مُلا عبدالرحمن فتاحی چرا هنوز در جبهه ی جولانی مرتد باقی مانده و لال شده است؟

مُلا عبدالرحمن فتاحی چرا هنوز در جبهه ی جولانی مرتد باقی مانده و لال شده است؟

به قلم: ابوخالد کُردستانی

بیشتر از ۱۲ سال است که با صدائی روشن و با دلیل بیان کرده ایم که جولانی فی سبیل آمریکا و ناتو و صهیونیستها در حال جنگ است و از همان ابتدا اعلام کردیم که این جنگ جولانی و باندش وسایر مزدوران آل سعود و ترکیه و قطر و غیره صرفاً جنگ آمریکا و غرب و صهیونیستها با دشمنان این کفار محارب و اشغالگر است نه جنگ شیعه و سنی اما مُلا فتاحی خائن با همان ادعاهای تکراری علمای درباری آل سعود و اردن و سایر صهیونیستهای عرب ادعا می کرد که ای هاوار خون اهل سنت در سوریه ریخته می شود و ایران و حزب الله در حال کشتار اهل سنت هستند و…

با این خیمه شب بازی های عوام فریبانه و بازی با آیات و احادیث و آرای ائمه ی سلف بسیاری از جوانان را در راه آمریکا و غرب و صهیونیستها قربانی کرد در حالی که می دانست آنطرف جنگ، یعنی ارتش سکولار بشار اسد، بیشتر از ۹۰ درصد آنها سنی زاده هستند و مفتی بشار یعنی حسون از اهل سنت است و رمضان بوطی از کردهای اهل سنت بود که رئیس هیئت علمای سوریه را داشت و اصلاً جنگ شیعه سنی مطرح نبود بلکه جنگ بین دو جبهه بود : ۱- جبهه آمریکا و غرب و صهیونیستها ۲- جبهه ی مخالفین آمریکا وغرب و صهیونیستها که در آن هم کفار روسی وجود داشتند هم شیعیان ایران و حزب الله و هم اهل سنت شافعی یمن و حماس و جهاد اسلامی و هم زیدی های یمن و … همچنانکه در جبهه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم بر علیه کفار سکولار قریش هم مومنین وجودد داشتند هم کفار یهود اطراف مدینه و هم کفار سکولاربنی خزاعه و بنی ضمره و…

این واقعیت را عده ای در آن زمان نمی دیدند تا اینکه به تدریج جولانی مرتد ارتداد خودش را علنی کرد و با پیوستن رسمی به تحالف تحت پرچم آمریکا آنهم تحت شعار مبارزه با تروریسم که در واقع جنگ با تمام مخلصین اهل دعوت و جهاد و تمام دشمنان آمریکا و شرکای آمریکا از جمله رژیم صهیونیستی است بر این ارتداد خود مهر نهائی زد اما هنوز مُلا فتاحی خودش را یکی از سربازان این مرتد می داند.

اخیراً آمریکا و اسرائیل و جولانی مرتد با هم بیانیه ی مشترکی را نشر دادند که در آن آمده است:

  • سوریه و اسرائیل تصمیم به ایتجاد مکانیزم هماهنگ و مشترک گرفتند
  • هدف مکانیزم مشترک تبادل اطلاعات و کاهش تنش است
  • هدف مکنیزم مشترک تقویتتقویت فرصتهای تجاری تحت نظارت آمریکاست
  • واشنگتن متعهد به حمایت از اجرای تفاهمات بین سوریه و اسرائیل است .

البته دفتر نتانیابو هم اعلام کرد که” با حمایت آمریکا گفتگو با سوریه از سرگرفته شده  و در مذاکرات با سوریه بر تضمین امنیت خود و جلوگیری از تهدیدها و تقویت ثبات و امنیت و بر اهمیت پیشبرد همکاری اقتصادی مشترک تاکید کردیم “

آیا کفری مانده که جولانی سکولار و مرتد انجام نداده باشد؟ آیا کسی مانده که جبهه ی این خائن به دین و ملت و اهل دعوت و جهاد را هنوز تشخیص نداده باشد؟

اینهائی که ادعا می کردند بعد از دمشق می خواهند قدس را آزاد کنند و هزاران نفر را به این بهانه و به بهانه ی دروغین جنگ شیعه – سنی به کشتن دادند در نهایت و به صورت علنی سربازی از سربازان تحالف تحت پرچم آمریکا و مرزداری از مرزداران رژیم  صهیونیستی و متحد امنیتی این رژیم جنایتکار در جنگ با تمام دشمنان اسرائیل و آمریکا و غرب سکولار شدند.

آیا این ارتداد آشکار قابل پنهان کردن است؟ قطعاً خیر؛ پس چرا مُلا فتاحی هنوز با این مرتد مانده است اگر خودش هم یکی از این خائنین به دین و ملت و یکی از مزدوران آمریکا و غرب و صهیونیستها نیست؟

البته لازم است بدانیم که مُلا فتاحی از همان ابتدا با تمام خیانتها و مزدوری های جولانی خودش را سازگار و هماهنگ کرده و تقریباً می توان گفت «راهاتووه» عادت کرده است.

هشدار اهل سنت و جماعت به مولوی ها، ماموستاها و شیخهائی که بر منبر مساجد الله هستند اما سخنانشان در اغتشاشات دی ۱۴۰۴ در خدمت منافع دشمنان است

هشدار اهل سنت و جماعت به مولوی ها، ماموستاها و شیخهائی که بر منبر مساجد الله هستند اما سخنانشان در اغتشاشات دی ۱۴۰۴ در خدمت منافع دشمنان است

به قلم: مسعود سنه ای

صرفنظر از آنکه در میان عده ای از آخوندهای شیعه چه می گذرد، در میان بلوچهای حنفی مذهب کسی چون مولوی عبدالحمید و در میان شافعی های جنوب کسی چون شیخ عبدالرحیم خطیب و در میان شافعی های غرب ایران کسی چون محمد رفیعی هستند که در این اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ «عملاً» در جبهه ی کفار آمریکائی – صهیونی و احزاب سکولار و مرتد داخلی ایران قرار گرفتند.

همه می دانیم اعتراض بازاری های تهران و چند شهر شیعه نشین دیگر ایران بعد از چند روز تبدیل به اغتشاش شد و اهل سنت و جماعت ایران در اغتشاشات سکولارهای میان تشیع مشارکت نکردند، به ناگاه مولوی ها وماموستاها و شیخهائی معلوم الحال و به صورت مشکوک و به بهانه ی اینکه اعتراض حق قانونی مردم است و… سعی در تحریک و کشاندن اهل سنت به فتنه ای کردند که خودشان هم می دانند اغتشاش است نه اعتراض قانونی و مسالمت آمیز.  

این دسته از خطبای مساجد که حتی یک عالم در میان آنها یافت نمی شود بر منبر مساجد الله می‌ایستند، اما محتوای سخنانشان نه در چارچوب اسلام‌گرایی اصیل و بر اساس منهج اهل سنت، بلکه در مسیر تولید فتنه و عوام زدگی و رسانه پسند و همسو با گفتمان و اهداف قدرت‌های سکولار غربی، به‌ویژه کاخ سفید واشنگتن، و احزاب سکولار و مرتد ایرانی حرکت می‌کنند.

در گفتار این افراد  آنچه دیده می شود سنت عبدالله بن سبا یهودی در تولید اغتشاش است نه سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم . سنت عبدالله بن سباً که در زمان خلافت عثمان بن عفان رضی الله عنه چنان فتنه ای به پا کرد که نه تنها در زمان عثمان بلکه در زمان علی رضی الله عنه و تا کنون دامنه ی تخریبات آن ادامه یافته است.

این خطبای مساجد در مساله ی امربه معروف و نهی از منکر تحت هیچ عنوانی از منهج اهل سنت و جماعت پیروی نمی کنند، در عوض، محور سخنانشان غالباً بر مفاهیمی می‌چرخد که ریشه در ادبیات انسان‌گرایی لیبرال دارد؛ مفاهیمی که با حذف مرجعیت شریعت، دین را به اخلاقی خنثی و بی‌خاصیت فرو می‌کاهد و جامعه را به اغتشاش و فتنه گری می کشاند.

اسلام‌گرایی یعنی پیوند ایمان با عمل، عدالت با شریعت، و اخلاق با وحی. اما در این سخنان خطبای سکولار و عوام زده، منهج صحیح اسلام به حاشیه رانده می‌شود و دعوت به سوی سکولاریسم نرم  و سکولارهای اغتشاشگر در قالب واژه‌های زیبا عرضه می‌گردد و مخاطب به جای پیروی از سیره ی نبوی، به همراهی با نظم مطلوب غرب و تولید فتنه و اغتشاش دعوت می‌شود.

این خطبا باید بدانند که منبر مسجد، امانتِ دعوت به خدا و پیامبر است نه تریبونی برای بازتولید گفتمان‌های وارداتی و تخریبی و فتنه جویانه.

هر دعوتی که شریعت را کمرنگ و مرجعیت وحی را حذف کند، هرچند با الفاظ زیبا آراسته شود، در نهایت به سکولارگرایی می‌انجامد؛ نه به اصلاح امت و این عین خیانت است و چنانچه جوانی از اهل سنت و جماعت در این اغتشاشاتی که توسط سکولارها هدایت می شود و حتی نفوذی هائی از احزاب سکولار و مرتد در میان آنها راه یافته اند صدمه ببیند یکی از مسئولینی که باید پاسخگوی خانواده ها و بازماندگان این افراد باشند همین مُلاهای سکولار زده ای هستند که می دانستند اغتشاش در کار است نه اعتراض اما جوانان اهل سنت ما را به رفتن در این مهلکه تشویق و تحریک کردند.

چرا «جبهه مبارزین مردمی» یا همان جیش العدل، ضمن همسوئی با اپوزیسیون سکولار ایران، آلترناتیو معرفی نمی کند؟

چرا «جبهه مبارزین مردمی» یا همان جیش العدل، ضمن همسوئی با اپوزیسیون سکولار ایران، آلترناتیو معرفی نمی کند؟

کاتب: محمد اسامه

جبهه ی مبارزین مردمی که یکی از لباسهای سکولار شده ی جیش العدل است در بیانیه ی جدید خود گفته است که « اعتماد، ستون اصلی رابطه میان مردم و اپوزیسیون است»، سوالی که مردم اهل سنت بلوچ دارند این است که شما در عوض این حاکمیت شیعه مذهبی که بر ایران وجود دارد چه می خواهید بدهید؟ بدیل و آلترناتیو شما چیست؟

همه می دانیم که اپوزیسیونی که شما با آن هستید و جزئی ناچیز از آن شده اید یک حاکمیت سکولار می خواهند؛ در اینجا ما اهل سنت و جماعت با شناختی که از حاکمیتهای سکولار و مرتد در سرزمینهای اسلامی داریم حق داریم بپرسیم شما در عوض این منزلی که در آن هستیم چه به ما می دهید؟

بدون شک شما نه غیرت و شهامت آن را دارید که صادقانه به مردم اهل سنت بلوچستان بگوئید که ما حاکمیت سکولار و قوانینی سکولاریستی می خواهیم و نه به شما اجازه می دهند تا زمانی که مردم اهل سنت را در این راه خرج نکرده اید در این زمینه چیزی بگوئید، چون اهل سنت و جماعت آشکارا نظام سکولار و قوانین سکولاریستی را کفر محض و ارتداد آشکار می دانند.

این را خوب بدانید ای جاهلهائی که خیال می کنید اهل سنت و جماعت هم مثل خودتان هستند که الله جل جلاله به صورت واضح و روشن بیان کرده است که دو جبهه بیشتر وجود ندارد یا جبهه ی کفر و ارتداد و حکومت کفری سکولاریستی و غیر سکولاریستی است، یا جبهه ی قانون شریعت الله و حکومت اسلامی و می فرماید: 

الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفاً‏(نساء/۷۶) کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه الله می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه شیطان می‌جنگند. پس با یاران شیطان بجنگید. بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است .‏

بله، نیرنگ شیطان و یاران شیطان همیشه ضعیف بوده است و همین یک آیه کافی است تا سحر و چشم بندی شما را فاش کند؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز می فرماید: من قاتل لتکون کلمه الله هی العیا فهو فی سبیل الله .

این تنها گزینه برای ماست که قانون و شریعت الله بر جامعه حاکم باشد و بالاتر از تمام قوانین دیگر؛ اما اپوزیسیون سکولار و مرتد شما می خواهد که کلمه و شرع الله حاکم نباشد بلکه زیر دست و پایین قوانین کفری سکولاریستی باشد، وشما یک نظامی ایران در ایرانشهر را به دلیل انتقام از کشته شده های سکولار ملکشاهی و… کشتید که ضد هر گونه حکومت بر اساس شریعت الله هستند و برایشان شیعه و سنی فرقی ندارد؛ پس شماها هم یکی از همین مرتدین هستید هر چند از الفاظ شبه اسلامی هم استفاده کنید.  

آنوقت می گوئید: «اعتماد، رکن اساسی مبارزه و پیوند مردم با اپوزیسیون» است؟

بله، ما اهل سنت و جماعت هرگز به مرتدین اعتماد نخواهیم کرد. ما منهج و عقیده و بزرگان و برنامه ی خودمان را داریم. فقط کافی است به این سخن جابر بن عبدالله  در تفسير این آيه  نگاه کنید: لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ. (الحدید/۲۵) با يكي از دستهايش قرآن (مصحف) را بر داشته و در دست ديگرش نيز شمشيري (سيف) داشت و مي فرمود: أمَرَنا رسول الله صلى الله عليه وسلم أن نَضرب بهذا من عَدِلَ عن هذا . يعني: پيامبر خدا (صلی الله علیه وسلم)  به ما دستور داده است كه با اين شمشير گردن كساني را بزنيم كه از اين قرآن  سرپيچي نمايند.[۱]

پس وظیفه ی اهل سنت و جماعت این است که گردن امثال شما را بزند نه اینکه به ارتداد و کفر شما اعتماد داشته باشد و هم مسیر مرتدین سکولار شود.

ابن تيميه هم می گوید: فالمقصود من إرسال الرسول وإنزال الكتب أن یقوم الناس بالقسط فی حقوق الله، و حقوق خلقه. يعني هدف از فرستادن پيامبران و نازل كردن (كتاب) اين است كه مردم جهت برپاي داشتن عدالت و دادگري در حقوق الله و حقوق بنده گان الله به پا خيزند.[۲]

ابن تیمیه باز می گویند: “ودين الإسلام: أن يكون السيف تابعا للكتاب، فإذا أظهر العلم بالكتاب والسنة وكان السيف تابعا لذلك كان أمر الإسلام قائما”  یعنی: و دین اسلام به این شیوه است که : شمشیرباید به همراه و تابع کتاب (قرآن ) باشد ، اگر علم با قرآن و سنت آشکار گردید و شمشیر نیز همراه و دنباله رواین دو بود ، در این صورت عمود و ستون دین پابرجامی ماند . فقوام الدين بكتاب يهدي و سيف ينصر وكفى بربك هاديا ونصيرا .

پس جنگی که برای برپائی حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله نباشد این جنگ جنگ کفر و ارتداد است و مطمئن باشید اهل سنت و جماعت هرگز با ارتدادی که شماها در آن افتاده اید هم مسیر نخواهند شد به همین دلیل است که همچنانکه مرتدینی چون دارودسته ی رجوی و ربع پهلوی و کومله ها و دمکراتها و سهاب و سرخوش و… آلترناتیو ارتدادی و کفری سکولاریستی خودشان اعلام کرده اند شماها هرگز بدیل و جایگزین و آلترناتیو خودتان برای این حکومت مذهبی ایران را معرفی نخواهید کرد. چون فوراً رسوا خواهید شد و منوفر خاص و عام.


[۱] ابن تيمية ،  قواعد الملة و مقاصد الدين ، (ص۶۴۱) / باب تفسير اية لقد أرسلنا رسلنا بالبينات

[۲] ابن تيمية  ، مجموعة الفتاوى ، (ج۲۸/ ۲۶۳) كتاب الجهاد .

خیانت آل‌سعود و سکوت علمای درباری ؛ بمباران یمن هم‌صدایی با صهیونیسم

خیانت آل‌سعود و سکوت علمای درباری ؛ بمباران یمن هم‌صدایی با صهیونیسم

به قلم: ابوبکر خراسانی

ببینید به کجا رسیده است کار آل‌سعود و علمای درباریِ وابسته به آنان؛ سرزمین وحی، سرزمینی که باید پناه امت باشد، امروز به پایگاه بمباران مسلمانان یمن تبدیل شده است.

هواپیماهای جنگی سعودی، شهرها و روستاهای یمن را هدف قرار می‌دهند؛ زن و کودک، پیر و جوان مسلمان را به خاک و خون می‌کشند؛ درست همان‌گونه که صهیونیست‌های اشغالگر در غزه جنایت می‌کنند.

مومنین حق دارند بپرسند که این همه تانک، موشک، توپ و جنگنده برای چه ساخته شده است؟ برای دفاع از امت؟ یا برای کشتن مسلمانان مظلوم؟

آل‌سعود امروز در عمل نشان داده است که دشمن را اشتباه گرفته است؛ دشمن، ملت مظلوم یمن نیست بلکه دشمن، صهیونیسم اشغالگر است که قبلهٔ اول مسلمانان را در اشغال دارد

اما در دو سال گذشته که رژیم صهیونیستی غزه را با خاک یکسان کرد و بیش از ۷۰ هزار مسلمان را به شهادت رساند و زنان و کودکان را زنده‌زنده زیر آوار دفن کرد کجایند این علما‌ی درباری؟ کجاست صدای خاندان آل‌شیخ؟

کدام یک از این مفتیانِ درباری، آل‌سعود را به خاطر حمایت عملی و سکوت ننگینش در برابر جنایات اسرائیل بازخواست کرد؟

این سکوت، سکوت عادی نیست؛ این همدستی با ظلم است.

علمایی که بمباران یمن را توجیه می‌کنند و در برابر کشتار غزه لال می‌شوند و طاغوت سعودی را «ولی‌امر» می‌نامند، این‌ها علمای اسلام نیستند این‌ها علمای سوء، خائنان به دین، امت و سرزمین وحی هستند.

اسرائیل صهیونیستیِ سکولار اشغالگر و قاتل مسلمین است، نه مردم مظلوم یمن که سال‌هاست زیر محاصره، گرسنگی و بمباران زندگی می‌کنند.

این علمای سوء باید بدانند که مردم دارند می بینند که چه کسانی در کنار مظلوم ایستادند و چه کسانی با لباس دین، در خدمت طاغوت و صهیونیسم قرار گرفته اند.

آل‌سعود و امارات متحده صهیونیستی، ابزار آمریکا در ویرانی یمن

آل‌سعود و امارات متحده صهیونیستی؛ ابزار آمریکا در ویرانی یمن

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

آنچه امروز در یمن جریان دارد، یک جنگ واقعی و مستقل نیست؛ بلکه پروژه‌ای حساب‌شده در خدمت آمریکا، غرب و صهیونیسم جهانی است. آل‌سعود و امارات متحده صهیونیستی در کنار مزدوران محلی، نقش بازوی اجرایی این پروژه را بر عهده دارند و آگاهانه در مسیر نابودی یمن حرکت می‌کنند.

