سکوت ملا فتاحی نوکر جولانی در برابر هتک حرمت خواهران مسلمان توسط مرتدین پ.ک.ک در سوریه

سکوت ملا فتاحی نوکر جولانی در برابر هتک حرمت خواهران مسلمان توسط مرتدین پ.ک.ک در سوریه

به قلم: ابوعبدالله موکریانی  

در همان سالهای ابتدای جنگ داخلی سوریه و خیانت جولانی به حکومت ابوبکر بغدادی ما شاهد خیانتهای متکرر این مزدور شماره ۹۰ آمریکا در سوریه بودیم. جالب اینجاست که مُلافتاحی هم که آنهمه سروصدا و گرد و خاک به پا کرده بود با وجود آنکه کسانی چون الشیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله در فرصتهای مختلف و از جمله در:

  • پیام شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی به مهاجرین اهل سنت موجود در گروههای مسلح در شام / سه شنبه ،۱۴ آذر( قَوس ) ۱۳۹۶ – الثلاثاء ، ۱۶ ربیع الاول ۱۴۳۹ 
  • مصاحبه ای که اینجانب و بردارم کارزان شکاک با ایشان داشتیم و در سایت بنیان جهاد با عنوان « مصاحبه ی اختصاصی سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان با شیخ مجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۱/۷/۹۸)» نشر شد
  • پرهیز از توطئه، دام و خط انحرافی جنگ مسلحانه در سرزمین (سوریه) شام  / پیاده شده از پیام صوتی: شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله (۱۵/۹/۱۴۰۳ش)

به وضوع بیان کرده است که جولانی فی سبیل آمریکا و ناتو در حال جنگ است و سالها قبل امروز سوریه را با توجه به تجربیات جهادی که داشت برای امثال مُلافتاحی و سایرین پیش بینی کرده بود اما مُلافتاحی جاهل به علم جهاد و انقلاب، ترجیح داده است تا کنون با خائن و مرتدی چون جولانی در خدمت به آمریکا و شرکایش با شعار مبارزه با تروریسم ( جنگ با هل دعوت و جهاد و سایر دشمنان آمریکا و شرکایش) هم مسیر شود.

تنها اقدام جولانی سخنان دیروز ۴خرداد ۱۴۰۵ش اوست که می گوید:  “سیاست‌های دولت نوپای سوریه در معرض انتقادات زیادی است، اما درک آنها همیشه از سخنرانی‌های رهبران یا نزدیکان آنها حاصل نمی‌شود؛ مواضع مخالفان ممکن است بازتاب دقیق‌تری از ماهیت این رژیم و رهبری آن باشد.”

توچه می گوئی؟ تازه بیدار شدی یا خودت را به جهالت زدی؟ جولانی مدتهاست توسط شیخ ابومحمد المقدسی از شیوخ سابق خودت تکفیر شده. یعنی تو نمی دانی حکم کسی که حکومت سکولاریسم و دموکراسی را پیاده کند و با آمریکا بر علیه اهل دعوت و جهاد هم مسیر شود چیست؟

اینها را رها کن و به موضوع نامه ی دیروز خواهرمان در اردوگاه روژ تحت مدیریت مرتدین پ.ک.ک در سوریه بپردازد از کمی غیرت کوردایه تی در تو باقی مانده چون می دانم غیرت اسلامی از وجود تو و تمام خائنین هم مسیر با جولانی مرتد رخت بربسته.

پاسخ بده ای ملا فتاحی، شما که خود را عالم دینی و دلسوز مسلمانان معرفی می‌کنید، پرسش‌هایی جدی درباره موضع و سکوت شما در این برهه حساس مطرح است. در حالی که اخبار هولناک از اردوگاه الروج در شمال شرق حسکه می‌رسد، مبنی بر اینکه زنان و کودکان مسلمان در چنگال نیروهای مرتد پ.ک.ک رنج می‌برند، مورد یورش، توهین، سرقت اموال و هتک حرمت قرار می‌گیرند  چرا علیه این نیروی مرتد که سابقه  یتاریک و پر از جنایت و خیانتی در میان کوردها هم دارند جهاد اعلام نمی‌کنید؟

آیا این حجم از تعرض و پایمال کردن کرامت، برای برانگیختن غیرت دینی شما کافی نیست؟

در حالی که شما پیوسته جولانی مرتد پیروی می‌کنید؛ کسی که دولتی سکولار  بنیان نهاده و اکنون با قسد ادغام شده است، چرا در این باره سکوت می‌کنید؟ آیا ایمان و ناموس مسلمین از هر چیزی مقدس‌تر نیست؟ آیا چیزی بالاتر از این دو وجود دارد که شما برای آن غیرتی نمی‌شناسید؟

این چه نوع جهادی است که در این لحظه سکوت اختیار می‌کند؟ کجاست غیرت شما برای دفاع از شرف و کرامت خواهران و فرزندان مسلمانتان، هنگامی که در اردوگاه‌ها مورد تعرض قرار می‌گیرند؟ این سکوت، ای ملا فتاحی، به چه معناست؟ آیا از دید شما هیچ هتک حرمتی نیست که شایسته واکنش باشد؟ این فقط نشان می‌دهد که اولویت‌های شما همچون تمام مزدوران آمریکا با زندگی و کرامت مسلمانان همخوانی ندارد.

اشتباه فاحش آنهائی که اردوغان سکولار(مشرک) و امثال او را با نجاشی رضی الله عنه مقایسه می کنند

اشتباه فاحش آنهائی که اردوغان سکولار(مشرک) و امثال او را با نجاشی رضی الله عنه مقایسه می کنند

به قلم: ابوبکر الخراسانی

می دانیم نجاشی رحمه الله مسلمانی بود که به آنچه به وی رسیده بود عمل می کرد و به آنچه که به وی نرسیده بود بر اساس شریعت نصرانیت عمل می کرد. یعنی نجاشی در این حالتی که شریعت به وی نرسیده بود هرگز بر اساس دین مشرکین و سکولاریستها عمل نکرد بلکه بر اساس شریعتهای آسمانی عمل کرد.

اما اردوغان یک سکولار(مشرک)است که از سکولاریستها(مشرکین) حمایت کرده و در ارتش کفار مشرک اتحادیه ی اروپا (ناتو) عضویت داشته و شانه به شانه ی آمریکا و سایر کفار سکولار و اشغالگر جهانی با مسلمین و شریعت گرایان دشمنی و جنگ می کند.

پس قیاس اردوغان سکولار( که قبلا می گفت شخص یا مسلمان است یا سکولار اما هم اکنون خودش را سکولار و مدافع سکولاریستها دانسته و عملا در برابر شریعتهای آسمانی ایستاده است) به سیدنا نجاشی قیاسی باطل است جهت فریب افکار عمومی . فقط به دو مثال اشاره می کنم :

نجاشی

مسلمانان را امان داد و انها را بحضور پذیرفت در حالیکه اردوغان مسلمانان را تحویل کفار می دهد مانند خواهرمان دکتر ایمان کنجو که اردوغان سکولار و مشرک او را تحویل رژیم صهیونیستی داد چون مثل آل سعود با رژیم صهیونیستی پیمان امنیتی دارد.

نجاشی

از کشور حبشه به هیچ کافری اجازه نداد که به مسلمانان حمله شود در حالیکه اردوغان بزرگترین پایگاه هوایی ترکیه را در اختیار امریکا قرار داده است تا از انجا به مسلمانان حمله شود و خودش نیز به عنوان بازوی قدرتمند ناتو در عراق و سوریه و افغانستان و یمن و سومالی و لیبی و غیره بر علیه مسلمین جنگیده و یا هنوز در حال جنگ است.

عده ای می گویند که امثال اردوغان و شاه آل سعود نماز می‌خوانند و خیر زیاد انجام می‌دهند پس نمی‌توان آن‌هارا مثل کفار ناتو و آمریکا جزو ارتش آنها قرار داد!!

در جواب می گوییم مسلمانی که آگاهانه، عمدا و به میل خودش قانون سکولاریسم را پذیرفته و با زور اسلحه آن را بر مسلمین تطبیق می دهد و ار تطبیق قانون شریعت الله جلوگیری می کند و مسلمین شریعت گرا را زندانی و اعدام می کند و علاوه بر این آشکارا و واضح خود را سکولار و مشرک[۱] می داند و وارد ارتش کفار شده و بخشی از ارتش کفار و تحت امر کفار بر علیه مسلمین می جنگد، تمام اعمالش از جمله نماز و روزه و تمام اعمال صالحی هم که داشته باشد باطل می‌شود و از بین می‌رود همانطور که الله متعال می‌فرماید: ﴿وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ﴾ الزمر/۶۵

به تو و به يكايك پيغمبران پيش از تو وحي شده است كه اگر شرك ورزي كردارت (باطل و بي پاداش می‌گردد و) هيچ و نابود می‌شود، و از زيانكاران خواهي بود.

همچنین می‌فرماید: ﴿وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُوراً﴾ الفرقان/۲۳  ما به سراغ تمام اعمالي كه (به ظاهر نيك بوده و در دنيا) آنان انجام داده‌اند می‌رویم و همه را همچون ذرّات غبار پراكنده در هوا می‌سازیم (و ايشان را از اجر و پاداش آن محروم می‌کنیم. چرا كه نداشتن ايمان، موجب محو و نابودي احسان، و بي اعتبار شدن اعمال خوب انسان می‌گردد).

و همچنین ام المومنین عائشه رضی الله عنها روایت است می‌فرماید: (قلت: يا رسول الله، ابنُ جُدعان كان في الجاهلية يصل الرحم، ويطعم المساكن، فهل ذاك نافعه؟ قال: “لا يا عائشة، إنه لم يقل يوماً ربِّ اغفر لي خطيئتي يوم الدين”)[۲] گفتم: اي رسول الله ع ابن جدعان در جاهليت صله رحم بجا می‌آورد و به فقرا طعام می‌داد آيا اين کار نفعي به او می‌رساند؟ فرمودند: هيچ نفعي به او نمی‌رساند چون او روزي نگفته است:پروردگارا در روز قيامت از گناهانم در گذر.

پس شرط پذیرش نماز و روزه و اعمال خیر، توحید است و اگر کسی مثل اردوغان سکولار(مشرک)شد تمام اعمالش باطل و محو می‌شود.


[۱]  مشرک به زبان امروزین یعنی سکولار . مشرک نه یهودی است نه نصرانی نه مجوس نه صابئی و نه مسلمان . بلکه مشرک مثل ابوجهل و ابولهب کسی است که به هیچ یک از قوانین شریعتهیا آسمانی عمل نمی کند و خودش برای خودش قانون می تراشد.

[۲]  صحیح مسلم رقم/۲۱۴

زمانی که اخلاص و عدم تقیه ی دوله (داعش) سایر پیروان نجدیت را در تنگناه منهجی قرار داد

زمانی که اخلاص و عدم تقیه ی دوله (داعش) سایر پیروان نجدیت را در تنگناه منهجی قرار داد

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

بدون شک مشکل اهل سنت با نجدیت به مسائل منهجی چون تعریف توحید و شرک و مشرک و مسلمان و دشمن شناسی و عذرهای معتبر شرعی و تکفیر و… برمی گردد که برای هر یک نوعی جهانبینی خاصی تولید کرده است.

به عنوان مثال اهل سنت به شیوه ای به مسلمین و دشمنان مسلمین می نگرد و نجدیت خاص آل سعود نیز به شیوه ی دیگری، همین تفاوت در نگرش باعث اتخاذ سیاستهای عملی مختلفی هم شده است که آشکارا نشان داده است این سیاستهای مخالف با اهل سنتی که نجدیت اتخاذ کرده اند کاملا غیر شرعی اند که برای مسلمین غیر از تفرق و جنگ داخلی و ذلیلی و شکست در بر نداشته است .

عده ای از نجدی ها چون ابوبصیر طرطوسی و ابوقتاده فلسطینی و ابو محمد مقدسی و طارق عبدالحلیم و هانی السباعی و غیره قصد دارند ایجاد این آفتها و مشکلات برای مسلمین را تنها به سیاستهای دوله (داعش) یا گروههای نجدی مخالف خود چون گروه جولانی محدود و منحصر کنند و به نحوی منهج و عقاید نجدیت دوله و سایر گروهها را تبرئه نمایند؛ اما واقعیت نشان داده است که دوله تنها کسانی هستند که با اخلاص تمام و بدون تقیه و ریاکاری به تطبیق منهج نجدیت اقدام کرده اند و عمل جماعت دولة یعنی منهج کامل نجدیت و عمل سایر گروهها و افرادی که ادعای نجدیت را دارند یعنی نجدیت ناقص و ریاکار و اهل تقیه و فرصت طلب و سازگار با وضع موجود.

در این صورت مشکل در منهج است نه در فرعیاتی که از این منهج سرچشمه گرفته اند؛ و زمانی که امثال ابومحمد مقدسی مجاهدین افغان را مشرک و دکتر عبدالله عزام تقبله الله را مدافع مشرکین و مانع توحید معرفی کنند یا دكتور أحمد الجزائري به تکفیر فله ای علماء و مجاهدین افغانستان و… می پردازد یا امثال سيد إمام اکثریت مردم مصر را تکفیر می کند و… اینها به همراه دهها مورد دیگر هستند که سم و آلودگی را به جریان جهادی اهل سنت تزریق کرده اند و زمانی که بیماران علائم این سم و بیماری را بروز می دهند اولین کار این علمای نجدی این است که جهت حفظ جایگاه و موقعیت خود و فراافکنی و غوغاسالاری از این آلوده شده ها و بیماران دوری کرده و موزیانه می خواهند منهج فاسد خود را با دوری از این ثمراتشان محفوظ نگه دارند.

اما زمانی که شرعی های دوله می گفتند که چرا ما را خوارج و… می نامید در حالی که ما به منهج و فرعیات این منهج و تطبیق احکامش اقدام کرده ایم؟! چرا در برابر ما قرار گرفته اید در حالی که این منهج را ما از شماها یاد گرفته ایم و این همان چیزی است که هم اکنون شماها به سوی آن دعوت می دهید و… ؟!! در اینجا بود که به تمام مخالفین نجدیت مسلح و غیر مسلح و دولتی و غیر دولتیِ جماعت دولة شوک وارد می شد و همه در برابر این سوالات حقیقی جماعت دولة مجبور به سکوت و طفره رفتن و غوغاسلاری و فرار از جواب می شدند، کاری که تا کنون در حال انجام آن هستند.

با آنکه مرجئه در کنار طواغیت قرار گرفته اند و رسما به فساد میان عوام مسلمین مشغولند اما این منهج غلط نجدیت نیز علاوه بر خدمت به طاغوتها دسته ای از آن به فساد میان اهل جهاد مشغول است و بدون شک ضرر اینها برای دین و دنیای مسلمین بیشتر بوده است.

اگر می بینیم که فساد این منهج در چند دهه ی گذشته ابتدا در الجزائر و سپس در چچن و عراق و سوریه و یمن و لیبی دوباره خودش را نشان می دهد به دلیل ظروفی است که این جریان در آن قرار گرفته است. چون قبلا تنها به عنوان مخالفین طواغیت و یا خادمین سایر گروههای جهادی خود را نشان می دادند و حتی یک روستا هم در اختیارشان نبود که به تطبیق منهج خود بپردازند، به همین دلیل جایگاه ویژه ای نزد مسلمین و مخالفین طواغیت و اشغالگران داشتند؛ اما تسلط آنها بر روستاها و شهرها و تطبیق منهج نجدیت توسط این گروهها ماهیت منهج و تمام گروههای همسو با این منهج را برای تمام مسلمین برملاء کرد، و بخصوص جماعت دولة با تطبیق دقیق و بدون تقیه ی این منهج آینده ی سایر سلفیون درباری و غیر درباری مسلح و غیر مسلح را برای اهل سنت به نمایش گذاشت و تمام گروههای مروج این منهج را به چالش جدی کشاند و در تنگناه منهجی وحشتناکی قرار داده است .  

اهل سنت دریافته است که مخالفتهای بخشهائی از این تفکر نجدیت با طاغوتها و ظالمین مثل مخالفت سایر گروههای دموکراسی خواه و سکولار با این طاغوتها هرگز به این معنی نخواهد بود که اگر اینها جایگزین طاغوت قبلی شوند شرشان برای مسلمین کمتر خواهد بود.

گروههای سکولار و دموکراسی خواه به شیوه ای به مسلمین صدمه می زنند و گروههای نجدیت هم به شیوه ی خودشان، و تنها راه بازگشت به منهج صحیح اسلامی و حرکت در مسیر شورا و وحدت و پرهیز از تفرق و جنگ داخلی و دفاع از تطبیق قانون شریعت الله در زمین از کانال یکی از «۳ابزار» برتر است.

نگرش تکفیری علمای سلفیت نوع سوم یا نجدیت به اهل سنت

نگرش تکفیری علمای سلفیت نوع سوم یا نجدیت به اهل سنت

به قلم: ابوابراهیم هورامی

چنانچه به دقت در اندیشه های علمای سلفیت نوع سوم که به سلفیت نجدی یا سلفیت آل سعود شناخته شده است نگریسته شود متوجه خواهیم شد که پیروان این نگرش با برداشت اشتباه از اصطلاحاتی چون مشرک و مشرکین و اهل بدعت و…و برداشتن عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین نگاهی متفاوت به مسلمین پیدا کرده اند.

گاه برای تکفیر اهل سنت زنده و مرده به مکاتب فکری اشاره می کنند و چنین نشان می دهند که مثلا منظورشان از تکفیر فلان جریان تنها گذشتگان این جریان است در حالی که این جریانات هم اکنون اکثریت مطلق اهل سنت را شامل می گردند. به عنوان مثال زمانی که خالد بن علي المرضي الغامدي کتاب «نقض عقائد الأشاعرة والماتريدية» را به رشته ی تحریر در می آورد در واقع در مورد تمام حنفی ها و شافعی ها و مالکی ها و اکثریت حنبلی ها رای داده است و زمانی که همین شخص در کتابش درباره تکفیر اشاعره می گوید:

«قلت: ومن عرف عنه هذا القول كالنووي وابن حجر والهيتمي والقرطبي وغيرهم من الأشاعرة فلا يجوز أن يترحم عليه إلا أن يثبت رجوعه بل يجب أن يحكم بكفره ونفي الإسلام عنه إن مات على هذه العقيدة الجهمية الكافرة التي لم يختلف السلف على كفر أصحابها». «می گویم: کسانی مانند نووی و ابن حجر و هیتمی و قرطبی و غیر آنان از اشاعره که چنین قولی از آنان شناخته شده است جایز نیست که بر آنان رحمت فرستاده شود مگر اینکه رجوعش از آن از آنها ثابت شود. بلکه واجب است که حکم به کفر آنان و نفی از اسلام از آنان کرد در صورتی که بر این عقیده جهمیه کفری مرده باشند که سلف بر کفر صاحبان آنها اختلافی نداشته اند».

در اینجا درواقع تمام شافعی ها را تکفیر کرده است . به همین سبک با تکفیر ماتریدیها به تکفیر سایر اهل سنت نیز می پردازند. این است واقعیت پشت پرده ی سلفیت خاص نجدیت در تکفیر و تبدیع مسلمین که به کرات در گروههای متفرق مسلح و غیر مسلح نجدی دیده ایم.

این همان منهجی است که شبکه های ماهواره ای دموکراسی خواه منتسب به اهل سنت چون کلمه و نور و وصال در حال نشر آن هستند.

نقش «ستون پنجم»ی پاکستان و ترکیه و ابزار دست آمریکا و غرب برای مهار جبهه مقاومت اسلامی

نقش «ستون پنجم»ی پاکستان و ترکیه و ابزار دست آمریکا و غرب برای مهار جبهه مقاومت اسلامی

به قلم: صلاح الدین مجاهد

امروز جمعه ۱خرداد ۱۴۰۵ش عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان جهت گدائی مذاکره با آمریکا به دارالاسلام ایران آمد. فراموش نکنیم که همین عاصم منیر در مقدمات تهاجمات آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران با حکومت خائن آل سعود پیمان امنیتی و نظامی بست و هم اکنون ارتش پاکستان و آل سعود یکی شده اند.  

