روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۸)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۸)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

بیایید این دلایل را که روس‌ها برای توضیح شکست‌هایشان به کار می‌برند، به یاد بیاوریم:

“… نیروها (روسی) یکدیگر را نمی‌شناختند؛ آنها در رزمایش‌های مشترک شرکت نمی‌کردند؛ آنها در طول نبرد با یکدیگر ارتباط برقرار نمی‌کردند؛ آنها نتوانستند درس‌های جنگ جهانی دوم را بیاموزند و در نبردهای خیابانی (علیرغم تجربیات گذشته) شکست خوردند.”

نویسنده مقاله عربی سپس کاستی‌های دیگر فرماندهی روسیه را فهرست می‌کند: “هیچ ستاد فرماندهی واحدی وجود نداشت (؟)”.

در این رابطه، یک چیز را می‌توان با قطعیت گفت: نیروهای روسی فقط از ژوئن تا اکتبر ۱۹۴۱، از اولین روزهای جنگ تا لحظه‌ای که سربازان آلمانی به مسکو نزدیک شدند، فاقد یک ستاد فرماندهی واحد بودند.

در این دوره، یک ستاد فرماندهی واحد مانند تاج طلایی بر سر الاغ به نظر می‌رسید. زیرا سربازان شوروی وحشت‌زده عقب‌نشینی می‌کردند، اما اکثر آنها به طور دسته جمعی تسلیم آلمانی‌ها شدند و در طول سه ماه جنگ، ۴.۵ میلیون سرباز شوروی اسیر شدند. به طور کلی، در روسیه غیرمعمول است که یک ژنرال روسی به کسی گزارش ندهد و از یک مرکز واحد دستورالعمل دریافت نکند.

در مورد ما، سپهبد A. Kvashnin به فرماندهی “گروه مشترک نیروهای فدرال در جمهوری چچن” منصوب شد. ستاد عملیات توسط سپهبد L. Shevtsov رهبری می‌شد. این حمله توسط یک گروه ویژه به رهبری وزیر دفاع روسیه، ژنرال ارتش P. Grachev، مستقر در یک پست فرماندهی راه آهن در Mozdok رهبری شد.

بهانه دیگر: “شرکت‌کنندگان در نبرد نقشه‌های دقیقی از گروزنی نداشتند.” این ممکن است به عنوان یک ضمیمه ضعیف به مجموعه دلایل کلی ارائه شده باشد. اما غیرممکن است که ژنرال‌های روسی کارت‌ها را به زیردستان خود ندهند و ماموریت‌ها و اهداف خود را به طور کامل توضیح ندهند. ژنرال‌های روسی را می‌توان به هر چیزی متهم کرد، اما نه به چنین رفتار بی‌ملاحظه‌ای هنگام برنامه‌ریزی یک عملیات بزرگ با چنین تعداد زیادی از نیروها و تجهیزات.

بهانه بعدی: “هیچ رونوشتی از ارتباطات وجود نداشت.” این گفته به ویژه با توجه به این نکته جالب است که جنگجویان چچنی هیچ رمزگذاری نداشتند. اطلاعات و دستورالعمل‌ها به صورت متن ساده منتقل می‌شدند. به هیچ وجه نمی‌توانست غیر از این باشد، زیرا هرگونه رمزگذاری، کسانی را که قبلاً هرگز در نبردی شرکت نکرده بودند و هرگز رادیو ندیده بودند، گیج می‌کرد.

رد ادعاهای دارالکفر روسیه و امنیت کامل در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

رد ادعاهای دارالکفر روسیه و امنیت کامل در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

پیام سخنگوی دارالاسلام امارت اسلامی به دارالکفر روسیه

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی محترم دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، در واکنشی قاطع به ادعاهای بی‌اساس دارالکفر روسیه مبنی بر حضور جنگ‌جویان سازمان‌های هراس‌افکن بین‌المللی در خاک افغانستان، این ادعاها را به شدت رد کرده و اطلاعات و منابع آن‌ها را کاملاً نادرست خواندند.

آقای مجاهد در گفتگو با طلوع‌نیوز تأکید کردند که “افغانستان در امنیت کامل به سر می‌برد و هیچ گروه هراس‌افکنی در این کشور حضور ندارد.” ایشان خاطرنشان ساختند که جغرافیای افغانستان تحت حاکمیت واحد و استوار دارالاسلام قرار دارد و از همین رو، هیچ گروه بیرونی قادر به انجام فعالیت‌های تخریبی در آن نیست.

سخنگوی دارالاسلام امارت اسلامی با ابراز تأسف از مطرح شدن چنین ادعاهایی از سوی منابع دارالکفر روسیه، آن‌ها را به دوران گذشته و “زمان اشغال امریکایی‌ها” مرتبط دانستند، دورانی که به گفته ایشان، این‌گونه ادعاها به طور مکرر تکرار می‌شد.

ایشان صراحتاً از دارالکفر روسیه خواستند که “واقعیت‌های موجود افغانستان را درک کرده و گزارش‌های خود را بر اساس حقایق عینی به‌روزرسانی کند.”

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که پیشتر وزارت امور خارجه دارالکفر روسیه در وب‌سایت خود ادعا کرده بود که شمار جنگ‌جویان سازمان‌های هراس‌افکنی بین‌المللی در خاک افغانستان حدود ۲۰ تا ۲۳ هزار تن برآورد می‌شود که بیش از نیمی از آن‌ها اتباع خارجی هستند.

دیکتاتوری و دغل بازی مسئولین حکومتی باند جولانی در سوریه

دیکتاتوری و دغل بازی مسئولین حکومتی باند جولانی در سوریه

ارائه دهنده: مجاهد مهاجر

آنچه می‌دانم این است که مظهر الويس مردی متعهد به دین است و برایش نوشیدن شراب حرام است.

آیا پیش از این اظهارنظر، چیزی نوشیده بود؟ (ما هیچ زندانی سیاسی نداریم)

جاسم الشامسی چه می‌کند؟

۲۱۰ زندانی عقیدتی در ادلب دارید، بخش کوچکی از آن‌ها را آزاد کرده‌اید و بقیه همه‌شان به جرم شرکت در تظاهرات علیه هیئت تحریرالشام حتی پیش از آنکه بر قدرت مسلط شوند، زندانی شده‌اند.

بلال عبدالكریم چه می‌کند؟

حتی اگر او افراطی هم باشد، این تنها یک اختلاف فکری است؛ بنابراین هرگونه بازداشت سیاسی تا زمانی که فکرش به اقدام امنیتی علیه حکومت تبدیل نشده، غیرقانونی است.

أبو هاشم التلی سه ماه است که زندانی است؛

نه ملاقات دارد، نه وکیل، و نه اتهامی علیه او اعلام شده است.

من و صدها نفر مانند من مجبور شدیم از دست شما مخفی شویم، تنها به این دلیل که علیه شما نوشتیم.

آیا می‌خواهی پیام‌های خانواده‌های زندانیان را بهت نشان دهم وقتی به آن‌ها می‌گویم «بروید به رسانه‌ها بگویید مظلومتان را»؟ می‌دانید چه پاسخی می‌دهند؟

می‌گویند: «برادر، یکی از ما را گرفتند، آیا می‌خواهی بقیه اعضای خانواده‌مان هم زندانی شوند؟»

کوچک‌ترین کودک هم می‌داند که این حرف‌ها همه مزخرف و دروغ است.

و شما صدها زندانی سیاسی دارید.

آنچه به ظاهر شرع می‌گوید، در باطن از گروه امنیتی‌تان خواسته می‌شود که همه مخالفان را بازداشت و برایشان اتهام بسازد.

أبو الجماجم، الدباغ، عبد الرحمن الإدریسی و بسیاری دیگر…

و شما این را خوب می‌دانید، اما جرات اعتراض ندارید.

