ماسک انساندوستی بر چهره‌ی «دارالکفر طاری آذربایجان» در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش؛ وقتی چوب تر دارالاسلام، باکو را به چاپلوسی واداشت

ماسک انساندوستی بر چهره‌ی «دارالکفر طاری آذربایجان» در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش؛ وقتی چوب تر دارالاسلام، باکو را به چاپلوسی واداشت

به قلم: کارزان شکاک

در بین ایرانی ها مثالی هست که می گوید: «تَا نَبَاشَد چُوبِ تَر، فَرْمَان نَبَرَد گاو و خَر» . ارسال کمک‌های به‌اصطلاح «بشردوستانه» از سوی دولت استان باکو (دارالکفر طاری آذربایجان شمالی) به سوی خاک دارالاسلام ایران، نه نشانه‌ی دوستی، بلکه اعترافی آشکار به ترس و درماندگی جبهه‌یِ متحد آمریکائی و صهیونیزم در منطقه است.

دولت سکولار استان جدا شده ی باکو که تا دیروز با اتکا به پهپادهای صهیونیستی و حمایت‌های آمریکا، برای مرزهای ایران خط و نشان می‌کشید، امروز که قدرت بلامنازعِ «دارالاسلام ایران» را در درهم کوبیدن هیبت پوشالیِ آمریکا و به ذلت کشیدن صهیونیست‌ها دیده است، زبان تهدید را بریده و به «زبان چاپلوسی» و «امدادرسانی» روی آورده است. این تغییر رفتار، مصداق بارز ضرب‌المثل ایرانی است؛ تا قدرت «چوب تر دارالاسلام» بر بالای سر این جریانات نباشد، راه حق را نمی‌شناسند.

کمک‌هایِ غذایی و پزشکی آذربایجان در حالی ارسال می‌شود که دست حاکمان این کشور تا مچ در خون کودکانِ غزه و لبنان شریک است؛ چون باکو به پادگان پشتیبانی اسرائیل تبدیل شده و سوخت ماشین جنگی صهیونیزم را تأمین می‌کند و استان باکو خاک خود را در اختیار موساد و سیا قرار داده تا بر ضد دارالاسلام توطئه کنند، در این صورت ارسال چند کامیون آب و غذا به سرزمین اصلی استان باکو، هرگز لکه‌ی ننگ همکاری با دشمنان قسم‌خورده‌ی رسول‌الله صلی الله علیه وسلم را از پیشانی استان جدا شده ی باکو پاک نخواهد کرد.

امت اسلام و مسئولین غیور دارالاسلام ایران باید بدانند که این کمک‌ها، چیزی جز «اسب تراوا» برای نفوذ نرم و تطهیر چهره‌ی کریه حکام استان جدا شده ی باکو نیست. کسی که با یک دست به اسرائیل نفت می‌دهد تا مسلمانان را بسوزاند و با دست دیگر به ایران «آب» می‌فرستد، مرتدی است که تنها از ترس «ذوالفقار دارالاسلام» زبان به نرمی و تملق گشوده است.

حاکمان استان باکو بدانند که قدرت دارالاسلام ایران که وطن اصلی آنهاست، ریشه در ایمان و نصرت الهی و مردم همیشه در صحنه در برابر اشغالگران خارجی دارد. اگر امروز زبان نرم پیدا کرده‌اید، به دلیل ضرب شست‌هایی است که اربابانتان در واشنگتن و تل‌آویو و دست نشاندگان آنها در عربستان و امارات و قطر و بحرین و اردن دریافت کرده‌اند. دارالاسلام ایران به این صدقه‌های آلوده نیازی ندارد؛ آنچه شما باید بفرستید، توبه از خیانت به آرمان فلسطین و اخراج صهیونیست‌ها از بخشی از خاک جدا شده ی ایران و ملحق شدن مجدد به وطن اصلی خودتان است.

.

جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران و فتنه سکولاریسم و تهاجم به «دین» از نگاه فقه اسلامی

جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران و فتنه سکولاریسم و تهاجم به «دین» از نگاه فقه اسلامی

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

اگر به ماهیت جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش دارالکفرهای آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران نگاه کنیم و اگر تنها یکبار به سخنان اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی همسو با این کفار محارب نگاهی بیندازیم و حتی اگر به شبکه ی گروه منافقین آشکار شده ی «کلمه» نگاهی کرده کرده باشیم متوجه خواهیم شد که هدف نهائی جنگ حاکم کردن قوانین کفری سکولاریستی بر مردم ایران است و این در حالی است که پروردگار می فرماید: وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ (بقره/ ۱۹۱) و فتنه [بازگرداندن از دین و کشاندن مسلمان به قوانین کفری] از کشتن هم سخت‌تر است.

هدف بنیادین ائتلافِ آمریکایی-صهیونیستی و اپوزیسیون مرتد داخلی و دول مرتد و مزدور اطراف ایران در تهاجم رمضان ۱۴۰۴ش، تنها تسخیر خاک نیست؛ بلکه هدف، تخریب بنیان‌های شریعت و جایگزینی نظام «دارالاسلام» با یک «دارالکفر سکولار» و حاکم کردن قوانین سکولاریستی است.

از منظر فقهی، حاکم کردن قوانین وضعی و کُفری سکولاریسم بر بلاد مسلمین و تشکیل «دارالکفر طاری»، به معنای تعطیل حدود الهی و کنار زدن «حاکمیت شریعت» است. این تلاشی است برای کشاندن مسلمین به مرداب ارتداد جمعی و تحمیل نظام ضد دینی بر جامعه‌ی مومنین.

در ترازوی فقه، مصائب به دو دسته‌ی «دنیوی» (مال و جان) و «دینی» (ایمان و شریعت) تقسیم می‌شوند.

از بین رفتن جان‌ها در راه دفاع از دین و قوانین شریعت الله، شهادت و سعادت است؛ اما از بین رفتن «دین» و حاکم شدن قوانینِ کفری و رضایت به این کفر بواح و آشکار، سقوط ابدی است.

اشغالگران سکولار و مزدوران داخلی‌شان در صورت تسلط بر دارالاسلام و مومنین و با ابزار سرکوب، در صددند تا مومنین را بین «پذیرش کفر قوانین سکولاریستی» یا «مجازات‌های سنگین» مخیر کنند. این همان فتنه‌ای است که از قتل هم سنگین‌تر است.

رسول‌الله صلی الله علیه وسلم با درکِ عمق فاجعه‌ی «تسلط کفر بر دین»، همواره این دعای راهبردی را زمزمه می‌فرمودند:اللهمَّ … لا تَجْعَلْ مُصِيبَتَنا في دينِنِا، ولَا تُسَلِّطْ عَلَيْنا مَنْ لَا يرْحَمُنا (ترمذی، ۳۵۰۲) پروردگارا! مصیبت ما را در دینمان قرار مده و کسی را که بر ما رحم نمی‌کند، بر ما مسلط مگردان.

این دعا نشان می‌دهد که حاکمیت کفار بی‌رحم آمریکا و صهیونیزم و مرتدین سکولار محلی بر مسلمین دارالاسلام ایران، پیامدی جز نابودی دین و شکنجه‌ی مومنان ندارد.

در جنگِ احزاب، کفار مشرک (سکولار) با تمام قوا برای ریشه‌کن کردن اسلام و نظام نبوی حاکم بر دارالاسلام مدینه به میدان آمدند؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحاب، به جای تسلیم در برابر فشار اقتصادی و نظامی، «مقاومت همه‌جانبه» را برگزیدند. آنان می‌دانستند که تسلیم شدن، به معنای پذیرش حاکمیت شرک و کفر قوانین سکولاریستی و پذیرش دموکراسی سکولاریستهاست که قبلا در مدینه و در سایر سرزمینهای اطراف آن دیده بودند به همین دلیل پایداری نشان دادند و صبر کردند تا اینکه پیروز شدند و پیروزی مومنین، نتیجه‌ی پایداری در برابر «مصیبت دینی» بود.

امروز سکوت در برابر این تهاجم آمریکائی – صهیونی به دارالاسلام ایران، به معنای رضایت به نابودی اسلام در این سرزمین است و بر علماء و سخنوران فرض است که «فتنه‌ی سکولاریسم» را برای مردم بازخوانی کنند.

ایستادگی در برابرِ ائتلافِ صهیونی-آمریکایی برای حفظ دارالاسلام و جلوگیری از تسلط قوانین کُفری سکولاریستی، نه یک ترجیح، بلکه یک «تکلیفِ قطعی» است تا دعای نبوی مستجاب شود و دشمن بی‌رحم سکولار خارجی و داخلی بر مقدرات مسلمین حاکم نگردد.

چرا در این «جنگ رمضان» کفار محارب آمریکائی – صهیونی، جبهه کفر را بر برادر مسلمان و دارالاسلام ایران ترجیح می‌دهید؟

چرا در این «جنگ رمضان» کفار محارب آمریکائی – صهیونی، جبهه کفر را بر برادر مسلمان و دارالاسلام ایران ترجیح می‌دهید؟

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

الله جل جلاله در سوره ای مکی و قبل از آنکه مومنین دارای دهها حکم دیگر همچون واجب بودن زکات و جهاد و روزه و حجاب و … یا حرام بودن شراب و زنا و … شوند ترازوی دشمن‌شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان را به مومنین یاد می دهد و به عنوان مثال می فرماید: غُلِبَتِ الرُّومُ * فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ * فِي بِضْعِ سِنِينَ ۗ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ ۚ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ… (روم۲-۵)

ای کسانی که خود را پیرو سلف صالح و «اهل‌سنت و جماعت» می‌نامید بیایید بار دیگر در آیات ابتدایی سوره روم تأمل کنیم. در آن روزگار، میان دو قدرت بزرگ آن زمان یعنی روم (اهل کتاب/نصرانی) و ایران (مجوسی/ شبه اهل کتاب) جنگی درگرفت.

مشرکانِ قریش (که امروز با نام «سکولاریستها» شناخته می‌شوند) آرزوی پیروزیِ مجوسیان را داشتند چون آن‌ها را به کفر و شرک خود نزدیک‌تر می‌دیدند. اما مسلمانان و اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم خواهان پیروزی رومیان بودند؛ چرا؟ چون رومیان «اهل کتاب» بودند و به توحید و وحی نزدیک‌تر بودند تا مجوسیان. الله جل جلاله در این آیات نوید پیروزی رومیان را داد و فرمود در آن روز «مؤمنان به سبب نصرت الهی شادمان می‌شوند.»

اکنون سوال ما از شما مدعیان منهج اهل سنت همچون مجریان شبکه لکه چون خدمتی و کیانی و ترشابی و احراری و … این است که اگر صحابه کرام برای پیروزی «نصرانی‌هایِ اهل کتاب» بر «مجوسیان شبه اهل کتاب» شادمان می‌شدند (به دلیل قرابت عقیدتی بیشتر)، شما بر اساس کدام حجت شرعی و کدام فتوای امامان چهارگانه، پیروزیِ کفار حربی، صهیونیسم جانی و آمریکای متجاوز را بر یک فرقه از مسلمانان (شیعه) ترجیح می‌دهید؟!

شیعه، هر چقدر هم که در نگاه شما با تفاوت‌های فقهی همراه باشد، از «اهل قبله» و «مسلمان» است، رو به سوی کعبه نماز می‌خواند و شهادتین بر زبان دارد. امامان ما (ابوحنیفه، مالک، شافعی و احمد) همواره تأکید کرده‌اند که از سرزمین اسلامی تحت حاکمیت هر یک از مذاهب اسلامی در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی حمایت می کنیم و جهاد با این کفار محارب خارجی در چنین حالتی را فرض عین دانسته اند.

چطور به خود اجازه می‌دهید در جنگی که یک سوی آن دارالکفرهای محارب آمریکا و اسرائیل (که خونِ هزاران زن و کودک مسلمان را در غزه و لبنان و تما سرزمینهای اسلامی دیگر برای خود حلال کرده‌اند) و در سوی دیگر آن دارالاسلام ایران و نیروهای مسلمان هستند، در جبهه کفار محارب بایستید؟

آیا آمریکای سکولاری که آنهمه جنایت را نسبت به مومنین سراسر دنیا مراتکب شده است و اسرائیل سکولاری که قبله اول مسلمانان را اشغال کرده، و هر دوی اینها و شرکایشان در برابر قوانین شریعت الله ایستاده اند به شما نزدیک‌تر اند یا مسلمانی که با تمام اختلافات، دشمن این اشغالگران است؟

شما با این کار، نه تنها از سوره روم و سیره صحابه تبعیت نکرده اید، بلکه دقیقاً در مسیر مشرکان(سکولاریستها) قریش گام برداشته اید که برای نابودی نزدیکان به اسلام، با هر کفری متحد می‌شدند.

بس است این همه دروغ، ادعای پیروی از اهل سنت با حمایت عملی از «کفار حربی» در برابر دارالاسلام و مومنین جمع نمی‌شود. این مسیر انحرافی که شما در پیش گرفته‌اید و با بغض و کینه نسبت به شیعه، آغوش خود را برای صهیونیسم باز کرده‌اید، مصداق بارز «تولّی کفار» است.

علمای بزرگ اهل‌سنت در طول تاریخ فتوا داده‌اند که هرگاه کسی از اهل قبله، دشمن کافرمحارب خارجی را علیه دارالاسلام مسلمانان یاری دهد، در ایمان خود دچار فساد شده و به دایره ی ارتداد وارد شده است.

آمریکا و غرب سکولار هیچ‌گاه خیری برای اسلام و مومنین شریعت گرانخواسته‌اند. آن‌ها نه به سنی خواهان شریعت الله رحم می‌کنند و نه به شیعه ی خواهان شریعت الله؛ هدف آن‌ها نابودی اصل اسلام و دارالاسلام است و تنها به اسلامی خالی از قوانین اجرائی رضای می شوند و تنها اسلامی را برای مدعیان اسلام می خواهند که با قوانین سکولاریستی آنها مخالفتی نداشته باشد حالا « أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا» آیا عزت را نزد آنان می‌جویند؟ در حالی که تمام عزت از آن الله است.

ما به شما هشدار می‌دهیم  که به قرآن و منهج صحیح اسلامی بازگردید و در دشمن شناسی از منهج سوره روم بیاموزید. ملاک شادی و غم یک مؤمن، باید اعتلای کلمه اسلام و قوانین شریعت الله باشد، نه خوش‌رقصی برای پنتاگون و موساد.

اگر ادعای محبت امامان اهل‌سنت را دارید، بدانید که آن‌ها هرگز راضی نبودند که پیروانشان به «سرباز پیاده‌ی غرب کافر محارب» تبدیل شوند. پیش از آنکه غیرت ایمانی امت، شما را به زباله‌دان تاریخ بسپارد، از این نفاق آشکار دست بردارید و در جبهه‌ی حق علیه کفر جهانی بایستید.

حکم قطعی «فرض عین» جهاد در برابر تهاجم آمریکایی-صهیونیستی بر دارالاسلام ایران و کیفر الهی نسبت به سهل انگار

حکم قطعی «فرض عین» جهاد در برابر تهاجم آمریکایی-صهیونیستی بر دارالاسلام ایران و کیفر الهی نسبت به سهل انگار

به قلم: محمد اسامه

هم اکنون و در این ماه رمضان ۱۴۰۴ که کفار محارب و اشغالگر آمریکائی و صهیونیستی بر دارالاسلام ایران یورش آورده اند تنها گزینه ی شرعی برای مومنین «وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ» است که زبان و مال هم باید در خدمت این جنگ مسلحانه با کفار اشغالگر خارجی باشد و حضور و عدم حضور در این جنگ، صف بین مومنین و گروه منافقین را مشخص می کند؛ یعنی عدم مشارکت در این جنگ بر علیه کفار باعث می شود ما به شخص مسلمانی که کناره گیری کرده بگوئیم تو جزو گروه منافقین هستی.  

بر اساس فقه تمامی مذاهب اسلامی، هنگامی که کفار محارب و اشغالگران خارجی به سرزمین‌های اسلامی هجوم می‌آورند، منکری عظیم رخ داده است. در این شرایط، جهاد علیه آنان از حالت کفایی خارج شده و بر تک‌تک مسلمین «فرض عین» می‌گردد. این وظیفه چنان حیاتی است که پس از اصل ایمان و اقامه‌ی نماز، هیچ فریضه‌ای در اسلام مهم‌تر و ضروری‌تر از دفعِ شر اشغالگران از بلاد مسلمین نیست.

چشم‌پوشی از این تجاوز، پیامدهای دهشتناکی برای کل جامعه خواهد داشت. رسول‌الله صلی الله علیه وسلم در هشداری تکان‌دهنده می‌فرماید:إِنَّ النَّاسَ إِذَا رَأَوْا الْمُنْکَرَ فَلَمْ یُنْکِرُوهُ أَوْشَکَ أَنْ یَعُمَّهُمْ اللَّهُ بِعِقَابِهِ (ابوداود ۴۳۳۸)هرگاه مردم منکری (کار ناپسندی) را ببینند و به آن اعتراض نکنند، بیم آن می‌رود که عذابِ خداوند همه‌یِ آنان را در بر گیرد.

امروز، جنگ تحمیلی محور آمریکایی-صهیونیستی بر خاک دارالاسلام ایران، مصداق بارز این «منکر بزرگ» است.

بی‌تفاوتی در برابر این جنگ تحمیلی، نه تنها راه نجات نیست، بلکه دشمن کافر را در استمرار جنایاتش جسورتر می‌کند. اگر امروز به حکم «فرض عین» عمل نشود و سدی در برابر این اشغالگری ایجاد نگردد، دامنه‌ی فجایع و خونریزی‌های آنان تمامی مردم را در بر خواهد گرفت. این عذابی است که به واسطه‌ی دست کفار، بر مسلمین بی‌تفاوت نازل خواهد شد.

بزرگترین کیفر برای امتی که در برابر اشغالگری کفار سکوت می‌کند، بسته شدن درهای رحمت و استجابت دعا است. رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: لَيُوشِكَنَّ اللَّهُ أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عِقَابًا مِنْهُ، ثُمَّ تَدْعُونَهُ فَلا يَسْتَجِيبُ لَكُمْ (ترمذی ۲۱۶۹) خداوند عذاب و مجازاتی را بر شما نازل می‌کند، و سپس هرچه (برای برطرف شدن عذاب) دعا کنید، دعایتان مستجاب نخواهد شد.

امروز ایستادگی در برابر تجاوز کفار محارب و اشغالگر خارجی یک تکلیف قطعیِ الهی است تا از نزول عذاب عمومی و بی‌پاسخ ماندن دعاها جلوگیری شود.