در هر صورت و در پی تحولات اخیر در منطقه و افزایش تنش‌ها میان جبهه تحت پرچم دارالاسلام ایران  و محور غربی-صهیونیستی، بار دیگر نقش برخی کشورهای منطقه که از آن‌ها به عنوان «دارالکفر طاری» و «ستون پنجم» دشمن یاد می‌شود، مورد توجه اهل دعوت و جهاد قرار گرفته است.

کشورهائی نظیر امارات متحده صهیونی و بحرین و کویت و آل سعود و قطر و اردن که از پایگاههای آنها به دارالاسلام ایران حمله می شد و به عنوان بخشی از این جنگ محسوب می شده اند و کشورهایی نظیر پاکستان و ترکیه نیز، برخلاف ادعاهای اسلامی خود، در موقعیتهای حساس تاریخی به عنوان بازوی اجرایی آمریکا و صهیونیسم عمل کرده و با نقاب «میانجی‌گری»، سعی در نجات اربابان غربی خود دارند.

گزارش‌ها و تحلیل‌های میدانی نشان می‌دهد که هرگاه جبهه آمریکا و رژیم صهیونیستی در برابر قدرت ایمان و توان نظامی دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت همسو با آن احساس ضعف و ناتوانی می‌کند، کشورهای وابسته به میدان فرستاده می‌شوند. این کشورها که از خود اراده و اختیاری ندارند، با نقش بازی کردن در قامت «صلح‌جو» و «میانجی»، تلاش می‌کنند تا مانع از وارد آمدن ضربات نهایی و مهلک به پیکره نیمه‌جان دشمن شوند.

این راهبرد به دشمن اجازه می‌دهد تا از زیر فشار خارج شده و فرصت بازسازی قوا پیدا کند. در حقیقت، این «سگان شکار»، به جای حمایت از دارالاسلام و منافع امت اسلامی، تنها زمانی فعال می‌شوند که منافع ارباب آمریکایی‌شان در خطر باشد.

نگاهی به تاریخ معاصر نشان می‌دهد که این رفتار، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه یک استراتژی دیکته شده است. در اینجا به برخی از نمونه‌های تاریخی و مستند این خیانت‌ها اشاره می‌کنیم:

۱. همکاری‌های اطلاعاتی و لجستیکی پاکستان با سنتکام:

در طول دهه‌های گذشته، پاکستان علی‌رغم ادعاهای برادری، بارها حریم هوایی و پایگاه‌های خود را در اختیار نیروهای تروریست آمریکایی قرار داده است تا علیه ملت‌های مسلمان منطقه و بخصوص ملت مسلمان افغانستان و پاکستان اقدام کنند. در جریان بسیاری از ترورهای هدفمند و حملات پهپادی آمریکا، ردپای همکاری‌های اطلاعاتی این کشور به وضوح دیده می‌شود. پاکستان به عنوان یکی از اصلی‌ترین متحدان غیرناتوی آمریکا، همواره به عنوان سدی در برابر اتحاد کامل دنیای اسلام عمل کرده است.

۲. نقش دوگانه ترکیه در ناتو و روابط با صهیونیست‌ها:

ترکیه به عنوان یکی از اعضای کلیدی ناتو، میزبان رادارهای راهبردی (مانند رادار کوره جیک) است که وظیفه اصلی آن‌ها حفاظت از امنیت رژیم صهیونیستی در برابر حملات موشکی دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت اسلامی است. البته همه می دانیم که در اوج لفاظی‌های سیاسی حکومت سکولار و مرتد ترکیه علیه تل‌آویو، مبادلات تجاری و همکاری‌های نظامی و امنیتی آنکارا با صهیونیست‌ها هرگز متوقف نشده است. ترکیه در بحران سوریه نیز با حمایت از خائنین به اهل دعوت و جهاد چون باند جولانی مرتد، عملاً به عنوان ستون پنجم دشمن برای تضعیف اهل دعوت و جهاد عمل کرد.

۳. خیانت در پوشش میانجی‌گری (نمونه توافقات مهارکننده):

هر زمان که دارالاسلام ایران در آستانه پاسخ تنبیهی به تجاوزات صهیونیست‌ها یا آمریکایی‌ها بوده است، دستگاه‌های دیپلماسی این دو کشور با پیام‌های ارسالی از واشنگتن، به تهران سفر کرده‌اند تا با وعده‌های توخالی و ایجاد تردید، مانع از اجرای عدالت اسلامی شوند. هدف آن‌ها نه صلح، بلکه جلوگیری از وارد شدن ضربه به «سرافعی» جهانی است.

با این توضیحات می توان گفت که دارالاسلام ایران نباید فریب حرکات نمایشی این غلامان حلقه به گوش را بخورد. این کشورها که آرزوی قلبی‌شان ضربه خوردن دارالاسلام ایران و جبهه ی اهل دعوت و جهاد در سراسر دنیاست، تنها زمانی به صلح روی می‌آورند که اربابشان در موضع ضعف باشد. هوشیاری در برابر این «ستون پنجم» که خطرشان گاهی از دشمن مستقیم نیز بیشتر است، شرط لازم برای پیروزی نهایی جبهه حق بر باطل خواهد بود.

زمانی که مُلا فتاحی با تولید شبهات رگباری به عربهای ناآگاه سوریه توهم و دروغ می فروشد(۴)

زمانی که مُلا فتاحی با تولید شبهات رگباری به عربهای ناآگاه سوریه توهم و دروغ می فروشد(۴)

به قلم: ابوخالد کُردستانی

  • می گوید:  نشر المخدرات والمشروبات الکحولیة وترویج الفساد الأخلاقی فی مناطق أهل السنة

بدون شک وجود مواد مخدر و مشروبات الکی و مفاسد اخلاقی در ایران مختص به مناطق شیعه یا سنی ندارد بلکه آفت و مصیبتی فراگیر است که نه تنها ایران بلکه تمام سرزمینهای دیگر را نیز به نسبتهای مختلفی آلوده کرده است و هرگز نمی توان پذیرفت که مثلاً حکومت ایران به اهل سنت می گوید بروید مواد مخدر بکشید یا مشروبات الکلی مصرف کنید یا دچار مفاسد اخلاقی شوید بلکه این خود مفسدین هستند که با میل و اختیار خود دنبال چنین مفاسدی می روند.

این شخص با تکرار سخنان دروغین احزاب سکولار و مرتد کُرد که جهت سیاه نمائی حکومتهای مذهبی و اسلامی بیان کرده اند می گوید که حکومت ایران چنین مفاسدی را در میان ما نشر می دهد؛ اگر می گفت ایران بر اساس فقه اهل سنت و جماعت با این مجرمین برخورد نمی کند مساله ی دیگری بود و برای ما قابل هضم است، اما زمانی که می گوید نشر می دهد یعنی باید مثل آب و برق و گاز و خدمات بهداشتی و… این مفاسد را نیز نشر دهد؛ یا مثل کُردستان عراق و سوریه ی جولانی و امارات متحده عربی و … مراکزی برای این مفاسد درست کرده باشد.

اهل سنت ایران با تحمل صدمات فراوان نزدیک به ۵۰۰ سال با حکومت حیدری مذهب و بعدها شیعه مذهب ایران تعامل داشته و به مدت ۵۰ سال هم حکومت سکولار پهلوی را تجزبه کرده و هم اکنون نیز در سراسر دنیا در حال تجربه ی حکومتهای مختلف است، اما آنچه که باعث نابودی اهل سنت و رواج مفاسد اخلاقی در میان آن شده به عقاید کفری دین سکولاریسم برمی گردد و بعد، عدم تطبیق شریعت الله بر مجرمین به عنوان تنها عامل بازدارندی دنیوی .

مُلافتاحی که خودش در سوریه ی سکولار جولانی زندگی می کند و کاباره ها و بارهای مشروب فروشی و فحشابازی آن برای همه آشکار هستند حق ندارد در این زمینه ها صحبت کند چون خودش به همراه جولانی مرتد از مروجین انواع مفاسد اخلاقی در میان اهل سنت سوریه بوده اند و هم اکنون نیز در صف آمریکا در حال کشتن مومنین اهل دعوت و جهاد و صادقین میان اهل سنت هستند..

واقعا رسول الله صلی الله علیه وسلم راست گفته که می فرماید: «إِنَّ مِمَّا أَدْرَكَ النَّاسُ مِنْ كَلاَمِ النُّبُوَّةِ الأُولَى: إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ».[۱] یکی از مواردی که مردم از سخنان پیامبران گذشته به خاطر سپرده و دریافتند این است که: چون حیا نداشتی، هرچه می‌خواهی انجام بده.


[۱]  صحیح بخاری (۶۱۲۰)

زمانی که مُلا فتاحی با تولید شبهات رگباری به عربهای ناآگاه سوریه توهم و دروغ می فروشد(۳)

زمانی که مُلا فتاحی با تولید شبهات رگباری به عربهای ناآگاه سوریه توهم و دروغ می فروشد(۳)

به قلم: ابوخالد کُردستانی

  • می گوید: خلق انعدام الأمن بشكل متعمد والقمع الدموی بذرائع أمنیة

در مسائل امنیتی بیائید واقع بین باشیم: ما در منطقه نمین استان اردبیل، طالش استان گیلان، ترکمن صحرای استان مازندران، ترکمن صحرای استان گران، ترکمن صحرای استان خراسان شمالی، منطقه اطراف بیرجند خراسانی جنوبی، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر، کردستان، آذربایجان غربی، کرمانشاه و… اهل سنت داریم، چرا تنها در دو منطقه ی سیستان و بلوچستان و بخشهائی ازغرب ایران باید شاهد ناامنی ها باشیم؟ آیا این ناامنی توسط گروهکهای سکولار و مرتد کُرد مزدور آمریکا و صهیونیستها و گروهکهای دست نشانده ی بلوچ تولید شده یا توسط نظام حکومتی ایران؟ واقعاً انصاف و عدالت هم خوب چیزی است که امثال مُلافتاحی از آن بوئی نبرده اند.

اگر قرار بر ناامنی برای اهل سنت ایران باشد باید در تمام این استانها اهل سنت در ناامنی به سرببرند همچنانکه اقلیت شیعیان سوریه در سراسر کشور در ناامنی هستند.

 در مورد کولبری و مسائل اداری دیگری هم شبهاتی مطرح کرده که نیاز به بحث نیست اما نگاه کنید می گوید:

  • حرمان نخب وطلاب أهل السنة من التعلیم العالی

یعنی حکومت ایران اجازه نمی دهد که مثلاً یک اهل سنت برود و لیسانس بگیرد؟ یا فوق لیسانس بگیرد؟ یا دکترا بگیرد؟ یا متخصص و فوق تخصص شود؟

یعنی حکومت ایران می گوید یک سنی فقط باید تا دیپلم یا لیسانس یا فلان درجه بخواند؟

واقعاً اینهمه توهم و دروغ فروشی و سوء استفاده ی مُلافتاحی از جهالت مخاطبین عربش شرم آور است.

  • می گوید: الحرمان الاجتماعی والتعلیمی وحتى بقاء بعض أهل السنة بدون هوية (شهادة میلاد)

کدام امر اجتماعی در ایران وجود دارد که اهل سنت از آن محروم شده است؟ آیا اهل سنت از مدرسه رفتن محروم شده اند؟ این انسان واقعاً حیاء ندارد؟

در مورد شناسنامه ی تولد نوزاد هم آیا در کُردستان یا طالش یا هرمزگان و گرگان و سایر مناطق اهل سنت به بچه های سنی ها شناسنامه نمی دهند؟ این شخص که اسم مُلا را هم یدک می کشد و خودش را یک نجدی (سلفی جهادی) هم می نامد به سادگی دروغ می گوید و عوام فریبی می کند؛ حداقل نمی گوید که مثلاً بلوچهای مهاجر دارای شناسنامه ی پاکستانی یا افغانی در ایران شناسنامه ندارند بلکه می گوید اهل سنت ایران از گرفتن شناسنامه برای فرزندانشان محروم هستند.

به عنوان یک اهل سنت به خودت و اطرافیانت نگاه کن و ببین می توانی یک ایرانی اهل سنت را پیدا کنی که ثبت احوال به جرم سنی بودن به او شناسنامه نداده باشند؟

  • می گوید:  تغییر دین أبناء أهل السنة عبر النظام التعلیمی الرسمی (من ریاض الأطفال إلى الجامعة)

ما همه از جامعه ی اهل سنت هستیم، به خاطر الله بگوئید کجا و کَی تنها یک نفر از اهل سنت به خاطر کودکستان و کتابهای مدرسه اش شیعه شده؟ آیا مدرسه رفتن باعث تغییر دین بچه های ما شده است یا تفکرات کفری سکولاریستی و خیانتهای امثال این دین فروش خائن؟

باور کنید به دلیل نامناسب بودن محتوای دروس مدرسه و سکولار بودن و تجربی بودن آنها، مدرسه رفتن نه تنها بچه های شیعه و سنی را دیندار نکرده بلکه آنها را نسبت به دین بی رغبت هم کرده است. فقط نگاه کنید مدرسه یک بچه را بعد از ۱۲ سال چه جوری تحویل جامعه می دهد؟

این انسان نجدی جاهل به منهج و فقه اهل سنت و جماعت به جای تغییر مذهب می گوید تغییر دین؛ یعنی دین اسلام مورد نظر خودش را چیزی می داند و شیعه را نیز دین دیگری در برابر دین اسلام معرفی می کند! آیا در میان ائمه و بزرگان تمام مذاهب اهل سنت و جماعت چنین حماقتی را دیده اید که این مزدور جولانی که او مزدور آمریکا و صهیونیستهاست می گوید؟

این مُلای دین فروش و از مجریان جنگ روانی آمریکا و صهیونیستها رسماً بخشی از ارتش آمریکا و در صف کفار آمریکائی و شرکایش در جنگ با اهل دعوت و جهاد و مخالفین آمریکا با شعار مبارزه با تروریسم درآمده و سربازی از سربازان این کفار محارب اشغالگر خارجی شده و بر اساس آیه ی قرآن «وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ» یکی از این کفار محسوب می شود آنوقت مذهب تشیع را دینی در برابر دین اسلام معرفی می کند.

