سرگردانی در توجیهات (پاسخی به شبهات مناصرین القاعده)

سرگردانی در توجیهات (پاسخی به شبهات مناصرین القاعده).

به قلم: مناصر تنظیم الدولة الاسلامیة [۱]

نوشته‌ی «شما» بیش از آنکه پاسخی به حقایق تلخ سرمقاله «النبأ» باشد، تلاشی ناامیدانه برای وصله‌پینه کردن انحرافاتی است که اکنون از پرده برون افتاده است.

برای روشن شدن ابعاد این آشفتگی، باید به چند نکته اساسی توجه کرد:

۱. سوءاستفاده از نام استوانه‌های جهاد:

منتقد برای مشروعیت بخشیدن به ائتلاف با مرتدین ملی‌گرا در مالی، به سخنان شیخ اسامه (تقبله‌الله) در مورد عراق تمسک می‌جوید. این یک قیاس مع‌الفارق و تحریف آشکار تاریخ است. شیخ اسامه از همکاری عملیاتی موقت در میدان نبرد علیه اشغالگر سخن می‌گفت، نه از «برادر» خواندنِ جریان‌هایی که دموکراسی و تجزیه‌طلبی ملی را هدف خود قرار داده‌اند. القاعده در مالی امروز از «اتحاد» و «هم‌مسیری» با جبهه ازواد سخن می‌گوید؛ جبهه‌ای که نه توبه کرده و نه از آرمان‌های سکولار خود دست شسته است. نامیدنِ مرتدین به عنوان «برادر»، نه یک ضرورت جنگی، بلکه یک انحراف عقیدتی است که ریشه در منهاج ژلاتینی القاعده دارد.

۲. اعتراف به شکست رهبری مرکزی:

نویسنده نقد مدعی است که القاعده در سوریه و یمن «ابزار دست ناتو» شده بود و رهبری مرکزی (ظواهری) فریب خورده بود! این اعتراف، بزرگترین گواه بر بطلان ادعاهای القاعده است. اگر رهبری که شما او را «حکیم امت» می‌نامیدید، چنان دچار سادگی و ضعف تشخیص بود که سال‌ها ابزار دست سازمان‌های جاسوسی (از کانال جولانی) قرار گرفت، چه تضمینی وجود دارد که امروز در مالی توسط سران قبایل و جبهه‌های ملی‌گرا فریب نخورده باشد؟ تفکیک قائل شدن بین «القاعده خوب در مالی» و «القاعده فریب‌خورده در سوریه»، تنها یک بازی زبانی برای فرار از واقعیتِ فروپاشی تشکیلاتی است.

۳. توهمِ «حاکمیت شریعت» در ائتلاف با ملی‌گرایان:

منتقد می‌گوید ملاک ما «حاکمیت شریعت» است. سوال اینجاست: در مناطق تحت نفوذ مشترک با جبهه ازواد، کدام شریعت اجرا می‌شود؟ شریعت الله یا میثاق‌های بین‌المللی که جبهه ازواد برای جلب رضایت غرب به آن‌ها چنگ زده است؟ حقیقت این است که القاعده در مالی، برای حفظ بقای خود، در پروژه‌ی «ملی‌گرایی ازوادی» ذوب شده است. این همان مسیری است که جولانی در سوریه رفت؛ او هم ابتدا ادعای شریعت داشت و سپس به «پلیس مرزی» ترکیه و ناتو تبدیل شد. القاعده در مالی صرفاً چند قدم عقب‌تر از جولانی است، اما در همان مسیر گام برمی‌دارد.

۴. تضاد در برخورد با دارالاسلام و دارالکفر:

نویسنده سعی می‌کند با پیش کشیدن بحث «قانون اساسی»، تفاوت طالبان و جولانی را برجسته کند. اما او از پاسخ به این سوال فرار می‌کند که: اگر معیار شما قانون است، چرا در برابر دولتی که خود را امارت می‌نامد اما به معاهدات بین‌المللی پایبند است و با کفار بر سر میز مذاکره می‌نشیند، سکوت کرده و آن را الگو می‌نامید، اما دیگران را متهم می‌کنید؟ این استاندارد دوگانه نشان می‌دهد که القاعده دیگر صاحب «منهاج» نیست، بلکه صاحب «منافع» است. هر جا که منافعش اقتضا کند، سکولاریسم را می‌بخشد و هر جا که در تنگنا قرار گیرد، دم از عقیده می‌زند.

۵. عفو سربازان؛ تاکتیک سیاسی یا سنت نبوی؟

تشبیه آزادی سربازان مرتد ارتش مالی به «فتح مکه»، توهینی به سیره نبوی است. رسول‌الله (ص) زمانی از موضع قدرت و پس از درهم شکستن بت‌ها عفو عمومی دادند. اما القاعده در مالی، در حالی سربازان را آزاد می‌کند که ارتش مرتد همچنان در حال کشتار است. این اقدام نه از روی قدرت، بلکه برای «دل‌ربایی» از قبایل و نشان دادن چهره‌ای «میانه رو» به جامعه جهانی است تا شاید آن‌ها را به عنوان یک طرف سیاسی بپذیرند.

نتیجه‌گیری:

دفاعیات «خالد سیف‌الله» ثابت کرد که القاعده در گردابی از تناقضات دست‌وپا می‌زند. آن‌ها از سویی جولانی را خائن می‌دانند و از سوی دیگر دقیقاً همان مسیری را در مالی طی می‌کنند که جولانی در سوریه هموار کرد. «نوسانات القاعده» یک واقعیت غیرقابل انکار است؛ جریانی که روزی مدعی جهاد جهانی بود، امروز به یک «شبه‌نظامی محلی» تبدیل شده که برای بقا، دست در دست ملی‌گرایان و سکولارها گذاشته است.


[۱]  متن زیر توسط یکی از مناصرین تنظیم الدولة (داعش) و در پاسخ به مقاله ای تحت عنوان «نقدی بر سخنان تنظیم دولة (داعش) در مورد فعالیت و فتوحات جماعت نصرة الاسلام و المسلمین /القاعدة در سرزمین مالی» به قلم «خالد سیف الله المسلول» نوشته شده است و هر یک از مومنین اهل دعوت و جهاد می توانند مودبانه و مستدل به سخنان ایشان پاسخ دهند تا ان شاء الله در همین پایگاه جهادی نشر شود.

