تأکید علما شیعه دارالاسلام افغانستان بر گسترش روابط دوستانه با دارالاسلام  ایران

تأکید علما شیعه دارالاسلام افغانستان بر گسترش روابط دوستانه با دارالاسلام ایران

محمد اکبری، معاون شورای علمای شیعه افغانستان، در سخنانی به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بر اهمیت این انقلاب و تأثیر آن در تقویت اسلام سیاسی تأکید کرد. وی اظهار داشت که انقلاب اسلامی ایران با رهبری حضرت امام خمینی(ره) و تکیه بر اراده ملت مسلمان ایران، به موفقیت رسید و برخلاف جریان‌های جهانی، نه وابسته به غرب بود و نه تحت نفوذ کمونیسم شرق قرار داشت.
اکبری همچنین با اشاره به شباهت‌ها و مشترکات دینی و تمدنی میان ایران و افغانستان، خواستار گسترش روابط دوستانه، همکاری‌های برادرانه و تحکیم اتحاد میان دو کشور شد. او ابراز امیدواری کرد که این تعامل‌ها به احیای تمدن اسلامی، تقویت امت اسلامی و دفاع از اصول شریعت منجر شود.
علما شیعه دارالاسلام افغانستان:

  • بر تقویت پیوندهای برادرانه با دارلاسلام ایران تأکید دارند
  • موفقیت انقلاب اسلامی ایران را الگویی روشن برای ملت‌های مسلمان می‌دانند
  • همکاری و وحدت میان دارالاسلام‌ها را مسیر تقویت امت اسلامی و احیای شریعت می‌دانند

مقام دارالا سلام امارت اسلامی افغانستان در خط مقدم مقابله با نظام سلطه

مقام دارالا سلام امارت اسلامی افغانستان در خط مقدم مقابله با نظام سلطه

عبداللطیف نظری، معاون وزارت اقتصادی حکومت دارالاسلام افغانستان، تأکید کرد که تحولات منطقه و جهان اسلام تنها مسائل سیاسی و ژئوپولیتیک نیست، بلکه نشان‌دهنده‌ی تقابل ساختاری میان جبهه حق و جبهه باطل است.

وی با اشاره به نقش دارالاسلام ایران افزود: ایستادگی جمهوری اسلامی ایران در برابر نظام سلطه به سرکردگی آمریکا، بخشی از یک مبارزه تاریخی، تمدنی و فراتر از مرزهای جغرافیایی است.

نظری در ادامه با تبریک سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به ملت دارالاسلام ایران، روابط میان افغانستان و ایران را مبتنی بر اشتراکات عمیق تاریخی، فرهنگی و تمدنی دانست و گفت: پیوند میان دو ملت، فراتر از روابط رسمی دیپلماتیک بوده و یک پیوند طبیعی و ارگانیک است که هیچ توطئه‌ای قادر به تضعیف آن نخواهد بود.

معاون وزارت اقتصاد دارالاسلام افغانستان تصریح کرد که روابط کابل و تهران پس از استقرار امارت اسلامی به‌تدریج توسعه یافته و امروز بر پایه برادری، همسایگی نیک و احترام متقابل استوار است.

وی افزود که دارالاسلام ایران یکی از شریکان مهم تجاری افغانستان و از کریدورهای کلیدی ترانزیتی این کشور به شمار می‌رود.

از بغدادی تا جولانی، مهره‌های منهج نجدی در خدمت نقشه‌های آل‌سعود

از بغدادی تا جولانی، مهره‌های منهج نجدی در خدمت نقشه‌های آل‌سعود

به قلم: ابومحمود کندزی

در حالی که ریاض میزبان مقامات سوری (اسعد حسن الشیبانی و حسین السلامة) برای نشست «ائتلاف  ملل کفری علیه داعش» است، حقایق میدانی نشان می‌دهد که تروریسم در سوریه، نه یک پدیده خودجوش، بلکه محصول مستقیم «منهج نجدی» و دلارهای آل‌سعود است که در چهره‌هایی چون جولانی ظهور کرده است.

ابومحمد جولانی و کابینه‌اش، برخلاف ادعاهای میانه روانه، ثمره‌ی همان تفکر محمد بن عبدالوهاب نجدی هستند که در دانشگاه‌های سعودی پرورش یافته است. او نه برای اعلای کلمة الله، بلکه برای اجرای برنامه‌های امنیتی آمریکا و ناتو و ترکیه و مزدورانی چون حاکمیت بر ریاض در سوریه ظهور کرد. جولانی با تکیه بر همین منهج نجدی آلوده و التقاطی درباری آل سعود، هر گروه شریعت‌گرا و باغیرتی را که مخالف سلطه‌ی او و دستورات اربابان سعودی‌اش بود، از دم تیغ گذراند و صفوف مجاهدین راستین را متلاشی کرد.

ابومحمد جولانی در ابتدا تنها سربازی در رکاب «ابوبکر بغدادی نجدی» بود. جدایی او از بغدادی، نه یک اختلاف عقیدتی، بلکه یک «تَرفند سیاسی» برای جلب حمایت مستقیم آمریکا و ناتو و آل‌سعود بود. او برای اینکه بتواند حمایت از کفار و پول، سلاح و نیروی بیشتری از جناح‌های نجدی در عربستان جذب کند، به بغدادی پشت کرد تا خود را به عنوان مهره‌ای قابل معامله برای طاغوت زمان (آل‌سعود) معرفی کند.