خیانت جبهه بغاوت مزدوران محلی آمریکا و پاکستان، شریک جرم با دشمنان ملت

خیانت جبهه بغاوت مزدوران محلی آمریکا و پاکستان، شریک جرم با دشمنان ملت

به قلم: حافظ اسامه حقانی

بسم الله الرحمن الرحیم

«جبهه بغاوت» یا همان «گروه شر و فساد» در تازه‌ترین اظهارات خود، علناً اعلام کرده است که در کنار دارالکفر طاری پاکستان علیه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان ایستاده است.

این موضع‌گیری، بار دیگر چهره واقعی این «نمک‌حرام‌ها»، «مرتدین» و «مزدوران آمریکا» را که تنها برای رسیدن به قدرت دست به هر کاری می‌زنند، برملا ساخت. برای این گروه، حتی اگر خون ملت به جوش آید، هیچ اشکالی ندارد و کوچک‌ترین اهمیتی برای سرنوشت مردم قائل نیستند.

اگر این به اصطلاح «انسان‌ها» ذره‌ای غیرت و وجدان می‌داشتند، پاکستان را به شدت محکوم می‌کردند. ای انسان‌های کثیف! پاکستان نظام امارت را هدف قرار نداده بود، بلکه ملت مظلوم افغانستان را هدف قرار داد و خون هزاران بی‌گناه را بر زمین ریخت. شما «انسان‌های بزدل» که از سر خواهرتان نان می‌خورید، چگونه می‌توانید ادعای دفاع از مردم را داشته باشید؟ این نهایت وقاحت و بی‌شرافتی است.

خائنان هر جایی که باشند، خیانت می‌کنند. این «خودفروشان ذلیل» غیر از مزدوری، هیچ کار با عزت و شرافتمندانه‌ای بلد نیستند؛ آن‌ها مزدور به دنیا آمده‌اند و سرنوشتشان خدمت به بیگانگان است.

سردسته این مزدوران، احمد مسعود خائن است. او این میراث مزدوری و وابستگی به بیگانگان، از جمله فرانسه، را از پدرش به ارث برده و آن را برای منافع شخصی و دشمنان ملت به حراج گذاشته است. او که توانایی ایستادگی در برابر اراده ملت را ندارد، به دامان دشمنان پناه برده و خیانت  پدر و میراثش را به اوج رسانده است.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

توحش جریان سلطنت‌طلب سکولار و مرتد ایرانی در داخل و خارج از کشور

توحش جریان سلطنت‌طلب سکولار و مرتد ایرانی در داخل و خارج از کشور

به قلم: ابوبکر الخراسانی

تاریخ معاصر ما بارها شاهد چهره کریه نفاق و خشونت سکولاریستهای مرتد در سرزمینهای مختلف اسلامی بوده است؛ جریاناتی سکولار و مرتد که در پوشش‌های مختلف، از “آزادی‌خواهی” تا “وطن‌پرستی”، به ابزاری در دست دشمنان ملت ایران تبدیل شده‌اند. آنچه امروز تحت عنوان “جریان سلطنت‌طلب سکولار” یا همان “ارتداد مدرن” می‌شناسیم، ادامه‌دهنده همان خطی است که همواره به هر صدای مخالفی، با خشونت و ترور پاسخ داده است.

خبر تکان‌دهنده قتل “مرتضی صادقی” اصالتاً افغانستانی، مالک رستوران سپیده در هامبورگ، پس از آنکه مقابل فشارهای گروه‌های منتسب به جریان پهلوی ایستادگی کرد و حاضر به برافراشتن نمادهای آن‌ها نشد، پرده از عمق رویکرد دیکتاتورمآبانه این جریان سکولار و ارتدادی برمی‌دارد. اگرچه تحقیقات در خصوص ارتباط این دو حادثه در جریان است، اما نفسِ اعمال فشار، ارعاب و تهدید علیه کسب‌وکار و جان مردمی که حاضر نیستند به خواسته‌های یک اقلیتِ افراطی مرتد تن دهند، بیانگر ماهیت واقعی این جریان است. این رویداد، یادآور همان خشونتی است که در دهه ۶۰ توسط منافقین تجربه شد و امروز در قالب‌های جدید تکرار می‌شود.

این رویکرد، در داخل ایران نیز بارها به وضوح دیده شده است. در ایام اغتشاشات، شاهد بودیم که چگونه “اغتشاشگران” و “جریان نفاق داخلی”، با تحریک و حمایت خارجی، جان و مال مردم را نشانه رفتند. قتل فجیع تعداد زیادی از شهروندان بی‌گناه، حمله به مقدسات دینی، به آتش کشیدن قرآن کریم و مساجد، و تخریب اموال عمومی و خصوصی، همه و همه نمادهایی از توحش و بربریت بود که تحت لوای “آزادی بیان” و “مبارزه برای حقوق بشر” صورت گرفت. این اقدامات نه تنها هیچ نسبتی با مطالبات مشروع مردمی ندارد، بلکه صرفاً در راستای اهداف مخرب دشمنان ایران برای ایجاد هرج و مرج و تجزیه کشور است.

آنچه این جریان را خطرناک‌تر می‌سازد، پیوند آشکار برخی از سران و حامیان آن با رژیم صهیونیستی و سرویس‌های اطلاعاتی متخاصم است. وقتی ارتداد سکولار، به دنبال جلب حمایت از یک رژیم اشغالگر و نژادپرست باشد، دیگر نمی‌توان از “وطن‌پرستی” یا “دفاع از مردم ایران” سخن گفت. این هم‌پیمانی‌های شوم، تنها اهداف کفار محارب و اشغالگر خارجی را دنبال می‌کنند که نتیجه‌ای جز تضعیف استقلال و عزت ملت ایران نخواهد داشت.

در راهپیمائی های ۲۲ دی و بهمن ملت ایران ثابت کرد که هوشیارتر از آن است که فریب این بازی‌های شیطانی کفار سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی را بخورد. همانگونه که در طول چند دهه گذشته در برابر دیکتاتوری و استبداد سکولاریستی آمریکا و غرب و مرتدین سکولار داخلی ایستاده است، امروز نیز در برابر این جریان نفاق‌افکن و مرتد ‌پرور خواهد ایستاد. راه نجات و پیشرفت کشور، نه در خشونت داخلی و نه در وابستگی به بیگانگان کافر و محارب خارجی است، بلکه در همدلی، انسجام اسلامی و ایستادگی بر اصول عزتمندانه اسلام است.

اندر خیانت احمدالشرع ارباب مُلا فتاحی در سوریه

اندر خیانت احمدالشرع ارباب مُلا فتاحی در سوریه

به قلم: کیوان مریوانی

با آنکه بدون کوچکترین تردیدی بین بد و بدتر و جنگ بین مرتدین جولانی و حزب کارگران کُردستان (قسد= ی پ گ) نابودی مرتدین اوجالان را آرزومندیم با این وجود اقدامات احمد الشرع چیزی جز خیانت آشکار به اهل دعوت و جهاد سوریه و مردم و اصول عدالت اسلامی نیست. او با سرکوب مومنین اهل دعوت و جهاد، بازداشت‌های صاحبان فکر و اندیشه و فشار بر منتقدان، نشان داده است که نه به قانون شریعت الله و عدالت پایبند است و نه به حقوق اسلامی مردم اهل سنت احترام می‌گذارد.

نمونه‌های روشن این خیانت عبارتند از:

• بازداشت بیش از ۲۱۰ نفر از اهل سنت تنها به جرم اعتراض یا شرکت در تظاهرات، حتی پیش از آنکه بر قدرت کامل مسلط شود،

• محروم کردن زندانیان اهل سنت از حق ملاقات، وکیل و اعلام اتهام، مانند مورد ابوشعیب المصری که ماههاست در زندان به سر می برد و یا مورد أبو هاشم التلی که سه ماه بدون اتهام و بدون امکان ملاقات در زندان هستند،

• ایجاد ترس و فشار در میان خانواده‌ها، به گونه‌ای که حتی برای بیان شکایت جرأت ندارند.

این اقدامات نشان می‌دهد که جولانی از قدرت برای سرکوب مخالفان فکری و مشروعیت‌زدایی از منتقدان خود از میان اهل سنت استفاده می‌کند و با خیانت خود، مردم اهل سنت بی‌گناه را به خطر می‌اندازد و اعتماد عمومی را نابود می‌کند.