وزیر جنگ آمریکا نگاه کن و ببین، زمانی که رهبران شما در اپستین هستن رهبران ایران کجایند؟

وزیر جنگ آمریکا نگاه کن و ببین، زمانی که رهبران شما در اپستین هستن رهبران ایران کجایند؟

به قلم: گل احمد کابلی

مرگ عالیقدر سید علی خامنه‌ای در منزلش و همچون سایر مردم ایران زیستن او و عکس بالا و حضور مسئولین ارشد حکومتی در میان مردم حاضر در راهپیمائی روز قدس امسال گویای همه چیز است و پاسخی کامل است به یاوه سرائی های وزیر جنگ سگ زرد آمریکا.

با این وجود واکنش خبرنگار آمریکایی به ادعای کذب وزیر جنگ آمریکا مبنی بر پنهان شدن رهبران ایران در زیرزمین را نگاه کنید:

جرمی اسکاهیل، خبرنگار آمریکایی:
پیت هگست، وزیر جنگ ادعا کرد که رهبران ایران به زیرزمین رفته‌اند و پنهان شده‌اند و گفت این کاری است که موش‌ها می‌کنند.

در همین حال، چندین مقام ارشد ایرانی امروز آشکارا در خیابان‌های تهران راهپیمایی کرده‌اند، حتی با وجود اینکه بمباران‌های آمریکا و اسرائیل ادامه دارد.

این از مسئولین.

اما وزیر جنگ سگ زرد آمریکا از مردم ایران هم از زبان مجریان آلمانی از عکس‌العمل تجمع مردم ایران در همی روز قدس و هنگام بمباران شدن اطراف آنها توسط هواپیماهای آمر یکائی – صهیونی چیزهایی بفهمند.

مجریان یک برنامه معروف اینترنتی در آلمان پس از مشاهدهٔ واکنش مردم ایران هنگام بمباران که کلیپ تصویری آنها در فضای مجازی ویرال شده با حیرت هنگام ارائه گزارش،و دیدن مردم می گویند:

“اینها مردمی نیستند که تسلیم شوند. هر کس دیگری بود الان پا به فرار گذاشته بود و بسیاری زیر دست و پا گیر می‌کردند؛ ولی اینها نه‌تنها فرار نمی‌کنند، بلکه استوار ایستاده‌اند و شعار می‌دهند.”

در کنار این، بُهت و حیرت خبرنگار شبکه العربی از تهران را نیز نگاه کنید که تصویر دیگری از واقعیت را نشان می دهد و می گوید:

زندگی مردم عادی در جریان است و فروشگاه‌ها مملو از کالا هستند؛ برخلاف تصاویر معمول از مناطق جنگ‌زده، خبری از هجوم مردم به فروشگاه‌ها نیست و این موضوع تعجب‌آور بوده است.

وزیر نفهم سگ زرد آمریکا بفهم با چه مسئولین و مردمی طرفید. نفهم.

خنجر نفاق آنکارا بر دارالاسلام ایران و تزویر اردوغان و سنگر راداری آمریکائی – صهیونیستی در خاک ترکیه

خنجر نفاق آنکارا بر دارالاسلام ایران و تزویر اردوغان و سنگر راداری آمریکائی – صهیونیستی در خاک ترکیه

به قلم: صلاح الدین مجاهد

الله تعالی می فرماید: بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا * الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ» (نساء/ ۱۳۸-۱۳۹) به منافقان بشارت ده که عذابی دردناک در پیش دارند؛ همان کسانی که کافران را به جای مؤمنان، دوست و سرپرست خود انتخاب می‌کنند.

امروز که جبهه‌ی حق به پرچمداری دارالاسلام ایران در برابر غده‌ی سرطانی صهیونیزم و آمریکا «سرافعی» در منطقه قد علم کرده است، نقاب از چهره‌ی مدعیان دروغین «حمایت از مظلوم» فرو افتاده است. حکومت سکولار ترکیه، به رهبری فردی که با زبان از قدس می‌گوید و با عمل از تل‌آویو محافظت می‌کند، به مهره‌ای حیاتی در پازل دشمن تبدیل شده است.

رجب طیب اردوغان، که سال‌ها با نمایش‌های تبلیغاتی و سخنان حماسی علیه رژیم صهیونیستی سعی کرد رهبری جهان اسلام را غصب کند، امروز در آزمونی بزرگ، ماهیت واقعی خود را فاش کرد. او که با یک دست قرآن به سر می‌گیرد و با دست دیگر قراردادهای ناتو را امضا می‌کند و در کنار آمریکا و صهیونیستها ایستاده است، ثابت کرد که برای حفظ صندلی قدرت و خوش‌خدمتی به اربابان غربی‌اش، حاضر است بر سر خون کودکان غزه و امنیت دارالاسلام ایران و سایر مومنین اهل دعوت و جهاد منطقه و جهان معامله کند. این همان تلبیس ابلیس و دین‌فروشی نوین در «دارالکفر طاری سکولار» مدرن است.

حقیقتِ هولناک اینجاست در حالی که سامانه‌های پدافندی آمریکا در بسیاری از نقاط غرب آسیا توسط ضربات مهلک دارالاسلام ایران فلج شده‌اند، تنها امید آمریکا و رژیم صهیونیستی برای در امان ماندن از صاعقه‌های ایرانی، خاک ترکیه است و ایستگاه‌های راداری ترکیه  چشمان صهیونیزم در منطقه شده اند که به دو پایگاه اشاره می کنیم:

  • پایگاه کورجیک (Kürecik) این پایگاه راداری پیشرفته‌ی ناتو در خاک ترکیه، به طور مستقیم وظیفه‌ی رهگیری موشک‌های بالستیک ایران را بر عهده دارد. داده‌های این رادار مستقیماً به سامانه‌های پدافندی اسرائیل مخابره می‌شود تا امنیت جانی قاتلان کودکان غزه و ایران تامین شود.
  • پایگاه اینجرلیک (Incirlik) قلعه‌ی نفوذناپذیر آمریکا و ناتو، که به عنوان مرکز پشتیبانی و هدایت عملیات‌های جاسوسی علیه ایران و نیروهای مقاومت عمل می‌کند.

حکومت سکولار ترکیه که بر پایه‌ی میراث ضداسلامی و سکولاریستی آتاتورک بنا شده، همواره هویت خود را در گرو عضویت در ناتو و نزدیکی به غرب سکولار تعریف کرده است. اردوغان همچون یک منافق آشکار شده با پوشش «اسلام‌گرایی صوری»، تنها به دنبال فریب توده‌ها بوده است، اما در گرماگرم نبرد، ترکیه نه به عنوان یک کشور اسلامی، بلکه به عنوان «سرباز خط مقدم غرب» وارد عمل شده است. این حکومت ثابت کرد که جزیی از ساختار استکبار جهانی است و مرزهای جغرافیایی‌اش، پناهگاه امن ابزارهای جنگی دشمن علیه امت اسلام است.

چطور می‌توان سخنان اردوغان علیه نتانیاهو را باور کرد، در حالی که سوخت جنگنده‌های اسرائیلی، مواد غذایی سربازان صهیونیست و اطلاعات حیاتیِ راداری برای انهدام پهپادهای دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت، همگی از مبدأ یا از طریق خاک ترکیه تامین می‌شود؟ و این غیر از قرار دادن سوریه به عنوان مزدور و دست نشانده و سپر صهیونیستهاست که آسمان سوریه و بخشهائی از خاک آن نیز در اختیار کفار محارب است.

این نفاق آشکار، ترکیه را به شریک جرم بلامنازع جنایاتِ صهیونیست‌ها تبدیل کرده است.

امت اسلام باید بداند که دشمن درونی (منافق) خطرناکتر از دشمن بیرونی است. اردوغان و حکومت سکولار ترکیه، با قرار دادن امکانات نظامی خود در اختیار ناتو برای رهگیری موشک‌های دارالاسلام ایران، عملاً در جبهه‌ی جنگ علیه ایران و مقاومت قرار گرفته‌اند. آن‌ها بخشی از زنجیره‌ی دفاعی اسرائیل هستند و هرگونه ادعای مسلمانی و حمایت از فلسطین از سوی آنان، دروغی بیش نیست.

فراخوان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران برای شکار آمریکائی ها در سرزمین‌های همسایه و خاورميانه

فراخوان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران برای شکار آمریکائی ها در سرزمین‌های همسایه و خاورميانه

سازمان اطلاعات سپاه در فراخوانی از شهروندان کشورهای عربی خواسته تا ۱۱ هزار سرباز آمریکایی که در سراسر خاورمیانه، آواره هتل‌ها و اماکن خصوصی اسکان شده‌اند را پیدا کرده و اطلاعات‌شان را در اختیار قرار دهند.

در این فراخوان آمده‌ است:
آمریکایی‌ها می‌خواهند از برادران عرب ما به عنوان سپر انسانی استفاده کنند. ما ناگزیر آمریکایی‌ها را شناسایی و هدف قرار خواهیم داد.

بنابراین، بهتر است آن‌ها را در هتل‌ها پناه ندهید و از مکان‌های آنها دور بمانید

وظیفه اسلامی شماست که محل اختفای تروریست‌های آمریکایی را به طور دقیق گزارش دهید و اطلاعات را در تلگرام برای ما ارسال کنید: @TruePromiseBot

لبیک ارتش دارالاسلام ایران به اولین اوامر فرمانده کل قوا و رهبرانقلاب اسلامی ودارالاسلام ایران: تا پای جان ایستاده‌ایم، انتقام خواهیم گرفت و دشمن را پشیمان خواهیم کرد

لبیک ارتش دارالاسلام ایران به اولین اوامر فرمانده کل قوا و رهبرانقلاب اسلامی ودارالاسلام ایران: تا پای جان ایستاده‌ایم، انتقام خواهیم گرفت و دشمن را پشیمان خواهیم کرد

متن پیام ارتش دارالاسلام ایران به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُركُم وَيُثَبِّت أَقدامَكُم

اولین پیام روشنگر و بصیرت افزای آن رهبر معظم و مقتدای عزیز که در حکم امری قاطع در مقابله با دشمنان و انتقام خون رهبر و امام شهید و شهدای گرانقدر جنگ جاری است به گوش جان شنیده شد.

رزمندگان ارتش جمهوری اسلامی ایران، ضمن تجدید عهد و پیمان با رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی، با جان و دل فرمان مطاع آن فرمانده معظم را دریافت و با اراده‌ای راسخ‌تر از گذشته و انگیزه‌ای مستحکم تر از پیش، به رزم بی امان خود علیه دشمنان متجاوز و جنایتکار ادامه خواهند داد.

ارتش جمهوری اسلامی ایران اطمینان می‌دهد، دست در دست سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تا پای جان برای دفاع از استقلال، تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی ایستاده است و با انتقام خون پاک رهبر شهید، فرماندهان رشید و هموطنان عزیز، دشمنان ایران سربلند اسلامی را پشیمان خواهد کرد.

اولین پیام عالیقدر سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران (۲۱اسفند ۱۴۰۴ش)

اولین پیام عالیقدر سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران (۲۱اسفند ۱۴۰۴ش)

بسم الله الرّحمن الرّحیم

مَا نَنسَخْ مِنْ ءَآیَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَآ اَوْ مِثْلِها.

اَلسَّلامُ‌عَلَیکَ یا داعِیَ‌اللهِ وَ رَبّانِیَّ آیاتِهِ، اَلسَّلامُ‌عَلَیکَ یا بابَ‌‌اللهِ وَ دَیّانَ دینِهِ، اَلسَّلامُ‌عَلیکَ یا خَلیفَةَ‌اللهِ و ناصِرَ حَقِّهِ، اَلسَّلامُ‌عَلیکَ یا حُجَّةَ‌ا‌للهِ وَ دَلیلَ اِرادَتِه؛ اَلسَّلامُ‌عَلیکَ اَیُّهَا المُقَدَّمُ المَأمُول؛ اَلسَّلامُ‌عَلیکَ بِجَوامِعِ السَّلام؛ اَلسّلامُ‌عَلیکَ یا مَولایَ صاحِبَ الزَّمان.

در آغاز کلام باید به سرورم عجل‌الله تعالی فرجه بمناسبت شهادت جانسوز رهبر عظیم‌الشان انقلاب خامنه‌ای عزیز حکیم تسلیت عرض کنم و از آنحضرت دعای خیر برای یکایک ملت بزرگ ایران و بلکه همه مسلمین جهان و همه خدمتگزاران اسلام و انقلاب و ایثارگران و بازماندگان شهداء نهضت اسلامی و بخصوص جنگ اخیر و برای خود حقیرم را تقاضا نمایم.

