بیانیه ی اخیر منتسب القاعدة در مورد جنگ تحمیلی اخیر پاکستان بر دارالاسلام ا.ا.افغانستان و سکوت دربرابر جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران

بیانیه ی اخیر منتسب القاعدة در مورد جنگ تحمیلی اخیر پاکستان بر دارالاسلام ا.ا.افغانستان و سکوت دربرابر جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران

به قلم: فضل احمد هراتی

هنگامی که امارت اسلامی افغانستان بارها اعلام کرده است که ارتباطی با القاعدة ندارد اما زمانی که پاکستان جنگ خود را به بهانه ی وجود گروههای تروریستی در افغانستان به ا.ا.افغانستان تحمیل کرده است بیانیه ای منسوب به القاعده در حمایت از ا.ا.افغانستان نشر می شود، آنهم از منبعی غیر از منبع رسمی القاعدة.

اگرچه نویسنده ی بیانیه در تشخیص دشمنی «نظم صهیونیستی-صلیبی» با امارت اسلامی مسیر درستی را رفته‌است، اما سکوت معنادار و نابیناییِ سیاسی نسبت به تحولات کلان منطقه، نشان از یک «عیب بزرگ» دیگر در بیانیه دارد.

امروز امت اسلامی درگیر بزرگترین نبرد قرن، جنگ رمضان۱۴۰۴ش است که در آن «سرافعی» آمریکا و «سگ هار» او، رژیم صهیونیستی، تمام قد برای نابودی دارالاسلام ایران و جغرافیای مقاومت اسلامی در برابر کفار محارب آمریکائی – صهیونی ایستاده‌اند.

حملات پاکستان به دارالاسلام افغانستان به دستور واشنگتن، و حملات صهیونیست‌ها به زیرساخت‌ها و فرماندهان در «دارالاسلام ایران»، دو لبه‌ی یک قیچی هستند. چگونه است که این بیانیه از تجاوزات پاکستان سخن می‌گوید، اما چشم خود را بر روی نبردِ مستقیم جبهه‌ی ایران با صهیونیسم بسته‌است؟ در حالی که دشمن مشترک (آمریکا)، هر دو بال قدرت منطقه (امارت اسلامی و ایران) را از کانال مزدورانش در پاکستان و تل‌آویو مورد هدف قرار داده است.

اسامه بن لادن تقبله‌الله با نگاهی راهبردی، بر تمرکز علیه «آمریکا» به عنوان سر افعی تأکید داشت. او به دنبال وحدت امت برای ضربه زدن به دشمن اصلی بود، اما نویسنده ی این بیانیه با نادیده گرفتن جبهه‌ی ایران در برابر آمریکا و صهیونیستها، عملاً در مسیرِ نقشه‌ی آمریکا حرکت می‌کند. آمریکا می‌خواهد جهان اسلام را به قطعات مذهبی شیعه و سنی و بعد سلفی و صوفی و اخوانی و … تقسیم کند تا با ضعیف کردن آنها توسط همدیگر در مرحله ی بعدی به ترتیب همه را نابود کند.

نادیده گرفتنِ نبردِ ایران با اسرائیل، یعنی نادیده گرفتن بخش بزرگی از قوای امت اسلامی در برابر آمریکا و صهیونیستها. این دقیقاً همان چیزی است که سیا و موساد می‌خواهند.

در این بیانیه آمده است که پاکستان به دستور آمریکا به افغانستان حمله کرده است؛ کاملاً درست است. اما چرا نمی‌گوید همین پاکستان، همزمان به عنوان پایگاه و مسیر ترانزیت توطئه علیه ایران نیز عمل می‌کند؟

دشمن یکی است، اتاق فکر یکی است و هدف تضعیف هر دولتی که در برابر نظم صهیونیستی تسلیم نمی‌شود یکی است. تفکیک این دو جبهه از هم، نشان‌دهنده ناتوانی در تحلیل راهبردی است و نشان می دهد که نویسنده ی بیانیه جاهل به منهج القاعده ی الشیخ اسامه بن لادن بوده است.

مومنین با هوشیاری در برابر توطئه های دشمنان حق ندارند در پیله‌ی «فرقه گرائی و تفرق» بمانند و از واقعیت‌های میدان عقب بمانند بلکه وقت آن است که به «منهج اصیل وحدت گرای اسلامی» بازگردند؛ منهجی که بر «وحدت تمام مسلمین در جبهه‌ی واحد علیه دشمن واحد» تأکید دارد.

۱٫ هدف واحد: آزادی قدس و نابودی هژمونی آمریکا.

۲٫ جبهه واحد: هماهنگی میان تمام نیروهایی که با صهیونیسم می‌جنگند، چه در کابل، چه در تهران و چه در غزه.

