موافقت الحاق عفرین و رأس‌العین به اقلیم سکولار مرتدین باند اوجالان توسط جولانی خائن

موافقت الحاق عفرین و رأس‌العین به اقلیم سکولار مرتدین باند اوجالان توسط جولانی خائن

ارائه دهنده: ابوعبدالله جاف جوانرو

چه زمانی فرماندهان آسایش ــ همان‌هایی که خودروهای بمب‌گذاری‌شده و عبوات انفجاری را علیه مردم غیرنظامی ما در اعزاز و الباب به‌کار می‌بردند ــ خواب می‌دیدند که قدمشان به عفرین برسد؟

اکنون فرمانده آسایش عفرین بازگشته تا عفرین را امنیتی از «سلطه شرع» تحویل بگیرد و مقابل خانه‌اش سجده کند.

پیش‌تر به شما گفته بودم که ابو محمد الجولانی با الحاق عفرین و رأس‌العین به اقلیم کردی موافقت کرده تا این مناطق از نظر اداری تابع «اداره خودگردان» باشند؛ اما شما باور نمی‌کنید تا وقتی آن را در عمل ببینید.

• شرع گفت ۲۸ میلیارد دلار آورده‌ایم، اما الشیبانی گفت چیزی به ما نرسیده؛ پس نمی‌دانیم چه کسی راست می‌گوید و چه کسی دروغ.

• فقر، خواری و درماندگی در جستجوی لقمه‌ای نان به سطحی بدتر از پیش از سقوط نظام رسیده است؛ به‌ویژه در دیرالزور، ادلب، حماه و ریف دمشق.

خانواده‌ها و کودکانی که از گرسنگی شکمشان به صدا درآمده، و همسران شهدا که برای دریافت یک سبد امدادی از وزارت امور اجتماعی و کار، انگشت می‌زنند.

• شما رقصیدید و دبکه گرفتید و از رفع تحریم‌ها و «قیصر» جشن گرفتید؛ و من همان زمان هشدار دادم:

تحریم‌ها برداشته نشدند.

قیصر برداشته نشد.

مثل همیشه همان سمفونی تکراری: «کینه‌توز ــ دنبال مقام…»

بفرمایید، هیچ سوئیفتی برای هیچ شرکتی نیست، نه سرمایه‌گذاری، نه پروژه؛ همه‌اش دروغ و فریب.

• سوریه برای برخاستن تنها به ۲۰۰ میلیارد دلار نیاز دارد. این پول از کجا خواهد آمد؟

قطر هرگونه حمایت مالی را متوقف کرده؛ حتی کمک‌های رمضان هم نرسید.

عربستان هم در مسیر توقف حمایت است؛ و اگر جنگی رخ دهد و تنگه هرمز بسته شود، بن‌سلمان به‌دنبال کسی خواهد بود که حقوق کارمندان خودش را بپردازد.

اروپا یک سنت هم نمی‌پردازد.

آمریکا می‌پردازد، اما پس از اجرای شروطش. آن‌ها شرع را در انجام مأموریت‌هایش ناموفق می‌دانند و تصمیم گرفته‌اند پس از پرونده ایران، با «تغییر نرم» به سوریه بپردازند.

• سؤال اینجاست: ای جولانی، گناه مردم چیست که به‌سبب تو دوبار بمیرند؟

برادر، در همه چیز شکست خوردی؛ یک گام عقب بنشین.

سنگاپور بودیم، حالا به جایی رسیده‌ایم که مردم با زعتر و آب افطار می‌کنند.

و تو می‌آیی و از «سرعت دستاوردها» سخن می‌گویی؛ چه چیزی به‌دست آوردی؟

آیا جنایتکاران نظام را محاکمه کردی یا آزادشان ساختی؟

آیا سوریه را آزاد و یکپارچه کردی یا به قوات سوريا الديمقراطية خودمختاری کامل دادی؟

آیا حقوق پایدار برای خانواده‌های شهدا تعیین کردی؟

آیا برای مجروحان و قطع‌عضوها سرپناه فراهم کردی؟

آیا اردوگاه‌ها را بستید یا خانه‌های افسران را میان نیروهای خود تقسیم کردید؟

چرا از پذیرش حقیقت می‌گریزیم؟

اینکه هدف شرع از آغاز تا انجام، «قدرت» است و همه امکانات دولت را در این مسیر به‌کار می‌گیرد.

اگر اندکی احساس ملی وجود داشت، می‌گفتند:

«ای مردم، هرچه در توان داشتیم انجام دادیم، اما در بهبود اقتصاد و جذب سرمایه‌گذاری موفق نشدیم. آماده استعفا هستیم؛ شورای انتقالی تشکیل دهید.»

الشرع خوب می‌داند محبوبیتش در سه ماه نخست چه بود و اکنون چه شده است.

