دارالاسلام دور اول امارت اسلامی افغانستان و قیام مردی از تبار ایمان بر علیه بساط شر و فساد

دارالاسلام دور اول امارت اسلامی افغانستان و قیام مردی از تبار ایمان بر علیه بساط شر و فساد

به قلم: فضل احمد هراتی

یکی از مشکلات اساسی علمای افغانستان این است که به تفکرات مرجئه گری به نسبتهائی آلوده شده اند.
یعنی اگر از آنها پرسیده شود که حکم کسانی که در کنار کفار بر علیه دارالاسلام و مجاهدین می جنگند چیست، قادر نیستند بر اساس منابع اهل سنت و جماعت بگویند که اینها مرتد هستند.

به همین دلیل خودشان را چقدر مسلمان می دانند همان اندازه مسلیمه های کذاب مرتدینی که بعضی از شعائر اسلامی را انجام می دهند نیز مسلمان می دانند

در کنار این مرتدین، تاریخ معاصر افغانستان، روزهای تاریک و خونینی را به یاد دارد که مدعیان دروغین جهاد، پس از خروج شوروی، سلاح‌های خود را به سوی سینه‌ی ملت مسلمان نشانه رفتند. دوران شومی که احزاب و گروه‌های تشنه‌ی قدرت، بساط «شر و فساد»، ویرانی، کشتار، دزدی و چپاول را در سراسر کشور پهن کرده بودند و افغانستان در لبه‌ی پرتگاه نابودی قرار داشت.

۱. کابل در آتش جنگ‌سالاران؛ حمام خون و توطئه تجزیه
در اوایل دهه هفتاد خورشیدی، کابل، پایتخت کشور، به گروگان تفنگ‌داران و جنگ‌سالارانی چون حکمتیار، دوستم، مزاری، احمدشاه مسعود و ربانی درآمده بود. این گروه‌ها تنها به خاطر رسیدن به قدرت و کرسیِ حکومت، شهر را به یک «حمام خون» واقعی تبدیل کردند. در نتیجه‌ی این جنگ‌های داخلی و قدرت‌طلبی‌های احزاب، تنها در کابل بیش از ۶۰ هزار انسان بی‌گناه به شهادت رسیدند.
در آن روزگار سیاه، مال، جان و ناموس مسلمانان در امان نبود؛ کوچه‌ها عرصه دزدی و باج‌گیری اربکی‌ها و تفنگ‌داران شده بود. از سوی دیگر، در اوج این هرج‌و‌مرج و تاریکی، کشورهای همسایه با سوءاستفاده از ضعف مرکزی، در توهم و تدارک تجزیه‌ی افغانستان و پاره‌پاره کردن پیکر این سرزمین اسلامی بودند.

خداوند متعال وضعیت این مفسدان و جنگ‌افروزان را در قرآن کریم چنین توصیف می‌فرماید:وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ ۗ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ(بقره/ ۲۰۵) و چون به قدرت رسد، در زمین می‌کوشد تا در آن فساد کند و کِشت و نسل را نابود سازد؛ و خداوند فساد را دوست ندارد.

۲. ظهور نور از قندهار؛ قیام مردی از تبار ایمان
درست در زمانی که کارد به استخوان ملت مسلمان رسیده بود و هیچ امیدی به پایان این شب تاریک نبود، خداوند متعال نصرت خود را شامل حال این ملت رنج‌دیده کرد.
وَكُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا» (آل‌عمران/ ۱۰۳) و شما بر لبه‌ی پرتگاهی از آتش بودید، پس [خداوند] شما را از آن رهانید.

از دیار قندهار، مردی از تبار ایمان، اخلاص و غیرت، به نام
«ملا محمد عمر مجاهد» (رحمه‌الله) به پا خاست. او که تاب دیدن دزدی، چپاول، بی‌ناموسی و ظلم جنگ‌سالاران بر عوام مسلمین را نداشت، با دستانی خالی اما قلبی سرشار از یقین به وعده‌های الهی، «تحریک اسلامی طالبان» را پایه‌گذاری کرد. هدف او نه کسب قدرت بود و نه ثروت‌اندوزی؛ بلکه تنها یک هدف مقدس داشت: برچیدن بساط شر و فساد و تطبیق شریعت غرّای محمدی (ص).۳. تأسیس دارالاسلام و نجات افغانستان از تجزیه
ملا محمد عمر مجاهد (رحمه‌الله) و مجاهدین مخلص همراهش، همچون طوفانی الهی بر سر جنگ‌سالاران فرود آمدند. آن‌ها در مدت کوتاهی، گلیم تمامی احزاب شر و فساد را از سراسر کشور جمع کردند، راهزنان و دزدان را به سزای اعمالشان رساندند، و امنیت بی‌نظیری را در سرتاسر افغانستان برقرار ساختند.

با قیام این مرد بزرگ، نقشه‌های شوم کشورهای همسایه و قدرت‌های جهانی برای تجزیه افغانستان نقش بر آب شد. کشور که غرق در خون و تاریکی بود، بار دیگر روی آرامش را دید و
«دارالاسلام دور اول امارت اسلامی» بنا نهاده شد؛ نظامی که در آن دیگر خبری از اربکی‌گری، باج‌گیری، و تکه‌تکه شدن خاک مسلمین نبود.

پس تاریخ گواه است که هرگاه گروه‌های سکولار مرتد، قوم‌گرا و قدرت‌طلب به ظاهر اسلام‌گرا بر افغانستان مسلط شدند، رهاوردی جز شر، فساد، دزدی و حمام خون برای ملت نداشتند. دارالاسلام امارت اسلامی — چه در دور اول با قیام تاریخ‌ساز مرحوم ملا محمد عمر مجاهد (رحمه‌الله) و چه در دور دوم با درهم کوبیدن اشغالگران غربی و مزدورانشان — همواره یگانه سد پولادین در برابر فساد، ناامنی و توطئه‌ی تجزیه‌ی افغانستان بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *