روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۲۲)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۲۲)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

تصمیم به اتخاذ مواضع دفاعی در داخل بیمارستان منطقی و تنها تصمیم درست در شرایط فعلی بود، با توجه به نبرد قریب‌الوقوع با روس‌ها و نیاز به ارائه مراقبت‌های پزشکی به مجاهدین زخمی.

طبق برآوردهای مختلف، بین ۱۶۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر در بیمارستان جمع شده بودند. نیازی به گفتن نیست که ژنرال‌های روسی هرگز در مورد لزوم حمله تردیدی نداشتند. گروگان‌ها کمترین نگرانی آنها بودند.

از همان دقایق اولیه، همزمان با قتل عام نیروهای ویژه و خودروهای زرهی در اطراف بیمارستان، شستشوی روانی آغاز شد. عوامل تحریک در شهر پرسه می‌زدند و داستان‌های وحشت‌زده‌ای از “جنایات تروریستی” در داخل بیمارستان پخش می‌کردند. دروغ‌هایی پخش می‌شد مبنی بر اینکه نیمی از گروگان‌ها قبلاً کشته شده‌اند، به زنان تجاوز می‌شود و سر نوزادان روی زمین خرد می‌شود.

سپس گلوله‌باران شروع شد. آنها همه چیز را امتحان کردند. آنها پنجره‌های گروگان‌ها را از خودروهای زرهی شکستند، از هلیکوپترها موشک شلیک کردند. آنها همچنین از آتش تک‌تیراندازها استفاده کردند. مسلسل‌ها بی‌وقفه شلیک می‌کردند. تمام واحدهای نیروهای ویژه مشهور – آلفا، ویتیاز، روس و دیگران – به شهر آورده شدند.

سرانجام، در ۱۷ ژوئن، نیروهای ویژه روسی که از خود تعریف می‌کردند، برای حمله به شهر اعزام شدند. این حمله با تلفات سنگین به پایان رسید. منابع روسی گزارش دادند که در طول عقب‌نشینی، نیروهای ویژه به اشتباه در آتش خودی گرفتار شدند. با توجه به تاکتیک‌های ژنرال‌های روسی، بخش «اشتباه» جای سوال دارد.

سربازان روسی مجبور شدند اعتراف کنند که دفاع مجاهدین به خوبی سازماندهی شده بود. (چه کسی در این مورد شک می‌کرد؟) شمیل همیشه این توانایی را داشت که حتی رنگارنگ‌ترین گروه داوطلبان را در یک واحد آماده به رزم و منظم سازماندهی کند.

آنها یک نقشه حیله‌گرانه برای نفوذ به بیمارستان در لباس مبدل به عنوان مست و زنان سرخوش را امتحان کردند. پس از اینکه تیرباران شدند، به فکر آوردن جعبه‌های مقوایی بزرگ «دارو» افتادند. برای احتیاط، مجاهدین با مسلسل به سمت آنها شلیک کردند… خون از جعبه‌ها جاری شد.

همانطور که اسلمبک از گرمنچوک (اسلمبک بزرگ)، یکی از دستیاران شامل، خاطرنشان کرد: «من از همان روزهای اول در چچن می‌جنگیدم. من در آبخازیا و قره‌باغ جنگیده‌ام، اما هرگز چنین جنگ شادی‌آوری مانند بودیونوفسک را تجربه نکرده‌ام – شما شلیک می‌کنید، روس‌ها می‌میرند، آنها به شما شلیک می‌کنند، روس‌ها می‌میرند.»

در همین حال، روس‌ها به دنبال راهی برای خروج بودند. از جمله چیزهای دیگر، آنها میلیون‌ها دلار و ضمانت امنیت پیشنهاد دادند. اما همه این ترفندهای ارزان جواب نداد. شامل خواستار پایان فوری بمباران روستاهای چچن و آغاز مذاکرات برای خروج نیروهای روسی شد.

سرانجام، پس از اینکه ده‌ها سرباز نیروهای ویژه از دست رفتند، حدود ۱۳۰ گروگان کشته شدند و ۵۰۰ نفر زخمی شدند، به ژنرال‌های روسی دستور مذاکره داده شد.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۲۱)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۲۱)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

اما بیایید به سربازان روسی خود برگردیم. در اواخر ماه مه ۱۹۹۵، کفار از تنگه آرگون در جنوب غربی چچن، در امتداد رودخانه واشتار، عبور کردند. یک گروه کوچک از مجاهدین که ورودی تنگه را پوشش می‌دادند، زیر آتش شدید توپخانه و حملات هوایی مجبور به عقب‌نشینی شدند.

مجاهدین برای جلوگیری از نزدیک شدن دشمن به خود، نیاز به تجدید قوا داشتند. اکثر گروه‌های رزمی از کوه‌ها بالا رفتند. گروه‌های خرابکار انفرادی در زمین‌های مسطح پشت خطوط دشمن پراکنده شدند.

در ۳ ژوئن ۱۹۹۵، نیروهای روسی وارد روستای ودنو شدند و سپس در ۱۲ ژوئن، وارد شاتوی و نوژای-یورت شدند. بدین ترتیب، سه مرکز منطقه‌ای در بخش کوهستانی چچن اشغال شد.

اما رهبری کرملین مدت زیادی از گزارش‌های پیروزمندانه ژنرال‌های خود خوشحال نشد. غافلگیری ناخوشایندی در انتظار آنها بود. در ۱۴ ژوئن، یک خبر جنجالی رسانه‌های جهان را فرا گرفت: مجاهدین چچنی، به رهبری شامیل باسایف، به عمق خطوط دشمن حمله کردند و شهر بودیونوفسک را در جنوب سرزمین استاوروپول تصرف کردند.

داستان این حمله‌ی خرابکارانه‌ی جسورانه بارها از زوایا و دیدگاه‌های مختلف شرح داده شده است. در طول سال‌ها، ترول‌های کرملین اینترنت را با گمانه‌زنی‌ها و اطلاعات نادرست پر کرده‌اند، اما توصیفات نسبتاً بی‌طرفانه‌ای از این وقایع و روایت‌های شاهدان عینی هنوز هم یافت می‌شود.

ما به طور خلاصه وقایع‌نگاری وقایع را برای خوانندگان مرور خواهیم کرد. مجاهدین، که تعدادشان بین ۱۶۰ تا ۱۹۵ نفر تخمین زده می‌شود، در سه کامیون کاماز سرپوشیده به همراه دو خودروی سواری که به شکل خودروهای پلیس تغییر شکل داده شده بودند، در حال حرکت بودند.

آنها بدون هیچ مانعی از ۵۲ ایست بازرسی و جاده عبور کردند و ادعا کردند که خودروهایشان حامل “محموله‌ی ۲۰۰” (تابوت‌های حاوی کفار کشته‌شده‌ی روس) هستند.

هدف اولیه مینرالنیه وودی بود، جایی که آنها قصد داشتند فرودگاه بین‌المللی، بزرگترین فرودگاه در جنوب روسیه، را تصرف کنند. همچنین امکان نفوذ به مسکو وجود داشت.

اما قرار بود وقایع در بودیونوفسک رخ دهد. با نزدیک شدن به روستای پراسکوویا در نزدیکی بودیونوفسک، نگهبانان قاطعانه از عبور خودروها بدون بازرسی خودداری کردند. همانطور که معلوم شد، آنها سرسختانه مقاومت کرده بودند.

مجاهدین به نگهبانان شلیک کردند و وارد شهر شدند. شامل گروه خود را به دو گروه تقسیم کرد و ظرف دو ساعت، با استفاده از عنصر غافلگیری، با رعایت تمام قوانینی که نیروهای تنبیهی روسیه در چچن استفاده می‌کردند، شهر را پاکسازی کردند.

مجاهدین پس از تیراندازی به گشتی‌ها و تصرف ایستگاه پلیس، چندین ساختمان اداری را نیز در شهر تصرف کردند. در طول مسیر، آنها یک اتوبوس حامل خلبانان هلیکوپتر را با نارنجک‌انداز منفجر کردند. بازماندگان با سلاح‌های اتوماتیک مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.

مجاهدین بدون تردید و با بی رحمی و شدت عمل کردند. پس از انجام یک عملیات گسترده پاکسازی شهر، آنها به سمت بیمارستان منطقه‌ای دوم استاوروپول پیشروی کردند و در طول مسیر اسیرانی را به اسارت گرفتند.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۲۰)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۲۰)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

 یک قرن تجربه با روسیه، چچنی‌ها را مجبور کرده بود واقع‌بین باشند و هیچ توهمی در مورد دشمنی که بار دیگر به سرزمینشان آمده بود، نداشتند. آنها او را به خوبی می‌شناختند. لئو تولستوی زمانی احساسات چچنی‌ها نسبت به روس‌ها را توصیف کرد:

«پیرمردان و زنان در … جمع شدند میدان و چمباتمه زده، در مورد وضعیت خود بحث کردند. هیچ‌کس حتی از نفرت نسبت به روس‌ها حرفی نزد.” احساسی که همه چچنی‌ها، پیر و جوان، تجربه می‌کردند، قوی‌تر از نفرت بود. این نفرت نبود، بلکه طرد این سگ‌های روسی به عنوان انسان بود، و چنان انزجار، انزجار و حیرتی از ظلم پوچ این موجودات وجود داشت که میل به نابودی آنها، مانند میل به نابودی موش‌ها، عنکبوت‌های سمی و گرگ‌ها، به اندازه حفظ خود طبیعی بود.

از آن زمان هیچ چیز تغییر نکرده است. هر چچنی تاریخ روابط با روس‌ها را از گهواره جذب کرده است. ظلم، خیانت و فریب رهبران روسیه جایی برای ابهام باقی نگذاشت.

رعایت هرگونه توافقی توسط روسیه همیشه بسیار سوال‌برانگیز بود. در مورد کنوانسیون لاهه، این کنوانسیون برای ژنرال‌های روسی معنایی بیش از قانون میراندا برای پاپوآیی‌ها نداشت.

اگر قرار بود این فاجعه را از نظر احساسی بسنجیم، قربانیان همدردی و ترحم را برمی‌انگیزاندند، جلادان خشم و غضب را برمی‌انگیزاندند، و فعالان حقوق بشر و کارشان مورد تحسین قرار می‌گرفتند.

اما دسته دیگری از چهره‌ها نیز بودند که خود را در این ماجرای خونین جا زدند. دسته‌ای که حس تحقیر را برمی‌انگیزد. این دسته شامل به اصطلاح “کمیسیون پارلمانی” به ریاست اس. گووروخین می‌شد. این آشغال روشنفکر در اواسط آوریل ۱۹۹۵ به سماشکی رسید، چند ساعتی آنجا ماند و پس از بازگشت به مسکو، تقریباً نسخه دروغین جلادان را به طور کامل تکرار کرد.

یک دورگه که وانمود می‌کند میهن‌پرست روسی است، اغلب کنترل خود را از دست می‌دهد. بنابراین، گووروخین در آوریل ۱۹۹۵ با عصبانیت در دوما، خواستار پیگرد قانونی علیه نمایندگان آ. شاباد، ال. پونومارف و اس. کووالف “به دلیل انتشار اطلاعات تحریک‌آمیز و بدنام‌کننده فدراسیون روسیه…” در مورد وقایع سماشکی شد.

فعالان حقوق بشر که دائماً قتل عام سماشکی را به مردم یادآوری می‌کردند، با تأسف خاطرنشان کردند که هیچ یک از جنایتکاران جنگی محکوم نشده‌اند.

اما مجاهدین یکی از جلادان اصلی سماشکی را مجازات کردند. این ژنرال رومانوف بود.

خودروی UAZ او زیر پلی در نزدیکی میدان مینوتکا منفجر شد. جستجوی او پس از آن آغاز شد که کشف شد در طول عملیات تنبیهی در سماشکی، او از نام رمز “ژنرال آنتونوف” استفاده می‌کرده است.

پس از انفجار در ۶ اکتبر ۱۹۹۵، ژنرال قاتل تکه تکه دوباره سرهم شد. از آن زمان، رومانوف در بیمارستان نظامی اصلی نیروهای داخلی وزارت امور داخلی “تحت درمان” قرار گرفته است. اما وضعیت او از حالت نباتی فراتر نرفته است.

تصاویری از جسدی که به ویلچر بسته شده و “به خوبی تحت درمان قرار می‌گیرد” به صورت دوره‌ای به صورت آنلاین منتشر می‌شود. با این حال، مشخص نیست که این تصاویر برای چه کسانی در نظر گرفته شده است.

آگاهی هائی مختصر و لازم در مورد پیروزی ها و حرکت رو به جلو اهل دعوت و جهاد در سرزمین مالی (القاعدة در مالی)

آگاهی هائی مختصر و لازم در مورد پیروزی ها و حرکت رو به جلو اهل دعوت و جهاد در سرزمین مالی (القاعدة در مالی)

به قلم: فضل احمد هراتی

امروز کل جغرافیای اسلامی در حال حرکت است و داغ‌ترین نقاط آن در مسیر ممرها و گذرگاه‌های استراتژیک قرار دارد؛ اما من این بحث را به بعد موکول می‌کنم و بر پویایی جدید در حرکت امت تمرکز خواهم کرد.

مجاهدین منطقه ساحل آگاهی بالایی در موارد زیر نشان داده‌اند:

۱- طراحی مشارکت آزادی‌بخش: ایجاد یک شراکت راهبردی با تمامی مؤلفه‌ها و ساکنان انقلابی منطقه از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵.

۲- اتاق عملیات مشترک: عملیات‌های «کیدال» و «باماکو» توانایی آن‌ها را در تبدیل این مشارکت به یک «اتاق عملیات مشترک» نشان داد؛ هماهنگی‌ای که تمامی قدرت‌های بین‌المللی، منطقه‌ای و رژیم نظامی در باماکو را غافلگیر کرد. حقیقت این است که این یک پیشینه جهادی است که در نیم قرن گذشته، به‌جز در بوسنی (که اگر خیانت توافقنامه دیتون ۱۹۹۵ نبود به موفقیت ممتازی می‌رسید) و چچن (که به دلیل تفرق داخلی و جدا کردن مسلمین چچن به بهانه ی صوفی و… بودن از مجاهدین و …)، در هیچ صحنه جهادی دیگری ندیده بودم.

۳- تفاهمات عدم درگیری: توافقات مربوط به توقف درگیری‌ها که سال گذشته میان «جماعت نصرة الاسلام» و «تنظیم دولت (داعش)» در ساحل صورت گرفت، تأثیر مستقیم خود را در عملیات‌های چند روز قبل نشان داد. علیرغم وجود مناقشات کلامی، هیچ درگیری میدانی میان آن‌ها ثبت نشده است (به‌جز تحرکات داعش به سمت مناطق مرزی نیجر که تأثیری بر روند عملیات‌ها نداشت). این پدیده‌ای نو است که باید به شکلی سنجیده، منضبط و دقیق تقویت شود.

از نظر تاکتیکی:

عملیات‌های نظامی موفق شدند مهم‌ترین و حساس‌ترین اصول جنگ را محقق کنند:

  • وحدت فرماندهی
  • تقسیم بارهای جنگ (اقتصاد نیرو)
  • همزمانی: این مورد حقیقتاً جدید، بسیار مؤثر و تعیین‌کننده بود.
  • غافلگیری
  • عقب‌نشینی منظم و بازاستقرار در نقاط اتکا: اگر شایعات متضاد نبود، می‌توانستیم از این تاکتیک بهره بیشتری ببریم.

چشم‌انداز و توصیه‌های عمومی برای ترتیبات پس از فتح (ان‌شاءالله)

اول: در حال حاضر ورود به پایتخت (باماکو) از طریق زور و جنگ را توصیه نمی‌کنم. باید برای ورود از طریق «صلح» با اهل آن برنامه‌ریزی کرد، حتی اگر زمان‌بر باشد. اینجا جایی است که حنکه و زیرکی استراتژیک آن‌ها برای مرحله پس از فتح مشخص می‌شود.

دوم: درباره مدل حکمرانی

–  حکمرانی محلی: توانمندسازی مردم هر منطقه برای اداره امور خود، در حالی که مرکزیت با «امارت اسلامی در ساحل» باشد. این مدل با ترکیب قبایلی منطقه سازگارترین است.

–  دو اصل حاکم: به نظر من اگر دو اصل زیر پس از فتح اجرا شود، از تمامی پیچیدگی‌ها عبور خواهند کرد:

«زمین برای اهل آن فراخ و پهناور، و بر اشغالگران و خائنان تنگ است.»

۱- زمین بزرگ است و برای همه جا دارد (تقسیم حکومت از طریق تفویض اختیار و توحید فرماندهی تحت لوای امارت).

۲- زمین بر اشغالگران و خائنان تنگ می‌شود (یکپارچگی قدرت و امارت؛ چرا که “امام سپری است که پشت آن جنگیده می‌شود”).

تحلیل ژئوپلیتیک صحنه و تأثیرات متقابل آن بر اوضاع بین‌المللی و منطقه‌ای را در نوشتاری مستقل منتشر خواهم کرد تا فایده آن عام شود، ان‌شاءالله.

برای برادرانمان و تمامی مجاهدان روی زمین، آرزوی رشد، سداد و پیروزی دارم.

به مناسب سالروز شهادت الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله، مختصری از هدف از تأسیس القاعدة و دوام عمر آن در سرزمینهای آزاد شده

به مناسب سالروز شهادت الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله، مختصری از هدف از تأسیس القاعدة و دوام عمر آن در سرزمینهای آزاد شده

به قلم: صلاح الدین مجاهد

 در چنین روزی و ساعت ۲۲:۳۰ دقيقه به وقت محلي پاكستان و بر اثر «غدر و خیانت» خودفروختگان دوست نما، نیروهای کفار محارب آمریکائیآمريكا با ۲۲ تفنگدار دريايي و ۵۵ نيروي كماندو‌ از دو منطقه جلال آباد افغانستان و پايگاه هوايي غازي پاكستان به محل سكونت الشیخ اسامة بن لادن تقبله حمله کردند که بعد از ۴۰ دقیقه مقاومت دلیرانه و با نابودی تعدادی از نیروهای آمریکائی و یک هلیکوپتر آنها، در نهایت الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله بعد از آنکه در حین جنگ با نیروهای مهاجم زخم برداشته بود و قدرت جنگیدن نداشت دست به عملیات استشهادی زد و با کشتن چند نفر از کفار محارب مهاجم خودش نیز به شهادت رسید . نحسبه کذالک والله حسیبه و لا نزکی علی الله احدا.

با این مقدمه ی کوتاه به ذکر مختصری از هدف از تأسیس القاعدة و دوام عمر آن در سرزمینهای آزاد شده می پردازیم:

در همین ابتدای امر لازم است این نکته ی مهم را یادآور شویم که تنظیم القاعده الجهاد ( سازمان القاعده) که توسط دکتر عبدالله عزام تقبله الله استارد آن زده شد و توسط الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله تاسیس شد به هدف یاری و نصرت جهاد مومنین مجاهد سراسر دنیا و با تمرکز بر آمریکا به عنوان سر افعی و سگ هارش رژیم صهیونیستی و تمام دست نشاندگان آنها در سرزمینهای اسلامی تشکیل شد.

یعنی اگر می بینیم که مثلاً در افغانستان آنهمه جهاد می کنند و پس از تاسیس امارت اسلامی افغانستان ادعایی در مورد حاکمیت ندارند و سعی می کنند بومی های افغانستان را در حاکمیت یاری دهند، یا در مورد بوسنی و هرزگوئین و چچن و … هم همین سیاست را در پیش گرفته اند نشان داده است که استراتژی آنها در یاری اهل دعوت و جهاد صرفاً جهت انجلم وظیفه و رضایت الله است نه جهت کسب قدرت حکومتی.

اما اگر می بینیم که امروزه و در سرزمین مالی در پی تلاش جهت کسب قدرت حکومتی هستند به این دلیل است که القاعده ی مالی که شاخه ای از جماعت «نصرة الاسلام و المسلمین» هستند از مردم بومی مالی هستند و حتی رهبریت و اسکلت اصلی و اکثریت سربازان آن نیز از ازواد هستند.

با در پیش گرفتن این استراتژی و اینکه در دارالاسلام وجود گروه و حزب و حزب بازی غیر شرعی است، به محض آزاد شدن سرزمینی و تشکیل حاکمیت در آن سرزمین، تنظیم القاعدة نیز در آن سرزمین منحل می شود و چنانچه بخواهد فعالیتهای جهادی مستقلی داشته باشد در سرزمینهای تحت اشغال کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی به وظیفه ی خود عمل می کند.

یعنی اگر دیدید که بعد از فتح سرزمین مالی اسمی از القاعده نماند بدانید که داستان از چه قرار است.

این دسته از فعالیتها به دلیل عدم بلوغ منهجی جریانهای موازی جهادی است و گرنه بر اساس منهج اهل سنت و جماعت نباید در دنیا دو رهبر و امام برای جهاد وجود داشته باشد و تمام اهل دعوت و جهاد بر اساس دستور رسول الله صلی الله علیه وسلم مبنی بر « فُوا ببَيعةِ الأوَّلِ فالأوَّلِ، أعطوهم حَقَّهم؛ فإنَّ اللهَ سائِلُهم عَمَّا استَرعاهم» لازم است و باید با اولین دارالاسلامی که از نظر تاریخی زودتر تشکیل شده است «بیعت» دهند و «وحدت» داشته باشند و یا اینکه  در مرحله ای نازلتر «متحد» باشند و یا در بدترین حالت دارای «جبهه» ی واحدی باشند.  