البته از مرتد شدن جوانان ما به دین سکولاریسم چیزی نمی گوید و هرگز نمی گوید دین سکولاریسم چون خودش هم سرباز جولانی مرتد است که در حال پیاده کردن سکولاریسم در سوریه است و برای سکولاریستهای آمریکائی و غربی و صهیونیستها مزدوری می کند.

زمانی که مُلا فتاحی با تولید شبهات رگباری به عربهای ناآگاه سوریه توهم و دروغ می فروشد(۲)

زمانی که مُلا فتاحی با تولید شبهات رگباری به عربهای ناآگاه سوریه توهم و دروغ می فروشد(۲)

به قلم: ابوخالد کُردستانی

  • می گوید: معارضة تحویل المدن السنیة الکبیرة إلى محافظات وحرمانها إداریاً

در اینجا تبدیل نشدن شهرهای بزرگ اهل سنت به استان را عیب حکومت ایران می داند و می گوید ایران اجازه نمی دهد شهرهای بزرگ تبدیل به استان شوند؛ یعنی تناقض آشکار با آنچه که قبلاً گفته است و اگر عرب عاقلی این متون را بخواند و ایران را هم ندیده باشد متوجه می شود این شخص کذاب و حقه باز است و دارد به آنها دروغ تحویل می دهد.

قبلاً گفتیم و همه می دانند اگر چند روستا تبدیل به شهر شوند یا شهرستانهای بزرگ به وجود آید نیاز به تشکیل یک استان جدید جهت خدمت رسانی بهتر به مردم و و مدیریت بهتر امور جامعه است و این چیزی است که این شخص به آن اقرار دارد اما اگر دارالاسلام ایران این کار را انجام دهد می شود ظلم به اهل سنت و مریخی ها و دردنگان و چرندگان و… .  

  • می گوید:  توطین هادف للسکان الشیعة وغیر المحلیین فی مناطق أهل السنة

شما غیر از مناطق مسکونی نظامی و اداری که ربطی به شیعه و سنی بودن ندارد و در تمام شهرهای شیعه و سنی مناطقی جداگانه جهت اسکان آنها وجود دارد بگوئید کدام منطقه ی شهر یا روستای شما را مصادره کرده اند که به زور در آن شیعه ها را ساکن کرده باشند که مثلاً جمعیت شیعه را بالا ببرند؟ بفرمائید این مریوان و سنندج و کامیاران و سقز و بانه و پیرانشهر و سراوان و خاش و ایرانشهر و تمام شهرها و روستاهای سنی نشین ایران. انگار در حال توصیف شهرکهای صهیونیست نشین در خاک فلسطین توسط صهیونیستهاست تا بهتر بتواند به مخاطبین عرب خود دروغ و توهم بفروشد و سیاه نمائی قابل هضمتری ارائه دهد.

  • می گوید:  إنشاء مجمعات سکنیة شیعیة بأهداف سیاسیة وأمنیة وجغرافیة

شما بگوئید صرفاً به دلیل شیعه بودن، ایران در کدام روستا یا شهر ما عده ای را اسکان داده؟ اینکه منطقه ای مثل قشم یا جزیره هنگام یا کیش یا هر نقطه ی دیگری که از نظر تجاری یا صنعتی یا کشاورزی مناسب است و مهاجر پذیر نیز هست حالا اگر شیعه یا سنی های بیشتری به این مناطق مهاجرت کرده و ساکن شوند و اقلیت و اکثریت را به هم بریزند امری طبیعی در تمام دنیاست و نمی توان مثل ساکن کردن صهیونیستها و یهودی ها در فلسطین اشغالی تصور شود؛ اما مُلا فتاحی این کار را می کند.

  •  می گوید: شراء منظم للأراضی السکنیة والتجاریة والزراعیة فی المناطق السنیة الاستراتیجیة

خرید و فروش زمینهای مسکونی و تجاری و کشاورزی در روستاها و شهرهای شیعه نشین امری عادی بین ایرانیان است و ربطی به نژاد و قومیت و مذهب ندارد.

  •  می گوید: سیاسة تجویع أهل السنة رغم الموارد الطبیعیة الهائلة

اینکه می گوید سیاست ایران گرسنه نگه داشتن اهل سنت ایران است انگار در حال توصیف محاصره ی اهل غزه توسط صهیونیستهاست تا بتواند این دروغ را نیز برای مخاطبین عرب خود عادی سازی کند و به خوردشان دهد. ایران دارای مشکلات اقتصادی و مدیریتی خاص خود همچون بسیاری از کشورهای مشابه دیگر است و بین شیعه و سنی فرقی وجود ندارد؛ اما اینکه گفته شود مثلاً بالارفتن قیمت دلار یا بالا رفتن قیمت کالاها فقط بر اهل سنت تاثیر دارد، توهم و دروغی آشکار برای مخاطبین عرب مُلافتاحی است.

  • می گوید: بالإضافة إلى نهب ونقل ثروات المناطق السنیة المعدنیة

بله، این صحیح است که از مناطق سنی نشین منابع زیر زمینی خاصی برداشت می شود و سایر ساکنین ایران هم در آن سهم می برند اما فقط به گاز منزل خودتان نگاه کنید که این گاز از کجا آمده است؟ آیا متعلق به شهرهای شیعه نشین است یا سنی نشین؟ علاوه بر این، در کشورهای مختلف، ثروتهای آن کشور متعلق به همه است که توسط حاکمیت بین همه توزیع می شود؛ حالا نظام اقتصادی یا سیستم توزیع ثروت میان شهروندان چه باشد بحث جداگانه ای است.

  • می گوید:  انعدام الاستثمار وغياب الصناعات والمشاریع التجاریة والصناعیة والبنى التحتیة الحیویة

در زمینه ی ایجاد کارخانه و مراکز بازرگانی و زیرساختها و اینکه عده ای سهمیه بسیج و بنیان شهید و… دارند چیزهائی گفته که بیشتر از اندازه ی کافی توسط دیگران صحبت شده است و نیاز به تکرار نیست.

  • می گوید: الحرمان من المطارات وسکک الحدید والمستشفیات والمرافق الأساسیة

در مورد ساخت فرودگاه و بیمارستان و راه آهن و جادها و درمانگاهها و … نیز خودتان قضاوت کنید و مناطق شیعه و سنی نشین را با هم مقایسه کنید که مثلاً قبل و بعد از انقلاب اسلامی ۵۷ چه کارهائی شده است؟

زمانی که مُلا فتاحی با تولید شبهات رگباری به عربهای ناآگاه سوریه توهم و دروغ می فروشد(۱)

زمانی که مُلا فتاحی با تولید شبهات رگباری به عربهای ناآگاه سوریه توهم و دروغ می فروشد(۱)

به قلم: ابوخالد کُردستانی

یکی از اسلوبهای اهل بدعت و بخصوص خائنینی که قصد دارند با غوغاسالاری خیانتهای خود را نزد اطرافیان بپوشانند این است که شبهات رگباری را به خورد مخاطبین خود می دهند.

مُلا عبدالرحمن فتاحی که حتی یک میدان جنگ را ندیده و برای مدتها به شغل فاصولیاخوری با شعار رباط مشغول بود یکی از این خائنین است که در کنار جولانی قرار گرفته و نزد اهل دعوت و جهاد دنیا روسیاه شده است حالا با تصوری که عربهای سوریه و اطراف آن از سیاستهای رژیم صهیونیستی در برابر مسلمین سرزمینهای اشغالی دارند سعی دارد با همین عینک و بلکه بدتر از آن، سیاستهای حکومت ایران و وضعیت اهل سنت را با شبهات رگباری به تصویر بکشاند که خیانتی آشکار ودغل بازی واضحی به شمار می رود.

هم اکنون تنها با نگاهی به وضعیت مهاجرین فرانسوی و اخیراً مهاجرین ازبک متوجه خواهید شد که مهاجرین در سوریه یا باید با سیاستهای آمریکا و صهیونیستها از کانال جولانی باشند یا باید فکری برای خود بکنند و نمی توانند مثل مردم عادی سوریه یا دروزی ها و علوی ها و نصیری ها و مرتدین قسد زندگی عادی و غیر نظامی بی دردسری داشته باشند؛ در چنین وضعیتی، مُلافتاحی به دست و پا زدن جهت نشان دادن میزان نزدیکی به سیاستهای آمریکا و صهیونیستها بر علیه ایران دارد و ….

به همین دلیل است که می بینم در کانال رسمی خود می گوید:

  • سیاسات هادفة لتغییر النسیج السکانی (الدیموغرافیا) داخل إیران

این سیاست صهیونیستهاست نه ایران، در ایران هر اهل سنت و شیعه ای می تواند در هر نقطه ای از ایران ملک بخرد و صاحب منزل و مغازه و زمین شود؛ آیا غیر از این است؟ حالا اگر در جاهائی مثل زاهدان یا سنندج و… تعداد مهاجرین اهل سنت بیشتر از شیعیان است یا در شهرهای دیگر این تعداد متغییر است به خود مردم ایران ربط دارد؛ در مناطق مکران و غیره هم اگر شهرکهائی ساخته شود و غیر بومی ها بیشترین ساکنان آنها شوند اینهم به پیمانکاران و فروشندگان ساختمانها ربط دارد نه اینکه قانونی تبعیض آمیز در این زمینه از سوی حاکمیت وجود داشته باشد.  

  • می گوید: منع سکن أهل السنة فی مدن معینة (مثال: مشهد وطهران)

تو دوست داری برو تهران یا اصفهان یا شیراز یا ارومیه و زاهدان و مشهد و بندعباس و … زندگی کن؛ کسی مانع تو می شود؟ متوجه هستید چگونه دارد دروغ می گوید؟ سیاستهای اسرائیل نسبت به فلسطینی ها را در مورد ایران بیان می کند و به همین سادگی دروغ می گوید و به عربهای جاهل سوریه توهم و دروغ می فروشد. اگر جرئت دارد همین دروغها را تحویل یک ایرانی باغیرت ساکن در ایران دهد، اگر تُف به صورتش ننداخت ….

  • می گوید:  منع بیع وشراء الأراضی لأهل السنة فی مناطق معینة

شما بگوئید این مناطق که خرید و فروش زمین برای اهل سنت ممنوع است کجاها هستند؟ هر جائی که نظامی و امنیتی و یا از نظر منابع طبیعی و شهرداری خرید و فروش آن ممنوع نباشد که برای شیعه و سنی فرقی وجود ندارد کدام نقطه از ایران است که ما اهل سنت نمی توانیم در آن زمین بخریم؟ یا کدام نقطه از ایران است که شیعه ها نمی توانند در آن زمین بخرند؟

  • می گوید: تقسیم وتصغیر مناطق أهل السنة (مثل سیستان وبلوشستان)

اینکه استان خراسان به مرکزیت مشهد تبدیل به سه استان کوچک شود یا استان آذربایجان به مرکزیت تبریز تبدیل به دو استان شود یا قم یک استان شود و… تمامی اینها ربطی به مسائل مذهبی ندارد بلکه جهت خدمت رسانی بیشتر و سیاستی سراسری فرامذهبی جهت مدیریت بهتر کشور است که توسط همه ی کشورهای دنیا در صورت نیاز انجام می شود. 

عده ای از قومیت گرایان بلوچ و کُرد خیال می کنند اگر ترکها مثلاً در استهانهای آذربایجان شرقی و غربی و اردبیل و زنجان و سمنان و همدان و شیراز و تهران و … تقسیم شوند ضربه می بینند و… در حالی که این توهمی بیش نیست؛ مثلاً برای سیستان و بلوچستان اگر یک چابهاری برای کارهای اداری خودش به سراوان بیاید بهتر است یا زاهدان؟

 این تقسیمات مثل تقسیمات سایکس و پیکو نیست که کشور و مرز درست شود، بلکه صرفاً جهت مدیریت بهتر امور اداری مردم است. ممکن است یک بلوچ برای تمام عمرش نیازی پیدا نکند که به مرکز استان بیاید، حالا چه این مرکز استان زاهدان باشد یا سراوان یا ایرانشهر و … .

  • می گوید:  فصل القرى والمناطق السنیة وإلحاقها بمحافظات شیعیة

در تقسیم بندی استانها گاه دیده می شود که اقلیتی شیعه در استان کُردستان قرار می گیرند یا اقلیتی شافعی مذهب در استان کرمانشاه، یا اقلیتی شیعه در استان سیستان و بلوچستان، به همین شکل و در استانهای مختلف این تناسب شیعه و سنی به صورتهای مختلفی وجود دارد، البته لازم است گفته شود که بسیاری از این تقسیمات به قبل از انقلاب اسلامی ۵۷ و قبل از تشکیل دارالاسلام ایران برمی گردد و توسط حکومت سکولار پهلوی صورت گرفته است یا خطوط مرزی و تقسیم قومیتها توسط کفار غربی که سایکس و پیکو مجریان آن بودند. 

دستاورد جولانی و باندش در سوریه برای اهل سنت و جماعت

دستاورد جولانی و باندش در سوریه برای اهل سنت و جماعت

به قلم: صلاح الدین مجاهد

با نگاهی ساده به وضع کنونی سوریه متوجه می شویم که

  • بشار اسد و ایران از سوریه رفته اند و در عوض آمریکا و صهیونیستها و غربی ها به همراه حکومتهای مرتد منطقه ای جایگزین شده اند
  • حکومت سکولار سوسیالیستی بشار اسد رفته و حکومت سرمایه داری غربی جایگزین شده که هر دو کفر آشکار هستند
  • اهل سنت به جای نصیری ها و دروزی ها و یزیدی های شیطان پرست تبدیل به سگ شکاری آمریکا و صهیونیستها و شرکایشان شده اند
  • نصیری ها و دروزی های صهیونیست در السویداء و الساحل از قدرت نظامی و امنیتی خاص خود برخوردارند و مرتدین حزب کارگران اوجالان هم با آنکه فروخته شده اند اما به عنوان کارگران جولانی مورد استفاده قرار می گیرند و در مناطقی خاص باز قدرتی دارند؛ در برابر، اهل سنت و جماعت در بدترین حالت به سر می برند و علمای صادق آنها چون ابوشعیب المصری و ابوعبدالرحمن الغزی و دیگران در زندانها به سر می برند و مهاجرین هم که تاریع سیاستهای جولانی و آمریکا و صهیونیستها نشده اند در بدترین حالات فشار به سر می برند.
  • حلقه ی محاصره بر اهل غزه تنگتر شده است و صهیونیست عرب دیگری در سوریه متولد شده.

این بخشی از وضعیتی است که مومنین در سوریه در آن افتاده اند و اهل سنت و جماعت بدون پرنده در حال دیدن خیانت به امت اسلامی و هم‌پیمانی با صهیونیست‌ها و آمریکا هستند، به همین دلیل اهل سنت و جماعتی که هنوز تعهدی نسبت به این خائنین داشتند باید از آنها دروی کنند چنانچه الله تعالی می فرماید:

ها دروی کنند چنانچه الله تعالی می فرمایدهدی نسبت به این خائنین داشتند باید از  مهاجرین هم در بدترین حالات فشار به سر می برند. طوَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَاءٍ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ(انفال/۵۸) و اگر از گروهی بیم خیانت داری، پس به آنان خبر ده که [پیمان] به صورتی مساوی [و طرفینی] گسسته است؛ زیرا خدا خائنان را دوست ندارد.

الله تعالی در این آیه علاوه بر آنکه خیانت را مبغوض می داند می فرماید که اگر بیم خیانت داشتی پیمان خائنین را به خودشان برگردان و آنرا رها کن اما جولانی و نوکرانش چون ماموستا فتاحی آشکارا به تمام مومنین و ارزشهای جهادی و اسلامی اهل سنت و جماعت و امت اسلامی خیانت کرده و در اختیار آمریکا و بقیه کفار محارب خارجی در آمده اند و با ایجاد روابط زیرمیزی و تبانی با رژیم صهیونیستی، پیمان خود با ملت سوریه و آرمان فلسطین و امت اسلامی را شکسته اند.

اقدامات جولانی در هماهنگی با آمریکا و اسرائیل و سرکوب مخلصین اهل سنت و جماعت، نشانه بی‌تقوایی و دوری از خداوند و خیانت آشکار است.

صهیونیست‌ها و آمریکا از دیرباز با اسلام و مسلمانان در حال جنگند و جولانی با آنان بر علیه اهل سنت و جماعت هم‌پیمان شده است آنهم با شعار مبارزه با تروریسم و همه ی ما می دانیم از نگاه آمریکا و غربی ها تروریست کیست؟

جولانی بر علیه اهل سنت و جماعت با کفار آمریکائی متحد شده است چون سایر گروههای علوی و دروزی و نصیری و شیعه و علوی و حتی مرتدین ملحد قسد و شبیحه ها و ارتش آزاد نه تنها آزاد هستند بلکه صاحب قدرت هم شده اند.

این واقعیتی است که خائنین میان فارسی زبانها و کُردها و بلوچها در فضای مجازی می خواهند آنرا بپوشانند.

جولانی و باندش با پیوستن به جبهه آمریکائی ها و به سرپرستی گرفتن آنها در هر عملیات و فعالیتی بر اساس آیات قرآن، ظالمینی هستند که یکی از این کفار شده اند و از امت اسلامی برائت جسته‌اند: وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (مائده/۵۱) هرکس از شما آنان را به سرپرستی گیرد، از آنان است. الله گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: »آيَةُ الْمُنَافِقِ ثَلَاثٌ: إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ، وَإِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ، وَإِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ« نشانه منافق سه چیز است: چون سخن گوید دروغ گوید، چون وعده دهد تخلف کند، و چون امین شمرده شود خیانت ورزد.

فقط به خاطر بیاورید که جولانی و بلعم های باعورای اطراف او با چه شعارهائی جوانان به میدانهای جنگ و حتی تحریک به انجام عملیاتهای استشهادی می کشاندند اما مصداق این حدیث شدند؛ بله، جولانی و دجالهای توجیه گر اطراف او چون فتاحی خائن و هراری و شاشو و … با وعده جهاد و مبارزه با اسرائیل و سپس خیانت و هم‌پیمانی با همان دشمن، مصداق کامل این حدیث است.

اهداف و مبانی جهاد امانتی در دست این خائنین بود اما اینها چکار کردند؟ لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا أَمَانَةَ لَهُ، وَلَا دِينَ لِمَنْ لَا عَهْدَ لَهُ« کسی که امانت ندارد، ایمان ندارد و کسی که به عهد خود وفا نمی‌کند، دین ندارد.

خیانت جولانی و باندش به مهاجرین و انصارسوریه و آرمان قدس، نشان از فقدان امانت و عهدشکنی آنها دارد و علاوه بر آن در قیامت سخت ترین عذابها را دارند و مشمول این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم می شوند که می فرماید: أَشَدُّ الناسِ عَذَابًا يومَ القيامةِ : رجلٌ قَتَلهُ نَبِيٌّ، أوْ قتلَ نبيًّا، وإِمامُ ضَلالَةٍ، ومُمَثِّلٌ مِنَ المُمَثِّلِينَ.[۱]

می بینیم که خیانت و مزدوری جولانی و باندش برای صهیونیست‌ها و آمریکا بر علیه دین و ارزشهای قومش و خاک و وطن، نه تنها از دیدگاه یک انسان آزادیخواه غیر مسلمان هم محکوم است، بلکه با صریح‌ترین آیات قرآن و احادیث نبوی در تضاد کامل است. این گروه با پیمان‌شکنی و هم‌پیمانی با دشمنان اسلام و فلسطین، خود را مشمول لعنت و عذاب الهی قرار داده‌اند. بر امت اسلامی واجب است که این خیانت را محکوم کرده و از آنان برائت جویند.


[۱]  أحمد (٣٨٦٨)، والبزار كشف الأستار (١٦٠٣)