یادداشت پایانی:

مردم آگاه‌اند. می‌دانند تصمیم‌های گرانی، مالیات، گمرک، خصوصی‌سازی، آزادی شبیحه‌ها و انتصاب‌های بحث‌برانگیز، همه از رأس قدرت صادر می‌شود؛ نه از وزیرانی که بیش از هر چیز، نقش اجرایی دارند.

شبکه «کلمه»؛ از ادعای توحید تا سقوط در منجلاب سکولاریسم و مرتدین اپوزیسیون سکولار ایرانی

شبکه «کلمه»؛ از ادعای توحید تا سقوط در منجلاب سکولاریسم و مرتدین اپوزیسیون سکولار ایرانی

 به قلم: سلیمان عبدالرحمن

گاهی وقتها برای عده ای توضیح دادن اینکه «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» کدام است سخت است اما زمانی که شبکه «کلمه» را به آنها نشان می دهی متوجه می شونند که این مصیبت یعنی چه و چیست؟

شبکه«کلمه» که خود را منادی توحید می‌نامد، سال‌هاست با مدیریت افرادی همچون خدمتی و هاشمی و ترشابی و کیانی و احراری و دیگر گردانندگان، تحت پوشش نشر اندیشه‌های محمد بن عبدالوهاب نجدی و تفکرات سکولاریستی و دموکراسی خواهانه غربی فعالیت می‌کند. واکاوی عملکرد این شبکه نشان می‌دهد که هدف اصلی آن نه اعلای کلمه الله، بلکه تفرقه‌افکنی در جهان اسلام و حرکت در مسیر اهداف سکولاریستی آمریکا و صهیونیستها در منطقه است.

این شبکه که اسکلت فکری گردانندگان ظاهری آن در مسائلی بر منهج«نجدیت» استوار است، از سوی کانون‌های قدرت در منطقه (عربستان سعودی و امارات متحده عربی) سازماندهی و پشتیبانی مالی می‌شود.

کارویژه اصلی این شبکه، تکفیر مذاهب اسلامی اعم از شیعه، صوفی و حتی آن دسته از اهل‌سنتی است که با قرائت تندروانه آن‌ها همسو نیستند. آن‌ها با برچسب‌هایی نظیر «قبوری»، عملاً در حال پاشیدن بذر کینه در میان امت واحد اسلامی هستند که نتیجه‌ای جز «آب به آسیب دشمن ریختن» ندارد.

بزرگترین انحراف شبکه کلمه در سال‌های اخیر، ترجیح دادن «بغض نسبت به تشیع» بر «اصول ایمان» بوده است. شدت نفرت این جریان از تشیع (به‌ویژه شیعه ۱۲ امامی) باعث شده تا آن‌ها آرمان‌های ادعایی خود را فراموش کرده و با احزاب سکولار و مرتد اپوزیسیون داخلی ایران مثل گروه‌ نجس مرتد و سکولار پهلوی و جریان‌های ملحد هم‌صدا شوند.

امروز مشاهده می‌کنیم که داعیه‌داران توحید نجدی، عملاً تحت پرچم جریان‌های ضد دین و سکولار قرار گرفته‌اند و برای آن‌ها تبلیغ و دعوت می‌کنند؛ تنها به این امید که به جبهه مقابل خود ضربه بزنند.

یکی از رسواترین ابعاد فعالیت این شبکه، زیر پا گذاشتن همان عقایدی است که سال‌ها در کتاب‌ها و ترجمه‌هایشان منتشر کرده‌اند. در حالی که بر اساس کتب منتشر شده توسط انتسارات حرمین ترشابی که امثال کیانی برای آنها ترجمه انجام می داد، حمایت از احزاب سکولار و دموکراسی‌ خواهان صراحتاً «کفر بواح» و خروج از دایره اسلام تلقی شده است، امروز گردانندگان این شبکه علناً از مهره‌های دست‌نشانده‌ای چون پهلوی سکولار و مرتد حمایت می‌کنند. این برخورد دوگانه نشان می‌دهد که دین برای آن‌ها تنها ابزاری برای رسیدن به مقاصد سیاسی است.

قرآن کریم صراحتاً دستور می‌دهد که: «دشمنی با یک گروه، شما را از مسیر عدالت خارج نکند» (وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَیٰ أَلَّا تَعْدِلُوا).اما شبکه کلمه با زیر پا گذاشتن این اصل صریح قرآنی، به دلیل دشمنی با حاکمیت بر دارالاسلام ایران، حاضر شده است با خوک‌صفتان سکولاری چون آمریکا و صهیونیستهاو احزاب سکولار و مرتد اپوزیسیون ایرانی هم‌پیمان شود. این خروج از عدالت، آن‌ها را به ورطه‌ای کشانده که عملاً در جبهه دشمنان قسم‌خورده اسلام مثل آمریکا و صهیونیستها و ناتو و مرتدین داخلی قرار گرفته‌اند.

شبکه‌ای که روزی ادعای سلفی‌گری و بازگشت به اسلام ناب را داشت، امروز به تریبونی برای جریانات سکولاریستی و سلطنت‌طلب تبدیل شده است. این سقوط آزاد نشان‌دهنده بطلان منهجی است که بر پایه تکفیر مسلمانان بنا شده بود. حمایت علنی از نجس‌هایی همچون پهلوی سکولار و مرتد، مهر باطلی بر تمام ادعاهای دینی این شبکه است و ثابت می‌کند که نام «کلمه» تنها پوششی برای فعالیت‌های شیطانی و تفرقه‌افکنانه منافقین آشکار شده علیه ایمان مومنین و کیان حاکم بر دارالاسلام است.

اطلاعیه وزارت دفاع دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان درباره نتایج حملات انتقامی شب گذشته

اطلاعیه وزارت دفاع دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان درباره نتایج حملات انتقامی شب گذشته

در پی آن‌که چند روز پیش حلقه نظامی دارالکفر پاکستان با گستاخی آشکار به خاک افغانستان تجاوز کرد، حریم کشور را نقض نمود و در این حملات زنان و کودکان را به شهادت رساند، در پاسخ به آن، شب گذشته در تاریخ ۹ ماه مبارک رمضان سال ۱۴۴۷ هجری قمری (مطابق با ۲۶ فوریه ۲۰۲۶ میلادی) ساعت ۸ شب، در محورهای شرق و جنوب‌شرق، آن‌سوی خط دیورند، مواضع نیروهای دارالکفر پاکستانی هدف ضربات مؤثر قرار گرفت.

در این عملیات‌های انتقامی علیه نیروهای پاکستانی در امتداد خط دیورند، مجموعاً ۵۵ سرباز پاکستانی کشته شدند، دو قرارگاه و ۱۹ پوسته به تصرف درآمد.

این حملات در آن‌سوی خط دیورند و در نزدیکی ولایات پکتیکا، پکتیا، خوست، ننگرهار، کنر و نورستان علیه نیروهای رژیم نظامی پاکستان انجام شد.

در این عملیات‌ها، اهداف تعیین‌شده طبق برنامه به‌دست آمد و ساعت ۱۲ شب، به دستور لوی درستیز امارت اسلامی، درگیری متوقف گردید.

در جریان این عملیات‌های انتقامی، نیروها با روحیه‌ای بالا دو قرارگاه و ۱۹ پوسته نیروهای پاکستانی را به‌گونه هماهنگ منهدم کردند و از چهار پوسته دیگر، نظامیان پاکستانی خودشان فرار کردند.

در جریان چهار ساعت درگیری، ۵۵ نظامی پاکستانی کشته شدند که اجساد برخی از آنان توسط نیروهای امارت اسلامی به داخل افغانستان منتقل شده است؛ شماری نیز زنده اسیر گردیده‌اند و تعدادی دیگر موفق به فرار شده‌اند.

در این عملیات‌ها، ده‌ها قبضه سلاح سبک و سنگین، مهمات و تجهیزات نظامی به‌دست نیروهای افغان افتاده است. همچنین یک تانک دشمن منهدم و یک موتر بزرگ انتقال نیروهای نظامی نیز به غنیمت گرفته شده است.

در این عملیات انتقامی، ۸ تن ازنیروهای امارت اسلامی  شهيد و ۱۱ تن زخمی شدند. همچنین در حمله موشکی دشمن به کمپ مهاجرین در ننگرهار، ۱۳ تن از شهروندان ملکی زخمی شده‌اند که شماری از آنان زنان و کودکان هستند.

والسلام

وزارت دفاع دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

۹ رمضان ۱۴۴۷ هـ.ق

۷/۱۲/۱۴۰۴ هـ.ش ــ ۲۶/۲/۲۰۲۶ م

د دارالاسلام افغانستان د اسلامي امارت د  د دفاع وزارت خبرتیا، د تېرې شپې د غچ اخیستونکو بریدونو د پایلو په اړه

د دارالاسلام افغانستان د اسلامي امارت د  د دفاع وزارت خبرتیا، د تېرې شپې د غچ اخیستونکو بریدونو د پایلو په اړه:

وروسته له هغه چې څو ورځې وړاندې د پاکستان د دارالکفر نظامي حلقې په ښکاره سپین‌سترګۍ د افغانستان پر پاکه خاوره تېری وکړ، د هېواد حریم یې نقض کړ او په خپلو بریدونو کې یې بې‌ګناه ښځې او ماشومان شهیدان کړل؛ په ځواب کې یې تېره شپه د ۱۴۴۷ هجري قمري کال د روژې مبارکې میاشتې په نهمه نېټه (د ۲۰۲۶ ز کال د فبروري له ۲۶مې سره سم) د شپې په ۸ بجو، د ډیورنډ فرضي کرښې هاخوا په ختیځو او سویل ختیځو محورونو کې د پاکستاني دارالکفر د ځواکونو مواضع تر اغېزمنو او ځپونکو ضربو لاندې راغلل.

په دغو غچ اخیستونکو عملیاتو کې چې د ډیورنډ کرښې په اوږدو کې د پاکستاني ځواکونو پر وړاندې ترسره شول، په ټولیزه توګه ۵۵ پاکستاني سرتېري ووژل شول، دوه قرارګاوې او ۱۹ پوستې فتحه او ونیول شوې.

دا بریدونه د ډیورنډ کرښې هاخوا او د پکتیکا، پکتیا، خوست، ننګرهار، کنر او نورستان ولایتونو ته څېرمه د پاکستان د نظامي رژیم د ځواکونو پر ضد ترسره شول. په دغو عملیاتو کې ټاکل شوي هدفونه د پلان سره سم ترلاسه شول او د شپې په ۱۲ بجو د اسلامي امارت د لوی درستیز په امر جګړه بنده شوه.

د دغو غچ اخیستونکو عملیاتو په جریان کې، ځواکونو په ډېر لوړ مورال سره د پاکستاني ځواکونو دوه قرارګاوې او ۱۹ پوستې په همغږي ډول له منځه یووړې او له څلورو نورو پوستو څخه پاکستاني پوځیان په خپله وتښتېدل.

د څلور ساعته درنې جګړې په پایله کې ۵۵ پاکستاني پوځیان ووژل شول چې د ځینو جسدونه د اسلامي امارت د ځواکونو له خوا د افغانستان خاورې ته را انتقال شوي دي؛ یو شمېر یې ژوندي اسیران شوي او پاتې نور یې په تېښته بریالي شوي دي.

په دغو عملیاتو کې لسګونه میله سپکې او درنې وسلې، مهمات او نظامي تجهیزات د افغان ځواکونو لاسته ورغلي دي. همدارنګه د دښمن یو ټانګ له منځه تللی او د سرتېرو د لېږد یو لوی نظامي موټر هم په غنیمت نیول شوی دی.

په دې غچ اخیستونکو عملیاتو کې د اسلامي امارت ۸ تنه سرتېري شهیدان او ۱۱ تنه نور ټپیان شول. همدارنګه په ننګرهار کې پر یوه مهاجر کمپ باندې د دښمن د توغندیز برید په پایله کې زموږ ۱۳ تنه ملکي وګړي ټپیان شوي چې په هغو کې ښځې او ماشومان هم شامل دي.

والسلام

د دارالاسلام افغانستان د اسلامي امارت د  د دفاع وزارت

۹ رمضان ۱۴۴۷ هـ.ق

۱۴۰۴/۱۲/۷ هـ.ش ــ ۲۰۲۶/۲/۲۶ م

حملات انتقام جویانه ارتش اسلامی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به مراکز نظامی دارالکفر طاری پاکستان مزدور آمریکا

حملات انتقام جویانهارتش اسلامی دارالاسلام – امارت اسلامی افغانستان به مراکز نظامی دارالکفر طاری پاکستان مزدور آمریکا

بسم الله الرحمن الرحیم

وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ

وزارت دفاع ملی امارت اسلامی افغانستان اعلام کرد که نیروهای هوایی این وزارت امروز حوالی ساعت یازده پیش از ظهر چندین هدف نظامی را در خاک پاکستان مورد حمله قرار دادند.

بر اساس این اعلامیه،امروز حوالی ساعت یازده ظهر:

  •  نیروهای هوایی آن در اسلام‌آباد، نزدیک منطقهٔ فیض‌آباد،
  •  کمپ نظامی، در نوشهره کنٹ،
  • پایگاه نظامی، در جمرود کالونی نظامی، و در ایبٹ‌آباد حملات هوایی انجام دادند.

این عملیات هوایی با موفقیت انجام شد و مکان‌ها، مراکز و تأسیسات مهم نظامی پاکستان هدف قرار گرفت.

وزارت دفاع تأکید کرده است که این حملات در واکنش به «تجاوزات هوایی» شب گذشته پاکستان علیه کابل، کندهار و پکتیا صورت گرفته است.