۳٫ نصرت اسلام: شریعتِ الهی تنها زمانی حاکم می‌شود که امت از تفرقه‌ی مذهبی عبور کند و دست در دست هم، «بنیان مرصوص» (دیوار استوار) را در برابر کفار سکولار محارب خارجی تشکیل دهد.

ای مومنین دست از نادیده گرفتن حقایق بردارید. دشمن میان ما فرقی نمی‌گذارد؛ آن‌ها به دنبال نابودی هرگونه نشانی از عزتِ اسلامی هستند. یا در جبهه‌ای واحد متحد می‌شویم، یا در سلول‌های تفرقه، یکی پس از دیگری توسط کفار خمحارب خارجی و «سگان هار» آنها دریده خواهیم شد.

بازگردید به آرمانِ اسامه؛ پیش به سوی وحدتِ امت برای فتحِ قدس.

لزوم هوشیاری دارالاسلامهای افغانستان و ایران در برابر دسیسه‌های حکومتهای سکولار پاکستان و ترکیه

لزوم هوشیاری دارالاسلامهای افغانستان و ایران در برابر دسیسه‌های حکومتهای سکولار پاکستان و ترکیه

به قلم: محمد اسامه

بر کسی پوشیده نیست که حکومت سکولار ترکیه یکی از قدرتمندترین اعضای ارتش ناتو است که شما حتی یک ساعت پیدا نمی کنید که یکی از اعضای ناتو در نقطه ای از سرزمینهای اسلامی در حال قتال با مسلمین نباشد؛ همچنین بر کسی نیست که حکومت سکولار پاکستان نیز دست نشانده و بخشی از مزدوران ناتو است که اخیرا با آل سعود پیمان امنیتی و نظامی بسته است.

در کنار این می بینیم امروز که پرچم شریعت در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان برافراشته شده و دارالاسلام ایران نیز در برابر کفار محارب آمریکائی صهیونی و غلامان منطقه ای آنها ایستاده است، جبهه نفاق و کفر در لباس رژیم‌های دست‌نشانده‌ای چون پاکستان و ترکیه، کمر به نابودی این نهال نوپا بسته‌اند. بر این دو قطب اقتدار اسلامی واجب است که با هشیاری کامل، مرزهای خود را از نفوذ و دسیسه‌های «این دو خائن» مصون بدارند.

در حالی که دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در آغاز راه تثبیت حاکمیت الهی است، رژیم سکولار ترکیه با اتخاذ سیاستی منافقانه، به مأمنی برای فراریان و خائنان به ملت افغانستان تبدیل شده است.

مهره‌های سوخته‌ای چون عبدالرشید دستم، محقق، سیاف و دیگر مزدوران سابق که دستشان به خون و مال مردم آلوده است، تحت حمایت حکومت سکولار ترکیه به طراحی توطئه مشغولند. این افراد خائن به دین و وطن از تریبون‌های استانبول و آنکارا علیه نظام اسلامی اعلام جنگ کرده و با حمایت‌های لوجستیک و سیاسی رژیم سکولار ترکیه، قصد تضعیف پایه های دارالاسلام را دارند.

نمونه بارز این دسیسه‌ها، اظهارات اخیر «محقق» در خاک ترکیه است که با بی‌شرمی تمام، خط فرضی و استعماری «دیورند» را مرز رسمی میان دارالاسلام افغانستان و دارالکفر طاری پاکستان خواند. این سخنان نه تنها یک ابزار تبلیغاتی برای رژیم سکولار پاکستان، بلکه تعرضی آشکار به تمامیت ارضی و عزت دارالاسلام است. رژیم سکولار ترکیه باید پاسخگو باشد که چرا اجازه می‌دهد از خاکش برای رسمیت بخشیدن به نقشه‌های استعماری و تجزیه‌طلبانه استفاده شود؟

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان باید در عرصه بین‌الملل، از موضع قدرت و عزت (العزة لله و لرسوله و للمؤمنین) با این تهدیدات برخورد کند. باید به رژیم ترکیه تفهیم شود که اگر یکی از مخالفان نظام لائیک ترکیه در خاک امارت اسلامی افغانستان ساکن می‌شد و علیه آن نظام سخن می‌گفت، آیا آن‌ها سکوت می‌کردند؟ قطعاً خیر. پس چرا امارت اسلامی در برابر پناه دادن به باغیان و مفسدان خاموش بماند؟

وزارت امور خارجه باید با سیاستی صریح و سخت، ترکیه را میان «رابطه با نظام اسلامی» یا «حمایت از خائنان فراری» مخیر سازد. جلوگیری از فعالیت سیاسی مخالفان، کمترین مطالبه بر حق دارالاسلام است.

دو حکومت سکولار و خادم دشمنان یعنی پاکستان و ترکیه با هماهنگی جبهه کفر غربی، به دنبال ایجاد آشوب در مرزهای افغانستان و ایران هستند؛ آنچه گروه مزدور جبهه مبارزین مردمی یا همان جیش العدل سابق در مرزهای ولایت سیستان و بلوچستان و با حمایت استخبارات نظامی پاکستان انجام می دهد مثل همان حملاتی است که دیروز پاکستان به ولایت کُنر افغانستان انجام داد؛ پس هوشیاری در برابر دسیسه‌های اطلاعاتی پاکستان و بازی‌های سیاسی ترکیه، یک ضرورت شرعی است. امارت اسلامی نباید اجازه دهد که «خط دیورند» یا «فتنه‌های قومی» توسط مهره‌های مقیم ترکیه به ابزاری برای فشار تبدیل شود.

زمانِ مماشات با رژیم‌هایی که در ظاهر ادعای دوستی و در باطن به دشمنان اسلام پناه می‌دهند، به پایان رسیده است. دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان باید با تکیه بر قدرت الهی و اتخاذ سیاست خارجی قاطع، رژیمهای سکولار پاکستان و ترکیه را وادار به پاسخگویی نموده و ریشه‌های مداخله را از بن برکند و در حد توان با پاکستان مقابله کند همان کاری که دارالاسلام ایران با دولتهای خائن اطراف خلیج فارس در زمان جنگ رمضان ۱۴۰۴ انجام داد.

اتحاد دو دارالاسلام، دوسنگر توحید و ضرورت فوری پیمان امنیتی میان کابل و تهران در برابر توطئه های دشمنان

اتحاد دو دارالاسلام، دوسنگر توحید و ضرورت فوری پیمان امنیتی میان کابل و تهران در برابر توطئه های دشمنان

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

اگر به منابع شرعی خود نگاهی بیندازیم پُر است از دلایل و مستنداتی که مومنین را به اتحاد و وحدت اسلامی و پرهیز از تفرق دعوت می کند و حتی در جاهایی به عنوان عبرتگیری و تهدید می فرماید: وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ (انفال/ ۷۳)و کسانی که کافر شدند، یاران و پیوند‌دهندگان یکدیگرند؛ اگر شما (مؤمنان) چنین نکنید (و با یکدیگر متحد نشوید)، در زمین فتنه و فساد بزرگی پدید می‌آید.

آیا فساد ناشی از اتحاد کفار سکولار جهانی و منطقه ای و تفرق میان مومنین را با چشم سر نمی بینی؟

به عنوان نمونه ای نزدیک و زنده، امروز جغرافیای اسلام شاهد توطئه‌ای پیچیده و خطرناک است. در حالی که «دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان» و «دارالاسلامِ ایران» به عنوان دو دژ مستحکم در برابر کفار محارب آمریکائی و صهیونی ایستاده‌اند، مثلث شومِ «آمریکا، صهیونیسم و ایادی منطقه‌ای آن‌ها» درصدد گشودن جبهه‌ای تازه برای ضربه زدن به دارالاسلام هستند.

دیدیم و اخبار و شواهد میدانی نیز نشان داده اند که مزدوران «پاکستان» و «سعودی» زیر سایه‌ی فرماندهی شیطان بزرگ (آمریکا)، پیمان‌های نظامی و امنیتی بستند. این توافقات نه برای امنیت منطقه، بلکه دقیقاً برای هدف قرار دادن نظام‌های اسلامی در افغانستان و ایران طراحی شده است.

پاکستان به عنوان «سگ شکاری آمریکا» و عربستان به عنوان «خزانه‌دار و گاو شیرده کفر»، مأموریت دارند تا با حمایت لجستیکی و مالی از گروه‌های فتنه‌گر و ایجاد درگیری‌های مرزی، تمرکزِ دو کشور مسلمان را برهم زده و زمینه‌ی بازگشت نفوذِ آمریکا را فراهم کنند. حملات اخیر و بخصوص حملات دیروز پاکستان به کُنَر در ا.ا.افغانستان، سرآغاز این نقشه‌یِ شوم است که از اتاق‌های فکر واشنگتن هدایت می‌شود.

در برابر جبهه‌ی متحد کفر و نفاق، هیچ راهی جز اتحاد راهبردی و فوری وجود ندارد. دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و ایران اسلامی، دارای دشمن مشترک، مرزهای مشترک و آرمان‌های مشترک هستند.

بستن یک «پیمان جامع امنیتی و دفاعی» میان این دو نظام، یک ضرورتِ شرعی و عقلی است. این پیمان باید شامل موارد زیر باشد:

  • دفاع مشترک: هرگونه تجاوز به خاک افغانستان یا ایران، تجاوز به کل جبهه‌ی توحید تلقی شود.
  • همکاری اطلاعاتی: برای شناسایی و سرکوب مهره‌های ستون پنجمِ دشمن که از سوی پاکستان و سعودی تغذیه می‌شوند.
  • سد محکم در برابر غلامان مسلح صادراتی: مقابله با فتنه‌هایی که تحت عناوین مختلف از سوی سازمان‌های جاسوسی غرب در مرزها ایجاد می‌شود.

