احترام گذاشتن به جاهلین جهت محفوظ ماندن از شر آ نها(۱۰۷)

احترام گذاشتن به جاهلین جهت محفوظ ماندن از شر آ نها(۱۰۷)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

رسول الله صلی الله علیه و سلم براى پیشگیرى از شرارت افراد شرور و اختلاف‏انگیز، از راههاى غیرمستقیم و مسالمت‏آمیز اقدام مى‏کرد و تا جایى که ممکن بود، با احترام و تکریم این افراد، مانع از ایجاد درگیرى و نفاق مى‏شد تا حس بزرگى‏خواهى و احترام‏طلبى آنان باعث ایجاد شکاف در جامعه اسلامى نشود. چنین رفتارى با افراد شرور، ممکن است به ظاهر نوعى باج‏دهى تلقى شود، اما در واقع، آن حضرت با کمترین هزینه، سلامت جامعه اسلامى را تضمین مى‏نمود.

روزى رسول الله صلی الله علیه و سلم در منزلش نشسته بود که مخرمه بن نوفل اذن ورود خواست. حضرت فرمود: او بدترین مرد قبیله خود است، به او اجازه دهید وارد شود. وقتى مخرمه وارد شد، حضرت با خوش‏رویى با او برخورد کرد و او را در جاى خود نشاند. وقتى از منزل بیرون رفت، عایشه پرسید: شما در مورد او چیزى گفتى، اما رفتارت با او به گونه‏اى دیگر بود؟ حضرت فرمود: بدترین مردم روز قیامت کسى است که مردم او را به خاطر در امان ماندن از شرارتش احترام کنند[۱]

«سیره‏شناسی» پیامبرخاتم  صلی‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم تنها انسان را با یك سلسله رفتارها و افعال فردی، خانوادگی و اجتماعی پیامبر اسلام آشنا نمی‏نماید، بلكه با نوع و سبك رفتار پیامبر، اصول و شیوه‏های حاكم بر رفتارهای نبوی در شرایط و مقتضیات گوناگون نیز آشنا می‏نماید. اساسا سیره‏شناسی نبوی نوعی «اسلام‏شناسی» است؛ زیرا حضرت رسول الله (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم) اسلامِ تجسم یافته و قرآن متعین بود. در نقل حدیثی از یكی از همسران پیامبر آمده است كه وقتی درباره اخلاق رسول خدا پرسش شد، در پاسخ گفت: «ان النبی كان خلقه قرآن».[۲]  پس شناخت سیره نبوی در اصلاح، احیا، توسعه و تعمیق بینش اسلامی و گرایش اسلامی یك مسلمان، نقش‏آفرین و یكی از منابع معرفتی ـ معنویتی در «اسلام‏شناسی» است.

به تعبیر مطهری: سیره پیغمبر برای ما یك منبع الهام است….[۳]یكی از منابع شناخت كه یك مسلمان باید دید و بینش خود را از آن راه اصلاح و تكمیل بكند سیره وجود مقدس پیغمبر اكرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم است[۴]

[۱] شمس‏الدین محمد بن احمد ذهبى، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق: عمر عبدالسلام تدمرى، بیروت، دارالکتاب العربى، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق. ج۴، ص۳۰۱ ؛/ ابن­اثیر، ، أسد الغابة فی معرفة الصحابة ، ج۴، ص۳۵۰

[۲] محمد بن حمزة الفناري ، مصباح الأنس بين المعقول والمشهود ، مصر ،  مكتبة رفاعة الطهطاوى، ۱۷۲۱ ،ص۵۰۶ نیز: عبدالله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، تهران ، اسراء، ۱۳۸۶، ج۲، ص۱۶‏

[۳] مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۳۷

[۴]همان، ص۴۳

سيره رسول الله صلی الله علیه وسلم و مدارا(۱۰۶)

سيره رسول الله   صلی الله علیه وسلم  و مدارا(۱۰۶)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

مدارا یکى از اصول اخلاقى اسلام است که در بهبود روابط اجتماعى نقشى مهم و اساسى دارد. اگر در جامعه‏اى از این اصل ارزشمند به درستى و به جا استفاده شود، از بسیارى از کجرویها، از جمله قطع روابط و کینه‏ورزى و دشمنى، جلوگیرى خواهد شد و اعضا و افراد آن جامعه با آرامش روانى بیشترى زندگى خواهند کرد. اما ظرفیت جریان مدارا و نرمش به عنوان اصلی قرآنی تا چه حدودی می تواند کاربرد داشته باشد و از مجوز قرآنی برخوردار باشد؟ آیا این یک اصل مطلق است؟ و همه جا حتی در اصول و قوانین دینی نیز جاری است؟

برای روشنگری و تبیین این اصل ابتدا باید به واژه­شناسی مدارا پرداخت: مدارا در لغت، به معنی نرمش و ملاطفت و رفق با مردم و چشمپوشی از خطای آنان است و در روایات اسلامی نیز به همین معنا به کار رفته است. از آیات قرآن به خوبی روشن می‏شود که پیامبر گرامی اسلام مأمور به نرمش و مدارا با مردم بوده‏اند. همچنین گفتهاند: از ریشه «دری ـ درایه» در لغت، به معنای مجامله و ملاطفت، برخورد مؤدبانه آمده است[۱]

منظور از «مدارا» در این نوشتار، نوعی برخورد همراه با سعه صدر، گذشت و تحمل است . ابن­منظور می گوید: «مدارا» بر رفتارى اطلاق مى‏شود که شخص به خاطر پیامدهایش به آن تن در مى‏دهد و با طرف با اغماض و گذشت برخورد مى‏کند. به همین دلیل، برخى از لغت‏شناسان گفته‏اند: کسى که مدارا مى‏کند در حقیقت، کینه و غیض خود را پنهان کرده و اظهار دوستى مى‏کند .[۲]

معادل دیگر مدارا در عربى «رفق» است. رفق به معناى نرم‏خویى و ظرافت داشتن در کار است و به کسى که نرم‏خویى پیشه مى‏کند، «رفیق» مى‏گویند[۳]. اما آنچه در فارسى کاربرد دارد، بیشتر معادل کلمه «رفق» در عربى یعنى مهربانى، عطوفت و گذشت است. بدین‏روى، در فرهنگهاى فارسى این واژه را این‏گونه تعریف مى‏کنند: مدارا در لغت به معناى ملایمت، نرمى، بردبارى، سازگارى، لطف، خضوع، فروتنى و شفقت آمده است[۴] ادامه خواندن سيره رسول الله صلی الله علیه وسلم و مدارا(۱۰۶)

اصل توحید (۱۰۵)

اصل توحید (۱۰۵)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

اولین اصلی که رسالت پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم  و اصل دعوت بر آن استوار می باشد اصل توحید می باشد. تنها با تکیه برهمین اصل است که می توان مرز های جغرافیایی، لسانی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را درهم شکست. شعار لااله – الاالله بزرگ ترین شعار اسلام است. سیاست خارجی پیامبر برهمین مبنا به وجود آمده است. تمام اصول سیاست خارجی پیامبر در محور همین اصل می چرخند. این اصل تنها اساس معیار روابط خارجی محسوب می گردد .

اسلام دینی است که همیشه براستقلال مسلمانان تأکید ورزیده و از مسلمانان خواسته است تا تحت ولای غیر مسلمان قرارنگیرند چرا که پذیرفتن ولای غیر در حقیقت مشروعیت بخشیدن به آن است و از طرفی باعث ضعف نیروهای انسانی اسلام می گردد. از این رو اسلام به کفر به طاغوت امر نموده و دوست داشتن کفار را منع قرار داده است زیرا روابطی که منجر به ایجاد دوستی گردد منجر به فاش شدن اسرار مسلمانان می گردد. البته باید در دوست داشتن و ولاء برای کفار با احترام گذاشتن تفاوت قائل شویم .

