واکنش دارالاسلام ایران در برابر ویران شدن مساجد توسط بودائی ها

واکنش دارالاسلام ایران در برابر ویران شدن مساجد توسط بودائی ها

عده ای می پرسند اگر ایران دارالاسلام است چرا مثل رسول الله صلی الله علیه وسلم نفر نمی فرستد که بتکده ی بودائی ها را نابود کند تا آنها هم مساجد مسلمین را نابود نکنند؟

حکومت اسلامی مدینه با آنکه با کفار یهودی اطراف مدینه و کفار مشرکی چون بنی ضمره و بنی خزاعه  متحد شده بود و حتی پیمانهای عدم تجاوز با نصرانی ها و دیگران بسته بود اما در هر صورت دشمن اصلی آن حکومت مشرکین (سکولاریستهای)ی مکه بود. یعنی درواقع : یک شهر در برابر یک شهر.

با این وجود تا زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم این شهر را فتح نکرد و قدرت مطلق منطقه نشد بتهای مشرکین را ویران نکرد.

حالا ما در برابر یک شهر هستم؟ یا یک استان؟ یا یک کشور؟ یا یک منطقه؟ یا در برابر کل کفار جهانی و مرتدین و منافقین محلی؟

پس تا زمانی که قدرت ما در حد قدرت رسول الله صلی الله علیه وسلم در برابر قدرت سکولاریستها (مشرکین) مکه نرسیده است از نابودن کردن بتهای مشرکین(سکولاریستها) خود داری می کنیم، این یعنی تبعیت از سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم در این زمینه ی خاص.

نابود کردن زود هنگام این بتها یعنی کمک به وحدت میان کفار و خنثی شدن تمام تلاشهای ما برای تجزیه ی دشمنان و منفرد کردن و تضعیف دشمن اصلی؛ و این عین انحراف از مسیر دیپلماسی جهادی رسول الله صلی الله علیه وسلم و خدمت به دشمنان و ظلم آشکار به مسلمین است .

 بارها عرض کرده ایم که تنها قدرت نظامی است که دیپلماسی خارجی ما با کفار آشکار و پنهان داخلی را تعیین می کند نه فقط قدرت علمی و حکمت و اقتصاد برتر و متمدن بودن و… ، تمام اینها زمانی در دیپلماسی خارجی ما موثرند که از پشتیبانی  قدرت نظامی برخوردار باشند.

هم اکنون دارالاسلام ایران بر جهاد با آمریکا به عنوان پرچمدار کفار در سرزمینهای مختلف اسلامی تمرکز کرده است که افتادن این هبل زمان سایر متحدین آن نیز در اکثر سرزمینهای اسلامی می افتند، ما اگر خواهان حرکت در مسیر سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم هستیم باید فکر کنیم که چگونه می توانیم در این هدف بزرگ در ضربه زدن به آمریکا و متحدین آمریکا مشارکت داشته باشیم. 

پس ما فعلا در جنگ با قریش زمان، آمریکا و متحدینش هستیم و ممکن است مجبور بشویم به کفار نصرانی حبشه هم پناهنده بشویم و یا حتی با دهها قیبله ی کافرمشرک مثل بنی ضمره و خزاعه و یا حتی کافر یهودی خیبر و بنی نضیر و غیره و یا با کفار نصرانی نجران هم در برابر این دشمن اصلی متحد بشویم   …. 

اجازه بدهید پایتخت متحدین و دست ناشنده های کفار قریش در سرزمینهای اسلامی را فتح کنیم آن وقت اگر بت کده های مشرکین را نابود نکردیم  گلایه کنید .  اما تا قبل از رسیدن به این هدف، تحریکات دشمنان دانا و دوستان جاهل نمی تواند ما را به سمت خطاهای فاحشی بکشاند که ممکن است به کل معادله ی جهاد ما و استراتژیهای دور و نزدیک ما صدمه بزند .

چرایی عدم حضور احزاب سکولار در انتخابات شوراهای مختلف ایران

چرایی عدم حضور احزاب سکولار در انتخابات شوراهای مختلف ایران

دارالاسلام ایران بر اساس قوانین شریعت الله (قانون اساسی آن بر اساس مذهب شیعه جعفری و قوانین مدنی آن بر اساس مذاهب مختلف جعفری و حنفی و شافعی و غیره) شکل گرفته است و احزاب سکولار بر اساس قوانین سکولاریستی عمل می کنند، مشخص است که خدا محوری ذاتا با انسان محوری (اومانیسم) و سکولاریسم در تضاد است؛ به دنبال این  بي گمان مطلق گرايي سکولاریستها يكي از مهمترين مشخصه ای است كه در يك مواجهه وتقابل ويا به تعبيري در ميدان رقابت فکری وعقیدتی، حذف فيزيكي رقبا را به شيوه خشن وافراطي بر مي گزينند .

 اين افراد وگروهها ی سکولارفرض خود را بر اين اساس مي گذارند كه:

  •  اولا خودشان را که از سکولاریسم تبعیت می کنند را حق مطلق ومخالفانشان را که از قوانین الهی وغیر سکولاریستی پیروی می کنند را ناحق مطلق دانسته
  • ثانيا بر اساس ديدگاه دگم ويك سو نگرانه هيچ راهي جز نابودي رقيب نمي شناسند
  • وثالثا بر اساس ذهنيت مطلق گرايانه هيچ توجهي به فرايند ونتايج واقعي اقدام خود ندارند .

 در واقع اينان يك تكليف فردی واجتماعي براي خود قايلند وعمل به آن را از همه چيز مهمتر تلقي كرده ونظر وبرداشت هيچ مرجعي برايشان مهم نيست. تاجايي كه اگر لازم شد از قرباني كردن بي گناهترين وبي ارتباط ترين آدمها هم ابايي ندارند.

 چرا كه از ديدگاه آنان آنچه مهم است آرمان سکولاریستی آنهاست كه حق مطلق است وفدا شدن هر كس در مقابل آن هدف مقدس، مهم به حساب نمي آيد.

البته سکولارها (مشرکین) خودشان نیز به همان دلیل مطلق گرائی  با همدیگر در درگیری واختلافات فکری وحتی جنگهای خونین بوده اند و هرگز نمی توانند یک دست شوند به همین دلیل الله تعالی یکی دیگر از اسمهای آنها را احزاب می نامد و هر جا در قرآن اسم احزاب آمد منظور سکولاریستها( مشرکین) است.

بر همین اساس است که همیشه جنگ را بر مسلمین تحمیل می کنند تا اینکه مسلمین دست از ۴ معنی و مفهوم دین اسلام یعنی ۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ی اسلام ۳- اطاعت کردن از حاکمیت اسلامی و قوانین شریعت ۴- مجازات و پاداش بر اساس قوانین شریعت و توسط حاکمیت اسلامی بکشند. و تا به این هدف خود نرسیده اند دست از سر مسلمین بر نمی دارند.

الله تعالی به صراحت می فرماید: وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ (بقره/۲۱۷) سکولاریستها پیوسته با شما مى جنگند تا شما را از دینتان برگردانند اگر بر آن توانا باشند.

آیا چنین سکولاریستهایی می توانند با مسلمین یکی شوند؟ هرگز

تاثیر انتخابات در ایران و کشورهای سکولار در تعیین نوع حاکمیت و عمل شهروندان …

تاثیر انتخابات در ایران و کشورهای سکولار در تعیین نوع حاکمیت و عمل شهروندان …

عده ای بر این باورند که در کشورهای سکولار شخص می تواند به هر کسی که خواست رای بدهد چه این شخص مسلمانی تابع شریعت الله باشد یا یک یهودی شریعتگرا یا یک مسیحی تابع انجیل یا یک سکولار و غیره و علاوه بر آن هر کسی می تواند بر اساس قوانین دین و عقیده ی خودش عمل کند و کسی جلو او را نمی گیرد و…

این شعاری است که ما بارها و بارها از زبان سکولاریستهای بومی و محلی دغل باز که هنوز به قدرت نرسیده اند شنیده ایم. البته طرفداران جاهل آنها نیز که زندگی تحت حاکمیت سکولاریستها را تجربه نکرده اند و یا از رسانه ها شنیده و دیده اند اما خودشان را به جهالت می زنند نیز همین شعار دروغین را تکرار می کنند که هیچ حاکم سکولاری در کشورهای سکولار چنین ادعایی نکرده است. همه می دانیم که در دارالکفرهای تحت حاکمیت کفار سکولار تنها قوانین سکولاریستی حاکم هستند آنهم با قدرت نظامی و حکومتی، و تمام قوانین شریعت الله تعالی که مخالف قوانین سکولاریستی باشند با دیکتاتوری هر چه تمامتر از امور اجرائی جامعه حذف شده و کنار زده می شوند و کسی قادر به انجام قوانینی از شریعت الله نیست که مخالف قوانین سکولاریستی باشند و چنانچه به قانونی از قوانین شریعت الله تعالی عمل کند که مخالف قوانین سکولاریستی باشد در دارالکفرهای سکولار همچون یک مجرم با او برخورد می شود. در دارالکفر نصرانی دولت شهر پادشاهی واتیکان نیز اجازه ورود مسلمین به آن وجود ندارد و تنها نصرانی ها در آن سکونت دارند. در این صورت تنها در دارالاسلامها مسلمین می توانند به قوانین شریعت الله تعالی عمل کنند. این واقعیت دنیای کنونی ماست.

حتی «در وضع موجود» کفار اهل کتاب نیز تنها در دارالاسلامها می توانند به قوانین شریعت خود عمل کنند نه در دارالکفرهای سکولار. یعنی اگر می بینید که یهودی های پایبند به تورات مثل جریان قلب پاک (Lewv Tahor ) حتی نمی توانند در حکومت سکولار صهیونیستهای حاکم بر سرزمینهای اشغالی فلسطین بر اساس قوانین تورات عمل کنند و به کانادا و گواتمالا فراری می شوند و اخیراً درخواست رسمی پناهندگی به دارالاسلام ایران داده اند باید برای کم هوش ترین مسلمان تلنگری باشد که دارالکفر جعلی رژیم صهیونیستی یهودی نیست بلکه سکولاریستی است، و غیر از دولت شهر واتیکان، تمام دارالکفرهای اروپا و آمریکا و روسیه و غیره نیز نصرانی نیستند بلکه سکولار (مشرک) هستند و توسط احزاب = مشرکین= سکولاریستها اداره می شوند و دارالاسلام تنها مکانی است که می تواند در کنار مسلمین از هویت دینی تمام کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب حمایت کند و آنها تنها در دارالاسلام است که می توانند به زندگی بر اساس «عمل» به  عقاید خود ادامه دهند و در دیکتاتوری سکولاریستها جائی برای «عمل»  کردن به قوانین شریعتشان نیست.

آیا کسی با این واقعیت و تضاد آشکار می تواند مخالفت کند؟ بخصوص زمانی که این کفار سکولار از یکطرف می گویند که هر کسی آزاد است به عقایدش عمل کند و از سوی دیگر می گویند دین (آسمانی) باید از حاکمیت جدا باشد و تنها قوانین سکولاریستی باید حاکم باشند!

