دسیسه «تفرقهافکنی» بین شیعه و سنی و جنگ نرم دشمنان در دارالاسلام افغانستان
به قلم: محمد اسامه
از زمانی که امارت اسلامی افغانستان به صورت رسمی و در جریان جنگ رمضان ۱۴۰۴ش اعلام کرد که در کنار دارالاسلام ایران بر علیه کفار محارب اشغالگر آمریکائی – صهیونی قرار می گیرد و در صورت ورود زمینی این کفار به خاک ایران در کنار مجاهدین ایرانی بر علیه این کفار اشغالگر خواهند جنگید دسیسه های مختلفی جهت ضربه زدن به این اتحاد مسلمین از سوی دشمنان شروع شده است.
از یکطرف از کانال حکومت غلامان نظامی بر پاکستان هر چند وقت یکبار جنایتی جدید در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به وجود می آورد و از سوی دیگر با جمع کردن غلامان اهل بغی افغانی که ۲۰ سال مزدوری آمریکا را کرده اند سعی دارند فشار بیشتری به امارت اسلامی بیاورند و آخرین حربه ی آنها نیز تلاش رسانههای غربی و آمریکایی برای القای وجود شکاف مذهبی در دارالاسلام افغانستان، به عنوان بخشی از یک پروژه کلان جنگ نرم و روانی است که هدف آن ایجاد ناامنی، هرجومرج مذهبی و دامن زدن به اختلافات فقهی میان امت واحده اسلامی است. دشمنان اسلام که همواره از راهبرد «تفرقه بینداز و حکومت کن» در منطقه بهره بردهاند، اکنون با ایجاد غوغای رسانهای قصد دارند وحدت برادران مسلمان را مخدوش کنند، اما در برابر حکومت مبتنی بر شریعت غراء، سخت در اشتباهند.
امارت اسلامی افغانستان با درک مسئولیت شرعی خود، امنیت مراسمهای مذهبی از جمله مراسم عاشورا را به طور کامل بر عهده گرفته است. اگر گاهی حادثهای رخ داده، قطعاً کار عناصر خودسر و فتنهانگیزی بوده که با هدف تضعیف حکومت و ایجاد تفرقه، از خطوط قرمز عبور کردهاند و این مسئله هیچ ارتباطی به اصل مراسم یا جامعه شیعیان ندارد. این اقدامات محدود، نه نشانهی شکاف مذهبی، که نشانهی تلاش شکستخوردهی بدخواهان برای برهم زدن ثبات یکپارچه «دارالاسلام» است.
اسلام عزیز همواره بر اخوت تأکید ورزیده است؛ آنجا که خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ (مؤمنان با هم برادرند).
از منظر امام اعظم، ابوحنیفه رحمةالله علیه که پیشوای فقهی بخش بزرگی از امت اسلامی و مردم افغانستان است، پایبندی به اصول اخوت اسلامی و احترام به حرمت جان و مال مؤمنان، یکی از واجبات اساسی است. در نظام حکومتی مبتنی بر فقه حنفی امارت اسلامی افغانستان، «وحدت» یک شعار نیست، بلکه یک تکلیف شرعی است. حنفیمذهبان با تأسی از این امام بزرگوار، هیچگاه فریب فتنهانگیزیهای آمریکایی، انگلیسی و صهیونیستی را نمیخورند.
دشمنان بدانند که دارالاسلام افغانستان با تکیه بر شریعتِ الله تعالی، به خوبی ماهیت این توطئهها را شناخته است. امارت اسلامی با تحکیم پیوندهای اخوت میان مذاهب اسلامی، تمامی نقشههای تفرقهافکنانه را نقش بر آب کرده است. وحدت و همدلی برادران مسلمان در افغانستان، خار چشم آنانی است که ناامنی منطقه را مایه بقای خود میدانند. این وحدت، سدی پولادین است که رسانههای غرب را در ناامیدی کامل فرو برده و برادری میان امت اسلامی را بیش از هر زمان دیگری مستحکم ساخته است.
امارت اسلامی افغانستان با مشارکت در مراسم بدرقه و به خاک سپاری رهبر فقید انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران عالیقدر سید علی خامنه ای رحمه الله بار دیگر ضربه ی محکمتری بر جبهه ی کفار محارب آمریکائی – صهیونی و غلامان داخلی آنها زد و ثابت کرد که وحدت برای دو دارالاسلام یک استراتژی ایمانی است نه تاکتیکی گذرا.
ماموستا عبدالرحمن فتاحی مهابادی ربطی به سلفیت و حتی اسلام ندارد
به قلم: عبدالرحمن الکوردی
اینکه اعضای این کانال بنیان جهاد سعی دارند کسی چون ماموستا عبدالرحمن فتاحی مهابادی را به سلفیت بچسبانند نوعی بی انصافی است این شخص که به زیر پرچم آمریکا درآمده و سرباز آمریکا و تحالف آمریکائی و سرباز جولانی مرتد شده است چه ربطی به سلفیت یا چه ربطی به اسلام دارد؟
دقت کنید که شیخ محمد بن عبدالوهاب و تمام سلفی ها که شما آنها را نجدی می نامید در مورد نواقض اسلام و ناقض هشتم چه گفته اند: پشتیبانی ﮐـﺮدن از ﻣﺸﺮﮐﺎن و یاری ﮐﺮدن آﻧﺎن در برابر مسلمین.
یعنی اگر با دیدگاه شما بیائیم و مشرکین را سکولاریستهای کافر بنامیم و به همین مورد محدود کنیم باز ماموستا عبدالرحمن فتاحی مهابادی دچار ناقض هشتم شده است چون هم جولانی مرتدی سکولار است و هم جولانی با آمریکا به بهانه ی مبارزه با تروریسم بر علیه مسلمین یکی شده است و این مشرکین را بر علیه مسلمین یاری می دهد و جولانی و ماموستا فتاحی آشکارا دچار ناقض هشتم شده اند و ربطی به اسلام ندارند.
کمی فکر کنید که هم اکنون جولانی که با آمریکا و اعضای تحالف آمریکائی هم سنگر شده است بر علیه چه کسانی می جنگند؟
بر علیه مرتدین قسد و پ.ک.ک؟ نه، اینها شرکای حکومتی آنها هستند
بر علیه کفار دروزی که در واقع السویداء را به اسرائیل ملحق کرده اند؟ نه، اینها هم شرکای حکومتی جولانی هستند
بر علیه مرتدین ارتش آزاد و شبیحه های نظام سابق؟ قطعاً خیر، اینها هم بخشی از همین نظام سکولار جولانی شده اند.
بر علیه اشغالگران اسرائیلی که بخشهائی از درعا و قنیطره و کل جولان را در سوریه اشغال کرده اند؟ باز خیر، چون صهیونیستها بخشی از این تحالفی هستند که جولانی هم یکی از آنهاست.
پس جولانی و گروهش از جمله ماموستا فتاحی در کنار آمریکائی ها و اعضای تحالف آمریکائی بر علیه چه کسانی می جنگند؟
بر علیه هر فرد یا گروه و جماعتی که آمریکا و متحدینش آنها را تروریست و تروریستی می نامند مثل:
حماس و جهاد اسلامی و سایر گروههای فلسطینی که بر علیه اسرائیل می جنگند و جولانی ابتدا آنها را زندانی کرد و بعد به خاطر فشار افکار عمومی آنها را نکشت بلکه از سوریه بیرونشان کرد، هر چند کسی چون ابوعبدالرحمن الغزی به خاطر جمع آوری کمک مالی برای اهل غزه در زمان کشتار اهل غزه توسط اسرائیل، هنوز در زندان جولانی است.
بر علیه القاعده و پس مانده های حراس الدین می جنگند که اخیراً الشیخ سامی العریدی را از این جماعت ترور کردند
بر علیه تنظیم الدولة الاسلامیة می جنگند و زنان و خانواده های اسیر شده ی آنها را که سالها در زندانهای آمریکا و قسد مرتد بودند تحویل حکومتهای کافری می دهند که از آنجا هجرت کرده اند که تحویل این خواهران و فرزندانشان به حکومتهای کافر استرالیا و آذربایجان در مدت قبل اتفاق افتاد.
بر علیه حزب التحریر و در کل، بر علیه هر کسی و گروهی که آمریکا و اعضای تحالف آمریکائی آنها را تروریستی می نامد.
خوب نگاه کنید، تمام این افراد و گروهها همگی مسلمان هستند که جولانی و از جمله ماموستا فتاحی با آمریکا هم سنگر شده اند و آمریکا و متحدینش را بر علیه این مسلمین یاری می دهند. این بر اساس منهج سلفیتی که دنیا می شناسد ارتداد آشکار و انجام ناقض هشتم از نواقض اسلام توسط ماموستا فتاحی است.
اجازه دهید اضافه کنیم و به فتاحی بگوئیم : کاک عبدالرحمن، تو که در ظاهر سنگ علمای سلفیت و بخصوص الشیخ محمد بن عبدالوهاب را به سینه میزنی و نام ابنباز و ابنعثیمین را بر زبان میآوری، آیا لحظهای در خلوت خود به محتوای فتاوای آنان اندیشیدهای؟ فرق تو با جریانی که شبکه ی ماهوراه ای کلمه راه انداخته است چه هست؟ تو با ترویج سکولاریسم و عادی سازی اشغالگری و هم سنگر شدن با کفار مشرک بر علیه مسلمین در دامی افتادهای که همان علما، آن را «کفر بواح» و خروج از دایره اسلام دانسته و حکم آن را صریحاً صادر کردهاند.
تو هم اکنون یکی از سربازان حکومت سکولار جولانی هستی، اما نگاه کن شیخ عبدالعزیز بن باز رحمهالله در فتاوای متعددی تصریح کرده است: «کسی که معتقد باشد قوانینِ بشری بر شریعت برتری دارند یا سکولاریسم (جدایی دین از سیاست) را تأیید کند، او کافر است.» (مجموع فتاوی ابنباز، ج ۱). ای فتاحی، وقتی تو از سکولاریسم برای اداره کشورها دفاع میکنی، عملاً از دیدگاه مرجع خودت (ابنباز)، به نفی حاکمیتِ الهی پرداختهای. قرآن کریم میفرماید: وَمَن لَّمْ یَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ (مائده/ ۴۴) بنابراین آیه و شرح علمای نجد، کسی که شریعت را از حاکمیت کنار میزند، مرتکب «کفر اکبر» شده است.
شیخ محمد بن صالح العثیمین رحمهالله در تبیین «نواقض اسلام» میگوید: “هر کس قانونی غیر از قوانین الهی را برای اداره امت تشریع کند، یا بر آن راضی باشد، شریک در کفر حاکمان طاغوت است.” حال تو پاسخ بده؛ با کدام برهان شرعی، تو که مدعی پیروی از این بزرگان سلفیت هستی، برای ایران، نسخه سکولاریستی میپیچی؟
تو با پیوند زدن سرنوشت مسلمین به دستان کفار سکولار و حمایت از شبکههایی چون کلمه که در پی تضعیف اهل دعوت و جهاد و حاکمیت شریعت و مروج حاکمیت مرتدین سکولار و بخصوص پهلوی مرتد هستند، دقیقاً در مسیری گام برمیداری که فتاوای همین علمای مورد ادعایت، تو را «مرتد» و «خارج از اسلام» میخواند.
همگی بدانیم که توحید شاخه های مختلفی دارد و «توحید در حاکمیت»، رکن اصلی اعتقاد سلفی است و فتاحی با تبلیغ سکولاریسم، تیشه به ریشه همان توحیدی زده است که زمانی ادعای دفاع از آن را داشت. فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِیبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ (نور/ ۶۳)
واکنش شرعی یک مومن مسلمان نسبت به نابودی اعضای احزاب سکولار و مرتد کُردستان
به قلم: ابوسلیمان هورامی
اصلاً نیازی به توضیح نیست که تاریخ شروع احزاب سکولار و مرتد در کُردستان ایران با خیانت به دین و مردم و مزدور برای دشمنان کافر اصلی یا مرتد خارجی شروع شده است.
قاضی محمد به عنوان بنیانگذار حزب سکولار و ارتدادی دمکرات کُردستان به پیشنهاد استالین خونخوار کمونیست رهبر شوروی سابق و از کانال باقراف به جماعت اسلامی جماعت ژ-ک خیانت کرد و این حزب سکولار دمکرات را درست کرد و با فرستادن عده ای از جوانان به باکو تحت حاکمیت کمونیستها مروج این عقیده ی پلید در میان جوانان ما هم شد، اما در نهایت دیدیم که در عوض یک چاه نفت به حکومت سکولار رضا پهلوی واگذار شد و چون پایگاه مردمی هم نداشت و مردم مسلمان کُرد بر علیه او بودند به دارآویخته شد.
ادامه دهندگان راه او چون قاسملو و عبدالله حسن زاده و مصطفی هجری و خالد عزیزی در حزب دمکرات و سایر منشقات کفری از این دین گندیده ی سکولاریستی که قاضی محمد بنیانگذار آن در میان کُردهای مسلمان بود نیز همگی یا نوکر صدام حسین بودند یا هم اکنون نوکر آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها شده اند، چه در عراق چه سوریه و چه در ترکیه که حضوری دارند.
نابودی این مرتدین توسط زلزله یا صاعقه یا هر بلای دیگری که الله برایشان می فرستد از قبیل سل و ایدز یا لگد یک الاغ یا هر چیز دیگری باعث خوشحالی ماست چه رسد به اینکه این کفار توسط مسلمین کشته شوند که الله تعالی در موردش فرموده است: قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ (توبه/۱۴) (اي مؤمنان) با آن ( كافران سکولار=مشرک) بجنگيد تـا الله آنان را بـا دست شما عذاب كند و خوارشـان دارد و شـما را بـر ايشـان پيروز گرداند و (با فتح و پيروزي مؤمنان بر كافران) سينههاي اهل ايمان را شفا بخشد (و بر دلهـاي زخمي ايشان مرهم نهد و درد ديـرينۀ اذيّت و آزار كفار سکولار را از درون آنان پاک کند).
آیا جنایتهای این کفار سکولار در سراسر دنیا در حق مومنین را ندیده ایم؟ آیا درد و رنجهائی که این مرتدین سکولار داخلی به مومنین چشانده اند را ندیده ایم و نمی بینیم؟ پس با کشته شدن هر یک از این کفار سکولار دل ما شفا پیدا می کند.
یعنی امروز که ۶ مرتد از حزب سکولار و مرتد دمکرات در روستای موسلان سردشت یا چند مرتد از حزب کارگران اوجالان خائن در اطراف پیرانشهر به درک رفتند باعث شفای سینه ی ما شد. اینها با تابلوئی قلابی (خوری هیوا) دو عملیات ترور را در اطراف بانه و در شهر پاوه با پرچمی دروغین انجام دادند که خیال کردند آدرس اشتباهی داده اند و موفق به گمراه کردن دیگران شده اند و به ترامپ و نتانیابو هم پیامی دادند که هنوز جاشها و خائنین خوبی برایشان هستند اما واقعیت میدان تمام خیال پردازی های آنها را برباد داد.
بیائید بر اساس عقیده ی اسلامی و مذهب فقهی خودمان به این مرتدین سکولار نگاه کنیم و اجازه ندهیم با شعارهای قومیتی و اقتصادی و… جوانان ما را در راه کفر سکولاریسم خرج کنند.
در پایان باید دوباره بگوئیم که ما از هر بلائی که الله برای این مرتدین از هر طریقی که بفرستد خوشحالیم و از پاک شدن این سرطانها و لکه های چرکین از خانواده و جامعه و تاریخ خود استقبال می کنیم.
د دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان د ریاست الوزرا اقتصادي مرستیال او د بهرنیو چارو وزیر د عالیقدر سید علي خامنهای په جنازه کې ګډون کوي
د بهرنیو چارو وزارت د اطلاعاتو او نشراتو رئیس حافظ ضیاء احمد تکل د وینا له مخې، ملا عبدالغني برادر آخوند (د ریاست الوزرا اقتصادي مرستیال) او مولوي امیرخان متقي (د بهرنیو چارو وزیر) به د یوه پلاوي په ملتیا د دارالاسلام ایران د پخواني رهبر شهید سید علي خامنهای په جنازه کې ګډون وکړي.
د ایران د پخواني رهبر جنازه د سرطان له ۱۳مې تر ۱۶مې نېټې پورې په تهران او قم ښارونو کې ترسره کېږي.
معاون اقتصادی ریاستالوزرا و وزیر امور خارجه دارالاسلام افغانستان در مراسم جنازه عالیقدر سید علی خامنهای شرکت میکنند
امیرخان متقی، وزیر خارجه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان که به منظور شرکت در مراسم وداع با پیکر رهبردارالاسلام ایران به تهران سفر کرده بود، امروز پنجشنبه با سید عباس عراقچی، وزیر خارجه دارالاسلام ایران دیدار و رایزنی کرد.
به گفتهٔ حافظ ضیاء احمد تکل، رییس اطلاعات و نشرات وزارت امور خارجه، ملا عبدالغنی برادر آخوند (معاون اقتصادی ریاستالوزرا) و مولوی امیرخان متقی (وزیر امور خارجه) به همراه هیأتی در مراسم تشییع شهید سيد علی خامنهای، رهبر پیشین دارالاسلام ایران، شرکت خواهند کرد.
مراسم تشییع رهبر پیشین ایران از تاریخ ۱۳ تا ۱۶ سرطان در شهرهای تهران و قم برگزار میشود.
در این مراسم، معاون ریاستالوزرا (ملا عبدالغنی برادر آخوند) و وزیر امور خارجه (مولوی امیرخان متقی) دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان حضور خواهند یافت.
