
شبهاتی حول حملات دارالاسلام ایران به پایگاه های آمریکایی در سرزمین وحی نزد مسلمین اهل سنت امارت اسلامی افغانستان و جهان
به قلم: ابوهاجر خان آبادی
اگر در این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش به حملات موشکی و پهپادی دارالاسلام ایران دقت داشته باشیم متوجه می شویم که بیشترین حملات به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و اردن بوده است و همین مساله ابزاری در دست گروه منافقین شده است که شایع کنند ایران با عربهای اهل سنت و سرزمین وحی دشمنتر است تا اسرائیل!
واقعیت این است که ما اگر اسرائیل را یکی از پادگانهای آمریکا بدانیم در کنار آن می بینیم که آمریکا در اردن و عربستان و قطر و بحرین و امارات متحده عربی هم دهها پادگان نظامی و مراکز امنیتی و رادارهای رهگیری نظامی و جاسوسی و شرکتهای اقتصادی و راهبردی دارد و این طبیعی خواهد بود که تعداد حملات دارالاسلام ایران به این مراکز آمریکا در کشورهای دست نشانده ی عربی بیشتر از حمله به مرکز آمریکا در اسرائیل باشد، اسرائیل یکی است و اینها چند تا.
مثلا زمانی که از کویت همچنان موشکهای اتکامز به سمت مناطقی در جنوب غرب و مرکز دارالاسلام ایران شلیک میشود ما چه انتظاری از فرماندهان نظامی ایرانی و هر انسان باغیرتی باید داشته باشیم که با این موشکها هم وطنانش قتل عام و سرزمینش نابود می شود؟
پس باید روش شده باشد که حملات دارالاسلام ایران به سرزمینهای عربی حاشیه خلیج فارس و اردن حمله به مسلمین اهل سنت نیست بلکه حمله به مراکز آمریکائی ها است ، و جالب است بدانید که مردم اهل سنت و شیعه ی این کشورها همچون مردم اهل سنت فلسطین همگی در جبهه ی ایران هستند بر علیه جبهه آمریکا و صهیونیستها و مرتدین حاکم برخود و آدرس پناهگاهها و هتلهای محل اختفای سربازان آمریکایی را نیز به دارالاسلام ایران می دهند تا این کفار را مورد حمله قرار دهند.
در اینجا یکی از آموزههای اصیل اسلامی این است که نقش عالمان دین فراتر از بیان احکام فردی و طهارت است؛ عالم واقعی کسی است که در برابر انحرافات سیاسی و عقیدتی امت اسلام، بهویژه زمانی که کیان دین و مقدسات و دارالاسلام در خطر است، ایستادگی کند. اما امروز پرسشی اساسی ذهن بسیاری از جوانان غیور و باایمان را به خود مشغول کرده است: چرا جریانی که مدعی پیروی از سنت نبوی و فقه حنفی است، در برابر حضور نیروهای بیگانه در قلب جهان اسلام سکوت کرده است؟
بسیاری از مراجع مذهبی، وقت و توان خود را صرف آموزش دقیقترین جزئیات طهارت، غسل و احکام فردی میکنند که در جای خود ارزشمند است. اما تعجبآور است که همین مراجع، در برابر نفوذ نظامی و سیاسی دشمنان قسمخورده اسلام در سرزمین وحی (حجاز) و استقرار پایگاههای آمریکایی در کنار قبله مسلمین و مدینه منوره، مهر سکوت بر لب زدهاند. آیا آگاهی از اموری که ایمان و حاکمیت اسلام را متزلزل میکند، برای جوان مسلمان ضروریتر نیست؟
طبق نص صریح قرآن کریم و سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم، به سرپرستی گرفتن و سپردن زمام امور سرزمینهای اسلامی به نیروهای کافر محارب و اشغالگر، با اصل “تولی و تبری” در تضاد است.
در فقه امام ابوحنیفه رحمهالله نیز بر عزت واقتدار امت اسلامی و حرمت تسلط کفار بر مقدرات مسلمین تأکید فراوان شده است و جهاد امارت اسلامی افغانستان از ابتدا تا کنون به همین منظور بوده است.
سکوت در برابر حاکمانی که خاک اسلام را به پایگاه نظامی اشغالگران کافر محارب خارجی تبدیل کردهاند، با کدام بخش از میراث امام ابوحنیفه سازگار است؟ چگونه میتوان خود را پیرو ایشان دانست اما در برابر نقض حاکمیت اسلام در مکه و مدینه سکوت کرد؟
جوان باایمان و غیرتمند اهل سنت امارات اسلامی افغانستان و جهان باید بداند که اسلام تنها در آداب ظاهری خلاصه نمیشود. اسلام واقعی یعنی ایستادگی در برابر نفاق و خیانت. واگذاری سرزمینهای اسلامی (از عربستان گرفته تا امارات و بحرین و قطر و کویت و اردن) به نیروهای کافر محارب بیگانه خدشهای جدی به ایمان و وفاداری به عهد الهی و غیرت دینی است.
از کسانی که تریبونهای نماز جمعه را در اختیار دارند باید پرسید:
- چرا از خیانتهای آشکار برخی حاکمان منطقه در همکاری با دشمنان اسلام و کفار محارب آمریکائی و صهیونیستی سخن نمیگویید؟
- چرا جوانان را از خطرات ارتداد که ریشه در وابستگی به بیگانه دارد، آگاه نمیکنید؟
- آیا حفظ مصلحتهای شخصی و جناحی، مهمتر از صیانت از حریم خانه خدا و حرم نبوی است؟
امروز زمان آن رسیده است که مردم، بهویژه نسل جوان، از علمای خود مطالبهگری کنند. دینی که تنها به مسائل طهارت بپردازد و در برابر اشغالگری کافر و محارب خارجی و خیانت حاکمان دست نشانده و مزدور سکوت کند، دینی است که از محتوای ظلمستیزی خود تهی شده است. برای حفظ ایمان و غیرت اسلامی، باید پردههای نفاق را کنار زد و حقیقتِ آنچه در سرزمینهای اسلامی میگذرد را با صدای بلند فریاد زد.










