مستندې موندنې (د هندوکش غږ د رپوټونو په ګډون) د یوې لویې رسوایۍ پرده پورته کوي. دا اوباش چې د ازادۍ چیغې وهي، په حقیقت کې د امریکا سیمه ییز مزدوران او د پاکستان د مرتد او سیکولر نظام تر واک لاندې د «چترال» په غرونو کې پټ دي. دوی چې په خپله خاوره کې ځای نه لري، د «پاکستان په دارالکفر» کې یې پناه اخیستې ترڅو د اسلامي امارت پر ضد د امریکا په ګټه تبلیغاتي جګړه پرمخ یوسي.
دا سیکولر باغیان د اسلامي امارت له غښتلو سرتیرو سره د مخامخ کېدو توان نه لري، ځکه نو «رواني جګړې» او «سینمايي درواغونو» ته یې مخه کړې ده:
• د جغرافیا جعل: دوی د چترال او د افغانستان د بدخشان او لغمان ولایتونو د غرونو له ورته والي ناوړه ګټه اخلي او هلته ویډیوګانې جوړوي او په درواغو ادعا کوي چې ګنې د افغانستان په خاوره کې دي.
• مسخره نمایشونه: نامعلومو لورو ته د راکټونو ډزې، پرته له دې چې د مقابل لوري غبرګون یا جګړه وي، دا ښیي چې دا ویډیوګانې یوازې د امریکايي او پاکستاني بادارانو د خوشالولو او د ډالرو د ترلاسه کولو لپاره جوړې شوې دي.
په تیرو اونیو کې د فتنې پر مرکزونو د اسلامي امارت د هوايي ځواکونو بریدونو ثابته کړه چې د پاکستان مرتد رژیم څنګه خپل ټول امکانات او پناه ځایونه د داعش او باغیانو په واک کې ورکړي دي. دا شومه مثلث (امریکا، د پاکستان رژیم او داخلي مزدوران) غواړي اسلامي مرکزي حاکمیت کمزوری وښيي، خو دوی ناخبره دي چې الهي نصرت له هغو کسانو سره دی چې د دارالاسلام د هرې لویشتې خاورې ساتنه کوي.
د امام ابوحنیفه رحمه الله او د سلفو علماوو د فقهي نظرونو پر بنسټ، د هغه عادل حاکم او نظام پر وړاندې «بغاوت» چې شریعت یې پلی کړی وي، لویه ګناه ده. دا کسان چې نن د پاکستان په غرونو کې درواغجنې نارې وهي، هماغه کسان دي چې پرون یې د امریکا د B-52 الوتکو تر سیوري لاندې پر خپل مسلمان ولس ظلم کاوه. د افغانستان مسلمان ملت ویښ دی او پوهېږي چې دا نمایشي حرکتونه یوازې د سیکولرېزم او بې دینۍ د بیا راوستلو یوه ناکامه هڅه ده.
خائنین به اسلام و مسلمین و رسوایی بغاوتگران سکولار در آغوش دارالکفر
به قلم: ابوهاجر خان آبادی
امروز «امارت اسلامی افغانستان» به عنوان «دارالاسلام» ، پرچم شریعت را برافراشته است. در مقابل، عدهای از بغاوتگران و مرتدین سکولار که سالها مزدوری اشغالگران آمریکایی را بر عهده داشتند، اکنون در لباس «جبهه آزادی» و دیگر عناوین پوشالی، علیه نظام اسلامی خروج کردهاند. اینان نه مجاهد، بلکه «باغی» و خائن به آرمانهای امت محمدی صلی الله علیه وسلم هستند.
یافتههای مستند (از جمله گزارشهای صدای هندوکش) پرده از یک افتضاح بزرگ برداشته است. این اراذل و اوباش که دم از آزادی میزنند، در حقیقت آلتدست و مزدوران محلی آمریکا و آواره در کوههای چترال و مناطق زیر سلطه رژیم نظامی و سکولار پاکستان هستند. آنان که در خاک خود جایی ندارند، در دامان «دارالکفر پاکستان» پناه گرفتهاند تا علیه نظام اسلامی توطئه کنند.
این بغاوتگران سکولار، به دلیل ناتوانی مطلق در رویارویی با سربازان جانبرکف امارت اسلامی، به «جنگ روانی» و «دروغهای سینمایی» روی آوردهاند:
• جعل جغرافیا: آنان با سوءاستفاده از شباهت کوههای چترال پاکستان با بدخشان و لغمان افغانستان، ویدیوهایی را ثبت میکنند و به دروغ مدعی حضور در خاک افغانستان میشوند.
• نمایشهای مضحک: شلیکهای کورِ راکت به سمت نامعلوم، بدون هیچگونه تبادل آتش یا واکنش نظامی، نشاندهنده این است که این ویدیوها صرفاً برای خشنود ساختن باداران آمریکایی و پاکستانیشان و دریافت دالرهای بیشتر ساخته شده است.
حملات مقتدرانه هوایی امارت اسلامی به پناهگاههای فتنه در هفتههای گذشته، ثابت کرد که رژیم مرتد پاکستان چگونه تمامی امکانات خود را در اختیار داعش و بغاوتگران قرار داده است. این مثلث شوم (آمریکا، رژیم پاکستان و مزدوران داخلی) در پی تضعیف حاکمیت مرکزی اسلام هستند، اما غافل از آنکه نصرت الهی با کسانی است که از وجب به وجب خاک دارالاسلام حفاظت میکنند.
بر اساس آراء فقهی امام ابوحنیفه رحمه الله و قاطبه علمای سلف، «بغاوت» علیه حاکم عادل و نظامی که شریعت را اقامه کرده، جرمی عظیم است. اینانی که امروز در کوههای پاکستان به دروغ رجزخوانی میکنند، همان کسانی هستند که دیروز زیر سایه طیارههای B-52 آمریکا به مردم خود ظلم میکردند.
ملت مسلمان افغانستان بیدار است و میداند که این تحرکات نمایشی، تنها تلاشی مذبوحه برای بازگرداندن سلطه سکولاریسم و بیدینی است که انشاءالله با بیداری مجاهدین، نقش بر آب خواهد شد.
دارالکفر طاری پاکستان و تداوم حملات آمریکایی و صهیونیستیگونه علیه مردم دارالاسلام افغانستان
به قلم: ابومحمود کندزی
در حالی که امت اسلامی در سرتاسر جهان داغدار جنایات استکبار جهانی است، رژیم متجاوز و دستنشاندهی پاکستان بار دیگر با الگوبرداری از تاکتیکهای وحشیانه صهیونیستها و اشغالگران آمریکایی، حریم هوایی دارالاسلام (امارت اسلامی افغانستان) را نقض کرده و غیرنظامیان بیگناه را در خانههایشان به خاک و خون کشید.
جزئیات جنایت رژیم متجاوز
بنا بر اعلام رسمی مولوی ذبیحالله مجاهد، سخنگوی امارت اسلامی افغانستان، طی شب گذشته جنگندههای رژیم متجاوز پاکستان در اقدامی بزدلانه، مناطق مسکونی در ولسوالیهای:
گیان در ولایت پکتیکا؛
څمکنی در ولایت پکتیا؛
و منوره در ولایت کنر؛
را هدف بمباران سنگین قرار دادند.
این حملات که بهصورت مستقیم خانههای مردم ملکی را هدف قرار داده، منجر به شهادت و زخمی شدن دهها تن از هموطنان مظلوم ما، از جمله زنان و کودکان شده است؛ جنایتی که دقیقاً یادآور بمبارانهای شبانه اشغالگران آمریکایی در دو دهه گذشته و حملات جاری رژیم صهیونیستی به باریکه غزه است.
سخنگوی امارت اسلامی ضمن محکومیت شدید این حملات، آن را «جنایت علیه بشریت» و «اقدامی وحشیانه» توصیف کرد. این رویکرد رژیم پاکستان نشان میدهد که حکام این کشور به جای ایستادن در کنار امت اسلامی، راه «دارالکفر» را در پیش گرفته و به ابزار دست استکبار برای بیثبات کردن تنها نظام خالص اسلامی در منطقه تبدیل شدهاند.