باید به خود یاد آوری کنیم که هرگاه مسلمین در برابر دشمن واحد، پراکنده شده‌اند، دشمن از شکاف میان آن‌ها برای نابودی هر دو استفاده کرده است. پاکستان و سعودی بارها نشان داده‌اند که در لحظات حساس، قبله‌ی خود را به سمت کاخ سفید کج می‌کنند.

امروز که امارت اسلامی افغانستان پس از دهه‌ها جهاد، پرچم اسلام را برافراشته و دارالاسلام ایران به عنوان قدرت بلامنازع ضدِ صهیونیستی در منطقه می‌درخشد، دشمن قصد دارد با استفاده از «غلامان حلقه به گوشِ» خود در منطقه، این دو قدرت را ضعیف کند.

حفظ «نظام اسلامی» از اوجب واجبات است. برای صیانت از خون شهدای جهاد افغانستان و پاسداری از عزت مردم مسلمان، مقامات امارت اسلامی باید هرچه سریع‌تر مواضع هم‌پیمانی خود را به صورت رسمی و عملی با همسایه‌ی مقتدر خود (ایران) مستحکم کنند.

این اتحاد، پیامی لرزاننده به ریاض و اسلام‌آباد خواهد بود که بدانند: «عصر یکه‌تازی مزدوران آمریکا به پایان رسیده است.»

همچنین این اتحاد می تواند سببی شود که الله در جهاد دارالاسلام برکت بیندازد و این مومنین مجاهد متحد را دوست داشته باشد چنانچه می فرماید: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ (صف:/ ۴) به راستی که خدا دوست دارد کسانی را که در راه او در صفی (واحد) می‌جنگند، گویی آنان بنایی استوار و پولادین هستند.

زمان، زمان بیداری و اقدام است. پیش از آنکه فتنه‌ی دشمن مشترک شعله‌ور شود، باید «اتحادِ دو دارالاسلام» را به امضا رساند.

پاکستان و خیانت در محاصره‌ی امارت اسلامی افغانستان تا خنجر از پشت به دارالاسلام ایران

پاکستان و خیانت در محاصره‌ی امارت اسلامی افغانستان تا خنجر از پشت به دارالاسلام ایران

به قلم: ابومحمود کندزی

امروز اگر شاهد هجمه‌ها و تجاوزات هوایی و امنیتیِ آمریکا و صهیونیست‌ها از خاک «پاکستان» به حریم «دارالاسلام افغانستان» هستیم، ریشه در یک حقیقت دارد: عزت و استقلال امارتِ اسلامی.

آمریکا پس از شکست ننگین، خواهان در اختیار گرفتن پایگاهِ استراتژیک بگرام بود تا نفوذ خود را در قلب آسیا حفظ کند، اما پاسخ قاطع مجاهدین امارت اسلامی، نقشه‌های کفار محارب آمریکائی را بر آب کرد. این حملات، انتقام حقارت‌آمیز آمریکا از ملتی است که تسلیم خواسته‌های زورگویان حیوان صفت آمریکائی نشد.

حکام مرتد پاکستان امروز نه به عنوان مدیران یک دولت اسلامی، بلکه به عنوان مزدوران محلی آمریکا، آل‌سعود و امارات متحده صهیونی عمل می‌کنند. آن‌ها با بستن پیمان‌های امنیتی ننگین با آل‌سعود، عملاً به بخشی از ساختار نظامی کفر جهانی و مرتدین محلی تبدیل شده‌اند.

علاوه بر این، دولتِ پاکستان با اسکان دادن و حمایت از گروه‌های فتنه‌گر و مزدوری همچون «جیش‌العدل و انصارالفرقان و…» در ایالت بلوچستان، خنجری از پشت به دارالاسلامِ ایران می‌زند تا امنیت مرزهای برادران مسلمان را به دستور اربابانِ آمریکایی-سعودی خود مختل کند.

نکته ای که اوج حقارت مزدوران پاکستانی را نسبت به مردم پاکستان نشان داد به رگبار بستن شیعیان و تظاهرکنندگان در کراچی بود که به خونخواهی رهبران مقاومت در برابر آمریکا و صهیونیسم برخاسته بودند، که برای چندمین بار نشان داد که ارتش و امنیت پاکستان تنها برای محافظت از منافع آمریکا و صهیونیسم ماشه می‌چکانند و حتی حاضر هستند مردم بومی پاکستان را نیز به خاطر این کفار خارجی قربانی کنند.

این حکام سکولار خائن که نیمی از وجودشان در گرو دلارهای سعودی و نیمی دیگر در ترس از تشر آمریکاست، تنها نقش «سگ‌های شکاری» را ایفا می‌کنند که هرگاه ارباب اراده کند، آن‌ها را به جان مسلمانان می‌اندازند. اما واقعیت میدان تغییر کرده است. پیوند میان مجاهدان راستین و بیداری ملت‌ها، این حصار کفر و نفاق را خواهد شکست.

