جبهه واحد منطقه‌ای و موج گسترده حمایت از ایران در منطقه غرب آسیا در مقابل تهدیدات آمریکا

جبهه واحد منطقه‌ای و موج گسترده حمایت از ایران در منطقه غرب آسیا در مقابل تهدیدات آمریکا

نقل از : روزنامه اینترنتی صدای‌ایران

در هفته‌های اخیر مقامات مختلف آمریکا با توسل به روش‌های گوناگون اقدام به طرح تهدیدات متنوعی علیه ایران کرده‌اند. در مقابل این تهدیدات جدای از واکنش قاطع مقامات جمهوری اسلامی ایران، موج گسترده‌ای در منطقه غرب آسیا نیز در حمایت از ایران به راه افتاده است. شخصیت‌ها وگروه‌هایی مانند شیخ نعیم قاسم دبیرکل حزب‌الله لبنان، آیت‌الله شیخ عیسی قاسم عالم برجسته بحرینی، کتائب حزب‌الله عراق و… با ادبیات محکم و قاطع، حمایت خود را از جمهوری اسلامی ایران و رهبر معظم انقلاب در برابر هر تهدیدی اعلام کردند. این موج حمایت‌ها نشان‌دهنده تحکیم یک پیوند راهبردی عمیق میان ایران و محیط پیرامونی آن است.

ایران در این منظومه، یک حامی مالی یا سیاسی نیست، بلکه به ستون مرکزی یک نظم امنیتی غیر رسمی تبدیل شده که هر تهدیدی علیه آن به طور خودکار تهدیدی علیه کل این ساختار تلقی می‌شود. نظمی که طی چند دهه گذشته در واکنش به مداخلات نظامی آمریکا و سیاست‌های بی‌ثبات‌ساز رژیم صهیونیستی شکل گرفته و اکنون به سطحی از بلوغ و خودآگاهی رسیده است. در چنین چارچوبی، هر تهدید علیه ایران به‌طور واضحی تهدید علیه این نظم تلقی می‌شود و همین امر، دامنه پاسخ و هزینه هرگونه اقدام خصمانه را به‌شدت افزایش می‌دهد.

حمایت‌های اعلام‌شده از ایران را باید به‌مثابه اجزای یک منطق «بازدارندگی جمعی» تحلیل کرد. بازدارندگی‌ای که برخلاف الگوهای کلاسیک، بر تمرکز قدرت در یک نقطه تکیه ندارد، بلکه بر شبکه‌ای از بازیگران، جغرافیا و ظرفیت‌های متکثر استوار است. این شبکه، نوعی عمق استراتژیک پراکنده ایجاد کرده که محاسبات نظامی و سیاسی آمریکا را به‌مراتب پیچیده‌تر از گذشته می‌سازد؛ چراکه هرگونه اقدام علیه ایران، دیگر محدود به یک جبهه یا یک پاسخ قابل پیش‌بینی نخواهد بود.

در کنار این بُعد سخت، موضع‌گیری شخصیت‌های دینی و اجتماعی منطقه، لایه نرم و هویتی این بازدارندگی را برجسته می‌کند. هنگامی که تهدید علیه ایران در قالب تهدید علیه یک مرجعیت دینی و نماد استقلال سیاسی طرح می‌شود، مسئله از سطح منازعه دولت‌ها فراتر می‌رود و به یک چالش هویتی تبدیل می‌شود. در این وضعیت، هزینه‌های سیاسی، اجتماعی و حتی اخلاقی هرگونه اقدام نظامی به‌شدت افزایش می‌یابد، زیرا واکنش‌ها تنها از سوی دولت‌ها یا گروه‌های مسلح نخواهد بود، بلکه بدنه‌های اجتماعی گسترده‌تری را در بر می‌گیرد.

نکته کلیدی آن است که این همگرایی برخلاف برداشت رایج در واشنگتن، محصول «دستور» یا «تحمیل» نیست، بلکه نتیجه یک همبستگی و تجربه تاریخی مشترک است؛ تجربه‌ای که از جنگ‌ها، تحریم‌ها، فشارهای اقتصادی و پروژه‌های براندازی عبور کرده و به این جمع‌بندی رسیده است که تضعیف ایران، به‌معنای گشودن درهای بی‌ثباتی فراگیر در کل منطقه خواهد بود. از همین رو حتی اشاره‌های نمادین به حمایت از ایران، حامل پیام‌های سنگین راهبردی‌ است.

در کل، واکنش‌های منطقه‌ای به تهدیدهای ترامپ نشان می‌دهد که ایران امروز نه‌تنها به‌عنوان یک بازیگر ملّی، بلکه به‌عنوان محور یک موازنه منطقه‌ای شناخته می‌شود؛ موازنه‌ای که هرچه تهدید آشکارتر می‌شود، انسجام آن نیز بیشتر خود را نشان می‌دهد. این واقعیت مهم‌ترین متغیری است که آینده‌ی هرگونه تقابل یا تعامل با ایران را رقم خواهد زد.

غیرت و بصیرت در برابر تهدیدات آمریکا در منطقه و فرا رسیدن زمان تمایز صفوف حق و باطل

غیرت و بصیرت در برابر تهدیدات آمریکا در منطقه و فرا رسیدن زمان تمایز صفوف حق و باطل

به قلم: صلاح الدین مجاهد

الله تعالی بعد از توضیحاتی در مورد روش عمل کفار سکولار (= مشرک) و پیروزی مومنین در غزوه ی بدر می فرماید: ‏ لِیَمِیزَ اللّهُ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَیَجْعَلَ الْخَبِیثَ بَعْضَهُ عَلَىَ بَعْضٍ فَیَرْکُمَهُ جَمِیعاً فَیَجْعَلَهُ فِی جَهَنَّمَ أُوْلَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (انفال/۳۷) ‏تا خداوند ناپاک را از پاک جدا سازد و برخی از ناپاکان را بر برخی دیگر بیفزاید و جملگی ایشان را روی هم انباشته کند و آن گاه به دوزخشان بیندازد . آنان ( در دنیا و آخرت ) زیانکارند .‏

امروز خاورمیانه بار دیگر شاهد لشکرکشی فرعون زمان، شیطان بزرگ آمریکا، است. ورود ناوهای جنگی و غرش آهن‌پاره‌های استکبار در خلیج اسلام، نه نشانه‌ی قدرت، بلکه آزمونی بزرگ برای ایمانِ مومنان است. اکنون زمان آن است که مدعیان اسلام و توحید، مرزهای خود را با جبهه کفر مشخص کنند.

مومنین می دانند که در کسب توحید؛ نفی طاغوت پیش از ایمان به الله نهفته است و رکن رکین توحید، «لا اله الا الله» است. هیچ ایمانی پذیرفته نیست مگر آنکه ابتدا کفر به طاغوت محقق شود: فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ (بقره/ ۲۵۶).

کسی که در برابر عربده‌کشی آمریکا سکوت کند یا به حمایت حاکمان مزدور و خائن دلخوش باشد، در حقیقت توحید خود را لکه‌دار کرده است. مومن واقعی کسی است که آمریکا را به عنوان «طاغوت اعظم» شناخته و برائت خود را از آن فریاد بزند.