نقدی بر سخنان تنظیم دولة (داعش) در مورد فعالیت و فتوحات جماعت نصرة الاسلام و المسلمین /القاعدة در سرزمین مالی (۲)

نقدی بر سخنان تنظیم دولة (داعش) در مورد فعالیت و فتوحات جماعت نصرة الاسلام و المسلمین /القاعدة در سرزمین مالی (۲)

به قلم: خالد سیف الله المسلول

پیش فرض ت.د در این مقاله اشتباهات القاعدة ی سوریه و یمن و لیبی در مورد القاعدة در سرزمین مالی و غرب اسلامی است؛ در حالی که در این سرزمینهای سوریه و… گروهی کوچک بودند که استقلالی از خود نداشتند و مدیریت جنگ در اختیار کفار محارب خارجی و مزدوران داخلی آنها بود نه القاعدة، در این سرزمینها القاعدة با قدرتهای خائن و مزدور و مرتد همسو با آمریکا و ناتو هم مسیر شده بودند و قتال آنها تبدیل به قتال فی سبیل آمریکا و ناتو شده بود، نتیجه ی چنین هم جبهه ای شدنها هم مشخص است.

به عنوان مثال زمانی که جولانی از همان ابتدا با هماهنگی و از کانال سازمان جاسوسی ترکیه در حال پیاده کردن پروژه های آمریکا و غرب در سوریه بود، امری عادی است که امثال الشیخ ایمن الظواهری رحمه الله را فریب دهند یا حراس الدین (القاعدة سوریه) ابزار دست جولانی و باندش شود به نحوی که تمام فعالیتهای جهادی اش تحت مدیریت آمریکا و ناتو از کانال جولانی و باندش قرار بگیرد و در نهایت منهدم و حل شود و افراد وفادار به منهج القاعده هم حتی بعد از انحلال ترور و سرکوب شوند.

بر این اساس است که ت.د می گوید که القاعده “منتظر می‌ماند تا ببیند آیا به سودش هست که سکوت و مداهنه کند (همان کاری که در ابتدا با جولانی کرد)؟ یا صبر می‌کند تا مطمئن شود از صحنه حذف شده، آنگاه به آن پشت کرده و علیه آن شورش می‌کند و سپس درباره عقیده و شریعت سخنرانی راه می‌اندازد؟!”

ت.د نمی خواهد بپذیرد که القاعده در سومالی و مالی قدرت برتر و مستقل با محوریت تحکیم شریعت الله است و با القاعده ی سوریه و یمن و لیبی که تابع تصمیمات کفار سکولار غربی از کانال حکومتهای ترکیه و آل سعود و امارات بودند فرق دارند.

مورد دیگری که ت.د در این سرمقاله به آن اشاره کرده کرده این است که می گوید: “آخرینِ این تناقضات، تفاوت قائل شدن میان دولت افغانستان و دولت سوریه است، در حالی که هر دو در شرایط مشابهی پدید آمده‌اند. القاعده اولی را “الگوی اسلامی” می‌بیند، اما دومی را چیزی دیگر می‌پندارد.”

به صورت مختصر و بر اساس منهج اهل سنت و جماعت،«قانون و حکم» و «سلطه و حاکمیت» معیار و ملاک تشخیص «دارین» در دنیا می شوند و آنچه که به عنوان خون در رگ حاکمیت جریان پیدا می کند و به آن حیات می دهد «قانون و حکم» است و «قانون و حکم» مناط، ملاک و  معیار زیر بنائی جهت تشخیص «دارالاسلام» از «دارالکفر» می شود.

حالا، قانون اساسی امارت اسلامی افغانستان چیست؟ قانون شریعت الله بر اساس فقه حنفی رایج در میان مردم افغانستان.

قانون اساسی حکومت باند جولانی در سوریه چیست؟ قانون کفری سکولاریستی.

آیا این دو با هم فرق ندارند؟ آیا یک دارالاسلام با یک دارالکفر طاری با هم فرق ندارند؟

آخرین موردی که ت.د به عنوان « سریال آشفتگی و سرگردانی روش‌شناختی القاعده » و «از نمونه‌های ابهام القاعده» نام می برد این است که: “میان سرباز و افسر تفاوت قائل می‌شود؛ گاه سربازان را می‌بخشد”

در این زمینه ی مشخص دیدیم که امروز جماعت نصرة الاسلام و المسلمین ۲۰۰ نفر از سربازان ارتش سکولار و مرتد مالی را به شرط نجنگیدن و تحویل اسلحه های خود بخشید و آنها را رهاکرد؛ اینکه رسول الله صلی الله علیه و سلم کفار اصلی مکه را به شرط نجنگیدن و حضور در مکه و منزل ابوسفیان و… بخشید و عده ای(بخصوص مجریان جنگ روانی و تبلیغی و قاتلینی چون عبد الله بن خطل که مدعی العموم داشتند) را نبخشید امریست که منهج اسلامی به تفصیل در مورد آن صحبت کرده است و امیر میدانهای جهاد هم با توجه به «وضع موجود» تصممیات لازم شرعی را می گیرد.

در این صورت واضح شد که اتهامات تنظیم الدولة (داعش) به فعالیتهای جهادی القاعده در مالی هیچ اساس شرعی ندارد و صرفاً ناشی از بهانه گیری و حتی حسادتهای خاص گروههای اهل بدعت است آنهم زمانی که پیشرفت و قدرت گیری جماعت اسلامی مخالف خود را می بینند.

نقدی بر سخنان تنظیم دولة (داعش) در مورد فعالیت و فتوحات جماعت نصرة الاسلام و المسلمین /القاعدة در سرزمین مالی (۱)

نقدی بر سخنان تنظیم دولة (داعش) در مورد فعالیت و فتوحات جماعت نصرة الاسلام و المسلمین /القاعدة در سرزمین مالی (۱)

به قلم: خالد سیف الله المسلول

امروز ۳۰ آوریل  2026ن تنظیم دولة (داعش) در سرمقاله ی شماره ۵۴۵ «النباء» مقاله ای تحت عنوان «نوسانات القاعدة» نشر داده که به بررسی تحولات القاعده و چرائی اتحاد جماعت نصرة الاسلام و المسلمین /القاعدة در سرزمین مالی با گروه قوم گرای ازواد پرداخته است که نیاز به روشنگری مختصری دارد.

تنظیم دولة (ت.د) می گوید: “آن‌ها به دنبال گفتگو و تفاهم با طرف‌هایی هستند که در “عرف جهادی سنتی”، به دشمنی و ارتداد شناخته می‌شدند.”