هر کسی که اندکی انصاف داشته باشد، می‌بیند که خیانت جولانی فراتر از اختلاف فکری یا سیاسی است و هدفش حفظ قدرت با روش‌های سرکوبگرانه و ترس‌آفرین و خدمت به پروژه های آمریکا و صهیونیستها است.

هشدار دارالاسلام افغانستان به مزدوران دارالکفر طاری آل سعود و غرب

هشدار دارالاسلام افغانستان به مزدوران دارالکفر طاری آل سعود و غرب

به قلم: فضل احمد هراتی

دارالکفر طاری عربستان سعودی بار دیگر خیانت خود را به دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان آشکار ساخت.

پس از آن‌که این رژیم با چند محموله نمادین خرما به مردم مجاهد افغانستان کمک کرد، بلافاصله از امارت اسلامی خواست زندانیان ارتش دارالکفر طاری پاکستان را آزاد کند.

اما تنها دو روز پس از این معامله سیاسی، دارالکفر طاری پاکستان خاک افغانستان را بمباران کرد و زنان و کودکان بی‌گناه را به خاک و خون کشید؛ همانند جنایات اسراییل صهیونیست در غزه.

ای مزدوران امریکا و غرب بدانید که دارالکفرهای عرب و عجم شما همه در خدمت فرعون زمان‌، شیطان بزرگ آمریکا و دونالد ترامپ هستند و منافع دنیوی شما هیچ تفاوتی با دشمنان اسلام ندارد.

دارالاسلام هشدار می‌دهد که هرگونه خیانت، هرگونه معامله پشت‌پرده و هرگونه توطئه علیه امت و خاک مسلمین، پاسخ سخت و کوبنده خواهد داشت.

رقابت در مزدوری و خیانت و جنگ زرگری امارات و عربستان در آستان صهیونیسم و آمریکا

رقابت در مزدوری و خیانت و جنگ زرگری امارات و عربستان در آستان صهیونیسم و آمریکا

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

تحولات اخیر و افشای فشارهای لابی‌گری امارات علیه عربستان در واشنگتن، پرده از حقیقتی تلخ برمی‌دارد: رقابتی حقیرانه میان دو رژیم که برای اثبات “برتری در چاکری” به درگاه صهیونیسم و آمریکا، از هیچ خیانتی فروگذار نمی‌کنند. در حالی که سرزمین وحی و قبله مسلمین باید مأمن عزت اسلام باشد، امروز به ابزاری در دست شیوخ دین‌فروش تبدیل شده است.

آنچه امروز میان ابوظبی و ریاض می‌گذرد، نه یک اختلاف سیاسی بر سر منافع ملی، بلکه مسابقه‌ای برای “مزدورِ برتر” بودن است. امارات با استفاده از اهرم‌های صهیونیستی مانند “کمیته یهودیان آمریکا” (AJC) و “رابطه مکافحه التشهیر” (ADL)، تلاش می‌کند رقیب سعودی خود را به “یهودستیزی” متهم کند. این یعنی هر دو طرف برای نزدیکی به تل‌آویو و واشینگتن، حاضرند سر یکدیگر را زیر گیوتین لابی‌های صهیونیستی ببرند. به راستی که هر دو لبه یک قیچی هستند که پیکره وحدت اسلامی را نشانه گرفته‌اند.

استفاده امارات از مرکز “المناره” در ابوظبی برای جهت‌دهی به گفتمان علیه عربستان، نشان‌دهنده عمق سقوط اخلاقی این حکام است. آن‌ها به‌جای دفاع از قدس و مظلومان غزه، بودجه‌های میلیاردی خود را صرف نهادهایی می‌کنند که وظیفه‌شان تطهیر چهره جنایتکار اسرائیل و تخریب رقبای منطقه‌ای در پیشگاه لابی‌های یهودی است. این ذلت، نتیجه مستقیم گره زدن بقای سیاسی به اراده کاخ سفید و تل‌آویو است.