البته برای سکولاریستها مهم نیست چه کسی بر خلاف قوانین سکولاریستی آنها باشد . شما تصور کنید که زنان ملی پوش نروژی در سال ۲۰۲۱ به خاطر تن‌ ندادن به عریانی اجباری ۱۵۰ یورو‌ جریمه شدند.

پس زنان حتی برای پوشش هم آزاد نیستند و باید تابع قوانین سکولاریستی باشند و آن بهشتی که سکولاریستهای محلی از جامعه ی سکولار برای مردم ساخته اند توهمی است که وجود خارجی ندارد.

ارزش رای اکثریت  در حکومت اسلامی جمهوری اسلامی ایران

ارزش رای اکثریت  در حکومت اسلامی جمهوری اسلامی ایران

در سیستم حکومتی دارالاسلام  3 نوع رای  و ۲ اکثریت وجود دارد :

  1. رای الله و رسولش صلی الله علیه وسلم که هرگز به رای گیری گذاشته نمی شود و هیچ مومنی حق مخالفت کردن با حکم و رای و قانون شریعت الله را ندارد که الله تعالی به صراحت و واضح می فرماید:  وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ۗ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا (احزاب/۳۶) هیچ مرد و زن مؤمنی ، در کاری که خدا و پیغمبرش حکم کرده باشند (و آن را مقرّر نموده باشند) اختیاری از خود در آن ندارند (و اراده ایشان باید تابع اراده خدا و رسول باشد) . هر کس هم از دستور خدا و پیغمبرش سرپیچی کند، گرفتار گمراهی کاملاً آشکاری می‌گردد.‏
  2. رای اکثریت شورای متخصصین هر تخصص و فنی در امور اجرائی و سیاستگذاری و اقتصادی و امنیتی و …. در امور اجتهاد پذیر، که ثمره ی رای اکثریت این متخصصین اجماع نام داد که همیشه باعث نعمت و برکت و مانع تفرق و چند دستگی و هدر رفتن انرژی و پیشرفت و حرکت رو به جلو بوده است
  3. رای اکثریت مردم در مورد بند اول و دوم که هیچ جایگاهی در شریعت الله ندارد.

برای یک مومن «جستجوی خواسته الله متعال و رسولش صلی الله علیه وسلم» استراتژی و چشم انداز اوست و برای مومنین تنها یک نقشه ی ذهنی وجود دارد و آنهم اینکه چگونه بتواند به بهترین وجه ممکن زندگی و مرگش را در مسیر قوانین شریعت الله قرار دهد در اینجا رای اکثریت مردم برای چنین مومنی هیچ ارزشی ندارد حتی اگر چون ابراهیم علیه السلام یک نفر باشد در دریایی از کفر و ضلالت تمام ساکنان یک جامعه.

الله متعال می‌فرماید در مورد اطاعت از این اکثریت عوام می فرماید: وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّـهِ (انعام/۱۱۶) اگر از بیشتر مردم پیروی کنی، تو را از راه خدا دور می‌سازند.

چون اکثر این مردم حتی اگر مسلمان هم شوند باز اکثر آنها جزو مومنین نخواهند بود و در دایره ی خاص مومنین میان مسلمین قرار نخواهند گرفت چنانچه الله تعالی می فرماید:  وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ (یوسف/۱۰۳) و بیشتر مردم، ولو تو سخت بکوشی و بخواهی، مؤمن نمی‌شوند.

پس در مورد بند اول نه رای بشر وجود دارد و نه اکثریتی . در مورد بند دوم هم آیا کسی می پذیرد که تنها برای یک عمل جراحی ساده یک دکتر متخصص یک رای داشته باشد و سایر مردم یک روستا یا شهر هم هر کدام یک رای؟ و بعد گفته شود رای اکثریت هر چه شد؟ قطعاً خیر . در مورد سایر امر تخصصی و بخصوص امور تخصصی متعلق به حکومت داری این قاعده حکمفرماست.

البته این به معنی نفی نظارت عمومی و نفی امر به معروف و نهی از منکر عمومی که یکی از پایه های حاکمیت بر منهاج نبوت است نمی باشد، بلکه به معنی شناخت جایگاه و نقش و مسئولیت و وظایف هر شخص در اسلام و بخصوص در دارالاسلام است.

«محاربین» بخش جنگ نرم و تبلیغی در تولید اغتشاشات در دارالاسلام ایران

«محاربین» بخش جنگ نرم و تبلیغی در تولید اغتشاشات در دارالاسلام ایران

به قلم: رخشانی بلوچ/ زاهدان

خداوند می فرماید: إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلَافٍ أَوْ يُنفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ۚ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ (مائده/۳۳)

ابن کثیر یکی از بزرگترین مفسرین و علمای اهل سنت در تفسیر «محاربه» در این آیه می گوید:  المحاربة : هي المضادة والمخالفة ، وهي صادقة على الكفر ، وعلى قطع الطريق وإخافة السبيل ، وكذا الإفساد في الأرض يطلق على أنواع من الشر” محاربه: یعنی ضدیت و مخالفت، و محاربه دقیقاً بر کفر اطلاق می گردد.

به زبانی ساده :«محاربه» یعنی ضدیت و مخالفت و کفر به قوانین شریعت الله که توسط رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما رسیده است آنهم ضدیت و مخالفت و کفر کردنی که با برنامه ریزی و سعی و تلاش همراه باشد که هم می تواند از سوی کفار موجود در دارالحربها صورت گیرد و هم می تواند از سوی مسلمین مرتد شده ی داخلی باشد.

