رهبر اتحادیه ی شافعیها و زیدیهای حاکم بر صنعا: آمریکا و اسرائیل منشأ شرارت و بی‌ثباتی در جهان هستند و آل سعود باید مجازات شوند

رهبر اتحادیه ی شافعیها و زیدیهای حاکم بر صنعا: آمریکا و اسرائیل منشأ شرارت و بی‌ثباتی در جهان هستند و آل سعود باید مجازات شوند

سید عبدالملک بدرالدین رهبر اتحادیه ی شافعیها و زیدیهای حاکم بر یمن طی پیامی گفت:

آمریکا، اسرائیل و هم‌پیمانانشان، منشأ شرارتی هستند که ثبات جهانی را تهدید می‌کند و با جنگ‌افروزی و غارت ثروت ملت‌ها از فلسطین تا دیگر مناطق، به بی‌ثباتی دامن می‌زنند.

طرح صهیونیستی با هدف تغییر نقشه خاورمیانه برای تحقق اسرائیل بزرگ، عامل پشت‌پرده تمام جنگ‌های منطقه است.

این محور نه‌تنها هیچ احترامی برای توافقات بین‌المللی و قطعنامه‌های سازمان ملل قائل نیست، بلکه به نسل‌کشی ملت‌ها و نابودی تمدن‌ها افتخار می‌کند.

  • نقش عربستان در همکاری با آمریکا، اسرائیل و بریتانیا برای ضربه زدن به هرگونه موضع واحد و یکپارچه امت، اکنون کاملاً آشکار و شناخته‌شده است.

تجاوز عربستان به یمن سال‌هاست که ادامه دارد، هیچ‌گونه توجیه قانونی ندارد و در چارچوب همسویی و وفاداری به آمریکا و اسرائیل صورت می‌گیرد.

نخستین قربانی نقش تخریبی عربستان، مردم فلسطین هستند که در معرض نسل‌کشی قرار دارند.

نقش عربستان باعث شده است که هرگونه موضع سیاسی واحد و یکپارچه در جهان اسلام برای تحریم و بایکوت دشمن اسرائیلی شکل نگیرد.

موضع عربستان، طرحِ شعار «آزادسازی فلسطین» را به اقدامی مجرمانه و تروریستی تبدیل کرده که باید با آن برخورد و عاملانش مجازات شوند.

  • پیروزی ایران در برابر دشمنان سدی در برابر روند هدف‌گیری ملت‌های منطقه شد
  • دشمنان قصد داشتند نظام ایران را ساکت کنند، اما پیروزی ایران به پیروزی تمام امت اسلامی و فرزندان منطقه ما تبدیل شد. اگر توطئه و پروژه دشمنان علیه ایران موفق می‌شد، روند هدف قرار دادن سایر ملت‌های منطقه آغاز می‌گشت و کشور سوریه نیز در این میان از هیچ قاعده‌ای مستثنی نبود.

مقامات ایران اجازه دهند درهای جهاد و جهنم را بر توله بن زاید حاکم بر امارات متحده صهیونی باز کنیم

مقامات ایران اجازه دهند درهای جهاد و جهنم را بر توله بن زاید حاکم بر امارات متحده صهیونی باز کنیم

به قلم: عبدالله قشمی

این اصلا برای مردم ما قابل قبول نیست که توله های بن زاید حاکم بر امارات متحده صهیونی با پهپادهای یابون رژیم صهیونیستی به صورت مستقیم به سرزمین ما حمله کنند و بخشی از جبهه ی آمریکایی- صهیونی باشند که از بالاترین مقامهای کشور تا کودکان دبستان ما را ترور کرده باشند اما این توله ها هنوز زنده باشند که با آنها مقابله به مثل نشده باشد در حالی که دفاع مشروع بر اساس تمام قوانین بین المللی و قوانین شریعت الله حق طبیعی ماست.

توله های بن زاید در طول جنگ رمضان ۱۴۰۴ش خود را پشت آمریکا و صهیونیستها مخفی کرده بودند اما این روزها به صورت علنی دارند علیه مردم و سرزمین مان دست به اقدامات نظامی و تجاوزکارانه می‌زنند.

واقعا معقول نیست زمانی که این موجودات خودشان حمله علیه سرزمین و مقامات و مردم ما را که انجام داده اند به صورت رسمی آن را توجیه می‌کنند، ما فقط نگاه کنیم در حالی که اقدام دفاعی ما در از بین بردن این اراذل و اوباش امری پسندیده و کاملاً درست است.

ما مردم اهل سنت جنوب از مقامات محترم کشور خود می خواهیم که اجازه دهند نیروهای خودجوش جهادی شیعی و سنی به خاک امارات متحده صهیونی نفوذ کرده و درهای جهاد و جهنم را بر این خائنین و مرتدین باز کنند.

احمد الشر صهیونی سوریه و جلوگیری از رسیدن تجهیزات نظامی دارالاسلام ایران جهت زدن ضربات کشنده تر به صهیونیست‌ها

احمد الشر صهیونی سوریه و جلوگیری از رسیدن تجهیزات نظامی دارالاسلام ایران جهت زدن ضربات کشنده تر به صهیونیست‌ها

به قلم: ابوخالد کردستانی

متاسفانه در بعضی از رسانه های ایرانی هنوز از احمد الشر حاکم دست نشانده و مرتد دمشق را جزو القاعدة می‌دانند در حالی که هنوز خون سامی العریدی تقبله الله امیر برجسته ی القاعده که اخیرا توسط تحالف کفری آمریکایی – جولانی ترور شد خشک نشده است.

همین دیروز ۲۴ تیر ۱۴۰۵ش بود که کنگره ی آمریکا یکی از شروط کمک به جولانی مرتد را جنگ با القاعده معرفی کرد.

به هر حال، جولانی مرتد، ارباب مُلافتاحی به عنوان توله ی بوکش آمریکا و رژیم صهیونیستی امروز از کشف یک محموله سلاح ایرانی خبر داد که قرار بود جهت باریدن بر سر صهیونیستهای وحشی به حزب‌الله لبنان منتقل شود. این سلاح‌ها در یک تانکر سوخت از عراق کشف شده‌اند.
در میان سلاح‌های کشف شده، موشک‌های ضدتانک جدید خانواده Almas ساخت ایران، به ویژه موشک شماره ۳۹ از سری ۱۸۶ که در سال ۲۰۲۶ تولید شده، جلب توجه می‌کنند. همچنین، موشک‌های کروز سبک جدید ایرانی به نام Ghadr-110 و موشک‌های کروز Paveh که به خوبی شناخته شده‌اند، نیز در بین سلاح‌های کشف شده به چشم می‌خورند . علاوه بر این، قطعاتی برای مونتاژ پهپادهای FPV با استفاده از فیبر نوری نیز وجود دارد و باید توجه داشت که این قطعات، تولید ایران هستند.
زمانی که می گفتیم جولانی مرتد و ملا فتاحی و سایر مزدوران برای قتال في سبيل آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی قتال می کنند تنها آگاهان اهل دعوت و جهاد متوجه می شدند اما الان هر انسان دارای عقل و چشم سالمی می بینند که جولانی و نوچه هایش در چه ارتداد آشکاری افتاده اند.

برای بعضی از رسانه های ایرانی که هنوز این مرتد را جزو القاعدة معرفی می کنند جای عیب و ایراد و نشان از جهل به واقع است که امیدواریم این ایراد بزرگ را نیز رفع کنند.

چرا اسامه بن لادن می گفت آمریکا سر افعی است ؟

چرا اسامه بن لادن می گفت آمریکا سر افعی است ؟

به قلم: خالد سیف الله السملول

ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﻢ.:

ﺑﺎﻧﯽ ﻭﺣﺎﻣﯽ ﺍﺻﻠﯽ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯼ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﮐﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﻣﺎﺯﻣﺎﻧﯽ ﭼﻨﺪ ﮔﺎﻡ ﺟﻠﻮﺗﺮ ﺑﺴﻮﯼ ﻓﺘﺢ ﻗﺪﺱ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯼ ﺟﻨﺎﯾﺘﮑﺎﺭ ﺑﺮ ﺧﯿﺰﯾﻢ . ﺑﺎﭼﺸﻤﺎﻥ ﺑﯿﻨﺎ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﻢ ﺁﻧﻬﺎﺋﯿﮑﻪ ﻗﺪﺱ ﺷﺮﯾﻒ ﺁﻥﻣﮑﺎﻥ ﭘﺎﮎ ﻣﻘﺪﺱ ﻭ ﺟﺎﯼ ﻋﺮﻭﺝ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﻭ ﻣﮑﺎﻧﯿﮑﻪ ﻗﺒﻠﻪ ﺍﻭﻝ ﻣﺴﻠﻤﯿﻦﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯼ ﺟﻨﺎﯾﺘﮑﺎﺭ ﺍﺷﻐﺎﻝﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺷﺎﻧﺰﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﻃﻦ ﻣﻦ ﻭﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺍﺷﻐﺎﻝﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ

ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ ﻭﻏﻤﺨﻮﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﺯ ﺗﻪﺩﻝ ﺍﺯ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻇﺎﻟﻤﺎﻧﻪ ﻭﻣﻐﺮﺿﺎﻧﻪ ﺗﺮﺍﻣﭗ ﻋﻤﯿﻘﺎ ﻣﺘﺂﺛﺮ ﺷﺪﻩ ﺭﻧﺠﻮﺭﻭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺷﺪﻧﺪ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺭﻧﺞ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺭﺍﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺭﻧﺞ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺪﺍﻧﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻗﺪﺱ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻝ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﻻﻧﻪﺀ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﺯﺍﺩﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﺎﯾﺪ ﺁﻣﺎﺩﻩﺀ ﻫﺮﻧﻮﻉ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻭﻓﺪﺍ ﮐﺎﺭﯼﺑﺎﺷﯿﻢ.

ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﺎﺭﯼ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﻓﻠﺴﻄﯿﻨﯽ ﺧﻮﺩ ﺑﺸﺘﺎﺑﻨﺪ ﭘﺲ ﺍﻭﻝ ﺍﺯ ﻣﺠﺎﻫﺪﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯼ ﻣﺘﺠﺎﻭﺯ ﻭﺟﻨﺎﯾﺘﮑﺎﺭ ﺟﻬﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻗﺪﻡ ﺩﻭﻡ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﻣﺠﺎﻫﺪﯾﻦ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ ﻗﺪﺱ ﻭ ﻣﻠﺖ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺭﺍ ﺍﺯ آمریکا و سکولاریتهای متحد با آمریکای ﺣﺎﺿﺮ ﺩﺭ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺍﯾﻦﺍﺣﺴﺎﺱ ﻋﻤﯿﻖ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻭ ﻭﺟﯿﺒﻪﺀ ﺩﯾﻨﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺭ ﺳﺘﺎﯾﺶﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﻗﺪﺭ ﻣﯽ ﻧﮕﺮﯾﻢ. ﻭﺍﺯﺍﻟﻠﻪ ﻣﺘﻌﺎﻟﯽ ﺧﻮﺍﻫﺎﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺪﻝ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻭﺍﺭﺍﺩﻩ ﺧﯿﺮ ﺑﺮﺍﯼﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺍﺟﺮ ﻭ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﻧﺼﯿﺐ ﺣﺎﻝ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ .

ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﻧﮑﺎﺕ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺟﻬﺖ ﺗﺬﮐﺮ ﻭﯾﺎﺩﻫﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺎﻥ ﻭﺍﺿﺢ ﺑﺴﺎﺯﻡ ﺍﯾﻨﺴﺖ ﮐﻪ ﺷﻌﺎﺭﻓﺘﺢ ﻗﺪﺱ ﻭﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺗﺎ ﻋﻤﻞ ﺧﯿﻠﯽ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﺎﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﻭﺁﺳﺎﻧﯽﻧﯿﺴﺖ ﺻﺮﻑ ﻧﻈﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﻪ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﻣﻨﺼﻔﺎﻧﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻗﻔﻞ، ﺯﻧﺠﯿﺮ ﻭ ﺯﻭﻻﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﯼ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺗﻮﺳﻂ ﻋُﻤﺎﻝ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻭ ﻣﺰﺩﻭﺭﺍﻥ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺭﮊﯾﻢ ﺗﺮﺍﻣﭗ ﻭﻟﭽﮏ ﻭﺯﻭﻻﻧﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻨﯿﻢ .

ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺖ ﺣﺎﻣﯽ ﺍﺻﻠﯽ ﻭ ﺟﻨﺎﯾﺘﮑﺎﺭ ﯾﻬﻮﺩ ﻭ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﻭﺁﺯﺍﺩﯼ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﺎﻣﻞ ﻣﺎﺩﯼ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﻧﻈﺎﻡ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺭﻫﺴﭙﺎﺭ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺷﻮﯾﻢ . ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯿﮑﻪ ﻣﺎﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﯾﺮ ﯾﻮﻍ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯼ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﮐﺎﺭ ﻭ متحدین ﮔﺮﺩﻩﺍﻣﺪﻩ ﺩﺭ ﭘﯿﻤﺎﻥ ﻧﺎﺗﻮ ﺭﻫﺎ ﻧﺴﺎﺯﯾﻢ ﻣﻤﮑﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺸﺘﺎﺑﯿﻢ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﯾﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺘﻮﺍﻧﯿﻢ ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺍﺳﺖ ﺍﻧﮑﺎﺭﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ .ﺣﺎﻝ ﮐﻪ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻣﺎ ﻋﻤﻼ ﺑﺪﺳﺖ ﯾﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﺍ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺯﻣﺎﻡ ﺍﻣﻮﺭ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭﻋﺎﻡ ﻭ ﺗﺎﻡ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯼ ﺣﺎﻣﯽ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽﻫﺎ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﻟﻬﯽ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﮐﻔﺮﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺑﺎﻻﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺎ ﺗﻄﺒﯿﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﻝ ﺷﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻄﺎﺑﻖﻣﯿﻞ ﺷﺎﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﮐﺪﺍﻡ ﻣﺰﺍﺣﻤﺖ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ . ﺟﻨﺎﯾﺖ ﻫﺎﯼﻭﺣﺸﯿﺎﻧﻪ ﻭ ﻇﺎﻟﻤﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﻖ ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﻥ ﻋﺰﯾﺰ ﻣﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﻭﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ. ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺑﻼ ﻭﻗﻔﻪ ﺧﻮﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﺮﺯﺍﻧﻨﺪ ﺳﭙﺲ ﺑﺎ ﺑﻤﺒﺎﺭﺍﻥ ﮐﻮﺭ ﮐﻮﺭﺍﻧﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻭﮐﺎﺷﺎﻧﻪﺀ ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﻥ ﺍﻓﻐﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﯾﮑﺴﺎﻥﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﻭﺣﺸﺖ ﻭﺩﻫﺸﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺷﺎﻥ ﻣﯿﺂﯾﺪ ﺑﺎﻻﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻣﯿﻬﻦ ﻣﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ.

ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻭ ﻫﻤﻮﻃﻦ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻭ ﺍﻓﻐﺎﻧﻢ ﭘﺲ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﭼﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺟﻬﺎﺩ ﺟﺎﺭﯼ ﭘﺎﮎ ﻭ ﻣﻘﺪﺳﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺳﺒﺐ ﮐﺴﺐ ﺍﻓﻀﻞ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺟﺮﻭ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺍﺳﺖ ﺗﺮﮎ ﮔﻔﺘﻪ ﻭ ﺷﻌﺎﺭ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺭﺍ ﺳﺮ ﻣﯽﺩﻫﯽ، ﺁﻧﻬﻢ ﺷﻌﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﻤﻞ ﻭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻫﯿﭻ ﺳﻮﺩﯼ ﺑﺮﺍﯼﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﻭ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻧﺪﺍﺭﺩ . ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻭﻝ ﻣﻮﺍﻧﻊ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﻩ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻗﺪﻡ ﻧﺨﺴﺖ ﺣﻀﻮﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯼ ﺍﺷﻐﺎﻟﮕﺮ ﮐﻪ ﺣﺎﻣﯽ ﺍﺻﻠﯽ ﻭ ﺍﻭﻝ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﻫﯿﻢ ﻭﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺎ ﮐﻤﮏ ﻭ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﻧﻈﺎﻡ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺑﺴﻮﯼ ﺩﯾﺎﺭ ﺟﻬﺎﺩ ﮐﻪ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻗﺪﻡﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢ.

ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻣﻦ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻧﺪﺍﯼ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﻟﺒﯿﮏ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺴﻮﯼ ﺳﻨﮕﺮ ﺟﻬﺎﺩ ﻣﯽ ﺷﺘﺎﺑﯽ .ﺍﻣﺎ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻫﺪﻑ ﺩﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﯾﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﺍ ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻭﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺷﻤﻦ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺧﺎﻧﻪﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯽ، ﺩﺷﻤﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻀﻌﯿﻒ ﻭ ﺍﺯ ﺑﯿﻦﺑﺮﺩﻥ ﺩﯾﻦ ، ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻭ ﮐﻠﺘﻮﺭﺕ ﺍﺯ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﮐﯿﻠﻮ ﻣﺘﺮ ﺩﻭﺭ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺩﻭﻡﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﻨﺪ.ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﺁﺳﺎﻥ ﺗﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ صهیونیستهای ﻏﺎﺻﺐ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ‏( ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ‏) ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ ﺑﯿﺎﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺻﺪﯾﻖ ﺍﻫﻞ ﺍﺳﻼﻡ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻗﺪﺱﺷﺮﯾﻒ ﺭﺍ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ ﺟﮕﺮ ﻫﺎﯼ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﻭ ﺩﻟﻬﺎﯼ ﺩﺍﻍﺩﯾﺪﻩ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ . ﯾﻘﯿﻨﺎ ﺑﺎ ﮐﺸﺘﻦ ﻭﻫﻼﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺮ ﻋﺴﮑﺮ ﺍﺷﻐﺎﻟﮕﺮ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﻭ ﻧﺎﺗﻮ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺭﻭﺡﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.

ﭘﺲ ﺑﯿﺎ ﺍﺯ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﻭ ﺧﺎﺗﻤﻪﺀ ﺣﺎﻣﯽﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﻭ ﮐﻔﺮ ﺩﺭ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﻫﯿﻢ ﻭ ﺍﯾﻦﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﺤﻘﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﮑﻞ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻈﺎﻫﺮﺍﺕ ﺿﺪﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻠﯽ ﻭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺣﻀﻮﺭ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﯿﻢ ﺩﺭﺳﻨﮕﺮ ﻫﺎﯼ ﺟﻬﺎﺩ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻭ ﺻﻠﯿﺒﺐ ﻧﯿﺰ ﺷﺮﮐﺖﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺣﻀﻮﺭ ﺑﻬﻢ ﺭﺳﺎﻧﯿﻢ.

الان باید متوجه شده باشیم که چرا آمریکا سر افعی است . بله، آمریکا و متحدین آمریکا مثل ترکیه و ناتو سر افعی هستند . هر گونه جنگی انحرافی خدمت به آمریکا است و هیچ خدمتی به مسلمانان و بخصوص مسلمانان فلسطین نمی کند . بیایید همه با هم بر علیه آمریکای جنایتکار که سرزمین وحی و حرمین شریفین را هم اشغال کرده است متحد شویم .

دموکراسی جدائی دین از زندگی و نظامی کفری است

دموکراسی جدائی دین از زندگی و نظامی کفری است

ارائه دهنده : مجیب الرحمن فرغانه ای

بسم الله الرحمن الرحيم

دموكراسي را كه غرب كافر در سرزمينهاي مسلمان نشين به راه انداخته است  نظام و سيستمي  كفري بوده  كه با اسلام هيچ پيوندي ندارد نه از دور و نه از نزديك . اين نظام با احكام اسلام در كليات و جزئيات و در مصدري كه از آن نشات نموده و عقيده اي كه از آن سرچشمه گرفته و اساسي كه بر آن استوار مي باشد و در افكار و نظامهائي كه با خود آورده است تناقض كلي دارد . به همين دليل است كه انتخابات ، پذيرش و تطبيق و اجرا نمودن دموكراسي و دعوت مردم به سوي آن بر مسلمانان ، حرام مي باشد .

دموكراسي نوعي از سيستمها و نظامهاي حكومتي است كه افراد بشر آن را وضع و ايجاد نموده اند تا از ظلم و حكمروايي حكامشان  به نام دين رهايي يابند . بنابراين دموكراسي رژيمي است كه مصدر ( منبع توليد ) آن بشر بوده و هيچ رابطه اي با و حي و دين ندارد .

اساس و علت پيدايش نظام دموكراسي اين است كه سردمداران حكومتها   بر اين باور بودند كه حاكم يا پادشاه نماينده ي خدا در روي زمين است و او بر انسانها به واسطه ي حجتي كه از جانب الله به وي رسيده است حكومت مي نمايد و گمان مي كردند كه الله براي حاكم سلطه ( توان و صلاحيت ) وضع قوانين و احكام و صلاحيت اجرائي آنرا داده است ، يعني صلاحيت اين را به وي داده است تا بر مردم بر اساس همان  شريعت و قانوني حكم براند كه خود آن را ساخته و پرداخته است . چون ( چنين وانمود مي كرد ) كه وي سلطه و صلاحيت خويش را از جانب خدا به دست مي آورد نه از مردم . لذا آنها بر مردم ظلم مي كردند و بر آنها چنان حكومت مي كردند كه ارباب بر غلام و برده ي خويش  .

بنابر اين در ميان آنها و مردم كشمكشها و اختلافاتي به وجود آمد و فلاسفه و انديشمنداني بروز نمودند كه مسئله ي حكومت داري را به بحث و مناقشه كشاندند و سرانجام نظامي را به منظور حكمروايي بر مردم ساختند كه همين نظام و سيستم دموكراسي مي باشد .  نظامي كه ملت يا مردم در آن مصدر سلطه و صلاحيتها مي باشند و حاكم صلاحيت خويش را از آنها به دست مي آورد ، رهبري از آن ملت و ملت مالك اراده ي خويش بوده و هر طوري كه بخواهد در آن تصرف مي نمايد و هيچ كس بر ملت سلطه نداشته و خود او سيد و آقا بوده و خود احكام و قوانيني را مي سازد كه بر مبناي آن بر خود حكمراني نمايد و مطابق آن حركت كند . خود حاكمي را بر مي گزيند تا به نمايندگي از وي و با استفاده از همان قوانين ساخته ي دست خودش  حاكم بر انها حكومت نمايد . به همين دليل است كه مصدر و منبع رژيم و سيستم دموكراسي به طور كل خود انسان بوده و هيچ ارتباطي با وحي و دين ندارد .

دموكراسي يك واژه و اصطلاح غربي است كه به معني حكومت مردم بر مردم ، توسط  (قوانين ) خود مردم مي باشد ؛ پس اين ملت و مردم است كه حاكم مطلق و داراي صلاحيت مي باشد . طوري كه خود مالك زمام امور خويش است ، اراده ي خويش را تمثيل نموده و خودش آن را به پيش مي برد ، در قبال قدرت ديگري غير از قدرت خودش مسئول پنداشته نمي شود ، خود او نظامها و قوانين را ( از لحاظ صاحب صلاحيت ) توسط نمايندگان برگزيده ي خود وضع مي نمايد و آنرا توسط حكام و قضاتي كه تعيين مي نمايد و توسط كساني كه قدرت و صلاحيت خويش را از وي به حيث منبع صلاحيت به دست مي آورند در عمل پياده مي نمايد . هر فردي از افراد آن همان حقي را دارد كه ديگران دارند ، مانند : به وجود آوردن دولت ، تعيين حاكم و وضع نظامها و قوانين .

اصل در دموكراسي يعني حكومت خود مردم ، اين است كه مردم در يك محل دور هم جمع شده نظامها و قوانين را وضع مي كنند كه بر خودشان اجرا مي گردد ، امورشان را تنظيم نموده و در مواردي كه داوري مطلوب است ، قضاوت مي نمايند ، مگر از اين كه طبعتا ممكن نيست تا تمام مردم در يك مكان جمع گرديده و همه در وضع قوانين سهيم باشند ، لذا ملت براي خود نمايندگاني را برمي گزينند تا وظيفه ي وضع قوانين را به عهده گرفته و نمايندگان واقعي ملت به حساب آيند .

محل اجتماع  اين نمايندگان به نام مجلس نمايندگان ( پارلمان ، سنا ، گنگره ) ناميده مي شود و اين مجلس در نظام دموكراسي همان نهادي است كه اراده مردم را تمثيل نموده و پيكره ي سياسي اراده ي اكثريت مردم را تشكيل مي دهد ، حكومت را انتخاب و رئيس دولت را تعيين مي كند تا حاكم و نماينده مردم در امر اجراي خواست و اراده ي عامه باشد . او قدرت خود را از ملت و مردمي به دست مي آورد كه وي را انتخاب نموده اند تا برايشان بر اساس نظامهاو قوانيني كه آنها وضع كرده اند حكومت نمايد .

پس خود ملت است كه صاحب قدرت و صلاحيت بوده و قوانين را مي سازد و حاكمي را جهت اجرا و تطبيق آن انتخاب مي نمايد و براي اينكه مردم آقا و رهبر خود گرديده و سروري خويش را احراز و با وضع قوانين ، نظامهاي زندگي و انتخاب حاكمان خود بدون كوچكترين جبر و اكراه ، اراده ي خود را به طور كامل عملي نمايند ، نظام دموكراسي مي خواهد كليه آزادي هاي عمومي را كه از لحاظ اساس و شالوده ي  – حقوق انساني – مطرح بوده براي عموم مردم ايجاد و پيشكش نمايد ،تا بدين وسيله آقائي خويش را به دست آورده و خواست خود را با آزادي كامل و بدون هيچ گونه فشار و اجباري تمثيل و جامه ي عمل بپوشاند . اجراي سيادتش ممكن گرديده و اراده ي خود را به طور كامل توسط  وضع قوانين ، نظامهاي زندگي و انتخاب حكامش بدون هيچ جبر و اكراهي  به راه اندازد .

آآزاديهاي عمومي همان اساسي است كه دموكراسي كمال و نهايت  آن را براي هر فرد از افراد ملت لازم و ضرور مي پندارد ، تا اينكه پايداري سيادت فرد و اجراي آرمانهايش توسط خودش با آزادي كامل و بدون جبر و اكراه ممكن و ميسر گردد  .

اين آزاديهاي عمومي توسط آزاديهاي چهارگانه تمثيل گرديده كه عبارتند از :آزادي عقيده، آزادي بيان ،آزادي مالكيت، آزادي شخصي ( فردي )

دموكراسي از عقيده ي جدائي دين از زندگي گرفته شده و آن عقيده اي است كه  ايدئولوژي سرمايه داري بر ان استوار گرديده است . اين عقيده عبارت است از حل وسطي كه نتيجه ي برخورد پادشاهان و قيصرها با فلاسفه و متفكرين در اروپا و روسيه بود ، چون پادشاهان و قيصرها دين را همچون وسيله اي براي  به خدمت گرفتن ملتها ، ظلم بر ايشان و مكيدن خون آنها قرار داده بودند ، به گمان اينكه آنها نمايندگان خدا در زمين هستند وآنها رجال دين را به حيث عطيه بدين منظور مي گرفتند ، بنابراين تصادم وحشتناكي بين آنها و مردمشان به وجود آمد چنانكه فلاسفه و متفكرين در برابر ظلم پادشاهان و قيصرها قيام نمودند ، برخي از آنها مطلقا دين را انكار نمودند و بعضي ديگر به آن اعتراف نمودند ولي به جدائي آن از زندگي و بالاخره از دولت و سياست شعار دادند .

اين تصادم انديشه ها منجر به بميان آمدن عقيده ي حل وسط گرديد كه همانا جدائي دين از زندگي است و طبيعي است كه اين منجر به جدائي دين از دولت مي شود ، پس اين انديشه همان عقيده اي است كه ايدئولوژي سرمايه داري بر آن استوار گرديده است ، و اين همان قاعده ي فكري است كه تمام افكارش را بر آن بناء گردانيده و مسير فكري و ديدگاهش در مورد زندگي را بر اساس آن تعيين نموده و بر اساس آن قصد دارد تمام مشاكل را در زندگي معالجه كند و اين همان رهبري فكري است كه غرب انرا حمل مي نمايد و جهان را به سوي آن فرا مي خواند .

نفاق شبکه های فارسی وابسته با آل سعود چون کلمه و نور و… را دست کم نگیریم (۱)

نفاق شبکه های فارسی وابسته با آل سعود چون کلمه و نور و… را دست کم نگیریم (۱)

به قلم: ا. فارسی

با آنکه این شبکه ها خود را از مدافعین اهل سنت ایران دانسته و اخبار سایر اهل سنت در سوریه، عراق، برمه، یمن وغیره را نیز پوشش می دهند اما در کل تمام اخبار و مطالب آنها کانالیزه شده و در راستای اهداف و سیاستهای آل سعود برنامه ریزی شده است و در بخش جنگ روانی رژیم فاسد آل سعود و آمریکا بر علیه مسلمین جهت نهادینه و فرهنگی کردن سکولاریسم در حال فعالیت می باشند.

با آنکه ادعای مسالمت آمیز بودن دارند، اما سالهاست که این شبکه ها در پی ایجاد جنگ و درگیری مذهبی در ایران هستند. علاوه بر آنکه هر گونه درگیری در راستای اهداف آل سعود را به نحوی توجیه می کنند اما جهت ایجاد این درگیریها نیز مقدماتی را موزیانه فراهم می کنند .

یکی از این کارها تبیلغ گسترده و تحریکات آنها در شباهت دوله با ایران و وابسته بودن دوله به ایران بود. و کسانی چون هاشمی و ترشابی و…. در برنامه های زنده در جواب به بینندگان که در مورد دوله می پرسیدند می گفتند هر وقت دوله در ایران عملیات انجام داد آن وقت  قبولش داریم ویا آن وقت  می گویم گروهی اسلامی و جهادی است. و به این شیوه ماهها بر روی فکر و احساسات جامعه و جوانان ما مانور می دادند .

زمانی هم که این جوانان اقداماتی را در تهران انجام دادند شبکه کلمه و سایر شبکه ها ویژه برنامه هایی را به این اقدامات اختصاص داده و همین ترشابی و هاشمی و… می گفتند ما این حمله تروریستی را محکوم می کنیم . این تضاد آشکار گفتار با کردار تنها از ویژگیهای منافقین است . استاد ابوحمزه المهاجر هورامی در وصف منافقین می گوید[۱]:

” منافقین گفتار و کردارشان با عقاید و درونشان فرق دارد و تنها زمانی می توان این افراد را شناخت که در روابط اجتماعی و عمل به قانون شریعت الله چون جهاد، زکات، نمازو… عمل آنها با گفتارشان تضاد پیدا می کند و این زمانی است که دوگانگی بودن آنها برای همه آشکار می گردد. در این صورت برای ما شناخت تنها با مرور زمان و از طریق  اعمال ظاهری آنها امکان پذیر است و تنها با چنین شناختی است که یک مسلمان قادر خواهد بود برخورد مناسب و بجایی با آنها داشته باشد و درون آنها به قیامت و الله متعال واگذار می گردد.

الله متعال در چنین امر مشکلی به یاری مسلمین آمده و با بازگو نمودن حالات آنها و هشدارهای عینی، با معرفی اعمال ظاهری آنها، درون بیمارشان را معرفی نموده و در آیات مختلفی به معرفی اعمال و صفات این کفارپنهان می پردازد . ویژگیهائی چون:

فریب کار هستند. يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ (بقره/۹)

گسترش و رواج فساد در میان مسلمین به بهانه ی اصلاح طلبی. وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ * أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَٰكِن لَّا يَشْعُرُونَ (بقره/۱۱-۱۲)

مومنین مخلص را سفیه و احمق و طبعا خود را عالم و روشنفکر می دانند. وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ ۗ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَٰكِن لَّا يَعْلَمُونَ (بقره/۱۳)

جهت کسب عزت و شهرت به جای مومنین با کفارآشکار دوستی می کنند . بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ اللْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ العِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعًا” (نساء/۱۳۸، ۱۳۹)

زمانی که کفار به تکذیب آیات الهی و تمسخر (در مجالس و رسانه ها) آن می پردازند به نوعی با هم نشینی و سکوت با آنان همراه می‌شوند . وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ  تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى‏ يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً  مِثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعاً” (نساء/ ۱۴۰)

با یهود و نصاری جهت دور نمودن حادثه و اتفاق بدی اعلام دوستی و ولاء می کنند و ادعا داشته اند عدم همراهی با کفار اشغالگر خارجی برای مردم مشکلاتی را به وجود می آورد و جهت پرهیز از مشکلات باید با آنها همکاری نمود. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّننكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٌ فَعَسَى اللّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ ” (مائده/ ۵۱، ۵۲)

حقایق پشت پرده ی جنگ امریکا و متحدینش بر علیه تروریسم، دفاع از آزادی و دموکراسی یا….

حقایق پشت پرده ی جنگ امریکا و متحدینش بر علیه تروریسم، دفاع از آزادی و دموکراسی یا….

به قلم:  ابراهیم یعقوبی هورامی

پیروان دین سکولاریسم به رهبری امریکا و مزدوران محلی آنها با مسلمین و حتی غیر مسلمین مخالف خود جنگ شدیدی را آغاز کرده اند و خطرناک تر اینکه اسمی بر خلاف واقعیتِ آن بر این جنگ نهاده اند. در این میان هرکس اولویت بندی امریکا در مساله تروریسم –ادبیات وی در این مساله- را دنبال کند در وهله اول گمان می کند که مشکل امریکا و جنگی که به راه انداخته حفاظت از دموکراسی است و در واقع امریکا سازمان هایی راهدف قرار می دهد که دموکراسی را نمی پذیرند.

متاسفانه برخی با این تصور می گویند: جهادی ها چون دولت سکولاریسم را رد می کنند به تخریب سرزمین ها می پردازند اما حقیقت چیز دیگری است. آمریکا به پیروی مطلق و عبودیت جاودانِ ملت های دنیا از سیاست هایش اعتقاد دارد بنابراین بزرگترین خطری که امریکا با آن مواجه است مساله آزادی و رهایی از عبودیت و بندگیِ آنان می باشد.راه اندازی جنگ توسط امریکا برای این است که ملت های دنیا همچون گله های گوسفندان باقی بمانند و هیچ رای و نظری از خود نداشته باشند و او یا اذنابش آن ملت ها را رهبری کنند. بر این اساس هرکس با این شرط موافقت کند به او خوشامد می گویند و با آغوش باز او را می پذیرند و فرقی نمی کند پرچمی که در دست گرفته و آنرا برافراشته پرچم دموکراسی باشد یا سکولاریسم یا حتی تحکیم شریعت.

