آل‌سعود؛ یک قرن خدمت به استعمار، از عبدالعزیز تا بن سلمان

  آل‌سعود؛ یک قرن خدمت به استعمار، از عبدالعزیز تا بن سلمان

به قلم: ابوابراهیم هورامی

تاریخ معاصر جهان اسلام گواهی می‌دهد که خاندان آل‌سعود ـ از پدران و اجدادشان تا نسل امروز به رهبری محمد بن سلمان ـ همواره در خدمت مستقیم استعمار غرب بوده‌اند؛

ابتدا در رکاب انگلیس، سپس در آغوش آمریکا و امروز به‌عنوان یکی از ستون‌های اصلی نظم غربی–صهیونیستی در منطقه.

دقت کنید که عبدالعزیز آل‌سعود از همان ابتدای قدرت‌گیری:

 ▪️ با انگلیس بر علیه مسلمین پیمان بست

▪️ از آن پول، سلاح و مشروعیت سیاسی گرفت

▪️ و در مقابل، شمشیر را علیه خلافت عثمانی ـ دارالاسلام زمان ـ از نیام کشید

سقوط خلافت عثمانی نه صرفاً نتیجهٔ قدرت نظامی غرب،بلکه محصول خیانت داخلیِ حاکمان عربِ دست‌نشانده بود؛ و آل‌سعود در رأس این خیانت ایستاده بود.

اگر پوشش دینیِ ساختگی و توجیه شرعیِ قلابی وجود نداشت، نه انگلیس و نه آمریکا هرگز نمی‌توانستند نقشه‌های خود را در قلب سرزمین‌های اسلامی به سرانجام برسانند.

اینجاست که نقش:

 ▪️ اسلام آمریکایی

▪️ و قرائت خشک، تکفیری و سیاسی‌شدهٔ منسوب به محمد بن عبدالوهاب نجدی

آشکار می‌شود؛ قرائتی که:

• شمشیرش علیه مسلمانان بود

• و سکوتش در برابر کفار اشغالگر

این تفسیرِ تحریف‌شده، مُهر شرعی بر پروژه‌های استعمار زد و راه را برای نفوذ انگلیس و سپس آمریکا هموار کرد.

بر این اساس می توان گفت آل سعود از انگلیس تا آمریکا یک مسیر ثابتی را طی کرده اند و پس از افول انگلیس:

 ▪️ آل‌سعود بی‌درنگ به دامان آمریکا رفت

▪️ پایگاه‌های نظامی آمریکا را در حرمین پذیرفت

▪️ در اشغال عراق، ویرانی یمن، محاصرهٔ غزه و عادی‌سازی با صهیونیست‌ها نقش ایفا کرد

امروز محمد بن سلمان همان مسیر پدرانش را ادامه می‌دهد؛اما عریان‌تر، بی‌پرده‌تر و با افتخار:

• اسلام را به «افراط‌گرایی» متهم می‌کند

• جهاد را «تروریسم» می‌نامد

• و دوستی با آمریکا و اسرائیل را «مصلحت» معرفی می‌کند

این حقیقتی است که نباید فراموش شود و امت اسلامی باید بداند غرب بدون سربازان بومیِ ارزان و مفت هرگز پیروز نمی‌شد و آل‌سعود و دیگر حاکمان عربِ خائن، همین نقش را بازی کردند

خیانت اینان به اسلام، از بسیاری لشکرهای کافر و اشغالگر، ضربه‌زننده‌تر بود؛ زیرا دشمن بیرونی را با نقاب دین به درون امت آوردند.

ذهن‌های اشغال‌شده توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی؛ وقتی شعار عوض می‌شود، وابستگی نه

ذهن‌های اشغال‌شده توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی؛ وقتی شعار عوض می‌شود، وابستگی نه

به قلم: ابومحمود کندزی

عده ای چون سیاف و حکمتیار و ربانی و امرالله صالح و امثالهم در افغانستان کسانی بودند که روزگاری با داکتر نجیب‌الله جنگیدند و او را «کمونیست» و «غلام شوروی» می‌نامیدند. آن روزها، شعارشان استقلال بود و ادعایشان مبارزه با اشغالگران خارجی.

اما با آنچه که از این اشخاص دیدیم حق داریم سوال کنیم چه فرقی میان غلامی شوروی و غلامی امریکا و ناتو است؟

اگر نجیب‌الله به مسکو تکیه داشت، اینان به واشنگتن.

اگر آن یکی با تانک سرخ ایستاد، اینان با طیاره‌های بی‌سرنشین.