امارت اسلامی افغانستان بار دیگر تأکید میکند که حفاظت از خاک دارالاسلام و صیانت از خون اتباع مظلوم خود را وجیبه شرعی میداند. رژیم متجاوز پاکستان باید بداند که توسل به زور و بمبارانهای آمریکاییگونه، نه تنها اراده مجاهدین و ملت غیور افغانستان را سست نخواهد کرد، بلکه ماهیت واقعی این رژیم را به عنوان نایب استکبار در منطقه بیش از پیش افشا میسازد.
خونهای پاک ریخته شده در پکتیکا، پکتیا و کنر، گواهی بر مظلومیت ملتی است که برای اقامه حکم الله قیام کرده و در این راه، نه از تحریمهای غرب هراسی دارد و نه از تجاوزات ایادی منطقهای آنان.
در حملات رژیم نظامی پاکستان بر ولایت های پکتیکا، پکتیا و کنر افغانستان ۳۶ غیرنظامی شهید و ۱۶۳ تن زخمی شدند
مولوی ذبیحالله مجاهد، سخنگوی امارت اسلامی اعلام کرد که رژیم متجاوز پاکستان شب گذشته مناطق مسکونی در ولسوالیهای گیان ولایت پکتیکا، څمکنی ولایت پکتیا و منوره ولایت کنر را بمباران کرده است.به گفته وی، در این حملات دهها غیرنظامی، از جمله زنان و کودکان، شهید و زخمی شدهاند. مجاهد این حملات را بهشدت محکوم کرده و آن را «جنایت» و «اقدامی وحشیانه» دانسته است.
ملا حمدالله فطرت، معاون سخنگوی امارت اسلامی اعلام کرد که بر اساس آمار اولیه، در حملات هوایی شب گذشته رژیم متجاوز پاکستان به ولایتهای پکتیا، پکتیکا و کنر ۳۶ غیرنظامی از جمله زنان و کودکان شهید و ۱۶۳ تن دیگر زخمی شدهاند.
به گفته آقای فطرت، بیشترین تلفات در ولسوالی څمکنی ولایت پکتیا رخ داده است؛ جایی که پس از بمباران یک منزل مسکونی، رژیم نظامی پاکستان محل تجمع مردم برای امدادرسانی را نیز هدف قرار داد که در نتیجه آن ۲۸ تن شهید و ۱۵۸ تن دیگر زخمی شدند.
معاون سخنگوی امارت اسلامی همچنان گفته که شش غیرنظامی در ولسوالی گیان پکتیکا شهید و یک منزل مسکونی در ولسوالی منوره کنر تخریب شده است.
بیانیه برادران مهاجر ازبک در سوریه پس از تهدید برادران مهاجر فرانسوی توسط حاکمیت سکولار و دست نشانده ی جولانی
ارائه دهنده: محمد اسامه
رسول خدا ﷺ فرمود:
«… خداوند تا زمانی که بنده در یاری برادر خود باشد، او را یاری میکند.»
(روایت مسلم)
بر همین اساس، این چند سطر را مینویسیم.
در روزهای اخیر، افرادی که خود را وابسته به حکومت معرفی میکنند، پس از انتشار ویدئوی «ائتلاف شرعی»، برادران مهاجر فرانسوی ما را تهدید کرده و علیه آنان دست به تخریب شخصیت و بدنامسازی زدهاند.
با این حال، یک حقیقت همواره ثابت و غیرقابل انکار است؛ و آن اینکه در اسلام، حاکم فراتر از نصیحت، نقد و بازخواست نیست، مشروط بر آنکه این امور در چارچوب ضوابط شرعی انجام شود. یاران رسول خدا ﷺ در این زمینه نمونههای درخشانی از خود بر جای گذاشتهاند.
روزی عمر بن خطاب رضیاللهعنه بر منبر رفت و گفت:
«ای مردم! اگر در من کجی و انحرافی دیدید، آن را اصلاح کنید.»
مردی برخاست و گفت:
«به خدا سوگند، اگر در تو انحرافی ببینیم، با شمشیرهای خود آن را راست خواهیم کرد.»
