نقش «ستون پنجم»ی پاکستان و ترکیه و ابزار دست آمریکا و غرب برای مهار جبهه مقاومت اسلامی

نقش «ستون پنجم»ی پاکستان و ترکیه و ابزار دست آمریکا و غرب برای مهار جبهه مقاومت اسلامی

به قلم: صلاح الدین مجاهد

امروز جمعه ۱خرداد ۱۴۰۵ش عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان جهت گدائی مذاکره با آمریکا به دارالاسلام ایران آمد. فراموش نکنیم که همین عاصم منیر در مقدمات تهاجمات آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران با حکومت خائن آل سعود پیمان امنیتی و نظامی بست و هم اکنون ارتش پاکستان و آل سعود یکی شده اند.  

در هر صورت و در پی تحولات اخیر در منطقه و افزایش تنش‌ها میان جبهه تحت پرچم دارالاسلام ایران  و محور غربی-صهیونیستی، بار دیگر نقش برخی کشورهای منطقه که از آن‌ها به عنوان «دارالکفر طاری» و «ستون پنجم» دشمن یاد می‌شود، مورد توجه اهل دعوت و جهاد قرار گرفته است.

کشورهائی نظیر امارات متحده صهیونی و بحرین و کویت و آل سعود و قطر و اردن که از پایگاههای آنها به دارالاسلام ایران حمله می شد و به عنوان بخشی از این جنگ محسوب می شده اند و کشورهایی نظیر پاکستان و ترکیه نیز، برخلاف ادعاهای اسلامی خود، در موقعیتهای حساس تاریخی به عنوان بازوی اجرایی آمریکا و صهیونیسم عمل کرده و با نقاب «میانجی‌گری»، سعی در نجات اربابان غربی خود دارند.

گزارش‌ها و تحلیل‌های میدانی نشان می‌دهد که هرگاه جبهه آمریکا و رژیم صهیونیستی در برابر قدرت ایمان و توان نظامی دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت همسو با آن احساس ضعف و ناتوانی می‌کند، کشورهای وابسته به میدان فرستاده می‌شوند. این کشورها که از خود اراده و اختیاری ندارند، با نقش بازی کردن در قامت «صلح‌جو» و «میانجی»، تلاش می‌کنند تا مانع از وارد آمدن ضربات نهایی و مهلک به پیکره نیمه‌جان دشمن شوند.

این راهبرد به دشمن اجازه می‌دهد تا از زیر فشار خارج شده و فرصت بازسازی قوا پیدا کند. در حقیقت، این «سگان شکار»، به جای حمایت از دارالاسلام و منافع امت اسلامی، تنها زمانی فعال می‌شوند که منافع ارباب آمریکایی‌شان در خطر باشد.

نگاهی به تاریخ معاصر نشان می‌دهد که این رفتار، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه یک استراتژی دیکته شده است. در اینجا به برخی از نمونه‌های تاریخی و مستند این خیانت‌ها اشاره می‌کنیم:

۱. همکاری‌های اطلاعاتی و لجستیکی پاکستان با سنتکام:

در طول دهه‌های گذشته، پاکستان علی‌رغم ادعاهای برادری، بارها حریم هوایی و پایگاه‌های خود را در اختیار نیروهای تروریست آمریکایی قرار داده است تا علیه ملت‌های مسلمان منطقه و بخصوص ملت مسلمان افغانستان و پاکستان اقدام کنند. در جریان بسیاری از ترورهای هدفمند و حملات پهپادی آمریکا، ردپای همکاری‌های اطلاعاتی این کشور به وضوح دیده می‌شود. پاکستان به عنوان یکی از اصلی‌ترین متحدان غیرناتوی آمریکا، همواره به عنوان سدی در برابر اتحاد کامل دنیای اسلام عمل کرده است.

۲. نقش دوگانه ترکیه در ناتو و روابط با صهیونیست‌ها:

ترکیه به عنوان یکی از اعضای کلیدی ناتو، میزبان رادارهای راهبردی (مانند رادار کوره جیک) است که وظیفه اصلی آن‌ها حفاظت از امنیت رژیم صهیونیستی در برابر حملات موشکی دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت اسلامی است. البته همه می دانیم که در اوج لفاظی‌های سیاسی حکومت سکولار و مرتد ترکیه علیه تل‌آویو، مبادلات تجاری و همکاری‌های نظامی و امنیتی آنکارا با صهیونیست‌ها هرگز متوقف نشده است. ترکیه در بحران سوریه نیز با حمایت از خائنین به اهل دعوت و جهاد چون باند جولانی مرتد، عملاً به عنوان ستون پنجم دشمن برای تضعیف اهل دعوت و جهاد عمل کرد.

۳. خیانت در پوشش میانجی‌گری (نمونه توافقات مهارکننده):

هر زمان که دارالاسلام ایران در آستانه پاسخ تنبیهی به تجاوزات صهیونیست‌ها یا آمریکایی‌ها بوده است، دستگاه‌های دیپلماسی این دو کشور با پیام‌های ارسالی از واشنگتن، به تهران سفر کرده‌اند تا با وعده‌های توخالی و ایجاد تردید، مانع از اجرای عدالت اسلامی شوند. هدف آن‌ها نه صلح، بلکه جلوگیری از وارد شدن ضربه به «سرافعی» جهانی است.

با این توضیحات می توان گفت که دارالاسلام ایران نباید فریب حرکات نمایشی این غلامان حلقه به گوش را بخورد. این کشورها که آرزوی قلبی‌شان ضربه خوردن دارالاسلام ایران و جبهه ی اهل دعوت و جهاد در سراسر دنیاست، تنها زمانی به صلح روی می‌آورند که اربابشان در موضع ضعف باشد. هوشیاری در برابر این «ستون پنجم» که خطرشان گاهی از دشمن مستقیم نیز بیشتر است، شرط لازم برای پیروزی نهایی جبهه حق بر باطل خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *