٓاْ أَصۡوَٰتَكُمۡ فَوۡقَ صَوۡتِ ٱلنَّبِيِّ وَلَا تَجۡهَرُواْ لَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ كَجَهۡرِ بَعۡضِكُمۡ لِبَعۡضٍ أَن تَحۡبَطَ أَعۡمَٰلُكُمۡ وَأَنتُمۡ لَا تَشۡعُرُونَ … «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! صدای خود را از صدای پیامبر بلندتر نکنید، و همچنان که با یکدیگر سخن می‌گوئید، با او با آواز بلند سخن نگوئید، تا نادانسته اعمالتان بی‌اجر و ضایع نشود.»

این وضعیت و حال کسی است که فقط صدایش را بر صدای پیامبر ﷺ بلند کند، خب وضعیت کسی که حکم و تشریع و قانون اساسی خود را بالاتر از حکم الله قرار دهد؟! و آن را مسلط بر حکم الله قرار دهد و آن را بر حکم رسول‌الله ترجیح دهد، چیست؟!

آیا وقتی که توحیدش را نقض و باطل نموده جهاد و مقاومتش نفعی برایش دارد؟!

ای مردم توحید را تعظیم کنید تا سخن ما را بفهمید، توحید هدف و غایتی است که هیچ جهاد و مقاوت و شجاعتی با وجود نقض آن، نفعی ندارد پس این اعمال همه فقط برای خدمت به توحید می‌باشد و این موارد ممدوح نمی‌باشد و قبول نمی‌شود و نافع حاصل نمی‌شود مگر با تحقق توحید! و به همین سبب، این اعمال از موانع تکفیر محسوب نمی‌شود و سبب عدم نقض توحید نمی‌گردد.

بنابر این، تعجب نکنید از این که ما جولانی و نیز تمام آنانی که او را در قوانین ضد شریعت یاری می‌دهند را تکفیر می‌کنیم، اصلا اینها توسط فتاوی و خطابات و نوشته‌های قدیمی‌تر خودشان که به آن پشت کردند، تکفیر می‌شوند.

و هر کس که آنها را تکفیر نکند البته آنانی که این مسئله را فهم کرده‌اند، بیم کفر و تلاعب با دین، بر او می‌رود؛ چون شریعت قائل به فرق در بین هم‌مانندها نیست در حالیکه اینها عاجزند از اینکه یک تفاوت معتبر شرعی بین جولانی و بین سایر طواغیتِ حکم ذکر کنند!

رئیس جمعیت علمای اهل سنت عراق و بیان درس مقاومت، جهاد، و ایستادگی ایران در کنار مسئله فلسطین

رئیس جمعیت علمای اهل سنت عراق و بیان درس مقاومت، جهاد، و ایستادگی ایران در کنار مسئله فلسطین

«شیخ خالد الملا» رئیس جمعیت علمای اهل سنت عراق در پیامی ویدیویی به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی گفت: بیست‌ودوم ماه بهمن، نمایانگر یک دگرگونی کیفی و استثنایی است؛ دگرگونی‌ای که حاصل آن چیزی است که ملت آزاد و سرافراز ایران با اراده‌ای استوار و ایمانی راسخ به خدای متعال رقم زد.

 این ملت تکلیف و وظیفه الهی خود را شناخت و در برابر دیکتاتور زمان، شاه، ایستاد؛ همان کسی که عامل نظام سلطه جهانی بود و ثروت‌های کشورش را در خدمت رژیم صهیونیستی به هدر می‌داد.

 وی ادامه داد: از این‌رو، یازدهم فوریه سال ۱۹۷۹ (۲۲ بهمن ۱۳۵۷) روزی بود که نه‌تنها ایران، بلکه سراسر منطقه را دگرگون ساخت و چهره آن را تغییر داد؛ روزی که از دل آن درس‌ها و عبرت‌های بزرگی چون مقاومت، جهاد، و ایستادگی در کنار مسئله فلسطین جلوه‌گر شد.

 در چنین روزی، این اراده پولادین را به ملت ایران تبریک می‌گوییم و پایداری این ملت را در طول سالیان متمادی، در برابر محاصره ظالمانه، چالش‌ها و جنگ‌هایی که بر آن تحمیل شد، ارج می‌نهیم.

ابوعبیده سخنگوی گردان‌های القسام با تبریک سالگرد ۴۷ انقلاب اسلامی ایران و اعلام همبستگی با ایران هشدار داد هرگونه حمله به تهران، حمله به امت اسلامی تلقی خواهد شد.

ابوعبیده سخنگوی گردان‌های القسام با تبریک سالگرد ۴۷ انقلاب اسلامی ایران و اعلام همبستگی با ایران هشدار داد هرگونه حمله به تهران، حمله به امت اسلامی تلقی خواهد شد.

ابوعبیده، سخنگوی گردان‌های قسام، با اعلام همبستگی با رهبری و مردم ایران تأکید کرد هرگونه حمله به جمهوری اسلامی «حمله‌ای به امت اسلامی ما» محسوب می‌شود.

او در بیانیه‌ای، هرگونه تجاوز احتمالی علیه ایران را «نقضی جنایت‌کارانه» از حاکمیت یک کشور مسلمان دانست و آنچه را تلاش برای تحمیل واقعیت‌ها با زور یا دخالت در امور داخلی ایران خواند، رد کرد.

تمجید از توانمندی‌های نظامی ایران

ابوعبیده با ابراز اطمینان به نیروهای مسلح ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت که این نیروها در جریان آنچه او «نبرد وعده صادق ۳» در ژوئن ۲۰۲۵ نامید، به «اسرائیل» درس‌هایی داده‌اند. او افزود ایران توان دفع هرگونه تجاوز را دارد و می‌تواند از حق مشروع خود برای دفاع از خود استفاده کند.

پیوند دادن فشار بر ایران با حمایت از فلسطینیان

به گفته ابوعبیده، تهدیدها و تحریم‌هایی که ایران را هدف قرار می‌دهد، نوعی تلافی‌جویی به‌دلیل حمایت تهران از مردم فلسطین و مقاومت آنان است.

او کمک‌های ایران را، در کنار آنچه حمایت «آزادگان امت» خواند، عاملی دانست که به فلسطینیان کمک کرده در نبرد «طوفان الاقصی» ایستادگی کنند و اهداف اعلامی «اسرائیل» را ناکام بگذارند.

ابوعبیده تصریح کرد که در صورت جنگ احتمالی آمریکا علیه ایران، حماس در کنار حاکمیت و مردم ایران خواهد ایستاد.

همزمان با این سخنان، علی لاریجانی دبیر شورای‌عالی امنیت ملی دارالاسلام ایران، چهارشنبه ۲۲ بهمن‌ ۱۴۰۴، در سفارت دارالاسلام ایران در دوحه قطر با جمعی از رهبران حماس از جمله خالد مشعل دیدار و گفتگو کرد.

رئیس سازمان امنیت ایران، علی لاریجانی، به حماس اطلاع داد که ایران قصد دارد به تأمین مالی، تسلیحاتی و حمایت دیپلماتیک از آن ادامه دهد و روزی «مقاومت» بدون شک پیروز خواهد شد و فلسطین را از «اشغالگران صهیونیست» آزاد خواهد کرد.

جنبش حماس نیز بیانیه‌ای در این زمینه صادر و اعلام کرد:

  •  محمد درویش، رئیس شورای رهبری حماس به همراه هیئتی از این جنبش روز چهارشنبه در دوحه، پایتخت قطر با علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران دیدار و درباره آخرین تحولات سیاسی منطقه و نیز تداوم تجاوزات صهیونیست‌ها علیه نوار غزه گفتگو کردند.
  • در این دیدار محمد درویش، وضعیت کلی میدانی و انسانی در نوار غزه را توضیح داده و به جنایات مداوم صهیونیست‌ها علیه ملت فلسطین و نقض مداوم توافق آتش بس غزه توسط رژیم اشغالگر اشاره کرد. او همچنین بر تعهد حماس به اجرای توافق آتش بس و جلوگیری از بازگشت به جنگ تاکید کرد.
  • محمد درویش در این دیدار گفت، مقاومت فلسطین به پایداری و استقامت در میدان ادامه می‌دهد، به مسئولیت‌های ملی و اخلاقی خود در قبال مردمش عمل می‌کند، به تعهدات و پیمان‌های خود برای دفاع از آنها پایبند است و با تمام قوا برای توقف تجاوز، لغو محاصره، تضمین جریان کمک‌های بشردوستانه و امدادی و کاهش رنج مردم مقاوم ما در نوار غزه تلاش می‌کند
  • در این دیدار همچنین به تشدید تجاوزات صهیونیست‌ها در قدس اشغالی و کرانه باختری در سایه سیاست‌ها و اقدامات اشغالگرانه مداوم رژیم صهیونیستی به ویژه تصویب تصمیماتی توسط کنست این رژیم با هدف الحاق بخش‌هایی از کرانه باختری که گامی خطرناک و ناقض حقوق ملی غیرقابل انکار مردم فلسطین است، پرداخته شد.
  • رئیس شورای رهبری حماس بار دیگر همبستگی این جنبش با جمهوری اسلامی ایران و رد و محکومیت هرگونه تجاوزی به خاک آن را اعلام کرد و هر تجاوزی علیه ایران یا هر کشور دیگری در منطقه را اقدامی دانست که امنیت و ثبات منطقه را بی‌ثبات می‌کند.
  • آقای لاریجانی نیز به نوبه خود رهبری حماس را در جریان آخرین تحولات مربوط به وضعیت جمهوری اسلامی و مذاکرات جاری با طرف آمریکایی قرار داد و بر حمایت بی دریغ ایران از آرمان فلسطین تاکید کرد.
  • آقای لاریجانی ضمن ستایش فداکاری‌ها، پایداری و مقاومت مردم فلسطین، بر حمایت مداوم جمهوری اسلامی ایران از مبارزه آنها در عرصه‌ها و مجامع مختلف تأکید کرد و گفت: ملت فلسطین در این مدت نمونه‌های افتخارآمیزی از پایداری و فداکاری ارائه داده‌اند که نشان‌دهنده اراده بی‌دریغ آنها برای مقابله با چالش‌ها است.

بر اساس این بیانیه، در این دیدار، علاوه بر محمد درویش، خالد مشعل، نزار عوض‌الله، حسام بدران، سامی خاطر و باسم نعیم، رهبران برجسته حماس نیز حضور داشتند.