عمر رضیاللهعنه پاسخ داد:
«سپاس خدایی را که در این امت کسانی قرار داده است که اگر عمر منحرف شود، او را با شمشیر اصلاح کنند.»
در این ماجرا باید تأمل کرد. عمر رضیاللهعنه در آن زمان یکی از بزرگترین دولتهای عصر خود را اداره میکرد، اما نقد را تهدید نمیدانست، بلکه وجود مردانی را که شجاعت داشتند در صورت انحراف او را به حق بازگردانند، نعمتی از جانب خداوند میشمرد.
هرکس حقیقت این پرونده را بداند، یقین دارد که برادران فرانسوی هرگز علیه مسلمانان سلاح برنداشتهاند، در درگیریهای داخلی که برخی گروهها را به جان هم انداخت شرکت نکردهاند و هیچگاه مردم را به جنگ با مسلمانان دعوت نکردهاند. آنان تنها با زبان خود سخن گفته، روایت خود از رویدادها را بیان کرده، آنچه را ظلم دانستهاند آشکار ساختهاند و نه خود دست به سلاح بردهاند و نه دیگران را به خشونت فراخواندهاند. آنان تنها حقی را که اسلام برای هر مسلمان مقرر کرده، یعنی امر به معروف و نهی از منکر در حد توان، انجام دادهاند.
با وجود این، هدف حملهای شدید قرار گرفتند که بر پایه اتهاماتی بود که بعداً یا کنار گذاشته شد یا نادرستی آنها آشکار گردید. حتی همان نهادهایی که این اتهامات را مطرح کرده بودند، در نهایت اعتراف کردند که در این پرونده اشتباهی رخ داده است.
اینجاست که اهمیت موضوع روشن میشود؛ زیرا هنگامی که گروهی از مهاجران که همواره به بیطرفی در درگیریهای داخلی شناخته شدهاند، بر اساس اتهامات اثباتنشده و شایعات هدف حمله با سلاحهای سنگین قرار گیرند، دیگر مسئله یک اختلاف عادی نیست، بلکه موضوعی است که آثار آن همه مسلمانان را دربر میگیرد.
شگفتآورتر آنکه، هنگامی که برای کمک و بررسی حقیقت ماجرا به محل رفتیم، شماری از مسئولان نیز اعتراف کردند که در نحوه رسیدگی به این پرونده خطا رخ داده است. همچنین ویدئویی که برادران ما منتشر کردهاند، حاوی شواهد و مطالبی است که هر فرد منصفی میتواند شخصاً آنها را بررسی کند. از اینرو، به کسانی که با شتاب خشمگین میشوند و حکم صادر میکنند، توصیه میکنیم انصاف و دقت را رعایت کنند.
مهاجران برای این امت بیگانه نیستند، بلکه بخشی از آن هستند و انصار نیز تاریخ و فداکاریهای آنان را میشناسند. مسلمانان صادق در سرزمین شام هرگز نخواهند پذیرفت که خانوادهها بر پایه شایعات، گزارشهای دروغ یا تهمتها هدف قرار گیرند؛ همانگونه که هرگز نمیپذیرند نهی از منکر به جرمی تبدیل شود که صاحبان آن مجازات شوند. همواره گفتن سخن حق هزینه داشته است.
رسول خدا ﷺ فرمود:
«سرور شهیدان، حمزه بن عبدالمطلب است و نیز مردی که در برابر حاکمی ستمگر برخیزد، او را به معروف فرمان دهد و از منکر بازدارد و در نتیجه کشته شود.»
(روایت حاکم در مستدرک، شماره ۴۸۸۴)
ما با صراحت میگوییم که امیدواریم نزد خداوند همان پاداش را داشته باشیم و بسیاری از مجاهدان نیز چنین امیدی دارند.
این حدیث یادآور جایگاه والای کسانی است که با وجود خطرها، از حق دفاع میکنند؛ نه از آن رو که خواهان درگیری یا فتنه باشند، بلکه چون معتقدند حقیقتهایی وجود دارد که نباید از آنها چشم پوشید.