این «محاربه» و اعلان جنگ :

  • ممکن است توسط  یک شاعر یا ترانه گو و رقاصه، یا بالاتر از آن توسط یک شبکه ماهواره ای یا مجازی باشد که اینها تنها در بخش جنگ تبلیغی و روانی وارد محاربه و جنگ با الله و رسولش صلی الله علیه وسلم شده اند. مگر با سکولاریسم به جنگ قوانین شریعت الله آمدن مصداق بارز محاربه ی این غتشاشگران در دارالاسلام ایران نیست؟

دقت داشته باشید: رسول الله صلی الله علیه وسلم دستور ترور محاربین بخش روانی در میان یهودیان (مثل عقبه بن ابی معیط،  عصماء دختر مروان،سلام بن أبى الحقیق) و رقاصه های ترانه خوان را صادر کرد که تنها با شعر و ترانه خوانی با الله و رسولش صلی الله علیه وسلم اعلان جنگ کرده بودند، یا ابو عفک از دارودسته ی منافقین داخلی صرفاً به خاطر اشعارش که محاربه با الله ورسول بود کشته شد.

  • یا ممکن است این محاربه و ضدیت و مخالفت و کفر و اعلان جنگ در بخش جنگ گرم و مسلحانه باشد و فرق ندارد ابزاری که در این جنگ مسلحانه به کار می رود سنگ باشد یا چوب یا هر اسلحه ی سرد یا گرمی.

در هر دو حالت جنگ نرم و جنگ مسلحانه جنگ و محاربه ای صورت گرفته است، این نکته ای است که این روزها دارودسته ی منافقین در دفاع از اغتشاشگران سکولار قصد دارند عمداً بخش جنگ نرم و تبلیغی را نادیده بگیرند و در بخش جنگ مسلحانه نیز با آوردن شبهاتی تنها بر جنگ با اسلحه ی گرم تمرکز کنند و حتی شمشیر و قمه و ساتور و سایر سلاحهای سرد را نیز نادیده بگیرند حالا چه رسد به تکه های سنگنمایی که آن سنندجی را با آن زجر کش کردند یا با چوب آن شخص را در تهران زجر کش کردند یا با لگد و سنگ آن کرجی را زجر کش کردند و… .

نکته ی خیلی مهم دیگر این است : اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم در فتوحات خود چون فتح مکه محاربین بخش جنگ مسلحانه را بخشیده باشد اما محاربین بخش جنگ تبلیغی و روانی را نبخشید؛ به همین دلیل در زمان فتح مکه در کنار حکم اعدام چند مرتد (مثل ابن خطل) می بینیم که حکم اعدام چند مجری جنگ روانی و محارب در بخش تبلیغی را صادر کرد حتی اگر خودشان را به پرده های کعبه نیز آویزان کرده باشند، هر چند این موارد کنیزکانی  (مثل ساره و فرتنی و قریبه) هم بودند که تنها با ترانه خواندن و شعر در ردیف محاربین قرار گرفته بودند.

این روزها در اغتشاشات دارالاسلام ایران، ما در کنار این کنیز نماها شاهد افرادی بودیم که در فضای مجازی و از طریق کانالهای مختلف مجازی و حتی از طریق منابر مساجد و در قالب مُلا و مولوی و آخوند و ماموستا در «جبهه»ی محاربین بخش روانی و تبلیغی سکولاریستها (مشرکین= احزاب) قرار گرفته بودند که از عوامل اصلی تحریک طبقاتی از جامعه به اغتشاش و جنگ مسلحانه و سایر تخریبات در جامعه نیز شدند.

مسئولین دارالاسلام ایران و بخصوص مسئولین قوه ی قضائیه لازم است به «علت» و «سر افعی»ها و «محرکین» و «محاربین» در بخش تبلیغی و روانی نیز توجه داشته باشند و تنها خود را به معلولها و مجریان اغتشاشات و «محاربین» در بخش ظاهری در کوچه و خیابانها متمرکز نکنند.

چند نکته از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران صبح امروز ۳ اسفند ۱۴۰۲ش در دیدار شرکت کنندگان در چهلمین دوره مسابقات بین‌المللی حفظ و قرائت قرآن کریم

چند نکته از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران صبح امروز ۳ اسفند ۱۴۰۲ش در دیدار شرکت کنندگان در چهلمین دوره مسابقات بین‌المللی حفظ و قرائت قرآن کریم:

  • امروز نیروهای مقاومت غزه و فلسطین با ایستادگی خود در مقابل دشمن خبیث صهیونیستی، در حال عمل به دستورات قرآن هستند و به لطف الهی پیروزی نصیب ملت فلسطین خواهد شد و دنیای اسلام حتماً نابودی غده سرطانی صهیونیست را به چشم خواهد دید.
  • قرآن، «کتاب هدایت»، «کتاب ذکر و از بین بَرنده غفلت» و «کتاب حکمت و نور و برهان» است و حضرت علی(ع) که شاگرد برجسته قرآن است، این کتاب آسمانی را کتاب زنده کننده دلها و درمان دردهای بزرگ بشر می داند
  • کسانی که قرآن را کتاب «کُنجِ معابد» و برای ارتباط شخصی بشر با خداوند می‌دانند و «اسلام سیاسی» و «اسلام سازنده نظام اجتماعی» را قبول ندارند در واقع در نقطه مقابل توصیف قرآن از خود و توصیف حضرت امیرالمومنین(ع) از قرآن هستند.
  • متاسفانه امروز شکایت رسول الله(ص) به خداوند درباره مهجور بودن قرآن، یکی از واقعیت‌های تلخ بخش‌های زیادی از دنیای اسلام است که نتیجه آن عمل نشدن به دستورات و معارف قرآنی است.
  • آیا سران و مسئولان کشورهای اسلامی به دستور قرآن که می‌گوید؛ «با دشمنان خدا و مسلمانان ارتباط برقرار نکنید» عمل می‌کنند؟ و چرا سران کشورهای اسلامی علناً به قطع رابطه خود با رژیم قاتل صهیونیستی و قطع کمک به این رژیم، اقدام نمی‌کنند؟
  • خداوند متعال آحاد ملت‌های مسلمان را به دلیل اینکه به دولت‌های خود برای قطع پشتیبانی از رژیم صهیونیستی فشار نیاوردند و همچنین دولت‌های اسلامی را به دلیل عمل نکردن به دستورات قرآنی مورد سوال و مواخذه قرار خواهد داد.
  • البته مقاومت غزه و فلسطین با ایستادگی خود در مقابل دشمن صهیونیستی در حال عمل به معارف و دستورات قرآنی و روی دیگر این ماجرا هستند و به لطف خداوند و براساس وعده‌های قرآنی، نصرت الهی شامل حال آنها خواهد شد.
  • مردم غزه مورد ظلم کسانی قرار گرفته‌اند که هیچ بویی از انسانیت نبرده‌اند و بر همین اساس بزرگترین وظیفه، حمایت از مردم مظلوم غزه و ایستادگی شجاعانه نیروهای مقاومت وحمایت از کسانی است که به مردم غزه کمک می‌کنند.
  • امید ما به لطف و نصرت الهی تمام نخواهد شد و دنیای اسلام حتماً نابودی غده سرطانی صهیونیست را مشاهده خواهد کرد.

فرق عمده بین مشارکت در انتخابات دارالاسلام ایران و حکومتهای سکولارو اینکه چرا باید در انتخابات دارالاسلام ایران مشارکت کرد؟ (۵)

فرق عمده بین مشارکت در انتخابات دارالاسلام ایران و حکومتهای سکولارو اینکه چرا باید در انتخابات دارالاسلام ایران مشارکت کرد؟ (۵)

ارائه: رحیم بخش بلوچ

در آیین نامه انتخابات مجلس آمده است به استناد ماده ۲۸ قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی ، انتخاب شوندگان هنگام ثبت نام باید دارای شرایط زیر باشند:

 ۱- اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران

۲- تابعیت کشور جمهوری اسلامی ایران

۳-ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه [به نقل از سایت وزارت کشور]

 به نظر شما چه کسانی به اسلام اعتقاد و التزام عملی ندارند؟ آیا کسانی که اعتقاد و التزامی به اسلام ندارند شایسته ی آن هستند که نماینده ی مسلمین شوند؟ قطعاً خیر. پس این شرط در واقع فاسد کننده ی تمام تبلیغاتی است که دارودسته ی منافقین راه اند.

دارودسته ی منافقین می گویند که به اسلام اعتقاد دارند اما التزام عملی به اسلام ندارند، یعنی عملاً سکولار هستند و قوانین شریعت الله را کنار زده اند.

پس در دارالاسلام ایران کسی نمی تواند در زبان بگوید من به اسلام اعتقاد دارم اما عملش سکولاریستی و مخالف با اسلام باشد؛ همچنین، نظام حاکم بر دارالاسلام ایران نیز بر اساس اسلام شکل گرفته و التزامعملی به آن همان معنی التزام عملی به اسلام است.

در مورد تابعیت دارالاسلام ایران بودن هم کسی نمی تواند شبهه ای ایجاد کند؛ اما در مورد ولایت فقیه که عده ای گرد و خاک عجیبی به راه انداخته اند باید بگوئیم که ولایت فقیه در مذهب جعفری همان ولایت مجاهد در سایر مذاهب اسلامی معروف به اهل سنت و جماعت است. یعنی همان داستان عنب و انگور.

تمام مذاهب حنفی و مالکی و شافعی و حنبلی و ظاهری و زیدی و غیره یکی از شروط رهبریت حاکم بر دارالاسلام را مجتهد بودن آن بیان کرده اند و ولایت و سرپرستی دارالاسلام باید در اختیار رهبری مجتهد باشد که نیازی به گرفتن اجتهاد دیگران نداشته باشد و در بدترین حالت گفته اند رهبریت باید علمش و توانائی اش در حد قاضی القضات اسلامی یا رئیس دادگستری اسلامی باشد و پائینتر از این رهبریت دارالاسلام جایگاهی در مذاهب مختلف معروف به اهل سنت ندارد و هر کسی که این شرایط نداشته باشد و حاکم شود به آن گفته اند حاکم متغلب که با زور به حاکمیت رسیده نه بر اساس شروط اسلامی.

پس ولایت فقیه یعنی: ولایت مجتهد که آرزوی رهبران تمام مذاهب اسلامی در طول تاریخ اسلامی بوده است.   

 در این صورت شروطی هم که برای نماینده ی شوراهای مختلف اسلامی تعیین شده است شروطی اسلامی هستند و ما باید دقت داشته باشیم کدام یک از نمایندگان آگاه به شریعت اسلام و از نظر عملی ملتزم تر به قانون شریعت الله و اسلام هستند و به جایگاه ولایت مجتهد حاکم بر دارالاسلام آگاهی و وفاداری بیشتری دارند همان نفر را انتخاب کنیم.

این افرادی که انتخاب شده اند بومی های محل ما و از خود ما هستند و ما بهتر از دیگران می توانیم میزان پایبندی این افراد به اصول اسلامی و نظام اسلامی حاکم بر دارالاسلام را تشخیص دهیم .