 در عصر حاضر این حق برای دارالاسلام ایران با کارنامه ی روشن و «زنده»ای که در جهاد با آمریکا و صهیونیستها دارد محفوظ است هر چند به بهانه های غیر شرعی از سوی بسیاری از مومنین اهل دعوت و جهاد غفلتها و سهل انگاری های عمدی صورت می گیرد.

از میان گروههایی که با آمریکا و صهیونیستها در حال جنگ بوده اند:

  1. حزب الله لبنان با دارالاسلام ایران «وحدت» داشته است  
  2. اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن و جهاد اسلامی و حماس فلسطین با دارالاسلام ایران «متحد» بوده اند
  3. القاعده ی الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله با منهج اخوانی سید قطب تقبله الله با دارالاسلام ایران هم «جبهه»ای بود.

لازم به ذکر است که القاعده ی دکتر ایمن الظواهری با تفکرات نجدیت، مسیر القاعده را از تمرکز بر آمریکا به عنوان سر افعی به سوی مسلمین منحرف کرد، همان تخصص خاص تفکر نجدیت که قابله ی تفرق و مشغول کردن مسلمین به مسلمین بوده است، و به این شکل در سرزمینهائی چون یمن و سوریه و لیبی ابزار دست آمریکا و شرکا و مزدورانش شد.

به امید روزی که مومنین اهل دعوت و جهاد به هوش آیند و جهاد خود را منهجی و هوشمندانه و زیر پرچم واحدی سازماندهی کنند، اگر خواهان رسیدن به اهداف جهاد و بازگشت عزتی هستند که الله برای آنها در نظر گرفته است.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۹)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۹)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

اشغال ایچکریا منجر به وضعیت بسیار ناخوشایندی برای خود اشغالگران شد. نیروهای روسی مستقر در سراسر چچن نه تنها نتوانستند اوضاع را کنترل کنند، بلکه به اهدافی برای گلوله‌باران سیستماتیک گروه‌های سیار مجاهدین تبدیل شدند. از ایست‌های بازرسی هم که بگذریم. افراد بیچاره‌ای که به آنجا فرستاده شده بودند را می‌توان با اطمینان در دسته جوخه‌های مرگ طبقه‌بندی کرد.

علاوه بر همه اینها، ژنرال‌های روسی با شکست دیگری روبرو شدند. آنها مجبور شدند مشکلات خود را حل کنند، زمانی که دولت لعنتی‌شان وارد مرحله‌ای از عدم قطعیت سیاسی و ورشکستگی ایدئولوژیک شد. یلتسین و اطرافیان جدیدش خود را پیرو ارزش‌های لیبرال اعلام کردند و از “اصلاحات دموکراتیک” و “جامعه باز” حمایت کردند.

این روندها ژنرال‌های روسی را به شدت آزار داد؛ وجود آنها علیه آنها شورشی بود. آنها همچنان به دنبال خط معمول خود بودند. یکی از آنها، ژنرال بدنام لبد، به درستی اظهار داشت: “یک ژنرال دموکرات مانند یک چوپان گوزن شمالی یهودی است.”

و طبیعتاً، ژنرال‌های روسی نتوانستند در برابر توسل به تاکتیک مورد علاقه خود – ارعاب مردم تا “دیگر این کار را نکنند…” – مقاومت کنند.

در ۷-۸ آوریل ۱۹۹۵، برای اجرای تاکتیک‌های پلید خود، وارد روستای سماشکی شدند و قتل عام وحشتناکی از سالمندان، کودکان و زنان مرتکب شدند.

ماهیت نمایشی این جنایت پنهان نبود. یکی از فعالان انجمن یادبود در گزارش خود اظهار داشت که “اقدامات نیروهای وزارت امور داخلی روسیه ماهیت نمایشی و تنبیهی داشت و با هدف ارعاب کل جمعیت چچن انجام شد.”

جامعه روسیه درگیر بحث داغی در مورد مسئله سماشکی شد. در مواقعی که روس‌ها از دموکراسی سوءاستفاده می‌کنند، بحث آزاد و کثرت‌گرایی ضرب‌المثلی مجاز است.

همه مکالمات تا حد پیش پا افتادگی قابل پیش‌بینی بودند. مقامات کرملین، مقامات وزارت کشور و جنایتکاران جنگی خودشان با گستاخی و بدخواهی اطلاعات نادرستی درباره سماشکی منتشر کردند. در همین حال، فعالان حقوق بشر و برخی روزنامه‌نگاران سعی کردند این دروغ رسمی را افشا کنند.

آنها قربانیان را شمردند، روایت‌های شاهدان عینی را مستند کردند و اقدامات ارتش را ارزیابی کردند. (تعداد کشته‌شدگان در سماشکی از ۱۰۰ تا ۳۰۰ نفر متغیر بود که بیشتر آنها زنان، سالمندان و کودکان بودند.)

فعالان حقوق بشر از «حقوق بین‌الملل» صحبت کردند و مفاد مختلفی را در مورد حملات به «جان و سلامت»، «اعمال خشونت و ترور علیه غیرنظامیان» فهرست کردند و به مواد کنوانسیون لاهه استناد کردند.

اکثر چچنی‌ها مودبانه گوش می‌دادند و سر خود را تکان می‌دادند، اما حالت چهره آنها نشان می‌داد که ارزیابی حقوقی قتل عام انجام شده توسط روس‌ها آنها را به طور جدی نگران نمی‌کند.

بیانیه ی الجماعة لنصرة الاسلام والمسلمين( تنظيم القاعدة في بلاد المغرب الإسلامي) در مورد عملیات امروز در مالی و نکاتی پیرامون آن

بیانیه ی الجماعة لنصرة الاسلام والمسلمين( تنظيم القاعدة في بلاد المغرب الإسلامي) در مورد عملیات امروز در مالی و نکاتی پیرامون آن

به قلم: خالد سیف الله المسلول

پیرامون عملیات امروز الجماعة لنصرة الاسلام والمسلمين( تنظيم القاعدة في بلاد المغرب الإسلامي) بر نیروهای کافر و مرتد موجود در جبهه ی ارتش مالی و اتحاد این مجاهدین با گروه ازواد و پیشنهاد برای غیر فعال کردن روسیه در این جنگ نکاتی لازم است که خدمت شما عرض می شود.

متن کامل بیانیه الجماعة لنصرة الاسلام والمسلمين( تنظيم القاعدة في بلاد المغرب الإسلامي) به شرح زیر است :

سپاس و ستایش مخصوص کسی است که جهاد را برای اعلای حق و رهایی سرزمین و مردم از ستم ستمگران و ظالمان واجب کرد، و درود و سلام بر کسی که با شمشیر و جهاد به عنوان رحمتی برای مردم مبعوث شد.

علاوه بر این، ما، گروه حامی اسلام و مسلمانان، مسئولیت خود را در قبال موارد زیر اعلام می‌کنیم:

  • عملیاتی که مقر رئیس جمهور مالی، آسیمی گویتا، را هدف قرار داد.
  • عملیاتی که مقر وزیر دفاع مالی، سادیو کامارا، را هدف قرار داد.
  • حمله به فرودگاه بین‌المللی مودیبو کیتا در پایتخت مالی

“باماکو”

هدف قرار دادن اماکن نظامی در شهر کاتی

به لطف خداوند متعال و لطف او، ما توانستیم کنترل کامل شهر موپتی را به دست بگیریم و بیشتر دژهای ارتش و مزدوران در سواره و گائو را کنترل کنیم. شهر کیدال نیز پس از عملیاتی مبارک و موفق که توسط این گروه علیه ارتش مالی و مزدوران لژیون روسیه با مشارکت شرکای ما در FLA انجام شد، به کنترل درآمد. ما این پیروزی را اعلام می‌کنیم و تأیید می‌کنیم که این یک تصادف نبوده، بلکه ابتدا به لطف خدا و سپس ثمره کار جدی و مداوم و هماهنگی صمیمانه بین ما و شرکایمان و با مشارکت مؤثر برادرانمان در جبهه آزادی‌بخش ازواد برای ایجاد یک تحول واقعی که به نفع دین، کشور و مردم باشد، بوده است.

گروه نصرت الاسلام والمسلمین همچنین اعلام می‌کند که مایل است طرف روسی این درگیری را خنثی کند، در عوض آنها را هدف قرار ندهد و برای ایجاد یک رابطه متعادل و مؤثر در آینده هماهنگی کند.

لازم به ذکر است که گروه ازواد، گروهی سکولار و قوم گراست که در گذشته جنگهای زیادی با القاعده داشته اما ضمن معذرت خواهی و پذیرش تطبیق شریعت الله، هم اکنون با القاعده هم جبهه ای شده است، هر چند القاعده باید در برابر مرتدینی که توبه کرده اند جانب احتیاط را بگیرند، همان کاری که عمر بن خطاب رضی الله عنه انجام می‌داد.

علاوه بر این:

ائتلاف یک جماعت مستقل با منهج اسلامی شریعتگرای مستقل و روشن، با هر کافر و مرتدی بر علیه دشمن اصلی امری شرعی است

یک جماعت مستقل که رهبریت را در دست دارد، چه اشکالی دارد با کفار و مرتدین بر علیه یک کافر و مرتد متحد شود؟

الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله ، آمریکا را دشمن اصلی و سر افعی می دانست ، چه اشکالی داره الان تلاش شود از تعداد دشمنان کم کرد و بر این دشمن اصلی متمرکز شد؟
چه اشکالی دارد روسیه را به هر شیوه ای از جنگ دور کرد؟
رسول الله صلی الله علیه وسلم قبیله کافر مشرک بنی ضمره را چگونه خنثی کرد تا بر کفار مشرک قریش متمرکز شود؟

رهبریت دست ما باشد، در عراق با مرتدین بعثی هم بر علیه آمریکا و انگلیس هم جبهه ای می شویم ، چیزی که الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله به آن امر کرد.

مثالی از بنی ضمره و بعثی های عراق آوردم که متوجه شویم از زمان رسول الله تا نزدیکی روز قیامت که صفها کلا از هم جدا می شوند ، در جبهه ی اهل دعوت و جهاد افراد مختلفی وجود دارند اما هدف یکی است.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۸)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۸)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

بخش ۴

… جنگ ادامه یافت.