اگر سخنان آنان باطل است، باید با دلیل و برهان به آن پاسخ داده شود. اما اگر تنها پاسخ، تهدید، ارعاب و فشار باشد، نتیجهای جز تقویت این باور نخواهد داشت که برخی نمیخواهند حقایقی برای مردم آشکار شود.
در آن صورت، هر انسان عاقلی خود به ضعف چنین رویکردی پی خواهد برد.
همچنین همه باید بدانند که مهاجران تنها نیستند و از سوی امت طرد نشدهاند.
و به کسانی که گمان میکنند تهدیدها ما را از انتشار مطالبی که ظلم را محکوم میکند بازخواهد داشت، میگوییم:
اگر بهای گفتن سخن حق، گرفتار شدن در آزمون و سختی باشد، پیش از ما مردانی این بها را پرداختهاند و پس از ما نیز تا زمانی که بر روی زمین کسانی باشند که از خدا بیش از مخلوق بترسند، مردانی این راه را ادامه خواهند داد.
اسلام هرگز دین سکوت در برابر ظلم نبوده است، بلکه دینی است که به عدالت، نصیحت صادقانه، یاری ستمدیدگان و گفتن سخن حق فرمان میدهد.
و در چارچوب شریعت، گفتن سخن حق عبادتی است که به وسیله آن به خداوند تقرب میجوییم.
تلبیس و دروغپراکنی مُلافتاحی خائن به دعوت و جهاد و مزدور جولانی مرتد در مورد بخشی از تاریخ کُردهای اهل سنت ایران
به قلم: ابوخالد کُردستانی
الله تعالی در مورد اخباری که از سوی مسلمین فاسق به ما می رسد می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ (حجرات/ ۶) ای کسانی که ایمان آوردهاید اگر فاسقی برای شما خبری آورد، بررسی کنید تا مبادا از روی نادانی به گروهی آسیب برسانید و سپس از کرده خود پشیمان شوید.
هم اکنون شخصی چون مُلافتاحی که سربازی از سربازان جولانی مرتد در سوریه است و رسماً به تحالف تحت پرچم آمریکا بر علیه هر مجاهد و مومن و هر گروه و جماعتی که آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها، آنها را تروریست می نامند پیوسته است در مورد بخشی از تاریخ کُردهای اهل سنت ایران و به زبان عربی برای عربهای سوریه در حال دروغپراکنی است.
ملا فتاحی که قلادهی دنباله روی از احمد الشرع را بر گردن آویخته، مأموریت یافته تا با غوغا و تلبیس، بر انحرافات و خیانتهای ارباب خود سرپوش بگذارد. جولانی و دارودستهاش که امروز در پیمانی پنهان با آمریکا، مجاهدین و شریعتگرایان واقعی را «تروریست» مینامند، برای بقای خود دست به دامن دروغ و تحریف تاریخ شدهاند.
فتاحی کذاب، با وقاحت تمام مدعی است که در سال ۱۳۵۹، نظام ایران ۵۹ شهروند کرد اهل سنت را کشته است، این دغلباز با «تلبیس» و پنهانکاری، حقیقت را وارونه جلوه میدهد. او نمیگوید که این افراد، نه شهروندان عادی اهل سنت، بلکه مرتدین میان اهل سنت و اعضاء احزاب مسلح سکولار، ملحد و مرتدی مانند کومله و دمکرات بودند که علیه حاکمیت ایران و مومنین مسلح و غیر مسلح و جان و مال مردم اهل سنت کردستان ایران دست به اسلحه برده بودند.