در اینجا لازم است به دو نکته ی مهم توجه داشته باشیم:

  1. زمانی که کفار محارب و اشغالگر خارجی یکی از سرزمینهای اسلامی را به اشغال خود در می آورند، جماعت اسلامی که از استقلال برخوردار است می تواند با گروههای ارتدادی دیگری که بر علیه این کفار محارب خارجی در حال جنگ هستند جبهه ای واحد تشکیل داده و یا حتی با آنها متحد شوند.

 این همان چیزی بود که الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله در هنگام اشغال عراق توسط آمریکا و ناتو به مجاهدین پیشنهاد داد که حتی با بعثی های مرتد هم جبهه ای شوند و از جنگ با این مرتدین داخلی که با آمریکا و انگلیس و شرکای آنها در حال جنگ هستند پرهیز کنند.

  • جماعت نصرة الاسلام و المسلمین /القاعدة در سرزمین مالی جماعتی مستقل و قدرت برتر است و مبنای اتحاد و هم جبهه ای شدن آن با گروه قوم گرای ازواد و سایر گروههای مختلف مساله ی اساسی و مهم «حاکمیت شریعت الله» است.

این دقیقاً همان چیزی است که ت.د از گفتن آن صرفنظر کرده است . مهم نیست که گروهی قبلاً دارای چه گرایشاتی بوده است، مهم این است که هم اکنون با محوریت «حاکمیت شریعت الله» با القاعدة هم مسیر شده است؛ هر چند القاعده لازم است هوشیاری خودش را از توابین حفظ کند. همان کاری که عمر بن خطاب نسبت به توابینی چون مسلیمه ی کذاب انجام می داد و بیشتر از چند نفر محدود در اختیار آنها قرار نمی داد. چون اساساً مرتدین از گروه منافقین بوده اند که کفر و نفاق خود را آشکار کرده اند و بعد از توبه هم لازم است همان قاعده ی « هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ » را حفظ کرد.

ت.د می گوید: ” القاعده خبر این اتحاد با به‌اصطلاح «برادرانشان در جبهه آزادی‌بخش ازواد» را اعلام کرد.”

اینکه گروهی مبارز را که تابع شریعت الله شده باشد و در حاکمیت شریعت الله با شما متحد و هم مسیر شده باشد، آشکار کردن چنین اتحادی نمی تواند عیب به شمار رود یا گفتن «برادر» به این اشخاص نیز باعث طعن زدن به آنها نمی شود.

ت.د می گوید: “جبهه آزادی‌بخش ازوادپیش از این هم پیمان با این جهادی‌ها را آزموده بودند که به دلیل تضاد پروژه‌ها به پایان رسیده بود. حال پرسش اینجاست: چه تغییری در این دو پروژه رخ داده که دوباره با هم ائتلاف کرده‌اند؟… آیا سکولارها تغییر کرده‌اند یا جهادی‌ها؟ یا اینکه هر دو طرف در یک معجون بی‌ثبات و «ژلاتینی» ذوب شده‌اند؟”

اینکه چه چیزی تغییر کرده تا القاعدة حاضر به هم مسیری و شریک شدن با جبهه ی ازواد شده (که رهبر و هسته ی اصلی و بدنه ی اصلی القاعدة هم از همین قوم ازواد است) روشن شد اما منظور ت.د از ذوب شدن هر دو گروه در یک معجون بی‌ثبات و «ژلاتینی» چیست؟

فرقه ی نجدی دوله و کشتار القاعده و خیانت به اهل دعوت و جهاد و میدان‌سپاری به کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی

فرقه ی نجدی دوله و کشتار القاعده و خیانت به اهل دعوت و جهاد و میدان‌سپاری به کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی

کاتب: خالد سیف الله المسلول

با خبر شدیم که فرقه ی نجدی دوله (داعش) در خیانت غدری مرگبار بیشتر از ۶۰ مجاهد از جماعت نصر الاسلام والمسلمین  (JNIM)  را در منطقه صبا در یاگا در شمال بورکینافاسو به قتل رسانده و دهها نفر دیگر را نیز زخمی کرده است.

آری، ما با چشم خود هم دیدیم و تجربه کردیم و هم داریم می بینیم که چگونه این تفکر اشتباه و گمراه نجدیون، میدان جهاد را نابود ساخته می سازد و میدان را برای حاکمیت مجدد مرتدین سکولار محلی و اربابان خارجی آنها فراهم می کنند.

در الجزایر چه شد؟

گروه‌های متعدد نجدی برخاستند، همه با نام جهاد، اما چون اسیر تکفیر شدند، یکدیگر را کافر خواندند، خون یکدیگر را ریختند، و در پایان میدان را به سکولارزده‌ها سپردند.

در چچن چه شد؟

به جای تمرکز بر دشمن اصلی، برادرکشی شد، و آرمان آزادی قفقاز خاکستر گردید.

در لیبی چه شد؟

صدها گروه با نام اسلام برخاستند، اما چون بر سر قدرت و تکفیر با هم درگیر شدند، سکولارها و دست‌نشانده‌های غرب دوباره حاکم گشتند.

در سومالی چه شد؟

به نام توحید و تکفیر جنگیدند، اما در پایان نه شریعت ماند و نه جهاد، بلکه آمریکا و مزدورانش بازگشتند.

و امروز… در شام نیز همان سرنوشت تکرار می‌شود!

صدها گروه با یک فکر نجدی، اما همه هم اکنون مزدور آمریکا و صهیونیستها.

به جای حرکت به سوی قدس، امت اسلام را پاره‌پاره کردند و راه را برای سکولارها و دشمنان باز گذاشتند.

این است نتیجه ی ثابت گروههای مسلح با تفکر گمراه نجدی در تمام سرزمینهای اسلامی بوده است.

نه شریعت برپا می‌شود، نه قدس آزاد می‌گردد، و نه امت اسلام به وحدت می‌رسد؛ بلکه میدان به دست سکولارها و مزدوران سپرده می‌شود

متن کامل سخنان ابو عبدالرحمن سخنگوی فرقه نجدی دوله خراسان(داعش) در اعلام جنگ بر علیه گروههای مسلح سکولار و مرتد بلوچ

متن کامل سخنان ابو عبدالرحمن سخنگوی فرقه نجدی دوله خراسان(داعش) در اعلام جنگ بر علیه گروههای مسلح سکولار و مرتد بلوچ

ارایه دهنده: براهنک بلوچ

فرقه ی نجدی دوله (داعش) شاخه ی خراسان که پس از روی کار آمدن امارت اسلامی افغانستان تمام پایگاههای خود در افغانستان را از دست داد نتوانست در مناطق قبایلی وزیرستان و شمال پاکستان نیز که طالبان پاکستان و گروههای همسو با القاعده در آن قدرت برتر هستند جایگاهی برای خود دست و پا کند به همین دلیل در کوههای ایالت بلوچستان پاکستان و در کنار احزاب سکولار و مرتد بلوچ مستقر شد.

البته چند سال قبل از سقوط قدرت آنها در بخشهایی از افغانستان نیز در این مناطق صعب العبور اییالت بلوچستان پاکستان و در کنار این مرتدین سکولار بلوچ وجود داشته و زندگی مسالمت آمیزی داشتند که این سوال را به وجود آورده بود که چگونه است این فرقه ی نجدی می تواند با مرتدین سکولار در آرامش باشد اما در عین حال مسلمین اهل سنت به جرم صوفی بودن یا شیعیان باید به شیوه های مختلفی توسط این گروه نجدی در اماکن عبادی خود قتل عام شوند!

به هر حال همه دیدیم که این گروه سکولار و مرتد بلوچ هم طبق روال عادی تمام مرتدین سکولار در تمام سرزمینهای اسلامی دست به غدر و خیانت زدند و نزدیک به ۳۰ نفر از اعضای فرقه نجدی دوله(داعش) خراسان را در کوههای ایالت بلوچستان پاکستان قتل عام کردند.

فرقه نجدی دوله(داعش) به همین دلیل بیانیه ای صادر کرد و ابوعبدالرحمن سخنگوی این فرقه در این بیانیه می گوید:

مسلمانان عزیز و باعزت!

حقیقت این است که کفار (دشمنان اسلام) یک ملت واحدند و در مقابله با اسلام با هم متحدند. هر کدام از آنان به نوبه خود برای جنگ و مبارزه علیه اسلام به میدان می‌آیند.

در روزهای اخیر، گروه مسلح بلوچ نیز به دستور اربابان خود به میدان جنگ علیه اسلام آمده و با ریختن خون مؤمنان دولت اسلامی، نام خود را در تاریخ ثبت کرده‌اند.

مسلمانان باید بدانند که این گروه مسلح بلوچ نیز همانند دیگر گروه‌های طاغوتی و سکولار است و بر اساس دین نمی‌جنگد؛ بلکه جنگ او بر اساس ملی‌گرایی و قوم‌پرستی است. آنان نیز پیروان دین دموکراسی هستند و هیچ اعتقادی به حاکمیت اسلام ندارند.

بر همین اساس، این پیروان دموکراسی و کسانی که به دموکراسی ایمان دارند، از نظر اسلام گرفتار انواع نواقض ایمان شده‌اند که از جمله آنها عبارت‌اند از:

۱️⃣ گروه مسلح بلوچ نتیجه‌ی جنگ خود را حاکمیت دموکراسی می‌دانند، در حالی‌که دموکراسی دینی در برابر دین خداست و آنان غیر از اسلام، دین و قانونی دیگر (دموکراسی) را پذیرفته‌اند.

خداوند عزوجل می‌فرماید:

“و هر کس غیر از اسلام دینی بجوید، هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در آخرت از زیانکاران است.” (سوره آل عمران، آیه ۸۵)

۲️⃣ آنان مانند سایر گروه‌های سکولار، به آزادی عقیده و برابری حقوق زن و مرد، آزادی بیان و دیگر عقاید و نظریه‌های کفرآمیز باور دارند که این‌ها از مهم‌ترین علل کفر و ارتداد است.

۳️⃣ آنان در مقابل شریعت خدا، به قوانین وضعی و قانون‌گذاری انسانی ایمان و اعتقاد دارند و حتی از آن دفاع می‌کنند و این نیز شرک بزرگی است.

خداوند متعال می‌فرماید:

“آیا برای آنان شریکانی است که دینی را برایشان تشریع کرده‌اند که خدا اجازه‌اش را نداده است؟ اگر کلمه‌ی جدایی (میان حق و باطل) نبود، حکم میان‌شان داده می‌شد و به یقین برای ستمکاران عذابی دردناک است.” (سوره شوری، آیه ۲۱)

۴️⃣ گروه مسلح بلوچ با هند، آمریکا و مرتدان افغان رابطه‌ی ولاء و دوستی دارند و نمونه‌ی عملی آن نیز در بلوچستان دیده شد که مجاهدین زیادی از دولت اسلامی را طبق نقشه‌ی آمریکا به شهادت رساندند. این نوع رابطه‌ی دوستی با کفار از مواردی است که در اسلام کفر شمرده می‌شود.

خداوند عزوجل می‌فرماید:

“ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یهود و نصاری را دوستان خود نگیرید. آنان دوستان یکدیگرند و هر کس از شما با آنان دوستی کند، از آنان است. بی‌گمان خداوند قوم ستمکار را هدایت نمی‌کند.” (سوره مائده، آیه ۵۱)

۵️⃣ گروه مسلح بلوچ نیز به بیماری شرک‌آلود وطن‌پرستی گرفتارند و عقیده‌ی ملی‌گرایی و قوم‌گرایی در این عصر طاغوت بزرگ است و در برابر الله رب‌العالمین شرک محسوب می‌شود؛ چرا که این اساساً پرستش وطن و قوم در برابر خداوند متعال است. محبت و دشمنی آنان به خاطر وطن است، خون خود را برای وطن می‌ریزند و بر اساس وطن دوستی و دشمنی می‌کنند، نه به خاطر اسلام.

خداوند عزوجل می‌فرماید:

“و از مردم کسانی هستند که غیر از خداوند شریکانی می‌گیرند و آنان را چون محبت خدا دوست می‌دارند.” (سوره بقره، آیه ۱۶۵)

بر این اساس، جنگیدن در مسیر قوم‌پرستی و ملی‌گرایی جنگ کفر و جنگ در راه طاغوت شمرده می‌شود.