خروج مجاهدین از گروزنی کار ژنرال‌های روسی را آسان‌تر نکرد. این لشکرکشی که از همان ابتدا به بیراهه رفته بود، به وضوح با تجربه معمول آنها مطابقت نداشت.

تاکنون، ارتش روسیه به سادگی به تظاهرات‌کنندگان و مردم پراکنده شلیک می‌کرد. مردم، با اعتقاد به افسانه‌های دموکراسی، ساده‌لوحانه فرض می‌کردند که «بیان اراده مردم» جرات نخواهد کرد آنها را با تانک سرکوب کند. پس از واقعیت تلخ، تظاهرات فروکش کرد و روز قتل عام به عنوان روز عزا ثبت شد.

سپس امپراتوری شوروی ناگهان فروپاشید و مجبور شد حاکمیت حاشیه‌های قومی را به رسمیت بشناسد. اما رهبران کرملین هر جا که می‌توانستند، درگیری‌های بین قومی را دامن زدند و نیروهای «صلح‌بان» خود را مستقر کردند.

در چچن نیز تجمعاتی برگزار شد. یا بهتر بگوییم، قبل از جنگ اول، چچن یک تجمع بزرگ بود. در همان زمان، چچنی‌ها روشن کردند که مقاومت مسلحانه در برابر متجاوز نیز بخشی از برنامه‌های آنهاست و این لفاظی‌های توخالی نیست.

در هر مرحله از جنگ، ژنرال‌ها امیدهایی را در دل می‌پروراندند: کاخ ریاست جمهوری تصرف شده بود، به این معنی که آنها باید «تسلیم و خلع سلاح» می‌شدند؛ شهر اصلی تصرف شده بود، به این معنی که آنها موظف به «تسلیم و خلع سلاح» بودند.

با نگاهی به آینده، باید توجه داشت که حتی پس از اشغال کامل ایچکریا، هیچ کس قصد نداشت سلاح خود را زمین بگذارد. روحیه مقاومت مردمی پس از نبرد گروزنی از همیشه بالاتر بود. نیروهای روسی مجبور شدند از طریق نبردهای سنگین به سمت کوهپایه‌ها و مناطق کوهستانی پیشروی کنند. ورود به تنگه‌ها نیاز به تلاش قابل توجهی داشت. مجاهدین خطوط مقدم را در دست داشتند و جنگ سنگر به سنگر را آغاز کردند.

روزنامه‌نگاران علاقه‌مند بودند که اگر نیروهای روسی کل قلمرو را اشغال کنند، ارتش چچن چه اقدامات دیگری ممکن است انجام دهد. جوهر دودایف با تحقیر خاص خود نسبت به ژنرال‌ها و سیاستمداران روسی پاسخ داد: «شما می‌گویید که تمام ایچکریا را اشغال کرده‌اید؟ ما انتظارش را داشتیم، آنها وارد شدند، پس بعدش چه؟» و اکنون تله موش بسته شده است و مرحله دوم جنگ آغاز می‌شود.”

و شگفت‌آور است که هر بار اظهارات جوهر به عنوان لاف‌زنی رد می‌شد، اندکی بعد در عمل تأیید شد و همه به واقعیت پیش‌بینی‌های او متقاعد شدند.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۷)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۷)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

در مورد چچنی‌هایی که علیه کفار جهاد کردند، تنها کاری که باید انجام می‌دادند این بود که به سادگی وارد شهر شوند. به سادگی با هر سلاحی که در دست داشتند وارد شهر می‌شدند… نکته اصلی ورود بود… حتی بدون سلاح.

زیرا چچنی‌ها در آن زمان قدرتمندترین سلاح جهان را داشتند – دعای کل جهان اسلام برای برادرانشان در چچن.

سربازان روسی متحمل خسارات عظیمی شدند – خساراتی که آنها پنهان می‌کنند و تا زمان فروپاشی رژیم کرملین پنهان خواهند ماند. مواضع و استقرار واحدهای روسی به طور دوره‌ای توسط آتش سنگین برخی سلاح‌های بزرگ مورد اصابت قرار می‌گرفت. و همه این حوادث به اشتباهات و عدم هماهنگی نیروهای روسی نسبت داده می‌شد که “خود را با آتش می‌پوشاندند”.

چنین اتفاقاتی در جنگ رخ می‌دهد. اما موارد زیادی از این دست وجود داشت و پرسنل نظامی نمی‌توانند اینقدر اشتباه کنند، حتی اگر ژنرال‌های روسی باشند.

یکی از شرکت‌کنندگان و شاهدان آن وقایع این را روایت کرد. او در یک خانه ویران شده اسیر شد و به محوطه بیمارستان سابق جمهوری برده شد تا به نقطه فیلتراسیون در موزدوک منتقل شود.

در حیاط بیمارستان، او را مجبور کردند که یک تیرک را بگیرد و دستبند بزند. حدود ۵۰ سرباز آنجا بودند و ناهار می‌خوردند. ناگهان، رگبار بی‌رحمانه گلوله‌ها، یادآور آتش خمپاره، شروع به باریدن بر روی حیاط کرد. همه گلوله‌ها دقیقاً در داخل حیاط فرود آمدند.

بیشتر آنها کشته شدند؛ هیچ سنگر یا پوششی هیچ محافظتی ارائه نمی‌داد. کمی بیش از ده سرباز زنده ماندند. هیچ زخمی وجود نداشت. «حتی یک ترکش هم به من برخورد نکرد، با اینکه در فضای باز بودم.»