این مُلای مرتد نمی گوید که این احزاب سکولار و مرتد چند هزار نفر از مخالفین خودشان در میان اهل سنت را قتل عام کرده اند و یا چند نفر از نیروهای سپاه رزگاری صوفی های نقشبندی را که در آن زمان سپاه رزگاری بر علیه حاکمیت ایران هم می جنگیدند قتل عام کردند؟ یا چند نفر از طرفداران کاک احمد مفتی زاده را قتل عام و حتی در حسن آباد سنندج زنده به گور کردند؟
در آن زمان جهاد بر علیه این مرتدین سکولار بر تمام اهل سنت و هر مسلمانی که توان یاری اهل سنت را داشت فرض عین بود تا کفر و ارتداد اینها را از جامعه جارو کنند و فتوای آیتالله خمینی در آن مقطع، صراحتاً علیه «احزاب سکولار، مرتد و فتنهانگیز» بود، نه علیه مردم متدین اهل سنت. ایشان بارها تأکید داشتند که این احزاب، آلت دست بیگانگان برای نابودی اسلام هستند. که در همین کلیپی که مُلافتاحی نشر داده نیز همین کلمات گفته شده است.
فتاحی کذاب این حقیقت را کتمان میکند که در همان سالها، بدنهی اصلی اهل سنت کردستان در قالب «پیشمرگان مسلمان کرد»، شانه به شانه ی حاکمیت شیعه ایران علیه ستم و کفر احزاب سکولار میجنگیدند و جان خود را فدای اسلام کردند. تفاوت میان «مسلمان شریعتگرا» و «مرتد سکولار» چیزی نیست که با دروغهای فتاحی پاک شود.
فتاحی و جولانی، هر دو در مسیر خیانت به امت و دروغگویی به نفع جبهه آمریکائی – صهیونی قرار دارند. جولانی که امروز شریعتگرایان را در بند میکند و فتاحی که با تحریف تاریخ، قصد تفرقهافکنی میان صفوف مسلمین را دارد، هر دو مهرههای یک نقشهی آمریکایی هستند.
مومنین کُردستان لازم است بین «دفاع از شریعت» و «حمایت از کفر سکولاریسم» فرق قائل شوند، چون هر یک از احزاب سکولار و مرتدی که هیچ ربطی به دین و مردم اهل سنت کُردستان ندارند هر گونه حمله ی به خودشان را حمله به کُرد معرفی می کنند که مُلافتاحی حمله به این کُردهای مرتد را حمله به کُردهای اهل سنت معرفی کرده است اما دروغهای فتاحی نه تنها حقانیت هر گونه صدمه زدن به این احزاب سکولار و مرتد توسط هر شخصی را خدشهدار نمیکند، بلکه عمق سقوط اخلاقی و دینی جریان ارتدادی جولانی را بیش از پیش نمایان میسازد.
منشور حکومتداری صادقانه و استحکام نظام اسلامی در بیانات ارزشمند عالیقدر شیخالحدیث والتفسیر هبةالله آخندزاده در دیدار با اعضای شورای وزیران در ولایت قندهار
به قلمک فضل احمد هراتی
گزیدهای از رهنمودهای عالیقدر رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان شیخ الحدیث و التفسیر هبةالله آخندزاده(حفظهالله) در نشست شورای وزیران:
۱. اولویتبندی خدمتگزاری صادقانه به ملت
رهبر دارالاسلام امارت اسلامی با تأکید بر پیوند میان حکومت و مردم، فرمودند:
• خدمت به مردم، صدر اولویتها: خدمتگزاری صادقانه به مردم و پاسخگویی مسئولانه در برابر نیازهای آنان، از اساسیترین اولویتهای نظام است.
• تعهد و عدالت: مسئولان مکلفاند وظایف محوله را با اخلاص کامل، عدالت اجتماعی و تعهد ایمانی انجام داده و تلاشی جدی برای بهبود خدمات عمومی و حل مشکلات معیشتی مردم به کار بندند.
۲. تقوا و تخصص در تطبیق فرامین
ایشان با اشاره به لزوم خودسازی مسئولان، خاطرنشان کردند:
• بنیاد تقوا: تمامی مسئولان نظام اسلامی باید در گام نخست خود را به زیور تقوا آراسته کنند.
• آگاهی از قوانین شرعی: مطالعه دقیق و مستمر فرامین امارت اسلامی برای تمامی مسئولان ضروری است تا در تبیین و تطبیق دقیق آنها در سطوح مختلف جامعه موفق عمل کنند.
