
امت واحده و «اهل جماعت شدن» راه نجات از ذلت و تفرقه
به قلم: سلیمان عبدالرحمن
الله جل جلاله هویت مسلمین را نه بر اساس نژاد، جغرافیا یا گروه، بلکه بر اساس «عقیده» تعریف کرده است و می فرماید: إِنَّ هٰذِهِ أُمَّتُکُم أُمَّةً واحِدَةً وَأَنا رَبُّکُم فَاعبُدونِ (انبیاء/ ۹۲) این امت شماست که امتی واحد است، و من پروردگار شما هستم، پس مرا عبادت کنید.
در مورد حکم خلقت انسان و جنها نیز می فرماید: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (ذاریات/۵۶) و جن و انس را جز برای اینکه مرا عبادت کنند نیافریدیم.
عبادت هم یعنی مختص کردن : ۱- امور عقیدتی ۲- قلبی ۳- زبانی ۴- بدنی ۵- مالی به الله تعالی نه یک جزء از آنرا.
به این شکل امتی واحد از قومیتها و زبانها و مناطق جغرافیائی مختلفی به وجود می آید. پس وحدت در اسلام یک توصیه و سفارش و پیشنهاد اخلاقی صرف نیست، بلکه یک فریضه واجب است که الله تعالی در قرآن و سنت صحیح آنرا به ما نشان داده است به همین دلیل است که امر می کند:
وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (انفال/۴۶) و از الله و پیامبرش اطاعت کنید، و با یکدیگر نزاع و اختلاف مکنید، که سست و بی ابهت می شوید، و قدرت و شوکتتان از میان می رود؛ و صبر کنید؛ زیرا الله با صبرکنندگان است.
تاریخ اسلام گواهی میدهد که «امت واحد» با ایمان واحد تحقق پیدا کرد اما تنها زمانی از چند دستگی و تفرق نجات یافت و عینیت یافت که تحت یک «حاکمیت واحده» و «شورای واحد» قرار گرفت. رسولالله صلی الله علیه وسلم با پایهگذاری حکومت در مدینه و سپس فتح مکه، محتوا و مفاهیم چهارگانه ی دین اسلام دین را از قالب یک عقیده فردی به یک «نظام جامع زندگی» (برنامه و قانون اداره مردم) که خواست الله و شریعت الله بود عینیت بخشید.
آیه مبارکه «الیوم اکملت لکم دینکم…» در زمانی نازل شد که قوانین شریعت الله و حاکمیتی که این قوانین را تحقق بخشد کامل گشته بود. این نشان میدهد که کمال دین، با هر چهار معنی و مفهوم دین و استقرار قدرت و وحدت سیاسی امت گره خورده است. دین در واقع همان قوانین و نقشهراهی است که خداوند برای اداره جامعه بشری فرستاده تا امت را از سرگردانی برهان که از :
- قدرت حاکمیت
- قانون و برنامه
- اطاعت و فرمانبرداری
- مجازات و پاداش
تشکیل شده است.
امروز شاهدیم که گروههای متعددی در سرزمینهای اسلامی علیه اشغالگران میجنگند، اما ثمره این مجاهدتها به دلیل «تفرقه» به پیروزی نهایی منجر نمیشود و هر گروه بر اساس رای شیخ یا مذهب خاص خود عمل میکند و مصداق آیه «کُلُّ حِزبٍ بِما لَدَیهِم فَرِحونَ» شدهاند؛ هر گروه به داشتههای خود دلخوش است و دیگری را نفی میکند و نتیجه این تکروی، آوارگی، ویرانی و تسلط دوباره دشمنان بر مقدرات مسلمین است. گويا آيات وحدت و سیره صحابه در شورا و حکومت واحد و «اهل جماعت» شدن به فراموشی سپرده شده است.
با «اهل جماعت شدن» در واقع شخص در «دارالاسلام» در غیر معصیت الله «حکومتی» می شود؛ نه اینکه مذهب خودش را رها کند، مذهب تنها زمانی رها می شود که اجماع واحد شورای اولی الامر بیاید که هم اکنون وجود ندارد؛ پس هم اکنون ما نمیگوییم با «اهل جماعت» شدن مذاهب حذف شوند؛ بلکه میگوییم مذاهب باید «بالهای» یک پیکر باشند، نه ابزاری برای تکهتکه کردن آن.
اتحاد عسکری و سیاسی یکی از این موارد است به این معنی حنفی، زیدی، شافعی، مالکی، حنبلی و جعفری همگی زیر پرچم اسلام و دارالاسلام و در یک جبهه بر علیه دشمن کافر محارب آمریکائی – صهیونی و سایر کفار محارب هستند. در هر جغرافیایی که عسکریت و قدرت اسلامی وجود دارد، باید بر محور «شورای واحد دارالاسلام» و «نصرت دین الله» متحد شوند.
به این شکل وحدت در «جبهه» بر علیه دشمن مشترک به وجود می آید یعنی در یمن، پاکستان، سومالی، مالی، سوریه، فلسطین، ایران و امارت اسلامی افغانستان، راه پیروزی تنها در یک کلمه است: «اعتصام بحبل الله» که همان اهل جماعت شدن است و باید نگاه کنیم اولین جماعتی که تشکیل شده کدام است و بر اساس « أَوْفُوا بَيْعَةَ الاولِ فالأولِ » عمل کنیم.
از ابوحازم روایت است که گفت: پنج سال با ابوهریره رضی الله عنه همنشینی کردم و از او شنیدم که از پیامبر صلی الله علیه و سلم حدیث میگفت، که فرمودند:
«َانَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ تَسُوسُهُمُ الأَنْبِيَاءُ، كُلَّمَا هَلَكَ نَبِيٌّ خَلَفَهُ نَبِيٌّ، وَإِنَّهُ لاَ نَبِيَّ بَعْدِي، وَسَيَكُونُ خُلَفَاءُ فَيَكْثُرُونَ» قَالُوا: فَمَا تَأْمُرُنَا؟ قَالَ: «فُوا بِبَيْعَةِ الأَوَّلِ فَالأَوَّلِ، أَعْطُوهُمْ حَقَّهُمْ، فَإِنَّ اللَّهَ سَائِلُهُمْ عَمَّا اسْتَرْعَاهُمْ.[۱] «بنیاسرائیل را پیامبرانشان سیاست (و رهبری) میکردند؛ هرگاه پیامبری از دنیا میرفت، پیامبری دیگر جانشین او میشد. و همانا پس از من پیامبری نیست، و به زودی جانشینانی خواهند بود و تعدادشان زیاد خواهد شد» گفتند: پس به ما چه دستوری میدهید؟ فرمودند: «به بیعتِ اولی و سپس اولی وفا کنید، حقشان را به آنان بدهید، زیرا خداوند از آنان دربارهٔ آنچه به آنان سپرده است، سؤال خواهد کرد».
می بینیم که اسلام دین آسانی و روشنی است. خداوند از کانال رسولش صلی الله علیه وسلم راه را نشان داده و رسول او صلی الله علیه وسلم آن را به عمل آورده است. چقدر دیگر باید شاهد ریختن خون مسلمانان و آوارگی کودکانمان باشیم تا بفهمیم که قدرت در «جماعت» است؟
اگر به خدا و روز قیامت ایمان داریم، باید به این تفرقهها پایان دهیم. وقت آن است که منیتها، تعصبات گروهی و نظرات شخصی مفکرین را فدای مصالح کلان امت اسلامی کنیم.
بیایید برای عزت اسلام و نجات سرزمینهایمان، دست در دست هم دهیم و صفوف خود را همچون «بنیان مرصوص» (سدی پولادین) با اهل جماعت شدن مستحکم کنیم. پیروزی در یک قدمی ماست، اگر واحد شویم.
[۱] صحیح بخاری – ۳۴۵۵