اما کسی که این مساله را رد کند و اصرار وی بر زندگی آزاد و بزرگوارانه باشد، در این صورت در لیست تروریسم قرار می گیرد!! بله، ای ملت های مسلمان متاسفانه حقیقت همین است. اگر دلایل این واقعیت را می خواهید اکنون به برخی از آنها اشاره می کنیم:

۱-  حماس دموکراسی و سکولاریسم را پذیرفت اما چون خواست بر مبنای آزادی، تصمیمات خود را بر ضد اسرائیل جامه عمل بپوشاند، مساله کاملا برعکس شد و در لیست تروریسم جای گرفت.

۲-  ترکیه نظام دموکراسی و سکولاریسم را تصویب نمود و تصمیم داشت تا خود به تصمیم گیری بپردازد نه با پیروی از دیگری و در قضایای منطقه بر اساس آزادی که از آن برخوردار است رفتار کند و بر این اساس تصمیم بگیرد و عمل کند؛ که با فشار اربابان اروپائی مواجه شد تا جائی که وارد ارتش متحد اروپا (ناتو) گشته و سالهاست به عنوان دومین قدرت نظامی ناتو بیشترین کشتارها را از مسلمین بر عهده داشته است اما باز به این درجه از نوکری حکومت سکولار ترکیه هم راضی نیستند و هر روز با فشارهای داخلی و خارجی امتیازات جدیدی در مبارزه با قانون شریعت الله و سرکوب مسلمین مجاهد از آن می گیرند.

۳-  مصر موفق شد تا اخوان المسلمین را با انتخابات به قدرت برساند که تمام دنیا شاهد درستی انتخابات آن به سبک سکولاریستی و دموکراسی بودند. اما نتیجه چه شد؟! در برابر آن کشتاری بزرگ را به راه انداختند که در خلال آن هزاران مصری جان خود را از دست دادند و رهبر اخوان و خود مرسی و صدها نفر از پیروان سکولاریسم و دموکراسی را به زندان افکندند.

در مقابل به دولت هایی چون آل سعود، اردن، کویت و… بنگر که امریکا با آنها رابطه دارد بلکه با آنها عهد و پیمان دارد! آیا همه ی آنها از دموکراسی برخوردارند؟! پاسخ این است که طبعا خیر؛ بلکه برخی از این دولت ها از شدیدترین رژیم های دیکتاتوری و استبدادی برخوردارند.

بنابراین قضیه جهادی های مسلمان یا سکولاریستهای انقلابی استقلال طلب یا کسانی نیستند که به دنبال دموکراسی هستند یا با ان مخالفت می کنند؛ بلکه مساله این است که چه کسانی می خواهند آزاد باشند و چه کسانی برده؟! هرکس بخواهد به معنای واقعی آزاد زندگی کند، آزادی و آزادگی هزینه ای گران دارد که باید بپردازد؛ در غیر اینصورت باید به بردگی تن دهد.

سوالاتی از غلات اهل سنت طرفدار دوله (داعش شاخه خراسان)

سوالاتی از غلات اهل سنت طرفدار دوله (داعش شاخه خراسان)

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

هم اکنون طرفداران دوله (داعش) در مساله ی عذر به جهل ، تکفیر مخالف و  روش برخورد با مخالفین  به دو دسته ی عمده تقسیم شده اند . در اینجا خطاب به غلاتی که خود را از طرفداران دوله می دانند دو سوال اساسی داریم . امیدواریم پاسخی قانع کننده داشته باشند.

سوال اول:

اسامه بن لادن، عالم طاغوت (ابن باز) را تکفیر نمی‌کرد و زرقاوی و بغدادی و عدنانی و بلکه کلّ دوله، بر بن لادن ثنا گفتند و تکفیرش نکردند.

حال حکم آنان چیست؟ آیا مرتد اند یا مشبوه؟

ابو یحیی اللیبی حکومت حماس را تکفیر نکرد و در شرک اکبر عذر به جهل قائل بود، و عدنانی بر ابو یحیی در سخنرانی‌اش به نام «عذراً أمير القاعدة» ثنا گفته و ابداً تکفیرش نکرد.

حال حکم عدنانی چیست؟ آیا مرتد است یا مشبوه؟

عطیة الله اللیبی حکومت حماس را تکفیر نمی‌کرد و در شرک اکبر عذر به جهل قائل بود، و ابوبکر بغدادی و بلکه کل دوله چنانکه در بیان تعزیه‌اش آمده، بر او ثنا گفتند و تکفیرش نکردند.

حال حکم بغدادی چیست؟ آیا مرتد است یا مشبوه؟

سلیمان العلوان در شرک اکبر عذر به جهل قائل است، و زرقاوی و فارس الزهرانی و الخضیر و ناصر الفهد و دیگران بر او ثنا گفته‌اند و تکفیرش نکرده‌اند.

حال حکم اینان چیست؟ آیا مرتد اند یا مشبوه؟

ترکی  البنعلی بر ابو مصعب السوری در کتابش به نام «الكوكب الدري»، ثنا گفته است. و البنعلی هیچ رساله یا مقاله یا صوتی ندارد که از مدحش برای السوری، تراجع کرده باشد.

حال حکم البنعلی چیست؟ و آیا او مرتد و یا مشبوه است؟

ناصر الفهد و علی الخضیر و ولید السنانی، (ابن باز و ابن عثیمین) را تکفیر نمی‌کنند.

حال حکمشان چیست؟ آیا آنان هم مرتد یا مشبوه هستند؟

جواب صریح و واضح به آنچه ذکر کردیم را می‌خواهیم و نگویید که قیادات دوله به حال آنان جهل داشتند بلکه حال آنان برای عوام نیز معلوم است چه رسد به خواص، و امکان ندارد آدمِ عاقل کسی را ثنا گوید و تزکیه کند که او را نمی‌شناسد.