جولانی با استفاده از تلبیس و تحریف مفاهیم شرعی، به نام مبارزه با تندروی، تمام گروه‌هایی را که سودای اجرای شریعت واقعی و استقلال از قدرت‌های بیگانه داشتند، هدف قرار داد. او میدان سوریه را از نیروهای مخلص پاکسازی کرد تا جاده را برای نفوذ سیاسی و امنیتی آمریکا و آل‌سعود و متحدان غربی‌اش صاف کند.

دعوت از هیئت سوری به ریاض برای مبارزه با داعش، در حالی که رژیم سعودی خود پرورش‌دهنده تفکر نجدیت درباری و حامی اصلی مزدوران نجدی‌زده‌ای چون جولانی بوده است، اوج نفاق سیاسی است. آن‌ها از یک سو با «تلبیس آیات و احادیث» جوانان را به کام مرگ و تکفیر می‌کشانند و از سوی دیگر در نشست‌های بین‌المللی، ژست مبارزه با تروریسم می‌گیرند.

چه جولانی در دمشق و چه بغدادی در ویرانه‌های داعش، هر دو خروجی‌های یک کارخانه فکری هستند: «منهج نجدی تحت فرمان آل‌سعود». نشست ریاض تنها تلاشی برای تغییر چهره‌ی این مزدوران و تثبیت جایگاه «ولی‌امر» پنداشتنِ طاغوت است؛ دین‌فروشانی که خون مسلمین را وجه‌المصالحه خدمت به آمریکا قرار داده‌اند.

دو دارالاسلام افغانستان و ایران پیوند ناگسستنی همسایگان مسلمان

دو دارالاسلام افغانستان و ایران پیوند ناگسستنی همسایگان مسلمان

ارائه دهنده: ابوهاجر خان آبادی

در مراسمی که به مناسبت چهل‌وهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران در محل سفارت این کشور در کابل برگزار شد، مقامات ارشد امارت اسلامی بر عمق روابط استراتژیک و دینی میان دو کشور تأکید کردند. این نشست تجلی اراده دو کشور برای تقویت همکاری‌ها در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی بود.

«محمد نعیم»، معاون اداری و مالی وزارت خارجه امارت اسلامی، با تبریک این روز به دولت و ملت ایران، پیروزی انقلاب اسلامی را فراتر از مرزهای جغرافیایی توصیف کرد. وی اظهار داشت:

«این مناسبت تاریخی نه تنها برای ملت ایران، بلکه برای همه ملت‌های آزادی‌خواه جهان الهام‌بخش بوده است.»

معاون وزارت خارجه امارت اسلامی با اشاره به اشتراکات بنیادین میان دو ملت، تصریح کرد که ایران و افغانستان به عنوان دو کشور همسایه و مسلمان، دارای ریشه‌های عمیق فرهنگی و انسانی هستند. وی تأکید کرد که این مشترکات، دو ملت را به شکلی ناگسستنی به هم پیوند زده است و می‌تواند الگویی موفق از همکاری منطقه‌ای و حل مسالمت‌آمیز مسائل را به جهان ارائه دهد.

بخش بزرگی از سخنان محمد نعیم به روابط تجاری اختصاص داشت. وی با اشاره به اینکه ایران یکی از بزرگترین شرکای تجاری افغانستان است، خاطرنشان کرد:

• مناسبات دوجانبه وارد مرحله تازه‌ای شده است.

• این مرحله نیازمند واقع‌گرایی، احترام متقابل و تمرکز بر منافع مشترک است.

• نگاه امارت اسلامی به آینده روابط با ایران، نگاهی کاملاً عمل‌گرایانه است.

در حوزه امنیت، مقامات امارت اسلامی بر این باورند که ثبات منطقه‌ای بدون هماهنگی میان کابل و تهران امکان‌پذیر نیست. محورهای اصلی این همکاری عبارتند از:

• درک مشترک در خصوص تأمین امنیت مرزها.

• مبارزه جدی و مشترک با مواد مخدر.

• مقابله با جرایم سازمان‌یافته در سطح منطقه.

«علیرضا بیکدلی»، سرپرست سفارت ایران در کابل، در این مراسم ضمن قدردانی از حضور مقامات امارت اسلامی، به حمایت‌های سیاسی اخیر افغانستان اشاره کرد. وی اظهار داشت که دولت و ملت افغانستان با محکومیت تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، بار دیگر مواضع برادرانه خود را اعلام کرده‌اند که این موضوع مورد تقدیر ویژه جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.

قاضی نذیر احمد حنفی رئیس سابق شورای سراسری علمای افغانستان: شـیطان بزرگ ترامپ، دشمن اصلی امت اسلامی است و باید در کنار ایران بر علیه آن ایستاد

قاضی نذیر احمد حنفی رئیس سابق شورای سراسری علمای افغانستان: شـیطان بزرگ ترامپ، دشمن اصلی امت اسلامی است و باید در کنار ایران بر علیه آن ایستاد

ارائه دهنده: فضل احمد هراتی

در نشست «افغانستان همدل ۳» که به تازگی در مشهد ایران برگزار شد، قاضی نذیر حنفی، نماینده سابق مردم هرات در پارلمان حکومت غلامان آمریکا در افغانستان و عضو و رئیس سابق شورای سراسری علمای افغانستان، با ابراز حمایت قوی از جمهوری اسلامی ایران در مبارزه و ایستادگی در برابر آمریکا با اشاره به نقش برجسته جمهوری اسلامی در مقابله با استکبار جهانی، ترامپ را به عنوان “شـیطان اصلی” در برابر امت اسلامی معرفی کرد و رهبر جمهوری اسلامی، رهبر ایران را نماد ایستادگی در برابر این دشمنان دانست که باید در کنار این استاد در برابر این دشمنان ایستاد.

وی همچنین با اشاره به ویژگی‌های خاص وضعیت کنونی در جهان اسلام گفت: امروز نه‌تنها اختلافات مذهبی یا ملیت‌ها بلکه اتحاد و همبستگی در مقابل دشـمنان است که باید مورد توجه قرار گیرد. در این راه، مرزهای سنی و شیعه، افغان و عرب، عجم و ترک هیچ تفاوتی ندارد. باید در کنار هم ایستاده و مقابل استکبار جهانی که نماینده آن ترامپ است، بایستیم.

در این زمینه فقط می توانیم این سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم را بگوئیم که : صدَقَت وهيَ كذوبٌ.[۱] به تو راست گفته، هرچند که بسیار دروغگوست.

این منهج اهل سنت و جماعت است که از مسلمانی در برابر هر کافر محار و اشغالگر خارجی باید دفاع شود هر چند گروه منافقین داخلی و مرتدین محلی خوششان نیاید.


[۱]  أخرجه الترمذي (۲۸۸۰) واللفظ له، وأحمد (۲۳۵۹۲)

در سالگرد ترور عماد مغنیه: عظمت ناو نیوجرسی و ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن (USS Abraham Lincoln )کجاست؟!

در سالگرد ترور عماد مغنیه:  عظمت ناو نیوجرسی و ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن (USS Abraham Lincoln )کجاست؟!

به قلم: ابوبکر الخراسانی

امروز ۲۳ بهمن سالگرد ترور عماد مغنیه است، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن (USS Abraham Lincoln ) هم با سرو صدای زیادی به دارالاسلام ایران نزدیک شده و مناسب است به یاد بیاوریم زمانی که ناوشکن نیوجرسی در سال ۱۹۸۳ وارد ساحل لبنان شد، جوزف ابو خلیل مزدور آمریکا و صهیونیستها نوشت:
«خدای مظلومان کجاست در برابر عظمت نیوجرسی؟»

سپس عماد مغنیه با انفجار مقر تفنگداران دریایی آمریکا و کشتن ۲۴۱ نفر از کماندوها به آن پاسخ داد و روی اجسادشان نوشت:
«خدای مظلومان اینجاست، پس عظمت نیوجرسی کجاست؟»

در آن زمان و با آن امکانات کم توسط یکی از شاخه های جبهه مقاومت اسلامی چنان بلائی سر آمریکائی ها و ناوهایشان آمد، یعنی به نظر شما ناوهای آمریکا در برابر قدرت عظیم نظامی و مردمی دارالاسلام ایران، باز هم هوس آتش بازی به سرشان زده؟!
اینها برای دارالاسلام ایران و نیروهای منطقه ای همسو با جبهه ی مقاومت یه لقم ی کوچک هستند.
دارالاسلام ایران آن زمان هم که موشک و سلاح آنچنانی نداشت، آمریکا و ناوهایش حریفش نبود.
امروز علاوه بر همان ایمان، به دستور «أعدّوا» هم عمل کرده‌ و حرفی براگفتن نیست بلکه باید گفت:
خبر آن چیزی است که در میدان می‌بینید، نه آنچه می‌شنوید.

این هم برای دوست و دشمن روش شود که، مومنین اهل دعوت و جهاد میان اهل سنت و جماعت و بخصوص مجاهدین همسو با خط القاعده شاخه ی الشیخ اسامه بن لادن (هم اکنون، الشیخ ابوحمزهالمهاجر هورامی) ، و مجاهدین همسو با خط ماموستا کریکار و همسو با حماس و جهاد اسلامی فلسطین و امارت اسلامی افغانستان و گروه‌ها و افراد مستقل در جنگ احتمالی آمریکا و صهیونیستها با دارالاسلام ایران در صف و جبهه ی ایران و مقاومت اسلامی بر علیه این کفار محارب و اشغالگر خارجی هستند.

پیام تصویری عالیقدر سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در قدر دانی از کار بزرگ ملت ایران در روز ۲۲ بهمن/دلو ۱۴۰۴ش

پیام تصویری عالیقدر سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در قدر دانی از کار بزرگ ملت ایران در روز ۲۲ بهمن/دلو ۱۴۰۴ش

عالیقدر سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران عصر امروز (پنج‌شنبه) در پیامی تلویزیونی گفت:

  • در روز ۲۲ بهمن امسال کار بزرگی انجام دادید؛ ایران را سربلند کردید، همچون همیشه با پشتیبانی از جمهوری اسلامی بر قدرت آن افزودید و دشمنانی که در اظهارات و برنامه‌ریزی‌های خود در پی تسلیم ملت ایران بودند، مأیوس شدند.
  • همگی سعی کنیم این اتصال و انسجام ملی را که بسیار با ارزش و قیمتی است حفظ کنیم.
  • از همه ملت ایران تشکر و درود فراوان خود را به یکایک حاضران در این اجتماع عظیم و میلیونی در سراسر کشور تقدیم می‌کنم.