پیامی از سربازان امارت اسلامی افغانستان به مُلا فتاحی کُردی از تاجران جهاد و مبلغان حاکمیت دین سکولاریسم در برابر دارالاسلام و حاکمیت شریعت
به قلم: ابومحمود کندزی
بر کسی پوشیده نیست که جهاد مردم افغانستان بر علیه کفار اشغالگر شوروی و کفار اشغالگر ناتو به رهبری آمریکا و بریتانیا با شعار «یا شریعت یا شهادت» شروع شد و به سرانجام رسید، اما هم اکنون یک جریان فاسد با نام اسلام در حال حمله این دژ تسخیر ناپذیر از سه کانال اما در یک جبهه ی واحد با رهبریتی واحد تحت فرمان آمریکا و مزدورانش است:
گروه فکری که به صورت مختصر می توانیم بگوئیم در شبکه ماهوراه ای کلمه خلاصه شده است که در آن هم امثال ترشابی و کیانی و خدمتی هستند هم امثال مُلا فتاحی کُردی از تاجران جهاد که همگی برای حاکمیتی کفری سکولاریستی و دموکراسی سکولاریستها دعوت می دهند و جهان اسلام با این مرتدین آشنایی کامل دارد
گروه جبهه بغاوت و مرتدین آشکار شده ای همچون احمد مسعود و سیاف و… که رسماً و به صورت مسلحانه و رسانه ای تحت رهبری آمریکا و غرب هستند
حکومت سکولار و نظامی پاکستان که صهیونیستهای هم مرز با دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به نمایندگی از آمریکا و آل سعود هستند و هر چند وقت یکبار به فرمان باداران خود حملاتی به مردم ملکی افغانستان انجام می دهد تا به امارت اسلامی افغانستان فشار بیاورند
اما ای تو، ای ملا عبدالرحمن فتاحی کُردی، ای خودفروخته و ای کسانی که در شبکه کلمه و تریبونهای مولوی عبدالحمید، برای عادیسازیِ سکولاریسم در منطقه و بهویژه علیه «دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان» و «دارالاسلام ایران» لجنپراکنی میکنید؛ بدانید که گروه منافقین در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم وجود داشتند و تا روز قیامت هم وجود خواهند داشت و اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم آنهمه صحابه نتوانستند اینها را قانع کنند ما هم شما را قانع کرده نمی توانیم اما خورشید حقیقت، تاریکاندیشی شما را رسوا خواهد کرد.
امام اعظم ابوحنیفه رحمهالله که مقتدای فقهی دیوبندیه و بخشی بزرگ از امت اسلامی است، همواره بر این اصل اساسی تأکید داشت که «حکم» مختص الله است و فقه، چیزی جز تبیین ارادهی تشریعی الهی نیست و در فقه اکبر تصریح میکند که حاکمیت بشر بر مبنای هوای نفس، عین جاهلیت است. شما با تبلیغ سکولاریسم، در واقع علیه فقه حنفی که بر اساس کتاب و سنت بنا شده، شورش کردهاید. مکتب دیوبند که پرچمدار این فقه در هند و افغانستان بوده، همواره بر لزوم پیادهسازی شریعت در تمام شئون زندگی تأکید داشته است، نه سکولاریسم غربی که شریعتهای آسمانی را به کنج مساجد محدود میکند.
قرآن کریم به صراحت میفرماید: وَلَن یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا (نساء/ ۱۴۱) آیا سکولاریستها کافر نیستند؟ پس چه مصلحتی در حاکم شدن یک کافر بر مسلمین برای اهل سنت وجود دارد؟ پس: خودتی.
امارت اسلامی افغانستان که بر مبنای شریعت غراء اداره میشود، «دارالاسلامی» است که علمای بزرگ بر بقای آن تأکید دارند. شما که با نسخههای کفری کفار خارجی و مرتدین داخلی در پی تزریق سکولاریسم به افغانستان و ایران مقتدر هستید، بدانید که این ملتها با فقه اسلامی مذاهب مردم خود پیوند خوردهاند و حدیث شریف نبوی که میفرماید: «مَنْ بَدَّلَ دِينَهُ فَاقْتُلُوهُ»[۱]هشدار بزرگی است برای کسانی که دین الهی را با قوانین کفری بشری معاوضه میکنند.
برو تاریخ اسلام را نگاه کن تا ببینی که تاریخ اسلام گواه است که هرگاه امت به «شریعت» پشت کرده و به «نظمهای کفری» دل بسته، ذلت و استعمار و همچون اندلس نابودی نصیبش شده است. آنچه در سوریه رخ داد، دقیقاً نتیجهی همین تبلیغات سوء امثال شما بود که با فریب جوانان و دور کردن آنان از فقه خالص مذاهب اهل سنت و جماعت، کشور را به ویرانه ای تبدیل کردید که حاکمیت کفری سکولاریستی بر آن حاکم شود و در سنگر آمریکا بر علیه مجاهدین شود. این نقشههای شوم که با پول اربابان سکولار شما تغذیه میشود، انشاءالله به خاکستر تبدیل خواهد شد.
بدانید که افغانستانِ قهرمان و ایران مقتدر، سنگر حاکمیت فقه مذاهب اسلامی هستند. علمای راسخ و فحول دیوبندی، نگهبانان این مرز و بوماند و اجازه نخواهند داد که «دین سکولاریسم» جایگزین «دینِ محمدی» شود. شما که امروز برای شکست شریعت دندان تیز کردهاید، از سرنوشت گذشتگانِ خود درس بگیرید؛ چرا که «حُکم» از آن خداست و زمین سرانجام به دست صالحان خواهد افتاد. باذن الله.
سکولاریسم، دین سکولاریستها و کفر بواح است و مصلحتاندیشی مُلا فتاحی جولانی خیانت به منهج اهل سنت و امت
به قلم: سلیمان عبدالرحمن
از ابومسعود رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: إِنَّ مِمَّا أَدْرَكَ النَّاسُ مِنْ كَلاَمِ النُّبُوَّةِ الأُولَى: إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ . [۱]یکی از مواردی که مردم از سخنان پیامبران گذشته به خاطر سپرده و دریافتند این است که: چون حیا نداشتی، هرچه میخواهی انجام بده.
حکومت دست نشانده و سکولار جولانی که توسط تام باراک آمریکائی اداره می شود در بخشهائی مختلف نظامی و رسانه ای و تبلیغی دارای سربازان خاص خودش است که مُلا فتاحی یکی از سربازان بخش جنگ تبلیغی جولانی است البته نه در حد شاشو و امثالهم بلکه در حد نوچه ای که در برابر ایران دست به تخریباتی بزند هر چند با کفر گوئی و مرتد کردن مسلمین اهل سنت ایران باشد.
مُلا عبدالرحمن فتاحی از هیچ کسی نشنیده باشد از ماموستا کریکار فک الله اسره شنیده است که سکولاریسم کفر محض است و دعوت به سوی آن باعث ارتداد شخص اهل قبله می شود اما نزد فتاحی شرم و حیا از نصوص صریح قرآن و اجماع علمای سلف و اهل دعوت و جهاد میان اهل سنت ایران رخت بربسته که با وقاحت تمام، سکولاریسم را که دین تمام کفار سکولار (مشرک) در طول تاریخ بشریت بوده را بر حکومت اسلامی بر اساس مذهب شیعه برتری میدهد.
مُلا فتاحی بر اساس تفکر انحرافی که دارد بر خلاف تمام مذاهب ۴گانه ی اهل سنت و جماعت شیعه را مسلمان نمی داند به همین دلیل می گوید که حکومت ایران هم اسلامی نیست چون بر اساس مذهب شیعه است. به نظر شما اگر در زمان حکومت اسماعیلی های ۷ امامی مصر بود و صلاح الدین ایوبی در این حاکمیت وزیر شده بود چه دیدگاهی در مورد صلاح الدین ایوبی داشت؟ قطعاً او را کافر می دانند به همین دلیل در هیچ یک از آثار شیخ محمد بن عبدالوهاب و علمای بزرگ دعوت نجد هیچ اثری از صلاح الدین ایوبی نیست، چون اگر زبان باز کنند باید بگویند که به دو دلیل مرتد بوده یکی به دلیل حضور در حاکمیت شیعیان و دیگری به دلیل صوفی بودن و این به نفعشان نیست.
به هر حال و طبق مبانی دعوت نجدیت و فتاوای علمای بزرگ نجدی از جمله شیخ محمد بن عبدالوهاب و محققانِ پس از او، سکولاریسم کفر بواح و شرک در حاکمیت است و دعوت به سوی آن و رضایت به آن ارتداد است.
من هنوز در تعجبم که این مُلای فاصولیاخور چگونه به خود اجازه میدهد نظامی را که به صراحت قوانین بشری را بر شریعت الله مقدم میدارد و با سکولاریسمی که هر قانونی از اسلام که مخالف قوانین کفری سکولاریستی باشد دشمنی دارد، «بهتر» خطاب کند؟ این سخن، در واقع ترویج کفر بواح است و بر اساس منهج اهل سنت و جماعت، کسی که کفر بواح را بر حکومت اسلامی بر اساس هر یک از مذاهب اسلامی ترجیح دهد، از دایره ایمان و اسلام خارج شده و مرتد می شود.
البته نادیده نگیریم که جولانی به عنوان ارباب فتاحی هم اکنون مجری قوانین کفری سکولاریستی در سوریه است و این باند مافیائی با تبلیغ تدریجی سکولاریسم و جانداختن تدریجی سکولاریستها در حاکمیت ادلب و سپس دمشق، صفوف مجاهدان را متفرق کردند و با سپردن سرنوشت اهل سوریه به دست سکولارهای مرتد لیبرال و مهرههای غربی، زمینه را برای اشغالگری آمریکا و جولان صهیونیستها در سوریه و منطقه فراهم کردند.
چرا در منطقه؟ چون تحمیل سوریه به آمریکا و صهیونیستها باعث شد این کفار محارب و اشغالگر با فکر آسوده تری به قتل عام اهل غزه و کرانه ی باختری و لبنان و ایران و سوریه و یمن بپردازند. به این شکل هر ایرانی که در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه یا جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش توسط آمریکا و صهیونیستها کشته شده بخشی از آن متوجه جولانی خائن و نوچه اش فتاحی دین فروش و وطن فروش و مردم فروش می شود.
باید بدانیم که سکولاریسم دین تمام کفار سکولار در طول تاریخ بوده است و زمانی که فتاحی به تمجید از حاکمیت سکولاریستها می پردازد، عملاً «ولاء» به کفار سکولار را بر «ولاء» به مومنین مقدم داشتهاست در حالی که الله تعالی در میان انسانها تنها به برائت از سکولاریستها دستور داده است و می فرماید:
قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ (ممتحنه/۴) یعنی اول از خود کفار سکولار بری هستیم بعد از عقایدکفری شان در حالی که ما تنها از عقاید کفری کفار یهودی و مسیحی و مجوس و صابئین بری هستیم نه از خودشان.
این دستور صریح الله است و دهها حدیث دیگر هم به دوری و کناره گیری از مکان زندگی مشرکین(سکولاریستها) دستور داده اند اما مُلافتاحی حاکمیت چنین کفار و مرتدینی را برای اهل سنت مصلحت می داند. این اهل سنت مورد نظرتو که سرباز آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها تحت شعار مبارزه با تروریسم است نه ما اهل سنت چنین شخصی مرتد است و ربطی به اهل سنت ندارد و این شعار دروغین «اقل ضرر» که شما به کار میبرید، همان دام شیطان است که امثال شما را به پیادهنظام سیاستهای آمریکا و صهیونیستها و ناتو در منطقه تبدیل کرده است.
این سرباز جولانی مرتد این را بدان که هم اکنون دین سکولاریسم، دین شماست و دین اسلام دین ماست پس «لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ» (کافرون/۶) و بدان همچنانکه حکومت کفری ازتدادی سکولاریستی هدف شماست، حکومت مبتنی بر شریعت، هدف ماست و ما تنها به حاکمیتی راضی هستیم که ما را به «ثم تكونُ خلافةً على مِنهاجِ نُبُوَّةٍ»[۲] نزدیک کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم وعده ی آنرا به ما داده است.
پس ای فتاحی ارباب تو جولانی مرتد که راه سوریه را با نسخههای ذلیلانه و ارتدادی سکولاریستی به بنبست کشانده و هم اکنون تو و سایر باندش به سربازان آمریکا در مبارزه با تروریسم که در واقع جنگ با اهل دعوت و جهاد است تبدیل شده اید، امروز در جایگاهی نیستی که برای مسلمانان اهل ایران تعیین تکلیف کنی. توبه کن، زیرا که این سخن تو همچون هم سنگر شدنت با کفار آمریکائی بر علیه مومنین، ارتداد آشکار است و خودت هم این را می دانی.
کفرگوئی های ماموستا فتاحی از مدعیان ترجیح کفر سکولاریسم بر حکومت اسلامی ایران
به قلم: صلاح الدین مجاهد
یکی از بزرگترین مصیبتهایی که امروزه دسته هائی از اهل سنت به آن گرفتار شده اند این است که می گویند رقیب ما نباشد اما هر کفری باشد بهتر است؛ یعنی شما تصور کنید که زمانی چند گروهی که خود را در افغانستان جهادی می نامیدند حاضر شدند به خاطر مخالفت با حکومت امارت اسلامی عمر سوم رحمه الله با کفار محارب آمریکائی و ناتو و مرتدینی چون عبدالرشید دوستُم و کرزای هم جبهه ای شوند و فجایعی چون دشت لیلی و ۲۰ سال اشغالگری کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی را بر مردم مسلمان افغانستان تحمیل کنند و کار به جائی رسید که عبدالرشید دوستُم در کلیپی تصویری اقرار می کند آمریکائی ها با ۱۲ سرباز وارد افغانستان شدند و ما کشور را تحویل آنها دادیم و کشته شده های آمریکا را نیز شهید می نامد.
این تجربه ی نزدیکی است که ملت مسلمان افغانستان که همسایه ی ایران است داشته است حالا تجربیات تلخ مسلمین در سومالی و الجزائر و … هم برای هر کسی که دوست دارد تحقیق کند وجود دارند.
حالا مُلا عبدالرحمن فتاحی هم که اهل ایران است و به سوریه رفت تا با پرچم اهل سنت و جهاد اما فی سبیل آمریکا و ناتو مردم را قتلگاه بفرستد، چیزی مثل تحالف شمال تحت پرچم آمریکا شده است و فرق او با امثال دوستُم و احمد مسعود فعلی در این است که مُلا عبدالرحمن فتاحی خیلی دم از توحید در حاکمیت و تطبیق شریعت الله و جهاد با کفار آمریکائی و صهیونیستها و حتی آزادی قدس می زد اما با شعار مبارزه با تروریسم و دهشت افگنی همان کاری را بر علیه مجاهدین و دشمنان آمریکا و اشغالگران صهیونیست و ناتو انجام داده است که دوستُم و احمد مسعود و انجام داده اند.
عبدالرحمن فتاحی با چنین کارنامه ای حالا برای ایران نسخه ای برای اهل سنت می پیچد که سکولاریستهای مرتد جانشین حکومت شیعه مذهب ایران شوند، دوست دارم به تو ای مُلای دین فروش خائن بگویم انگار تاریخ تلخ سوریه را که رد آن افتاده ای نادیده گرفته ای؛ همین تجربهای که با نسخههای بهظاهر «آزاداندیشانه» و «مصلحتسنجیهای سیاسی» امثال شما، راه را برای نفوذ و سلطه کفارمحارب آمریکائی و صهیونیست و ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه در سوریه هموار کرد. آیا امروز که در برابر اشغالگری آمریکا و صهیونیستها کرنش میکنید، درس نگرفتهاید که ثمره اعتماد به نسخههای کفری سکولاریستهای محارب خارجی و مرتدین منطقه ای و داخلی، چیزی جز ویرانی بلاد مسلمین و ذلت امت نبوده است؟
اینکه مرتیدن سکولار اپوزیسیون ایرانی دنبال حکومتی سکولار باشند برای ما عادی است، همچنانکه تمام سکولاریستهای مرتد تمام سرزمینهای اسلامی دنبال چنین حکومت سکولار کفری هستند اما توئی که اینهمه دم از توحید در حاکمیت می زدی و هم اکنون سگی از سگان حکومت سکولار و ارتدادی جولانی مزدور آمریکا و صهیونیستها و غرب شده ای و بر مخالفین آنها پارس می کنی و تأکید می کنی بر اینکه «حکومت سکولار از حکومت شیعه بهتر است»، خودت هم می دانی این کار به فتوای ابن باز رحمه الله ترجیح کفر بر ایمان و جولانی مزدور مت سکولار کفری هستند اما توئی که اینهمه دم از توحید در حاکمخروج از اسلام و ارتداد آشکار است.