قسمت دوم کلام من با ملت بزرگ ایران است. ابتدائاً باید وضع و موقف خود در باب رای مجلس محترم خبرگان را مختصراً بیان نمایم. این خادم شما سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای همزمان با شما و از طریق سیمای جمهوری اسلامی از نتیجه‌ی رای مجلس محترم خبرگان مطلع شدم. برای بنده تکیه زدن بر جائی که محل جلوس دو پیشوای عظیم‌الشان، خمینی کبیر و خامنه‌ای شهید بوده کاری سخت است. زیرا این کرسی سابقه جلوس کسی را دارا است که بعد از بیش از ۶۰ سال مجاهدت در راه خدا و گذشتن از انواع لذائذ و راحتیها، به گوهری تابناک و چهره‌ای ممتاز نه فقط در عصر حاضر بلکه در طول تاریخ حکمرانان این کشور بدل شده است. هم حیات و هم نوع مرگ او عجین با شکوه و عزّتی ناشی از تکیه به حق بود.

من این توفیق را داشتم که پیکر ایشان را بعد از شهادت زیارت کنم؛ آنچه دیدم کوهی از صلابت بود و شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود. در مورد وجوه مختلف شخصیت ایشان اهل اطلاع باید مدتها چیزها بگویند. در این مجال اکتفاء بهمین مجمل نموده، تفاصیل را واگذار به موقعیتهای مناسب دیگری میکنم. این است علت سختی تکیه بر کرسی رهبری بعد از چنین کسی، تتمیم این فاصله تنها با استعانت از حضرت حق و یاری شما مردم ممکن است.

در ادامه لازم است نکته‌ای را که ربط مستقیمی به اصل کلام بنده دارد مورد تاکید قرار دهم. آن نکته این است که از جمله هنرهای رهبر شهید و سَلف کبیر ایشان، وارد کردن مردم در همه عرصه‌ها و بصیرت و آگاهی دادن مستمر به ایشان و در مقام عمل تکیه بر نیروی آنان بود. ایشان اینطور معنای حقیقی جمهور و جمهوریت را فعلیت بخشیدند و از عمق جان هم به آن معتقد بودند. اثر واضح این مطلب در این چند روزی که کشور بدون رهبر و بدون فرمانده کل قوا بود دیده شد. بصیرت و هوشمندی ملت بزرگ ایران در واقعه اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت وا داشت. این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید. آیه‌ای که در صدر این نوشتار روآوردندآوردم به این معنی است که هیچ آیتی از آیات الهی نیست که یا مهلتش تمام شود یا به فراموشی سپرده شود مگر اینکه از ناحیه حضرت حق جل و علا، مثل یا برتر از آن بجایش داده شود.

مناسبت استفاده از این آیه شریفه این نیست که این بنده در حد رهبر شهید باشم چه رسد به اینکه بخواهم برتر از ایشان فرض شوم؛ بلکه جهت ذکر آیه مبارکه توجه دادن به نقش بجا و پررنگ شما ملت عزیز است. اگر آن نعمت عظما از ما سلب شد، بجایش بار دیگر حضور عمارگونه ملت ایران به این نظام اعطاء گشت. این را بدانید اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود نه رهبری و نه هیچیک از دستگاههای مختلف که شأن واقعی آن‌ها خدمت به مردم است کارآئی لازم را نخواهند داشت. برای اینکه این معنا بهتر صورت تحقق پیدا کند، اولاً باید به یاد خداوند تبارک و تعالی و توکل بر حضرتشان و توسل به انوار طیبه معصومین صلوات‌الله ‌علیهم‌ اجمعین چون اکسیر اعظم و کبریت احمری نگریسته شود که تضمین کننده انواع گشایشها و ظفر قطعی بر دشمن است. این مزیت عظیمی است که شما واجد آن و دشمنانتان فاقد آن هستند.

ثانیاً باید بر وحدت بین آحاد و اقشار ملت که معمولاً در مواقع مضیقه نمود خاصی پیدا میکند خدشه‌ای وارد نشود. این امر با صرف نظر کردن از نقاط مورد اختلاف تحصیل خواهد شد.
خبرگزاری تسنیم: اولین پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی

ثالثاً باید حضور مؤثر در صحنه حفظ شود؛ چه به صورتی که در این روزها و شبهای جنگ از خود نشان دادید و چه بصورت انواع نقش آفرینی‌های مؤثر در عرصه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، تربیتی، فرهنگی و حتی امنیتی. مهم اینست که نقش صحیح، بدون خدشه به وحدت اجتماعی به خوبی درک و تا حد ممکن به اجراء گذاشته شود. یکی از وظایف رهبری و بعضی مسئولین دیگر گوشزد کردن بعضی از این نقش‌ها به آحاد یا اقشار جامعه است. از این رو اهمیت حضور در مراسم روز قدس ۱۴۴۷ را یادآور می‌شوم که باید عنصر دشمن‌شکنی در آن مورد توجه همگان باشد.

رابعاً از کمک و یاری به یکدیگر فروگذار نکنید. بحمدالله خصلت همیشگی بیشتر ایرانیان جز این نبوده و انتظار می رود که در این روزهای خاص که طبعاً بر بعضی از آحاد ملت سخت‌تر از بقیه میگذرد، این مطلب جلوه بیشتری داشته باشد. در همین مجال از دستگاه‌های خدماتی می‌خواهم که در این جهت از هرگونه یاری و اعانت به آن آحاد عزیز ملت و به ساختارهای مردمی امدادی دریغ ننمایند.

اگر این جهات مراعات شود راه وصول شما ملت عزیز به روزهای عظمت و شکوه هموار خواهد بود. نزدیکترین مصداق آن می تواند باذن الله ظفر بر دشمن در جنگ فعلی باشد.

قسمت سوم کلام بنده، تشکر صمیمانه از رزمندگان شجاعمان است که در شرائطی که ملت و وطن عزیزمان بطور مظلومانه‌ای مورد تهاجم روؤس جبهه استکبار قرار گرفته، با ضربات کوبنده خود راه دشمن را سدّ کرده‌اند و آنان را از توهم امکان تسلط بر میهن عزیز و احیاناً تجزیه آن خارج نموده اند.

برادران عزیز رزمنده! خواست توده‌های مردم، ادامه دفاع موثر و پشیمان‌کننده است. همچنین قطعاً همچنان از اهرم مسدود کردن تنگه هرمز باید استفاده شود. در مورد گشودن جبهه‌های دیگری که دشمن در آن تجربه ناچیزی دارد و به شدت در آن آسیب‌پذیر خواهد بود مطالعاتی صورت گرفته است و فعال‌سازی آن در صورت استمرار وضع جنگی و بنا بر رعایت مصالح صورت خواهد گرفت.