خداوند تعالی می‌فرماید:

“کسانی که ایمان آوردند، در راه خدا می‌جنگند و کسانی که کافر شدند، در راه طاغوت می‌جنگند. پس با دوستان شیطان بجنگید! همانا نیرنگ شیطان سست و ضعیف است.” (سوره نساء، آیه ۷۶)

و کسی که در این راه کشته شود، او مرده‌ی جاهلیت است؛ چنان‌که در حدیث جندب بن عبدالله بجلی رضی الله عنه آمده است:

“هر کسی که زیر پرچم کور (قوم‌پرستی) کشته شود، یا برای تعصب مردم را دعوت کند، یا برای تعصب یاری کند، مرگ او مرگ جاهلیت است.” (روایت مسلم، حدیث ۱۸۵۰)

خلاصه اینکه گروه مسلح بلوچ هم یکی از همان مردارآلوده‌ی سکولار است. اهداف اساسی آنان یکسان است: همه طاغوت ملی‌گرایی و قوم‌گرایی را پذیرفته‌اند، قوانین بین‌المللی را قبول دارند، در ترک احکام اساسی شریعت با هم متحدند، علیه خلافت اسلامی متحدند، در محبت و دوستی با طاغوت‌ها متحدند، در همکاری با طاغوت‌ها و مرتدان داخلی و خارجی برای بدنام کردن جهاد مقدس با برچسب تروریسم متحدند، و در بسیاری از زمینه‌های اساسی دیگر با هم متحدند.

بنابراین حکم آنان همانند حکم سایر کفار و مرتدان است:

آنان از دین خدا بیرون رفته‌اند. کشتن آنان واجب است و جهاد در برابر آنان عمل مقدس و مشروع است.

ما به مجاهدان و استشهادیان می‌گوییم: امروز گروه مسلح بلوچ در برابر شما ایستاده و در کشتار و شهادت یاران شما جسور شده است. پس چنان حملات استشهادی و عملیات کوبنده‌ای علیه آنان انجام دهید که برای دیگران عبرت شود.

خداوند متعال می‌فرماید:

“ماه حرام در برابر ماه حرام و [دیگر] حرمت‌ها قصاص دارد. پس هر کس بر شما تعدی کرد، شما هم بر او همانند آنچه بر شما تعدی کرد، تعدی کنید. و از خدا پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است.” (سوره بقره، آیه ۱۹۴)

و فرمود:

“گروهی دیگر را خواهید یافت که می‌خواهند از شما در امان باشند و از قوم خود نیز در امان باشند. هرگاه به فتنه بازگردانده شوند، در آن فرو می‌روند. پس اگر از شما کناره نگرفتند و تسلیم نشدند و دست برنداشتند، آنان را بگیرید و هر جا یافتید، بکشید! اینان کسانی‌اند که ما بر آنان به شما سلطه‌ی آشکاری داده‌ایم.” (سوره نساء، آیه ۹۱)

پس آگاه باشید!

ما همان کسانی هستیم که با مدد و فضل خداوند رب‌العالمین، در مجازات خائنین و مرتدان بی‌رحم تخصص و تاریخ داریم و ان‌شاءالله در آینده نیز از انتقام‌های فراموش‌نشدنی برخوردار خواهید شد.

ما به مسلمانان بلوچ می‌گوییم: خود را از این گروه مرتد جدا کنید! در حمایت و راهپیمایی‌هایشان شرکت نکنید و از هر گونه همکاری و تجمع در حمایت از آنان برحذر باشید.

از شما می‌خواهیم که از آنان دوری کنید؛ زیرا روزهای خونین و سختی میان ما و آنان در پیش است، ان‌شاءالله.

ما با ده‌ها جریان مرتد داخلی و حامیان کفار بین‌المللی سابقه‌ی دشمنی و مبارزه داریم. این بار سنگینی نیست که ما را به عقب براند!

آنان در انتظار مرگ‌های تلخ خود باشند، ان‌شاءالله!

پس از هرگونه همکاری و حمایت با این گروه مرتد بلوچ خودداری کنید.

ما منتظریم و شما هم منتظر باشید!

جنایات نجدیت از قلب آفریقا تا حماه سوریه تا افغانستان و… باید محکوم شود

جنایات نجدیت از قلب آفریقا تا حماه سوریه تا افغانستان و… باید محکوم شود

به قلم: ابوخالد هورامی

رسانه های امروز دو خبر را به صورت هماهنگ نشر دادند:

  1. اجساد ۹ فرد شیعه که قبلاً توسط مردانی با یونیفرم های دارای پرچم رژیم جدید سوریه ربوده شده بودند، در حماه پیدا شده است.
  2. فرقه نجدی داعش ۲۴ نصرانی را در استان های شمال شرقی جمهوری کنگو در منطقه ماسائو در لوبرو قتل عام کرد و بیش از ۷۰ خانه نصرانیان را سوزاند.

داعش اکنون به جای تیراندازی به نصرانی های دستگیر شده، شروع به سلاخی، بریدن سر و یا خنجر زدن به آنها کرده اند.

به نظر شما این شیعه ها و نصرانی ها و یا صوفی های اهل سنت افغانستان و غیره به چه جرمی کشته می شوند؟

به جرم مشرک بودن.

یعنی نجدیت تنها به معنی لغوی مشرک نگاه می کند و نسبت به معنی شرعی مشرک جاهل سنت به همین دلیل تمام کفار را جزو کفار مشرک حساب می کند و تمام مسلمینی هم که با تعریف آنها زا توحیید مخالف است را نیز جزو مشرکین محسوب می کنند، به همین دلیل حکم کفار مشرک را بر همه تطبیق می دهند و کفار مشرک اصلی را یا رها کرده اند یا در اولویت چندم قرار داده اند.

«مشرکین یا احزاب» در واقع كسانی هستند كه «آشکارا و واضح» اقرار می کنند که قوانین خودشان را از شریعتهای آسمانی نگرفته اند بلکه افكار، تصورات و انديشه‌های خودشان در مورد خدا و جهان غیب و بهشت و جهنم و بشريت و جهان اطراف را، معيار قانون گذاری و تنظيم روابط خود با ديگران و محيط اطراف و ماوراءالطبيعه می‌دانند، و به صورت کامل از هيچ يك از قوانين و احكام الهی تبعيت و پيروی نمي‌كردند؛ و جهت حفظ منافع و طبقه‌ی مادی و معنوی خودشان، حتی از پذيرش کامل احکام و برنامه های شریعت های آسمانی كه انديشه‌های بشری زيادی در آن ها رسوخ كرده است و تقريباً قالب تحريفی به خود گرفته و بيشتر به انديشه‌های بشری شباهت دارد تا كلام و پيام الهی، از آن هم خودداري می کنند.

اسم امروزین مشرک، سکولاریست است و مشرکین سکولاریستهای امروزین هستند.

نجدیت با عدم فهم این اصل مهم قرآنی مرتکب جنایات مختلفی از زمان پیدایش آن توسط محمد بن عبدالوهاب تا کنون شده است و باید ضمن روشنگری در مورد آن، محکوم شود.