عطوفت  و رفتار مهربانانه با دشمنان در راستای دعوت توحید 

پیامبر اسلام به عنوان پیام‏آور وحی الهی و رهبر و مقتدای خلق عالم، افزون بر بیان، در عمل نیز مظهر رحمانیت و رحیمیت و اهل مدارا بوده‏اند. البته این سیاست تسامح و مدارا مربوط به همان موارد مجاز در امور شخصی و برخی مسائل اجتماعی است. وقتی پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم  در مکه برای دعوت مردم به خداپرستی ظهور کرد، با عکس‏العمل شدید مواجه گشت و قریش از هیچ‏گونه آزار و شکنجه و افترائات و اهانت دریغ نورزیدند و او را فردی کذاب، ساحر، مجنون و … معرفی می‏کردند و وقتی این اعمال سخیف را به اوج می‏رساندند، عکس‏العمل پیامبراین بود: «بارالها قوم مرا مورد رحمت و مغفرت خویش قرارده؛ زیرا اینان حقیقت را نمی‏دانند»[۱]

از این مهم تر رفتار مهربانانه و انعطاف پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  با مردم در هنگام اقتدار حکومتی است که نمونه‏ای از آن در روز فتح مکه متجلی گشت. در آن روز سرنوشت که پس از سالیانی جهاد و مشقت، مکه را فتح کرد و آنان را به زانو درآورد، می‏توانست انتقام آزارها و اهانتها و قتل و غارتها بگیرد، اما پیامبر صلی الله علیه وسلم   فرمان عفو عمومی صادر نمود و از تقصیر همگان، جز چند نفر که بیش از حد، معاند و پلید بوده و از ائمه کفر به حساب می‏آمدند، نگذشت. در روز فتح مکه، هنگام ورود سپاه اسلام با تجهیزات کامل و آرایش خاص به شهر مکه، سعد بن معاذ از بزرگان صحابه و افسران سپاه پیامبر رجزهایی با این مضمون خواند که امروز روز نبرد است، امروز جان و مال شما حلال شمرده می‏شود. قلب عطوف و مهربان پیامبر صلی الله علیه وسلم   از شنیدن این اشعار، سخت غمگین گشت و جهت تنبیه آن افسر، او را از مقام فرماندهی عزل نمود و پرچم را به پسر وی، قلیل بن سعد سپرد.[۲] ادامه خواندن اصل توحید (۱۰۵)

اخلاق عمومی و اخلاق عقیدتی و ایدئولوژیک (۱۰۴)

اخلاق عمومی  و اخلاق عقیدتی و ایدئولوژیک (۱۰۴)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

زندگی در جاهلیت بسیار روشن وصریح بود؛ می توان گفت:علاوه برسنتهای زشت و رفتارهای ناپسند، کارهای شایسته و ارزشهای پسندیده ای نیز در بین تمام اقوام جاهلی یافت می شوند که بازمانده ی تعالیم رسولان و انبیاء در میان آن قوم می باشد، چون بلا استثناء برای هر قومی رسولی فرستاده شده است و اقوام نیز با همدیگر مراودات فرهنگی و اخلاقی داشته اندو انتقال صفات اقوام به همدیگر امری تدریجی، نرم و پیوسته بوده است؛ بر همین اساس در اسلام  به فضایل عصر جاهلیت هر قومی، در قالب عرف، تا آنجایی که تضادی با قوانین شریعت نداشته باشند، عمل می شود.

قوم عرب نیز (به حکم ضرورتی که زندگی جهت ادامه، نیاز به بخشهایی از این ارزشها دارد)  هنوز پس مانده هایی از این تعالیم در میانشان وجود داشت؛که پاره ای از این ارزشها و عادات عبارتند از : جوار(پناه دادن)، حلف(هم‌پیمانی)،  بیعت، اکرام به مهمان، بخشندگی،  پرهیز از دروغگویی، مروت، وفای به عهد،  شجاعت، شهامت، جسارت و سرعت عمل، اعتماد به نفس، آزادگی، قدرت اراده، عزت نفس، حمایت از مظلومان و همپیمانی در آن (چون پیمان حلف الفضول و… )، قصاص، حرام شمردن بعضی ماهها برای جلوگیری از جنگ و خونریزی، اهتمام به برخی دانشها(چون نسب شناسی، پزشکی، محاسبه ایام  و ادبیات)  وغیره  اشاره کرد.

به عنوان مثال در مسئله ی مهمان نوازی اگر مهمانی می آمد و همچنین اگر کسی به کس دیگری پناه می آورد و از او امان می گرفت، آن شخص تا پای جان از او محافظت می کرد و خیانت کردن به مهمان را گناهی بزرگ می دانست. برای نمونه می توان به جریان پناهندگی  رسول الله صلی الله علیه و سلم توسط مطعم بن عدی در بازگشت از طائف اشاره کرد که رسول الله صلی الله علیه و سلم تحت حمایت مطعم و همراهان مشرکش به سلامت وارد مکه شد و هیچ یک از سکولاریستهای قریش  متعرض او نشدند. و یا ابوسفیان در دربار  مسیحیان حاظر نشد بر علیه رسول الله صلی الله علیه و سلم دروغ بگوید ،هراکلتیوس وقتی از ابوسفیان پرسید: آیا پیش از اینکه این مرد چیزهایی را که گفته است بگوید، او را به دروغگویی متهم می‌کردید؟ ابوسفیان گفت: نه!  [۱] ادامه خواندن اخلاق عمومی و اخلاق عقیدتی و ایدئولوژیک (۱۰۴)

جایگاه مدارا و قاطعیت و تطبیق ” أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ ” در زندگی پیامبر خاتم(۱۰۳)

جایگاه مدارا و قاطعیت و تطبیق  ” أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ ” در زندگی پیامبر خاتم(۱۰۳)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

بخشی از آيات قرآن به خوبي روشن می سازند  كه  رسول الله   صلی الله علیه وسلم  مأمور به نرمش و مُدارا با مردم بوده‏اند. قرآن كريم در توصيه به مدارا در مواردي كه به تضييع حقوق انسانها و حدود و قوانین شرعي نينجامد، از جمله فرموده است:

۱-         ‏فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ‏.(آل عمران/ ۱۵۹) ‏ از پرتو رحمت الهي است كه تو با آنان (كه سر از خطّ فرمان كشيده بودند) نرمش نمودي . و اگر درشتخوي و سنگ‌دل بودي از پيرامون تو پراكنده مي‌شدند . پس از آنان درگذر و برايشان طلب آمرزش نما و در كارها با آنان مشورت و رايزني كن . و هنگامي كه (پس از شور و تبادل آراء) تصميم به انجام كاري گرفتي ( قاطعانه دست به كار شو و ) بر خدا توكّل كن‌ ؛ چرا كه خدا توكّل‌كنندگان را دوست مي‌دارد .

۲-         ‏لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ‏(توبه / ۱۲۸) ‏ بيگمان پيغمبري (محمّد نام)، از خود شما (انسانها) به سويتان آمده است . هرگونه درد و رنج و بلا و مصيبتي كه به شما برسد، بر او سخت و گران مي‌آيد . به شما عشق مي‌ورزد و اصرار به هدايت شما دارد، و نسبت به مؤمنان داراي محبّت و لطف فراوان و بسيار مهربان است

۳-         ‏فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا‏.( کهف/۶) نزديك است خويشتن را در پي ( دوري گزيدن و روي گردانيدن ) ايشان (از ايمان آوردن، دق مرگ كني و) از غم و خشم اين كه آنان بدين كلام (آسماني قرآن نمي‌گروند و بدان) ايمان نمي‌آورند (خود را) هلاك سازي

۴-         أَفَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُونَ.(فاطر/۸) ‏ آيا كسي كه عملهاي بدش (توسّط شيطان و شيطان صفتان) در نظرش زينت و آراسته شده است و آن را زيبا و آراسته مي‌بيند (همانند كسي است كه واقع را آن چنان كه هست مي‌بيند و از قوانين آسماني پيروي مي‌كند ؟) خداوند هر كس را بخواهد گمراه مي‌سازد، و هر كس را بخواهد راهياب مي‌نمايد . پس خود را با غم و غصّه‌ي آنان هلاك مكن . خدا بس آگاه از كارهائي است كه مي‌كنند .  ‏