هم اکنون در برابر انتخابات دارالاسلام ایران دوجبهه بیشتر وجود ندارد: ۱- یا جبهه ی کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی و دارودسته ی منافقین بومی و گله ای از فریب خورده های اهل تفرقی که تحت تاثیر رسانه های مختلف ماهواره ای و مجازی این جبهه قرار گرفته اند ۲- جبهه ی مومنین آگاه و مسئولیت پذیر اهل جماعت؛ نگاه کن در کدام جبهه قرار گرفته ای؟

پس مشارکت ما و انتخاب بهترین شخص و نزدیکترین شخص به اسلام و معیارهای اسلامی یک وظیفه و امری متعلق به تقویت اسلام و جامعه ی اسلامی و جلوگیری از نفوذ دارودسته ی منافقین به مراکز قدرت است.

از الله سبحانه  و تعالی میخواهیم که ما را از جبهه ای که رهبریت آن در اختیار دشمنان سکولار است حفظ کند و ما را در آگاه ساختن اهل سنت ایران نسبت به توطئه های جبهه ی دشمنان و بازگرداندن ایشان به سوی عقیده صحیح بر اساس فقه مذهب خودشان و بازگشت به «اهل جماعت شدن» و پرهیز از تفرق و فرقه بازی سهیم گرداند.

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمين

فرق عمده بین مشارکت در انتخابات دارالاسلام ایران و حکومتهای سکولارو اینکه چرا باید در انتخابات دارالاسلام ایران مشارکت کرد؟ (۴)

فرق عمده بین مشارکت در انتخابات دارالاسلام ایران و حکومتهای سکولارو اینکه چرا باید در انتخابات دارالاسلام ایران مشارکت کرد؟ (۴)

ارائه: رحیم بخش بلوچ

به دلیل قدرت استعمارگران سکولار غربی و پس از تشکیل سازمان ملل متحدی که بر اساس سکولاریسم بنا شده و پایان جنگ آنان خود از صحنه مستقیم نبرد با مردم مسلمان کنار رفته و مزدورانی سکولار را که خود پرورش داده بودند گماردند تا همچنان تمامی ثروتهای مسلمانان زیر سلطه شان باشد. پس مردم را با سکولاریسم و دموکراسی گول زدند که تعریفش چنین است:

دمکراسی:

  • یعنی: حاکم شدن قوانین تولید شده توسط نخبگان و هواهوس مردم بر مردم به جای حاکم شدن قوانین نازل شده توسط الله بر مردم .
  • یعنی: انسان محوری ( اومانیسم = انسانیت) به جای الله محوری.

پس مشارکت در انتخابات این سکولاریستها یعنی اعلان جنگ با الله و قوانین شریعت الله و کفر است و یکی از مهمترین ارکان دمکراسی سکولاریستها نیز انتخابات آزاد است که همه مردم در آن حق شرکت دارند و در نهایت هم کسی سرنوشت کشور را تعیین میکند که اکثریت آرای مردم را در انتخابات پارلمان به دست آورد.

اگر دقت کنیم دارالاسلام ایران دقیقاً جهت مبارزه و نابود کردن چنین نظام سکولاریستی به وجود آمده و و نظامی است برعکس نظام دموکراسی سکولاریستها و حکمت تشکیل آن بعد از حکومت سکولاریستی و دموکراسی خواهانه ی پهلوی ها پاک کردن تمام آثار جاهلیت و قوانین سکولاریستی در جامعه بوده است.

انقلاب اسلامی ۵۷ برای مذاهب مختلف اسلامی و بخصوص برای حنفی ها و شافعی ها یک آزمون بزرگی بود که متاسفانه در زمینه ی انتخاب نمایندگانی بر اساس میزان آگاهی بر فقه مذهب خودشان از کارنامه ی ضعیفی برخوردارند و نمره ی قبولی نگرفته اند.

در اصل ۱۲ قانون اساسی دارالاسلام ایران مذهب ما به رسمیت شناخته شده است، یعنی ما باید در شوراهای مختلف خود نمایندگانی متخصص در فقه مذهب خودمان را انتخاب کنیم اما ما چکار کرده ایم؟ دقیقاً برعکس. ما بر اساس قومیت و زبان و نژاد نماینده انتخاب کرده ایم و مسیر سکولاریستی را رفته ایم و اکثریت مطلق نمایندگان ما با آنکه ممکن است در رشته ای سکولاریستی تخصص داشته باشند اما جاهلترینها به مذهب ما بوده اند.

فقط کافی است کمی فکر کنیم تا به میزان انحرافات و مفاسدی که آگاهانه و برخلاف قانون اساسی دارالاسلام ایران به بار آورده ایم پی ببریم.

ما باید نمایندگانی آگاه به مذهب و شریعت اسلام را انتخاب کنیم که واقعاً نماینده ی مذهب ما در شوراهای مختلف باشند و برای تطبیق شریعت الله تلاش کنند و برای دفاع از حقوق اسلامی ما به مجلس بروند؛ اگر کسی اصلاً نداند که حقوق اسلامی ما بر اساس شریعت اسلام و فقه مذهب ما چه هست چگونه می تواند از حقوق اسلامی ما دفاع کند؟

دوران بیداری اسلامی است و در این جریان مبارکی که راه افتاده اجازه ندهیم که رسانه های مختلف جنگ روانی سکولاریستها( مشرکین) و سکولار زده ها( دارودسته ی منافقین) مانع از بازگشت ما از اشتباهایت شوند که در طول این چند دهه ی گذشته نسبت به مسئولیتمان در برابر انتخاب نمایندگان شایسته بر اساس مذهبمان مرتکب شده ایم.