……..

براساس گزارش ها روز گذشته در راهپیمایی ۲۲ بهمن/دلو ۱۴۰۴، حضور مردم در پایتخت ایران بین ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار تا ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر برآورد شده است. این رقم در سایر ولایات ایران به ۱۹ تا ۲۲ میلیون نفر رسید.

گفته شده که در مجموع، با احتساب حضور در راهپیمایی جشن پیروزی انقلاب در ده‌ها هزار روستا، جمعیتی بالغ بر ۲۳ تا ۲۶ میلیون نفر در این رویداد ملی شرکت کردند.

پیام رئیس قوه قضاییه و عدلیه دارالاسلام ایران در تجلیل از راهپیمایی پرشکوه و خیره‌کننده‌ مردم ایران در ۲۲ بهمن/ دلو ۱۴۰۴ش

پیام رئیس قوه قضاییه و عدلیه دارالاسلام ایران در تجلیل از راهپیمایی پرشکوه و خیره‌کننده‌ مردم ایران در ۲۲ بهمن/ دلو ۱۴۰۴ش

بسم‌الله الرحمن الرحیم

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ … وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا …

مردم ایران اسلامی بار دیگر حماسه‌ای جاویدان خلق کردند و بدون اغراق و مجامله، در ۲۲ بهمن امسال، یکی از باشکوه‌ترین و استکبارستیزترین راه‌پیمایی های ۴۷ سال اخیر را آفریدند.

به ساحت این مردمِ به تمام معنا متدیّن و انقلابی و ولایتمدار، سر تواضع و خضوع فرود می‌آوریم و به آنان صدها و هزاران بار احسنت و مرحبا می‌گوییم که شجاعانه و غیورانه از مرد و زن و پیر و جوان، امپراتوری تبلیغاتی و هراس‌آفرینی دشمن زبون را شکستند و با حضور ده‌ها میلیونی خود در یوم‌الله ۲۲ بهمن، ضمن تجدید بیعت با آرمان‌های متعالی و سترگ انقلاب اسلامی، پاسخی غراء و صریح به تهدیدات دشمنان و اذناب آنان دادند.

قدر متیقّن، این حضور شگرف و خیره‌کننده‌ مردم ایران اسلامی از هر سلیقه و گرایشی در راهپیمایی یوم‌الله ۲۲ بهمن، تکلیف و وظیفه ما مسئولان و کارگزاران را برای خدمت‌رسانی‌های بی‌منت به آنان و رفع دغدغه‌های‌شان در حوزه‌های مختلف، دوچندان و مضاعف می‌گرداند. خداوند این مردم وفادار و سلحشور را در پرتو الطاف بی‌کرانش، مؤید دارد و ما را در جهت خدمت بیش از پیش به آنان، توفیق عنایت کند.

متن کامل گفتگوی ذبیح الله مجاهد سخنگوی امارت اسلامی افغانستان با بی‌بی‌سی (دَلو ۱۴۰۴ش)

‏متن کامل گفتگوی ذبیح الله مجاهد سخنگوی امارت اسلامی افغانستان با بی‌بی‌سی (دَلو ۱۴۰۴ش)

ذبیح الله مجاهد، سخنگوی امارت اسلامی: بسم‌الله الرحمن الرحیم. نخست، به شما و به همهٔ شنوندگان و بینندگان‌تان سلام عرض می‌کنم: السلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته.

دربارهٔ موضوع اصول‌نامه باید گفت: در دوران مبارزهٔ امارت اسلامی نیز محاکم وجود داشت و برای آن‌ها اصول‌نامه‌ای مشخص تدوین شده بود. بر اساس همان اصول‌نامه که بر پایهٔ شریعت و فقه حنفی تنظیم شده بود، فیصله‌ها صادر می‌گردید. اکنون همان اصول‌نامه مورد بازبینی و تجدید نظر قرار گرفت. طبیعی است که در آن زمان شرایط متفاوت بود؛ وضعیت جنگی حاکم بود و عرصهٔ فعالیت‌ها محدود بود. اما اکنون سراسر افغانستان زیر یک چتر قرار دارد و مسائل حقوقی و محاکم در آن گسترده شده است. از همین‌رو، اصول‌نامه نیازمند نوعی به‌روزرسانی و توسعه بود که اکنون بر بنیاد شریعت و فقه حنفی به‌صورت تازه تدوین شد و این، ضرورت زمان به شمار می‌رفت.

مجری بی‌بی‌سی: در ارتباط با همین اصول‌نامهٔ جدید، پرسش‌هایی در میان مردم مطرح است. نخستین پرسش این است که تا کنون حکومت‌های مختلف افغانستان قانون اساسی داشتند که بر اساس آن، حقوق شهروندان یکسان تلقی می‌شد اما این قانون جدید برای نخستین‌بار شهروندان افغانستان را به طبقات تقسیم می‌کند. علت این امر چیست؟

ذبیح الله مجاهد: در این‌جا یک سوءتفاهم رخ داده است. به نظر می‌رسد شماری از افرادی که نسبت به این اصول‌نامه انتقاد و اعتراض کرده‌اند، با خلأ معلوماتی مواجه‌اند. آن‌ها نمی‌دانند که آیا این قانون، قانون اجرایی محاکم است یا قانون اساسی کشور. مسئله چنین نیست؛ قانون اساسی جداگانه است که دربارهٔ ساختار و تشکیلات حکومت بحث می‌کند در حالی‌که این اصول‌نامه ناظر به چارچوب صلاحیت‌های محاکم است. در شریعت، قوانین مربوط به حقوق و جزا به‌گونه‌ای تنظیم شده که سه نوع قانون وجود دارد: نخست، حدودالله که حدود آن مشخص و معین است. در این بخش همهٔ مردم در برابر قانون برابرند و هرگاه شرایط و ادلهٔ اثبات فراهم شود، مجازات به‌صورت مساوی بر همه تطبیق می‌گردد. هرکس ـ خدای ناکرده ـ مرتکب جرمی شود که حد بر او واجب گردد، حد به‌طور یکسان بر او اجرا می‌شود. نوع دوم، حقوق‌العباد است؛ یعنی جایی که شخصی بر دیگری حقی دارد. در این بخش نیز هیچ‌کس بر دیگری برتری ندارد. حتی اگر کسی بر امیر مسلمانان حقی داشته باشد و دعوا مطرح کند، محکمه مطابق اصول، فیصلهٔ خود را صادر می‌کند. این نیز در اسلام اصل دارد و شریعت برای آن حکم مشخص وضع کرده است. نوع سوم، تعزیرات است. کسانی که با مسائل قضایی و شریعت آشنایی دارند، می‌دانند که تعزیر از جملهٔ امور مفوضه است؛ یعنی صلاحیت آن به امیر مسلمانان سپرده شده و امیر می‌تواند این صلاحیت را به قاضی تفویض کند تا تعزیر را تعیین نماید. بنابراین، تعزیر از امور واگذار شده به امیر وقت است. افزون بر این، تعزیر اساساً برای تأدیب است؛ نه برای مجازات، بلکه برای جلوگیری از تکرار جرم است.

مجری بی‌بی‌سی: در همین بخش پرسشی مطرح می‌شود. مادهٔ نهم از فصل دوم این اصول‌نامه می‌گوید که تعزیر بر اساس شخصیت مجرم دارای مراتب است: ۱. تعزیر علما و افراد بلندرتبه؛ ۲. تعزیر اشراف؛ ۳. تعزیر افراد متوسط جامعه؛ ۴. و تعزیر افراد پایین‌دست جامعه. چرا چنین تفاوتی در نظر گرفته شده است؟ آیا این به معنای تقسیم جامعه به طبقات نیست؟

ذبیح الله مجاهد: اگر این قانون را ملاحظه کنید، در پایین آن حاشیه یا پاورقی وجود دارد که در آن به منابع شرعی ارجاع داده شده است؛ ارجاعات بسیار قوی و دقیق. برای نمونه، به ردالمحتار، فتاوی هندیه (عالمگیریه) و دیگر منابع معتبر فقه حنفی اشاره شده است؛ کتاب‌هایی که برای علما شناخته‌شده و معتبر اند. بر اساس استنباط همین منابع، تعزیرات در جامعه متفاوت است؛ زیرا همان‌گونه که گفتیم، تعزیر برای بازداشتن از جرم است، نه مجازات. برخی افراد تنها با یک تذکر از ارتکاب جرم بازمی‌ایستند؛ زیرا حیثیت اجتماعی و عزت نفسی بالایی دارند. اما برخی دیگر چنین نیستند. مجرمان تکراری‌اند و نیاز به تعزیر شدیدتری دارند. گاه فردی با یک احضار و یک تذکر از ارتکاب جرم دست می‌کشد اما دیگری تنها با حبس و مجازات بازداشته می‌شود. وقتی جامعه متفاوت است، طبیعی است که شیوهٔ تعزیر نیز متفاوت باشد. به نکتهٔ دیگری نیز توجه کنید: این قوانین ساختهٔ ذهن ما نیست؛ بلکه جزئیاتی است که عیناً از فقه حنفی نقل شده است. منابعی که نام بردم، همه این مطالب را به‌تفصیل بیان کرده‌اند و در آن‌ها جامعه و تعزیرات بر این اساس توضیح داده شده است.

مجری بی‌بی‌سی: بلی، من اصول‌نامه را در اختیار دارم؛ این مطالب واقعاً به زبان عربی در آن تشریح شده است. سخن شما درست است اما پرسش این است که شرایط افراد متفاوت است؛ ممکن است در میان کسانی که شما آن‌ها را در طبقهٔ پایین می‌دانید، افرادی باشند که سخن را بهتر بفهمند و قانون را دقیق‌تر رعایت کنند.

ذبیح الله مجاهد: در این صورت، چنین فردی پایین‌دست شمرده نمی‌شود و به گروه متوسط می‌پیوندد. فرد پایین‌دست کسی است که مجرم تکراری باشد؛ مثلاً چندین‌بار به جرم دزدی دستگیر شده یا بارها مرتکب اعمال ناپسند و مجرمانه شده و با وجود تذکر، باز هم بازنایستاده است. در چنین حالتی، قاضی ناگزیر است با توجه به وضعیت فرد و میزان فساد او در جامعه، وی را زندانی کند. اما اگر شخصی با جایگاه اجتماعی بالا، دارای عزت نفس و فهم باشد ـ مثلاً بزرگ قوم ـ ممکن است تنها با یک تذکر بازداشته شود. این یک تذکر برای او به همان اندازه بازدارنده است که زندان برای دیگری می‌باشد. همان‌گونه که گفتیم، تعزیر به امیر وقت و قاضی واگذار شده تا بر اساس مصلحت جامعه، شیوهٔ تأدیب را تعیین کنند. برای روشن‌شدن مطلب، مثالی می‌زنم: پدری دو پسر دارد؛ یکی تحصیل‌کرده و فهمیده است، اگر خطایی کند، با نصیحت پدر اصلاح می‌شود. اما دیگری سرکش است، بارها مواد مخدر مصرف می‌کند و با افراد ناباب نشست‌وبرخاست دارد؛ پدر برای او ناچار است برخورد سخت‌تری داشته باشد حتی تنبیه یا حبس. هر دو فرزند یکسان‌اند، اما شرایط‌شان متفاوت است و پدر بر اساس همین تفاوت، شیوهٔ تأدیب را برمی‌گزیند.

مجری بی‌بی‌سی: بسیار خوب! آیا می‌توانید به مردم اطمینان دهید که اگر این تخلفات از سوی افراد وابسته به حکومت شما هم صورت گیرد، آنان نیز مجازات خواهند شد؟ بسیاری می‌گویند که با افراد حکومتی برخورد نمی‌شود.

ذبیح الله مجاهد: نه، چنین نیست. این اصول‌نامه ساختهٔ ما نیست؛ قواعد فقهی است که امامان مذهب بیان کرده و در منابع معتبر ثبت شده است. هرکس آشنایی حداقلی با فقه داشته باشد، این سخن را درمی‌یابد. ما تنها عبارات عربی را به پشتو برگردانده‌ایم. اشراف در این‌جا تنها افراد حکومتی نیستند؛ سادات، بزرگان قوم و متنفذین را نیز در بر می‌گیرد. شهرنشینان غالباً در گروه متوسط قرار می‌گیرند. اما گروهی هم هستند که ـ خدای ناکرده ـ مجرمان تکراری، معتاد به مواد مخدر یا کسانی‌اند که از جرم بازنمی‌ایستند؛ در این موارد، افزایش تعزیر ضرورت دارد و این صلاحیت شرعی قاضی است.

مجری بی‌بی‌سی: پرسش دیگر این است که در بند هشتم مادهٔ دوم آمده: کسی که با عقاید اهل‌سنت‌والجماعت مخالفت کند، در زمرهٔ مبتدعین قرار می‌گیرد. چرا چنین شخصی مبتدع شمرده می‌شود؟

ذبیح الله مجاهد: این حکم شریعت است. کسی که در چارچوب اهل‌سنت‌والجماعت باشد اما بدعت‌هایی در دین وارد کند و چیزی را که در دین نیست ایجاد نماید، در شریعت مبتدع خوانده شده است.‌ احادیث نیز بر این امر دلالت دارند. برای جلوگیری از تفرقه و حفظ وحدت عقیدهٔ اسلامی، چنین فردی باید تأدیب شود.

مجری بی‌بی‌سی: مجاهد صاحب! در این‌جا در بارهٔ اهل تشیع نیاز به توضیح بیشتری وجود دارد. شما برای شهروندان شیعهٔ ساکن افغانستان چه توضیحی دارید؟ برای نمونه اهل تشیع فقه جعفری خاص خود را دارند؛ آیا آنان شامل این حکم می‌شوند یا نه؟

ذبیح الله مجاهد: مسئله بار دیگر به برداشت نادرست از قوانین بازمی‌گردد. متأسفانه این موضوع درست فهمیده نمی‌شود. قضیه آن‌گونه نیست که شما می‌پندارید. یعنی کسی که در چارچوب اهل‌سنت‌والجماعت باشد، اما سپس راه دیگری را برای خود برگزیند، مبتدع شمرده می‌شود. برادران اهل تشیع از ابتدا همین مذهب را داشته‌اند و نظام نیز آن‌ها را پذیرفته‌اند. به همین ترتیب، در داخل کشور پیروان آیین هندو و دیگر مذاهب نیز حضور دارند که حتی مسلمان هم نیستند، اما ما کاری به آن‌ها نداریم. دیگر مذاهب برحق اسلامی که هرچند در افغانستان حضور ندارند اما در جهان وجود دارند، مانند شافعی‌ها، حنبلی‌ها و… محترم‌اند و شامل این بند نمی‌شوند. تنها کسی مشمول این حکم است که ابتدا عقیدهٔ اهل‌سنت‌والجماعت داشته باشد، اما سپس آن را ترک کرده و راه نادرستی را انتخاب کند. چنین شخصی مبتدع خوانده می‌شود و برای او مجازات در نظر گرفته می‌شود.