جنایات دامنه دار گروه نجدی داعش بر علیه نصرانی ها و سکوت مرگبار علماء مسلمین

جنایات دامنه دار گروه نجدی داعش بر علیه نصرانی ها و سکوت مرگبار علماء مسلمین

به قلم: خالد سیف الله المسلول

دو روز قبل رسانه های فرقه ی نجدی داعش اعلام کردند که ۱۲ نصرانی (مسیحی) را در لوبیرو، در شرق کنگو، سلاخی کردند و همچنان حمام خون علیه نصرانی ها ادامه دارد و یک کلیسای محلی و ده ها خانه نیز در این حمله به آتش کشیده شده است.

امروز هم اعلام کردند که آنها به جمعیت دیگری در ماکوکو در لوبیرو حمله کردند و ۴۱ نفر را با ضربات چاقو کشتند و ده ها نفر را دستگیر کردند و علاوه بر آتش زدن چندین خانه و یک کلیسا، تقریباً یک روستای نصرانیان را که ساکنان آن قبل از حمله فرار کرده بودند، به آتش کشیدند.

چرا فرقه ی نجدی داعش ایین نصرانی ها را به این شکل بی رحمانه قتل عام می کند و مکان عبادی آنها را نیز نابود می کند؟ در حالی که:

  1. اولین آیه ای که اجازه ی جهاد به مومنین داده می شود (أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا) یکی از مقاصد و اهداف جهاد محافظت از این مکانهای عبادی نصرانی ها و سایر پیروان شریعتهای آسمانی است قبل از محافظت کردن از مساجد مسلمین است (وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیراً) و الله انجام اینی جهاد و ثمرات آن از جمله محافظت از این مکانهای عبادی را یاری الله معرفی می کند (وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ(حج/۳۹-۴۰)
  2. رسول الله صلی الله علیه وسلم با یهودی های اطراف مدینه و نصرانی های نجران پیمان بست و از مکانهای عبادی آنها محافظت کرد و عمر بن خطاب رضی الله عنه هم با نصرانی های عراق و فلسطین پیمان بست و از مکانهای عبادی آنها محافظت کرد
  3. تمام حکومتهای حاکم بر مسلمین بعد از حاکمیت خلفای راشدین با تمام انحرافات و ظلمهایی که داشته اند اما از ایین منهج اسلامیی در برخورد با مکانهای عبادی نصرانی ها و اتحاد با آنها پیروی کرده اند؛ اما چرا فرقه ی نجدی داعش تا این اندازه به انحراف رفته است؟

چون نجدیت از زمان محمد بن عبدالوهاب تا کنون برداشت غلطی از اصطلاح مشرک و مشرکین «از لحاظ شرعی» دارد و تنها برداشت «لغوی» آنرا استفاده می کند مثل اینکه یکی تنها برداشت لغوی کافر و حج و صلاة و زکات و… را استفاده کند.

به همین دلیل نجدیت به صورت ریشه ای دچار انحراف است و فرقه ی نجدی داعش مجری این انحراف بزرگ است.

نجدیت نه تنها کفار نصرانی و یهودی و مجوس و صابئین را از «لحاظ شرعی» جزو کفار مشرک حساب می کند بلکه مسلمین مخالف خود از اهل تصوف میان اهل سنت و شیعیان را نیز جزو مشرکین می داند و هر وقت فرصتی برایش پیش بیاید از هیچ جنایتی نسبت به این مسلمین دریغ نمی کند همچنانکه در زمان قدرت داعش ما این توحش را با چشم سر دیدیم، ودر تاریخ هم این توحش را از محمد بن عبدالوهاب و جانشینان او در جزیره العرب و عراق می خوانیم.

داعش، نمونه ی عینی امروز محمد بن عبدالوهاب و تفکرات نجدیت است.

مشرکین مثل ابوجهل، ابولهب و… دسته ای از کفار پنج گانه هستند با احکامی جداگانه و الله تعالی در جاهای مختلفی از جمله در آیه ی ۱۷ سوره حج، کفار مشرک را به عنوان دسته ای جداگانه از سایر کفار نام می برد و می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ (حج/۱۷)

اگر قصد خاتمه دادن به جنایات داعش در این زمینه ها را داریم باید تفکر غلط نجدیت در تعریف این اصطلاح و اصطلاحات دیگر را بیان کنیم.

علمای مسلمان اگر امروز در برابر جنایات فرقه نجدی داعش در برابر نصرانی ها سکوت کرده اند و با روشنگری شرعی آنرا محکوم نمی کنند، و دسته هایی از سنی ها در برابر جنایات فرقه نجدی داعش در برابر شیعیان سکوت می کنند و دسته هایی از شیعیان در برابر جنایات داعش در برابر سنی ها سکوت می کنند خیانت و جنایتی است که تنها از قلبی بیمار و آلوده و مغرض سرچشمه گرفته است.

بعضی از اوقات نگفتن حق، خیانت و دروغی آشکار است که در حق دنیا و قیامت خود شخص انجام می شود.  

جماعت زرقاوی (داعش) در برابر منهج القاعده

جماعت زرقاوی (داعش) در برابر منهج القاعده

به قلم: محمد اسامه

اسامه بن لادن که ادامه دهنده مسیر اخوان المسلمین با تفکرات سید قطب است از سوی تمام فرقه های جهادی مورد توجه است که یکی از آنها فرقه ی نجدی دوله است، اما لازم است بدانیم که این فرقه واقعاً در همان مسیر شیخ اسامه درحرکت است؟

شیخ اسامه بن لادن تقبله الله می گوید: فلابد من مراعاة الدقة في الكلمات والإصدارات حتى لا نثبت في أذهان المسلمين بعض ما اتهمنا الأعداء به من أننا متوحشون مستبدون نستلذ بسفك الدماء (توجیهات لترشید العمل الاعلامی) ما مجاهدان باید در گفته ها و بیانات و کلیپ هایی که صادر می کنیم نهایت دقت را به خرج دهیم تا آنچه را که دشمنان ما را به آن متهم می کنند در ذهن مسلمانان به ثبوت نرسد که ما خود رای و مستبد و وحشی هستیم و از ریختن خون لذت می بریم.

اما در اعلامی جماعت دوله (داعش) ذبح و تشدد و خونریزی و نهایت استبداد وحشی گری است که کفار از ان می توانند سو استفاده کنند  و جنون و وحشی گری موج میزند و در اعلامی دوله هیچ ملاحظه ای وجود ندارد.

