محکومیت کشتار شیعیان هرات و کویته و نفی منهج تکفیری داعش و بازگشت به اعتدال فقه امام ابوحنیفه رحمه الله در دارالاسلام افغانستان

محکومیت کشتار شیعیان هرات و کویته و نفی منهج تکفیری داعش و بازگشت به اعتدال فقه امام ابوحنیفه رحمه الله در دارالاسلام افغانستان

به قلم: محمد اسامه

دو روز قبل عده ای جنایتکار در انجیل اطراف هرات چند نفر شیعیان را به شیوه ای وحشیانه قتل عام کردند و یک روز بعدتر و در کویته نیز چند نفر دیگر از شیعیان را کشتار کردند.

با آنکه کشتار هرات را گروه تکفیری داعش قبول کرد اما تاهنوز کشتار شیعیان هرات را کسی متقبل نشده است.

امارت اسلامی افغانستان که بر پایه فقه امام اعظم، ابوحنیفه رحمه الله بنا شده است، امروز در برابر یک آزمون بزرگ تاریخی قرار دارد. گروه تروریستی داعش نه تنها یک تهدید نظامی، بلکه یک جریان انحرافی عقیدتی است که ریشه در «منهج نجدی» و قرائت‌های افراطی محمد بن عبدالوهاب دارد. این فکر که با پشتوانه‌ی دلارهای سیاسی و فتاوای علمای درباری آل‌سعود ترویج شده، هدفش پاشیدن بذر نفاق میان امت اسلامی و تکفیر «أهل قبله» است.

صادقانه بگویم: اگر کسی می خواهد محمد بن عبدالوهاب را در زمان حاضر ببیند باید داعش را نگاه کند. داعش مجری صادقانه ی تفکرات محمد بن عبدالوهاب است.

محمد بن عبدالوهاب به ناحق مسلمان را مشرک می نامد و داعش حکم کفار مشرک را بر این مسلمین تطبیق می دهد همچنانکه خود محمد بن عبدالوهاب و شاگردانش در عربستان و عراق تطبیق دادند.

منهج نجدیت با توسعه‌ی بی‌ضابطه‌ی مفهوم «شرک»، بسیاری از اعمال مسلمانان (اعم از توسل، زیارت قبور صالحین و استغاثه) را شرک اکبر دانسته و خون عاملان آن را حلال می‌شمارد.

در بدترین حالت اگر بعضی از اعمال تاویل دار مسلمین را گناه بدانیم به یاد بیاوریم که امام ابوحنیفه رحمه الله قاعده‌ی طلایی «لا نکفر أحداً من أهل القبلة بذنب» هیچ‌یک از اهل قبله را به سبب گناهی تکفیر نمی‌کنیم را بنا نهاد.

اگر قرار باشد هر کسی که “یا رسول‌الله” می‌گوید یا به زیارت اولیاءالله می‌رود مشرک خوانده شود، طبق این منطق منحرف، اکثریت قاطع اهل‌سنت و جماعت در طول تاریخ مشرک محسوب می‌شوند، این همان نقطه‌ی انحرافی است که داعش از آن تغذیه می‌کند.

متأسفانه مشاهده می‌شود که برخی از مجاهدین و حتی علمای منسوب به امارت اسلامی، تحت تأثیر آموزه‌های نجدیت آل سعود، برادران مسلمان خود، به ویژه «اهل تشیع» را با برچسب «مشرک» خطاب می‌کنند.

باید به صراحت اعلام شود که میان «فقه مذهب حنفی» و «فکر نجدیت» تفاوت بنیادین وجود دارد. فقه حنفی، فقه تعامل، مدارا و حفظ جان مسلمان است، در حالی که منهج نجدیت که داعش مجری مسلح آن است فقه حذف، ذبح و تکفیر نابجای مسلمین است. هرگونه همسویی در تکفیر اهل تشیع، در واقع حرکت در مسیر پروژه‌ی داعش و دشمنان خارجی امت اسلامی است.

امارت اسلامی باید با قدرت حکومتی خود، موارد زیر را به طور رسمی ابلاغ و اجرا نماید:

  •  تمامی مدارس دینی حنفی مذهبها مکلف شوند که مرز دقیق میان «بدعت» (در صورت اثبات) و «شرک» را طبق مبانی حنفی تبیین کنند تا از تکفیر بی‌جای مسلمانان جلوگیری شود.
  • بر اساس فقه حنفی، اهل تشیع جزء «أهل قبله» هستند. جان، مال و آبروی آن‌ها در دارالاسلام محترم است. هرگونه فتوا یا حرکتی که منجر به مشرک خواندن و مهدورالدم دانستن آن‌ها شود، «خروج بر منهج امام اعظم» و «خیانت به دارالاسلام» تلقی گردد.
  • دستگاه‌های تبلیغاتی امارت اسلامی باید افشا کنند که چگونه فتاوای تکفیری که از تفکر نجدیت صادر می‌شود، ابزاری برای تأمین منافع طاغوتهای حاکم بر مسلمین و قدرت‌های سکولارغربی جهت ویرانی کشورهای اسلامی است.

تفاوت امارت اسلامی با داعش باید در «عمل» و «عقیده» هویدا باشد. اگر ما همان سخنی را بگوییم که داعش می‌گوید (مشرک دانستن سایر مذاهب)، پس تفاوت ما در چیست؟

امارت اسلامی باید با شجاعت اعلام کند که پیرو منهج اصیل اهل‌سنت و مذهب حنفی است که در آن «تکفیر نابجای مسلمان» بزرگترین جنایت است. ما باید با الگوگیری از امام ابوحنیفه رحمه الله، چتر حمایت خود را بر سر تمام اتباع کشور، از هر مذهبی، بگسترانیم و ریشه‌های سرطان تکفیر نابجا را با دلیل و روشنگری از مدارس و صفوف مجاهدین خود پاکسازی کنیم چون پیروزی در سایه وحدت و عدالت میسر است، نه در سایه تکفیر نابجای مسلمین و خون‌ریزی.

فرمان عالیقدر مولوی هبة الله آخندزاده رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در مورد تنظیم دست فروشان

فرمان عالیقدر مولوی هبة الله آخندزاده رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در مورد تنظیم دست فروشان

بسْمِ‌اللّهِ‌الرَّحْمَنِ‌الرَّحِيم

الحمد لله رب العٰلمين والصلوٰة والسلام على سيد المرسلين و على آله و أصحابه أجمعین.

شماره فرمان: ۲۱‌‌
تاریخ: ۱۴۴۷/۹/۵ هـ . ق

به منظور جلوگیری از بی‌نظمی و ازدحام شهری و تنظیم امور دست فروشان، مراتب ذیل را منظور می‌کنم:

ماده اول:
تمام شاروالی‌ها مکلف اند، با درنظرداشت معیارهای طرح‌‌های شهری و طرح‌‌ریزی شهری، امور دست فروشان را در شهرها مطابق احکام این فرمان تنظیم کنند.

ماده دوم:
شاروالی‌ها در زمینۀ تنظیم امور دست فروشان در شهرها، دارای وظایف ذیل می‌باشند:

۱‌‌- فراهم کردن زمینه فعالیت برای دست فروشان در ساحات مختلف شهرها در هماهنگی با ادارات مربوط.

۲- مشخص کردن اماکن مخصوص برای دست فروشان و در صورت نیاز تغییر مکان آن‌ها، البته که فروشات آن‌ها متضرر نشود.

۳- خط اندازی در ساحات مشخص شده برای فعالیت دست فروشان و تعیین مکان به اندازه مشخص برای هر دست‌‌فروش.

۴- فراهم کردن طرح (نقشه) غرفه‌ها، تخت‌ها و میزهای کاری برای دست فروشان.

۵- ثبت دست فروشان با توجه به فعالیت آن‌ها در ناحیه‌ها در هماهنگی با ادارات مربوط و تهیه و توزیع کارت‌های هویت برای دست فروشان به طور رایگان.

۶- ایجاد ذخیره معلوماتی (دیتابیس) برای ثبت دست فروشان و ثبت کردن شهرت مکمل، نوع فعالیت و ساحۀ فعالیت«نقطه  GPS» آن‌ها.

۷- نظارت دوامدار از ساحات مربوط به منظور جلوگیری از فروش مواد تاریخ تیرشده و ممنوعه از طرف دست فروشان و فعالیت در مناطق ممنوعه و نداشتن کارت هویت دست‌‌فروش.

شاروالی‌ها مکلف اند، به منظور ترتیب و تنظیم هرچه بهتر دست فروشان فرصتی را فراهم کنند که هر صد دست‌‌فروش یک تن را به حیث نماینده خویش تعیین و به شاروالی معرفی کنند، البته شخص تعیین شده تنها نماینده آن‌ها است نه قراردادی.

(شاروالی‌ها نمی‌توانند، در مقابل طرح (نقشه) مذکور در جزء ۴ فقره (۱‌‌) این ماده از دست فروشان پول اخذ کنند، بلکه طرح (نقشۀ) مذکور را مطابق احکام این فرمان در اختیار دست‌‌فروش دارنده کارت قرار دهند و شخصاً از ساخت و فروش غرفه‌ها، تخت‌ها و میزهای کاری خودداری کنند.

ماده سوم:
(۱‌‌) دست فروشان شهرها، دارای مکلفیت‌های ذیل می‌باشند:

۱‌‌- سپردن نقل تذکره برقی مربوط و شماره فعال موبایل به شاروالی‌ها و دریافت کارت هویت دست فروشان.

۲- ساخت غرفه، تخت یا میزکاری خود مطابق طرح و مشخصات تأیید شده شاروالی‌ها و رعایت نظافت ساحۀ مربوط.

۳- انجام دادن فعالیت در مکان مشخص شده و در صورت ترک مکان مشخص شده، اطلاع دادن طور کتبی به شاروالی مربوط.

۴- خودداری از استفاده بلندگوها برای جلب مشتریان.

۵- خودداری از فروش مواد دیرینه (تاریخ تیر شده) و ممنوعه.

۶- خودداری از کرایه، اجاره و یا فروش تخت و میزکاری مشخص شده خویش به شخص دیگر، مگر این‌که قبلاً شاروالی مربوط را در جریان قرار داده باشد.

۷- خودداری از کرایه، اجاره و یا فروش مکان مشخص شده خود به شخص دیگر.

(۲) هرگاه دست فروشان از احکام مندرج جزء ۱‌‌ الی ۶ فقرۀ (۱‌‌) این ماده تخلف ورزند، شاروالی‌ها آن‌ها را به طور ذیل تأدیب می‌کنند:

۱‌‌- به بار اول، دادن اخطاریه کتبی.

۲- به بار دوم، اخراج دست‌‌فروش از ساحه مربوط و سپردن آن به شخص مستحق دیگر مطابق احکام این فرمان.

۳-هرگاه دست‌‌فروش از حکم مندرج جزء ۷ فقرۀ (۱‌‌) این ماده تخلف ورزد، شاروالی‌ها شخص مذکور را به محکمه مربوط معرفی کنند.

ماده چهارم:
این فرمان از تاریخ صدور نافذ و در جریده رسمی نشر شود.

والسلام علیکم ورحمة‌الله وبرکاته
امیرالمؤمنین شیخ‌القرآن والحدیث
مولوی هبـة‌الله اخندزاده حفظه الله

مستند تاریخ تجاوزات اشغالگران آمریکا و ناتو و خیانت‌کاران افغان در ترازوی حق و شریعت

مستند تاریخ تجاوزات اشغالگران آمریکا و ناتو و خیانت‌کاران افغان در ترازوی حق و شریعت

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

تحولات اخیر و دیدارهای سیاسی با چهره‌هایی که دهه‌ها ستون خیمه اشغالگری در افغانستان بوده‌اند، زخمی کهنه را در دل امت اسلامی تازه می‌کند. فراتر از هرگونه تحلیل سیاسی، باید حقیقتی قرآنی و تاریخی را بازخوانی کرد: خائن به دین و میهن، هرگز قابل اعتماد نیست.

حافظه تاریخی ملت مسلمان افغانستان و تاریخ «دارالاسلام» هرگز فراموش نخواهد کرد که این مدعیان امروز، همان کسانی هستند که در سال ۲۰۰۱ میلادی، سوار بر تانک‌های آمریکایی و زیر سایه بمب‌افکن‌های بی-۵۲ وارد این سرزمین شدند. آن‌ها همان مزدوران فرومایه‌ای هستند که خون پاک مجاهدین مخلص زمان امیرالمؤمنین ملا محمد عمر (رحمه‌الله) و مردم بی‌گناه را به بهای ناچیزِ قدرت، معامله کردند و افغانستان را زیر چکمه‌های سربازان ناتو و متجاوزان غربی به لجن کشیدند.

طبق ارشادات صریح قرآن کریم و سنت نبوی، کسانی که دشمنان محارب خدا و رسول را به دوستی برگزیده و علیه صفوف مسلمین اقدام کرده‌اند، مرتکب خیانت عظیم گشته و از دایره اعتماد خارج‌اند. خداوند در قرآن می‌فرماید: *«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ…»*. اعتماد دوباره به کسانی که بارها آزموده شده و رفوزه‌ تاریخ گشته‌اند، خلاف عقل سلیم و آموزه‌های شرعی است. خیانت‌کار مرتد که به اسلام و سرزمین‌های اسلامی پشت کرده، جایگاهی در صفوف مؤمنان ندارد.

امروز برخی تلاش می‌کنند این خائنان را به عنوان «نخبگان» یا «صاحب‌نظران» جا بزنند. اما واقعیت این است که این مشتِ بی‎‌سواد و جاهل به کمترین اخلاق اجتماعی و اسلامی، نه علمیت نافعی برای کشور دارند و نه دلسوزی برای ملت. دانشِ آن‌ها تنها در مسیر تامین منافع استکبار و ترویج فرهنگِ منحط غربی بوده است. افغانستانِ امروز برای بازسازی و پیشرفت، به اندیشمندان اسلامی و متخصصانِ باایمان نیاز دارد، نه به مهره‌های سوخته‌ای که تنها هنرشان بندگی آمریکا بوده است.

امارت اسلامی افغانستان، به عنوان میراث‌دار خون صدها هزار شهید، نیازی به چند خیانت‌کار مرتد ندارد. بر مسئولان نظام فرض است که طبق ارشادات وحی، کارنامه سیاه این افراد را در نظر گرفته و فریب لبخندهای مصلحتی آنان را نخورند. انتخاب افراد باید از میان مجاهدین سلحشور، اندیشمندان پاک‌نهاد و انسان‌هایی با عقیده خالص صورت گیرد که در روزهای سختِ جهاد، امتحان خود را در سنگرها پس داده‌اند، نه کسانی که در آغوش دشمن علیه اسلام توطئه می‌کردند.

تجربه تاریخی نشان داده است که هرگاه خائنان در بدنه قدرت رخنه کرده‌اند، عزت امت را به ثمن بخس فروخته‌اند. امارت اسلامی باید با تکیه بر قدرت الهی و سرمایه‌ عظیمِ انسانی مخلص خود، راه را بر هرگونه نفوذ مجددِ مهره‌های استعمار ببندد. خائنان نه بخشودنی هستند و نه قابل اعتماد؛ چرا که «مؤمن از یک سوراخ، دوبار گزیده نمی‌شود.»

د امریکا او ناټو د اشغالګرو د تېریو تاریخي مستند: خاینین د حق او شریعت په تله کې

د امریکا او ناټو د اشغالګرو د تېریو تاریخي مستند: خاینین د حق او شریعت په تله کې

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

په کابل کې د هغو څېرو سره وروستۍ لیدنې چې د لسیزو راهیسې یې د اشغال د خیمې ستنې وې، د امت په زړه کې یو زوړ ټپ بیا تازه کړ. د هر ډول سیاسي تحلیل څخه پورته، یو قرآني او تاریخي حقیقت باید بیا ولیکل شي: هغه څوک چې له دین او وطن سره خیانت کوي، هیڅکله د باور وړ نه دي.

۱. توره کارنامه؛ له بي-۵۲ بمبونو تر ناټو پورې

د افغانستان د مسلمان ملت تاریخي حافظه او د «دارالاسلام» تاریخ به هیڅکله دا هیر نکړي چې دا ننني مدعیان هماغه کسان دي چې په ۲۰۰۱ کال کې د امریکایي ټانکونو په سر او د بي-۵۲ ډوله الوتکو تر سیوري لاندې دې خاورې ته ننوتل. دوی هماغه پلورل شوي مزدوران دي چې د امیرالمؤمنین ملا محمد عمر (رحمه الله) د زمانې د مخلصو مجاهدینو او بې ګناه خلکو پاکه وینه یې د قدرت په لږ بیه معامله کړه او افغانستان یې د ناټو او غربي تېري کوونکو د عسکرو تر بوټانو لاندې کړ.

۲. له اسلام سره خیانت؛ د قرآن او سنت په تله کې نه بښل کېدونکی ګناه

د قرآن کریم د صریحو ارشاداتو او نبوي سنتو مطابق، هغه کسان چې د خدای او رسول د محاربو دښمنانو سره یې دوستي کړې او د مسلمانانو د صفونو په خلاف یې عمل کړی، د ستر خیانت مرتکب شوي او د باور وړ نه دي. الله تعالی په قرآن کې فرمایي: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ…». په هغو کسانو بیا باور کول چې په وار وار ازمویل شوي او د تاریخ په ازموینه کې ناکام شوي، د سالم عقل او شرعي لارښوونو خلاف کار دی. مرتد خاین چې اسلام او اسلامي خاورو ته یې شا کړې، د مؤمنانو په صف کې ځای نلري.

۳. د تخصص وهم؛ بې سواده متظاهرین او اخلاقي جاهلان

نن سبا ځینې هڅه کوي چې دا خاینین د «نخبګانو» یا «متخصصینو» په نوم معرفي کړي. مګر حقیقت دا دی چې دا یوه ډله بې سوادان چې حتی په لږو ټولنیزو او اسلامي اخلاقو نه پوهیږي، نه د هیواد لپاره ګټوره علمي پوهه لري او نه له ملت سره خواخوږي. د دوی پوهه یوازې د استکبار د ګټو د ساتلو او د لوېدیځ د فاسد کلتور د ترویج په لاره کې وه. د نن ورځې افغانستان رغولو او پرمختګ لپاره باایمانه پوهانو او متخصصینو ته اړتیا ده، نه هغو سوځېدلو مهرو ته چې یوازې هنر یې د امریکا غلامي وه.

۴. د اسلامي امارت مسؤلیت؛ د خالصې عقیدې پر بنسټ د مخلصینو انتخاب

د افغانستان اسلامي امارت چې د سلګونو زرو شهیدانو د وینې وارث دی، څو مرتدو خاینانو ته اړتیا نلري. د نظام پر مسؤلینو لازمه ده چې د وحې د لارښوونو سره سم د دې کسانو تورې کارنامې په نظر کې ونیسي او د هغوی په مصلحتي موسکاګانو ونه غولیږي. د کسانو انتخاب باید له هغو غښتلو مجاهدینو، پاک نفسه پوهانو او مخلصو انسانانو څخه وشي چې د جهاد په سختو ورځو کې یې په سنګرونو کې خپله ازموینه ورکړې، نه له هغو کسانو چې د دښمن په غېږ کې یې د اسلام پر ضد توطیې کولې.

وروستۍ خبره:

تاریخي تجربو ښودلې چې هرکله خاینانو د قدرت په بنسټونو کې ځای موندلی، د امت عزت یې په ډیره ارزانه بیه پلورلی دی. اسلامي امارت باید په الهي نصرت او په خپلو مخلصو بشري منابعو باندې په تکیه کولو سره، د استعمار د مهرو د بیا نفوذ مخه ونیسي. خاینین نه بښل کېدونکي دي او نه د باور وړ؛ ځکه چې «مؤمن له یوه سوري څخه دوه ځله نه چیچل کیږي.»

درسی که از ۳۷ سال حاکمیت عالیقدر سید علی خامنه ای باید آموخت: «نظام‌محوری» و «ساختار سازی» در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

درسی که از ۳۷ سال حاکمیت عالیقدر سید علی خامنه ای باید آموخت: «نظام‌محوری» و «ساختار سازی» در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

به قلم: ابومحمود کندزی

نظام امارت اسلامی افغانستان، ثمره خون‌های پاک و جهاد بی‌امان ملت در برابر آمریکا و سایر کفار محارب و غلامان منطقه ای آنها است. اما برای بقای این دستاورد عظیم و تبدیل آن به یک تمدن پایدار اسلامی، باید از همین لحظه گام‌های بلندی برای «نهادینه‌سازی» اقتدار برداشته شود. پایداری یک نظام اسلامی در این است که با رفتن یا بازنشسته شدن کادرها، لرزه‌ای بر اندام حاکمیت نیفتد و امارت اسلامی از «فردمحوری» به «نظام‌محوری» و «ساختار سازی» حرکت کند این یکی از بزرگترین درسهائی است که از ۳۷ سال حاکمیت عالیقدر سید علی خامنه ای بر دارالاسلام ایران باید یاد گرفت.

یک نظام مقتدر باید «کارخانه انسان‌سازی» داشته باشد. دارالاسلام افغانستان باید بستری فراهم کند که در آن، هزاران جوان مؤمن، متخصص و وفادار به آرمان‌های جهاد، به گونه‌ای تربیت شوند که جای خالی هر مسئول یا فرماندهی را بلافاصله پر کنند و هیچ پست و جایگاهی نباید وابسته به «شخص» باشد، بلکه باید وابسته به «ساختار و نظام» باشد تا با فقدان یک فرد، خلأ مدیریتی ایجاد نشود.

همانگونه که در الگوهای موفقی مانند دارالاسلام ایران مشاهده می‌شود، قدرت یک نظام اسلامی نباید با شهادت یا وفات رهبران و سرداران بزرگ نظامی دچار خدشه شود. در آنجا، حذف فیزیکی مهره‌های کلیدی توسط دشمن، نه تنها باعث تضعیف نظام نشد، بلکه اقتدار و انسجام ملی را برای مقابله با دشمن تا دندان مسلح، چندین برابر کرد.

درس راهبردی کنونی دارالاسلام ایران این است که ساختار نظامی و سیاسی باید به قدری مستحکم و لایه در لایه باشد که حتی در سخت‌ترین شرایط، فرماندهی و کنترل از دست نرود و پرچم از دستی به دست دیگر منتقل شود.

دشمنان اسلام با تکیه بر تکنولوژی و قدرت نظامی به میدان می‌آیند. دارالاسلام افغانستان برای مقابله با این تهدیدات، نیازمند «پایه‌های علمی و تشکیلاتی» است. حاکمیت اسلام زمانی نمی‌لرزد که قوانین شرعی به ساختارهای اداری غیرقابل تغییر تبدیل شوند و نیروی نظامی از یک ارتش سنتی به یک قدرت دفاعی مکتبی و سازمان‌یافته تغییر یابد که متکی به نبوغ جمعی باشد، نه فقط شجاعت فردی.

حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است. اگر امروز برای جایگزینی نخبگان نظام فکر نشود، فردا دشمن از کمبود کادر برای ضربه زدن به اسلام استفاده خواهد کرد. امارت اسلامی باید «نظام‌سازی» را در اولویت قرار دهد تا اقتدارش نه تنها حفظ، بلکه روز به روز در برابر مستکبران بیشتر شود.

دارالاسلام افغانستان باید به مرحله‌ای از بلوغ سیاسی و نظامی برسد که دشمن بداند با حذف فیزیکی افراد، هیچ تغییری در اراده و قدرت نظام اسلامی پدید نخواهد آمد. این یعنی ساختن حکومتی که ریشه در عقیده دارد و شاخه‌هایش در ساختارهای پولادین و کادرهای بی‌پایان گسترده شده است.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان میراث عمر ثالث، امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد رحمه‌الله

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان میراث عمر ثالث، امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد رحمه‌الله

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

تاریخِ معاصرِ امت اسلام، گواهی است بر ظهور مردانی که در میانه‌ی هجمه‌ی مادی‌گرایی و ذلت حکام، قامت بلندِ ایمان را خم نکردند. در اوایل تأسیس امارت اسلامی، زمانی که افغانستان جنگ‌زده بیش از هر زمان به بازسازی و جاده‌سازی نیاز داشت، آزمونی بزرگ پیش روی رهبری امارت قرار گرف: پیشنهادی فریبنده و معامله بر سر ایمان.

هیئتی رسمی از سوی دولت چین به دیدار امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد رحمه‌الله آمدند. پیشنهاد آن‌ها ساده اما وسوسه‌انگیز بود:

«شخصی به نام ابومحمد ترکستانی در خاک شماست. او را به ما تحویل دهید، در مقابل، ما تمام جاده‌ها، زیرساخت‌ها و پروژه‌های عمرانی افغانستان را تأمین کرده و کشور شما را توسعه می‌دهیم.»

آن‌ها گمان می‌کردند با مشتی سنگ و قیر و آهن می‌توانند ایمان یک حاکم مسلمان را بخرند اما فراست ایمانی و غیرت عُمری خودش را نشان داد.

ملا عمر رحمه‌الله تا آن لحظه هرگز نام «ابومحمد ترکستانی» را نشنیده بود و او را نمی‌شناخت. اما پاسخ او، لرزه بر اندام منطق مادی‌گرای غرب و شرق انداخت. ایشان بدون لحظه‌ای درنگ، تمام وعده‌های دنیوی را پشت سر انداخت و گفت:

«من این شخص را نمی‌شناسم؛ اما اگر کفار به دنبال ابومحمد هستند، پس حتماً او شخص مبارکی است!»

ایشان نه تنها معامله را رد کرد، بلکه دستور داد آن مجاهد غریب را به جای تحویل دادن به دشمن، با عزت و احترام به قندهار، نزد خود بیاورند تا زیر سایه‌ی دارالاسلام در امان باشد.

این واکنش نمونه ی عینی این آیه است که الله جل جلاله می فرماید: وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَٰكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ (منافقون/ ۸)

تفاوتی آشکار بین «عمر ثالث» با مدعیان امروز می بینیم.

در حالی که حکام مرتد سرزمین‌های اسلامی، برادران مجاهد خود را به بهای بقای کرسی‌های قدرت و خوش‌خدمتی به اربابان کافر می‌فروشند، ملا عمر رحمه‌الله ثابت کرد که عزت، فروختنی نیست و پناه دادن به یک مسلمان، برتر از تمام جاده‌های جهان است و معیار حق و باطل، بغض کفار نسبت به اهل ایمان است.

او که به حق «عمر ثالث» نامیده شد، درس بزرگی به امت داد که آنچه امروز ما از دست داده‌ایم، نان و صنعت نیست، بلکه آن «ایمان»، «عزت» و «غیرتی» است که اجازه نمی‌دهد گرگان بر سر سفره‌ی برادرانمان بنشینند.

ای جوانان، ای مجاهدین، بنگرید به تفاوت میان کسی که برای پناه دادن به یک غریب، تمام فشار جهانی را به جان خرید، و کسانی که امروز در سرزمین شام و حجاز و امارات و بحرین و کویت و مصر و… ، با دشمنان دین دست بیعت داده و مجاهدین را «تروریست» می‌نامند.

راه نجات، بازگشت به منش ملا عمر مجاهد است؛ راهی که در آن «حب الدنیا و کراهیة الموت» (وهن) جایی ندارد و تنها «رضای خالق» و «عزت مؤمن» حکم‌فرمایی می‌کند.

سلام بر روحی که برای نصرت یک غریب، تمام دنیا را به هیچ انگاشت.

پیام انس الشامی به عالیقدر مولوی هبة الله آخند زاده امیر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان  درباره آزادی محترمه عافیه صدیقی

پیام انس الشامی به عالیقدر مولوی هبة الله آخند زاده امیر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان  درباره آزادی محترمه عافیه صدیقی

ای امیرالمؤمنین!

خواهر محترم ما، داکتر عافیه صدیقی، نزدیک به بیست سال است که در زندان‌های آمریکا در بند می‌باشد .

او تمام امیدهای خود را به امت مسلمان بسته است و در انتظار آن است که چه زمانی برادران مسلمانش خبر آزادی او را به او خواهند داد.

ای رهبر امت مسلمه!

ما ناتوان هستیم و حتی از بسیاری از کشورهای اسلامی نیز این امید را نداریم که برای آزادی این خواهر مظلوم ما اقدامات جدی انجام دهند.

ای امیرالمؤمنین!

همان‌گونه که یک مادر آمریکایی برای آزادی پسرش به شما نامه نوشت و شما بر اساس رحم و انسانیت او را آزاد کردید، از شما می‌خواهیم که این‌بار نیز در بدل یک زندانی آمریکایی، خواهر ما داکتر عافیه صدیقی را آزاد سازید.

تاریخ گواه است که معتصم بالله با شنیدن فریاد یک زن مسلمان مظلوم «لبیک» گفت و برای حفظ عزت او اقدام بزرگی انجام داد.

ای امیر ما!

امیرالمؤمنین هیبت‌الله آخندزاده حفظه‌الله!

اگر این پیام به شما برسد، امید است که برای آزادی این خواهر مظلوم تلاش نمایید. چشمان ما به سوی شما دوخته شده و دل‌های ما پر از امید است.

خسارات نیروهای آمریکائی در ایران جهت نجات خلبان خود یادآور سخت‌ترین نبرد حضور بیست‌ساله آمریکا در افغانستان

خسارات نیروهای آمریکائی در ایران جهت نجات خلبان خود یادآور سخت‌ترین نبرد حضور بیست‌ساله آمریکا در افغانستان

به قلم: ابومحمود کندزی

امروز که شاهد حمله چاپه زنی نیروهای آمریکائی جهت نجات یک خلبان خود در ایران بودم و آنهمه تلفات آمریکائی ها را دیدیم یاد میدان رویارویی میان فرمانده سیف‌الرحمن منصور و سرلشکر فرانکلین ال. هیگن‌بک در کوه تکور در دره شاهی‌کوت افتادم.

البته افشاگری افسر سابق سیا از ابعاد خسارات آمریکا در این چاپه زنی نیز قابل تامل است، آنجا که لری جانسون، افسر سابق سیا می گوید:

” ما ۲ هواپیمای ترابری، ۴ هلیکوپتر، یک جنگنده a۱۰و یک جنگنده f۱۵ از دست داده ایم. به ظاهر برای نجات جان یک نفر حداقل ۴۰۰ میلیون دلار هزینه کرده ایم.”

در دوم مارچ سال ۲۰۰۲ میلادی نیز، هزاران تن از نیروهای لشکر دهم کوهستانی ارتش آمریکا به همراه نیروهای کانادایی و شبه‌نظامیان متحد افغان، عملیات گسترده‌ای را تحت عنوان «آناکوندا» (مار بوآ) از زمین و هوا علیه مواضع طالبان و اعضای القاعده در دره «شاهی‌کوت» واقع در ولسوالی زرمت ولایت پکتیا آغاز کردند.

در این نبرد، برای نخستین بار در جنگ افغانستان، یک چرخ‌بال «شینوک» نیروی هوایی آمریکا هنگام نشستن هدف قرار گرفت و منهدم شد. نیروهای آمریکایی و کانادایی دره شاهی‌کوت را به‌طور کامل محاصره کرده بودند و نیروهای «ائتلاف شمال» سابق نیز تسلیحات سنگین، تانک‌ها و نیروهای خود را برای پشتیبانی از ارتش آمریکا به این منطقه آورده بودند.

دره شاهی‌کوت به مدت ۱۵ شبانه‌روز زیر نظارت و بمباران شدید جنگنده‌های B-52 و F-16، چرخ‌بال‌های تهاجمی و هواپیماهای بدون سرنشین (پهپاد) آمریکایی قرار داشت. این نیروها با تمام توان شب و روز بر شاهی‌کوت بمب و گلوله باریدند، اما پس از پانزده روز نبرد سخت و خونین، نیروهای طالبان و القاعده توانستند این محاصره بزرگ را بشکنند و از مسیرهای امن به سوی وزیرستان و دیگر مناطق امن عقب‌نشینی کنند.

قطعات و بقایای چرخ‌بال شینوک آمریکایی که در آن زمان سرنگون شده بود، هنوز هم در منطقه موجود است. درباره نبرد «کوه تکور»، در آمریکا فیلم‌ها ساخته شده و کتاب‌های متعددی به تحریر درآمده است، اما مایه تأسف است که در افغانستان درباره این نبرد تاریخی، بزرگ و خونین، تاکنون هیچ کتاب اختصاصی نوشته نشده است.

فاجعه خون و ویرانی مساجد در تجاوزات دارالکفر طاری پاکستان بر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

شهادت ۷۶۱ فرد ملکی در پی حملات رژیم نظامی پاکستان در چندین ولایت امارت اسلامی افغانستان

شهادت ۷۶۱ فرد ملکی در پی حملات رژیم نظامی پاکستان در چندین ولایت امارت اسلامی افغانستان

ملا حمدالله فطرت، معاون سخنگوی امارت اسلامی، اعلام کرده است که از ۲۲ فبروری تا ۴ اپریل ۲۰۲۶، در نتیجه حملات رژیم نظامی پاکستان بر ۹ ولایت افغانستان، ۷۶۱ غیرنظامی به شهادت رسیدن و ۶۲۶ تن دیگر زخمی شده‌اند.

به گفته وی، این حملات شامل بمباران هوایی، توپخانه‌ای و راکتی بوده که در پی آن ۳۴ مسجد، ۲۳ مدرسه، ۱۳ مکتب و ۳ مرکز صحی نیز تخریب شده و همچنین ۲۵۶ دکان، ۴۲ وسیله نقلیه و ۶۶۱ رأس مواشی از بین رفته‌اند.