در کنار این، همان‌گونه که از پایگاه‌های موجود در قطر، بحرین، کویت و امارات و عربستان برای حمله به دارالاسلام ایران استفاده می‌شد، همین زیرساخت‌ها برای تحت فشار قرار دادن امارتِ اسلامیِ افغانستان نیز به کار گرفته می‌شوند.

حکام عرب اطراف خلیج فارس با در اختیار گذاشتن خاک خود به جنگنده‌های آمریکایی، رسماً در خون مسلمانان و تجاوز به بلاد اسلامی شریک هستند. آن‌ها محکوم‌کننده‌ی حملاتِ تدافعی دارالاسلام ایران به پایگاه‌های آمریکا هستند، اما در برابر جنایات آمریکائی ها و صهیونیست‌ها سکوت یا همکاری می‌کنند.

در نهایت باید گفته شود که رفتارهای پاکستان و حکام مرتد منطقه در برابر ملت مسلمان خود و منطقه، نه از روی قدرت، بلکه از روی حقارت و وابستگی است. ایستادگی امارت اسلامی در برابرِ زیاده‌خواهیِ آمریکا در بگرام و ثباتِ دارالاسلامِ ایران در برابر تهدیدات آمریکا و  صهیونیستها، نویدبخش عصری جدید است که در آن «مزدوران محلی» جایی در جغرافیای سیاسی امت نخواهند داشت.

د ایران د خاتم الانبیا د قرارګاه ویاند اړوند یو اکاونټ کې داسي لیکل شوي دي:باور یې سخت دی…

‏د ایران د خاتم الانبیا د قرارګاه ویاند اړوند یو اکاونټ کې داسي لیکل شوي دي:


باور یې سخت دی…
د افغانستان حکومت، د خپلو اقتصادي ستونزو په اوج کې او د غیر عادلانه بندیزونو تر سیوري لاندې، پداسې حال کې چې ډیری اسلامي هیوادونه حتی د افغان حکومت د رسمیت پیژندلو‎‏
جرئت نه کوي، غزې ته د ۵۳۰ ټنو بشري مرستو بار لیږلی دی.
طالبانو وښودله چې غیرت په ځواک او شتمنۍ پورې اړه نلري.

‏باورش سخت است…
حکومت ‎افغانستان در اوج مشکلات اقتصادی و زیر سایه تحریم‌های ناعادلانه، در حالی‌که بسیاری از کشورهای اسلامی حتی جرأت به‌رسمیت‌شناختن آن را ندارند،
محموله‌ای ۵۳۰ تُنی از کمک‌های بشردوستانه به غزه ارسال کرده است.

طالبان نشان داد که غیرت، وابسته به قدرت و ثروت نیست.

هوشیار باشیم، پاکستان مزدور گوش‌به‌فرمان آمریکا و «اسرائیل دوم» در مرزهای ایران و افغانستان

هوشیار باشیم، پاکستان مزدور گوش‌به‌فرمان آمریکا و «اسرائیلِ دوم» در مرزهای ایران و افغانستان

کاتب: ابومحمود کندزی

امروز وزیر جنگ پاکستان جهت پیش برد مذاکرات به دارالاسلام ایران آمد و قبل از آن دیدیم که نیروهایش را جهت محافظت از آل سعود خائن به عربستان فرستاد و شریک امنیتی آن است و همزمان با آن تماس تلفنی شهباز شریف با محمد بن سلمان و محکومیت حملات به منافع آمریکا در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش، پرده از چهره‌ی واقعی حکام «خائنین پاکستان» برداشت.

در حالی که آمریکا و صهیونیسم عامل اصلی ناامنی در بلاد اسلامی هستند، نخست‌وزیر پاکستان به‌جای دفاع از حریم اسلام، نقش وکیل مدافع منافعِ آمریکا را ایفا می‌کند. این اقدام نشان‌دهنده‌ی آن است که اراده‌ی سیاسی در اسلام‌آباد، نه در پارلمان، بلکه در کاخ سفید و دیوان سعودی دیکته می‌شود.

در حالی که ملتِ مظلوم پاکستان با فقر، تورم و کمبودِ شدید ارزاق دست‌ و پنجه نرم می‌کنند، شهباز شریف و ارتش این کشور (به فرماندهی عاصم منیر)  برنامه‌ریزی برای صادرات ۴۰ قلم ماده‌ی غذایی اساسی به کشورهای خلیج فارس کردند.

این اقدام نه یک تجارت آزاد، بلکه یک «باج‌دهی استراتژیک» است. پاکستان عملاً به «مزرعه‌ی اختصاصی» آل‌سعود و امارات تبدیل شده تا در شرایطی که زنجیره‌ی تأمین جهانی مختل است، شکم حکام مرفه خلیجی سیر بماند، حتی اگر به قیمت گرسنگی مردم خود پاکستان باشد.

