فتوایی پیرامون حکومت جدید سوریه؛ در ارتداد حاکمیت جولانی و قیام بر علیه آن و… (۱)
به قلم: الشیخ ابومحمد المقدسی ( از حامیان سابق جولانی)
مُلا فتاحی و گروه چند نفره ی آن که هنوز برائت خود را از جولانی و باندش اعلام نکرده اند و هم اکنون تحت شعار مبارزه با ترروریسم به زیر پرچم آمریکا درآمده و با هر کسی که آمریکا و شرکایش چون صهیونیستها و ناتو آنها را تروریستی بنامند وارد جنگ اطلاعاتی و جاسوسی و نظامی می شوند، لازم است با این فتوای شیخ سابقشان به خود بیایند.
مُلا فتاحی هم اکنون در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها در حال انجام وظیفه است و بعد از این ارتداد امیرش سعی می کند با حمله به شیعه و ایران این ننگ و کفر آشکار را لاپوشانی کند و برای خودش اعتباری دست و پا کند؛ اما « وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ ۚ » (حج/۱۸)
با این توضیحات و بدون داخل نمودن دیدگاه خود در مورد این فتوا، اصل آنرا خدمت شما ارائه می دهیم:
متن فتوی: چگونه امکان دارد کافر نباشد کسی که از تحکیم شریعت الله امتناع میکند و سکولاریسم و قوانین وضعی را تحکیم نموده و همانی را انجام داده که ما آن را سبب تکفیر تمامی حکام قراردادهایم؟!
آیا گذشتهی جهادی او مانعی از موانع تکفیر اوست؟!
رسولالله ﷺ یکی از اشخاصی که قبلا کاتب وحی بود را تکفیر نمود و فرمود: «او را بکشید هر چند که او را دیدید که خود را به پردههای کعبه آویزان کردهاست.»
پس آیا گذشته او تأثیری در تکفیرش داشت؟!
یا اینکه برعکس، کفر او را شدیدتر از کفار قریش قرار داد، همان کفاری که رسولالله ﷺ در موردشان فرمود: بروید شما آزاد شدگانید.
جهاد و دعوت و صبر و استقامت در امتحان الهی و سخن گفتن در مورد توحید و زندانی شدن و همراهی مجاهدین و آزاد کردن مناطق از طواغیت و آزاد کردن زندانیان از زندان طواغیت… تمامی این موارد، مانع تکفیر نمیباشد؛ بلکه این موارد همگی حجتی علیه انسان است و دلیلی است بر اینکه این شخص با وجود علم و آگاهی و اصرار، مرتد گشته و به همین سبب ما هیچ اعتنایی به هیچ کس نکردیم آنگاه که سَیّاف و ربّانی و شیخ شریف را تکفیر کردیم، آنگاه که از آنان سبب و موجِب تکفیر صادر گشت.
باطل شدن تمامی اعمال هر شخصی، امری ممکن میباشد و خردمندان از آن ترس دارند زیرا این یعنی: کفر و خروج از دین! و همانا الله بهترین مخلوقاتش را از این سرانجام بر حذر داشته است؛ بعد از آنکه هجده پیامبر را تمجید نموده و یکی یکی آنها را ذکر نموده، در خاتمه میفرماید: وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ … «و اگر مرتکب شرک میشدند بدون شک تمامی اعمال آنها باطل میشد.»
همان گونه که صحابه و عموم اهل ایمان را برحذر داشت که اگر صدایشان را بر صدای رسولالله ﷺ بلند کنند امکان کافر شدنشان و باطل شدن اعمال شان وارد میباشد، پس میفرماید: يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَرۡفَعُوٓاْ أَصۡوَٰتَكُمۡ فَوۡقَ صَوۡتِ ٱلنَّبِيِّ وَلَا تَجۡهَرُواْ لَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ كَجَهۡرِ بَعۡضِكُمۡ لِبَعۡضٍ أَن تَحۡبَطَ أَعۡمَٰلُكُمۡ وَأَنتُمۡ لَا تَشۡعُرُونَ … «ای کسانی که ایمان آوردهاید! صدای خود را از صدای پیامبر بلندتر نکنید، و همچنان که با یکدیگر سخن میگوئید، با او با آواز بلند سخن نگوئید، تا نادانسته اعمالتان بیاجر و ضایع نشود.»
این وضعیت و حال کسی است که فقط صدایش را بر صدای پیامبر ﷺ بلند کند، خب وضعیت کسی که حکم و تشریع و قانون اساسی خود را بالاتر از حکم الله قرار دهد؟! و آن را مسلط بر حکم الله قرار دهد و آن را بر حکم رسولالله ترجیح دهد، چیست؟!
آیا وقتی که توحیدش را نقض و باطل نموده جهاد و مقاومتش نفعی برایش دارد؟!
ای مردم توحید را تعظیم کنید تا سخن ما را بفهمید، توحید هدف و غایتی است که هیچ جهاد و مقاوت و شجاعتی با وجود نقض آن، نفعی ندارد پس این اعمال همه فقط برای خدمت به توحید میباشد و این موارد ممدوح نمیباشد و قبول نمیشود و نافع حاصل نمیشود مگر با تحقق توحید! و به همین سبب، این اعمال از موانع تکفیر محسوب نمیشود و سبب عدم نقض توحید نمیگردد.
بنابر این، تعجب نکنید از این که ما جولانی و نیز تمام آنانی که او را در قوانین ضد شریعت یاری میدهند را تکفیر میکنیم، اصلا اینها توسط فتاوی و خطابات و نوشتههای قدیمیتر خودشان که به آن پشت کردند، تکفیر میشوند.
و هر کس که آنها را تکفیر نکند البته آنانی که این مسئله را فهم کردهاند، بیم کفر و تلاعب با دین، بر او میرود؛ چون شریعت قائل به فرق در بین هممانندها نیست در حالیکه اینها عاجزند از اینکه یک تفاوت معتبر شرعی بین جولانی و بین سایر طواغیتِ حکم ذکر کنند!