موضع دارالاسلام ا. ا. افغانستان در قبال سکوت حاکمان بر سرزمینهای اسلامی در برابر تجاوز مزدور آمریکا به افغانستان

موضع دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در قبال سکوت حاکمان بر سرزمینهای اسلامی در برابر تجاوز مزدور آمریکا به افغانستان

به قلمک فضل احمد هراتی

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، ضمن تأکید بر توانمندی کامل خود در دفاع از وجب به وجب خاک و صیانت از عزت ملت خویش، انتقاد عمیق و پرسشگری جدی خود را متوجه آن دسته از حاکمان بلاد اسلامی می‌کند که در برابر جنایات اخیر رژیم سکولار نظامی «دارالکفر طاری پاکستان» مزدور دست نشانده آمریکا و متحد آل سعود سکوت پیشه کرده‌اند.

اما حقیقت آن است که دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، اساساً توقعی از این حاکمان برای محکوم کردن تجاوزات علیه افغان‌های مظلوم ندارد. چرا که این‌ها همان کسانی هستند که در برابر نسل‌کشی بی‌سابقه‌ی برادران ما در غزه که در آن صهیونیست‌ها بیش از ۸۰ هزار مسلمان را به خاک و خون کشیدند، مهر سکوت بر لب زدند و اقدام قاطعی انجام ندادند.

وقتی قلب‌های این حاکمان در برابر فاجعه‌ی عظیم و جانسوز غزه به درد نیامد و رگ غیرت‌شان برای آن همه شهید و آواره نجنبید، چگونه می‌توان انتظار داشت که در برابر ریخته شدن خون زنان و کودکان بی‌گناه افغان واکنشی نشان دهند؟ سکوت امروز آنان در برابر جنایات پاکستان، ادامه‌ی همان بی‌تفاوتی‌ است که در برابر جنایات صهیونیست‌ها پیش گرفته‌اند.

ما این سکوت را نشانه‌ی آشکار دوری این حکام از منهج صحیح اسلامی و از روح جهاد و اخوت اسلامی و مزدوری برای آمریکا می‌دانیم. امارت اسلامی افغانستان با اتکا به نصرت الهی و بازوان مجاهدین خود، هرگز خون شهدای خود را فراموش نخواهد کرد و تاریخ گواهی خواهد داد که چه کسانی در کنار مظلومان ایستادند و چه کسانی در برابر جنایتکاران، راه ذلت‌بار سکوت را برگزیدند.

تکرار سناریوی آمریکا در پاکستان، صدام معاصر در تقابل با دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

تکرار سناریوی آمریکا در پاکستان، صدام معاصر در تقابل با دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

با نگرشی به تحرکات کنونی آمریکا و بخصوص ترامپ در خاورمیانه و سرزمینهای اسلامی متوجه می شویم که انگار تاریخ بار دیگر در حال تکرار است و دشمنان اسلام با ابزارهای قدیمی اما در جغرافیایی جدید، به میدان آمده‌اند. بررسی تحولات اخیر نشان می‌دهد که رژیم نظامی «دارالکفر طاری پاکستان» دقیقاً همان نقشی را در برابر «دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان» ایفا می‌کند که صدام حسین در دهه‌ی ۸۰ میلادی در برابر نظام نوپای اسلامی ایران بر عهده داشت.

پس از سقوط نظام سکولاریستی شاهنشاهی و مزدور آمریکا در ایران و تأسیس دارالاسلام ایران، جبهه‌ی سکولار غرب به سرکردگی آمریکا، صدام حسین سکولار را تحریک و تجهیز کرد تا با حمله‌ای همه‌جانبه، نظام نوپای اسلامی را از بین ببرد. امروز نیز پس از پیروزی بزرگ مجاهدین و تأسیس دارالاسلام در افغانستان، شاهد هستیم که نظامیان سکولار پاکستان به عنوان پیاده‌نظام و مزدوران گوش‌به‌فرمان آمریکا، آل‌سعود و غرب، مأموریت یافته‌اند تا به حریم امارت اسلامی تجاوز کرده و سد راه استحکام این نظام اسلامی شوند.

همان‌گونه که صدام حسین با چراغ سبز و حمایت‌های مالی و تسلیحاتی غرب سکولار و قدرت‌های دست نشانده ی منطقه‌ای به خاک ایران تعرض کرد، امروزه نیز نظامیان سکولار پاکستان که ریشه در وابستگی به آمریکا و حکومتهای دستد نشانده ی منطقه ای  دارند، به خواست و اراده‌ی آمریکا و دیگر ستمگران سکولار بین‌المللی، حملات و تجاوزات خود را علیه امارت اسلامی افغانستان سازماندهی می‌کنند. این تجاوزات نه یک اقدام مستقل، بلکه بخشی از یک پازل بزرگتر برای تضعیف حاکمیت‌های مستقل و اسلامی در منطقه است.

دارالکفر طاری پاکستان با این اقدامات، عملاً ثابت کرد که حافظ منافع بیگانگان کافر سکولار و اشغالگر خارجی در منطقه است. آن‌ها با حمله به خانه‌های مسلمانان و به شهادت رساندن زنان و کودکان، همان مسیری را می‌روند که صدام با بمباران شهرهای ایران پیمود. اما همان‌گونه که آن توطئه‌ی بزرگ نتوانست نظام اسلامی ایران را ساقط کند، تجاوزات فعلی نیز در برابر ایمان و پایداری ملت افغانستان و مجاهدین امارت اسلامی به شکستی مفتضحانه منجر خواهد شد.

باید این حقیت را دوباره تکرار کرد که جهان اسلام باید بیدار باشد که رژیم نظامی و سکولار پاکستان، امروز نقش «صدام سکولار منطقه» را بازی می‌کند. دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، با بصیرت کامل نسبت به این سناریوی آمریکایی-صهیونیستی، از حاکمیت ملی و اراضی خود دفاع خواهد کرد و اجازه نخواهد داد مزدوران غرب، امنیت و ثبات این دارالاسلام را خدشه‌دار کنند.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران  درآزمون اخوت و استقلال در برابر فتنه‌های آمریکا و مزدورانش

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران  درآزمون اخوت و استقلال در برابر فتنه‌های آمریکا و مزدورانش

به قلم: محمد اسامه

اساس رابطه میان نظام‌های اسلامی، بر پایه‌ی منهج و مبانی اسلامی و در نصرت مظلوم و ایستادگی در برابر کفر جهانی بنا شده است. امارت اسلامی افغانستان همواره ثابت کرده است که مصالح امت اسلامی را بر محاسبات خرد سیاسی ترجیح می‌دهد. اما تداوم این مسیر، نیازمند صداقت و اقدام متقابل از سوی همسایگان است.

در هفته‌های اخیر، جهان شاهد موضع‌گیری قاطع و برادرانه‌ی سخنگوی امارت اسلامی افغانستان در حمایت از دارالاسلام ایران در برابر تهدیدات آمریکا نماد استکبار جهانی به همراه رژیم صهیونیستی بود. این حمایت، برخاسته از نگاه راهبردی کابل به وحدت «دارالاسلام» در برابر جبهه‌ی کفر است؛ حمایتی که بدون چشم‌داشت و تنها بر اساس اصول اصیل اسلامی صورت گرفت.

علیرغم حملات تروریستی و تجاوزات آشکار جکومت دست نشانده آمریکا در پاکستان به خاک افغانستان که منجر به شهادت مظلومانه‌ی مسلمانان شده است، انتظار می رود دارالاسلام ایران اگر در حین مذاکرات با آمریکا از محکومیت صریح این جنایات خودداری می کند اما از کمکهای پنهانی خود به دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان دریغ نکند. دارالاسلام ایران در سخت‌ترین شرایط جهاد ۲۰ ساله از راههای شایسته به امارت اسلامی افغانستان کمک رسانده و حتی مولوی اختر منصور نیز در راه بازگشت از دارالاسلام ایران توسط آمریکای جنایتکار در خاک پاکستان ترور شد، و هر دو دارالاسلام هزینه‌ی حمایت از همدیگر را پرداخته اند.

عده ای با نادیده گرفتن این پیشنه ی جهادی میان امارت اسلامی افغانستان و ایران قصد دارند این شبهه را در میان افغانها ترویج دهند که “نفوذ و سلطه‌ی دیپلماتیک سفارت پاکستان در تهران، بر استقلال سیاسی ایران سایه انداخته است و ملاحظات تحمیلی بیگانگان، بر آرمان دفاع از مظلوم و همبستگیِ اسلامی چربیده است و..”

فقط با نگاهی به واقعیتهای گذشته و سالهای پس از حاکمیت مجدد امارت اسلامی افغانستان متوجه توهمی بودن این شبهه خواهیم شد و می دانیم که دیپلماسی میان امارت اسلامی افغانستان و ایران یک‌سویه و تک بعدی نبوده و نیست و مقامات تهران و کابل می دانند که بی واکنشی آنها در برابر تجاوزات آمریکا و مزدورانش به هر یک از سرزمینهای اسلامی برای تمام مومنین هزینه بردار خواهد بود و سکوت امروز آن‌ها در برابر تجاوز به حریم ایران یا افغانستان در حافظه‌ی تاریخی ملتها نیز ثبت خواهد شد و سکوت و بی تحرکی در برابر ظلم آمریکا و مزدورانش، راه را برای تکرار آن در خانه‌ی همسایه باز خواهد کرد.

