
روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۲۴)
به قلم: شمسالدین نشخوف، شرکتکننده در جنگ
ترجمه: کارزان شکاک
انگیزه اصلی این بود که حمله نیروهای ویژه به بیمارستان از همان ابتدا با شکست مواجه شده بود. ژنرالهای روسی با یادآوری شکست مفتضحانهای که در جریان حمله به گروزنی متحمل شده بودند، متوجه شدند که اگر بیشتر ادامه دهند، به سادگی خود را در برابر تمام جهان شرمنده خواهند کرد، همانطور که بعداً در روستای داغستانی پروومایسکویه اتفاق افتاد.
تنها جایگزین برای این حمله، آوردن سلاحهای سنگین و تبدیل بیمارستان و ساکنان آن به تلی از آوار بود. اما در آن زمان، کرملین هنوز برای چنین قتل عام آشکاری از شهروندان خود در مقابل دیدگان تمام جهان آماده نبود.
بعدها، در شمال-شرق، جانشین دزرژینسکی، پوتینِ چکیست، چند صد نفر را با گاز مسموم کرد که ۲۰۰ نفر از آنها بلافاصله جان باختند. او در بسلان، از آنجا که در مرکز مسکو نبود، دوران آسانتری را سپری کرد. به دستور او، سربازان روسی ۳۳۴ نفر را به آتش کشیدند که ۱۸۶ نفر از آنها کودک بودند.
پوتین دستور تیراندازی به مدرسهای را داد که در آن زمان ۱۱۲۸ کودک، والدین و معلم در آن بودند. روسها در مقابل خبرنگاران و ساکنان محلی، با تانک، نارنجکانداز و شعلهافکن (سلاحهای بدون تبعیض) به آنها شلیک کردند.
در همین حال، کرملین با گستاخی اعلام کرد که این سلاحها فقط برای «حذف تروریستها» استفاده شدهاند و حتی یک گروگان نیز در نتیجه آن جان خود را از دست نداده است.
پوتین و دار و دستهاش تصمیمات خود را از روی هوا نمیگرفتند. آنها ویژگیهای کلیدی توده مردم روسیه را درک کرده بودند – بیتفاوتی نسبت به رنج و مرگ دیگران، و رضایت از اینکه تحت حکومت یک “مرد سرسخت” هستند.
او درست محاسبه کرده بود – زمان گذشته است و فقط بستگان قربانیان فاجعه نورد-اوست را به یاد میآورند، در حالی که فقط مادران بسلان فاجعه بسلان را به یاد میآورند و درباره آن صحبت میکنند. و توده مردم، از جمله لیبرالها، ادعا میکنند که “اشتباه بودیونوفسک” در نظر گرفته شده است و بیوقفه این شعار را تکرار میکنند که شامیل باسایف فرزندان بسلان را اعدام کرد.
فقط مادران بسلان به یاد میآورند که چه کسی فرزندان آنها را کشته است و هر سال در روز سوگواری تیشرتهایی با شعار “پوتین – جلاد بسلان” میپوشند.