شیخ عطیه الله تقبله الله می فرماید:نؤكِّدُ على تبرُّئنا الكاملِ مِن أيِّ عملياتٍ تستهدفُ المسلمينَ سواءٌ في مساجدِهم أو أسواقِهم وطرقاتِهم أو تجمّعاتِهم, وأنّ تنظيمَ قاعدةِ الجهادِ مُمثّلاً في قيادتِه وعبرَ بياناتِه وعبرَ متحدثيه قد أكّدَ هذا الأمرَ مِرارًا, وبيّنّا هذا الأمرَ من منهجنا وطريقِنا ودعوتِنا . ما برائت خود از هر عملیاتی که مسلمین را هدف قرار می‌دهد اعلام می‌کنیم و عملیات در مساجد مسلمین، بازارها، راه‌ها و تجمعات آنها تفاوتی ندارد … این است منهج ما، این است طریق و دعوت ما…

شیخ عطیه الله اللیبی به این موضوع تاکید می کند ، وی فردی است که مورد تایید شیخ اسامه رحمه الله است، همین بیانات رسا را شیخ اسامه تقبله الله چندین بار انجام داده اند، و حتی شیخ ایمن ظواهری نامه به ابومصعب زرقاوی می نویسد و از انفجار و قتال در مساجد و بازارها نهی می کند، قطعا آن انامه مورد تایید شیخ اسامه بوده است، زیرا در آن زمان شیخ ایمن نائب شیخ اسامه بوده و به دستور وی این کار را کرده است.

حال فرقه نجدی دوله را با منهج اصیل جهاد اسلامی و سفارش بزرگان قیاس کنیم:

  • انفجارها در مساجد از طرف فرقه نجدی دوله قابل شمارش نیست، انقدری که فرقه نجدی دوله مساجد را از بین برد ، اسرائیل و آمریکا از بین نبرده است!!
  • انفجارها در بازارهای مسلمین توسط فرقه نجدی دوله قابل شمارش نیست ، همان مسیر زرقاوی را ادامه داده اند و هزاران مسلمان  با این عملیات ها جان خود را از دست داده اند، به راستی این خدمتی بس عظیم به آمریکا و تمام کفار سکولار جهانی و محلی نیست؟! این اقدامات بی شک در مسیر خشنودی آمریکا و  طواغیت است، چه کافری بدش بیاید که یک احمق جاهل مسجدی از مساجد مسلمین را منفجر کند؟

این مسیری که فرقه دوله آن را طی می کند در واقع همان مسیری است که ابومصعب زرقاوی نشان داده است و مناسب این است که بگوئیم جماعت زرقاوی نه دوله (داعش).

دیدگاه فرقه نجدی دوله ( داعش) در مورد تحولات اخیر سوریه: سوریه آزاد و سوریه اسد!

دیدگاه فرقه نجدی دوله ( داعش) در مورد تحولات اخیر سوریه: سوریه آزاد و سوریه اسد!

ارائه: فضل احمد هراتی

فرقه نجدی دوله در مجله رسمی خودش ” مجله النبا” در مورد تحولات اخیر سوریه و پیشروی های مزدوران ترکیه در بخشهایی از خاک سوریه واکنش نشان داده که مختصری از آن را خدمت شما ارائه میدهیم .
مجله النبا نوشته است:
تصور کنید که رژیم نصیری الآن سرنگون شد، گروه‌های مسلح چه نوع نظام سیاسی را در ” سوریه آزاد” حاکم خواهند کرد؟ اگر بگویید شریعت، پس شما معنای انقلاب یا شریعت را نمی‌دانید! اگر بگویید ” کمیته انتقال قدرت” و یا ” کمیته قانون اساسی” پس مشکل “انقلابیون” با خانواده اسد چیست؟!

درگیری اخیر صحوات را در این بازه زمانی جز این نمی‌توان تفسیر کرد که رغبت و انگیزه‌ بین‌المللی برای اخراج ایران از صحنه سوریه به خصوص بعد از ” توافق لبنان” و ناکامی در گفت‌وگو سیاسی بین اردوغان و اسد منتج به این تحولات شد. این امر اردوغان را بر آن داشت تا از ورای نقاب گروه‌های مخالف و از طریق تفنگ‌های اجاره‌ای آنها، با اسد و متحدان‌اش سخن بگوید.

همچنین این تنش و درگیری را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن ظرف و شرایط مکانی شمال سوریه تحلیل و تبیین کرد؛ منطقه‌ای که ترکیه قصد دارد بخشی از آن را به یک منطقه حائل تبدیل نماید تا مرزهای خودش را حفظ نماید و آوارگان سوری را به این مناطق بازگرداند.

واضح است که ” ائتلاف بین‌المللی” به رهبری آمریکا، ترکیه را به عنوان یک مُهره اصلی در این بازی به کار گرفته است و از طریق آن، مُهره‌های کوچک را مدیریت می‌کنند. همان مهره‌هایی که برای کسب رضایت گرداننده نظام بین‌المللی و کنشگر منطقه‌ای آن با هم در رقابت هستند‌. هر یک از این مُهره‌ها در صدد آن هستند تا خود را به عنوان فاتح و منجی برای سوری‌ها معرفی نماید و در عرصه سیاسی خود را به عنوان مجری سیاست‌های کشورهای حمایت‌کننده مطرح کند.

این جنگ نیابتی میان ” مُهرهای ترکیه” است که برخی از آنها در این نبرد به حرکت در آورده و از برخی دیگر چشم‌پوشی نموده با ” بازوهای ایران” است تا امتیازات بیشتری را در میز مداکرات ” آستانه” یا ” دوحه” یا سر هر میز مذاکره دیگری که ” آینده سوریه” را ترسیم خواهد کرد، کسب نمایند‌.

” سوریه آینده” یا ” سوریه آزاد” که صحوات به دنبال تحقق آن هستند،… امروز نشانه‌های این جاهلیت آشکار، در بیانیه‌های هیئت مرتد که نظام بین‌الملل با ادبیات ” نظم جهانی” و ” تسامح” با اقلیت‌های بت‌پرست و باطنی عیان شده است. هیئت کفر و ارتداد از این هم فراتر رفت و روسیه صلیبی را ” شریک احتمالی برای ساختن آینده درخشان برای سوریه” نامید! و حکومت رافضی عراق را با لفظ و لحن ” همکارهای دوستانه مشترک” مورد خطاب قرار داد.!

