د افغانستان اسلامي امارت دارالاسلام له شمال ختیځ او شمال لویدیځ زونونو د مسئولینو سره د امیرالمؤمنین لیدنه

د افغانستان اسلامي امارت دارالاسلام له شمال ختیځ او شمال لویدیځ زونونو د مسئولینو سره د امیرالمؤمنین لیدنه

عاليقدر امیرالمؤمنین حفظه الله نن پنجشنبه (۱۴ غبرګولي) په جلا جلا لیدنو کې د هېواد د شمال ختیځ او شمال لویدیځو دوو زونونو له والیانو، د علماوو شوراګانو رئيسانو او د استیناف محاکمو له رئيسانو سره، د یووالي پر پیاوړتیا، د روغې جوړې د کلتور پر پراختیا او د اسلامي شریعت پر پلي کولو ټینګار وکړ.

د اسلامي امارت د مقام د دفتر د راپور له مخې، د اسلامي امارت د ویاند مرستیال، ملا حمدالله فطرت، په دې اړه وویل چې په دې لیدنه کې د اسلامي امارت زعیم د سیمه ییزو مسئولینو فعالیتونه ستایلي او هغوی یې د مشورو پر دوام، خیرخواهي، د مسلمانانو ترمنځ د پیوستون پر پیاوړتیا او دین ته پر خدمت بللي دي.

عاليقدر امیرالمؤمنین حفظه الله د سولې پر تامین او د تیرو دښمنیو پر مخنیوي هم ټینګار وکړ او له علماوو، قومي مشرانو او مسئولینو یې وغوښتل چې د شخړو د حل، د عفوې د کلتور پراختیا او د خلکو ترمنځ د روغې جوړې لپاره هلې ځلې وکړي.

نوموړي د خپلو خبرو په بله برخه کې مسئولین پر تقوا، عدالت، تواضع، د اسلامي امارت د فرمانونو پر پلي کولو، امر بالمعروف او نهي عن المنکر او خلکو ته پر ريښتیني خدمت توصیه کړل.

د غونډې په پای کې، برخه والو یو ځل بیا له امیرالمؤمنین سره بیعت تجدید کړ او ژمنه یې وکړه چې د نظام د تحکیم لپاره هر اړخیزه هڅه وکړي.

دیدار رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با مسئولین از شمال شرق و شمال غرب دارالاسلام

دیدار رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با مسئولین از شمال شرق و شمال غرب دارالاسلام

عالیقدر مولوی هبة الله آخند زاده حفظه‌الله امروز پنج‌شنبه (۱۴ جوزا) در دیداری جداگانه با والیان، رؤسای شوراهای علما و رؤسای محاکم استیناف دو زون شمال‌شرق و شمال‌غرب کشور، بر تقویت وحدت، گسترش فرهنگ مصالحه و اجرای شریعت اسلامی تأکید کرد.

به گزارش دفتر مقام عالی امارت اسلامی، ملا حمدالله فطرت، معاون سخنگوی امارت اسلامی، در این رابطه گفت که در این دیدار زعیم امارت اسلامی فعالیت‌های مسئولان محلی را ستوده و آنان را به تداوم مشورت، خیرخواهی، تقویت همبستگی میان مسلمانان و خدمت به دین فراخواند.

عالیقدر امیرالمؤمنین حفظه‌الله همچنین بر اهمیت تأمین صلح و جلوگیری از تداوم دشمنی‌های گذشته تأکید کرده و از علما، بزرگان قومی و مسئولان خواست برای حل منازعات، گسترش فرهنگ عفو و ایجاد مصالحه میان مردم تلاش کنند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود، مسئولان را به تقوا، عدالت، تواضع، اجرای فرامین امارت اسلامی، امر بالمعروف و نهی عن المنکر و خدمت صادقانه به مردم توصیه کرد.

در پایان این نشست، اشتراک‌کنندگان بار دیگر با امیرالمؤمنین تجدید بیعت کرده و تعهد کردند که برای تحکیم نظام تلاش همه‌جانبه به کار گیرند.