می دانم در ابتدای قتال فی سبیل آمریکا و بر علیه حکومت سکولار و کفری بشار اسد بارها خوانده ای که الله جل جلاله میفرماید: وَمَن لَّمْ یَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ (مائده/ ۴۴) آیا سکولاریسم به معنای حذف شریعت از عرصه حاکمیت و زندگی اجتماعی انسانهاست، خود عین کفر نیست؟
حاکم کردن قوانین کفری سکولاریستی و جنگ با کسانی که قوانین شریعت الله را می خواهند و هم سنگر شدن با کفار محارب آمریکائی جهت جنگ با این مومنین اهل دعوت و جهاد و دشمنان کفار اشغالگر دیگر کفر دون کفری نیست که ابن عباس رضی الله عنهما گفت. برو نگاه کن علمای بزرگ دعوت نجد هم همواره تأکید کردهاند که حاکمیت غیر الله، شرک در اطاعت و کفر بواح است. چگونه میتوان برای فرار از یک بدعت و حاکمیت مسلمینی که بر اساس تمام مذاهب چهارگانه ی اهل سنت با وجود بدعتهائی که دارند باز مسلمان و اهل قبله هستند و حاکمیت آنها نیز دارالاسلام محسوب می شود، به دامان کفر صریح سکولاریسم و ارتداد آشکار و تبدیل کردن دارالاسلام به دارالکفری طاری افتاد؟
شیخ محمد بن عبدالوهاب که آنهمه از آن دَم می زنی در کتاب «نواقض الاسلام» به صراحت بیان میدارد که کسی که قوانین وضعی بشر را بر شریعت اسلام مقدم بداند یا به آن رضایت دهد، از دایره اسلام خارج شده است. علمای دعوت نجدیت چون بن باز و بن عثیمین در فتاوای متعدد خود، سکولاریسم را نه یک انتخاب سیاسی، بلکه یک «دین جایگزین» دانستهاند که با توحید الله در تعارض است. شما چگونه به خود اجازه میدهید با نام «مصلحت»، آنچه را که علمای بزرگ «کفر بواح» نامیدهاند، به عنوان یک انتخاب برای اهل سنت پیشنهاد دهید در حالی که اهل سنت و جماعت به صورت مطلق هر نوع دعوت به سکولاریسم را کفر آشکار دانسته اند؟
آنچه امروز بر سر سوریه و بخصوص بر سر مهاجرین و انصار صادق آمده، نتیجهی خیانت جولانی مرتد و آلودگی منهجی این خائن و گروه مافیائی او و در نتیجه نادیده گرفتن اصل کفر به طاغوت و «ولاء و براء» و اعتماد به کفار محارب آمریکائی – صهیونی و نیروهای سکولار مرتدی است که هیچگاه دلسوز اهلسنت نبودهاند. شما که امروز برای سکولاریسم هورا میکشید، همان کسانی هستید که با نسخههای انحرافی خود، صفوف مجاهدان مخلص را در سوریه از هم پاشیدید و میدان را برای جولان آمریکا و رژیم صهیونیستی فراهم کردید. این سجدهکردن در برابر ارادهی آمریکا، نتیجهی همان تفکری است که اصالت شریعت را فدای بازیهای رهبران خائن و مرتد سکولار میکند.
بدان ای فتاحی؛ دین الله تابع هوسها و شرایطِ زمانی شما نیست. آنچه در شریعت حرام است، با تغییر نام به «سکولاریسم» حلال نمیشود و «حاکمیت الله» برای هر مومنی اصل است نه حاکمیت ارتدادی سکولاریستی.
ماموستا فتاحی مرید حکومت سکولار جولانی در سوریه و دروغپراکنی هدفمند در مورد تشیع حاکم بر دارالاسلام ایران
به قلم: خالد هورامی
زمانی که می گوئیم زیدی، حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی، جعفری که در قانون اساسی ایران هم به عنوان مذاهب اسلامی به رسمیت شناخته شده اند یعنی با ۶مذهب اسلامی طرفیم که با وجود مشترکات زیاد اما دارای مختصات خاص مذهبی و جدا هم هستند.
با این وجود، در میان همه ی این مذاهب فقهی دسته ای مغرض و جاهل و بخصوص افرادی نفوذی از گروه منافقین وجود دارند که با دروغپراکنی و قیچی کاری و تحریف مطالب طرف مقابل سعی در تولید جنگ روانی و حتی مسلحانه بر علیه آنها را دارند؛ علاوه بر اینها تفکر نجدیت که برداشت اشتباه محمد بن عبدالوهاب از مذهب امام احمد بن حنبل رحمه الله است گروههای مختلفی را پرورانده که یکی از مشخصات اصلی نجدی های همسو با آمریکا و غرب که به صورت سربازان رسمی این دشمنان بر علیه مخالفین این دشمنان درآمده اند این است که دست به هر دروغ و قیچی کاری و تحریفی بزنند.
ماموستا عبدالرحمن فتاحی که زمانی برای جهاد و توحید و مبارزه با شرک دعوت می داد و هم اکنون سربازی از سربازان آمریکا در جنگ با موحدین با شعار مبارزه با تروریسم شده است یکی از همین سربازان بخش جنگ تبلیغی دشمنان شده است که تقریباً کانل عربیش را به دروغسازی در مورد تشیع تبدیل کرده است و قصد دارند با دروغسازی در مورد تشیع بر این ارتداد آشکاری که در آن افتاده است سرپوش بگذارد .
علاوه بر این یکی از علامتهای دغلبازی این است که شخصی در مذهبی یک عده یا گروه منحرف و غلاتی که مورد پذیرش آن مذهب نیستند و حتی آن مذهب آنها را تکفیر کرده اند را پیدا کند و عقاید و رفتارهای این گروه از غلاة و منحرفین را به کل آن مذهب تعمیم دهد. این عین دغلبازی و خیانیت و نشان دادن دشمنی آشکار نسبت به مسلمین است.
با این توضیح دقت کنید ماموستا فتاحی در پیام جدیدش در مورد تشیع چه می گوید:
“اعتقاد الروافض هو أن الإيمان بولاية الأئمة الاثني عشر من أركان الإيمان، فمن لم يؤمن بولاية الأئمة يكون ركن من أركان إيمانه ناقصاً، و بالتالي فهو كافر. و بناءً على هذه القاعدة، فإن أهل السنة الذين لا يؤمنون بولاية أئمتهم هم كفار..(اعتقاد روافض بر این است که ایمان به ولایت دوازده امام، رکن ایمان است، بنابراین هر کس به ولایت امامان اعتقاد نداشته باشد، رکن ایمانش ناقص است و کافر محسوب میشود. بر این اساس، اهل سنت نیز که به ولایت امامان اعتقاد ندارند، کافرند).”
