
روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۲۲)
به قلم: شمسالدین نشخوف، شرکتکننده در جنگ
ترجمه: کارزان شکاک
تصمیم به اتخاذ مواضع دفاعی در داخل بیمارستان منطقی و تنها تصمیم درست در شرایط فعلی بود، با توجه به نبرد قریبالوقوع با روسها و نیاز به ارائه مراقبتهای پزشکی به مجاهدین زخمی.
طبق برآوردهای مختلف، بین ۱۶۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر در بیمارستان جمع شده بودند. نیازی به گفتن نیست که ژنرالهای روسی هرگز در مورد لزوم حمله تردیدی نداشتند. گروگانها کمترین نگرانی آنها بودند.
از همان دقایق اولیه، همزمان با قتل عام نیروهای ویژه و خودروهای زرهی در اطراف بیمارستان، شستشوی روانی آغاز شد. عوامل تحریک در شهر پرسه میزدند و داستانهای وحشتزدهای از “جنایات تروریستی” در داخل بیمارستان پخش میکردند. دروغهایی پخش میشد مبنی بر اینکه نیمی از گروگانها قبلاً کشته شدهاند، به زنان تجاوز میشود و سر نوزادان روی زمین خرد میشود.
سپس گلولهباران شروع شد. آنها همه چیز را امتحان کردند. آنها پنجرههای گروگانها را از خودروهای زرهی شکستند، از هلیکوپترها موشک شلیک کردند. آنها همچنین از آتش تکتیراندازها استفاده کردند. مسلسلها بیوقفه شلیک میکردند. تمام واحدهای نیروهای ویژه مشهور – آلفا، ویتیاز، روس و دیگران – به شهر آورده شدند.
سرانجام، در ۱۷ ژوئن، نیروهای ویژه روسی که از خود تعریف میکردند، برای حمله به شهر اعزام شدند. این حمله با تلفات سنگین به پایان رسید. منابع روسی گزارش دادند که در طول عقبنشینی، نیروهای ویژه به اشتباه در آتش خودی گرفتار شدند. با توجه به تاکتیکهای ژنرالهای روسی، بخش «اشتباه» جای سوال دارد.
سربازان روسی مجبور شدند اعتراف کنند که دفاع مجاهدین به خوبی سازماندهی شده بود. (چه کسی در این مورد شک میکرد؟) شمیل همیشه این توانایی را داشت که حتی رنگارنگترین گروه داوطلبان را در یک واحد آماده به رزم و منظم سازماندهی کند.
آنها یک نقشه حیلهگرانه برای نفوذ به بیمارستان در لباس مبدل به عنوان مست و زنان سرخوش را امتحان کردند. پس از اینکه تیرباران شدند، به فکر آوردن جعبههای مقوایی بزرگ «دارو» افتادند. برای احتیاط، مجاهدین با مسلسل به سمت آنها شلیک کردند… خون از جعبهها جاری شد.
همانطور که اسلمبک از گرمنچوک (اسلمبک بزرگ)، یکی از دستیاران شامل، خاطرنشان کرد: «من از همان روزهای اول در چچن میجنگیدم. من در آبخازیا و قرهباغ جنگیدهام، اما هرگز چنین جنگ شادیآوری مانند بودیونوفسک را تجربه نکردهام – شما شلیک میکنید، روسها میمیرند، آنها به شما شلیک میکنند، روسها میمیرند.»
در همین حال، روسها به دنبال راهی برای خروج بودند. از جمله چیزهای دیگر، آنها میلیونها دلار و ضمانت امنیت پیشنهاد دادند. اما همه این ترفندهای ارزان جواب نداد. شامل خواستار پایان فوری بمباران روستاهای چچن و آغاز مذاکرات برای خروج نیروهای روسی شد.
سرانجام، پس از اینکه دهها سرباز نیروهای ویژه از دست رفتند، حدود ۱۳۰ گروگان کشته شدند و ۵۰۰ نفر زخمی شدند، به ژنرالهای روسی دستور مذاکره داده شد.