۵-         ‏وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ‏( انبياء / ۱۰۷) (اي پيغمبر !) ما تو را جز به عنوان رحمت جهانيان نفرستاده‌ايم ادامه خواندن جایگاه مدارا و قاطعیت و تطبیق ” أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ ” در زندگی پیامبر خاتم(۱۰۳)

مذاکره به عنوان بخشی از استراتژی دعوت وپرهیز از جنگ (۱۰۲)

مذاکره  به عنوان بخشی از استراتژی دعوت وپرهیز از جنگ (۱۰۲)

 بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

دعوت و تبلیغ توحيد از مهم ترين مباني سياست خارجي دولت اسلامي است. اين اصل،محوراصلي ديپلماسي در اسلام است. پيامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  نيز دعوت خويش را از توحيد شروع کرد و توحيد هدف اصلي سياست خارجي ایشان بود. مباني اوليه ي دعوت پيامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  نيز توحيد بود . دعوت اوليه ي آن بزرگوار دردوران دعوت سري بر توحيد و يگانگي خداوند متعال استوار بود. همچنين در نامه هايي که پيامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  به سران وپادشاهان آن روزگار نوشته اند، قبل از هرچيز، آنها را به توحيد دعوت کرده است.

تبلیغ و دعوت توحید، به‌عنوان اساسی‌ترین راهبرد رسول گرامی اسلام در روابط خارجی، عنصر ثابت و روح کلیه فعالیت‌های دیپلماتیک حکومت ایشان به‌شمار می‌رود. در دیپلماسی  پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  تبلیغ و دعوت نسبت به سایر امور در اولویت قرار داشته و ایشان در همه جنگ‌ها نیزابتدا به تبلیغ و دعوت می‌پرداختند.یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِیراً وَدَاعِیاً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُّنِیراً» (احزاب/ ۴۶-۴۵) اي پيغمبر ! ما تو را به عنوان گواه و مژده‌رسان و بيم‌دهنده فرستاديم ‏ و به عنوان دعوت كننده به سوي خدا طبق فرمان الله ، و به عنوان چراغ تابان . ‏

بنابراین، رفتار سیاسی پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم، در حوزه سیاست خارجی بر تبلیغ و دعوت توحید ، مبتنی بود و ایشان از ابتدای بعثت، حتی هنگام فتح مکه و مدینه این اسلوب را به‌عنوان برنامه‌ای هدفمند و خاص برگزیده بودند و علاوه بر اینکه رسالت خویش را بر این اصل قرار داده بودند، این شیوه را به سفیران خویش هم توصیه نموده و آنها نیز موظف بودند تا از دستورات ایشان، تبعیت نمایند و دعوت و دیپلماسی صلح‌آمیز را بر شیوه‌های دیگر مقدم بدارند. شیوه تبلیغ و دعوت ایشان توأم با نرمش، مدارا  و قاطعیت و صلابت بوده و بی‌تردید، یکی از رموز گسترش سریع اسلام و نفوذ عمیق و وسیع پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  در قلوب دیگران همین تعادل رفتاری بوده است .

در این میان، رسول خاتم صلی الله علیه وسلم  برای ایجاد انگیزه مشرکین اهل کتاب جهت مذاکره و توافق‌های اصولی و راضی‌نمودن آنان جهت مذاکرات از نقاط مشترکی استفاده می نمود که قرآن آنها را مشخص نموده است . استفاده از نقاط مشترک در دیپلماسی پیامبر  با اهل کتاب در نامه‌ها و پیامهای به سران دولت‌ها ی اهل کتاب به‌خوبی مشهود است.

برای مثال، خاتم صلی الله علیه وسلم  در نامه به اسقف قسطنطنیه به پاکی مریم و القای عیسی، اشاره نموده و بر رسالت ایشان و پیامبران پیش از وی گواهی داده و در نامه به پادشاه حبشه نیز همین موارد به چشم می‌خورد.هر چند در صورت اضطرار و جهت کم نمودن تعداد دشمنان و ایزوله کردن آنها در مواردی هم با مشرکین غیر اهل کتاب بر منافع مشترک اتحادیه هایی صورت می گرفت که بارزترین آن در مذاکره با نماینده  سکولاریستهای قریش (سهیل‌بن‌عمرو ) درصلح حدیبیه، اتحاد با قبایل سکولار مخالف با قریش و فتح مکه مشاهده گردید .