ما از مومنین دارالاسلام ایران و افغانستان انتظار داریم با خروج از زیر سایه‌ی نفوذ شبهات بدخواهان، استقلال دارالاسلام ایران و افغانستان را زیر سوال نبرند و به سخنان رسمی مقامات حاکم بر دارالاسلام اهمیت دهند نه شایعات دیگران و بر اساس واکنش رسمی مسئولین حکومتی دارالاسلامهای ایران و افغانستان در برابر تجاوزاتی که خاک ایران و افغانستان را نشانه رفته است، موضعی صریح و شجاعانه اتخاذ کنند و بدانند که پیوند میان دو دارالاسلام، تنها با صداقت و حمایت دوجانبه مستحکم می‌ماند.

همه بدانیم که :

“جبهه ی ما جائی است که بر آمریکا و شرکا و مزدروانش جهاد و جنگ می شود”

سخنگوی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان؛ پایان عصر مدارا؛ هشداری قاطع به نظام پیمان‌شکن دارالکفر پاکستان

سخنگوی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان؛ پایان عصر مدارا؛ هشداری قاطع به نظام پیمان‌شکن دارالکفر پاکستان

ارائه دهنده: ابومحمود کندزی

امارت اسلامی افغانستان همواره بر اساس اصول اخوت اسلامی و حسن همجواری، مسیر صبر و سعه‌ی صدر را در قبال همسایگان در پیش گرفته است. اما اکنون اعلام می‌داریم که پیمانه‌ی صبر ملت مجاهد ما در برابر تجاوزات مکرر لبریز شده و فصل جدیدی از تقابل مقتدرانه آغاز گشته است.

زمان مدارا و خویشتن‌داری یک‌جانبه در برابر اقدامات خصمانه‌ی پاکستان به پایان رسیده است. از این پس، هرگونه تعرض، حمله یا اقدام تحریک‌آمیز علیه خاک مقدس افغانستان، با پاسخی کوبنده، پشیمان‌کننده و چندین برابر شدیدتر از اقدام اولیه مواجه خواهد شد. دشمنان بدانند که امنیت خاک ما خط قرمز غیرقابل عبور است.

ما ادعای خود را در مقام عمل ثابت کرده‌ایم. درگیری‌های مستقیم و حملات هوایی شب گذشته، تنها چشمه‌ای از توانمندی دفاعی و اراده‌ی پولادین مجاهدین امارت اسلامی بود. این عملیات‌ها پیامی صریح به اتاق‌های جنگ در پاکستان فرستاد که هرگونه حماقت، هزینه‌ای سنگین و ویرانگر برای متجاوزان در پی خواهد داشت.

امارت اسلامی بارها و صادقانه راه تفاهم، مذاکره و گفت‌وگو را برگزید، اما رژیم پاکستان با بی‌صداقتی تمام، هر بار وعده‌ها را زیر پا گذاشت. آن‌ها حتی به آتش‌بس‌هایی که بر سر میزهای مذاکره‌ی بین‌المللی بر آن توافق شده بود نیز پایبند نماندند. این تاریخچه‌ی پیمان‌شکنی ثابت می‌کند که طرف مقابل، زبان دیپلماسی نرم را به درستی درک نمی‌کند.

علیرغم قدرت‌نمایی در میدان، ما همچنان به اصل تفاهم و حل مسائل از طریق منطق باور داریم؛ اما نه به قیمت تسلیم یا سکوت در برابر ظلم. امارت اسلامی افغانستان برای حفظ حریم و تمامیت ارضی خود، برای هر نوع اقدام متقابل و جنگ تمام‌عیار در آمادگی کامل به سر می‌برد.

نیروهای مرزی و هوایی ما با چشمان بیدار، کوچک‌ترین تحرکات دشمن را رصد می‌کنند. ما به هیچ قدرتی اجازه نخواهیم داد که استقلال و ثباتِ بازگشته به این سرزمین را با بازی‌های سیاسی و نظامی خود به مخاطره اندازد.

وَمَنِ اتَّقَى اللَّهَ فَهُوَ حَسْبُهُ

ذبیح‌الله مجاهد

سخنگوی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

مولوی عبدالحمید دلال سکولاریسم و آشوب و جاده‌صاف‌کن دشمنان خارجی و داخلی و تشابه او با سیاف افغانستان (۲)

مولوی عبدالحمید دلال سکولاریسم و آشوب و جاده‌صاف‌کن دشمنان خارجی و داخلی و تشابه او با سیاف افغانستان (۲)

به قلم: ابوهاجر خان آبادی  

اجازه دهید به صورت مختصر به بررسی تطبیقی این دو چهره (یکی در ایران و دیگری در افغانستان) بپردازیم که با دلالی برای جبهه کفر، مصداق بارز «مفتونین» و «خائنین به امت» گشته‌اند.

