
جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران و فتنه سکولاریسم و تهاجم به «دین» از نگاه فقه اسلامی
به قلم: سلیمان عبدالرحمن
اگر به ماهیت جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش دارالکفرهای آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران نگاه کنیم و اگر تنها یکبار به سخنان اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی همسو با این کفار محارب نگاهی بیندازیم و حتی اگر به شبکه ی گروه منافقین آشکار شده ی «کلمه» نگاهی کرده کرده باشیم متوجه خواهیم شد که هدف نهائی جنگ حاکم کردن قوانین کفری سکولاریستی بر مردم ایران است و این در حالی است که پروردگار می فرماید: وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ (بقره/ ۱۹۱) و فتنه [بازگرداندن از دین و کشاندن مسلمان به قوانین کفری] از کشتن هم سختتر است.
هدف بنیادین ائتلافِ آمریکایی-صهیونیستی و اپوزیسیون مرتد داخلی و دول مرتد و مزدور اطراف ایران در تهاجم رمضان ۱۴۰۴ش، تنها تسخیر خاک نیست؛ بلکه هدف، تخریب بنیانهای شریعت و جایگزینی نظام «دارالاسلام» با یک «دارالکفر سکولار» و حاکم کردن قوانین سکولاریستی است.
از منظر فقهی، حاکم کردن قوانین وضعی و کُفری سکولاریسم بر بلاد مسلمین و تشکیل «دارالکفر طاری»، به معنای تعطیل حدود الهی و کنار زدن «حاکمیت شریعت» است. این تلاشی است برای کشاندن مسلمین به مرداب ارتداد جمعی و تحمیل نظام ضد دینی بر جامعهی مومنین.
در ترازوی فقه، مصائب به دو دستهی «دنیوی» (مال و جان) و «دینی» (ایمان و شریعت) تقسیم میشوند.
از بین رفتن جانها در راه دفاع از دین و قوانین شریعت الله، شهادت و سعادت است؛ اما از بین رفتن «دین» و حاکم شدن قوانینِ کفری و رضایت به این کفر بواح و آشکار، سقوط ابدی است.
اشغالگران سکولار و مزدوران داخلیشان در صورت تسلط بر دارالاسلام و مومنین و با ابزار سرکوب، در صددند تا مومنین را بین «پذیرش کفر قوانین سکولاریستی» یا «مجازاتهای سنگین» مخیر کنند. این همان فتنهای است که از قتل هم سنگینتر است.
رسولالله صلی الله علیه وسلم با درکِ عمق فاجعهی «تسلط کفر بر دین»، همواره این دعای راهبردی را زمزمه میفرمودند:اللهمَّ … لا تَجْعَلْ مُصِيبَتَنا في دينِنِا، ولَا تُسَلِّطْ عَلَيْنا مَنْ لَا يرْحَمُنا (ترمذی، ۳۵۰۲) پروردگارا! مصیبت ما را در دینمان قرار مده و کسی را که بر ما رحم نمیکند، بر ما مسلط مگردان.
این دعا نشان میدهد که حاکمیت کفار بیرحم آمریکا و صهیونیزم و مرتدین سکولار محلی بر مسلمین دارالاسلام ایران، پیامدی جز نابودی دین و شکنجهی مومنان ندارد.
در جنگِ احزاب، کفار مشرک (سکولار) با تمام قوا برای ریشهکن کردن اسلام و نظام نبوی حاکم بر دارالاسلام مدینه به میدان آمدند؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحاب، به جای تسلیم در برابر فشار اقتصادی و نظامی، «مقاومت همهجانبه» را برگزیدند. آنان میدانستند که تسلیم شدن، به معنای پذیرش حاکمیت شرک و کفر قوانین سکولاریستی و پذیرش دموکراسی سکولاریستهاست که قبلا در مدینه و در سایر سرزمینهای اطراف آن دیده بودند به همین دلیل پایداری نشان دادند و صبر کردند تا اینکه پیروز شدند و پیروزی مومنین، نتیجهی پایداری در برابر «مصیبت دینی» بود.
امروز سکوت در برابر این تهاجم آمریکائی – صهیونی به دارالاسلام ایران، به معنای رضایت به نابودی اسلام در این سرزمین است و بر علماء و سخنوران فرض است که «فتنهی سکولاریسم» را برای مردم بازخوانی کنند.
ایستادگی در برابرِ ائتلافِ صهیونی-آمریکایی برای حفظ دارالاسلام و جلوگیری از تسلط قوانین کُفری سکولاریستی، نه یک ترجیح، بلکه یک «تکلیفِ قطعی» است تا دعای نبوی مستجاب شود و دشمن بیرحم سکولار خارجی و داخلی بر مقدرات مسلمین حاکم نگردد.