بنابراین، در دیپلماسی پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  مذاکره، خود بخشی از استراتژی دعوت  وپرهیز از جنگ می‌باشد. در این میان، مشکل اصلی در انتشار دعوت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  و گسترش پیام الهی، همان حکّام و زمامداران سرزمین‌های اطراف و سران قبایل و صاحبان نفوذ بودند که بین مردم و پیام اسلام، فاصله می‌انداختند.لذا پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  ترجیح می‌دادند این موانع را از راههای دیپلماتیک و با استفاده از شیوه‌های اسلامی اعزام سفرا و نمایندگان حل کنند تا مردم اختیارسرنوشت خویش را به‌دست گرفته و از اسارتهای عوامل بیرونی آزاد شده و از قید و بندهای عوامل درونی رها گردند.

استراتژی رسول خدا در دعوت به آیین اسلام (۱۰۱)

استراتژی رسول خدا در دعوت به آیین اسلام (۱۰۱)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  در اصل دعوت، روش ها و استراتژی های مختلفی را بکار می گرفت از جمله تقدم اصل همزیستی مسالمت آمیز بر تشنج و جنگ، رعایت مسائل اخلاقی و انعطاف پذیری، و استفاده از اصول مشترک.دعوت رسول خاتم صلی الله علیه وسلم  از طریق روابط مسالمت آمیز دیپلماتیک آغاز می‌شد و هر قومی و پادشاهی را که به اسلام دعوت می‌نمود، ازلحن مؤدبانه و متین و در عین حال کوتاه و مستدل استفاده می‌کرد.

سیرة پیامبر(ص) از قرآن کریم گرفته شده است که حق حیات و رسمیت جوامع گوناگون را به صراحت تضمین می کند. ایشان در روابط بین الملل، با ملل غیر مسلمان بسیار آزادمنشانه برخورد می کرد؛ برای مثال، وقتی پیامبر اکرم نمایندگان جامعه نصارای نجران را به حضور پذیرفت،‌اعتقادشان را به الوهیت مسیح سرزنش فرمود و آنان رابه قبول اسلام فرا خواند،‌با وجود این،‌آنها را به قبول اسلام مجبور نکرد، ‌بلکه برعکس به آنان اجازه فرمود که برای عبادت به آیین خویش، از مسجد مدینه استفاده کنند.[۱]

روش مسالمت آمیز پیامبر اکرم با مخالفان باعث شد که افراد، گروه ها و هیأت های مذهبی فراوانی، آزادانه به مدینه مهاجرت کنند. برخی از این هیأت ها به نمایندگی از پادشاهان مثل پادشاه حبشه و شاهان حمیر به مدینه اعزام شده بودند. در تاریخ، حدود چهل هیأت مذهبی و سیاسی آمده که مدینه، شهر پیامبر(ص) پذیرای آنان بوده است.[۲]

نامه‌های رسول اکرم(ص) به سران کشورها و قبایل بهترین دلیل حکم دعوت در سنت او، واستراتژی صلح جویانه آن حضرت است. از باب نمونه در نامة به پادشاه مصر می‌نویسد:

بسم الله الرحمن الرحیم ـ من محمد بن عبدالله الی المقوقس عظیم القبط. سلام علی من اتّبع الهدی؛ اما بعد فإنی ادعوک بدعایه الاسلام، أسلم تسلم، یوتک الله اجرک مرتین، فإن تولیت فإنما علیک اثم القبط، ‏ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ‏.[۳]در بیشتر نامه های پیامبر اسلام برای پادشاهان که مشرک اهل کتاب بوده‌اند، متن آیة ۶۴ سورة آل عمران مطرح شده است. «قل يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا..» ادامه خواندن استراتژی رسول خدا در دعوت به آیین اسلام (۱۰۱)

روابط خارجی اسلام بر اساس جنگ یا صلح و یا دعوت ؟ (۱۰۰)

روابط خارجی اسلام بر اساس جنگ یا صلح و یا دعوت ؟ (۱۰۰)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

