
روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۲۵)
به قلم: شمسالدین نشخوف، شرکتکننده در جنگ
ترجمه: کارزان شکاک
وقتی کفار عملیات خرابکاری مانند آنچه در بودیونوفسک و جاهای دیگر انجام شد را توصیف میکنند، اغلب عمداً و به طور روشمند تصویری ضعیف از وقایع را تحمیل میکنند، سعی میکنند نکات اساسی و واضح را مبهم کنند و آنچه اتفاق افتاده را به عنوان چیزی غیرمنطقی، عاری از توجیه منطقی و غیرانسانی ارائه دهند.
یک تحلیلگر غربی (غیرمسلمان) خاطرنشان کرد که به محض اینکه موضوع «تروریسم اسلامی» مطرح میشود، همه افراد درگیر، چه مقامات، تحلیلگران یا روزنامهنگاران، نقش احمقها را بازی میکنند و اوضاع را طوری به تصویر میکشند که گویی افرادی به نام «افراطگرایان اسلامی» وجود دارند که ترجیح میدهند همه چیز را منفجر کنند تا اینکه نان بخورند…
این تنها یک نمونه از دروغگویی و بدبینی تبلیغات غربی است، اگرچه هزاران نمونه از این دست وجود دارد.
در اوت ۱۹۹۸، ایالات متحده با موشک کروز به کارخانه داروسازی الشفا در شمال خارطوم، سودان حمله کرد. تا ۳۰۰ کارگر کارخانه کشته و زخمی شدند.
این حمله بدون هشدار انجام شد؛ آمریکاییها حتی زحمت آمادهسازی افکار عمومی را از قبل به خود ندادند. پس از آن، واشنگتن با تمسخر ادعا کرد که ظاهراً این کارخانه داروسازی در حال تولید… سلاحهای شیمیایی است.
در پاسخ به خشم طبیعی دولت سودان که پرسید: «چه کار میکنید؟»، یکی از نمایندگان، چه از پنتاگون و چه از وزارت امور خارجه، با نوعی بیباکی و بدبینی نادر پاسخ داد: «اگر موشک دارید، میتوانید پاسخ دهید…»
پاسخ سه سال بعد، در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، آمد. و بنابراین، به مدت ۱۷ سال، نالهها، فریادها و نالهها بیوقفه ادامه داشته است… البته، آنها دوران سختی را میگذرانند، آنها در حال تجربه یک فاجعه هستند.
اما همانطور که چچنیها میگویند، در جنگ، اینطور نیست که یک طرف خونریزی کند در حالی که طرف دیگر شیر میخورد.
نسخه روسی این برداشت نیمبند از واقعیت با ریاکاری غربی متفاوت است، زیرا روسها تقریباً معتقدند که بیگناه هستند. آنها مطمئناً درباره سماشکی شنیدهاند، اینکه چگونه نیروی هوایی روستاهای چچن را بمباران میکند، بمبهای خوشهای را بر روی بازارها میاندازد و ستونهای پناهندگان را از هلیکوپترها سرنگون میکند.
اما آنجا ۳۰۰ کیلومتر با بودیونوفسک فاصله دارد. این چه ربطی به آنها دارد؟
باید توجه داشت که شامیل و رفقایش به خوبی روان روسها را درک میکردند. آنها به ندرت با گروگانها یا مذاکرهکنندگان بحث میکردند، زیرا میدانستند که تحصیلکردهترین افراد در میان آنها از درجهای از حماقت اخلاقی رنج میبرند. بنابراین، گفتگو در سطح درک آنها از وضعیت و با تمرکز بر جزئیات فنی انجام میشد.
نتیجه حمله شامیل باسایف و گروه خرابکارش به پشت خطوط روسیه، تشکیل یک کمیسیون مذاکره بود. خصومتها در چچن متوقف شد و مذاکرات صلح آغاز شد.
در سمت چچن، این کمیسیون به ریاست رئیس ستاد کل، ژنرال اصلان مسخدوف، و در سمت روسیه، به ریاست ژنرال رومانوف، آغاز شد. همه شروع به صحبت در مورد صلح و پایان جنگ کردند، اما اینکه چنین صلحی چگونه تحت اشغال امکانپذیر است، کاملاً مشخص نبود.
اما همه به خوبی میدانستند که این پایان کار نیست و آیین مذاکرات صرفاً استراحتی قبل از نبردهای جدید بود.