اینجاست که مساله ی دشمن‌شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان و شناخت مکر شیطان و فریبِ نفاق به عنوان یک ضرورت خودش را نشان می دهد.

امروز دشمن تنها در ناوهای جنگی خلاصه نمی‌شود؛ دشمن همان حاکمان فاسد همچون آل سعود و امارات و اردن و علیف استان باکو، علما‌ء سوء دربار و رسانه‌هایی چون کلمه و صدها شبکه ی سکولار و ارتدادی چون عنتر یهودی (ایران اینترنشنال و…) هستند که می‌خواهند هیبت پوشالی آمریکا را در دل مومنان بزرگ جلوه دهند. بصیرت یعنی دانستن این حقیقت که قدرت آمریکا در مقابل اراده الهی و امتی متحد و اهل جهاد، همچون سرابی در بیابان است.

آمریکا نه تنها در ویتنام بلکه در افغانستان نیز نشان داده که در برابر اراده ی ملتی که تصمیم به جنگیدن و نابودی آن در سرزمینشان را دارند پوشالی و ببری کاغذی است.

ما در برابر این پهلوان پنبه ای که قدرتش تنها در عملیاتهای هوائی و مزدوران داخلی است نیاز به جهاد و ایستادگی در جبهه ای متحد داریم.

امروز «دارالاسلام ایران» به عنوان خیمه‌گاه مقاومت، پرچم ایستادگی را برافراشته است. مومنان نباید در برابر سرنوشت امت اسلام بی‌تفاوت باشند. از انس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد جهاد با کفار سکولار(مشرک) و سکولاریستها(مشرکین) می فرماید: جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ.[۱]با مال و جان و زبان تان به جهاد مشرکان بروید». 

• مجاهد بودن یعنی حضور در میدان (چه با قلم، چه با قدم و چه با سلاح).

• مشخص کردن صفوف یعنی جدا کردن راه خود از کسانی که برای رضایت آمریکا، نه تنها قبله اول مسلمین را بلکه سایر سرزمینهای اسلامی را نیز وجه‌المصالحه قرار داده‌اند.

غیر از مرتدین سکولار و خائنی که آشکارا در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار گرفته اند کسانی که به ظاهر خود را مسلمان می نامند همچون موجوداتی که در شبکه ی کلمه هستند و به جای تکیه بر قدرت خدا، به ناوهای آمریکایی و وعده‌های شیطان دل بسته‌اند، بدانند که طبق وعده قرآن: بَشِّرِ الْمُنَافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا * الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ (نساء/ ۱۳۸-۱۳۹). عزت تنها نزد خداست، نه در کاخ سفید و پایگاه‌های نظامی استکبار و این خائنین در نهایت هم در دنیا و هم در قیامت دچار حسرت و عذابی دردناک خواهند شد.

ای مومنین، هم اکنون که می بینید دنیا کفر سکولاریسم به پرچمداری آمریکا در حال عربده کشی و تهدید دارالاسلام ایران است، هنگام انتخاب است؛ یا در صفِ مجاهدان جبهه حق و زیر پرچم اهل قبله، یا در حاشیه ذلت و در کنار مزدورانِ منطقه.

زیرپای آمریکا و فرعون زمان در منطقه لرزان است و غرق شدن او در نیلِ خشم ملت‌ها حتمی است. و وعده ی الله حق است و صبح پیروزی نزدیک و به این دو نکته ی مهم و راهنمای عمل دقت داشته باشید:

  1. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ (محمد/۷) ای مؤمنان ! اگر (دین) خدا را یاری کنید، خدا شما را یاری می‌کند (و بر دشمنانتان پیروز می‌گرداند) و گامهایتان را استوار می‌دارد (و کار و بارتان را استقرار می‌بخشد) .‏ وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ ۚ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا (احزاب/۲۲) ‏هنگامی که مؤمنان احزاب (سکولاریستها)[۲] را دیدند ، گفتند : این همان چیزی است که خدا و پیغمبرش به ما وعده فرموده بودند .  ( خدا و رسول او به ما وعده داده بودند که نخست سختیها و رنجها ، و به دنبال آن خوشیها و گنجها است ) و خدا و پیغمبرش راست فرموده‌اند . این سختیها جز بر ایمان ( به خدا ) و تسلیم ( قضا و قدر شدن ) ایشان نمی‌افزاید .‏    

این است مسیر ما در برابر آمریکا و تمام شرکای جهانی و منطقه ای و محلی جنایتکارش.


[۱]  أخرجه أبو داود (۲۵۰۴)، وأحمد (۱۲۲۶۸) واللفظ لهما، والنسائي (۳۰۹۶)

[۲]  هر جای قرآن و احادیث صحیح رسول الله صل یالله علیه وسلم و تمام آثار ائمه ی بزرگوار و سلف صالح تا زمان ابن تیمیمه و ابن قیم و ابن کثیر و مدتها بعد از آن از لحاظ «شرعی نه لغوی و لفظی» اسمی از احزاب یا مشرکین آمده است مراد سکولاریستها هستند. مشرک = سکولار ، مشرکین یا احزاب = سکولاریستها.

عملیات جهانی جهت آتش‌زدن بر پیکر آمریکا (ببر کاغذی) و سقوط فرعون زمان

عملیات جهانی جهت آتش‌زدن بر پیکر آمریکا (ببر کاغذی) و سقوط فرعون زمان

به قلم: خالد سیف الله المسلول

مومنین اهل دعوت و جهاد به صورت فرامذهبی و در «جبهه» ای واحد نیاز به استراتژی هجوم فراگیر به آمریکا به عنوان «سرافعی» از سرزمین‌های اسلامی تا عمق جبهه کفر و ارتداد دارند.

امروز بر تمامی مجاهدین شریعت‌گرا و بیداردلان امت فرض است که میدان نبرد را گسترش دهند. نبرد با آمریکا و صهیونیتسها و شرکای آنها به عنوان دشمنان مستکبر نباید به مرزهای جغرافیایی خاصی محدود شود؛ بلکه منافع «آمریکای متجاوز» در سراسر جهان چه در بلاد اسلامی و چه در دیگر نقاط باید به بانک اهداف مجاهدین تبدیل شود. هر پایگاه، هر مرکز اقتصادی و هر شریان حیاتی متعلق به این طاغوت، هدفی مشروع برای درهم‌کوبیدن هیمنه استکبار است.

آمریکا دهه‌هاست که با ابزار ارعاب و تبلیغات، خود را قدرتی شکست‌ناپذیر جلوه داده است. اما حقیقت این است که این قدرت، تنها یک «ببر کاغذی» است که با جرقه‌ی ایمان و ضربات کوبنده مجاهدین، به سرعت آتش می‌گیرد. وارد آوردن ضربات پی‌درپی بر منافع جهانی این دشمن، پوشالی بودن این قدرت را به جهانیان ثابت خواهد کرد و نقاب ترس را از چهره ملت‌های مظلوم بر خواهد داشت.

مردم دارالاسلام ایران در این اغتاشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش باید لمس کرده باشند که آمریکا بدون وجود خائنین داخلی هیچی نیست و اگر خائنین داخلی نباشند آمریکا جرئت نزدیک شدن به قدرتهای اسلامی و حتی کفری را ندارد.

مومنین اهل دعوت و جهاد باید نسبت به احیای روحیه امت و شکستن طلسم فرعونی تلاشی هماهنگ داشته باشند و حتی اگر امکان اتحادی همچون «ناتو» یا «جبهه مقاومت اسلامی» را ندارند به صورت موازی و در یک «جبهه» و همسو با هم بر آمریکا به عنوان «سرافعی» تمرکز کنند.

هدف از این حملات هدفمند، تنها خسارت مادی به دشمن نیست؛ بلکه هدف والاتر، تزریق خون تازه در رگ‌های امت اسلامی است. هنگامی که مسلمین شاهد سقوط ابهت آمریکا در نقاط مختلف جهان باشند:

• روحیه مقاومت و شجاعت در میان جوانان بیدار خواهد شد.

• طلسم ترس از نظام‌های فرعونی و طاغوتی شکسته می‌شود.

• امید به پیروزی نهایی جایگزین یأس و ناامیدی خواهد گشت.

این یک واقعیت تاریخی و ملموس است که نجات از چنگال این «طاغوت فرعونی» که جهان را به بند کشیده است، تنها با زبانِ زور و جهاد میسر است. با بیرون راندن اشغالگران سکولار خارجی و برچیدن سلطه آمریکا، راه برای استقرار عدالت واقعی و آرامش پایدار هموار خواهد شد. این تنها مسیر برای پایان دادن به قرن‌ها ظلم و استثمار کفار سکولار و محارب خارجی و مرتدین سکولار محلی و بازگشت عزت به سرزمین‌های اسلامی است.

به خود بیائیم و یکبار برای همیشه بگوئیم که زمان انتظار به پایان رسیده است. امروز جهان صحنه‌ی تقابل حق و باطل است. با سوزاندن ریشه‌های نفوذ آمریکا در هر گوشه از کره زمین، مقدمات سقوط کامل این بت مدرن فراهم می‌شود تا امت اسلامی در پناه شریعت و استقلال، به آرامش و تمدن اصیل خود بازگردد.

پیش به‌سوی نابودی منافع جهانی استکبار و آزادی امت از اسارت فرعون

وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ ۚ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا (اسراء/۸۱)

نیاز به بازگشت به منهجِ «شیخ اسامه» در تولید صفِ واحد در برابر آمریکا «سرافعی» و رأس الکفر

نیاز به بازگشت به منهجِ «شیخ اسامه» در تولید صفِ واحد در برابر آمریکا «سرافعی» و رأس الکفر

به قلم: خالد سیف الله المسلول

در اینجا به صورت عام تمام مومنین اهل دعوت و جهاد و به صورت مشخص کسانی را خطاب قرار می دهیم که خود را بخشی از اهل دعوت و جهاد معاصر اهل سنت می دانند که بلا استثناء همگی شیخ اسامه بن لادن را به عنوان الگوی خود قبول دارند.

پس ای برادران اهل دعوت و جهاد زمان آن فرا رسیده است که با نگاهی به سیره و منهجِ شیخ اسامه بن لادن (تقبله‌الله)، بار دیگر قطب‌نمای جهاد را به سمت دشمن اصلی و واقعی امت یعنی «آمریکای مستکبر و صهیونیسم بین‌الملل» تنظیم کنید. منهجی که شیخ اسامه بر آن تأکید داشت، وحدت کلمه و دوری از فتنه‌های داخلی برای درهم کوبیدنِ آمریکا به عنوان «سرافعی» و «رأس الکفر» بود.

الله تعالی به چنین اتحادی سفارش کرده و مجاهدین موجود در چنین صف واحدی را دوست دارد و در کتاب خود مسیر پیروزی را تنها در سایه وحدت و دوری از تفرقه دانسته است چنانچه می فرماید: إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُم بُنْیَانٌ مَّرْصُوصٌ (صف/۴) خداوند کسانی را دوست می‌دارد که در راه او به‌صورت صفی (متحد) جنگ مسلحانه می‌کنند، گویی بنایی آهنین و استوار هستند.

هم اکنون که آمریکا سایه ی جنگ خود را بر منطقه و بخصوص در اطراف دارالاسلام ایران گسترانده مومنین مجاهدین باید بدانند که تفرقه مذهبی میان حنفی و جعفری و زیدی و شافعی و … تنها باعث سستی نیروها و شادی دشمنان می‌شود.

الله امر می کند که: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا (آل عمران/ ۱۰۳) و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید.

منهجِ اصیل جهادی هم به ما می‌آموزد که در هنگام هجوم کفرِ جهانی به بلاد مسلمین، اختلافات فرعی مذهبی باید به حاشیه برود. رسول الله صل یالله علیه وسلم می فرماید: «الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ کَالْبُنْیَانِ یَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضاً» مؤمن برای مؤمن همانند بنایی است که اجزای آن یکدیگر را محکم می‌کنند.

امروز تمام مومنین حنفی و جعفری و شافعی و حتی غیر مسلمین ساکن در دارالاسلام ایران در برابر تهدیدات نظامی و توطئه‌های آمریکا در یک سنگر قرار دارند. هرگونه دامن زدن به اختلافات مذهبی، خروج از منهجِ حکیمانه‌ای است که شیخ اسامه برای اتحاد امت ترسیم کرده بود.

شیخ اسامه همواره تأکید داشت که تا زمانی که «رأس الکفر» (آمریکا) سرنگون نشود، شاخه‌های آن در سرزمین‌های اسلامی جولان خواهند داد. مجاهدین شریعت‌گرا باید با عبور از منازعات کوچک و داخلی، تمام توان عملیاتی، اطلاعاتی و نظامی خود را برای ضربه زدن به منافع استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی به کار گیرند. نبرد در در تمام سرزمینهایی که به آمریکا از نظر نظامی یا اقتصادی ضربه ای وارد می کند یا امنیت آن و مزدورانش را متزلزل می کند، همان جهادِ نابی است که پشتِ کاخ سفید را می‌لرزاند.

پس آمریکار همچون صهیونیستها کافری محارب و اشغالگر است و در کشتن آمریکائی ها تعلل نکنید، نه نیاز به فتوا است نه سهل انگاری.

اتحاد مجاهدین سراسر سرزمینهای اسلامی حول محور جهاد با این دشمن اصلی به عنوان «سرافعی» نه تنها باعث آزادی سرزمینهای اسلامی می‌شود، بلکه سپری مستحکم برای حمایت از دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران در برابر تهدیدات صهیونیستی-آمریکایی خواهد بود. دشمن می‌خواهد ما را در جنگ‌های داخلیِ مذهبی غرق کند تا نسیانِ قدس و بگرام و کابل حاصل شود.

ای مجاهدین و ای مومنین اهل دعوت و جهاد به منهجی بازگردید که در آن شریعت حاکم است و وحدت، فریضه. بگذارید گلوله‌های شما تنها سینه‌ی اشغالگران آمریکایی و متجاوزان صهیونیست را بشکافد. با اتحادِ با تمام برادران مجاهد مخلص، سرزمینهای اسلامی را به گورستانِ آرزوهای پنتاگون تبدیل کنید.

فراموش نکنیم که: وحدت ما، زوالِ حتمی آمریکا و اسرائیل است.

وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰ أَمْرِهِ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ

از «مردان» مومن در برابر کفار محارب و اشغالگر آمریکایی و صهیونیستها، ایمان و غیرت یک زن اسیر الهول را می خواهیم

از «مردان» مومن در برابر کفار محارب و اشغالگر آمریکایی و صهیونیستها، ایمان و غیرت یک زن اسیر الهول را می خواهیم

به قلم: خالد سیف الله المسلول

این خطاب به مومنین اهل دعوت و جهاد نیست، چون اینها صداقت خود را در «میدان» ثابت کرده اند و از این مومنین تنها صراحت بیان و تعیین جبهه ای را می خواهیم که امثال ابن تیمیه رحمه الله در هنگام حمله ی مغولهای سکولار و صلاح الدین ایوبی در هنگام حمله ی کفار نصرانی به مصر تحت حاکمیت شیعیان فاطمی و امام احمد بن حنبل در هنگام اغتشاشات مرتدین خرمدینی داشتند.

این بزرگواران با آنکه از نظر فکری و مذهبی کاملاْ مخالف این حاکمیتها بودند و حتی کسانی چون امام احمد بن حنبل به مدت ۱۵ سال در زندان این حاکمیت معتزلی اهل بدعت به سر برده بود و کسی چون ابن تیمیه در زندان همین حاکمیت هم وفات کرد با این وجود همگی در هنگامی که خطر کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی را احساس کردند در کنار این حاکمیت و زیر پرچم این حاکمیت بر علیه این کفار مهاجم خارجی و مرتدین داخلی وارد جنگ شدند.

این منهج صحیح اهل سنت و جماعت است که هم اکنون به دلیل غربت آن در میان عوام الناس حتی بیان آن برای عده ای نیاز به ایمانی پولادین دارد چه رسد به هم جبهه ای شدن با این حاکمیتهای اسلامی در برابر جبهه ی کفار خارجی و مرتدین محلی.

به عنوان مثال تنها کسانی چون اسامه بن لادن هستند که با «عمل» و یا کسانی چون ماموستا کریکار هستند که با «فتوا و سخن» و یا کسانی چون حماس و جهاد اسلامی و شافعی های یمن و امثالهم هستند که با «سخن و عمل» در جبهه ی ایران در برابر جبهه ی آمریکا و مرتدین داخلی قرار گرفتند و هم اکنون نیاز مبرمی به کپی برداری از چنین مومنین منهجی داریم، آنهم هم اکنون که آمریکا و صهیونیستها دارالاسلام ایران را مورد تهدید قرار داده اند و امکان حملات نظامی این کفار محارب و اشغالگر خارجی بر علیه دارالاسلام ایران وجود دارد و عده ای به دلیل ۱- جنگ روانی گسترده ی کفار و مرتدین و گروه منافقین  2- جهالت فراگیر مسلمین به منهج اهل سنت و جماعت در خود این قدرت ایمانی را نمی بینند جبهه ی خود را بر اساس منهج اهل سنت و جماعت مشخص کنند بخصوص هم اکنون که عده ی زیادی به دین سکولاریسم مرتد شده اند.

در اینجا باید جهت تقویت ایمان خود به این آیه ی قرآن دقت بیشتری داشته باشند که الله تعالی می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (مائدة /۵۴)

ای مؤمنان! هرکس از شما از آئین خود بازگردد (و از ایمان به کفر گراید ، کوچکترین زیانی به خدا نمی‌رساند و در آینده) خداوند جمعیّتی را (به جای ایشان بر روی زمین ) خواهد آورد که:

  1.  خداوند دوستشان می‌دارد و آنان هم خدا را دوست می‌دارند.
  2.  نسبت به مؤمنان نرم و فروتن بوده و در برابر کافران سخت و نیرومندند.
  3.  در راه خدا جهاد می‌کنند و از سرزنش هیچ سرزنش‌کننده‌ای ( در اطاعت از فرمان الله ) هراسی به خود راه نمی‌دهند .

 این هم فضل خدا است ( که کسی دارای چنین اوصافی باشد) ؛ خداوند آن را به هرکس که بخواهد (به خیر و خوبی نائل شود ) عطاء می‌کند . و خداوند دارای فضل فراوان و (انعام بیشمار است، و از مستحقّان آن ) آگاه است .‏

غیر از این دسته از مومنین اهل دعوت و جهاد، از سایر مومنین هم که از ایمان ضعیفی برخوردارند یا باز این قدرت را در خود نمی بینند که آشکارا در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی قرار بگیرند این مصاحبه ی یکی از مومنه های اسیر موجود در اردوگاه الهول از تنظیم دوله (داعش) را نقل می کنیم که مدت ۷ سال است در اسارت به سر می برد و صفحه عبری زبان ایدیت بار ویدیوی مصاحبه ی آنرا با زیرنویس عبری منتشر کرده است که در آن، مومنه ای زندانی می‌گوید:

«شوهرم اهل عراق است و من، خدا را شکر، اهل دولت اسلامی هستم و به آن افتخار می‌کنم. »

او می‌گوید برای موحدین، مرزهای جغرافیایی بی‌معنا هستند و تنها قانون اسلامی است که حکم می‌کند تاسرهای هرچه بیشتری از کفار بریده شود.

روزنامه‌نگار از او می‌پرسد: «سر چه کسانی باید بریده شود؟»

او بدون تردید پاسخ می‌دهد: «همه کفار، و مرتدین؛ یعنی همه کسانی که به دین خود خیانت کرده‌اند.»

اینجاست که رسانه‌ اسرائیل تأکید می‌کنند که آزادی هزاران عضو داعش که زندانی هستند، یک «رویداد محلی» نیست، بلکه بمبی ساعتی است که ممکن است مقابل ما منفجر شود.به گفته این رسانه‌، این افراد سال‌ها در زندان بوده‌اند، اما نه‌تنها عقایدشان تغییر نکرده، بلکه حتی  محکم تر شده است.

ما بدون شک در مسائلی با مومنین موجود در تنظیم دوله(داعش) اختلافاتی داریم اما همین واکنش محکم آنها در برابر کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی باعث شده است که ترس و هراس از خودشان را بر صهیونیستها و تمام کفار و مرتدین مسلط کنند.

هم اکنون چه دلیلی وجود دارد که مومنین موجود در دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان همچون این خواهر مومنه در برابر آمریکا و صهیونیستها و مرتدین موجود در اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی چنین واکنشی نشان دهند؟

زمانی که هرزه های سکولار ایرانی به خیابانها می ریزند و مساجد و مراکز مذهبی مسلمین را به آتش می کشند و قرآنها را می سوزانند و آنهمه به شریعت الله توهین می کنند، چه دلیلی وجود دارد مومنین نتوانند بر اساس منهج عقیدتی خود در برابر این جبهه ی کفار و مرتدین ابراز وجود کنند؟

بگذار تمام دنیای کفر و ارتداد بداند که در جنگ روانی کنونی که مدتهاست در جریان است و یا جنگ مسلحانه ای که احتمال وقوع آن می رود ما مومنین اهل دعوت و جهاد با زبان و مال و دست در کنار دارالاسلام ایران هستیم و این را عقیده و منهج صحیح اهل سنت و جماعت می دانیم. وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (صف/۸)

فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۳)

فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۳)

به قلم: صلاح الدین مجاهد

هر مومن منصف و اهل عدالتی که با «فعالیتهای میدانی» دارالاسلام ایران از نزدیک آشنائی دارد می تواند گواهی دهد که حاکمیت بر ایران با آنکه با محوریت تشیع جعفری «اصولگرا» و با تمرکز بر «قرآن و عقل» شکل گرفته و اداره می شود اما در فعالیتهای جهادی داخلی و برون مرزی خود هرگز بر یک مذهب تمرکز نداشته و فرامذهبی و به صورت «جبهه» ای عمل کرده است که در این جبهه ی اسلامی هم از اهل سنت وجود دارد و هم از شیعان جعفری و زیدی.

حتی در جریان جهاد با آمریکا و شرکای اشغالگرش در عراق دیدیم که دارالاسلام ایران از انصارالاسلام سلفی مسلک و حتی خود ابومصعب زرقاوی حمایت کرد و همین ابومصعب زرقاوی مدتها در کنار سربازان سپاه بدر صدر بر علیه کفار اشغالگر آمریکائی و انگلیسی در کربلا و نجف و … جنگید تا اینکه دسته هائی از شیعیان و ابومصعب زرقاوی در دام سیاست و سناریوی «تفرقه بیانداز و حکومت کن» کفار افتادند و این اتحاد و هم جبهه ای بودن مبارک را بر هم زدند.

هم جبهه ای بودن تمام اهل دعوت و جهاد با هر مذهبی که دارند بزرگترین مزیت دنیایی برای مومنین است و زمانی که رسانه های ماهواره ای و مجازی منتسب به اهل سنت یا تشیع که مورد حمایت حکومتهای دست نشانده ی منطقه یا فریب خوردگان و مریدان رسانه ها هستند و از شعار‌های ضدنظام حاکم بر دارالاسلام ایران و به نفع کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی حمایت می‌کنند، در واقع علیه منافع خود توطئه می‌کنند و از سیاست‌هایی حمایت می‌کنند که به هیچ وجه به سود مومنین اهل دعوت و جهاد و حتی مسلمین عادی نخواهد بود.

تمام رسانه های ماهوراه ای و مجازی که خود را منتسب به تسنن یا تشیع می دانند و برای بازگشت دارالاسلام ایران به دارالکفری سکولار و قبل از انقلاب ۵۷ تلاش می کنند و سعی دارند جامعه را به سمت و سوی سکولاریسم و حاکمیتی سکولار پیش ببرند نه تنها عقیده و منهج اسلامی و رشادت آنهمه مومن در جلوگیری از عقبگرد اهل دعوت و جهاد و دارالاسلام وحجم فداکاری‌ها و تلفاتی که ملت ایران برای رهایی از شاه سکولار داده است را نادیده می‌گیرند بلکه گفتمانی را در پیش گرفته‌اند که در راستای فقه هیچ یک از مذاهب اسلامی و منافع هیچ مومنی نیز نیست و سود این گفتمان تماماً به نفع کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی و دارودسته ی منافقین بومی است.

فقط کافی است که به شعارهای سکولاریستهای مرتد داخلی ایران و یا به تهدیدات مداوم آمریکا و صهیونیستها و شرکای غربی آنها در مورد دارالاسلام ایران نگاه کنید تا بدانید حاکمیتی که به عنوان بدیل این دارالاسلام در نظر گرفته اند حاکمیتی کفری و ارتدادی است که تماماً بر علیه مومنین شریعت گرا و بخصوص مومنین اهل دعوت و جهاد است.

اینکه این مثلث شوم کفار سکولار و اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و مرتدین سکولار محلی و گروه منافقین بومی بخواهند از بحران اقتصادی و معیشتی پیش آمده در ایران در راستای ایجاد آشوب طلبی و جنگ داخلی و مداخله ی خارجی استفاده کنند امری عادی است چون صفت گرگ دریدن است، اما در این میان اهل دعوت و جهاد و مومنین شریعت گرائی که قصد دارند به سمت و سوی حکومت اسلامی بر منهاج نبوت حرکت کنند غیر از عقبگرد و بازگشت به خفقانی به سبک امارات متحده عربی و اردن و مصر و آل سعود و ازبکستان و تاجیکستان و سایر حاکمیتهای کفری و ارتدادی چه گیرشان می آید؟

حالا از خودمان بپرسیم:

  •  اگر همین الان صلاح الدین ایوبی زنده بود و اینهمه تهاجم کفار اشغالگر خارجی بر علیه حاکمیت بر شیعه را می دید چکار می کرد؟
  • اگر همین الان شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله زنده بود و تهاجم کفار اشغالگر و سکولار و مغولهای سکولار جدید را بر علیه حاکمیت اهل بدعت زمان خود می دید چکار می کرد؟
  • اگر همین الان امام احمد بن حنبل زنده بود و تهاجم مرتدین خردمینی سکولار و هرزه را بر علیه مومنین و بر علیه حاکمیت اهل بدعتی که او را به مدت ۱۵ سال در بدترین شرایط شکنجه بدنی و روحی زندانی کرده بود می دید چکار می کرد؟

در کنار این و هم اکنون در کنار حمایتهای علنی و تهدیدات علنی آمریکا و صهیونیستها بر علیه دارالاسلام ایران و اغتشاشات هرزه های سکولار داخلی ایران، دیدیم که حساب رسمی موساد به زبان فارسی در بیانیه‌ای در تاریخ ۲۰۲۵/۱۲/۳۱ در شبکه ایکس نشر داد به طور صریح اعلام کرد که از اعتراضات ایران حمایت می‌کند و گفت که عناصر میدانی برای پشتیبانی از این اعتراضات حضور دارند. مایک پمپئو، وزیر خارجه اسبق آمریکا نیز تاکید کرد که موساد اسرائیل در اعتراضات حضور دارد و برای ایجاد آشوب در داخل ایران تلاش می‌کند.

پس جبهه کاملاً مشخص است و باید قبول کنی که دفاع از ثبات و امنیت دارالاسلام ایران در برابر این کفار آشکار خراجی و مرتدین سکولار محلی و دارودسته ی منافقین بومی در واقع دفاع از منهج اهل سنت و جماعت و حرکت در مسیر سلف صالحی چون صلاح الدین ایوبی و ابن تیمیه و احمد بن حنبل و صدها بزرگوار در گذشته و حال چون الشیخ اسامه بن لادن و ماموستا کریکار و… است.  

ایران و جبهه ی مقاومت تحت پرچم او و شریعتگرایان و جهادی موازی و همسوی با آن از میان اهل سنت و جماعت، هم اکنون تنها مانع سلطه طلبی های بیشتر آمریکا و غرب و صهیونیستها در منطقه است و دارالاسلام ایران مهمترین پوشش راهبردی برای مومنین اهل دعوت و جهاد از میان تمام مذاهب اسلامی است اگر این مومنین اهل حکمت و فقه فهم شرعی بر اساس منهج اهل سنت و جماعت باشند؛ بخصوص مومنین اهل دعوت و جهاد میان اهل سنت که حاکمیتی رسمی در تمام دنیا وجود ندارد که از جهاد آنها بر علیه آمریکا و صهیونیستها و غرب حمایت کند.

الان وقتش است که کمی بیشتر فکر کنی و بگوئی که تو کجا ایستاده ای؟ جبهه ی تو کجاست؟ تضعیف دارالاسلام ایران به نفع کیست؟

فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۲)

فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۲)

به قلم: صلاح الدین مجاهد

در کنار حمایت دارالاسلام ایران از جبهه ی مقاومت اسلامی فلسطین نمی توان نقش محوری آنرا در لبنان نادیده گرفت که از کانال حزب الله توانست در سال ۲۰۰۰ن جنوب لبنان را از وجود اشغالگران صهیونیست آزاد کند که می توان این پیروزی را اولین پیروزی نظامی عربی قاطع و پایدار علیه اسرائیل بدون هیچ گونه امتیازدهی و راه حل‌های سیاسی قلمداد کرد.

علاوه بر این، در عراق هم ما شاهد شکست تمام پروژه های آمریکایی – صهیونیستی هستیم که از سال ۲۰۰۳ن و همگام با اشغال عراق توسط آمریکا و انگلیس شروع شد عراق نه تنها پایگاهی قابل اطمینان برای اشغالگران نشد بلکه با جنگ فرسایشی که آمریکا و شرکایش در آن افتادند معادله به نفع جبهه ی مقاومت اسلامی برگشت.

ای کاش در این برهه از زمان کسانی چون ابومصعب زرقاوی جنگ مذهبی را با عبارت کتاب ابوبصیر طرطوسی لندن نشین تحت عنوان «الروافش طایفه الشرک و الرده» بر شیعه و سنی تحمیل نمی کرد تا ما شاهد قدرت گیری بیشتر نیروهای مقاومت اسلامی در عراق می بودیم.

از زمانی که قدرت گروههای مقاومت اسلامی همسو با ایران در عراق بالا گرفته است ما دیگر شاهد کشتار اهل سنت صرفا به خاطر داشتن اسم شناسنامه ای ابوبکر و عمر و عثمان و خالد و صلاح الدین و سایر توحش شیعیان انگلیسی همسو با آمریکا و انگلیس نبوده ایم و این شیعیان انگلیسی با رهبرانی چون صادق شیرازی با تمام حملاتی که به دارالاسلام ایران در عراق داشته اند اما در نهایت به حاشیه رانده شده اند همچنانکه در ایران هم به حاشیه رانده شده اند.

اولین پیامد فاجعه بار این است که مساله فلسطین به طور کامل از بین خواهد رفت؛ با تضعیف نقش ایران جنبش‌های مقاومت فلسطین با انزوای خفه کننده رو به رو خواهند شد به ویژه اینکه توافقات ابراهیم درحال گسترش بوده و حمایت‌های عمق رسمی عربی کاهش یافته است. درحال حاضر فناوری‌ها و تسلیحاتی که تهران فراهم می‌کند سوپاپ امنیت راهبردی به شمار می‌رود که از تاثیرگذاری مقاومت بر روی زمین محافظت می‌کند و مانع آن می‌شود که مساله فلسطین از یک نبرد آزادی بخش ملی به تنها یک پرونده انسانی تبدیل شود که رژیم صهیونیستی آن را مدیریت کند.

نکته ای که لازم است در اینجا به آن دقت شود این است که جنگ میان گروههای نجدی چون جریان ابومصعب زرقاوی ( توحید و جهاد- مجلس شورای مجاهدین- دولت اسلامی عراق – دولت اسلامی در عراق و شام) با گروههای شیعی ربطی به مقاومت اسلامی نداشته و ندارد بلکه جنگی انحرافی و بر اساس خواست و سناریوهای دشمنان اسلام است که کل نفع آن به کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی رفته است و کسی نباید این جنگها را به اهل سنت یا شیعه ربط بدهد بلکه این جنگ تنها بین این گروههاست و دیدیم که با تضعیف یا مدیریت این گروهها این جنگها نیز در عراق خنثی و حتی نابود شدند و مردم اهل سنت و شیعه ی عراق با حقوقی تعریف شده و مشخص در حال زندگی مسالمت آمیز با هم هستند.

در اینجا اگر ایران تضعیف شود و قدرت جبهه ی مقاومت اسلامی از عراق گرفته شود باز به یکی دیگر پیامد‌های فاجعه بار برای منطقه در سایه تضعیف نقش دارالاسلام ایران پی خواهیم برد که نه تنها شیعیان انگلیسی باز به توحش سابق خود برمی گردند بلکه به دلیل نبود قدرت بازدارندگی دارالاسلام ایران باید شاهد نفوذ مطلق آمریکا و بخصوص رژیم صهیونیستی در عراق باشیم، همان نیمچه نفوذی که در میان کوردهای بارزانی عراق دارد و نفوذ کاملی که بر حاکمیتهایی چون امارات متحده عربی پیدا کرده است و به این شکل می بینیم که اشغالگری رژیم صهیونیستی تنها محدود به فلسطین نخواهد بود بلکه طمع ورزی‌های این رژیم برای سلطه اقتصادی و امنیتی دامن پایتخت‌های عربی و حتی غیر عربی چون استان باکو آذربایجان و اربیل عراق را خواهد گرفت؛ و همه ی این مشکلات به دلیل نبود قدرت بازدارنگی در برابر این وحشی ضعیف است.

صهیونیستها در پی تشکیل «اسرائیل بزرگ» از نیل مصر تا فرات عراق هستند و می خواهند بعد از اشغال کرانه باختری و نوار غزه، سرنوشت کشور‌های همجوار را نیز با حمایت آمریکا و غرب مشخص کنند، فقط کافی است بدانید که هم اکنون نه تنها تمام آسمان سوریه جولانگاه صهیونیستهاست بلکه غیر از جولان سوریه که از سوی ترامپ به صهیونیستها بخشیده شد بخشهایی از خاک سوریه تا نزدیکی های دمشق هم به اشغال صهیونیستها در آمده است و این غیر از استان السویداء است که توسط صهیونیستهای دروزی برای رژیم صهیونیستی اداره می شود.

آیا نبود قدرت جبهه ی مقاومت اسلامی و قدرت گیری آمریکا و صهیونیستها در سوریه را احساس نمی کنید؟ آیا نمی بینید که آمریکا و صهیونیستها در تمام تصمیم گیری های حاکمیت جولانی بر سوریه دخالت دارند و منطقه به صورت تک قطبی و با تبیعت از سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی اداره می شود و نه تنها ثروت‌های نفتی بلکه تصمیمات سیاسی سوریه هم همچون‌آل سعود و امارات و اردن و سایر صهیونیستهای عرب به طور کامل بر اساس منافع آمریکا و صهیونیستهاست؟

پیامد تضعیف نقش ایران را به سادگی می توان در سوریه دید، ایرانی که قبلا توانست طی چند دهه پروژه‌های بزرگ آمریکایی از «خاورمیانه جدید» گرفته تا «معامله قرن» را با شکست مواجه کند و  این دلیل اصلی حملات گسترده ی تبلیغی آمریکا و صهیونیستها و مزدوران داخلی آنها و حتی تهدیدات نظامی آنها بر علیه دارالاسلام ایران است .

بر این اساس است که آمریکا تنها قدرت هسته ای و موشکی ایران را هدف نگرفته است بلکه قدرت منطقه ای ایران را نیز هدف گرفته است تا به قول خودش کشورهایی چون آل سعود و امارات بتوانند به راحتی و بدون ترس هر تصمیمی که می خواهند بگیرند.

اینجاست که می توانید این سخن ترامپ در ۳ روز پیش در داووس در مورد قدرت منطقه ای دارالاسلام ایران را خوب متوجه شوید که گفت: در منطقه ما یک قلدر داشتیم؛ آن قلدر ایران بود، قلدر خاورمیانه. سال‌ها به آن این‌طور می‌گفتند؛ ایران قلدرِ خاورمیانه بود… دیگر قلدر خاورمیانه نیست. و کشورها از آن نمی‌ترسند.

متوجه شدید؟

هر چند این سخن ترامپ مبنی بر تضعیف منطقه ای ایران در حدی که او تصور می کند یک توهم و تاتر سیاسی و رسانه ای است با این وجود باید بدانیم که تضعیف قدرت منطقه ای دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت یعنی قدرت گیری کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی و این تماما به ضرر اهل دعوت و جهاد منطقه است.

فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۱)

فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۱)

به قلم: صلاح الدین مجاهد

ابتدا باید برای عده ای از مومنینی که آشنایی کافی با منهج اهل سنت و جماعت ندارند و بیشتر تابع رسانه های ماهواره ای و فضای مجازی شده اند جای تعجب باشد که چرا کسی چون ماموستا کریکار بنیانگذار انصارالاسلام و امارت اسلامی هورامی غربی فتوا می دهد و به تمام اهل سنت و جماعت بیان می کند که در صورت جنگ بین ایران با با آمریکا یا صهیونیستها یا غرب یا هر کافر دیگری باید بدون شک از ایران حمایت کرد؟

این منهج اهل سنت و جماعت است که از دارالاسلام (با هر مذهب اسلامی که اداره شود) در برابر هر دارالکفری مهاجمی حمایت کرد، همان کاری که امثال ابن تیمیه و صلاح الدین ایوبی انجام دادند.

اهل سنت و جماعت می دانند که در صورت تضعیف دارالاسلام و تقویت پایگاه کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی در سرزمینهای اسلامی نه تنها حاکمیتهای اهل بدعتی چون فاطمی ها صدمه می بینند بلکه کل مسلمین، اعم از شیعه و سنی صدمه خواهند دید.

اینجاست که صلاح الدین ایوبی به یاری حکومت شیعیان مصر در برابر کفار محارب نصرانی می شتابد و ابن تیمه هم به یاری حاکمیت بر شام در برابر کفار محارب سکولار مغول می آید، حاکمیتی که ابن تیمیه آنهمه توسط آن اذیت شده بود و در نهایت در زندان همین حاکمیت هم وفات کرد.

پس تنها مومنین آگاه به منهج اهل سنت و جماعتی که دارای انصاف و عدالت هستند می توانند در برابر چنین حاکمیتهایی بر اساس این حکم الله عمل کنند که می فرماید: ‏ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (مائدة /۸)

‏ای مؤمنان! بر ادای واجبات خدا مواظبت داشته باشید و از روی دادگری و عدالت گواهی دهید، و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که ( با ایشان ) دادگری و عدالت نکنید . دادگری و عدالت کنید که عدالت ( به ویژه با دشمنان ) به پرهیزگاری و تقوا نزدیکتر ( و کوتاه‌ترین راه به تقوا و بهترین وسیله برای دوری از خشم خدا ) است . (با اطاعت از دستورات الله از خشم) خدا پرهیز کنید که خدا آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌دهید .‏

با این مقدمه به چند پیامد‌های فاجعه بار برای منطقه در سایه تضعیف نقش دارالاسلام ایران می پردازیم.

ایران در زمان حاکمیت سکولاریستی پهلوی ها یکی از متحدین اصلی صهیونیستها و مهره ی دست نشانده ی آمریکا بود. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران دیدیم که نه تنها نمایندگی دیپلماتیک اسرائیل در تهران بسته شد وهیات اسرائیلی بیرون رانده شد بلکه گامی اتخاذ کرد که هیچ کشوری در آن زمان جرات انجام آن را نداشت؛ ایران مقر نمایندگی دیپلماتیک رژیم صهیونیستی را به سازمان آزادی بخش فلسطین داد تا به عنوان اولین سفارت فلسطین در جهان شناخته شود و پرچم فلسطین در این سفارت برافراشته شد و در آن لحظه مقاومت فلسطین از انزوا و عزلت خارج شد.

ایران علاوه بر آن سفارت آمریکا و لانه ی جاسوسی آن در ایران را تسخیر کرد و گروگانهایی گرفت و نشان داد آن زمان که ایران حامی منافع غربی‌ها بود به پایان رسیده است و هم اکنون ایران بازوی اصلی مقاومت اسلامی در منطقه است.

این اقدام برای فلسطینی انجام شد که در آن هیچ شیعه ای وجود نداشت و همه ی مسلمین آن اهل سنت هستند، به دنبال آن بود که کمکهایی به نفع شیعیان عراق و لبنان و… صورت گرفت.

پس جبهه ی مقاومت اسلامی با بازوی قدرتمند ایران ابتدا به حمایت از اهل سنت فلسطین فرا منطقه ای شد و تاکنون و بعد از ۴۷ سال هنوز و تا همین لحظه (۴بهمن ۱۴۰۴ش) در حال تهدید شدن و پرداخت هزینه و تحمل فشار و جنگهای تحمیلی آمریکا و صهیونیستها به این منظور است.

 زمانی که جنبشهای سکولاریستی چپ و لیبرال ملی گرای عرب به صورت نوبتی خود را به آمریکا و غرب واگذار کردند، دارالاسلام ایران به تنها ریه و راه تنفسی جنبش‌مقاومت فلسطین تبدیل شد.

از مردم مومن و اهل دعوت و جهاد فلسطین بپرسید بزرگترین حامی شما در این سالها چه کسی بوده است؟ قطعا خواهند گفت دارالاسلام ایران.

دارالاسلام ایران بود که تنها در جنگ ۱۲ روزه ی با آمریکا و صهیونیستها نزدیک به یکهزار ایرانی قربانی داد و بزرگترین فرماندهان نظامی خود تا بالاترین سطوح را فدای صداقت خود در این جبهه ی مقاومت اسلامی کرد.

به نظر شما تضعیف نقش ایران در منطقه به نفع مومنین جبهه ی مقاومت اسلامی فلسطین است یا صهیونیستها و آمریکا و صهیونیستهای عربی چون حکام دست نشانده ی بر اردن و مصر و سوریه و امارات متحده عربی و آل سعود و…؟

اینجاست که متوجه می شویم اولین جماعتی که از تضعیف نقش ایران در منطقه ضررمند می شود مومنین اهل دعوت و جهاد میان اهل سنت هستند. بخصوص اهل سنت فلسطین.

ادامه دارد … ان شاء الله

امارت اسلامی افغانستان باید جبههٔ خود را مشخص کند

امارت اسلامی افغانستان باید جبههٔ خود را مشخص کند

به قلم: فضل احمد هراتی

رسول‌الله صلی الله علیه وسلم هنگامی که امت اسلامی را بنیان نهاد و مسیر دعوت و جهاد را ترسیم کرد، جبهه ی خود را با وضوح و صراحت مشخص ساخت، نه بر پایهٔ قوم، قبیله یا منفعت زودگذر، بلکه بر محور ایمان، عدالت و حق.