در این میان، نقش “شیوخ درباری” و مفتی‌های اجاره‌ای برجسته است. کسانی که با فتواهای سفارشی، خیانت به آرمان‌های اسلام و آغوش گشودن برای “توافقات ابراهیم” را توجیه می‌کنند. این دین‌فروشان، حقیقتِ “سرزمین وحی” را قربانی مطامع سیاسی کرده و با سکوت یا تایید خود، جاده‌صاف‌کنِ نفوذ صهیونیسم در قلب دنیای اسلام شده‌اند.

هدف نهایی این کارزار رسانه‌ای و لابی‌گری، تنها تضعیف نفوذ عربستان نیست؛ بلکه عادی‌سازی خیانت و تبدیل کردن “خیانت به فلسطین” به یک ارزش و معیار برای جلب حمایت آمریکا و مهار قدرت‌های اسلامی و ایجاد درگیری داخلی میان کشورهای مسلمان است تا امنیت اسرائیل تضمین شود و همچنین استحاله فرهنگی و تغییر گفتمان دینی در شبه‌جزیره عربستان و سوق دادن آن به سمتی است که هیچ خطری برای منافع استکبار نداشته باشد.

بزرگترین جنایت این حکام، کشاندن پای لابی‌های صهیونیستی به پرونده‌های مرتبط با سرزمین وحی و قبله مسلمین است. تبدیل کردن نام “عربستان” به ابزاری برای بازی‌های سیاسی در کنگره آمریکا توسط امارات، توهین به حیثیت تمام مسلمانانی است که این سرزمین را مقدس می‌شمارند.

باید هوشیار بود که این جنگ‌های زرگری، تنها برای تقسیم غنائمِ نوکری است. نه امارات به فکر حقوق بشر و مبارزه با نژادپرستی است و نه عربستان مدافع واقعی ارزش‌های اسلامی؛ هر دو در مسیری گام برمی‌دارند که انتهای آن، نابودی عزت ملت‌های عرب و مسلمان و تثبیت سلطه آمریکا و اسرائیل بر منطقه است.

بیانیه رسمی وزارت دفاع دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان . در پیوند به جنایات وحشیانه رژیم نظامی دارالکفر طاری پاکستان علیه امت اسلامی

  بیانیه رسمی وزارت دفاع دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان . در پیوند به جنایات وحشیانه رژیم نظامی دارالکفر طاری پاکستان علیه امت اسلامی

«وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا»

 تداوم تجاوزات به حریم دارالاسلام

وزارت دفاع دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان اعلام می‌دارد که در ادامه تجاوزات سیستماتیک قبلی، رژیم نظامی پاکستان بار دیگر با زیر پا گذاشتن تمامی موازین انسانی، چندین منطقه غیرنظامی شامل یک مدرسه دینی و خانه‌های مسکونی مسلمانان را در ولایت‌های ننگرهار و پکتیکا هدف حملات هوایی قرار داد. در این جنایت هولناک، ده‌ها تن از فرزندان بی‌گناه امت اسلامی، از جمله زنان و کودکان، به فیض شهادت نائل گشته و یا مجروح شده‌اند.

وزارت دفاع ارتش اسلامی، این نقض آشکار و جنایت سازمان‌یافته علیه حاکمیت دارالاسلام افغانستان را به شدت محکوم می‌کند. این حملات نه تنها نقض صریح قوانین بین‌المللی و اصول حسن همجواری است، بلکه تقابلی آشکار با ارزش‌های اصیل اسلامی و حرمت خون مسلمانان محسوب می‌شود.

این وزارت، حفاظت از حاکمیت سرزمین وحی و تأمین امنیت آحاد امت اسلامی در قلمرو دارالاسلام را «مسئولیت قانونی» و بالاتر از آن، «واجب دینی و شرعی» خود می‌داند. ما در قبال هر قطره خون به ناحق ریخته شده مظلومان، خود را در پیشگاه خداوند متعال و امت پاسخگو می‌دانیم.

حمله به مراکز تعلیمات دینی (مدارس) و اهداف غیرنظامی، ثبوت روشنی بر شکست‌های پی‌درپی استخباراتی و امنیتی اردوی دارالکفر پاکستان است. رژیمی که در حل بحران‌های داخلی و تأمین امنیت خود ناتوان مانده، با توسل به این تجاوزهای بزدلانه سعی در پنهان کردن فروپاشی درونی خود دارد؛ اما بدانند که این جنایات هرگز ضعف‌های ساختاری آن‌ها را نخواهد پوشاند.

وزارت دفاع دارالاسلام با صراحت هشدار می‌دهد که این تعرضات بدون پاسخ نخواهد ماند. مجاهدین ارتش اسلامی در زمان و مکان مناسب، پاسخی «دندان‌شکن، حساب‌شده و پشیمان‌کننده» به متجاوزان خواهند داد.

  د امت مسلمه پر وړاندې د پاکستان د دارالکفر د نظامي رژیم د وحشیانه جنایتونو په تړاو

  د افغانستان دارالاسلام د اسلامي امارت د  د دفاع وزارت رسمي اعلامیه

  د امت مسلمه پر وړاندې د پاکستان د دارالکفر د نظامي رژیم د وحشیانه جنایتونو په تړاو

«وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا»

د دارالاسلام پر حریم د تېریو دوام

د افغانستان د اسلامي امارت د دارالاسلام دفاع وزارت اعلانوي چې د تېرو سیستماتیکو تېریو په دوام، د پاکستان نظامي رژیم یو ځل بیا ټول انساني موازین تر پښو لاندې کړي او په ننګرهار او پکتیکا ولایتونو کې یې یوه دیني مدرسه او د مسلمانانو څو ملکي کورونه تر هوايي بریدونو لاندې راوستي دي. په دې هولناک جنایت کې د امت مسلمه لسګونه بې ګناه بچیان، چې ښځې او ماشومان هم په کې شامل دي، شهیدان او ټپیان شوي دي.

۱. پرېکنده غندنه او د شرعي دریځ بیان

د اسلامي اردو دفاع وزارت، د افغانستان د دارالاسلام پر حاکمیت دا ښکاره سرغړونه او تنظیم شوی جنایت په کلکو ټکو غندي. دا بریدونه نه یوازې د نړیوالو قوانینو او د ښه ګاونډیتوب د اصولو ښکاره نقض دی، بلکې د اصیلو اسلامي ارزښتونو او د مسلمانانو د وینې د حرمت پر وړاندې یو ښکاره تقابل دی.

۲. الهي مسئولیت او د امت ساتنې ته ژمنتیا

دا وزارت د وحې د خاورې د حاکمیت ساتل او د دارالاسلام په قلمرو کې د امت مسلمه د وګړو د امنیت ټینګښت خپل «قانوني مسئولیت» او تر هغه پورته «دیني او شرعي واجب» ګڼي. موږ د مظلومانو د هرې څاڅکې ناحقه تویه شوې وینې په وړاندې خپل ځان د لوی خدای (ج) او امت ته ځواب ویونکي بولو.

۳. د دښمن د ماهیت تحلیل (د پاکستان د دارالکفر اردو)

پر دیني تعلیمي مرکزونو (مدرسو) او ملکي اهدافو بریدونه، د پاکستان د دارالکفر د اردو د پرله پسې استخباراتي او امنیتي ماتو روښانه ثبوت دی. هغه رژیم چې د خپلو کورنیو کړکېچونو په حل او د خپل امنیت په ټینګښت کې ناتوان پاتې شوی، د داسې بزدلانه تېریو په ترسره کولو سره هڅه کوي خپله داخلي پاشلتیا پټه کړي؛ خو پوه دې شي چې دا جنایتونه به هیڅکله د دوی جوړښتي کمزورۍ پټې نه کړي.

۴. وروستی خبرداری او د غچ اخیستنې وعده

د دارالاسلام دفاع وزارت په ډاګه خبرداری ورکوي چې دا تېري به بې ځوابه پاتې نشي. د اسلامي اردو مجاهدین به په مناسب وخت او ځای کې متجاوزینو ته «غاښ ماتونکی، حساب شوی او پښېمانوونکی» ځواب ورکړي.