سوال دوم:

چرا هرگاه عطیة الله اللیبی یا ابو یحیی یا غیر این دو را مدح یا ثنا گفتیم، در این صورت ما مشکوک و مشبوه می‌شویم اما کسانی که قبل از ما بر آنان ثنا گفته‌اند، همانند زرقاوی و بغدادی و عدنانی، آنان از مخلصین و روشن گران حق می‌شوند؟

جهاد ، تنها حرکت تدافعی که به مفهوم ضیق (جنگ تدافعی) دانسته می شود نیست

جهاد ، تنها حرکت تدافعی که به مفهوم ضیق (جنگ تدافعی) دانسته می شود نیست

نویسنده: امام شهید سید قطب(رحمه الله)
یگانه نکته ای که از طبیعت دین اسلام دانسته می شود این است که کسی که ماهیت و طبیعت این دین را درک کند حتما و قطعا شیوه ی آزادیبخش آن را نیز تحت عنوان جهاد با شمشیر در کنار جهاد با بیان شناخته و می داند که این جهاد ، حرکت تدافعی که به مفهوم ضیق که امروز در اصطلاح (جنگ تدافعی) دانسته می شود نیست . چنان چه کسانی که در مقابل فشار واقعی امروز در برابر جبر قرنِ حاضر و تهاجم مستشرقین (شرق شناسان) مکار شکست خورده اند اراده دارند که حرکت جهاد در اسلام را حرکتی تدافعی ترسیم نمایند . غافل از این که جهاد ، حرکت مستمر و دائمی است که با واقع بینی درست در زمان های مختلف با وقائع و حوادث و مسائل بشری مواجهه گشته است .
بنا ، قسمی تصور می شود که در مقابل دشمن ، گاهی از استراتیژیکی به پلان تبدیل می شود و هرگاه چاره ای جز این که حرکت جهادی اسلام را حرکت تدافعی نامگذاری نماییم نباشد . فلهذا ناگزیرا مفهوم کلمه ی دفاع را تغییر می دهیم و آن را دفاع از انسان (خود انسان) علی الرغم تمام عواملی که آزادی آن را مقید و معلق ساخته ، اعتبار می نماییم .
این عواملی که تمثیل در معتقدات و تصورات شده ، چنان چه در نظام های سیاسی شده بود که بر حواجز اقتصادی ، طبقاتی و نژادی قایم بوده و در روزی که اسلام آمد ، گسترده در همه ی نقاط زمین بود و نظام هایی که همین طور در این زمان ها ، در جاهلیت حاضر ، نیز اشکالی از آن همیشه گسترده است . همین تمدن زیبنده که بر آن نام نهاده شده با این توسعه ای که در مفهوم دفاع دادیم ، در توان ما هست که ساده تر با حقائق روبرو شویم و حقیقت بواعث انطلاق اسلامی در زمین را به جهاد توجیه نماییم می توان با طبیعت ذات اسلام رویارو گردید که آن عبارت از اعلان عمومی آزادی انسان از بندگی بندگان و تثبیت تنها الوهیت و ربوبیت خدا بر جهانیان و واژگونی فرماندهی خواهشات بشری در روی زمین و استوار نمودن مملکت و سلطه ی شریعت الهی در جهان بشری است .
اما تکاپو به خاطر موجه دادن جهاد اسلامی به بواعث و انگیزه های دفاعی و ارائه ی سندها به مفهوم ضیقی که برای جنگ تدافعی در مفهوم امروزی آمده به این که مثلا در صدر اسلام نیز تنها از وطن اسلامی و به خاطر دفاع از آن بود که این در عرف بعضی شان جزیره العرب است ، که البته این تکاپو و تلاشی است که از کم درکی شان از طبیعت این دین و نقش آن در قبال دشواری های مسائل زندگی در جهان ناشی شده است .
چنان چه در جهاد اسلامی در مقابل فشار واقعی امروزی و در برابر هجوم شرق شناسان عصر حاضر (متخصص در امور شرق) شکست سختی خورده و عقب نشسته ایم و حالت دفاعی به خود گرفته ایم . بدین جهت که سرشت آئین خود را نمی شناسیم و به زعم خود بدین ترتیب از آن دفاع کرده ایم . شما مشاهده می فرمایید که اگر حضرات ابوبکر (رض) و عمر (رض) و عثمان (رض) هرگاه به دشمنان رومی و فارس پیرامون جزیره العرب امنیت می دادند و بر آنان حمله نمی کردند آیا در آن وقت از دفع موانع انتشار دعوت اسلامی به سراسر زمین به جا می نشستند ؟! چگونه می توان این کوشش ها را دفاع نامید ؟! و آن ها چگونه موانع این توسعه را دفع می کردند ؟! حال آن که این موانع مادی از طرف تشکیلات سیاسی دولت و تشکیلات اجتماعی ، نژادی و طبقاتی و آن دیگر ایادی که مانند دولت از قدرت مادی نیز کار می گرفتند ، جلو دعوت قرار داشتند؟!
این بی خردی است که انسان دعوتی را تصور نماید که با اعلان آزادی انسان (نوع انسان) در زمین (همه ی زمین) ، دیگر انسان ها آزاد خواهند شد و پسان در مقابل این موانع بایستد و به گمان خود با زبان و بیان مجاهده نماید . بلکه در این دعوت آن گاه با زبان و بیان باید مجاهده نمود که رادع و مانعی بین دعوتگر و خلق وجود نداشته باشد تا آزادانه برایشان سخن گوید و آن ها نیز از جمیع این تاثیرات مطلق رها باشند .
بنا ، باری این جاست « لا اکراه فی الدین » اما آن گاه که این موانع و تاثیرات مادی موجود شود ، بنا به خاطر آرامشی در قلب و عقل آدمی که از این غل ها و زنجیرها رها است لابدی است . و در ابتدا باید این موانع را با قدرت زائل نماید .
پس جهاد امر ضروری برای دعوت است ، زیرا اهداف این دعوت اعلان آزادی عمومی است ، اعلان جدی که ناگزیر باید با واقعیت عملی رویارو شود و البته این جهاد وسیله و ابزار آن است از تمام جوانب و از همه جهات . پس به بیان فلسفی نظری اکتفا نمی شود حال چه از وطن اسلامی باشد یا به تعبیر صحیح اسلامی « دارالسلام» امن و یا که از طرف همسایه ها در تهدید باشد .
پس آن گاه که اسلام به صلح می شتابد ، این صلح را کم بها نمی پندارد به این که مجرد رقعه ی خاصی را که اهل آن به عقیده اسلامی گردن گذارند ، امن نامه قرار داده شود ، بلکه اسلام صلحی را اراده دارد که دین در آن برای خداوند باشد ، یعنی عبودیت همه ی مردم در آن برای خدا باشد که بعضی مردم بعض را پروردگار به غیر از خدا نگیرند .
روی این بیان آن چه که ما امروز معتبر می شماریم آخرین مراحلی است که حرکت جهادی اسلام به امر از طرف خدا به آن مرحله رسیده است . نه به اوائل روزهای دعوت و نه به اواسطش و محققا این مراحل چندگانه که امام ابن قیم می گوید به نهایت رسیده است : « مسئله کفار بعد از نزول برائه همراه پیامبر (ص) سه قسم قرار یافت . محاربین با آن حضرت ، اهل عهد و اهل کتاب . پسان اهل عهد و صلح که با اسلام صلح کرده اند نیز خود به دو گروه تقسیم می شوند ، آنان که با او محاربه می کنند و موقتا صلح کرده اند و گروهی که در حمایت او قرار گرفته اند و اهل ذمه اند »
پس همراه پیامبر (ص) اهل زمین سه قسم گردیدند . مسلمان مومن به پیامبر (ص) آنان که را که امن بود و آن ها چنان چه از جمله قبلی دانسته می شود اهل کتاب بودند و بیمناکان و خائنین از او که با او در حال نبرد اند . این همان مواضع و پایگاه منطقی برای این سرشت و این دین است و نیز با اهداف آن موافق است و البته اشخاصی که در مقابل واقعیت های امروزی شکست خورده اند و در برابر هجوم مستشرقین دغل ، با شکست مواجه شده اند و عقب نشینی کرده و حالت دفاعی به خود گرفته اند ، آن را نمی فهمند !

