روش اهل بدعت و غلاة میان اهل تصوف در مبارزه با احادیث صحیح و شریعت اسلام
به قلم: خالد هورامی
این روزها در کوردستان ایران فرقه ای تحت عنوان مکتب قرآن پیدا شده اند که دارای عقاید شاذ مختلفی هستند که انگار ترکیبی شده اند از عقاید خوارج و معتزله و مرجئه و غیره بدون آنکه خودشان بدانند. یکی از مواردی که آنرا تبلیغ می کنند این است که رهبر آنها یعنی مُلا احمد مفتی زاده در حالت بیداری رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد او آمده و مطالبی را به او یاد داده است و… به همین دلیل می خواهند افکار و برداشتها و اشعار مفتی زاده را اینگونه ارائه دهند که مورد تأئید پیامبر هستند هر چند در مواردی کاملاً مخالف شریعت هم باشند.
این ادعاها در حالی مطرح می شوند که هیچکدام از صحابه و تابعین پس از وفات پیامبر چنین ادعایی نکرده و الله تعالی خود نیز میفرماید: وَ مِن وَرَآئِهِم بَرۡزَخٌ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ (مؤمنون/۱۰۰) «در پیش روی ایشان جهان برزخ است تا روزیکه برانگیخته میشوند.»
مورد دیگر به ادعاهای غلاة میان تصوف بر می گردد. محیالدین عربی در کتاب فتوحات المکیه میگوید:«و رب حديث يكون صحيحا عن طريق روته، حصل لهذا المكاشف الذي عاين هذا المظهر، فسأل النبي عن هذا الحديث فأنكره و قال له(لم اقله و لا حكمت به) فيعلم ضعفه، فيترك العمل به علي بينة من ربه و ان كان عمل به اهل النقل لصحة طريقة و هو في نفس الأمر ليس كذلك»: «بسیاری از احادیث که از نظر روایتی صحیح بوده (و علما آن را تأیید کردهاند) فلان نفر از اهل کشف و کرامت، از پیامبر در بارهی آن پرسید، پیامبر آن را انکار کرد و فرمود: هرگز آن را نگفته و به آن حکم نکردهام، پس برای شیخ ما ضعف حدیث مشخص شد و عمل به آن را ترک کرده هرچند که محدثین به آن عمل کرده باشند چون آنها گمان کرده بودند که حدیث صحیح است اما در واقع صحیح نبوده است.”
با این ادعای پوچ و واهی که آنها میتوانند به محضر مبارک رسول اکرم رسیده و از وی ضعف و قوت احادیث را جویا شوند، احادیث صحیح را رد کرده و به امامان و محدثین بزرگوار و شریعت الله ضربه زدهاند.
البته این اهل بدعت، ذکر خدا را با رقص، پایکوبی، دف زدن، داد و فریاد و گفتن کلماتی همانند: آه آه، هوهو، می، مستی، شراب، ساقی، جام، عشق، لیلی، زلف، معشوقه، محبوبه، دلبر، دلداری و… در آمیختهاند.انگار کپی میترائیسم و منتقل کننده آداب و رسوم میترائیسم ایران باستان در میان مسلمین شده اند، در حالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم زمانی که مشاهده کرد جمعی از یاران، با صدای بلند از پروردگار خود درخواست و طلب میکنند، فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ ارْبَعُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ إِنَّكُمْ لَيْسَ تَدْعُونَ أَصَمَّ وَلَا غَائِبًا إِنَّكُمْ تَدْعُونَ سَمِيعًا قَرِيبًا وَهُوَ مَعَكُمْ»[۱] «ای مردم بر خود نرمی و تلطف کنید شما ناشنوا و یا غائبی را صدا نمیزنید، بلکه شنوای نزدیکی را میخوانید که همراه شماست.» اما اینها از این حد هم گذشته و عادات مشرکین را زنده کرده اند که الله تعالی میفرماید: وَمَاكَانَ صَلَاتُهُمۡ عِندَ ٱلۡبَيۡتِ إِلَّامُكَآءٗ (أنفال/ ۳۵)«نماز مشرکین در کنار خانۀ خدا چیزی نیست جز سر و صدا، داد و فریاد و کف زدن.»
دقت کنید: اینها این صفت و روش سکولاریستها (مشرکین/ احزاب) را زنده کرده اند نه اینکه خدای نکرده مشرک شده باشند. همچنانکه عده ای با تولید فرقه و حزبی خاص، صفت فرقه سازی و حزب بازی مشرکین را زنده کرده اند نه اینکه خودشان مشرک شده باشند. مشرکین دسته ای از کفار ۵گانه ی اصلی هستند که نجدیت در تعریف آن دچار اشتباه شده است و به ناحق سایر کفار و حتی مسلمین را از لحاظ شرعی جزو مشرکین می داند و به این شکل به تکفیر نابجای مسلمین می پردازد.
[۱]– به روایت امام مسلم