همچنین از رزمندگان جبهه مقاومت تشکر صمیمانه دارم. ما کشورهای جبهه مقاومت را بهترین دوستان خود می‌دانیم و امر مقاومت و جبهه مقاومت، جزئی جدائی‌ناپذیر از ارزشهای انقلاب اسلامی است. بی‌تردید همراهی اجزاء این جبهه با یکدیگر، مسیر تخلّص از فتنه صهیونی را کوتاه‌تر مینماید؛ همچنان که دیدیم یمن شجاع و مؤمن دست از دفاع از مردم مظلوم غزه برنداشت و حزب‌الله فداکار علیرغم همه‌ موانع به یاری جمهوری اسلامی آمده است و مقاومت عراق هم دلیرانه همین خط را در پیش گرفته است.

در قسمت چهارم روی سخن بنده با کسانی است که در این چند روز بنوعی آسیب دیده‌اند. چه آنانکه داغ شهادت عزیز یا عزیزانی را تجربه کرده باشند؛ چه کسانیکه دچار مجروحیت شده باشند و چه افرادی که به خانه و کاشانه یا محل کسب و کارشان صدمه وارد شده باشد. در این قسمت اولاً همدردی عمیق خود را با بازماندگان شهداء والا مقام اعلام میدارم. این بر اساس تجربه مشترکی است که من با این بزرگواران دارم؛ به غیر از پدرم که داغ فقدان حضرتش امری عمومی شده، همسر عزیز و باوفایم را که امیدها به ایشان داشتم و خواهر فداکارم که خود را وقف خدمت به والدینش کرده بود و عاقبت مزد خود را گرفت و همچنین طفل خردسالش را و همسر خواهر دیگرم که انسانی عالم و شریف بود را به کاروان شهداء سپرده‌ام. اما آنچه صبر بر مصائب را ممکن و حتی آسان میسازد، توجه به وعده حتمی و قطعی الهی بر اجری پر ارج برای صابران است. لذا باید صبر کرد و به لطف و دستگیری حضرت حق جل و علا، امید و اعتماد داشت.

ثانیا این اطمینان را به همگان میدهم که ما از انتقام خون شهداء شما صرف نظر نخواهیم کرد. انتقامی که در نظر داریم فقط مربوط به شهادت رهبر عظیم‌الشان انقلاب نیست؛ بلکه هر عضوی از ملت که توسط دشمن شهید میشود، خود موضوع مستقلی برای پرونده انتقام است. البته مقدار محدودی از این انتقام تا بحال صورت عینی پیدا کرده است ولی تا حد کامل آن حاصل نشود همچنان این پرونده در روی بقیه پرونده‌ها خواهد بود و بخصوص نسبت به خون اطفال و کودکانمان حساسیت‌ بیشتری خواهیم داشت. لذا جنایتی که دشمن بطور عامدانه در مورد مدرسه شجره طیبه میناب و بعضی موارد مشابه مرتکب شده، شان خاصی در این رسیدگی دارد.

ثالثا حتما جانبازان این حملات باید خدمات درمانی مناسبی را بطور رایگان دریافت نموده و از بعضی مزایای دیگر بهره‌مند گردند.

رابعاً تا جائی که وضع فعلی اجازه دهد باید برای جبران خسارتهای مالیِ وارد آمده به امکنه و اموال شخصی اقدامات کافی، تعریف شده و مورد اجراء واقع شود. دو مورد اخیر به منزله تکلیفی لازم‌الاجراء برای مسئولین محترم است که باید آن را اجراء کرده و گزارش آن را به بنده بدهند.

نکته‌ای که باید گوشزد نمایم این است که به هر صورت ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند باندازه‌ای که تشخیص بدهیم از اموالش برخواهیم داشت و اگر آنهم مقدور نباشد به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد.

قسمت پنجم کلام، خطاب به سران و رده‌های مؤثر در بعضی از کشورهای منطقه است. ما با ۱۵ کشور همسایگی خاکی یا آبی داریم و همیشه مایل به ارتباط گرم و سازنده با همه آنان بوده‌ایم و هستیم. لکن دشمن از سالها قبل بتدریج پایگاههائی اعم از نظامی و مالی را در بعضی از این کشورها احداث کرده تا تسلط خود بر منطقه را تامین نماید. در هجوم اخیر، بعضی از پایگاههای نظامی مورد استفاده قرار گرفت که طبعاً ما همانطور که هشدار صریح داده بودیم و بدون اینکه تعرضی به آن کشورها صورت دهیم، صرفاً همان پایگاهها را مورد حمله قرار داده‌ایم. از این پس بازهم بناچار این کار را ادامه خواهیم داد؛ گرچه همچنان معتقد به لزوم دوستی بین خود و آن همسایگانمان می‌باشیم. این کشورها باید تکلیف خود را با متجاوزین به وطن عزیزمان و قاتلین آحاد مردم ما معلوم کنند. من توصیه میکنم هر چه زودتر آن پایگاهها را تعطیل کنند؛ چون لابد تا بحال فهمیده‌اند که ادعای برقراری امنیت و صلح از سوی آمریکا دروغی بیش نبوده است.

این امر باعث میشود تا با ملتهای خودشان که عموماً از همراهی با جبهه کفر و رفتار تحقیرآمیز آن ناراضی هستند، پیوند بیشتری پیدا کرده و بر ثروت و قدرتشان افزوده شود. باز تکرار میکنم نظام جمهوری اسلامی بدون اینکه بخواهد سلطه و استعماری را در منطقه راه بیاندازد، برای اتحاد و رابطه متقابل گرم و صمیمانه باهمه همسایگان آمادگی کامل دارد.

در قسمت ششم کلام،‍ روی سخنم با رهبر شهیدمان است. رهبرا! با رفتن خود داغ سنگینی بر قلوب همگان وارد کردید. شما همیشه مشتاق این عاقبت بودید تا بالاخره حضرت حق آن را در حال تلاوت قرآن کریم در صبحگاه روز دهم رمضان المبارک به شما اعطا فرمودند. مظلومیتهای زیادی را مقتدرانه و با حلم تحمل کردید و خم به ابرو نیاوردید. بسیاری قدر واقعی شما را نشناختند و شاید مدتها بگذرد تا انواع حجابها و موانع کنار رود و زوایایی از آن معلوم شود.

