? سلسلۀ جنایات و جرایم محمد بن عبد
الوهّاب در حق مسلمانان (۲)
?نویسنده: مجاهد دین
➖محمد
بن عبد الوهاب همۀ شهرها و سرزمینهای اسلامی زمان خودش را تکفیر کرده بود و مال و
جان همۀ ساکنان آن را بطور عموم برای خود حلال کرده بود و مناطق خودش را دار التوحید
و غیر آن را دار الشرک میدانست و شرک مردمان زمان خودش را شدید تر از شرک مشرکان زمان
پیامبر صلی الله علیه وسلم میدانست، و مردم را نیز ملزم میکرد که به سوی او هجرت
کنند.
➖بعد از
آنکه مردمانی فریب او را خوردند و به سوی او هجرت کردند، هزینه و مخارج آن مردمان برای
محمد بن عبدالوهاب بسیار زیاد شد،
?چنانکه مورّخ پیرو محمد بن عبدالوهاب، ابن بشر میگوید: «ولما هاجر من
هاجر إلى الدرعية واستوطنوها كانوا في أضيق عيش وأشد حاجة وابتلوا ابتلاء شديداً فكانوا
في الليل يأخذون الأجرة ويحترفون وفي النهار يجلسون عند الشيخ في درس الحديث والمذاكرة
».[۱]
?ترجمه: «هنگامیکه (طرفدارانش) به شهر درعیه هجرت کردند و در آنجا سکونت
گزیدند، در معیشتی تنگ و نیازی شدید گرفتار آمدند و دچار ابتلای سختی شدند؛ طوری که
شبها کارگری و پیشهوری میکردند و روزها در کلاس درسِ حدیث و مذاکرۀ شیخ مینشستند».
?در ادامه ابن بشر میگوید: «وكان الشيخ -رحمه الله- لما هاجر إليه المهاجرون
يتحمل الدَّين الكثير في ذمته لمؤونتهم وما يحتاجون إليه، وفي حوائج الناس وجوائز الوفود
إليه من أهل البلدان والبوادي، ذكر لي أنه حين فتح الرياض وفي ذمته أربعون ألف محمدية
فقضاها من غنائمها».[۲]
?ترجمه: «و شیخ محمد بن عبد الوهاب رحمه الله آنگاه که مهاجران به سوی او
هجرت کردند، بخاطر هزینهها و خرج و مخارج آنان و نیازمندیهای مردم و همچنین جوایزی
که به وفدهای شهرها و روستاها (وفد گروهی است که برای کارهای مهم نزد سلطان فرستاده
میشود) میداد، بدهیهای بسیاری بر گردن او افتاد. برایم ذکر شده که او (محمد بن عبد
الوهّاب) هنگامیکه شهر ریاض را فتح کرد، چهل هزار محمدی (واحد پول) بدهکار بود که
آنها را از غنایمی (که از شهر ریاض به دست آورده بود) پرداخت کرد».
حاشیه ای کوتاه
بر نوشتار : سلسلۀ جنایات و جرایم محمد بن عبد الوهّاب در حق مسلمانان (۱) توسط
مجاهد دین
به قلم : کارزان شکاک
برادرم مجاهد
دین در این زمینه می گوید :
” آنچه که
به آن یقین پیدا کردهام این است که محمد بن عبد الوهاب مخالفانش را تکفیر میکرد
و مال و جان آنان را برای خود حلال کرده بود.
و من در این
سلسله مطالب، با استناد به کتاب: «عنوان المجد فی تاریخ النجد» که نوشتۀ «عثمان بن
بشر النجدی» [۱]است،
بعضی از جرایم و جنایات محمد بن عبد الوهاب و پیروانش را بیان میکنم. لازم به ذکر
است که ابن بشر خودش پیرو محمد بن عبد الوهّاب است و این جنایاتی که ابن بشر با
افتخار آنها را در کتابش آورده است، سخن خصم و دشمن محمد بن عبد الوهاب نیست، تا
اینکه یکی بگوید اینها عادلانه نیست و سخن خصم است؛ بلکه سخن طرفداران آنان است.
?عثمان بن بشر النجدی دربارۀ اولین سریهای که برای غارت مسلمانان توسط
محمد بن عبد الوهاب فرستاده شده بود میگوید: «ثم أمر الشيخ بالجهاد وحضهم عليه
فامتثلوا، فأول جيش غزا سبع ركايب، فلما ركبوها وأعجلت بهم النجائب في سيرها سقطوا
من أكوارها لأنهم لم يعتادوا ركوبها، فأغاروا أظنه على بعض الأعراب فغنموا ورجعوا
سالمين».
?ترجمه: «سپس شیخ محمد بن عبد الوهاب به جهاد امر کرد و به آن تشویق
نمود، و پیروانش به حرفش گوش کردند، و اولین جیشی که برای جنگ فرستاد هفت شتر سوار
بودند، هنگامی که شتران را به حرکت در آورند و در مسیر به سرعت حرکت کردند از روی
پالان شتر افتادند برای اینکه سوارکاران خوبی نبودند، سپس بر بعضی از اعراب حمله و
غارت بردند و از آنان غنیمت گرفتند و به سلامت بازگشتند».[۲]
?چنانکه
از سخن ابن بشر پیداست، این اولین غارتگری محمد بن عبد الوهّاب بوده است.
❓سوال
ما این است که محمد بن عبد الوهّاب به چه دلیل به آن عربها حمله برده و اموال
آنان را غارت کرده و از آنان غنیمت برده است؟ آیا این غارتی که از آن عربها کرده
است، معنایی غیر از این دارد که محمد بن عبد الوهاب مخالفانش را بدون نیاز به هیچ
اقامۀ حجتی، کافر میدانسته است؟ بله این حقیقت است که محمد بن عبد الوهاب
مسلمانان مخالف خودش را کافر میدانست برای همین مال و جان آنان را برای خود حلال
کرده بود. ”
بدون شک آنچه
برادرم مجاهد دین گفته اند بخشی از تاریخ سلفیت خاص نجدیت یا سلفیت نوع سوم است که
تولید آن با رژیم آل سعود و محمد بن عبدالوهاب گره خودره است ؛ و هم اکنون نیز با
صدها شیخ مختلف همچون صدها مذهب مختلف از سلفیت خاص نجدیت، در اختیار طواغیت مختلف
قرار گرفته اند .
آنچه در توضیح سوال برادرامان مجاهد دین باید گفته شود
این است که محمد بن عبدالوهاب و تمام مریدان او تا کنون مسلمین را به صراحت تکفیر
نکرده اند و حتی بارها این اتهام را نیز از خود دور کرده و با دلایل و مستندات کتب
و منابع خود منکر آن شده اند و این سخن مخالفین بیشتر در قالب اتهام و حتی
برداشتهای شخصی باقی مانده است . مثل همین برداشتی که برادرمان مجاهد دین از این
وقایع کرده اند .
سخنی چند در باره ی تحدی های صالح فوزان شیخ درباری آل سعود درباره ی مذهب سلفیت خاص نجدیت
به
قلم : عبدالله ترکمن
فوزان
یکی از علماهای درباری آل سعود در یک نوار صوتی تحدی می کند که سلفیت خاص نجدیت
مسلمانی را به ناحق تکفیر نکرده و مسلمانی را به ناحق نکشته و پیروان این تفسیر هم
مذهب نیستند؛ و می گوید:
” من
تحدی می کنم که ثابت کنید که شیخ محمد بن عبدالوهاب -رحمه الله- با مذهب جدید آمده
است، تحدی می کنم که شیخ محمد بن عبدالوهاب مسلمانان را تکفیر کرده و تحدی می کنم که
شیخ یک مسلمان را کشته باشد،پس باز تحدی می کنم که ثابت کنید که شیخ محمد بن عبدالوهاب
-رحمه الله- مسلمانان را تکفیر می کند، و یا آنها را بقتل می رسانید، بلکه ایشان قبر
پرستان و اضرحه پرستان و مشرکین را تکفیر می کند، و در حقیقت اینها الله ورسولش آنان
را تکفیر کرده است.»[۱]
به
صورت مختصر در پاسخ به این تحدی های فوزان و مریدانش می توان گفت :
مذهب چیست ؟ اگه مذهب را
تفسیر و روشی خاص در فهم قرآن و سنت صحیح بدانیم بدون شک فهم سلفیت خاص نجدیت از
منابع شرعی هم یک مذهب است مثل سایر مذاهب اسلامی که صدها مورد از آنها وجود داشته
اند . سلفیت خاص نجدیت در مورد تعریف اصطلاح مشرکین، اهل بدعت، ارتداد و مرتدین، عذرهای
شرعی برای مسلمین و … تفسیر و تأویل خاص خودشان را دارند و می توان اینها رو
مذهبی مثل سایر مذاهب دونست . اما اینها سعی دارن این حقیقت رو پنهان نموده و
تفسیر خودشونو معادل اهل سنت و فراتر از مذاهب اسلامی بدونن. کاری که پیروان تموم
مذاهب در برابر مخالفین در قرون گذشته کرده ان و باعث به وجود اومدن صدها جنگ
داخلی میان مسلمین و کشتار هزاران مسلمان شده ان.
تحدای دوم این شیخ درباری هم جالبه . مگه زمانی که اهل قبله رو به
همین سادگی با لفظ قبوریون (قبر پرست) و مشرک صدا می کنه و در پایان احکامی که الله تعالی بر کفار مشرک
صادر کرده رو بر این مسلمین تطبیق میده کاری غیر از تکفیر نابجای مسلمین کرده
؟ در کتاب «رسائل محمد بن عبد الوهاب » که
با نظارت عبد العزیز بن باز مفتی سابق آل سعود نشر شده در مورد ترور حاکم عیینه در
هنگام نماز که مخالف مذهب آل سعود بود اومده : «عثمان بن معمر مشرک و کافر بود و مسلمانان
وقتی از کفر و شرک او آگاه شدند، تصمیم گرفتند که او را بکشند. »
به نظر شما
هزاران نفر دیگه از مسلمین که به همین جرم ناکرده کشته شدن واقعا از نظر شرعی مشرک
بودن که به جرم مشرک شدن کشته شدن ؟
همین
الان هم زمانی که در گروهها میگن ما موحدیم یا فلانی هم موحده یعنی چه ؟ یعنی
دیگران مشرکن . به همین سادگی هرکسی که تابع دیدگاه خودشون نباشه رو مشرک میدونن و
به همین سادگی اونو تکفیر می کنن . چون هم در قرآن لفظ مشرک و مشرکین برای بدترین دسته از کفار به کار رفته
و هم در همین کلیپ فوزان به قول خودش قبوریون و … رو تکفیر می کنه .
اینکه گفته مسلمانی توسط آنها کشته نشده هم جزو جکهای تلخ این علمای
درباریه . مگه محمد بن عبدالوهاب و سعود بن عبدالعزیز که هزاران نفر را قتل عام
کردند این هزران نفر کفار یهود و نصرانی و مجوس و صابئین و یا کفار مشرک(سکولار)
بودن یا مسلمینی که به راحتی و با کنار نهادن عذرهای شرعی تکفیر شده و جزو مشرکین
قرار گرفته بودن و احکام مشرکین بر آنها تطبیق میشد ؟
تمام این هزاران
نفری که از مردم سرزمین وحی و جزیره العرب کشته شدن همگی مسلمین بودن ، و تحدی
میشه اگه آل سعود تا کنون تنها یه کافر اصلی
یهودی یا نصرانی یا مجوس یا صابئین یا مشرک (سکولار) را کشته باشن . هرگز
این کار رو نکردن و تنها در چهار طرف خود مسلمان کشی کرده ان .
محمد بن
عبدالوهاب حکم این مسلمین مریض و جاهل رو بدتر از حکم مشرکین اصلی عصر رسول الله
صلی الله علیه وسلم می دونست به همین دلیل با بی رحمی هر چه تمامتر با آنها برخورد
میشد و می گفت : آگاه باش که شرک پشینیان [کسانی که رسول خدا با آنان جنگید] از شرک
مشرکان دوران ما کمتر بوده است. ( «کشف الشبهات» ص ۳۹ شیخ محمد عبدالوهاب / الدرر السنيّة
في الأجوبة النجدية ۱/ ۱۲۰)
در کتاب : تاریخ نجد المسمى روضة الأفكار و الأفهام
لمرتاد حال الإمام و تعداد غزوات ذوي الإسلام، نوشته شیخ حسین بن غنام. ناشر المکتبة الأهلية رياض
چاپ اول ۱۹۴۹ به خوبی در مورد این دوران ۲۰ ساله ی مسلمان کشی شیخ محمد و ملک سعود توضیح داده شده .
نکته ی آخر اینکه الله تعالی برای تکفیر مسلمین قواعد و عذرهای شرعی خاصی رو قرار داده که با
تکفیر کفار اصلی فرق داره، و الله تعالی اجازه نداده با برداشتن عذرهای معتبر شرعی
برای مسلمین همینجوری بندگان صاحب عذر تکفیر شوند، و با قرار دادن مسلمین در جای
کفار مثل کفار با اونها برخورد بشه و احکام کفار بر مسلمین اجرا بشه .
به کار بردن لفظ
قبر پرست و اضرحه پرست به زبان ساده یعنی کسانی که به جای الله تعالی اینها را
پرستش می کنن و این یعنی صدور حکم و تکفیر مسلمین بدون قرار دادن عذرهای معتبر
شرعی برای آنها .
تمامی این آرای
جدید ساختار مذهبی رو تشکیل میدن که ما به عنوان سلفیت خاص نجدیت یا سلفیت نوع سوم
از اون نام میبریم . سلفیتی که با سلفیت نوع اول (شافعی و مالک و حنبل و… ) و
سلفیت نوع دوم (ابن تیمیه و ابن قیم ) تفاوتهائی داره .
[۱] مصدر: شریط شبهات حول دعوة الشیخ محمد
بن عبدالوهاب
مرگ مشکوک دکتر شیخ
احمد العماری رئیس سابق دانشکده قرآن کریم دانشگاه اسلامی مدینه و رئیس مجلس امور مربوط
به دعوتگران مدینه در زندانهای آل سعود
ارائه دهنده :
مسعود سنه ای
آل سعود با
پشتوانه ی سلفیت خاص نجدیت یا همان سلفیت نوع سوم به بزرگترین دشمن مجاهدین شریعت
گرا در سراسر دنیا و زندانی برای علمای اهل سنت در داخل عربستان تبدیل شده است، که
هر از چند گاهی یا خبر اعدام دسته جمعی عده ای از علماء و دانشجویان اسلامی را می
بینیم یا مرگ مشکوک آنها در زندانهای مخوف آل سعود .
الشيخ الدكتور أحمد العماري الزهراني رئیس
سابق دانشکده قرآن کریم دانشگاه اسلامی مدینه و رئیس مجلس امور مربوط به دعوتگران مدینه
نیز یکی از همین دعوتگرانی بود که به خاطر ابراز عقاید اهل سنت علاوه بر اخراج از
دانشگاه و تدریس با زندانی شدن روبرو شده و در نهایت با مرگ مشکوکی در زندان به
زندگیش خاتمه داده شد .
رسانه ها اعلام
کردند که علت مرگ وی خونریزی مغزی بوده که
هفته گذشته پس از این که شیخ احمد العماری در زندان به خونریزی مغزی دچار شده
بود به خانواده او ابلاغ شد که وی آزاد است و می توانند او را ببینند اما بعد از دیدار
خانواده با شیخ عماری مشخص شد که دلیل آزادی ایشان عدم به هوش آمدن و مرگ مغزی به
خاطر خونریزی مغزی بوده است.
این همان نظام و
سیستمی است که سلفیت خاص نجدیت از طریق رسانه های ماهواره ای چون کلمه و نور و…
قصد معرفی آن به اهل سنت ایران را دارند
.
افشای
همکاری کامل اقمار آل سعود با رژیم صهیونیستی توسط سیسی
به قلم : مسعود
سنه ای
در فررودین ۱۳۹۴
تحالف و پیمانی نظامی رسمی متشکل از آل سعود، امارات، اردن، قطر، کویت، بحرین، مصر ،
سودان و مراکش و غیر رسمی متشکل از اسرائیل [۱] و آمریکا به بهانه ی مبارزه با تروریسم و انقلابیون یمنی به ریاست صوری
آل سعود شکل گرفت .
تمام این کشورها که به صورت رسمی در این پیمان شرکت کرده اند در
خیانت به جهان اسلام و خدمت به کفار سکولار جهانی گوی سبق را از هم ربوده اند و همیشه
سعی شده است این خیانتها دور از چشم مردم عادی صورت گرفته و با تبلیغات رسانه ها و
علمای دین فروش به گونه ای به مردم برسد که باعث رو شدن چهره ی اصلی آنها نزد عوام
نگردد، اما این روزها به تدریج این ترس از قدرت و افکار مردمی هم توسط آل سعود و
اقمار آن نادیده گرفته شده و آشکارا مزدوری و دست نشانده بودن خود و خیانت آشکار
به دین الله و مسلمین را به نمایش می گذارند .
نزدیکترین افشاگری
عمومی توسط اقمار آل سعود توسط سیسی حاکم دست نشانده ی مصر صورت گرفت که به همکاری کامل با رژیم
صهیونیستی در بمباران و قتل عام اهل سنت سینا اعتراف نمود.
السیسی
که مورد حمایت حزب نور سلفی خاص نجدیت و سایر سکولاریستهای داخلی و خارجی و حکومت
فاسد آل سعود است در گفت و گو با شبکه ی سی بی اس آمریکا گفته است: اسراییل با هماهنگی
ما،حمله به سینا را آغاز می کند و با اسرائیل هماهنگی و همکاری های نزدیک نظامی داریم.
همچنین در ویدیوی کوتاهی که از این مصاحبه پخش شده پس از این که سیسی می گوید ما در
مصر زندانی سیاسی نداریم مجری به او متذکر می شود که دیده بان حقوق بشر اعلام کرده
است در زندان های مصر ۶۰ هزار زندانی سیاسی وجود دارند و سیسی با حالتی پریشان می گوید:
“من نمی دانم آنها این رقم را از کجا آورده اند. من گفتم هیچ زندانی سیاسی در
مصر وجود ندارد. در هر جایی که یک اقلیت در تلاش برای تحمیل ایدئولوژی خود بر مردم
است ما باید مداخله کنیم قطع نظر از تعداد آنها.”
اینها الگوهائی هستند که آل سعود قصد دارد از
طریق رسانه های ماهواره ای فارسی چون کلمه و نور و … و جبهات مجازی به نام اهل سنت و گروههای مسلح به
ظاهر اسلام گرا چون گروههای مسلح بلوچستان در قالب دموکراسی و لیبرالیسم و
فدرالیسم سکولاریستی به اهل سنت ایران نشان دهد.
آیا اهل سنت
ایران را چنان جاهل و فارغ از علم و علمای شریعت گرا تصور کرده اند که حاضرند برای
چنین آینده ی سیاه و تاریکی تلاش کنند؟
تقسیم بندی
دین سکولاریسم به رادیکال و لیبرال، فلسفی و سیاسی و… تله ای جهت فریب مسلمین
به قلم :
ابوابراهیم هورامی
با آنکه دین
سکولاریسم به صدها فرقه و مذهب تقسیم شده است اما عده ای در قالب اخوان الشیاطین (شاخه
ی انحرافی اخوان المسلمین) بر آنند که دین سکولاریسم را به رادیکال (کمونیستی) و میانه
رو (لیبرال و سرمایه داری) تقسیم کنند و چنین وانمود کنند که نوعی از سکولاریسم
میانه هم داریم که می توان با آن تعامل کرده و در بازیهای سیاسی آن شرکت نمود .
طرفداران این طرز تفکر در میان مسلمین اکثرا به
ناتو (از کانال حکومت سکولار ترکیه) و آمریکا وصل هستند و در هر جا اشغالگران
سکولار خارجی وارد یکی از سرزمینهای مسلمین شده اند این طبقه با شعارهای به ظاهر
اسلامی به عنوان بخش خدماتی، اداری و پارلمانی و… در خدمت کفار سکولار خارجی و
مرتدین محلی بوده اند . خیانت این دسته به دین الله و بندگان مسلمان الله برکسی
پوشیده نبوده و نیست، اینها رسوا شدگان تاریخ ملت خود و ملل اسلامی هستند که به
عنوان برادران و همکاران کفار سکولار خارجی عمل کرده اند .
عده ای هم سعی دارند با همان جدا انگاری عقیده از سیاست و
در قالب سلفیت خاص نجدیت پا را فراتر از این گذاشته و دین سکولاریسم را به فلسفی و
سیاسی تقسیم نمایند و چنین به مخاطب نشان دهند همچنانکه مسائل عقیدتی و سیاسی داریم
و عقیده از سیاست جداست به همین شکل سکولاریسم فلسفی و سیاسی داریم و این دو از هم
جدا هستند .
برای مریدان سلفیت خاص نجدیت این صغری و کبری
چینی ها قابل درک است چون بیشتر از دو قرن است که در عربستان سعودی دستگاه عقیدتی
و دستگاه سیاسی از هم جدا هستند . آل شیخ
به مسائل عقیدتی می پردازد و آل سعود هم به دستگاه سیاسی و حکومتی .
اما حقیقت آن
است که دین سکولاریسم و تمام مذاهب آن (کمونیستی و لیبرال و آنارشیست و…) همگی
یک هدف مشترک دارند و آنهم حذف قانون شریعت الله از زندگی اداری و حکومتی مردم .
حالا یکی (مثل کانادا و ایسلند و و فرانسته و انگلیس و آمریکا و…) به تدریج و از
طریق سکولاریزاسیون و مسائل فرهنگی و به صورت نرم و با پشتوانه ی قوانینش خدا را
نیز از زندگی مردمان تحت حاکمیت خود حذف می کند و دیگری (مثل چین، کره شمالی، ویتنام
و…) با خشونت و به صورت سریعتری . در اینجا می توان گفت سکولاریستهای کافر
کمونیست در بیان عقاید خود صادق تر از سکولاریستهای کافر لیبرال هستند، اما هدف هر
دو در برابر قوانین دین اسلام و الله یکی است .
واکنش ریاکارانه
ی منافقین(سکولار زده ها) به خروج نیروهای آمریکائی از افغانستان
ارائه دهنده:
ابومحمود کندزی
با آغاز مذاکرات
مستقیم با امریکا و اعلان خروج نیمی از نیروهای امریکایی از سوی ترامپ، بعضی حلقاتی
داخل و خارج از کشور که ظاهراً خود را از رژیم جدا جلوه می دهند، همزمان ابراز نگرانی
می کنند که گویا در آینده از خانه جنگی هراس دارند.
به همین اساس به
امریکا مشوره می دهند که مسئولانه برخورد بکند و گویا در رابطه به خروج از افغانستان
عجولانه تصمیم نگیرد.
مشورهء برخورد مسئولانه
به امریکا بجا است، اما برخورد مسئولانه را باید ایشان از دیدگاه نادرست خود تعریف
نکنند، با استفاده از پوشش «برخورد مسئولانه» نباید برای مصالح شخصی خود خواستار بقای
نیروهای خارجی در کشور باشند، زیرا این کار نه در خیر مردم امریکا و نه هم در خیر مردم
افغانستان است. بلکه تنها به نفع حلقات شریر داخلی و خارجی است که فایدهء خود را در
اشغال کنونی می دانند.
امارت اسلامی هیچگاه
ارادهء جنگ های داخلی ندارد و نه هم به کسی اجازه می دهد که با چنین تبلیغات زهرآگین
برای چنین جنگ ها زمینه سازی بکند.
رژیم کابل نیز با
چنین بهانه ها برای بقای نیروهای اشغالگر تلاش می کند. در حالی که هم اکنون در حضور
اشغالگران، صدها نفر ملکی هر روز از سوی اشغالگران و رژیم کابل به شهادت می رسند. اما
باز هم ناله می کند که نیروهای اشغالگر از افغانستان خارج نشوند، وگرنه درین جا جنگ
های داخلی شروع می شود.
آیا در این اشغال
هژده ساله، اشغالگران و رژیم کابل تا هنوز از کشتار مردم بی گناه دریغ کرده اند، که
امروز توطئهء ترس از آغاز جنگ های داخلی را به راه انداخته اند ؟
امارت اسلامی که
برای از بین بردن جنگ های داخلی و محو شر و فساد به وجود آمده است، هیچگاه به کسی اجازه
نمی دهد که برای جنگ های داخلی زمینه سازی بکند. امارت اسلامی چنانکه با کمال متانت
و به نرخ جان از دین و میهن خود در برابر اشغالگران دفاع کرده است، در آینده نیز در
برابر هر گونه شر و فساد و منازعات داخلی ایستادگی می کند. دوشادوش هموطنان خود از
همه آن عواملی جلوگیری می کند که سبب خانه جنگی می شود. حالا هم درین راستا کار زیادی
صورت گرفته است. مردم باید تحت تاثیر کمپاین های نگران کننده قرار نگیرند.
از خطاهای فاحش : نسبت دادن صفت مرجئه به بازرگانان فتوا و دین
فروشان
کاتب : ابوابراهیم هورامی
از خطاهای فاحش میان مسلمین یکی این است که
به علماء سوء و راهبان باطل و أحبار فاسد گفته می شود: که این ها مرجئه اند. یا
این که، فلانی در رأس ارجاء قرار گرفته و سر دسته ی مرجئه است ، یا او در بخش
عقیده سلفی و در بخش دیگر جهمی و… که جهت بطلان آن به شرح حال زندگی سران مرجئه در
عهد سلف صالح مراجعه فرمایید که چقدر مرجئه از این ها بری اند.
باید گفت این افرادی که در وطن اسلامی بزرگ
به اسم سلف صالح و سلفیت نوع سوم[۱] از
حاکمان مرتد مسلط بر هر بخش از سرزمین های مسلمان نشین دفاع می کنند، این ها از
سربازان همین طاغوت ها هستند و هیچ پیوندی به عقیده ی سلف صالح نوع اول و دوم[۲]
ندارند. بلکه هیچ مجالی جهت مقایسه بین این ها و سران مرجئه قدیم وجود ندارد، و
عقیده ی سلف صالح هم لباس مزخرف بی قواره ای نیست. بلکه عقیده ، دعوت و جهاد است.
حالا کدام یک از این ها سلفی و بر عقیده ی
سلف صالح این امه است. ملا محمد عمر که دولتش در راه اسلام درخشید و پیوسته و
استوار در سنگرهای قتال و جنگ در رزم و پیکار بود، در حالی که غیر از «العقیدۀ
النسفیۀ» چیزی نخوانده بود؟
یا مفتی آل سلول که درس عقیده ی سلفیت نوع
سوم را در مرکزش خوانده و خودش نیز به شجره ی ای از علمای همین نوع از سلفیت می
رسد در حالی که مدافع سرسخت نظام آل سلول بوده و توجیه گر کفر و ارتدادشان می
باشد؟
مفتی دولتی آل سعود درعربستان: جهاد و ادعای تحکیم شریعت الله ، خیانت به امت اسلام است!!
ارائه دهنده : معتصم هورامی
مفتی عام عربستان عبدالعزیز بن عبدالله آل شیخ، دعوت و پیشراندن جوانان امت اسلامی برای «جهاد» را از جمله انواع خیانت به امت اسلامی برشمرد.
وی که منصب ریاست «هیئت کبار علما» عربستان را در دست دارد خطبه روز جمعه در مسجد «امام ترکی بن عبدالله» را به سخنرانی در خصوص انواع خیانت اختصاص داد و فراخوان و پیشراندن جوانان مبنی بر خروج برای جهاد را یکی از اموری برشمرد که سرانجام آن ذلت و بیآبروییای است که به این جوانان باز خواهد گشت.
او جهاد را عامل باز داشتن جوانان امت اسلامی از کار کردن و خرید و فروش در چنین موقعیتی که به سوی آن پیش میروند، معرفی کرد و اضافه کرد که کسانی که برای این جوانان در خصوص خروج برای جهاد فتوا صادر میکنند عواقب این امور را نمیفهمند و قطعا فتوای خروج و دعوت همگانی برای جهاد از سوی این افراد و همچنین اشاعه و پخش کردن سخنان و دروغهایی که میان مردم و حکومت تفرقه و گسستگی ایجاد میکند از جمله انواع خیانتها هستند.
عبدالعزیز تأکید کرد که از جمله انواع خیانتها وابستگی و ارتباط با کانالهایی است که دشمنی آنها با امت اسلامی و سران آنها معلوم و مشخص است و نیز نقل اخبار از آنان از جمله انواع خیانتها میباشد و روشن کرد که میهن مسلمان، امانتی است بر گردن امت اسلامی و خیانت کردن از اخلاق ناشایست و مذمومی است که اسلام از آن نهی کرده است چرا که باعث از هم گسیختگی پیوند میان امت اسلامی و تضعیف فرهنگ در میان این اجتماع خواهد شد و آن از جمله اخلاق منافقان است.
وی در گوشهای از این سخنان نسنجیده خود اظهار داشت که چنین خیانتی به مانند خیانت تاجر به نگهبانان خود یا بازاریابها میباشد که طی آن تاجر با استفاده از چسباندن تبلیغات سعی در جلوه دادن کیفیت عالی کالای خود را دارد و در واقع کیفیت آن چیزی خلاف آن میباشد، چنین خیانتی در اموال به مانند خیانت مدیران شرکتها در رابطه با به تأخیر انداختن پرداخت سودشان به کارگران میباشد، وی در ادامه این سخنان غیر مرتبط، آن را یک امر بسیار مهم و خطرناک توصیف کرد.