مجری بی‌بی‌سی: سخن پایانی؛ در بارهٔ زنان نیز نگرانی‌های فراوانی وجود دارد. طبیعی است که این اصول‌نامه واکنش‌هایی برانگیخته و از سوی نهادهای حقوق بشری, فعالان مدنی و جامعهٔ جهانی مورد انتقاد قرار گرفته و گفته می‌شود که در آن به حقوق مردم احترام نشده است. در میان زنان نیز این قانون نگرانی‌هایی ایجاد کرده است؛ برای مثال، اگر زنی در خانهٔ پدرش بماند، طبق این قانون جدید مجازات می‌شود، در حالی‌که پیش از این چنین امری جرم تلقی نمی‌شد. پاسخ شما به این نگرانی‌ها چیست؟

ذبیح الله مجاهد: این موضوع نیز به بخش تعزیرات بازمی‌گردد. زنی که شوهر دارد، نه طلاق گرفته و نه به حکم محکمه از شوهر جدا شده، اما به حقوق شوهرش رسیدگی نمی‌کند؛ این در واقع به معنای تضییع حقوق دیگری است و باید مورد پرسش قرار گیرد. در غیر این صورت، خانواده‌ها از هم فرو می‌پاشند؛ چراکه زن بدون دلیل موجه، شوهر و فرزندانش را ترک کرده و به خانهٔ پدر می‌رود. این کار جرمی است که نظم زندگی را مختل می‌کند. شما می‌دانید که در جامعه، خانواده نقش اساسی دارد؛ اگر زن خودسرانه خانه را ترک کند و همهٔ وظایف و مسئولیت‌ها را رها سازد، بنیان خانواده از هم می‌پاشد. اگر ادامهٔ زندگی برای او ممکن نباشد، راه‌های شرعی وجود دارد و باید همان‌ها را طی کند؛ یا مصالحه کند، یا طلاق بگیرد و سپس مسیر زندگی خود را انتخاب نماید. اما اگر هیچ‌یک از این راه‌ها را طی نکند و در عین حال همهٔ وظایف را ترک کرده و حقوق دیگران را تضییع نماید، قابل پیگرد است.

مجری بی‌بی‌سی: اگر فرضاً انتقادها در همین زمینه افزایش یابد یا در عمل با مشکلاتی روبه‌رو شود، آیا در اصول‌نامه تغییر ایجاد خواهید کرد یا نه؟

ذبیح الله مجاهد: این اصول‌نامه، اصول‌نامهٔ شریعت است. از مردم با احترام می‌خواهیم اگر اعتراضی دارند، نخست شریعت را مطالعه کنند؛ دست‌کم همین مسائل را یک‌بار در منابع شرعی بررسی نمایند. امروز دنیای آنلاین در دسترس است و این مباحث به هر زبانی به‌صورت آنلاین یافت می‌شود یا لااقل هرکس نگرانی دارد، به مسجد برود و از عالم دینی خود در همین زمینه پرسش کند.

مجری بی‌بی‌سی: اما وزارت عدلیه به‌تازگی گفته است که کسی حق انتقاد از این مسائل را ندارد و با منتقدان برخورد می‌شود؛ در این صورت مردم چگونه جرئت خواهند کرد؟

ذبیح الله مجاهد: منظور من این بود که هرکس برای آگاهی شخصی خود، از این راه‌ها استفاده کند. اما در محافل عمومی نباید به شریعت اعتراض شود. کسی که به عقیده، مذهب، فقه حنفی و شریعت باور دارد، اگر به اصول آن اعتراض کند، در حقیقت مسلمانی او زیر سؤال می‌رود. چگونه ممکن است کسی مسلمان باشد و به باورها و معتقدات خود انتقاد کند؟ این‌گونه انتقادها از سر جهل نسبت به باورها و امامان مذهب و مجتهدان پیشین صورت می‌گیرد و خود به جرمی دیگر تبدیل می‌شود. بنابراین، اعتراض نکنند، بلکه خود را آگاه سازند؛ آگاه‌شدن جرم نیست. به مساجد بروند، از علما بپرسند، به‌صورت آنلاین مطالعه کنند و به کتاب‌ها مراجعه نمایند. کتاب‌هایی که در این‌جا ذکر شده، همان‌ها را بیابند و بررسی کنند که آیا جزئیات شریعت به همین شکل بیان شده است یا نه. امارت اسلامی در این قانون هیچ‌چیز از خود نیفزوده است؛ همهٔ آنچه آمده، در فقه حنفی روایت شده و قرن‌ها بر اساس همین اصول حکومت‌داری صورت گرفته است. کتاب شرح مجلة الأحکام از آثاری است که در حکومت‌ها و قوانین اسلامی نقش برجسته‌ای داشته است. احکام و قوانین امام ابویوسف ـ که در دوران هارون‌الرشید منصب قضا را بر عهده داشت ـ به‌صورت ماده‌وار و جزئی تدوین شده و همگی بر اساس مذهب تنظیم گردیده‌اند.