در سال‌های گذشته، ملت یمن به‌سبب همین خیانت سازمان‌یافته با شدیدترین فشارها روبه‌رو شده است؛ از تحریم‌های اقتصادی فلج‌کننده و محاصره همه‌جانبه گرفته تا بمباران مستقیم مردم بی‌گناه، تخریب زیرساخت‌ها و گسترش فاجعه انسانی. این جنایت‌ها بدون همکاری آل‌سعود، امارات و شبکه مزدوران محلی هرگز ممکن نبود.

آل‌سعود و امارات نه به‌دنبال امنیت منطقه‌اند و نه دلسوز ملت‌های مسلمان؛ آنان مجریان بی‌اراده سیاست‌های واشنگتن و نگهبان منافع رژیم صهیونیستی هستند. درگیری‌هایی که به راه انداخته‌اند، چیزی جز جنگ‌های زرگری و نمایشی نیست؛ جنگ‌هایی که خون مسلمانان را می‌ریزد تا منافع آمریکا و صهیونیسم تأمین شود.

با این همه، ملت مقاوم یمن که از اتحاد شافعی مذهبها و زیدی مذهبها تشکیل شده است نشان داده است که نه با تحریم، نه با بمباران و نه با خیانت مزدوران، تسلیم نخواهد شد.

سیاف‌های دیروز در افغانستان، فضل‌الرحمن ها امروز در پاکستان

سیاف‌های دیروز در افغانستان، فضل‌الرحمن ها امروز در پاکستان

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

تاریخ یک‌بار مصرف نیست، چهره‌ها عوض می‌شوند، اما نقش‌ها ثابت می‌مانند.

دیروز، همین سیاف‌ها در افغانستاندر خدمت مزدوران داخلی، آمریکا و ناتو بودند، امروز، همان جریان با لباس تازه، در پاکستان در قالب احزاب دینی‌نما چون «جمعیت علمای اسلام» و امثال آن ظاهر شده است.

این‌ها تفاوت جغرافیا ندارند، هرجا که باشند، یک خصلت دارند: دین را نردبان قدرت می‌کنند و شریعت را خرج بقای نظام‌های وابسته.

این افراد نه نمایندهٔ اسلام‌اند و نه صدای امت، آنان درباریان سیاست‌اند که دیروز اشغال را «ضرورت» نامیدند، امروز وابستگی را «مصلحت» می‌خوانند، و فردا هر قدرت مسلطی را با فتوای آماده، تطهیر می‌کنند.

افغانستان شاهد بود که چگونه همین چهره‌ها زیر پرچم جهاد، اما در عمل در خدمت پروژهٔ غرب ایستادند؛ و امروز، پاکستان همان صحنه را دوباره تجربه می‌کند.

پس خیانت، ملیت نمی‌شناسد و خیانت شناسنامه ندارد، چه در کابل باشد، چه در اسلام‌آباد، چه با نام جهاد، چه با نام سیاست دینی. هرجا که آمریکا منجی معرفی شود، شریعت به حاشیه رانده شود، و مقاومت اسلامی افراط نام گیرد، بدانید که همان سیافِ دیروز دوباره زنده شده است.

این جریان‌ها دیروز ابزار اشغال بودند، امروز ابزار مهار امت‌اند، و فردا هم قربانی همان قدرت‌هایی می‌شوند که به آن‌ها خدمت کردند.اما تجربهٔ امت روشن است دینِ فروخته‌شده ماندگار نیست، و تاریخ، درباریان را با رسوایی به حاشیه می‌راند. حق، اگرچه تنها بماند، در نهایت باقی می‌ماند.

مقامات عربستان سعودی در تلاش برای تغییر محتوا و مفاهیم اسلام در میان مسلمین هستند (۲)

مقامات عربستان سعودی در تلاش برای تغییر محتوا و مفاهیم اسلام در میان مسلمین هستند (۲)

به قلم: ابوابراهیم هورامی

پیشگویی‌ها و هشدارها

اسلام بر دو پایه استوار است: قرآن و سنت که در احادیث معتبر حفظ شده‌اند. حضرت محمد صلی الله علیه و سلم از همان ابتدا هشدار دادند که حاکمان سعی در تغییر دین خواهند داشت و علم با ناپدید شدن علما از بین خواهد رفت.

یکی از احادیث کلیدی این است: إنَّ اللَّهَ لا يَقْبِضُ العِلْمَ انْتِزَاعًا يَنْتَزِعُهُ مِنَ العِبَادِ، ولَكِنْ يَقْبِضُ العِلْمَ بقَبْضِ العُلَمَاءِ، حتَّى إذَا لَمْ يُبْقِ عَالِمًا اتَّخَذَ النَّاسُ رُؤُوسًا جُهَّالًا، فَسُئِلُوا فأفْتَوْا بغيرِ عِلْمٍ، فَضَلُّوا وأَضَلُّوا.(بخاری ۱۰۰- مسلم ۲۶۷۳) به راستی که خداوند علم را با ربودن آن از مردم نمی‌گیرد، بلکه علم را با از بین بردن علما از بین می‌برد. وقتی هیچ عالمی باقی نماند، مردم جاهلان را به عنوان رهبر خود انتخاب می‌کنند… خودشان گمراه می‌شوند و دیگران را نیز گمراه می‌کنند.

حدیث دیگری هشدار می‌دهد که اسلام به تدریج ناپدید خواهد شد، نه از طریق ممنوعیت قرآن یا تخریب مساجد، بلکه از طریق از دست دادن دانش و سانسور.

منتقدان رویدادهای جاری را به این پیشگویی‌ها مرتبط می‌دانند: دستگیری علما، بازنگری در کتاب‌های درسی و گسترش فسق و سرگرمی.

سرگرمی و هویت جدید

به عنوان بخشی از چشم‌انداز ۲۰۳۰، عربستان سعودی به طور فعال در حال توسعه صنعت فسق و سرگرمی است: جشنواره‌های فصل ریاض، کنسرت‌های ستارگان بین‌المللی و نمایش‌های مد.

برخی از رویدادها مستقیماً هدف چنین رویدادهایی را نشان می‌دهند – تحقیر و توهین به اسلام. به عنوان مثال، صحنه‌هایی با ماکت کعبه یا اجراهایی در نزدیکی اماکن مقدس.

به حقیقت پایبند باشید

خداوند در قرآن هشدار می‌دهد: يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (توبه/۳۲) آنها می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند، اما خداوند نور خود را کامل خواهد کرد، اگرچه کافران آن را دوست نداشته باشند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم وعده داد: لا تَزالُ طائِفَةٌ مِن أُمَّتي ظاهِرِينَ علَى الحَقِّ، لا يَضُرُّهُمْ مَن خَذَلَهُمْ، حتَّى يَأْتِيَ أمْرُ اللهِ وفي رواية: وهُمْ كَذلكَ.(مسلم۱۹۲۰) گروهی از امت من همیشه بر حق خواهند بود. کسانی که با آنها مخالفت کنند، تا زمانی که فرمان خدا فرا نرسد، به آنها آسیبی نخواهند رساند.

در زمان تغییر، به مسلمانان یادآوری می‌شود: به قرآن و سنت تمسک کنید، از علم و حقیقت دفاع کنید.

به اصطلاح «اصلاحات» در عربستان سعودی یک چالش آشکار و اعلام جنگ علیه اسلام است.

مقامات عربستان سعودی در تلاش برای تغییر محتوا و مفاهیم اسلام در میان مسلمین هستند (۱)

مقامات عربستان سعودی در تلاش برای تغییر محتوا و مفاهیم اسلام در میان مسلمین هستند (۱)

به قلم: ابوابراهیم هورامی

در حالی که جهان درگیر پروژه‌های سرگرمی پر زرق و برق، کنسرت‌ها و پروژه‌های عظیم ساختمانی است، تغییرات عمیقی در پشت صحنه در یکی از کشورهای کلیدی مسلمان – عربستان سعودی – در حال وقوع است.

مبانی سنتی اسلام در این کشور مورد حمله قرار گرفته و صدای علمای معتبر خاموش می‌شود.

از اواسط دهه ۲۰۰۰، اندیشکده‌های صهیونیستی در ایالات متحده آشکارا در مورد لزوم بازنگری اساسی در آموزش اسلامی در عربستان سعودی نوشتند. نشریات آنها بر اهمیت اصلاح قرآن و حدیث تأکید داشت، که از نظر آنها بدون آن، تغییر اسلام غیرممکن خواهد بود.

بعدها، صدها هزار نسخه تقلبی از “قرآن‌ها” منتشر شد که علاوه بر حذف صدها آیه (از جمله آیات مربوط به یهودیان، جهاد و غیره)، بسیاری از آیات و سوره‌ها را تحریف کرده بودند.

در سال ۲۰۰۹، عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان، دانشگاه سلطنتی، یک موسسه آموزشی مختلط برای مردان و زنان را افتتاح کرد که در آن دیسکوها، بارها، مهمانی‌های مختلط، زنان برهنه و سایر «دستاوردهای تمدن غرب» مجاز بود.

در همان سال، او پاکسازی گسترده‌ای از علما و واعظان ناراضی اسلامی انجام داد.

از سال ۲۰۱۷، موجی از دستگیری‌ها و ناپدید شدن علما، واعظان و امامان برجسته اسلامی در عربستان سعودی فوران کرده است.

این افراد به تروریسم یا افراط‌گرایی متهم نشده بودند؛ انتقاد آنها مربوط به تفسیر احادیث، پیشگویی‌ها و جهت‌گیری امت بود.

سازمان‌های حقوق بشر مواردی از دستگیری‌های خودسرانه، شکنجه و بازداشت طولانی مدت بدون محاکمه را مستند کرده‌اند. برخی از دانشمندان منزوی شده‌اند که منجر به مشکلات جدی سلامتی برای آنها شده است.