  •  مولوی عبدالحمید؛ از ادعای مذهب تا خدمت به سکولاریسم و صهیونیسم

کفار به مؤمنان می‌گویند: وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا وَلْنَحْمِلْ خَطَايَاكُمْ وَمَا هُمْ بِحَامِلِينَ مِنْ خَطَايَاهُمْ مِنْ شَيْءٍ ۖ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (عنکبوت/۱۲) ‏کافران به مؤمنان می‌گویند : از راه و روش و مکتب و آئین ما پیروی کنید ( و اگر رستاخیز و حساب و کتابی در میان بود ، مسؤولیّت آن را ما می‌پذیریم ) و قطعاً گناهان شما را به عهده می‌گیریم ! ولی آنان هرگز گناهان ایشان را به گردن نمی‌گیرند ( و اصلاً کسی گناهان کسی را نمی‌تواند تقبّل کند ، و بلکه هر کسی در گرو اعمال خویش است ) و آنان قطعاً دروغ می‌گویند .‏

بله آنها می گویند: «از راه ما پیروی کنید، گناهانتان بر گردن ما»؛ امروز مولوی عبدالحمید در زاهدان دقیقاً همین نقش را ایفا می‌کند. او با ایستادن در کنار جریان‌های سکولار و مرتدی که علناً به مقدسات و قرآن‌سوزی دست زدند (اغتشاشات جدی/ دی ماه ۱۴۰۴)، عملاً پیروان خود را به مسیری فراخواند که انتهای آن، نه رستگاری، بلکه تأمین منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی و مرتدین سکولار داخلی ایران است.

او با صدور بیانیه‌هایی که با مبانی صریح شریعت در تضاد است (مانند حمایت از بهاییت و پذیرش نظم سکولار غربی و سفید شوئی مرتدین سکولار)، مصداق همان کسی است که بار گناه گمراهی دیگران را نیز بر دوش خواهد کشید.

او با تضعیف صفوف مسلمین در برابر جبهه کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی، راه را برای نفوذ اطلاعاتی و سیاسی دشمنان (آمریکا و موساد و مرتدین داخلی ایران) هموار می‌کند تا بار دیگر سناریوی لیبی و افغانستان را در ایران تکرار کنند.

  •  عبدالرب رسول سیاف؛ الگوی «مفتی ناتو» در افغانستان

در تاریخ معاصر افغانستان، مصداق اتمّ این خیانت، «عبدالرب رسول سیاف» است. او که زمانی ادعای مجاهدت داشت، در زمان اشغال افغانستان توسط آمریکا و ۴۰ کشور کافر دیگر، تمام قد در خدمت اشغالگران کافر و محارب اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی قرار گرفت.

سیاف با استفاده از نفوذ مذهبی خود، حضور نیروهای اشغالگر و سکولار ناتو در خاک یک کشور اسلامی را شرعی جلوه داد. او با همان منطقِ «اتَّبِعُوا سَبِیلَنَا» (راه ما را دنبال کنید)، جوانان را به خدمت در ارتشِ تحت حمایت آمریکای کافر اشغالگر خارجی  فراخواند.

به دلیل فتواهای او که کشتار مجاهدین واقعی را حلال و حضور اشغالگران کافر و محارب اشغالگر خارجی را «تعاون» می‌نامید، در میان امت به «مفتی ناتو» شهرت یافت. حکم او از یک آمریکایی جنایتکار سنگین‌تر است، چرا که او با لباس دین، ایمان مردم را ذبح کرد.

این افراد (عبدالحمید و سیاف) مصداق کسانی هستند که الله تعالی درباره آن‌ها فرمود: «إنّهم لکاذبون» (قطعاً آن‌ها دروغ می‌گویند). آن‌ها ادعا می‌کنند که با این رویکردهای سکولاریستی و غرب‌گرایانه، مردم را به رفاه و آزادی می‌رسانند، اما در حقیقت آن‌ها علاوه بر گناه خیانت خود، بار گناه تمام کسانی را که به واسطه فتواهایشان گمراه شده و به دامن آمریکا و صهیونیسم و مرتدین سکولار داخلی پناه برده‌اند، بر دوش خواهند کشید. نامیدن راهِ کفر و سکولاریسم به عنوان «حقوق بشر» یا «مصلحت امت»، افترا به دین خداست که در روز قیامت بابت آن بازخواست سختی خواهند شد.

در اینصورت جریان «مفتونین داخلی» چه در زاهدان باشد و چه در کابل، یک ریشه واحد دارد و آنهم مزدوری پنهان برای آمریکا. آن‌ها دیواری هستند که به ظاهر نشان دین دارند، اما در پشت آن‌ها، لشکر کفر پناه گرفته است. شناخت این‌ها از شناخت دشمن آشکار (سرباز آمریکایی) مهم‌تر است، زیرا ضربه‌ی منافق از درون، کاری‌تر و مهلک‌تر است.