اینبار به عنوان یک تکلیف شرعی و به عنوان مبارزه با تمام دشمنان آشکار و پنهان دارالاسلام، و جهت تقویت و پیشبرد بهتر اوضاع جامعه ی خود در انتخاب بهترینها کوشاه و فعال باشیم.

فرق عمده بین مشارکت در انتخابات دارالاسلام ایران و حکومتهای سکولارو اینکه چرا باید در انتخابات دارالاسلام ایران مشارکت کرد؟ (۳)

فرق عمده بین مشارکت در انتخابات دارالاسلام ایران و حکومتهای سکولارو اینکه چرا باید در انتخابات دارالاسلام ایران مشارکت کرد؟ (۳)

ارائه: رحیم بخش بلوچ

برای هر مسلمانی که از دین خود خبر دارد ، روشن است که پیروی کردن از الله سبحانه و تعالی و رسول الله ﷺ واجب است.الله سبحانه و  تعالی می فرماید:

  • ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ﴾ [النساء: ۵۹]ای کسانی که ایمان آورده اید از الله با پیروی از قرآن و از رسولش او اطاعت کنید و از کارداران و فرماندهان مسلمان خودفرمانبرداری نمائید ، مادام که دادگر و حقگرا بوده و مجری احکام شریعت اسلام باشند و اگر در چیزی اختلاف داشتید و در امری از امور کشمکش پیدا کردید ، آن را به الله با رجوع به سنت نبوی برگردانید تا در پرتو قرآن و سنت، حکم آن را بدانید چرا که الله قرآن را نازل و پیغمبر آن را بیان و روشن داشته است. باید چنین عمل کنید) اگر به الله و روز رستاخیز ایمان دارید. این کار (یعنی رجوع به قرآن و سنت) برای شما بهتر و خوش فرجام تر است».
  • ﴿فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا [النساء: ۶۵] اما نه به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن بشمار نمی آیند تا تو را در اختلافات و درگیریهای خود به داوری نطلبند و سپس ملالی در دل خود از داوری تو نداشته و کاملاً تسلیم قضاوت تو باشند .
  • ﴿ما أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةٌ بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ﴾ [الحشر: ۷] چیزهائی را که الله از اهالی این آبادیها به پیغمبرش ارمغان داشته است، متعلق به الله و پیغمبر و خویشاوندان (پیغمبر) و یتیمان و مستمندان و مسافران در راه مانده میباشد. این بدان خاطر است که اموال تنها در میان اشخاص ثروتمند شما دست بدست نگردد و نیازمندان از آن محروم نشوند چیزهائی را که پیغمبر برای شما (از احکام الهی آورده است اجراء کنید و از چیزهائی که شما را از آن بازداشته است، دست بکشید. از الله بترسید که الله عقوبت سختی دارد .

و آیات فراوان دیگری که به اطاعت الله و رسول الله امر نموده و آن را واجب کرده نسبت به سرپیچی کردن از آن هشدار داده است. الله متعال انسان را آفریده و تمامی نیازهایش را برای یک زندگی سالم فراهم کرده و او را بیهوده رها نساخته تا هرگونه که خواست زندگی کند بلکه الله سبحانه  و تعالی در طول تاریخ پیامبرانی را فرستاده تا راه راست را برایشان روشن کرده و از راه شیطان بترسانند. اما می بینیم که امروزه حزب شیطان از کانال حکومتها و احزاب و گروههای مختلف سکولاریستی با الله و دینش به مبارزه برخاسته و در همه مسائل با آن مخالفت کرده اند ، پس حکم کردن به احکام  سکولاریستی را برای انسان ها زینت داده است.

یکی از ضررهای حکم  سکولاریستی مخالفت با حکم الله سبحانه و تعالی و رسول الله ﷺ است که موجب خشم الله سبحانه و تعالی می شود. الله سبحانه و تعالی می فرماید: ﴿وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَىٰ وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا [النساء: ۱۱۵]کسی که با پیغمبر دشمنی کند بعد از آن که (راه) هدایت از راه ضلالت برای او روشن شده است و راهی جز راه مؤمنان در پیش گیرد او را به همان جهتی که دوستش داشته است رهنمود میگردانیم و با همان کافرانی همدم می نمائیم که ایشان را به دوستی گرفته است و به دوزخش داخل می گردانیم و با آن می سوزانیم و دوزخ چه بد جایگاهی است.

از ضررهای دیگر حکم کردن به احکام سکولاریستی؛  اختلاط احکام شرعی در مورد مردم است چرا که دین الله مردم را بر اساس ایمان و کفر تقسیم بندی کرده و به معیارهای دیگر شرکت در انتخابات سکولاریستهاکه کفر است، اهمیت نداده است اما احکام سکولاریستی انسانها را بر اساس معیارهای جاهلی مانند رنگ پوست و زبان و وطن و نژاد و قومیت و غیره تقسیم کرده است، در نتیجه احکامی را که الله سبحانه و تعالی گذاشته به جای نیامده و احکام به هم میخورد .

یکی از ضررهای حکم کردن به احکام سکولاریستی؛ پخش شدن فساد در همه زمینه ها است پس می بینیم که در جوامع سکولار انواع مفاسد عقیدتی و رفتاری پراکنده شده پس قانونی شدن زنا و هم جنس بازی و شراب خوری و غیره همه ی انسانها را در جوامع سکولار جز آنکس که الله سبحانه و تعالی به او رحم کرده فرا گرفته است.

اما در دارالاسلام ایران ضمن مخالفت با قوانین فاسد سکولاریستی، قوانینی در مجازات کسانی که دچار زنا و شرابخوری و همجنس بازی و غیره می شوند وضع کرده است و علاوه بر آن قوانین دارالاسلام ایران بر اساس نژاد و قومیت و رنگ پوست و غیره وضع نشده اند بلکه بر اساس معیارهای اسلامی و رسمیت دادن به مذاهب پنج گانه ی : حنفی و جعفری و زیدی و مالکی و شافعی و حنبلی وضع شده اند.