موج جدید ترور علیه دانشمندان همزمان با آغاز اصلاحات تحت عنوان «چشم‌انداز ۲۰۳۰» – برنامه بلندپروازانه ولیعهد محمد بن سلمان برای نوسازی اقتصاد و غربی‌سازی (کافری‌سازی) جامعه سعودی – آغاز شد.

تغییرات در برنامه‌های آموزشی

یکی از بحث‌برانگیزترین جنبه‌ها، بازنگری کتاب‌های درسی مدارس در مورد موضوعات اسلامی بوده است. طبق گزارش‌های IMPACT-se، سازمانی که بر مواد آموزشی نظارت می‌کند، بخش‌هایی که حاوی احادیث مشهور شرعی بودند، بین سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ حذف یا اصلاح شدند. به طور خاص:

– درسی مبتنی بر حدیثی درباره ارتقای خاخام‌ها و راهبان خود توسط یهودیان و مسیحیان به مقام اربابان (اشاره به آیه‌ای در قرآن) حذف شد.

– عبارت‌بندی حدیث درباره نزول عیسی بن مریم (علیه السلام) در آخرالزمان تغییر یا تنزل یافت.

– ادعاهایی درباره نقش یهودیان در وقایع تاریخی مانند نبرد خندق (الخندق) حذف شد.

این تغییرات رسماً با تمایل به «میانه‌روی» و حذف محتوای «افراطی»، از جمله عناصر «یهودی‌ستیز» و «مسیحی‌ستیز» توضیح داده می‌شوند.

مقامات سعودی ادعا می‌کنند که هدف از این به اصطلاح «اصلاحات» ترویج مدارا و انطباق با «ارزش‌های مدرن» است.

احادیث «از نظر سیاسی حساس» و آخرالزمانی به عنوان مضر و نامربوط به دوران مدرن حذف می‌شوند.

چنین احادیثی شامل هر چیزی است که به جهاد، یهودیان، مسیحیان، ظالمان و نشانه‌های آخرالزمان اشاره دارد.

مُلا فتاحی از سربازان جولانی جواب دهد: وقتی دشمن حمله کند و اشغال نماید، حکم شرع چیست؟

مُلا فتاحی از سربازان جولانی جواب دهد: وقتی دشمن حمله کند و اشغال نماید، حکم شرع چیست؟

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

مُلا فتاحی سرباز جولانی و جولانی هم سرباز آمریکا و ناتو و محافظ صهیونیستها در سوریه است که هم اکنون با شعار مبارزه با تروریسم به صورت رسمی تحت پرچم آمریکا در آمده و در حال جنگ با تمام گروهها و افرادی است که از نگاه آمریکا و غرب جزو گروههای تروریستی محسوب می شوند مثل حماس و جهاد اسلامی فلسطین و القاعده و تنظیم دوله (داعش) حزب الله لبنان و خلاصه هر کسی دشمن آمریکا و شرکای آمریکا باشد.

اینهم ثمره ی جهاد فی سبیل آمریکا و ناتوی جناب مُلا فتاحی .

در مورد خاص اشغال سرزمینهای اسلامی توسط کفار محارب علمای گذشته و حال اجماع دارند:

✔ اگر کفار به سرزمین مسلمانان حمله کنند جهاد فرض عین می‌شود.

✔ هرگونه سکوت، همکاری، یا توجیه، خیانت و از گناهان کبیره و حتی ارتداد از اسلام است.

✔ و هرکه مردم را از جهاد بازدارد منافق و شریک جنایت دشمن است.

مُلا فتاحی، امروز امتحان تو همین است؛ قبلاً آمریکائی ها و ترکیه وارد سوریه شده بودند و بعد از تسلیم دمشق به اربابت جولانی دشمن صهیونیستی هم وارد سوریه شد و بخشهایی از خاک مسلمین را به اشغال خود درآورده است، پایگاه زد، کوه حرمون را اشغال کرد، قنیطره را در کنترل گرفت، بخش‌هایی از جنوب شام را زیر چکمه ی خود آورد… حتی مسلمین سوریه را به جرم تروریستی بودن مثل مسلمین بیت جن به قتل می رساند یا آنها را دستگیر کرده و حتی به سرزمینهای اشغالی فلسطین منتقل می کند و…

اما تو چه کردی؟هیچ. جز تلبیس، نفاق، و تغذیه ی آن چند مریدی که برایت مانده اند با بهانه‌های شرم‌آور.

امروز صدای تو صدای مجاهد نیست؛ صدای عذرهای منافقین است.

پیام شیخ عبدالرزاق المهدی به جولانی پیمان شکن (ناکث)

پیام شیخ عبدالرزاق المهدی به جولانی پیمان شکن (ناکث)

ترجمه : کارزان شکاک

خداوند متعال ما را به وفای به عهد و پیمان‌هایمان فرمان داده و فرموده است: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به پیمان‌هایتان وفا کنید.»

و همچنین فرموده است: «و به پیمان وفا کنید، زیرا از پیمان پرسش خواهد شد.»