امیدواریم از قِبَل مقام قربی که در جوار انوار طیبه و صدیقین و شهداء و اولیاء برایتان فراهم گشته، باز هم به فکر پیشرفت این ملت و همه‌ی ملتهای جبهه مقاومت بوده باشید و برای آن وساطت نمائید؛ همچنان که در حیات دنیوی خود چنین بودید. ما با شما عهد می‌بندیم که برای اعتلاء این پرچم که پرچم اصلی جبهه حق است و برای وصول به مقاصد مقدس جنابتان با تمام وجود تلاش کنیم.

در قسمت هفتم از همه بزرگوارانی که بنده را مورد حمایت خود قرار داده‌اند از جمله مراجع عظام تقلید و شخصیت‌های مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و از آحاد مردم که در تجمعات پرشکوهی برای ابراز بیعت مجدد با نظام حاضر شده‌اند و همچنین از مسئولین قوای ثلاثه و شورای موقت رهبری بخاطر حُسن تدابیر و اقدامات تشکر می‌نمایم.

امیدوارم الطاف خاصه الهیه در این ساعات و ایام پرفیض شامل همه ملت ایران و بلکه همه مسلمین و مستضعفین عالم شود.

و در نهایت از سرورمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف تقاضا می‌کنم دراین باقیمانده از مدت لیالی و ایام قدر و ماه مبارک رمضان از درگاه حضرت حق جل و علا، برای ملت ما غلبه قاطع بر دشمن و همچنین عزت و وسعت و عافیت و برای رفتگانشان مقامات و عافیت اخروی را طلب نمایند.

والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته و تحیاته
سید مجتبی حسینی خامنه‌ای

نفاق آنکارا و خنجر «اردوغان سکولار» بر پشت دارالاسلام ایران و ملل اسلامی منطقه، چرا پایگاه «اینجرلیک» هنوز پابرجاست؟

نفاق آنکارا و خنجر «اردوغان سکولار» بر پشت دارالاسلام ایران و ملل اسلامی منطقه، چرا پایگاه «اینجرلیک» هنوز پابرجاست؟

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

امروز برای بیدارانِ جبهه حق و شریعت‌مداران پوشیده نیست که رژیم ترکیه تحت حاکمیت «رجب طیب اردوغان»، علی‌رغم شعارهای فریبنده و نمایش‌های تبلیغاتی، بزرگترین تکیه‌گاه و حامی استراتژیک صهیونیسم و آمریکا در منطقه است. این رژیم که بر پایه قوانین سکولار و الحادی بنا شده، مصداق بارز «دارالکفر طاری» در لباس فریب است.

اردوغان در حالی خود را مدافع مظلومان غزه نشان می‌دهد که پیوندهای اقتصادی، نظامی و اطلاعاتی او با رژیم صهیونیستی هرگز قطع نشده است و نفاق در کلام و نوکری در عمل او بر همگان روشن شده است.

اردوغان دقیقاً همچون خنجری بر پشت مسلمین عمل کرده است چه در افغانستان و چه هم اکنون در سومالی و در تمام سرزمینهای اسلامی و امروزه نیز در حالی که خون مسلمانان در فلسطین و ایران ریخته می‌شود، بنادر ترکیه همچنان مسیر اصلی تأمین کالا، سوخت و مواد اولیه برای ماشین جنگی صهیونیست‌ها هستند و پایگاه اینجرلیک آن هنوز در حال ردگیری موشکهای شلیک شده ی ایران بر علیه صهیونیستها و پایگاههای آمریکائی است.

باید در همین ابتدا به خود یادآوری کنیم که حاکمیت بر اساس قوانین بشری سکولاریستی و دوری از قوانین شریعت الله، رژیم آنکارا را در صف دشمنان تمدنی اسلام و در ردیف سایر کفار سکولار جهانی قرار داده است.

در کنار این باید دوباره بگوئیم که پایگاه «اینجرلیک» در واقع آشیانه شیطان در قلب سرزمینهای اسلامی منطقه است که می توان گفت بزرگترین ننگ بر پیشانی رژیم سکولار اردوغان، استقرار و استمرار فعالیت پایگاه هوایی «اینجرلیک» متعلق به آمریکا (سرافعی) است.

این پایگاه نه یک مرکز نظامی عادی، بلکه سنگر اصلی آمریکا برای فرماندهی حملات هوایی علیه بلاد اسلامی و نظارت بر اهل دعوت و جهاد و فعالیتهای نظامی دارالاسلام ایران است.

هم اکنون که دارالاسلام ایران چشمها و رادارهای آمریکا را رد اردن و کویت و عراق و قطر و عربستان و بحرین و امارات کور کرده است  چطور مدعی شاهیگری عثمانی ها در جهان اسلام (اردوغان) می‌تواند اجازه دهد این پایگاه باز همین نقش را بازی کند و علاوه بر آن بمب‌افکن‌های آمریکا و اعضای ناتو از خاک او برای نابودی خانمان مسلمانان به پرواز درآیند؟ این خود والاترین نشانه‌ی ارتداد و خیانت به آرمان‌های توحیدی است.

برای بسیاری از مومنین اهل دعوت و جهاد و بصیرت، جای بسی تعجب و پرسش است که چرا «دارالاسلام ایران» با وجود توانمندی‌های موشکی و پهپادی عظیم خود، تاکنون این کانون فتنه (اینجرلیک) و مراکز پشتیبانی صهیونیسم و آمریکا و ناتو در خاک ترکیه را هدف قرار نداده است.

ترکیه با میزبانی از رادارهای ناتو و پایگاه‌های آمریکایی، عملاً بخشی از سازمان رزم دشمن علیه ایران و تمام اهل دعوت و جهاد منطقه است و عدم برخورد قاطع با این «دشمن منافق»، فرصت بازسازی و استمرار خیانت را به اردوغان سکولار داده است تا همچنان به مزدوری جلادان خونخوار واشنگتن بپردازد.

مومنین اهل دعوت و جهاد به صورت خاص و مسلمین و مومنین و امت اسلام به صورت عام باید بداند که دشمن نقاب‌دار (اردوغان) خطرناک‌تر از دشمن آشکار است. او صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها و غربی ها را بر دوش مسلمین سوار کرده و از پشت به جبهه توحید خنجر می‌زند.

 پاکسازی منطقه از لوث وجود کفار محارب و اشغالگر خارجی، ابتدا مستلزم برچیدن پایگاه‌های کفر در سرزمین‌هایی است که حاکمانشان به اسلام پشت کرده‌اند.