
عبرتِ «حِطّین» و تلبیسِ نفاق، چرا مدعیان جهاد، آدرسِ دشمن را گم کردهاند؟
به قلم: خالد سیف الله المسلول
در قرن ششم هجری، زمانی که صلیبیان بر بیتالمقدس چیره شده و خون مسلمانان را مباح کرده بودند، جهان اسلام گرفتار تفرقه میان خلافت فاطمی در مصر (شیعه فاطمی) و سلجوقیان و زنگیان در شام (سنی حنفی) بود. «صلاحالدین ایوبی» (سنی شافعی) با درک درست از «دشمنشناسی»، فهمید که تا زمانی که جبهه داخلی اسلام تکهتکه باشد، قدس آزاد نخواهد شد. او با وجود اختلافات مذهبی، قدرتِ مصرِ فاطمی را با شام پیوند داد. او نه برای حذف مذهب، بلکه برای ایجاد «صفِ واحد» علیه اشغالگران صلیبی، جبههای بزرگ تشکیل داد که در نهایت منجر به پیروزی در نبرد «حطین» و آزادی قدس شد. او میدانست که خطرِ صلیب، موجودیتِ کل اسلام را تهدید میکند، نه یک مذهب خاص را.
امروز، سوال بزرگ اینجاست: «اهل جهاد» کجا هستند؟ کسانی که برای نبردهای داخلی و تکفیر برادران خود به راحتی سلاح به دست میگیرند، چرا در برابر آمریکایی که به صراحت از نابودی ایران و سایر سرزمینهای اسلامی سخن میگوید، سکوت کردهاند؟ حقیقت تلخ این است که بسیاری از مدعیان جهاد، «بصیرت» را فدای «تعصب» کردهاند. آنها دشمن اصلی (آمریکا و صهیونیسم) را رها کرده و به آدرسهای غلطی که سازمانهای جاسوسی غرب برایشان ترسیم کردهاند، یورش میبرند.
چگونه است که صلاحالدین ایوبی برای مقابله با صلیبیها، همکاری و انسجام میان بخشهای مختلف امت اسلام (از مصر تا شام) را واجب میدید، اما امروز برخی مدعیان جهاد، حمایت از ایران متشکیل از اکثریتی شیعه جعفری و اقلیتی حنفی و شافعی و حنبلی را که در خط مقدم نبرد با «صانعانِ اسرائیل» ایستاده است، بر نمیتابند؟
دشمنشناسی حکم میکند که هر کس در برابر آمریکا و صهیونیسم بایستد، همسنگر ماست. انفعال در برابر تجاوزات آمریکا به حریم کشورهای اسلامی و تنها گذاشتن ایران در این کارزار، نشاندهنده آن است که ادعای جهادِ این گروهها، نه برای اعتلای کلمه الله، بلکه در راستای پروژههای استکباری است.
صلاحالدین ایوبی اگر زنده بود، کسانی را که به نام دین، شکاف میان سنی و شیعه را عمق میدهند تا آمریکا با خیال راحت ثروتهای مسلمین را غارت کند، «خائن به آرمان قدس» مینامید. امروز آمریکا با نقابِ حمایت از حقوق بشر و در واقع با خویِ مغولی، به دنبال تکهتکه کردن ایران، افغانستان، عراق، سوریه و یمن و سمالی و… است. هر «مجاهدی» که در این لحظه تاریخی، صف خود را از جبهه مقاومت ضدآمریکایی جدا کند، دانسته یا نادسته، در زمینِ دشمن بازی کرده است.
وقت آن رسیده است که اهل جهاد از خود بپرسند: آیا سلاح ما به نفعِ اعتلای اسلام میچرخد یا به نفعِ امنیتِ واشنگتن؟ سکوت در برابر آمریکا و همزمان مدعی جهاد بودن، پارادوکسی مضحک است. اگر صلاحالدین برای نجات قدس، از اختلافات گذشت، مدعیان امروز نیز باید بدانند که حمایت از ایران و محور مقاومت، نه یک انتخاب مذهبی، بلکه یک «ضرورت راهبردی و شرعی» برای حفظ کیان اسلام در برابر یورش نوینِ غرب است.
بعدها اگر جهانی باقی مانده باشد نسلهای مومن ما خواهند خواهند که در روزگارِ هجومِ همهجانبهی مغولان قرن بیست و یکم، چه کسانی «مردِ میدان» بودند و چه کسانی با توجیهاتِ فرقهای، پشتِ جبهه حق را خالی کردند. دشمنشناسی یعنی بدانی که امروز، لولهی تفنگِ هر مجاهدِ واقعی، باید سینه ی آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها را نشانه برود، نه برادرِ مسلمانش را.