جاسم الشمسی مسلمانی است که در کنار مردم سوریه و انقلاب آنها علیه بشار اسد و رژیمش ایستاد. علما به اتفاق آرا توافق کرده‌اند که تحویل دادن مسلمان به کافر یا فرد شرور و فاسقی که نه از خدا می‌ترسد و نه به هیچ پیمان و تعهدی با مؤمنان احترام می‌گذارد، جایز نیست. این امر به ویژه از زمانی که او با احساس امنیت و اطمینان به برادری ایمانی وارد کشور ما شد، صادق است. اگر این مرد بیچاره غیر از این باور داشت، هرگز از ابتدا وارد کشور ما نمی‌شد.

مسلم از ابوهریره از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده است: «به یکدیگر حسادت نورزید و به یکدیگر پشت نکنید… و ای بندگان خدا، برادران هم باشید. مسلمان برادر مسلمان دیگر است؛ به او ظلم نمی‌کند، او را رها نمی‌کند و او را تحقیر نمی‌کند. تقوا همین است… برای انسان همین شر است که برادر مسلمان خود را تحقیر کند. هر مسلمانی نسبت به مسلمان دیگر مصون است: خونش، مالش و آبرویش.» پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از رها کردن و ظلم به مسلمان نهی فرمود. و چه ظلم و ستمی بزرگتر از این است که مسلمانی را به کسی بسپارند که زنده زنده پوستش را بکند و استخوان‌هایش را خرد کند؟!

در دو صحیح (بخاری و مسلم)، به نقل از علی، از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم): «عهد مسلمانان یکی است؛ حتی پست‌ترین آنها می‌تواند امان دهد. هر کس عهد مسلمانی را بشکند، لعنت خدا، فرشتگان و همه مردم بر او باد. خداوند هیچ کفاره یا فدیه‌ای از او نمی‌پذیرد.»

ابن بطال در شرح خود بر بخاری می‌گوید: «هر کس به یکی از جنگجویان دشمن امان دهد، امان او بر همه مسلمانان واجب است و آنها مجاز به شکستن آن نیستند.» بخاری از انس، رضی الله عنه، روایت می‌کند که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«هر کس نماز ما را بخواند، رو به قبله ما باشد و گوشت ذبح شده ما را بخورد، او مسلمانی است که در امان خدا و رسولش است. پس عهد خدا را با او نشکنید.»

مسلم در صحیح خود به نقل از جندب رضی الله عنه روایت کرده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

«هر کس نماز صبح را بخواند، در پناه خداست. پس خدا تو را به خاطر شکستن پیمانش مؤاخذه نکند، مبادا تو را بگیرد و به آتش جهنم بیندازد.»

در دو صحیح (بخاری و مسلم) از ام هانی بنت ابی طالب روایت شده است که گفت: «در روز فتح مکه، دو مرد به سوی من گریختند و من به آنها امان دادم. سپس یکی از آنها نزد من آمد و گفت: «آنها را بکش.» پس من نزد رسول خدا، صلی الله علیه و آله و سلم، که در قسمت بالای مکه بود، رفتم. وقتی مرا دید، به من خوشامد گفت و گفت: «ام هانی، چه چیزی تو را به اینجا آورده است؟» گفتم: «ای رسول خدا، من به دو نفر از خویشاوندانم امان داده بودم و او می‌خواست آنها را بکشد.» او، صلی الله علیه و آله و سلم، فرمود: «ای ام هانی، ما به هر کسی که تو امان داده‌ای، امان داده‌ایم.»

این مرد با ضمانت امنیت و پیمانی از سوی دولت سوریه وارد خاک سوریه شد و با یک زن سوری ازدواج کرده است. علاوه بر این، او هیچ اقدام یا فعالیتی که بتواند تحریک‌آمیز یا مضر برای هر کشور یا دولتی تلقی شود، یا به منافع و روابط خارجی سوریه آسیب برساند، انجام نداده است.

به اعضای مجلس مردم مسئولیت مستقیمشان را برای پیگیری پرونده برادر الشمسی، مشخص کردن جزئیات آن و اطمینان دادن به خانواده، عزیزان، دوستان و همه مردم سوریه یادآوری می‌کنم. این وظیفه آنهاست که باید به طور کامل آن را انجام دهند.

از وزیر دادگستری، دکتر مظهر الویس، به عنوان رئیس بالاترین مقام قضایی در دولت سوریه، درخواست می‌کنم که شخصاً پرونده برادر الشمسی را به شیوه‌ای که مورد رضایت خدا و رسولش باشد و به گونه‌ای که منعکس کننده اصول والای انقلاب مبارک ما و مردم آزاد و شریف آن باشد، پیگیری کند.

اگر دولت در انجام وظیفه خود کوتاهی کند، مردم سوریه باید از برادر الشمسی محافظت کنند، همانطور که ام هانی، رضی الله عنها، انجام داد.

ما از خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت.

ما از خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت.

 شیخ عبدالرزاق المهدی