سئوالی که از دیرباز مطرح بوده است این است که : اصل روابط و علاقه دولت اسلامی با دولت های غیر اسلامی بر جنگ است یا صلح؟ از نظر آیات قرآنی و سیرة سیاسی پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  در روابط کفار، جنگ اصالت دارد و مقدم است یا دعوت؟

مفسر شیعه، طباطبایی، هر نوع جهاد اسلام را جهاد دفاعی میدانند ایشان می گوید: «قرآن، اسلام و دین توحید را مبتنی بر فطرت می داند و اقامه و تحفظ بر انسانیت را از اهم حقوق مشروعة انسان بر می‌شمارد و دفاع از این حق را نیز حق فطری دیگری میداند… و قتال چه به عنوان دفاع از مسلمین یا از حوزه اسلامی یا جهاد ابتدایی باشد همه آنها در حقیقت دفاع از حق انسانیت است در حیات او، چرا که در شرک به خداوند پاک، انسانیت هلاک می‌شود، و فطرت می‌میرد و در دفاع از حق انسانیت اعادة حیات انسانیت و زندگی آن بعد از مرگ اوست».[۱]

در مجموع اگر در نظر بگیریم: روابط مکتب اسلام، بر اساس اهداف و مبانی که دارد، رقم می‌خورد، و بر اساس مصالح و مفاسد موضع گیری می‌کند، آنچه در نظر اسلام باید تعقیب شود، بسط دین توحیدی و پاک کردن زمین از شرک، فتنه و فساد است. این اهداف نه همیشه از راه جنگ حاصل می‌شود و نه همیشه از طریق صلح؛ بلکه با توجه به شرایط و مقتضیات اسلام و دولت اسلامی، و سایر دولتها، در نظر گرفته می‌شود، ولو اینکه دولت اسلامی از قدرت و توانایی کافی برای جنگ نیز برخوردار باشد.

از طرفی در اسلام تحمیل عقیده نیست بلکه تبلیغ عقیده است. لذا نمی‌توان گفت اسلام با شمشیر و خشونت می خواهد عقایدش را بر دیگران تحمیل کند.از سوی دیگر، مسلمانان و دولت اسلامی، به دنبال توسعه و نشر مکتب خود در تمام عالم هستند. و نیز به دنبال توسعه دین بر اساس برهان و استدلال است. از این رو اصالت در اسلام نه بر جنگ است و نه بر صلح، بلکه آنچه که در اسلام اصالت دارد دعوت و تبلیغ است. دعوت همیشه بوده و خواهد بود، فقط روش و اسلوب آن فرق می کند. ادامه خواندن روابط خارجی اسلام بر اساس جنگ یا صلح و یا دعوت ؟ (۱۰۰)

شاخصه های اصل دعوت پیامبر خاتم (۹۹)

شاخصه های اصل دعوت پیامبر خاتم (۹۹)

 بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

استراتژی دعوت شاخصه های خود را داشت که به طور فشرده به آن ها اشاره می شود:

  1. تقدم دعوت برجنگ:دعوت به عنوان یک اصل در روابط خارجی پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم مد نظر بوده است. این اصل مقدم بر هر اصل دیگری مورد نظر قرار داشته است. چون هدف پیامبر ایمان آوردن مشرکان به دین اسلام بود . برای رسیدن به این منظور، بهترین راه این بود که نخست از اصل دعوت استفاده نماید. زور  وحربۀ قدرت در مقام های بعدی قرار داشت.
  2. مدارا : . انعطاف پیامبر خود تاکتیکی بود درجهت رسیدن به مقصود غایی خود. پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم می کوشید برای حفظ اسلام و تأثیر دعوت از انعطاف مایه بگیرد اما این انعطاف هیچ وقت موجب نمی گردید تا اصول خود را زیر پا بگذارد.
  3. قاطعیت:قاطعیت همان گونه که از خصوصیت یک رهبر کاردان به حساب می آید، یکی از اصول ثابت پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم بود. پیامبر هیچ گاه در برابر اصول ثابت خویش از خود ضعف و دو دلی نشان نداد.
  4. استفاده از نقاط مشترک و مصالح مشترک :یکی از اصولی که در دپلماسی همیشه مورد نظر واقع شده اصل استفاده از نقاط مشترک می باشد. این مسأله در مذاکراتی که میان جانبین صورت می گیرد نقش ارزنده ومهمی دارد. پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم نیزدر زمان و مكاني كه مناسب مي ديد  از این اصل در دپلماسی خود استفاده می نمود. در اكثرعهد نامه ها و نامه هایی که به سران کشور های آن روز فرستاده این موضوع به خوبی مشاهده می شود؛ مثلاً در عهد نامۀ مدینه می خوانیم:

ادامه خواندن شاخصه های اصل دعوت پیامبر خاتم (۹۹)

اصل توحید و دعوت(۹۸)

اصل توحید و دعوت(۹۸)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

استراتژی دعوت :

در روابط خارجی اسلام و سیرۀ سیاسی رسول خاتم صلی الله علیه وسلم اصل دعوت با محوریت توحید یکی از اصول سیاسی مورد تأکید و زیر بنائی است .

«دعوت » یعنی درخواست پذیرش اسلام از غیر مسلمان. در خواست کننده اصطلاحاً «داعی» نامیده می شود و داعی در دعوت خود باید قصد قربت داشته باشد. یعنی این عمل را برای جلب رضایت خدا و به عنوان یک تکلیف الهی انجام دهد.[۱]دعوت، دستور صریح قرآن است و از ضروریات دین اسلام و روابط خارجی آن محسوب می شود، و شرایط مبنا و اصل قرار گرفتن را در فقه سیاسی اسلام دارد. یعنی هم یک حکم منصوص است نه اجتهاد و احکام تکلیفیه بر آن جاری است، منطبق با سنت است و کلی نیز می باشد.پس این اصل یکی از مبانی روابط خارجی دولت اسلامی است که به تناسب شرایط و با شیوه خاصّی از آن استفاده می شود.

«دعوت» و تبلیغ از مهم ترین و اساسی ترین هدف رسالت انبیاء الهی به خصوص پیامبر خاتم  صلی الله علیه وسلم  بوده و منشأ و حیانی دارد.بعد از هجرت رسول خاتم  صلی الله علیه وسلم  و تشکیل حکومت اسلامی در مدینه و بعد از آن که بنیان های سیاسی و اداری ونهادهای قانونی برای اعمال قدرت، در دولت اسلامی استقرار یافتند، رسول خاتم صلی الله علیه وسلم بسان قدرتی سیاسی و عقیدتی بزرگ، با هدف رهبری جهان در راه هدایت و صلح و نیکوکاری که دنیا و آخرت را مورد توجه قرار می داد، قدم به صحنه سیاست خارجی گذارد.

آن رجل سیاسی، کار خود را با مخاطب قرار دادن پادشاهان کشورهایی از قبیل روم، ایران، حبشه، و رهبران نصرانی سرزمین های عربی، و دعوت آنان به پذیرش شریعت خاتم، آغاز کرد.پذیرفتن سفرا و نمایندگان بسیاری از سران و پادشاهان و قبول هدایای که بعضی از آنها تقدیم می داشتند، نشانۀ تأیید ایشان از عرف صحیح دیپلماسی است که همواره در میان دولت ها برقرار بوده و دلیل بر متانت و استحکام اصول سیاست خارجی دولت اسلامی می باشد.

این رفتار سیاسی پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  دولت اسلامی را به گونه یک قدرت بزرگ سیاسی که در ارتباطات جهانی، بر اندیشه ها و اصول ثابت انسانی و خرد ورزی اتکا دارد، در صحنه بین المللی آشکار ساخت.توجه به قرآن کریم و سنت عملی پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم، این واقعیت را اثبات می کند که مبنای سیاست خارجی در دولت اسلامی، بر محوریت توحید و نبوت رسول خاتم همان دعوت و تبلیغ است.در اصل دعوت نیزدو بحث مطرح است:

  • حکم دعوت
  • محدودۀ دعوت

ادامه خواندن اصل توحید و دعوت(۹۸)