ما امروزه شاهد ظهور افرادی معلوم الحال تحت چتر سلفیت خاص نجدیت هستیم که سعی دارند با نام ائمه ی خیر القرون و استفادهی کلی از نام سلفیت برای خود هم اعتباری به دست بیاورند و هم اهداف خاص خود را به پیش برند .
برای ممانعت از سوء استفاده ی چنین افرادی لازم است به صورت مختصر به اونع سلفیت موجود در تاریخ اسلام اشاره کنیم .
سلفیت خیر القرون
کسانی چون مالک بن انس، شافعی، احمد بن حنبل، سفیان بن ثورى، ابن ابى لیلى، داوودبن اصفهانى، ابن مبارک اسحاِ بن راهوى و حسین بن على کرابیى و… رحمهم الله بودند که به عنوان یک اندیشه و روش سامان یافته تجسم یافتند. عقاید اشعرى که بعدها به وجود آمد تلفیقى بود از عقاید و مکتب امام شافعی که با نوعى عقلانیت آنرا تعدیل کرده بود. چالشهاى بین متکلمان اشاعره و اهل حدیث به مرور تشدید شد و به انزواى سلفیت نخستین و غلبه اشاعره منجر شد.
سلفیت قرن هشتم
در این قرن بار دیگر ابوالعباس احمدبن عبدالحلیم معروف به ابن تمیمه و شاگردش ابن القیم جوزى باعث احیای مجدد نوعی از سلفیت گریدند که با نگرشی ضد صوفی گری و رافضی گری (غلات موجود در شیعه ی ۱۲ امامی) علاوه بر عقاید و افکارات سلفیت اول، مواردی در حوزه ی توحید و بدعت را نیز به سلفیت افزودند.
سلفیت خاص نجدیت آل سعود
در قرن دوازدهم هجری محمد بن عبدالوهاب نجدی بار دیگر تلاش کرد که نگرش خاص ابن تیمه رحمه الله را که چند قرن توسط علمای شافعی و حنفی و مالکی به حاشیه رانده شده بود در قالب سلفیتی جدید زنده کند و جانی دوباره به این اندیشه ببخشد، اما با افزودین هائی، که بزرگترین و خطرناکترین آن جدا کردن دستگاه حاکمه (آل سعود) از دستگاه علوم شرعی (آل شیخ) یا به زبانی دیگر تولید بدعتی جدید و نرم تحت عنوان جدائی دستگاه دین از دستگاه سیاست بود .
این نوع از سلفیت خاص آل سعود به تدریج حالت درباری به خود گرفت و تابع سیاستهای آل سعود و توجیه گر سیاستهای آل سعودی شده بود که خود آل سعود هم تابع سیاستهای کفار سکولار جهانی چون انگلیس و بعدها آمریکا گردید .
این نوع از سلفیت جدید تبدیل به مذهبی انعطاف ناپذیر شده است که با وسیع کردن دایره ی بدعت و مشغول نمودن مسلمین به مسلمین، و سرگرم نمودن مسلمین به مسائل بسیار ریز شخصی، و دور نمودن آنها از مسائل اساسی حکومتی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی ، آزادیبخشی و… مسلمین را تبدیل به ابزاری در دست حکومتهای دست نشانده ی کفار سکولار جهانی، و عاملی جهت ایجاد جنگ روانی بر علیه مسلمین شریعت گرا و مجاهد کرده است.
واضح و آشکار است که این نوع از سلفیت درباری آل سعود بسیاری از خصلتهای نیکوی دو سلفیت قبلی را از خود دور کرده و تنها جهت فریب مریدان خود از نام افراد موجود در دو سلفیت قبلی استفاده ی ابزاری می کند و با شدت هر چه بیشتری از سوی تمام طاغوتهای منطقه ای و کفار سکولار جهانی بر علیه مجاهدین و اصلاحگران و تمام مخالفین طاغوتها و کفار اشغالگر مورد حمایت و پشتیبانی قرار می گیرد .
در حال حاضر سلفیت درباری خاص نجدیت به عنوان یک مذهب انعطاف ناپذیر همچون یک سد در برابر مسلمین و خادمی برای کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی عمل می کند که متاسفانه عده ای جاهلانه به تبلیغ این نوع از سلفیت به بهانه ی مبارزه با بدعتها و شرکیات وزنده کردن سنتها و…. می پردازند غافل از اینکه در دام و مردابی افتاده اند که هر چه بیشتر فعالیت می کنند بیشتر به دین اسلام، خود و مسلمین صدمه می زنند .