پیام عالیقدر سید مجتبی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران به‌ مناسبت تشییع و تدفین دومین رهبر انقلاب

پیام عالیقدر سید مجتبی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران به‌ مناسبت تشییع و تدفین دومین رهبر انقلاب

متن کامل پیام به شرح ذیل است:
‌بسم‌ الله ‌الرّحمن الرّحیم
السَّلامُ‌ علیکَ یا ثاراللهِ وَ‌ ابنَ ثاره وَ الوِترَ المَوتور. السَّلامُ‌ علیکَ وَ علی جَدِّکَ وَ اَبیکَ وَ اُمِّکَ وَ اَخیکَ وَ المَعصومینَ مِن وُلدِک.
سلام بر امامی که ندای حیات‌بخش قیامش، پژواکی عظیم و پرطنین از بعثت نبوی را تا اعماق دوردست تاریخ امتداد بخشید و از اثر آن انقلاب اسلامی ایران پدید آمد. انقلابی که از اساس حسینی بود و با شعار و مرام حسین ساخته شد و بالید. آقای شهید ایران هم با همین مرام رشد کرد.
او حسینی بود، حسینی اندیشید، حسینی حرکت کرد، حسینی جهاد و مقاومت نمود، حسینی زیست، و حسینی خون خود را در راه مکتب حسین تقدیم کرد و به شهادت رسید. در زمره‌ی حسینیان، کسانی هستند که وقتی در راه حسین و برای مکتب و مرام حسین علیه‌السّلام، خونشان مظلومانه بر زمین میریزد، امّت اسلام به حرکت در می‌آید و آن زمان، به عاشورا و آن مکان، به کربلا متّصل میشود.
حال هم همان شور حسینی، ملّت ما را بعثت بخشیده و مکتب خمینی کبیر و خامنه‌ای شهید را جلوه‌ای تازه داده است. این است آن غوغای حیات‌بخشی که انعکاس ندای مظلومیّت حسین علیه‌السّلام و ندای هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنیِ او در ایران و پس از آن در عراق و سایر کشورها بپا می‌کند و زلزله در باطل می‌اندازد. و جا دارد به همین مناسبت از حضور ده‌ها میلیونی، اعجاب‌برانگیز، دشمن‌شکن و تاریخی مردم در شهرها و روستاهای ایران و عراق خصوصاً تهران، قم، نجف، کربلا، و مشهد صمیمانه قدردانی کنم.
ملّت ما خونخواه حسین است. این ملّت بزرگ سالها فرزندان خود را در راه حسین و در جنگ با دشمنان حسین و مرام حسینی فدا کرد. و اینک هم خونخواه او و حسینیان زمان است.
اکنون به پیشوای شهیدمان عرض میکنم: ای قتیل مظلوم! ای مظلوم سرافراز! ای بنده‌ی صالح خدا! حال که با چشمان اشکبار و دلهای شکسته با پیکر شما وداع میکنیم، با شما عهد می‌بندیم که مکتب شما را پاس بداریم و آن طریق مستقیمی که شما ترسیم کردید را با استقامت بپیماییم و در این راه از سختیها نهراسیم، و همچون شما به بِشارات و وعده‌های الهی دل ببندیم. عهد می‌بندیم که انتقام خون پاک شما و همه‌ی شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بی‌آبرو بگیریم. این انتقام، خواست ملّت ما است و به‌طور حتمی باید صورت بگیرد. این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیل‌شان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد. آنها باید بدانند که این امر، متوقّف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست. ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقّق خواهد شد و بزودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد.
ای پدر شهید امّت، نوشیدن شهد شهادت که عمری در آرزوی آن بودید، گوارایتان باد. پوشیدن خلعت شهادت با بدنی که نشان‌ها از مادرتان زهرای اطهر و جدّتان اباعبدالله الحسین و اباالفضل العباس علیهم الصلاة و السّلام دارد، مبارکتان باشد. و شما ای همراهان مظلوم او که غافلگیرانه مورد هجوم دشمن قرار گرفتید و به شهادت رسیدید، خوشا به‌حالتان که اینک میهمان آن مولائی هستید که شاید بارها رأفت و لطفشان را درک کرده بودید. آن آقائی که باب رحمت الهی برای همه و بخصوص مردمان این سرزمین هستند، اینک میزبان شمایند و جوار امنشان خانه‌ی شما شده است.
و شما ای سرور عالی مقام! ای بزرگو‌ار! ای امام رئوف! یا اباالحسن الرّضا المرتضی که برترین صلوات خدا بر شما باد، اکنون جسم پاره پاره‌ی خادمی از خادمین حضرتتان و عترت طاهره، پس از سالها جِدّ و جَهد و مجاهدتِ بی‌وقفه به همراه ابدان شهدایی از خانواده‌اش که هر یک یادآور شهیدی از شهیدان دشت کربلا است، در این خاک پاک می‌آرمند تا آن روزی که به امر الهی، خورشید عالم‌تاب، حضرت بقیه‌الله عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف، از پس ابرهای غیبت بیرون آید و بر مردمان کره‌ی خاکی، نور رحمت الهی را بتاباند که در آن روز که امید داریم خیلی زود برسد، ستارگانی ا‌ز میان صدّیقین و شهدا و اولیاء، آن حضرت را همراهی خواهند کرد و امید داریم که آقای شهیدمان یکی از آنان باشد و بار دیگر صحنه‌هایی درخشان و ناب از مجاهدت و وفای به عهد اَلَست را به نمایش بگذارد و شاید این همراهان در آن روز هم او را همراهی کنند.
ای مولای رئوف! آقایمان که همه چیزش را در راه شما صرف کرد و همراهان شهیدش را به شما و لطف و عنایت جنابتان می‌سپاریم تا همچنان که در حیات دنیوی خود از لطف شما بهره‌مند بودند، از این پس هم همانطور و بلکه بسیار بالاتر و بیشتر از آن برخوردار باشند.
در آخر، بار دیگر به سرورمان حضرت بقیه‌الله عجل‌ الله‌ تعالی‌فرجه‌الشریف تسلیت عرض میکنیم و از آن بزرگوار مهربان درخواست میکنیم که ادعیه‌ی زاکیه‌ی خود را متوجه آقای شهید ایران و همراهان شهیدش و همه شهدا بفرمایند و از حضرت حق جلَّ و علا برای همه‌ی شهیدان علوّ درجات و برای بازماندگان ایشان صبر و اجر و برای ملّت مظلوم ایران فتح و نصرت قطعی و قریب‌الوقوع طلب نمایند، ان‌شاءالله.
سید مجتبی حسینی خامنه‌ای
 18/تیر/۱۴۰۵