در این صورت: انتخاب نماینده ای آگاه به مذهب خود، یعنی کمک به اجرا شدن اسلام بر اساس مذهب خودت در مناطقی که در آن اکمثریت هستی و مشارکت در انتخابات شوراهای مختلف دارالاسلام ایران درواقع تقویت مذهب خودت است، امری که برای جوامع سکولار در حد خواب و خیال و آروز است.

فرق عمده بین مشارکت در انتخابات دارالاسلام ایران و حکومتهای سکولارو اینکه چرا باید در انتخابات دارالاسلام ایران مشارکت کرد؟ (۲)

فرق عمده بین مشارکت در انتخابات دارالاسلام ایران و حکومتهای سکولارو اینکه چرا باید در انتخابات دارالاسلام ایران مشارکت کرد؟ (۲)

ارائه: رحیم بخش بلوچ

وضعیت حکم کردن به غیر آنچه الله نازل کرده است تنها به قانون گذاری ختم نمی شود بلکه حکومت های کفری سکولار کنونی از سه جهت دچار کفر می شوند؛

  1.  قانون گذاری که خود به تنهایی کفری مستقل است حتی اگر اجرا هم نشود. می فرماید: أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَن بِهِ اللَّهُ وَلَوْلَا كَلِمَةُالْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾ [الشورى: ۲۱]
  2.  ترک حکم کردن به آنچه الله نازل کرده است و مبارزه با کسانی که قصد دارند بر اساس حکم الله حکم کنند . الله تعالی فرماید: إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورُ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِن كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ فَلَا تَخْشَوا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ﴾ [المائدة: ۴۴] (ما تورات را بر موسی) نازل کردیم که در آن رهنمودی (به سوی حق) و نوری زداینده ی تاریکیهای جهل و نادانی و پرتوانداز بر احکام الهی) بود. پیغمبرانی که تسلیم فرمان الله بودند بدان برای یهودیان حکم میکردند، و نیز الله پرستان و دانشمندانی بدان حکم میکردند که امانتداران و پاسداران کتاب الله بودند. پس ای علمای یهودیان و شما ای (مؤمنان از مردم نهراسید و بلکه از من بهراسید.)و همچون سلف صالح خود محافظان و مراقبان کتاب الله و مجریان احکام آسمانی باشید ( و آیات مرا به بهای ناچیز دنیا همچون رشوه و جاه و مقام) نفروشید و (بدانید که هرکس برابر آن چیزی حکم نکند که الله نازل کرده است و قصد توهین به احکام الهی را داشته باشد او و امثال او بیگمان کافرند».

پس همچنان که می بینیم مجرد حکم نکردن به آنچه الله نازل نموده کفر است حالا کفار اصلی (الَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (حج/۱۷)) با حکم نکردن به آخرین قانون شریعت الله  به شیوه ای کافر شده اند و مرتدین هم به شیوه ای دیگر، اما مسلمینی که به دلایل نفسانی و بر خلاف قانون اساسی اسلامی حاکم بر جامعه دچار جرمهایی مثل رشوه گیری و قضاوت غلط و غیره می شوند به قول ابن عباس این: کفر دون کفر است. یعنی با این جرمها کافر نمی شوند بلکه مسلمینی مجرم هستند.

  •  اجرا کردن قوانین سکولاریستی که مخالف شریعت الله است. یعنی اینکه کسانی که قوانین تصویب شده در مجالس سکولاریستی را اجرا میکنند هم دچار کفر میشوند که این کار توسط دولت ها یاهمان قوه مجریه انجام می پذیرد.

اما در دارالاسلام ایران: قانونگذار الله است و کسی حق قانونگذاری بر خلاف اسلام را ندارد و در امور اجتهادی هم طبق اصول ۵۸ و ۷۱ قانون اساسی، تصویب قوانین در انحصار مجلس شورای اسلامی (قوه مقننه) است با این وجود کلیه مصوبات مجلس شورای اسلامی باید به شورای نگهبان فرستاده شود، تا از لحاظ انطباق با موازین اسلامی و قانون اساسی مورد بررسی قرار گیرد و تا زمانی که شورای نگهبان مصوبه مجلس را تایید نکند، آن مصوبه جنبه قانونی پیدا نمی‌کند، یعنی قوه مقننه به‌عنوان تنها مرجع صاحب صلاحیت در قانون‌گذاری در امور اجتهادی در دارالاسلام ایران، از دو نهاد مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان تشکیل شده است و حتی در امور اجتهادی هم قانونی بر خلاف موازین شرعی تصویب نمی شود.

پس فرستادن نمایندگانی آگاه به مسائل شرعی بر اساس مذهب خودمان یک وظیفه ی شرعی است؛ اما متاسفانه سالهاست که نماینده ها بر اساس قومیت آنها به مجلس شورای اسلامی فرستاده می شوند نه بر اساس میزان تخصص آنها در فقه اسلامی و مدیرت اسلامی بر اساس مذاهب اسلامی که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده اند به همین دلیل ما با سهل انگاری هایی که کرده ایم شریک بسیاری از نابسامانی هایی بوده ایم که توسط این نمایندگان نالایق جاهل به مذهب خودمان به وجود آمده اند.

در این صورت، مشارکت آگاهانه ی ما و انتخاب بهترین گزینه جهت خدمت به دین و ملتمان یک وظیفه ی شرعی است.