حضورِ مستقیمِ فرمانده کل ارتش (عاصم منیر) در نشست‌های اقتصادی و صادراتی، ثابت می‌کند که ساختار قدرت در پاکستان یک ساختار نظامی-امنیتی در خدمت پروژه‌های اربابان آمریکائی – صهیونی است. آن‌ها وظیفه دارند امنیت منافع آمریکا را در منطقه تأمین کنند و هرگونه حرکت آزادی‌خواهانه و دفاعی «دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان» را محکوم نمایند تا دلارهای سعودی و تضمین‌های آمریکایی را دریافت کنند.

همان‌گونه که رژیم صهیونیستی به عنوان پایگاه خط مقدم غرب در قلب خاورمیانه عمل می‌کند، دولت سکولار و ارتش پاکستان نیز نقش «اسرائیلِ شرقی» را ایفا می‌کنند. وظیفه‌ی آن‌ها ایجاد خلل در امنیت مرزهای ایران و امارت اسلامی افغانستان، حمایت از گروه‌های فتنه و تأمین لجستیک دارالکفرهای منطقه است. تقابل آن‌ها با منافع ایران و افغانستان و جبهه‌ی مقاومت، مأموریتی است که از سوی اتاق‌های فکر صهیونیستی به آن‌ها ابلاغ شده است.

اتحاد میان «حکام مرتد پاکستان» و «سرسپردگان سعودی»، چیزی جز تلاش برای حفظ بقای آمریکا و شرکایش در منطقه نیست. اما بیداری امت اسلامی و قدرت روزافزون جبهه‌ی حق، این مثلث نفاق (آمریکا-آل‌سعود-پاکستان) را درهم خواهد شکست. باذن الله.

 دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و تأکید بر اخوت اسلامی با اهل تشیع و نفی برچسب «مشرک» بر اهل قبله بر اساس منهج امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله

 دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و تأکید بر اخوت اسلامی با اهل تشیع و نفی برچسب «مشرک» بر اهل قبله بر اساس منهج امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، به عنوان نظامی که بر پایه‌ی شریعت غرای محمدی و فقه اصیل امام همام، ابوحنیفه رحمه‌الله استوار است، وظیفه خود می‌داند تا مرز میان «ایمان» و «کفر» را مطابق با ترازوی دقیق شریعت تبیین نماید. امروز بر تمامی مجاهدین، علما و مسئولان نظام فرض است که صفوف خود را از افکار انحرافی و تکفیری که میراث جریان‌های بیگانه که نجدیت آل سعود و اسلام لیبرال آمریکائی است، پاکسازی کنند.

اساس منهج امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله بر این اساس است که هر کسی که به سوی قبله نماز می‌گزارد و به وحدانیت الله و نبوت خاتم‌الانبیاء صلی الله علیه وسلم گواهی می‌دهد، مسلمان است.

اهل تشیع افغانستان، به عنوان بخشی از امت اسلامی و اهل قبله، مشمول این قاعده هستند. برچسب «مشرک» زدن به برادران شیعه، نه تنها با روح فقه حنفی در تضاد است، بلکه خروج از جاده‌ی اعتدال سلف صالح محسوب می‌شود.

مشرک یعنی شخص کافر و جزو دسته ای از کفار ۵گانه ی اصلی است که در آیه ۱۷ سوره ی حج و آیات دیگر قرآن از آنها در کنار سایر کفار نام برده شده است.

متأسفانه، نفوذ افکار خشک و افراطی که ریشه در منهج «محمد بن عبدالوهاب نجدی» دارد، باعث شده است که حتی برخی از منسوبین به فقه حنفی، برادران شیعه را به بهانه‌های واهی مشرک بپندارند.

امارت اسلامی با جرأت تمام اعلام می‌کند که تفاوت در برداشت‌های کلامی یا تاریخی، هرگز به معنای خروج از اسلام نیست.

بسیاری از اعمالی که برخی تندروها آن را شرک می‌نامند (مانند توسل یا زیارت)، در نگاه فقه حنفی و مذهب ماتریدی، لزوماً موجب خروج از دین نمی‌شود. لذا انتساب شرک به اهل تشیع، برداشتی غلط، غیرعلمی و مخالف با مذهب امام ابوحنیفه است.

رابطه‌ی امارت اسلامی با اهل تشیع، نه یک معامله‌ی سیاسی، بلکه یک «پیوند ایمانی» است.

قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ». این اخوت شامل تمام مذاهبی است که بر توحید استوارند.

ما به صراحت اعلام می‌کنیم که میان منهج امام ابوحنیفه رحمه الله و افکار تکفیری داعش (سربازان مسلح منهج نجدیت آل سعود) تفاوت ماهوی وجود دارد. داعش خون مسلمان را حلال می‌شمارد، اما فقه حنفی خون «اهل قبله» را خط قرمز و غیرقابل تعرض می‌داند.

بر این اساس، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان ابلاغ می‌نماید در مساجد و مدارس دینی، برادری و اخوت میان حنفی‌ها و شیعیان را ترویج کرده و از هرگونه سخنان تفرقه‌افکنانه و مشرک خواندن مسلمانان به شدت پرهیز کنند و دستگاه‌های امنیتی نیز صیانت از جان، مال و کرامت انسانی برادران تشیع را به عنوان یک وظیفه‌ی شرعی و حکومتی دنبال کنند و جهت اصلاح تفکر بعضی از مجاهدین، فرماندهان و مربیان عقیدتی مکلف‌اند به مجاهدین آموزش دهند که دشمن اصلی، آمریکا و صهیونیسم و کفار سکولار خارجی و داخلی هستند که جریان «تکفیری ها» که می‌خواهد با مشرک خواندن شیعیان و اهل تصوف میان اهل سنت، در افغانستان فتنه و جنگ داخلی به راه اندازد به عنوان ابزار پیشبرد اهداف خود به کار گرفته اند.

پس همه بدانند که هویت ما در دارالاسلام، هویت «اعتدال حنفی» است. ما اجازه نخواهیم داد افکار بیگانه و وارداتی نجدیت آل سعود  که توسط سربازان جهل (داعش) ترویج می‌شود، پیوند اخوت اسلامی ما را با برادران تشیع سست کند. اهل تشیع، مسلمان و مؤمن هستند و هرگونه تعدی به آن‌ها به بهانه‌ی شرک، جنایت علیه شریعت و دهن‌کجی به منهج امام ابوحنیفه رحمه الله است.

دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان، حاکمیت اسلامی فراتر از مرزهای مذهب

دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان، حاکمیت اسلامی فراتر از مرزهای مذهب

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

امروز تاریخ اسلام شاهد ورق خوردن صفحه‌ای زرین است. پس از چند قرن افول و سلطه کفار سکولار و اشغالگر غربی، بار دیگر «دارالاسلام ایران» توانسته است به چنان عزت و اقتداری دست یابد که به عنوان یک دارالاسلام مقتدر، در برابر بزرگترین قدرت‌های کفر جهانی و در رأس آن‌ها آمریکای مستکبر و متحدانش، سینه سپر کند. این ایستادگی و مقابله‌به‌مثل، تنها پیروزی یک جغرافیا نیست، بلکه بازگشت شکوه از دست رفته کل امت اسلام است.

در منطق عزت، آنچه اهمیت دارد اهتزاز پرچم «لا اله الا الله» است. فرقی نمی‌کند که این پرچم به دست کدام یک از فرق اسلامی برافراشته شده باشد؛ مهم این است که ماهیت این قدرت، اسلامی است.

خواه حکومت حنفی‌مذهب در افغانستان باشد؛خواه مجاهدان زیدی و شافعی در یمن؛ و خواه هر گروه شریعت‌گرای دیگری که در گوشه و کنار جهان برای اعلای کلمه حق جهاد می‌کند.

در برابر جبهه متحد کفر، نام مذهب باید در سایه نام بلند اسلام قرار گیرد تا لرزه بر اندام دشمنان بیفتد.

حقیقت امروز این است که حکومت شیعه در ایران، به اقتداری دست یافته که مایه مباهات هر مسلمانی است که دل در گرو عزت دین دارد. بر ماست که از این اقتدار حمایت و نگهداری کنیم؛ چرا که تضعیف این سنگر، تضعیف تمام نهضت‌های اسلامی است. این حمایت، نه به معنای دست کشیدن از مذهب خود، بلکه به معنای صیانت از «عزت مشترک» است.

حمایت از اقتدار کنونی، راه را برای گسترش حاکمیت‌های اسلامی در دیگر نقاط جهان هموار می‌کند. هدف نهایی، ایجاد زنجیره‌ای از حکومت‌های الله بر روی زمین است تا برادران حنفی در افغانستان امارت خود را مستحکم‌تر سازند؛ تا پیروان مذاهب مالکی، حنبلی و شافعی در نجد، مصر، ترکیه، پاکستان و دیگر سرزمین‌های اسلامی، با الگوگیری از این ایستادگی، به سوی تشکیل حکومت‌های مبتنی بر شریعت و عدل الهی حرکت کنند.

زمان آن فرا رسیده است که تمام فرقه‌های اسلامی، فراتر از اختلافات فقهی، به عنوان یک «امت واحده» در کنار هم بایستند. هر سرزمین اسلامی که به حاکمیت شریعت دست یابد، پاره‌ای از تن واحد امت است. بیایید با پشتیبانی از اقتدار موجود، زمینه‌ساز بیداری عمومی و تشکیل امارات و حکومت‌های اسلامی در سراسر بلاد باشیم تا عزت اسلام برای همیشه در جهان پایدار بماند.

در صورت حمله زمینی کفار محارب آمریکائی به دارالاسلام ایران، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان از ایران حمایت می کند

در صورت حمله زمینی کفار محارب آمریکائی به دارالاسلام ایران، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان از ایران حمایت می کند

مولوی امان‌الدین، رهبر ارشد امارت اسلامی افغانستان و والی هلمند، از دارالاسلام ایران تمجید کرده و گفته است که این کشور در برابر کفر محکم ایستاده و ما از موفقیت‌های آن خوشحالیم.

او تنظیم دوله(داعش) و حزب التحریر را به دلیل تکفیر نابجای شیعه و دارالاسلام ایران ، تکفیری خواند و گفت کسانی که حمایت ایران را درک نمی‌کنند، داعشی‌های تکفیری با ایدئولوژی‌های انحرافی هستند.

مولوی امان‌الدین گفت که امروز ایران علیه کفر می‌جنگد و شما آن را کافر می‌نامید.

نکته ای مهم در محکوم کردنهای صدور حکم اعدام برای زندانیان فلسطینی توسط وزارت خارجه سه دارالاسلام ا. ا. افغانستان و ایران و اتحادیه شافعی ها و زیدیهای حاکم بر صنعا

نکته ای مهم در محکوم کردنهای صدور حکم اعدام برای زندانیان فلسطینی توسط وزارت خارجه سه دارالاسلام ا. ا. افغانستان و ایران و اتحادیه شافعی ها و زیدیهای حاکم بر صنعا

به قلم: ابوبکر الخراسانی

کنست رژیم صهیونیستی با ۶۲ رای موافق در برابر ۴۸ رای مخالف و یک رای ممتنع با تصویب قانون اعدام اسرای فلسطینی موافقت کرد.

این قانون که مجازات اعدام را به روش دار زدن بدون نیاز به اجماع قضایی و امکان عفو ظرف ۹۰ روز به امری قانونی مبدل می‌سازد، مستقیماً اسیران فلسطینی را هدف قرار می‌دهد.

وزارت امور خارجه ا.ا.افغانستان طی بیانیه ای ضمن محکومیت تصمیم پارلمان اسرائیل می گوید : «این اقدام ادامه‌ای بر ظلم‌های مکرر است و نقض آشکار حقوق اساسی مردم فلسطین و در تضاد با اصول عدالت و حقوق بشر است و به طور تبعیض‌آمیز، یک ملت مظلوم را هدف قرار می‌دهد.»

وزارت خارجه امارت اسلامی از نهادهای بین‌المللی خواسته است که برای جلوگیری از چنین اقداماتی، گام‌های لازم و فوری اتخاذ کنند.

سخنگوی وزارت خارجه دارالاسلام ایران نیز اعلام کرد:

«این اقدام، ضربه‌ای مهلک و بی‌سابقه به اصول بنیادین حقوق بشردوستانه بین‌المللی و کنوانسیون‌های ژنو ۱۹۴۹، به‌ویژه ماده مشترک ۳ است.

این قانون، عقب‌گردی خطرناک و بی‌سابقه به سوی بربریت و بازگشت به «قانون جنگل» است.

آیا هیچ کس متوجه انحطاط عمیقی که به اصطلاح “تمدن انسانی” به دلیل بی‌عملی در برابر قانون‌شکنی‌ها و جنایات اسرائیل با آن مواجه است، می‌باشد؟»

…..

وزرای امور خارجه ی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران باید از مومنین اهل دعوت و جهاد و آزادگان جهان چنین درخواستی داشته باشند نه نهادهای کفری و سکولاریستی بین المللی که خودشان از پدید آورندگان و رسمیت دهندگان به این اشغالگران در فلسطین بوده اند و در برابر آنهمه جنایت صهیونیستها عملی بازدارنده انجام نداده اند.

کفار سکولار به همراه گروه منافقین تنها زبان قدرت اسلحه را متوجه می شوند که هم اکنون و در این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش دارالاسلام ایران در حال گفتگوی قدرتمندانه با آنهاست.

بر همین اساس است که دفتر سیاسی اتحادیه شافعی ها و زیدی های حاکم بر یمن اعلام می کنند: تصویب آنچه در “کنست رژیم صهیونیستی” مبنی بر قانون اعدام اسرای فلسطینی صورت گرفت، به شدیدترین وجه محکوم می‌کنیم.

بر همبستگی کامل با ملت فلسطین و با تمامی اسرا در زندان‌های دشمن (صهیونیست) تاکید می‌کنیم.

از آزادگان جهان می‌خواهیم برای نجات اسرای فلسطینی و رد مطلق این قانون و سیاست‌های جنایتکارانه دشمن اعتراض کنند.