ضرورت  ایجاد بازارچه مرزی بین دو دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان

ضرورت  ایجاد بازارچه مرزی بین دو دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان

به قلم: فضل احمد هراتی

مقامات عالی دارالاسلام ایران، به نمایندگی از استاندار خراسان رضوی، از دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان خواسته‌اند که زمینه ایجاد بازارچه آزاد مرزی در دو سوی مرز اسلام قلعه (دوغارون) را فراهم کند.

ایجاد یک بازارچه مشترک مرزی میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان، یک امر ضروری برای اقتصاد مردم هر دو کشور است. این اقدام می‌تواند به رفاه معیشت مردم، رونق اقتصادی، و تسهیل تبادل اجناس صنعتی، کشاورزی، صنایع دستی و دیگر محصولات میان دو دارالاسلام کمک شایانی نماید.

شایان ذکر است که در حال حاضر بازارچه‌های مشابهی میان دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با کشورهایی نظیر ازبکستان و تاجیکستان فعال است. این بازارچه‌ها نشان‌دهنده اهمیت راهبردی چنین مراکزی برای تبادل تجاری و توسعه منطقه‌ای می‌باشد. بنابراین، ایجاد یک بازارچه آزاد مرزی میان دو کشور برادر و مسلمان ایران و افغانستان، نه تنها یک ضرورت اقتصادی، بلکه یک الزام فرهنگی و دینی برای نزدیکی قلوب مسلمانان و همکاری متقابل به شمار می‌رود.

امید است که با همکاری و هماهنگی میان مسئولان دو طرف، این پروژه مهم هرچه زودتر عملیاتی شود و شاهد شکوفایی اقتصاد و بهبود معیشت مردم دو دارالاسلام باشیم.

بیانیه وزارت امور خارجه امارت اسلامی افغانستان در پی کشته شدن فجیع سه مهاجر افغان در ایتالیا

بیانیه وزارت امور خارجه امارت اسلامی افغانستان در پی کشته شدن سه شهروند افغان در ایتالیا

بسم الله الرحمن الرحیم

وزارت امور خارجه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با تأسف و تأثر عمیق از دریافت گزارش‌های موثق مبنی بر کشته شدن سه تن از شهروندان دارالاسلام افغانستان در یک حمله جنایی و عمدی در منطقهٔ «امندولارا» از توابع ولایت کوزنزا در دارالکفر ایتالیا خبر می‌دهد.

بر اساس گزارش‌های رسیده، این سه مهاجر افغان به طرز وحشیانه‌ای زنده‌زنده سوزانده شده و به شهادت رسیده‌اند.

امارت اسلامی افغانستان ضمن ابراز همدردی با خانواده‌های داغدار این شهیدان، از دولت دارالکفر ایتالیا می‌خواهد که هرچه سریع‌تر تحقیقات کامل، شفاف و همه‌جانبه‌ای در این خصوص انجام داده و ابعاد این جنایت هولناک را روشن نماید. انتظار می‌رود عاملان این اقدام ضدبشری به اشد مجازات برسند.

ما از جامعهٔ بین‌المللی نیز می‌خواهیم که نسبت به تأمین امنیت جان و مال مهاجران افغان در کشورهای مختلف، به ویژه در کشورهای اروپایی، توجه جدی و مسئولانه مبذول دارند.

از خداوند متعال برای بازماندگان صبر جمیل و برای شهیدان علو درجات مسئلت می‌نماییم.

والسلام علی من اتبع الهدی

وزارت امور خارجه امارت اسلامی افغانستان

کابل – ۱۴۰۳/۱۲/۰۶

چهار کارگر مهاجر افغانی و پاکستانی بخش زراعت در نتیجه آتش‌زدن عمدی یک موتر در جنوب ایتالیا زنده زنده سوزانده شدند

چهار کارگر مهاجر افغانی و پاکستانی بخش زراعت در نتیجه آتش‌زدن عمدی یک موتر در جنوب ایتالیا زنده زنده سوزانده شدند

تلویزیون دولتی RAI گزارش داده است که قربانیان شامل سه شهروند افغانستان و یک شهروند پاکستان بودند.

این حادثه در یک پمپ استشین در منطقه آمندولارا، واقع در ولایت کالابریا در جنوب ایتالیا رخ داده است. تصاویر کمره‌های امنیتی که توسط رسانه‌های ایتالیایی منتشر شده، نشان می‌دهد که مظنونان مایعی قابل اشتعال را داخل موتر ریخته و سپس آن را به آتش کشیده‌اند.

بر اساس گزارش، یکی از مظنونان تلاش می‌کرد درهای موتر را بسته نگه دارد، در حالی که آتش در حال گسترش بود. یک سرنشین دیگر موتر که شهروند افغانستان است، موفق به فرار شد و با جراحات ناشی از سوختگی به شفاخانه منتقل گردید.

الساندرو دالسیو، سارنوال شهر کاستروویلیاری، تأیید کرده است که اجساد چهار نفر روز دوشنبه در داخل موتر پیدا شد و دو مظنون در ارتباط با این قضیه بازداشت شده‌اند.

مُلافتاحی سرباز آمریکا، ایمان را چگونه در جولانی و خودش می بیند؟

مُلافتاحی سرباز آمریکا، ایمان را چگونه در جولانی و خودش می بیند؟

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

امام شافعی می گوید: الإيمانُ قَولٌ وعَمَلٌ، يَزيدُ ويَنقُصُ. [۱]

امام احمد بن حنبل نیز می گوید: الإيمانُ بَعضُه أفضَلُ من بَعضٍ، يَزيدُ ويَنقُصُ، وزيادتُه في العَمَلِ، ونُقصانُه في تَرْكِ العَمَلِ؛ لأنَّ القَولَ هو مُقِرٌّ به.[۲]

پس ایمان در اسلام، صرفاً یک ادعای زبانی یا تصدیق منزوی در قلب نیست، بلکه حقیقتی است که ثمره و تجلی آن باید در شجاعت عمل، پایبندی به حدود الهی و ایستادگی بر اصول شریعت آشکار شود و ایمان ماندگار و ثابت نیست بلکه عده ای را به درجه ی ارتداد می کشاند هر چند این شخص عبدالله بن سَعْد بن اَبی‌سَرْح از کاتبان وحی باشد که مرتد و سکولار (مشرک) شد و از دارالاسلام مدینه به دارالکفر مکه فرار کرد، یا کسی چون عبيد اللّه بن جحش باشد که به خاطر ایمانش از مکه به حبشه مهاجرت کرده بود باز مرتد و مسیحی شد.

اگر قبلاً تنها آگاهان به دعوت و جهاد و اهل حکمت می گفتند که جولانی فی سبیل آمریکا و ناتو و صهیونیستها در حال قتال است اما هم اکنون همه می دانند که جولانی رسماً با شعار «مبارزه با تروریسم» به زیر پرچم آمریکا در آمده و سربازی از سربازان آمریکا در جنگ با اهل دعوت و جهاد راستین و سایر دشمنان آمریکا و شرکای آمریکاست و مُلافتاحی هم با آنکه فاصولیاخور بوده و حتی در یک جنگ هم شرکت نکرده اما سربازی از سربازان جولانی مرتدی است که حاکمیتی سکولار را در سوریه به وجود آورده و قوانین سکولاریستی را به جای قوانین شریعت الله به اجرا در می آورد.

مُلافتاحی قصد دارد این کفر و ارتداد بزرگ را با فحش دادن به شیعیان و حاکمیت ایران و نشر آشفته گوئی های غرض آلود و غیر علمی و آلوده ی امثال ابوبصیر طرطوسی و دیگران در مورد تشیع بپوشاند اما کسی که وارد دایره ی ارتداد شد سخنان او بی ارزش هستند هر چند مُلافتاحی هم اکنون در حال نشر کینه پراکنی و دروغپراکنی به جای نشر حقایق علمی و شرعی و تاریخی به نفع جبهه ی آمریکا و صهیونیستهاست و سرباز بخش جنگ روانی این دشمنان آشکار امت اسلامی شده است.

پس حق داریم بپرسیم این مُلای حیض و نفاس و دستشوئی که مدتی ادای مجاهدین را درمی آورد و در نهایت سر از آخور آمریکا و صهیونیستها درآورد چگونه ایمان اسلامی را خودش و جولانی می بیند؟

الله تعالی در آیات متعددی، ایمان واقعی را مشروط به عمل صالح بر اساس شریعت الله و تطبیق احکام الهی دانسته است. کسانی که تنها ادعای اسلام دارند اما در میدان عمل و تطبیق شریعت خائنانی هستند که قوانین کفری سکولاریستی را به اجرا درمی آورند ربطی به اهل ایمان ندارند.

الله تعالی می فرماید:  إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ (حجرات/ ۱۵) مؤمنان واقعی تنها کسانی هستند که به الله و پیامبرش ایمان آورده‌اند، سپس هرگز شک و تردیدی به خود راه نداده و با اموال و جان‌هایشان در راه الله جهاد کرده‌اند؛ اینان همان راستگویانند.

مُلا فتاحی از همین جهاد در راه الله صحبت کرد اما قتال در راه آمریکا و ناتو و صهیونیستها را انجام داد و انگار در حال نشر عقیده ی مرجئه گری است که درهای انواع مفاسد عقیدتی و اخلاقی و رفتاری را بر روی خود شو سایرین باز می کند.

تفکر مرجئه که معتقد بود «با وجود ایمان، هیچ گناه یا ترک عملی به انسان زیان نمی‌رساند»، از سوی قاطبه سلف صالح و ائمه اربعه مردود شناخته شده است.

تعریف واحد اهل‌سنت و جماعت این است که عقیده پایدار بر این است که: الإِیمَانُ قَولٌ وَعَمَلٌ، یَزِیدُ وَیَنْقُصُ (ایمان گفتار، کردار و اعتقاد است؛ با طاعت زیاد و با معصیت کم می‌شود).

امام شافعی در کتاب *الام* به صراحت می‌گوید: اجماع صحابه و تابعین بر این است که ایمان بدون عمل کفایت نمی‌کند.

صِرف ترک برخی اعمال بدون استحلال (حلال شمردن) از نظر جمهور مایه کفر اکبر نیست، اما اجرا کردن قوانین کفری با قدرت نظامی و حکومتی بر مردم و جلوگیری کردن از اجرائی شدن قوانین شریعت الله و معطل کردن شریعت الهی، نشانه‌ای از ضعف شدید و زوال حقیقت ایمان در شخصی مجری چنین قوانین سکولاریستی است.

ای پیروان و ناظران جریان‌های معاصر، ملاک شرعی برای مشروعیت و اصالت یک رهبر یا حاکمیت، قانون اساسی آن است و ثبات قدم بر اصول شریعت الله، و عدم تنازل از احکام قطعی اسلام در بازی‌های سیاسی که جولانی و از جمله سرباز حراف و گزافه گویش مُلافتاحی در جنگ روانی، مدافع حاکمیت کفری سکولاریستی هستند که به زری پرچم آمریکا در آمده است .


[۱]  أخرجه أبو نعيم في الحلية (۹/۱۱۰)، والبيهقي في معرفة السنن والآثار (۳۴۹)

[۲]  أخرجه الخلال في السنة ۱۰۰۸

دارالاسلام ایران و پیروی از روش ابوبکر صدیق در مدیریت جنگ رمضان ۱۴۰۴ش

دارالاسلام ایران و پیروی از روش ابوبکر صدیق در مدیریت جنگ رمضان ۱۴۰۴ش

به قلم: خالد سیف الله المسول

یکی از اختلافات عمر بن خطاب با ابوبکر صدیق این بود که ابوبکر صدیق به فرماندهان میدانی خود چون خالد بن ولید این اختیار و آزادی عمل را می داد که بر اساس قواعد و شرایط میدان جنگ خودش مستقلاً تصمیم بگیرد و نیازی به گزارش به رهبریت در این موارد خاص میدان نیست اما عمر بن خطاب معتقد بود که فرمانده در هر صورت باید کارهایش را به رهبریت گزارش دهد و دیدیم که در نهایت عمر بن خطاب در زمان خلافت خودش خالد را به این دلیل و دلایل دیگر برکنار می کند و بعد از مرگ خالد باز عمر متوجه می شود که حق با ابوبکر بوده و اظهار پشیمانی می کند.

در این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش که آمریکائی ها و صهیونیستها بر ایران تحمیل کرده اند دیدیم که ایران دقیقاً از روش ابوبکر صدیق استفاده کرد و فرماندهای میدانی مختلف در جاها و مراکز و موقعیتهای مختلفی که قرار گرفته بودند با وجود کشته شدن رهبریت هم بدون کوچکترین وقفه ای به جنگ خود ادامه داده اند.

البته از میان دشمنان اصلی اهل دعوت و جهاد سراسر دنیا کسی چون مارکو روبیو نیز اقرار می کند و می گوید:  “فرماندهان ایران با برنامه ریزی وارد میدان جنگ شدند، کاملاً واضح است که در آغاز درگیری، آنها تصمیم‌گیری را به فرماندهان میدانی واگذار کرده بودند. برخلاف سیستم آمریکا که رئیس‌جمهور، وزیر جنگ یا رئیس ستاد مشترک مستقیماً دستورات و تصمیمات را می‌گیرند، در سیستم ایرانی‌ها بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها در سطح فرماندهی انجام می‌شود.”

این دقیقاً همان نظامی است که عالیقدر سد علی خامنه ای در مدت ۳۷ سال حاکمیت خود بر دارالاسلام ایران به وجود آورده بود و آمریکا و سایر دشمنان متوجه شده اند که با نظام در ایران سروکار دارند نه با چند شخصیت برجسته؛ و همین باعث شده بزرگترین ضربات روحی را متوجه شوند و در سرگردانی عجیبی به سر برند که تنها دنبال بیرون رفتن آبرومندانه از این جنگ هستند اما تاهنوز موفق نشده اند.

ایران با از بین رفتن شخصیتهای برجسته اش از بین نمی رود، ایران نظام است. این را دشمنان متوجه شده اند امیدواریم که اهل دعوت و جهاد بین اهل سنت و جماعت نیز متوجه شوند و جهت تمرکز بر آمریکا به عنوان «سرافعی» همچون حماس و جهاد اسلامی فلسطین و اتحادیه شافعی ها و زیدی های یمن با دارالاسلام ایران هم جبهه ای و و هم مسیر شوند.  

اهل تفرق و مجریان جنگ روانی دشمن در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش و ایجاد شکاف و تردید و سردرگمی در بین مردم ایران

اهل تفرق و مجریان جنگ روانی دشمن در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش و ایجاد شکاف و تردید و سردرگمی در بین مردم ایران

به قلم: مسعود سنه ای

آیت الله خامنه ای رهبر دوم انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران از گروهی در میان شیعه ها صحبت می کند که می گفتند: “شما دارید به کی‌ کمک میکنید؛ اهل غزه ناصبی‌اند! ناصبی یعنی دشمن اهل‌بیت. یک عده هم باور کردند! دیدیم پیغام و پسغام که آقا، میگویند اینها ناصبی‌اند. گفتیم پناه بر خدا، لعنت خدا بر شیطان رجیمِ خبیث. در غزه مسجد الامام امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب هست، مسجد الامام الحسین هست، چطور اینها ناصبی‌اند؟! بله، سنی‌اند؛ اما ناصبی؟! اینجور حرف زدند، اینجور اقدام کردند، اینجور کار کردند.”[۱]

در میان همین شیعیان سکولار  و سکولار زده با آنکه می دیدند که نه تنها آمریکا بلکه تمام قدرتهای دنیا هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای خود از منافع و امنیت ملی خودشان دفاع می کنند اما زمانی که نوبت ایران می رسید باز کسانی پیدا شدند که با شعار ملی گرائی سکولاریستی می گفتند: نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران در حالی که:

  • علی ابن ابی طالب رضی الله عنه می گوید: وَاللَّهِ مَا غُزِيَ قَوْمٌ قَطُّ فِي عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا. به الله قسم هيچ ملّتى در خانه‏اش مورد حمله قرار نگرفت مگر اينكه ذليل شد. آیا این را با چشم سر ندیدید که چگونه هواپیماها و موشکهای کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر سر اهل ایران فرود می آمدند؟  زمانی که گفته می شد در سوریه و عراق و یمن و لبنان با آمریکا وناتو و صهیونیستها و مزدورانشان جنگ می شود که از شهرهای ایران محافظت شود یعنی همین.
  • همین خائنین و در راس آنها ربع پهلوی در جنگ رمضان ۱۴۰۴ از آمریکا و صهیونیستها دعوت به حمله به ایران و نابودی ایران کردند و خائنین به ایران هم که در داخل کشور بودند از هر گونه جاسوسی و خدمت رسانی به این دشمنان ایران که از دستشان بر می آمد کوتاهی نکردند و نشان دادند که نه ایران برایشان مهم است نه ایرانی.

به این شکل تمام تلاش این دسته از شیعیان بر این بود که ایران را در برابر آمریکا و شرکایش ذلیل کنند و یا دست کم در میان مردم شیعه مذهب نوعی تفرق به وجود بیاورند؛ البته در میان گروه منافقین منتسب به اهل سنت نیز باز دیدیم که اینها می گفتند ایران از حماس حمایت نمی کند و او را تنها گذاشته است و از اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن حمایت نمی کند و… دقیقاً گروه منافقین میان شیعه هم همین الان و در ادامه جنگ رمضان ۱۴۰۴ش می گویند که ایران از حزب الله لبنان در برابر صهیونیستها حمایت نمی کند و….

تمام این تلاشها جهت تولید تفرق، ایجاد شکاف، گسترش ناامیدی، بی‌اعتمادی و اختلاف در افکار عمومی ایرانی ها است چون نه تنها حماس و اتحادیه شافعی ها و زیدی های یمن بلکه حزب الله لبنان و سایر شاخه های شیعی مبارز موجود در عراق نیز می دانند که دارالاسلام ایران چه خدماتی به آنها کرده و می کند و قاعده ی جنگ و جبهه ی جنگ را می فهمند.

اتاق‌های عملیات رسانه‌ای و مجریان جنگ روانی دشمن سعی دارند با بهره گیری از اسلوبهای مختلف و محتواهای منتشر شده جامعه ایران را دچار تردید و سردرگمی کنند و ناکامی‌های میدانی خود را با تشدید جنگ رسانه‌ای و عملیات روانی جبران کنند؛ جنگی که هدف اصلی آن تضعیف انسجام اجتماعی و ایجاد شکاف در جبهه داخلی است.


[۱]  بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان ۱۳۸۸/۰۲/۲۳

دولتهای خائن حاشیه خلیج فارس و پذیرش نظم ایرانی بعد از جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش

دولتهای خائن حاشیه خلیج فارس و پذیرش نظم ایرانی بعد از جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش

به قلم: کیوان مریوانی

اغتشاشات و در واقع آشوب طلبی و جنگ شهری دی ماه ۱۴۰۴ش مقدمه ای بود که اپوزیسیون سکولار و مرتد و فریب خورده های همسو با آنها با مدیریت سازمانهای جاسوسی و امنیتی آمریکا و بخصوص صهیونیستها در دارالاسلام ایران به راه انداختند که جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش را به دنبال داشت.

در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش هم نه تنها کشورهای محارب اروپائی و بخصوص انگلیس به صورت مستقیم و غیر مستقیم در کنار آمریکا و صهیونیستها قرار گرفتند بلکه حکومتهای خائن و مرتد حاشیه خلیج فارس و اردن نیز بخشی از این جنگ شده اند که قرار بود حداکثر در ۷۲ ساعت خاتمه یابد اما دیری نگذشت که همه ی کفار محارب خارجی و مزدوران داخلی و منطقه ای آنها متوجه شدند که با محاسبات اشتباه وارد این جنگ شده اند.

دچار محاسبات اشتباه شده بودند چون:

  1. مردم نزدیک به ۹۰ ملیونی دارالاسلام ایران را همان چند هزار نفر اغتشاشگر هرزه و فریب خورده و خائنی می دانستند که به خیابانها کشانده بودند و مردم انقلابی را فراموش کرده بودند که این حاکمیت ریشه در آنها ندارد
  2. نمی دانستند که با نظام طرفند نه اشخاص و با از بین رفتن اشخاص با آنکه صدمه ی بزرگی است اما نظام پابرجاست
  3. از قدرت نظامی دارالاسلام ایران و بخصوص از قدرت موشکی دارالاسلام ایران غافل و جاهل بوده اند

دارالاسلام ایران بر اساس حکم «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ » (انفال/۹۰) از قدرتی برخوردار است که بعد از قدرت ایمان و مردمی بزرگترین عامل ترساننده و بازدارنده ی دنیوی دارالاسلام در برابر دشمنان خارجی و داخلی است.

از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ (انفال/ ۶۰) آنچه از نيرو در توان تان است، برای پيکار با آنان آماده سازيد. و افزود: أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ.[۱] بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است.

در اینجا فرموده تیر اندازی که متناسب با روز در حال تغییر است و هم اکنون انواع موشکها و پهبادها را شامل می شود.

عمل دارالاسلام ایران به این دستور صریح و آشکار الله و رسولش صلی الله علیه وسلم باعث تغییر معادلات جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش شده است به گونه ای که می توان گفت «عقربه ها به عقب برنمی گردند» و کشورهای متخاصم جهانی و بخصوص خائنین عرب حاشیه خلیج فارس باید تابع نظم ایرانی شوند چنانچه آلیستر کروک، دیپلمات بازنشسته انگلیسی می گوید: “کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به این یقین رسیده‌اند که باید تسلط ایران بر تنگه هرمز را بپذیرند و راهبردهای اقتصادی درازمدت خود را با در نظر گرفتن این واقعیت، تنظیم نمایند.

این تغییر توازن صرفاً یک مسئله نظامی نیست، بلکه نشانۀ فرسایش نظم منطقه‌ای‌ است که طی دهه‌های گذشته بر پایۀ برتری آمریکا و اسرائیل شکل گرفته بود؛ اسرائیل با این واقعیت روبه‌رو می‌شود که نه‌تنها نمی‌تواند ایران را شکست دهد، بلکه رویارویی دائمی نیز اسرائیل را در معرض یک بحران وجودی قرار می‌دهد”.

بگذار خائنین و بخصوص گروه منافقینی که در ظاهری اسلامی قصد کشاندن مسلمین به جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی بر علیه دارالاسلام ایران را داشتند بدانند که اینها نیز توسط شیطان گول خوردند و در محاسبات خود دچار اشتباه شده اند و با تمرکز بر فضای مجازی نتوانستند فضای حقیقی و مومنین اهل دعوت و جهاد و تمام مومنین دشمن ستیز را ببینند.


[۱]  مسلم ۱۹۱۷- أبو داود (۲۵۱۴)، وابن ماجه (۲۸۱۳)، وأحمد (۱۷۴۳۲)

آیا ملا عبدالرحمن فتاحی ساکن سوریه و سرباز جولانی پاسخ می‌دهد؟

آیا ملا عبدالرحمن فتاحی ساکن سوریه و سرباز جولانی پاسخ می‌دهد؟

به قلم: ابوخالد کُردستانی

ما به عنوان مسلمانی که به عزت شریعت و صلابت ایمان باور داریم، از مُلافتاحی این پرسش‌های اساسی را مطرح می‌کنیم و انتظار پاسخ صریح و اسلامی داریم. این پرسش‌ها ربطی به مسائل شخصی ندارد، بلکه از باب امر به معروف و نهی از منکر و برای روشن‌گری راه امت اسلامی است.

ای ملا عبدالرحمن فتاحی، شما که خود را آگاه به معارف دین می‌دانید، حال زمان آن رسیده است که به این حقایق تلخ، با معیارهای شرعی پاسخ دهید. ما از شما می‌پرسیم:

۱. معیار رهبری دارالاسلام: آیا ابومحمد جولانی در این معیار می‌گنجد؟

همانطور که می‌دانید، رهبر راستین دارالاسلام کسی است که با «ایمان قوی» و «شجاعت تمام»، بر «اصول قوانین شریعتِ الله تعالی» سخن می‌گوید و آن را در عمل پیاده می‌کند و مجری قوانین شریعت الله است نه قوانین کفری سکولاریستی یا غیر سکولاریستی که کفر بواح است. آیا ابومحمد جولانی، که در برابر خواسته‌های قدرت‌های کافر محارب آمریکائی و غربی و صهیونیستی کرنش می‌کند و به بهانه‌ی «مصلحت» از اجرای کامل احکام شریعت طفره می‌رود، می‌تواند در ترازوی رهبر «امارت اسلامی افغانستان» قرار گیرد که با شجاعت و بدونِ هیچ‌گونه تزلزلی، کلمه‌ی حق را بر زبان رانده و شریعت را ساری و جاری ساخته است؟ آیا چنین مقایسه‌ای اساساً جایز است، یا این دو روش، مانند شب و روز، از یکدیگر متمایزند؟

۲. ایمان ادعایی و مرز «مرجئه‌گری»:

قرآن کریم و سنت نبوی، ایمان را صرفاً یک ادعای زبانی نمی‌دانند، بلکه آن را با «عمل صالح» و «تسلیم مطلق به حکم الله» گره زده‌اند. همانطور که امام احمد بن حنبل رحمه الله فرمودند: «ایمان، قول و عمل است؛ زیاد و کم می‌شود.» حال، اگر ابومحمد جولانی ادعای مسلمانی می‌کند، اما در عمل، شریعت را تعطیل کرده یا آن را با مصلحت‌های دنیوی مخلوط می‌کند، آیا این «عمل نکردن» و این «اعتقاد اسلام بدون عمل»، همان «مرجئه‌گری عملی» نیست که سلف صالح از آن بر حذر می‌داشتند؟ آیا شما این رویکرد را از انحرافات اعتقادی نمی‌دانید؟ و آیا چنین انحرافی، در نهایت به کفر و ارتداد منجر نشده است؟

۳. شجاعت شرعی یا مصلحت‌سنجی بشری؟

اسلام و شریعت، «عزیز» هستند و هرگز نباید در برابر خواسته‌های کفار و قوانین کفری آنها، ذلیل شوند. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: الإسلامُ يعلُو، ولَا يُعْلَى (الألباني، صحيح الجامع ۲۷۷۸ ) اسلام برتری می‌یابد و چیزی بر آن برتری نمی‌یابد. آیا روشی که جولانی در پیش گرفته، یعنی سازش با دشمنان کافر و محارب اشغالگر خارجی و اطاعت از آنها و کنار گذاشتن احکام الهی برای کسب مشروعیتِ از سوی آن‌ها، مصداق ذلت نیست؟ آیا این همان «مصالحه» نیست که عزت اسلام را قربانی بقای حقیر سیاسی می‌کند؟ آیا هم سنگر شدن تو و سایر سربازان جولانی با تحالف تحت پرچم آمریکا به بهانه ی مبارزه با تروریسم و جنگ با اهل دعوت و جهاد و سایر دشمنان آمریکا عین ارتداد نیست؟

ای ملا عبدالرحمن فتاحی، این را بدان اصلاً به شعارهای تو در مورد تشیع و ایران اهمیت نمی دهیم و نمی توانی اینگونه با فحش دادن به شیعه و ایران اینهمه انحراف و کفر بواحی که در آن افتاده ای را از اهل سنت و جماعت پنهان کنی پس:

منتظر پاسخ شما هستیم. پاسخ دهید که معیار ایمان حقیقی چیست؟ آیا عمل به شریعت و شجاعت در برابر دشمنان، شرط اساسیِ ایمان نیست؟ و آیا کسی که در عمل، از این اصول عدول می‌کند، می‌تواند خود را در زمره‌ی رهبران اسلامی بنامد؟ حقیقت «مرجئه‌گری عملی» و خطر آن و بخصوص خطر ارتداد با هم سنگر شدن با آمریکا و شرکایش برای امت، نیازمند تبیین صریح از سوی امثال شماست. آیا این کفر بواح و ارتداد نیست که تو و اربابت جولانی در آن افتاده اید؟