مجری بی‌بی‌سی: مجاهد صاحب! برخی نگران‌اند که شما سخن دیگران را نمی‌پذیرید و تنها نظر خود را معتبر می‌دانید. برای نمونه، علمای کشورهای مختلف نزد شما می‌آیند، اما به سخنان‌شان گوش داده نمی‌شود. آیا در این زمینه آماده‌اید دیدگاه‌ها و حتی اعتراض‌های علمای دینی را بشنوید؟

ذبیح الله مجاهد: اگر کسی انتقادی داشته باشد و برای بحث علمی رو‌در‌رو نزد ما بیاید، قطعاً آماده‌ایم. اگر کسی نگرانی داشته باشد، برای ارائهٔ توضیح و تبیین، کاملاً آماده‌ایم. این‌که گفته می‌شود ما انتقاد یا سخن دیگران را نمی‌پذیریم، به این دلیل است که نمی‌خواهیم دین خود را از زبان دیگران بیاموزیم؛ ما خود دین، عقیده و علمای خود را داریم. برای همین دین جان داده‌ایم و قرن‌ها بر آن پایدار مانده‌ایم. چرا دیگران باید دین را به ما بیاموزند؟ ما خود باید دین را به مردم بیاموزیم. با این حال، اگر کسی نگرانی داشته باشد و بخواهد دربارهٔ اصول و قوانین ما آگاه شود، قطعاً می‌توانیم توضیح و تشریح ارائه دهیم. همین گفت‌وگویی که اکنون با شما دارم، بخشی از روند روشنگری است.

مجری بی‌بی‌سی: بسیار سپاسگزارم، مجاهد صاحب.

پایان

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۵)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۵)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

درباره استراتژی روسیه در دو جنگ چچن

بخش ۱

علاوه بر این، ۲۶ نوامبر ۲۲ سال از اولین حمله تانک‌ها به گروزنی (جوخار) توسط لشکرهای تامان و کانتمیروفسکایا ارتش روسیه می‌گذرد. ​​شکست این حمله با یک جنگ تمام عیار و حمله دیگری به پایتخت چچن همراه بود.

در طول ۲۲ سال گذشته، ترول‌های روسی اینترنت را با دروغ‌ها و داستان‌های ساختگی در مورد جنگ پر کرده‌اند. ما در تلاش برای پایبندی به حقیقت، در مورد آن روزها برای شما خواهیم گفت.

با توصیف و تحلیل اولین جنگ روسیه و چچن شروع خواهیم کرد.

اگرچه عنوان مقاله عربی به اولین «جنگ چچن» اشاره دارد، اما فقط وقایع مرتبط با حمله به گروزنی را که در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۴ آغاز شد، شرح می‌دهد.

این توصیف سطحی، یک‌جانبه و ناقص است. نویسنده این مقاله حتی به سه عملیات نظامی بسیار مهم انجام شده توسط مجاهدین چچن در طول جنگ اول چچن اشاره مختصری نکرده است. هر یک از این عملیات‌ها منحصر به فرد بودند و در آن زمان به موضوع اصلی تمام رسانه‌های جهانی تبدیل شدند.

این عملیات‌ها ضربات دردناکی به اعتبار ارتش روسیه و به ویژه به اعتبار واحدهای نیروهای ویژه روسی مانند آلفا، تفنگداران دریایی، کلاه مارون و دیگران وارد کردند. منظور ما حمله جسورانه ۲۰۰ مجاهد به رهبری شامل باسایف (رحیم‌الله) به عمق خطوط دشمن در بودیونوفسک (ژوئن ۱۹۹۵) است.

سپس حمله سلمان رادویف به کیزلیار و نبرد چهار روزه در روستای پروومایسکایا در داغستان (ژانویه ۱۹۹۶) از راه رسید.

در نهایت، عملیات جهاد، که در اوت ۱۹۹۶ انجام شد. سپس ۸۵۰ مجاهد چچنی وارد گروزنی شدند و توانستند ارتش ۱۵۰۰۰ نفری روسیه را در داخل شهر فلج کنند.

رهبری روسیه که خود را در موقعیتی خطیر می‌دید، مجبور شد وارد مذاکرات صلح شود و توافقنامه‌ای موسوم به خاساویورت را امضا کند که روسیه را ملزم می‌کرد تا ژانویه ۱۹۹۷ تمام نیروهای خود را از چچن خارج کند.

نویسنده مقاله عربی نه تنها به این وقایع مهم جنگ اول چچن که ارتش روسیه را در وضعیت نامطلوبی قرار می‌داد، نمی‌پردازد، بلکه خائنین به مردم چچن را «چچنی‌های دوست» نیز می‌نامد.

در مورد مجاهدین، آنها در بهترین حالت «شورشی» و در چندین جا «تروریست» نامیده می‌شوند. بنابراین، نقاب «بی‌طرفی و بی‌طرفی» نویسنده کنار می‌رود.

علاوه بر این، اگر کسی ادعای بی‌طرفی و بی‌طرفی می‌کرد، این جنگ را «روسیه-چچن» می‌نامید، نه «چچن». فقط کسانی که آن را از اردوگاه روسیه، از منظر تبلیغات روسیه، می‌دیدند، آن را «جنگ چچن» می‌نامیدند. اما از آنجایی که نویسنده این مقاله تنها حمله به گروزنی در سال‌های ۱۹۹۴-۱۹۹۵ را از کل جنگ اول روسیه و چچن بررسی می‌کند، ما نیز خود را به این وقایع محدود خواهیم کرد.