۳. استحکام نظام از مسیر آموزش و ترویج دین
رهبر عالیقدر، پایداری نظام را در گرو آگاهی دینی جامعه دانسته و فرمودند:
• آموزش عقیده صحیح: مسئولین نظام مکلف به آموزش علم دین و عقیده صحیح به زیردستان و عموم مردم هستند.
• ریشهیابی ضعفها: هرگونه ضعف در اعمال و رفتار، ناشی از ضعف در عقیده است؛ لذا گسترش علم دینی در سراسر کشور تنها راه حل اساسی برای اصلاح جامعه است.
۴. صیانت از افکار و اخلاق جامعه
در راستای مقابله با تهاجم فرهنگی و فکری، ایشان تأکید ورزیدند:
• حفاظت از مرزهای فکری: مردم باید در برابر افکار نادرست، انحرافات عقیدتی و بداخلاقیهای بیگانه محافظت شوند.
• ترویج مذهب حق: آگاهیبخشی به ملت نسبت به عقیده اصیل و مذهب صحیح از وظایف شرعی دستاندرکاران نظام است.
۵. مسئولیتشناسی و الگوپذیری از سنت نبوی صلی الله علیه وسلم
عالیقدر شیخ هبةالله آخندزاده (حفظهالله) در پایان بر جنبههای عملی دعوت تأکید نموده و فرمودند:
• تبیین دین با عمل: مسئولان باید با رفتار، کردار و عملکرد خود، زیباییهای اسلام و ارزشهای دینی را به مردم نشان دهند.
• سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم: همانگونه که رسول الله صلیالله علیه و سلم دین را با عمل خویش تبیین و ترویج میکردند، مسئولان امارت اسلامی نیز باید الگوی عینی اخلاق اسلامی برای مردم باشند.
رسول الله (صلی الله علیه وسلم) د هر هغه شي مخه نیولې چې انسان ته زیان رسوي او عقل یې له منځه وړي:
– «كل مُسْكِرٍ خَمْرٌ، وكل مُسْكِرٍ حرام، ومن شرِب الخمر في الدنيا فمات وهو يُدْمِنُهَا لَمْ يَتُبْ، لَمْ يَشْرَبْهَا في الآخرة»[۱] هر نشه کوونکی شی خمر دی او هر نشه کوونکی شی حرام دی .
– قضَى أن لا ضررَ ولا ضِرارَ.[۲] نه ځان ته زیان رسول شته او نه بل ته. له همدې امله ټول هغه توکي چې صحت او عقل ته زیان رسوي (لکه سګرټ، نسوار، چرس او نور) باید د اسلامي نظام لخوا کنټرول او مخنیوی یې وشي.
۴. د امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله او حنفي فقهې لیدلوری
• د عقل ساتنه: امام صاحب (رح) ټینګار کوي چې عقل د انسان تر ټولو لویه شتمني ده. هر هغه څه چې عقل زایل کوي (لکه کوکنار، تریاک او نور کیمیاوي مواد)، په قطعي ډول منع دي.
• تعزیر او سیاسي صلاحیت: په حنفي فقه کې حاکم (امام) دا صلاحیت لري چې د عامه مصلحت لپاره د داسې شیانو کښت او تجارت ممنوع کړي چې ټولنې ته فساد او زیان رسوي. د حاکم د داسې امر اطاعت پر ولس شرعي واجب دی.
د افغانستان اسلامي امارت ثابته کړه چې د نشه يي توکو له هیولا سره مبارزه یوازې په شعارونو نه، بلکې د الله تعالی پر شریعت باندې په تمسک او د احکامو په قاطعیت سره ترسره کېږي. نن چې د افغانستان ځمکه له کوکنارو پاکه شوې او معتادین تر درملنې لاندې دي، دا د هغه نظام برکت دی چې قانون یې له قرآن او سنتو اخیستی او هدف یې د یوې سالمې اسلامي ټولنې جوړول دي.
اقتدار شریعت و ریشهکنی مخدرات؛ تجلی حاکمیت الهی در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان
به قلم: ابوهاجر خان آبادی
موفقیت بینظیر امارت اسلامی افغانستان در محو کامل کشت خشخاش، نابودی مواد مخدر و جمعآوری معتادین، حقیقتی است که جز در سایه یک حاکمیت مقتدر اسلامی و تطبیق فرامین شرعیِ برخاسته از قرآن و سنت، امکانپذیر نبود. این تحول بزرگ، یادآور اخلاص و اطاعتپذیری صدر اسلام است.
در زمان رسولالله صلی الله علیه وسلم، هنگامی که آیه تحریم «خمر» (شراب) نازل شد، منادیان حکومت اسلامی در کوچههای مدینه بانگ برآوردند. تاریخ گواه است که مسلمانان چنان در اطاعت از امر الهی ذوب بودند که حتی جامهایی که بر لبانشان بود را دور ریختند و خمرهها را در کوچهها جاری ساختند. امروز نیز در دارالاسلام افغانستان، همان روحیه اطاعت از «اولیالامر» تجدید شده و مردم به دلیل ایمان به مشروعیت نظام، فرامین منع مخدرات را با جان و دل پذیرفتهاند.
حاکمیت اسلامی بر اساس دستور الهی، موظف به حفظ عقل و جان مردم است. الله متعال میفرماید:
– يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (مائده/ ۹۰) ای کسانی که ایمان آوردهاید، شراب و قمار و بتها و تیرهای قرعه، پلیدی و از عمل شیطان است، پس از آن دوری کنید تا رستگار شوید.
– وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ (بقره/ ۱۹۵) و خود را با دست خود به هلاکت نیفکنید. مواد مخدر (تریاک، چرس، شیشه و…) بارزترین مصداق هلاکت فردی و اجتماعی است.
رسولالله صلی الله علیه وسلم راه را بر هرگونه توجیه برای مصرف مواد نشئهآور بسته است و به عنوان مثال از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:«كل مُسْكِرٍ خَمْرٌ، وكل مُسْكِرٍ حرام، ومن شرِب الخمر في الدنيا فمات وهو يُدْمِنُهَا لَمْ يَتُبْ، لَمْ يَشْرَبْهَا في الآخرة»[۱] هر نشئهآوری خمر است و هر نشئهآوری حرام است. و کسی که در دنیا خمر بنوشد و درحالی بمیرد که به آن معتاد بوده و توبه نکرده باشد، در آخرت آن را نخواهد نوشید.
همچنین در احادیث صحیح آمده است که : قضَى أن لا ضررَ ولا ضِرارَ.[۲] نه به خود ضرر برسانید و نه به دیگران. مخدرات و دخانیات (سیگار و نسوار) به دلیل ضرر قطعی به صحت و اقتصاد، مشمول این قاعده فقهی هستند.
در مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله نیز همچون سایر مذاهب اسلامی اصل بر حفاظت از «ضروریات پنجگانه» (دین، نفس، عقل، نسل و مال) است.
امام ابوحنیفه و شاگردان ایشان تاکید دارند که هر مادهای که باعث اختلال در عقل شود (زائلکننده عقل)، مصرف آن ممنوع است. از آنجایی که خشخاش، تریاک، چرس و مواد کیمیاوی جدید مستقیماً عقل را از بین میبرند، تحریم آنها در فقه حنفی قطعی است.
طبق آرای فقهی، حاکم اسلامی، امام صلاحیت دارد برای حفظ مصلحت عامه و جلوگیری از فساد، نسبت به اموری که ضرر عمومی دارند (مانند کشت و قاچاق مخدرات)، مجازاتهای تعزیری وضع نموده و آنها را ممنوع اعلام کند. اطاعت از این فرمان حاکم، بر تمام اتباع فرض و واجب است.
به این شکل امارت اسلامی افغانستان ثابت کرد که با شعار و کنفرانس نمیتوان با هیولای اعتیاد و مخدرات جنگید؛ بلکه تنها راه حل، تمسک به شریعت الله و داشتن قاطعیت در تنفیذ احکام است. امروز که مزارع خشخاش پاکسازی و معتادین از گوشه جادهها جمعآوری شدهاند، ثمره حکومتی است که قانونش را از قرآن میگیرد و هدفش رضایت پروردگار و سلامت جامعه اسلامی است.