این انقلاب جاهلیت است که هدف آن نهادینه کردن مفهوم ” دولت” است و بدون شک منظورشان از دولت، ” دولت مدنی” . این فقط انقلاب است و نه جهاد در راه الله‌. انقلابی آزادیبخش برای رهایی از ” رژیم مستبد و سر‌کوبگر” و در راستای دستیابی به یک ” نظام دمکراتیک جدید” که در آن باز توزیع قدرت انجام می‌گیرد. این الفباء تمامی انقلاب‌ها است‌. ” سوریه آزاد” یکی از اشکال این انقلاب‌ها است که برای دوران بعد از ” سوریه اسد” است‌.
از شر نمادها و مجسمه‌‌های زشت و کریهه خلاص می‌شوند و مجسمه‌های دیگری مانند آن را بر روی ویرانه‌‌های قبلی اما با ظاهری زیبا و فریبنده می‌سازند!

خوشحالی و سرور مسلمین به خاطر رهایی از سلطه نصیریه، امری طبیعی است. اما سقوط این‌ مناطق به دست ترکیه لائیک و گروه‌های ملی‌گرای تحت امر آن یعنی، خلاصی از شر یک جاهلیت و ورود به عصر جاهلی دیگر.

به طور خلاصه این تحولات خارج از خواست و اراده نظام بین‌الملل که نقطه اتفاق مشترک میان ” جهادگرایان و انقلابیون” است؛ نیست.
غیر از این نیست که پیشروی صحوات با مصالح و منافع ائتلاف یهودی و آمریکایی همپوشانی و هم‌سویی دارد.

به بهانه کشتار مسیحی ها توسط داعش در لوبرو وباجاها، احمقهایی که دشمنان اصلی را رها کرده اند

به بهانه کشتار مسیحی ها توسط داعش در لوبرو وباجاها، احمقهایی که دشمنان اصلی را رها کرده اند

 به قلم: خالد سیف الله المسلول

داعش فرقه یا نجدی است که با برداشت اشتباه از اصطلاح مشرک و مشرکین مثل تمام نجدی ها در دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان دچار اشتباه شده است.

اینها معنی لفظی مشرک و مشرکین را گرفته و اصطلاح شرعی آنرا رها کرده اند به همین دلیل نه تنها کفار یهودی و نصرانی یو مجوس و صابئین را جزو کفار مشرک می دانند بلکه مسلمین دارای عذرهای معتبر شرعی را نیز جزو کفار مشرک می دانند و حکم کفار مشرک را جاهلانه بر همه تطبیق می دهند.

امروز گروه داعش در منطقه ی لوبرو و همچنین در روستای باجاها در منطقه ی ایتوری آفریقا نزدیک به ۴۰ مسیحی را قتل عام کرده و منازل ۵۰ خانواده ی مسیحی را نیز آتش زدند و…

این تنها یک نمونه از جنایات داعش نسبت به نصرانی هاست که سعی دارد این نصرانی ها را به سمت کفار سکولار سوق دهد و جنگ را از مسیر اصلی آن منحرف کند و بر اساس طرح کفار سکولار پیش بروند؛ چون آنچه کشورهای سکولار (مشرک) بسیار خواهان آن هستند حذف قوانین شریعت الله در همه نقاط جهان و مشغول کردن مسلمین به مسلمین یا مشغول کردن شریعتهای آسمانی به هم است تا اینها از این تفرق بتوانند به راحتی به جنایات خود درحق همه ادامه دهند.

برای این کفار سکولار جهانی و منطقه ای و محلی فرقی ندارد این مدعی قوانین شریعت الله یک یهودی از قلبهای طهور است که از سرزمینهای اشغالی تحت حاکمیت سکولاریستهای صهیونیست فراری می شود و در کانادای سکولار به انواع مشکلات مبتلا می شود و یا این مدعی قوانین شریعت الله یک نصرانی باشد و یا یک مسلمان.

سکولاریستها(مشرکین) می خواهند مسلمین هم مثل اکثریت نصرانی ها و یهودی با قوانین سکولاریستی سازگار شوند و گرنه باید منتظر کشتار جمعی باشند. در حقیقت توجیه کفار سکولار برای کشتار مسلمانان مبارزه با تروریسم است و این در حالی است که مسلمانان خود اصلی ترین قربانی تروریسم در جهان هستند.

صرفنظر از آنچه هم اکنون در غزه و سومالی و یمن و مالی و نیجریه وغیره می گذرد، در حدود تنها سه دهه  از ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۰ تعداد مسلمانانی که به دست افراد سکولار غربی کشته شده اند به بیش از ۳ میلیون نفر می رسد و این برای مسلمانان در حکم مرگ یک جامعه اسلامی است.

نکته ای که در اینجا بسیار حائز اهمیت است این است که بیشترین تعداد کشته شدگان را شهروندانی تشکیل می دهند که اکثر آنها زن و یا کودک هستند.آمارهای منتشر شده از سوی منابع مختلف نشان می دهد که تعداد مسلمانان کشته شده در افغانستان از زمان حمله اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۷۹ میلادی یک میلیون و هشتصد هزار تا دو میلیون نفر، در کشمیر از سال ۱۹۹۰ بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار نفر، در بوسنی از سال ۱۹۸۸ حدود ۲۰۰ هزار نفر، در عراق از سال ۲۰۰۳ ، ۵۰ هزار نفر و از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۰ حداقل صدهزار نفر، در چچن از سال ۱۹۹۴ تا ۲۰۱۰  حداقل ۵۰ هزار نفر، در ترکیه از سال ۱۹۸۴ تا ۲۰۱۰ ، ۴۰ هزار نفر، در تاجیکستان از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۱۰ ،  40 هزار نفر، در کوزوو از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۱۰  حدود ۱۲ هزار نفر و در سرزمین های اشغالی و لبنان از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۰  حدود پنج هزار نفر می باشد.

این آمار نشان دهنده یک فاجعه عمیق انسانی در جهان اسلامی در سه دهه است که کفار سکولار جهانی و منطقه ای و محلی مرتکب شده اند که این جهان را فقط جهان سکولاریستها(مشرکین) می دانند و برای دیگر انسانها هیچ ارزشی قائل نیستند.

در “جهان ما “به جای “جهان آنها” اینکه “ما که هستیم “بیشتر از اینکه “آنها که هستند “دارای اهمیت است و این تفکر غالب در میان دولتمردان سکولار (مشرک) است.

مصیبت بالاتر زمانی دردناکتر می شود که این کفار سکولار (مشرک) جهانی و منطقه ای و محلی جنایات را مرتکب می شوند، اما به جای آن، عده ای احمق از میان مسلمین، از نصرانی ها یا یهودی ها و مسلمین انتقام می گیرند.