اولاً، الروافض یعنی کسی که در هنگام نیاز، رهبر خود را تنها می گذارد و فرق ندارد متعلق به چه مذهب و فکری باشد و اگر به سخن معاویه در مورد آن شخصی که علی را رها کرده بود دقت کنیم متوجه می شویم که این کلمه به قبل از زمان زید علیه السلام و امام جعفر صادق بر می گردد که به دسته ای شیعیان و بخصوص به طرفداران ابوالخطاب گفتند که امام و رهبر خود را رفض و رد کرده بودند و در کل و با استناد دقیق به آثار ابن تیمیه نیز مشخص می شود که الروافض دسته ای از شیعیان هستند که غلاة میان شیعه بیشترین اعضای الروافض بوده اند.
ثانیاً، بدون شک تنها نواصب کینه توز و جاهلین هستند که حق و منزلت اهل بیت را نمی شناسند، اما حالا اگر کسی این امامت و رهبری ائمه بر اسا برداشت شیعیان ۱۲ امامی را نپذیرد در حالی لجباز و عنید نباشد حکمش چیست؟ خود ائمه جواب داده اند که بسیار حائز اهمیت است. هاشم بحراني از امام صادق آورده: زراره به ايشان میگويد: خداوند كارت را نيكو گرداند راي تو درباره كسي كه (شما را به امامت) نمیشناسد اما با شما دشمني نمیورزد و روزه میدارد و نماز میگذارد و از محرمات اجتناب ورزيده و به خوبي تقوي پيشه میكند چيست؟ فرمود: همانا خداوند آن گروه را به رحمت خويش به بهشت درآورد.[۱]
همین یک دلیل برای هر اهل سنتی که سخنان این مجریان جنگ روانی آمریکا و صهیونیستها و دولتکهای عربی حاشیه خلیج فارس و اخیرا دولتک سکولار و مرتد جولانی را می شنوند کافی است که بدانند توطئه ای جهت تولید تفرق بیشتر و جنگ داخلی میان مسلمین و بخصوص جنگی رواین بر علیه دارالاسلام ایران در جریان است که هم اکنون تنها کشور رسمی دنیاست که بر علیه آمریکا و صهیونیستها به صورت آشکارا وارد جنگ مسلحانه شده است.
باز لازم است بدانیم که در برابر این موضع گیری ائمه ی شیعه سه دسته ی کاملا متمایز به وجود آمدند .
دسته ای تسلیم رای ائمه شده اند و تا کنون نیز وجود دارند و با وجود اشتباهاتی که پیروان هر مذهبی نسبت به رای امام مذهب خود دارند اینها نیز اشتباهاتی می کنند اما در هر حال ادامه دهنده ی رای این بزرگواران هستند که هم اکنون بر دارالاسلام ایران حاکمیت دارند.
دسته ی دیگر نیز بر این باور شدند که اکثریت قاطع مسلمین بر اثر ارتکاب گناه کبیره ای که عدم پذیرش علی به عنوان امام جامعه است مرتد شدند و هر مسلمانی که گناه کبیره ای انجام دهد مرتد است و کل اهل سنت که پیرو این خلفا و صحابه هستند مرتد شده اند. این رای شیعیان غلاة و رای شاذی در میان شیعیان جعفری بوده است که هم اکنون تحت عنوان شیعیان انگلیسی شناخته شده اند و امثال آیت الله صادق شیرازی و نوچه هایش چون یاسر الخبیث و شیطان یاری ادامه دهنده ی آن هستند که حتی از نجدیت هم در دشمنی با شیعیان حاکم بر دارالاسلام سر سخت تر و پلید تر هستند تا جائی که رسماً به استخدام دربار انگلیس درآمده اند.
اما در برابر این موضع ائمه و دسته ی دوم گروهی به اسم «کاملیه» پیدا شدند که علاوه بر تکفیر مخالفین، خود امام علی را نیز به دلیل سهل انگاری در پذیرش امامت تکفیر کردند .
این گروه ابتدا ولایت امام علی را قبول کردند و ایشان را دوست داشتند، و تمام یاران پیامبر به جز امام علی و تعداد اندکی از اصحاب را که از هفت نفر تجاوز نمیکنند تکفیر کردند، اما بعد از مدتی با بالا بردن امامت تا حد ایمان و کفر، امام علی را نیزبه دلیل سهلانگاری و حتی کنارهگیری از مسأله خلافت و امامت جامعه تکفیر کردند.
نوبختی، مؤرخ شیعی در کتاب (فِرَق الشیعه) میگوید: «گروهی از آنها جدا شدند که به آن کاملیه میگفتند، آنها به امام علی و تمام یاران پیامبر نسبت کفر دادند. امام علی را به خاطر ترک وصیت و شانه خالی کردن از ولایت، همچنین جنگ نکردن در راه مسئولیتی که پیامبر به او سپرده بود، تکفیر میکردند.[۲]
به این ترتیب کسانی پیدا شدند که با بالا بردن جایگاه امامت و رهبری تا حد کفر و ایمان، چه آنانکه خلافت را غصب کردند و چه آنان که در آن سهلانگاری و آن را ترک کردند را تکفیر کردند. امامت یعنی رهبریت و حاکم دارالاسلام و چون امامت را بالاتر از نبوت می دانستند و پیروان آنها استدلال می کنند که همچنانکه صحیح نیست پیامبری از نبوت خود شانه خالی کند و به دیگری بسپارد امام علی و حتی امام حسن و حتی بسیاری از ائمه هم برایشان جایز نبود که از امامت کناره گیری نمایند، چنین کاری کفر و ایستادگی در برابر دستور خداست.
حالا متوجه شدید که ماموستا فتاحی به عنوان سربازی از سربازان تحالف آمریکائی مبارزه با تروریسم دچار چه دغلبازی جهت حمله به تشیع حاکم بر دارالاسلام ایران شده و آراء چه کسانی را معیار قرار داده است؟
[۱] كتاب البرهان في تفسير القرآن ذيل آيه ۱۵۹ سوره انعام