و نکته مهم دیگری که همه ساکنان چچن می‌دانند. از همان روز اول حمله، گروزنی با یک ابر آبی تیره عجیب پوشیده شده بود که مشکلات جدی برای هواپیماهای روسی ایجاد می‌کرد. در همان زمان، برف در اطراف گروزنی وجود داشت و یک ماه تمام هوا آفتابی بود.

اما وقتی وارد محدوده شهر شدیم، احساس کردیم که گرگ و میش عصرگاهی فرا رسیده است. این ابر به مدت ۵۴ روز بر فراز گروزنی باقی ماند و پس از خروج آخرین گروه از مجاهدین از شهر ناپدید شد.

جنگ در گروزنی فروکش کرد، اما جنگ تمام نشده بود….

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۶)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۶)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

سطح متفاوتی از آزمایش‌ها در انتظار کسانی بود که بر خود غلبه می‌کردند و به مواضع خود می‌رسیدند. در اینجا، دشمن مواضع را با آتش مستقیم تانک‌ها، خودروهای جنگی پیاده نظام و هویتزرها در هم می‌کوبید و با آتش خمپاره به راه‌ها حمله می‌کرد. طبیعتاً همه نمی‌توانستند در برابر این مقاومت کنند… و به دنبال بهانه‌ای برای ترک مواضع خود بودند.

برخی به دلیل جراحات جزئی عقب‌نشینی کردند. برخی دیگر به گروهی که شهید را به خانه می‌بردند، پیوستند و تعداد اسکورت گاهی اوقات بیش از هفت نفر بود. این امر عملاً موقعیت را لو داد. برخی دیگر نیز بدون دلیل آنجا را ترک کردند.

اما کسانی هم بودند که معجزات شجاعت و جسارت را از خود نشان دادند. آنها خودروهای زرهی دشمن را نابود کردند، از فاصله نزدیک به پیاده نظام آنها شلیک کردند، مسیرهای منتهی به مواضع آنها را مین گذاری کردند و در جستجوی گروه‌های دشمن به گشت‌زنی پرداختند.

به طور معمول، تعداد چنین افرادی کم است. اما آنها به اندازه کافی هستند که با سرمشق خود، عزم و اراده را در اطرافیانشان القا کنند. پس از مدت کوتاهی، جوانان به اقدامات خود اعتماد به نفس پیدا کردند و به سرعت اصول اولیه جنگ را آموختند. و تنها پس از چند هفته جنگ، تعداد کسانی که در دفاع شرکت داشتند افزایش یافت و احساس مسئولیت برای آرمان مشترک در بین مردم احیا و تثبیت شد.

دسته دیگری از جهادگران وجود داشتند. آنها ساکت، نامحسوس، کم صحبت، هرگز مواضع خود را ترک نمی‌کردند و وظایف محوله خود را انجام می‌دادند. وقتی آنها شهید می‌شدند یا زخمی به خانه بازمی‌گشتند، روستاییان تعجب می‌کردند. آنها تعجب می‌کردند زیرا هیچ کس فکر نمی‌کرد که آنها قادر به رفتن به جنگ باشند. اما اکنون مردم به آنها متفاوت نگاه می‌کردند.

در میان نیروهای مقاومت، افراد جسور و شجاع صدها نفر و افراد مردد و ضعیف هزاران نفر بودند. در مرکز شهر، در نزدیکی کاخ ریاست جمهوری، بیش از ۱۰۰ مجاهد خط مقدم را حفظ نکردند. و این یک افسانه نیست. کسانی که در نبردهای شهری شرکت داشتند و هنوز زنده هستند، این واقعیت را تأیید خواهند کرد.

۱۰۰ جنگجو در برابر دو لشکر روسی. حتی اگر این لشکرها نمی‌توانستند با تمام توان خود در شهر مستقر شوند، چنین تعادل نامتناسبی از نیروها قابل توجه بود.

در توصیف آن روزها، ما سعی کردیم به واقعیت وفادار بمانیم و روح زمانه را منتقل کنیم. و اکنون خواننده می‌تواند برای خود نتیجه‌گیری‌های خاصی داشته باشد. و با این حال، برای توضیح شکست حمله برق‌آسا، عقل سلیم “معادلات” را دستکاری خواهد کرد.

ما قبلاً در مورد این موضوع بحث کرده‌ایم. به عنوان مثال، آنها می‌توانند قدرت ارتش روسیه را کاهش دهند، عدم هماهنگی ژنرال‌ها، انزوای واحدهای پیشرو از رده‌های دوم، عدم ارتباطات خوب و غیره را اغراق کنند. در عین حال، آنها می‌توانند در مورد پتانسیل استراتژیک مقاومت چچن اغراق کنند.

در همه زمان‌ها، به شجاعت و دلیری سربازان احترام گذاشته شده است. چنین مواردی در میان نیروهای دفاعی گروزنی رخ داده است، همانطور که روزنامه‌نگاران خارجی متعددی مستند کرده‌اند. با این حال، حتی این هم شکست حمله را توضیح نمی‌دهد.

تنها توضیح درست برای این وقایع این است که شکست این حمله از پیش تعیین شده بود.

حتی اگر ژنرال‌های روسی نیروی انسانی و تجهیزات بیشتری را به این حمله اعزام می‌کردند، نتیجه همان می‌شد – سربازان روسی به مدت ۵۴ روز در گروزنی گیر می‌افتادند و همان تلفات را متحمل می‌شدند.