رسول‌الله صلی الله علیه وسلم در مدینه برای استقرار دولت اسلامی، با چندین قبیله و گروه پیمان صلح و همزیستی عادلانه بست. این پیمان‌ها بر پایهٔ احترام متقابل و عدم دشمنی با اسلام بود، نه بر مبنای منافع زودگذر یا وابستگی قومی.

در «میثاق مدینه»، رسول‌الله صلی الله علیه وسلم میان مهاجران، انصار و یهود مدینه پیمان بست تا در برابر دشمن مشترک متحد باشند. همچنین با قبایل ضمره، جهینه، مزینه، اشجع و بنی‌مدلج پیمان بست تا از مسیرهای تجارتی مسلمانان محافظت کنند و از تجاوز دشمنان جلوگیری شود.

اما وقتی برخی قبایل مانند بنی‌قریظه و بنی‌نضیر پیمان شکستند و به دشمنان اسلام یاری رساندند، رسول‌الله صلی الله علیه وسلم بی‌درنگ با آنان برخورد قاطع کرد.

این تاریخ به ما می‌آموزد که جبهه‌داشتن در اسلام به‌معنای انتخاب آگاهانه میان حق و باطل است، نه سازش، نه بی‌طرفی.

جبهه سه بُعد اساسی دارد:

۱٫ جبههٔ اقتصادی: استقلال مالی، کنترل منابع داخلی و رهایی از سلطهٔ اقتصادی آمریکا و غرب.

۲٫ جبههٔ سیاسی و دیپلماتیک: تعامل هوشمندانه با شرق و کشورهای همسو، تعیین خطوط قرمز در برابر دشمنان غربی.

۳٫ جبههٔ عقیدتی و فرهنگی: پاسداری از ارزش‌های ایمانی و هویتی امت در برابر نفوذ فکری و فرهنگی غرب.

جبههٔ روشن در برابر غرب

امروز دشمن آشکار امت اسلامی، نظام سلطهٔ غرب به رهبری آمریکا است؛ همان نیرویی که سال‌ها در افغانستان، عراق، سوریه و فلسطین خون مسلمانان را ریخت و هنوز در پی تحمیل فرهنگ و سیاست خود است.

امارت اسلامی اگر می‌خواهد استقلال سیاسی و دینی خود را حفظ کند، باید جبههٔ خود را در برابر این محور مشخص سازد.

این جبهه باید شامل همکاری و هم‌سویی با کشورهای مستقل و مخالف سلطهٔ غرب باشد، از جمله ایران، چین، روسیه و دیگر کشورهای شرقی و مسلمان که در برابر فشارهای آمریکا ایستاده‌اند.

چنین هم‌پیمانی می‌تواند توازن جدیدی در سیاست منطقه‌ای ایجاد کند و مانع از انزوای امارت اسلامی گردد.

همان‌گونه که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم با قبایل هم‌پیمان شد تا دشمن مشترک را مهار کند، امروز نیز امارت اسلامی باید با کشورهای شرقی، اسلامی و ضد استعماری پیمان‌های عزتمندانه برقرار کند.

وظیفهٔ امروز امارت اسلامی:

تدوین استراتژی جامع ملی بر پایهٔ سه محور: اقتصاد مستقل، سیاست مقاوم، و هویت ایمانی.

گسترش همکاری با محور شرقی (ایران، چین، روسیه و کشورهای مسلمان مستقل).

جلوگیری از نفوذ غرب در ساختارهای اقتصادی و فرهنگی.

حفظ وحدت داخلی و مقابله با هرگونه فتنهٔ قومی و فکری.

پاسخ قاطع به هر تجاوز دشمن برای حفظ عزت و اقتدار.

بر این اساس اگر امارت اسلامی جبههٔ خود را روشن و منسجم سازد، فشار دشمنان کاهش یافته و موقعیتش در جهان اسلام تقویت خواهد شد.

اما بی‌طرفی و ابهام در تعیین جبهه، راه را برای نفوذ غرب و تضعیف استقلال کشور باز می‌کند.

امروز زمان آن رسیده است که امارت اسلامی، همچون رسول‌الله صلی الله علیه وسلم، جبههٔ خود را با وضوح و ایمان تعیین کند جبهه‌ای در برابر سلطهٔ آمریکا و غرب، و در کنار امت اسلامی و متحدان شرقی که بر پایهٔ عدالت، عزت و استقلال ایستاده‌اند.

وقتی شریعت آسمانی به ابزار سیاستهای سکولاریستی تبدیل می‌شود

  وقتی شریعت آسمانی به ابزار سیاستهای سکولاریستی تبدیل می‌شود

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

علما و احزابی که در پاکستان به نام دین تشکل سیاسی ساخته‌اند، اما عملاً در چارچوب حکومت سکولار و نظام وابسته به آمریکا مشارکت می‌کنند، دیگر در جایگاه «راهنمای امت» قرار ندارند؛آنان با این انتخاب، دین را به خدمت قدرت و شریعت را به حاشیه سیاست رانده‌اند.

واقعیت تلخ این است که مشارکت فعال در ساختار سکولاریستی با ادعای دفاع از شریعت جمع نمی‌شود.

وقتی قانون اساسی غیرالهی پذیرفته می‌شود و وقتی پیمان‌های امنیتی غربی مشروع شمرده می‌شود و وقتی تجاوز به سرزمین مسلمانان با واژه‌های نرم توجیه می‌گردد دیگر نام این رفتار «فقه سیاسی» نیست؛ تحریف دین است.

تاریخ این الگو را خوب می‌شناسد؛ چهره‌هایی که دیروز در افغانستان در کنار آمریکا و ناتو ایستادند و امروز در پاکستان برای نظام وابسته مشروعیت دینی می‌سازند.

نام‌ها عوض می‌شود اما نقش همان است که دین برای آرام‌سازی افکار عمومی باشد نه برای ایستادن در برابر طاغوت.

وقتی سکوت در برابر تجاوز با نام «مصلحت» تزئین می‌شود وقتی ظلم ساختاری با عنوان «ثبات منطقه‌ای» توجیه می‌گردد و وقتی دارالاسلام به جای حمایت،به «طرف منازعه» تقلیل داده می‌شود این دیگر بی‌طرفی نیست هم‌راستایی با قدرت مسلط است.

قرآن هشدار داده است: دل‌هایی که حق را می‌شناسند اما به آن عمل نمی‌کنند در معرض قساوت و انحراف قرار می‌گیرند و خطر این انحراف، برای امت کمتر از تجاوز نظامی نیست.

پس مشارکت در نظام سکولار، با ادعای شریعت‌خواهی جمع نمی‌شود و توجیه تجاوز، نصیحت دینی نیست؛ سیاسی‌کاری با لباس دین است و تجربه افغانستان نشان داد که هرجا دین ابزار قدرت شد نخست استقلال رفت سپس امنیت و در نهایت خود دین قربانی شد.

امت آگاه است و دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، این مسیرهای آزموده و شکست‌خورده را نه تکرار می‌کند، نه مشروع می‌داند.