نام‌ها عوض شد، پرچم‌ها عوض شد، اما وابستگی همان وابستگی ماند.

تناقض دردناک اینجاست کسی که دیروز «اشغالگری» را حرام می‌دانست، امروز با اشغالگران «شراکت استراتژیک» ساخت.

کسی که دیروز غلامی را ننگ می‌دانست، امروز آن را «دیپلماسی» نامید.

مشکل فقط یک فرد نیست بلکه مشکل ذهن‌های اشغال‌شده‌ای‌ست که اشغالگری را فقط وقتی بد می‌دانند که از سوی رقیب باشد.

وقتی اشغالگری از طرف خودی شد، نامش می‌شود کمک، حمایت، یا مبارزه با تروریزم.

اینجاست که باید سوال شود اگر داکتر نجیب به‌خاطر تکیه به شوروی خائن بود، پس آنان که سال‌ها به امریکا و ناتو تکیه کردند، چه نام دارند؟

مومنین آگاه با شعار قانع نمی‌شوند بلکه عمل را می‌سنجند. و عمل نشان داد که برخی نه ضد اشغالگری خارجی ها بودند، بلکه فقط طرفدار اشغالگر مورد علاقه‌ی خودشان بودند.

فریاد مردم و علمای سوریه در دفاع از حق تربیت اسلامی و خواست ما از مُلا فتاحی

فریاد مردم و علمای سوریه در دفاع از حق تربیت اسلامی و خواست ما از مُلا فتاحی

به قلم: ابوخالد کُردستانی

دکتر ماجد علوی، رئیس پیشین دانشکدهٔ شریعت در دانشگاه حلب آزاد، در واکنش به کاهش ساعات درسی «تربیت اسلامی» این اقدام را به شدت نکوهش کرده است.

اما این تنها صدای یک استاد نیست؛ بلکه فریاد مردم مؤمن سوریه و علمای این سرزمین است که می‌گویند: اسلام اساس هویت ماست، و حذف یا محدود ساختن آموزش دینی، خیانت به دین و آیندهٔ نسل‌هاست.

ما از تمامی علما، طلاب علم و صاحبان اندیشه انتظار داریم که سکوت را بشکنند و در برابر این تصمیم ایستادگی کنند. آیندهٔ فرزندان سوریه در گرو دفاع از معارف اسلامی است.

ای  ابو محمد جولانی وعده‌ها و عمل باید یکی باشند

ای ابو محمد جولانی:

مردم می‌پرسند و با حقّ از تو جواب می‌خواهند: چی شد  این بود که وعدهٔ حاکمیت شریعت می‌دادی؟ آن ‌وعده‌ها کجاست؟

امروز که درس‌های اسلامی و دینی از برنامه‌های آموزشی حذف می‌شود و به جای آن‌، مضامین سکولاریزه و سرگرمی به فرزندان مسلمان ما تحمیل می‌گردد، چگونه می‌توان بر سخنان پیشین تو اعتماد کرد؟

ای کسی که نام اسلام را بر زبان می‌آوری:

اسلام تنها به شعار نیست؛ به قول، به ایمان و به عمل است. اگر مدعی حاکمیت شریعتی، پس حافظ حقوق دینیِ جامعه باش — ویژه‌برنامه‌های آموزشی دینی را بازگردان، آموزش قرآنی و مبانی اسلام را تضمین کن، و اجازه نده که نسل‌های آینده از میراث دینی خود محروم شوند.

ما از تو انتظار پاسخ عملی داریم، نه حرف‌های رنگین. مردم می‌پرسند: آیا وعده‌ها واقعاً برای خدا و شریعت بوده یا برای سیاست و فریب؟

جواب روشن بده؛ عمل کن؛ وگرنه این صدا (صدای مردم و علما) بلندتر خواهد شد و پرسش‌ها پاسخ‌شان را خواهند گرفت.

اهل سنت ایران و بخصوص خانواده ی کسانی که مُلا فتاحی فرزندان آنها را با شعار جهاد به سوریه شکاند و در راه اهداف آمریکا و ناتو و صهیونیستها به کشتن داد از او می خواهند پاسخ دهد ثمره ی اینهمه خون چه شد؟

اینکه حاکمیتی سکولار برود و حاکمیتی سکولار و ارتدادی دیگری جایش را بگیرد؟

اینکه روسیه و مخالفین آمریکا از سوریه بروند و به جایش آمریکا و غرب و صهیونیستها جایگزین شوند؟

اینکه به بهانه ی مبارزه با تروریسم هم صف و هم سنگر با کفار محارب و اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا شوند و بر علیه مسلمین وارد جنگ شوند؟

اینکه مُلا فتاحی با نادیده گرفتن اینهمه کفر مخرج من الملة و به بهانه ی مخالفت با حکومت شیعه مذهب ایران با جبهه ی اپوزیسیون سکولار و مرتدین ایرانی و شبکه هائی چون کلمه همسو شود؟

جواب بده مُلا فتاحی؟

مُلا فتاحی در مورد «ربا» در قانون اقتصادی حاکمیت جولانی بر سوریه توضیح دهد

مُلا فتاحی در مورد «ربا» در قانون اقتصادی حاکمیت جولانی بر سوریه توضیح دهد

به قلم: ابوخالد کُردستانی

مُلا عبدالرحمن فتاحی سالها به خاطر جهاد و تشکیل حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله در سوریه تبلیغ کرد اما ثمره ی آنهمه جنگ این شد که حاکمیتی سکولار غربگرا سرکار بیاد که نه حکم شریعت در آن پیاده می شود و نه اهداف جهاد برآورده شده اند.

یکی از موارد خلاف شرع، مادهٔ قانون سوریه (شمارهٔ ۲۲۸ از قانون مدنی) است که می گوید:

«دو طرف قرارداد می‌توانند بر نرخ دیگری برای سود توافق کنند، چه این سود به دلیل تأخیر در انجام تعهد باشد، یا در هر مورد دیگری که دریافت سود شرط شده است، مشروط بر اینکه این نرخ از ۹ درصد تجاوز نکند. اگر توافق بر سودی بالاتر از این میزان صورت گیرد، باید نرخ به ۹ درصد کاهش یابد و مازاد پرداختی بازگردانده شود.»

این قانون نمونه‌ای از حکم بغیر ما أنزل الله است چرا که بر اساس این قانون ربا حلال شده است و با استناد به فقه و اجماع  باید گفت ربا در اسلام حرام است. هیچ اختلاف واقعی و اجتهادی در حرام بودن ربا وجود ندارد. هر کس چیزی را که خداوند حرام کرده، مشروع بداند، از نظر فقهی کافر محسوب می‌شود. بنابراین، اگر قانونی مانند این قانون مدنی، گرفتن سود یا بهره را (حتی با سقف مشخص) مجاز بداند، دستگاه قانونگذاری کافر است و هر کسی که چنین قانونی را تصویب یا اجرا کند، طبق اجماع، کافر خواهد بود.

حالا ممکن است مریدان جولانی در سوریه به صدا درآیند و به جای پاسخ شرعی دست به فرافکنی و عوام فریبی بزنند و بگویند در بانکهای ایران هم «ربا» وجود دارد. پس این چه؟

اولاً، ما در مورد حاکمیت شما صحبت می کنیم که مدعی هستید از اهل سنت است و سالهای به خاطرش خون جوانان را فدایش کرده اید نه حاکمیت شیعه مذهب ایران.

ثانیاً، در قانون اساسی ایران «ربا» حرام است (دقت کردید: حرام و ممنوع است) اما این حرام و ممنوع بنا به تاویلاتی که برایش دارند در بانکهای ایران وجود دارد.  شما فرق این دو را در منهج اهل سنت و جماعت متوجه هستید؟

قانون ۲۲۸ سوریه مصداق حکم بغیر ما أنزل‌الله است و جولانی مثل بسیاری از قوانین دیگر دست به حلال سازی«حرام» در قانون خود زده است و تشریع بغیر ما أنزل‌الله یعنی حاکمیت غیرالهی به همین دلیل فقها اجماع دارند که ربا حرام است، و هرکس آن را حلال بداند، کافر است.

وقتی قانون حاکمیت جولانی می‌گوید «می‌توان تا ۹٪ سود گرفت»، در حقیقت می‌گوید «می‌توان بخشی از ربا را حلال کرد»! اما در شریعت، ربا اندک و بسیار ندارد و کلاً حرام است.

این غیر از هم جبهه ای شدن مُلا فتاحی و اربابش جولانی با آمریکا در مبارزه با تمام اهل دعوت و جهاد و مخالفین آمریکا تحت شعار مبارزه با تروریسم است.

اینها در سوریه به زیر پرچم آمریکا درآمده اند و بر اساس آیه و حکم « وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ» (مائده/۵۱) یکی از همین کفار محارب و اشغالگر خارجی محسوب می شوند. پناه بر الله از این جرم و الکفر بزرگ مخرج من الملة.

از ثمرات قتال فی سبیل آمریکا و ناتوی جولانی و نوچه هائی چون باند مُلا عبدالرحمن فتاحی در سوریه بر کلاسهای دینی در مدارس حکومتی

از ثمرات قتال فی سبیل آمریکا و ناتوی جولانی و نوچه هائی چون باند مُلا عبدالرحمن فتاحی در سوریه بر کلاسهای دینی در مدارس حکومتی

به قلم: مجاهد مهاجر

شیخ عبدالرزاق المهدی می گوید پیامی از سوی معلمان سوریه به ما رسیده که نشان می‌دهد وزارت معارف به وعده‌اش وفا نکرده است

بله، در آغاز وزارت به خواستهٔ ما پاسخ مثبت داد و اجازه بازگشت درس قرآن را صادر کرد.

اما متأسفانه امروز وزارت پیمان خود را شکست و تمام تصمیمات و وعده‌های خود را لغو کرد.

این کار تأثیر بسیار منفی بر معلمان گذاشته است، زیرا اعتمادشان به سخن و تصمیمات وزارت از بین رفت. آنچه امروز رخ داد نشان می‌دهد وعده‌های وزارت چیزی جز «سوزن بی‌حسی موقت» نبوده است.

امروز حتی در مقطع بکلوریا (پایهٔ نهایی دبیرستان) فقط یک ساعت برای درس دین باقی گذاشته‌اند، و اگر شرم و واکنش مردم نبود، درس دین به‌کلی از مدارس حذف می‌شد.

ما به خدا پناه می‌بریم از پیمان‌شکنی، و هرگز از دفاع از حق فرزندان‌مان برای یادگیری قرآن کریم دست نخواهیم کشید.

و اما سخن ما با کسانی که خود را «مجاهد» و «اهل حکومت اسلامی» می‌نامند:

این است آن حکومتی که وعده‌اش را می‌دادید؟

قرآن، کلام خدای متعال را از مدارس حذف کردید و به‌جایش دروس سکولار و افکار غربی را تدریس می‌کنید!

آیا برای همین بود که خون هزاران شهید ریخته شد؟

آیا هدف قیام، خاموش کردن نور قرآن در دل فرزندان مسلمان بود؟

به خدا قسم، هر نظامی که قرآن را کنار بگذارد و سکولاریسم را جایگزین آن کند، از اسلام فقط نامی دروغین دارد.

و خطاب به وزیر معارف می‌گوییم: اگر این تصمیم بر تو تحمیل شده است، صادقانه آن را برای مردم توضیح بده، تا مردم بدانند باید اعتراض و مطالبه‌شان را متوجه چه کسی کنند.

این تنها بخشی از ثمرات قتال فی سبیل آمریکا و ناتو و محافظت از برنامه های رژیم صهیونیستی در منطقه است حالا بماند که جولانی و باندش و از جمله مُلافتاحی رسماً به زیر پرچم آمریکا و تحالفش در مبارزه با تروریسم ( مبارزه با تمام مخالفین آمریکا از جمله مخلصین اهل دعوت و جهاد و حماس و جهاد اسلامی فلسطین و …) در آمده اند.

همینها یک زمانی صحوات عراق را به باد تکفیر گرفته بودند چون در مبارزه با گروههای جهادی اهل سنت و مجلس شورای مجاهدین و دولت عراق اسلامی و دولت اسلامی در عراق و شام با آمریکائی ها همکاری می کردند؛ حالا نگاه کنید جولانی و باندش به چه خفتی در سوریه و نزد اهل دعوت و جهاد دنیا رسیده اند؟  

البته باید منتظر باشیم که مُلافتاحی بیاید و بدون در نظر گرفتن این ارتداد آشکاری که جولانی و خودش در آن افتاده اند، در مورد تاریخ تشیع و حاکمیت ایران و ولایت فقیه و تصوف و… مطالبی راست و دروغ را بلغور کند.

اینها واقعاً مخاطبین خود را چه فرض کرده اند؟  

سخن اهل سنت و جماعت ایران به پیروانِ محمد بن‌عبدالوهاب نجدی در شبکه های ماهواره ای همسو با کفار خارجی و مرتدین داخلی در اغتشاشات دی ۱۴۰۴ ایران

سخن اهل سنت و جماعت ایران به پیروانِ محمد بن‌عبدالوهاب نجدی در شبکه های ماهواره ای همسو با کفار خارجی و مرتدین داخلی در اغتشاشات دی ۱۴۰۴ ایران

به قلم: ابوبکر خراسانی

شما قرن‌ها از منهج تند، خشک و اشتباه محمد بن‌عبدالوهاب در برخورد با مسلمین پیروی کرده‌اید؛ خشک و تند و خشن در برابر اشتباهات مسلمین اما نرم و منعطف و سازشکار با کفار سکولار اشغالگر خارجی.

دقت کرده اید که نهایتِ این پیروی شماها که این روزها در شبکه های ماهواره ای چون «کلمه» به اوج وقاحت خود رسیده است چه بوده است؟

جز تفرقه در میان امت، تکفیر و طرد اهل‌سنت، و تباهی سرزمین‌های اسلامی و تسلط کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی چه حاصل آمده است؟

داریم شماها را می بینیم به‌جای آنکه در برابر دشمنانِ اسلام همچون آمریکا و صهیونیستها و مرتدینی چون ربع پهلوی و سایر احزاب سکولار و مرتد بایستید، شمشیرتان را به حمایت از آنها و به‌سوی برادرانِ مسلمان کشیده‌اید در حالی‌که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: سِبَابُ المسْلِمِ فُسُوقٌ، وَقِتَالُهُ كُفْرٌ . دشنام دادن مسلمان فسق و جنگیدن با او کفر است.

شما نه تنها به شیعیان بلکه به دیگر فرقه‌های اهل‌سنت هم حمله می‌کنید، اما در برابر ظالمین، استعمارگران و سیاست‌های اشغالگرانه و خیانتها و جنایات مرتدین بومی سکوت می‌گزینید؛ آیا این دعوت به توحید است یا خیانت آشکار به امتِ محمد صلی الله علیه وسلم؟

و به‌ویژه از امثال خدمتی و هاشمی و ترشابی و کیانی و احراری که امروز در خدمتِ قدرت‌های سکولار و دربار حکومتهای دست نشانده ی عربی و احزاب و گروههای سکولار و مرتد داخلی میان شیعیان ایران قرار گرفته‌اند باید پرسید:

آیا پیام بعثت، عدالتِ الهی و دفاع از حقوق امت، با تأمینِ منافع کفار محارب و اشغالگر خارجی و حفظِ موقعیتِ دوستان مرتدتان همخوانی دارد؟

این علمای رسانه های که به‌نام دین، از سیاست‌های آل‌سعود و امارات متحده و ربع پهلوی و سایر احزاب سکولار و مرتد ایرانی و منافع آمریکا و صهیونیستها و غرب سکولار دفاع می‌کنند، در حقیقت از صفوف امت جدا شده و در خدمتِ حفظِ منافع کفار و مرتدین هستند  نه در راهِ حق و عدالت.

تاریخ و امت دربارهٔ آن‌هایی که دین را ابزار قدرت ساختند حساب خواهند گرفت.

اختلافِ نمایشیِ آل‌سعود و امارات دریمن و درسهای برای مومنین اهل دعوت و جهاد

اختلافِ نمایشیِ آل‌سعود و امارات دریمن و درسهای برای مومنین اهل دعوت و جهاد

به قلم: صلاح الدین مجاهد

مدتی است که شاهد بازیِ قدیمیِ مزدوران برای اجرای سناریوی آمریکا در یمن هستیم و آنچه امروز در یمن به‌عنوان «اختلاف میان عربستان و امارات» نمایش داده می‌شود، نه نزاعی واقعی است و نه تعارضی راهبردی؛بلکه تقسیم نقشِ حساب‌شده ی دو بازوی آمریکا برای بازطراحی نفوذ، یارگیری میدانی و تثبیت پروژه ی غرب است.

اختلاف یا تقسیم کار؟

عربستان با خروج و بازاستقرار «درع‌الوطن» ژست عقب‌نشینی می‌گیرد؛امارات با شورای انتقالی جنوب پیشروی می‌کند؛ رسانه‌ها از «تنش ریاض–ابوظبی» می‌نویسند، اما هدف واحد است:کنترل منابع، مرزها، بنادر و ساختن نظم دلخواه آمریکا در یمن.

این همان «اختلافی» است که هرگز به قطع همکاری امنیتی، اطلاعاتی و سیاسی نمی‌رسد؛چون هر دو، در یک اتاق فرمان تصمیم می‌گیرند.

در کنار این مهندسی نظامی–سیاسی، بار دیگر علما و نهادهای دینیِ وابسته به میدان آورده می‌شوند و «هیئت افتا» ساخته می‌شود، فتوای سفارشی تولید می‌گردد، و دین به ابزار مشروع‌سازی اشغال و تجزیه تبدیل می‌شود.

این الگوی تکراری است وقتی توپخانه ی نظامی کافی نیست، توپخانه ی دینیِ تحریف‌شده وارد میدان می‌شود.

در سوی دیگر، واقعیتی انکارناپذیر وجود دارد و آن اینکه مردم مؤمن یمن – از شافعی تا زیدی در برابر پروژه ی آمریکایی–صهیونیستی ایستاده‌اند.

اتحاد بومیِ ضد اشغال، توانسته است طرح‌های ریاض و ابوظبی را بارها به بن‌بست بکشاند.

معیار حق، نه برچسب‌ها و نه اختلافات فقهی است بلکه معیار، موضع در برابر اشغالگری، استعمار و طاغوت است.

در این معادله ی روشن، یک انحراف جدی خودنمایی می‌کند و آن اینکه هر جریانی که نام «جهاد» را بر خود می‌گذارد اما به‌جای تمرکز بر دشمنِ اصلی (آمریکا، آل‌سعود، امارات وابسته و شبکهٔ مزدوران محلی) شمشیر را به‌سوی مسلمانان بومیِ ضد اشغالگران می‌چرخاند،خواسته یا ناخواسته در زمین دشمن بازی کرده است.

اختلافات مذهبی یا فقهی،هرگز مجوز نادیده‌گرفتن دشمنِ صائلِ امت نبوده است.

تجربه ی دهه‌ها نشان می‌دهد که جنگ‌های درون‌امت همواره به سود آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش تمام شده است.

اگر ادعای جهاد صادقانه باشد، نخستین گام، تصحیح دشمن‌شناسی شرعی است، دشمنِ اصلی همان است که اشغال می‌کند، محاصره می‌کند و با دست آل‌سعود و امارات، یمن را می‌سوزاند.

در این میان نه عربستان بازنده است و نه امارات؛ برندهٔ اصلی آمریکا و غرب‌اند که بدون هزینه ی مستقیم، با مزدوران منطقه‌ای، و با فرسایش مسلمان به دست مسلمان، نقشه ی خود را پیش می‌برند.

پس این صحنه، صحنه ی «اختلاف» نیست بلکه صحنه ی فریب سازمان‌یافته است.

هرکس این بازی را نفهمد، یا جاهل به معادلات طاغوتی زمانه است، یا آگاهانه در همان مسیر حرکت می‌کند.

جولانی و باندش در سوریه را از زبان نزدیکانش بشناس (۲)

جولانی و باندش در سوریه را از زبان نزدیکانش بشناس (۲)

به قلم: ابوخالد کُردستانی

از این زاویه ی داخلی و نزدیک به جولانی و باندش این خائن آزمایش شده را دیده بودید؟

جولانی با ارتداد خود و خیانت به اهل دعوت و جهاد و فروش جهاد و اهداف و اهل آن، ننگی را بر تاریخ امت اسلامی و بعد بر تاریخ سوریه گذاشت که تنها با بهره گیری از تجربه ی تلخی که برجای گذاشته با پناه بردن به «شورا» و ادامه ی جهاد می توان این لکه را از تاریخ مسلمین پاک گرد.

پس از یک نگاه می توان گفت که داستان منبر، خلاصه ی شخصیت جولانی است:

  • رؤیاهای بیمارگونه به‌جای واقعیت نظامی
  • شخصیت‌سازی خیالی به‌جای تواضع مجاهدانه
  • دنباله‌روی از غرب به‌جای ثبات بر مبانی
  • مصادره ی خون مجاهدین دیگر به‌جای صداقت و حق‌گویی
  • خیانت به انقلاب شام به‌جای حفظ امانت امت

بله، از «منبر مهدی» تا «منبر جوناتان پاول» سفر یک مرد بود از خیال‌پردازی مذهبی تا وابستگی امنیتی کامل.

ای اهل دعوت و جهاد و بخصوص ای کسانی که به وساطه ی خائنینی چون مُلا عبدالرحمن فتاحی در مسیر این خائن مرتد قرار گرفتید بدانید که این داستان تنها یک روایت تاریخی نیست، بلکه هشدار است.

جولانی امروز خطرناک‌تر از گذشته است نه به‌خاطر قدرت، بلکه به‌خاطر پیوندهای امنیتی با غرب و تسلط کامل بر بخشهای زیادی از سوریه و اهل سنت سوریه و به خاطر خفقان و سرکوب و دشمنی عمیق با هر صدای آزاد و حذف هر جریان جهادی واقعی

بدانید که این مسیر، سرنوشت شام را به «سقوط سیاسی» و «تجزیه ی اخلاقی» هم می‌کشاند.

اما حقیقتی که سال‌ها برای عده ای در پرده بود، امروز روشن‌تر از همیشه است که جولانی نه ادامه‌دهنده ی مسیر جهاد است و نه حافظ خون شهدا بلکه او پروژه‌ای امنیتی است که از رؤیای فتح دمشق به دفتر خدمات اطلاعات غرب ختم شد.

آیا دنباله روهای مُلافتاحی هنوز متوجه نیستند اینهمه سال در کنار چه مرتدی و برای چه اهدافی جنگیده اند؟

جولانی و باندش در سوریه را از زبان نزدیکانش بشناس (۱)

جولانی و باندش در سوریه را از زبان نزدیکانش بشناس (۱)

به قلم: ابوخالد کُردستانی

متن زیر توسط یکی از نزدیکان جولانی نوشته شده و بدون دخل و تصرف عین این متن خدمت شما عزیران ارائه می شود:

“پیش از هر چیز، تا کسی گمان نکند که ما بر کسی افترا می‌بندیم یا به او ظلم می‌کنیم، لازم است یادآوری کنم:

– من ماجرای «منبر» را با جزئیات کامل در سال ۲۰۱۸ در هشتگ «من هو الجولانی» توضیح داده بودم.

این لینک آن مقاله است:

https://t.me/asseraaalsham1/529

۱. داستان منبر از سال ۲۰۱۴ است، نه ۲۰۱۲

جولانی پس از آنکه در سال ۲۰۱۴ از پیروزی در شمال ناامید شد — زمانی که داعش بر همه‌چیز مسلط شد و «خلافت» اعلام کرد — تصمیم گرفت از این شکست فرار کند و به‌سراغ «معرکهٔ دمشق» برود.

ایده را به من عرضه کرد، و من آن را رد کردم، چون غیرواقعی بود.

بعد آن را به ابوهمام، فرماندهٔ نظامی، ارائه کرد و او نیز به دلیل بی‌فایده بودنِ طرح آن را رد کرد.

یعنی اصل ایدهٔ «منبر» مربوط به سال ۲۰۱۴ است، نه ۲۰۱۲.

۲. موضوع، آن‌گونه که جولانی بازنمایی کرده، «تحریک نسل‌های بعد» نبود

جولانی خود را نقض می‌کند:

در چندین مصاحبه گفت که «از مدت‌ها پیش طرح ورود به دمشق را آماده کرده بود و یقین داشت که وارد می‌شود».

اما حالا ادعا می‌کند که ماجرا «تحریکی برای نسل آینده» بوده!

اصل ماجرا این بود:

او باور داشت که مأموریتی الهی دارد، و وارد دمشق می‌شود در حالی که بر اسب عربی اصیل سوار است و خطبهٔ فتح را در شرق دمشق، کنار «منارهٔ سفید» ایراد خواهد کرد.

به همین دلیل هم مؤسسهٔ رسانه‌ای جبهه‌النصره را «المنارة البیضاء» نامیده بود.

«منبر» در ذهن او همان منبر مهدی در آخرالزمان بود.

۳. تغییر مسیر: از ادعای فتح دمشق تا همکاری امنیتی با غرب

اما مدتی بعد فهمید که تا زمانی‌که در قالب یک جهادی باقی بماند، هرگز وارد دمشق نخواهد شد.

بنابراین باید از این فکر دست می‌کشید و وارد پروژه‌ای بزرگ از تخادم امنیتی با غرب و همکاری علیه تروریسم می‌شد.

و این دقیقاً همان چیزی است که رخ داد.

بلکه در سال ۲۰۲۱ به «جوناتان باول» و تیمش گفت:

«من را زلنسکیِ کوچک حساب کنید، و آماده‌ام هرچه می‌خواهید انجام دهم.»

۴. نهایتاً وارد دمشق شد؛ اما نه فاتح، بلکه مدیرِ نصب‌شده توسط غرب

بله، او وارد دمشق شد…

اما نه بر صَهلِ اسب عربی، نه با خطبهٔ فتح.

بلکه بر «اسب غرب» وارد شد و به‌عنوان یک مدیر منصوب‌شده نه یک فاتح.

در حالی‌که ما در «غرفة فتح دمشق» پیش از او وارد شدیم و بیانیهٔ فتح را پخش کردیم.

(به فضل خدا من خودم این بیانیه را نوشتم و موجود است؛ آن را منتشر خواهم کرد.)

آن روز، صبحِ پیروزی، جولانی به فرماندهان نظامی ناسزا گفت:

«چرا دیر کردید؟ حمص را رها کنید، من می‌خواهم سریع‌تر وارد دمشق شوم!»

و از همان زمان دشمنی‌اش با من شدت گرفت.

او و «الشيبانی» بر من سخت گرفتند تا جایی که از یک کشور منطقه‌ای بزرگ خواستند توییتی را که در صبح روز آزادی منتشر کرده بودم حذف کنم.

وقتی نپذیرفتم، همان روز مرا از آن کشور اخراج کردند.”

اغتشاشات دی ۱۴۰۴ ایران و خدمتی و باندش در شبکه کلمه در خدمت کفار و مرتدین

اغتشاشات دی ۱۴۰۴ ایران و خدمتی و باندش در شبکه کلمه در خدمت کفار و مرتدین

به قلم: خالد سیف الله المسلول

دیشب و بعد از راهپیمائی عظیم و ملیونی مردم ایران، در میزگردی که خدمتی و ترشیده و کیانی در شبکه ی کلمه که از شبکه های «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید»است، کسی که کمترین شناختی از فقه اسلامی داشت متوجه می شد که این گروه و جمع، در مسیر خیانت به اهل سنت و جماعت و تمام اهل ایران و در مسیر خدمت به کفار اصلی محارب و اشغالگر و مرتدین داخلی قرار گرفته اند و از اعضای «جبهه» ی این کفار و مرتدین هستند.

این برنامه  با آنکه تنها یکی از نمونه های افشاگرایانه ی این جریان ارتدادی در میان اهل سنت و جماعت است با این وجود چهره ی حقیقی آنها را تنها در یک سوال بیننده ها مشخص و روشن کرد.

این افراد با توضیح در مورد اینکه ترامپ رئیس جمهور آمریکا وعده ی کمک به اغتشاشگران را داده و آنها را ناامید نمی کند و اینکه آمریکا و غربی ها از کسی حمایت می کنند که منافع آنها تامین کند و اینکه پهلوی فراخون داده و مردم نباید خیابانها را خالی کنند و خود مردم باید کاری انجام دهند و…. سعی در «التحریش» (تحریک مکارانه ی به شر) مردم و بخصوص اهل سنت ایران را داشتند که دسته هائی از این اهل سنت مخاطبین آنها هستند.  

با آنکه اهل سنت ایران در این اغتشاشات دی ۱۴۰۴ش به نداهای این افراد و امثال اینها در جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و احزاب و افراد سکولار و مرتد داخلی و گروه منافقین بومی پاسخ مثبتی ندادند و این «جبهه ی شر» را ناامید کردند با این وجود تبلیغات آنها جهت تحریش مردم ادامه دارد.

در همین میزگرد، یکی از بیننده ها از آنها خواست که توضیح دهند آیا بر اساس دیدگاه ابن تیمیه و آلبانی (از محدثین معاصر) خروج بر علیه حاکم اسلامی جایز است یا خیر؟

خدمتی پاسخ داد بر اساس منهج اهل سنت و جماعت حاکم حتی اگر فاجر و فاسق باشد نباید بر علیه آن خروج کرد مگر اینکه کفر بواحی از او سر بزند و ادامه داد که حاکمیت ایران دیکتاتور است و ظلم می کند و مردم  باید به خیابانها بریزند.

همین پاسخ برای اهل فقه و درک و فهم کافی است که بدانند با چه موجودات دغل باز دین فروش خائنی طرفند.

چون به فرض صحبت سخنان این شخص، نه دیکتاتوری (ملکاً عاضاً) کفر بواح است نه ظلمی که این شخص نام برد؛ کفر بواح یعنی شخص را از اسلام خارج می کند و او را مرتد می گرداند.

خدمتی  در جبهه ی «جبهه ی شر» ی فعالیت دارد که صاحبکار و رهبر آن ترامپ است و صهیونیستها؛ و پیمانکاران این  صاحبکار هم احزاب سکولار و مرتد محلی و افرادی چون ربع پهلوی سکولار و مرتد خائن هستند و پادوهای تبلیغی آنها نیز افرادی چون خدمتی و ترشیده و کیانی و امثالهم.

آیا همین کافی نیست که اهل سنت و جماعت یک لگد جانانه به این «جبهه» ی کفار اصلی جنایتکار خارجی و مرتدین داخلی و دارودسته ی منافقین بومی بزنند؟