
به مناسب سالروز شهادت الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله، مختصری از هدف از تأسیس القاعدة و دوام عمر آن در سرزمینهای آزاد شده
به قلم: صلاح الدین مجاهد
در چنین روزی و ساعت ۲۲:۳۰ دقيقه به وقت محلي پاكستان و بر اثر «غدر و خیانت» خودفروختگان دوست نما، نیروهای کفار محارب آمریکائیآمريكا با ۲۲ تفنگدار دريايي و ۵۵ نيروي كماندو از دو منطقه جلال آباد افغانستان و پايگاه هوايي غازي پاكستان به محل سكونت الشیخ اسامة بن لادن تقبله حمله کردند که بعد از ۴۰ دقیقه مقاومت دلیرانه و با نابودی تعدادی از نیروهای آمریکائی و یک هلیکوپتر آنها، در نهایت الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله بعد از آنکه در حین جنگ با نیروهای مهاجم زخم برداشته بود و قدرت جنگیدن نداشت دست به عملیات استشهادی زد و با کشتن چند نفر از کفار محارب مهاجم خودش نیز به شهادت رسید . نحسبه کذالک والله حسیبه و لا نزکی علی الله احدا.

با این مقدمه ی کوتاه به ذکر مختصری از هدف از تأسیس القاعدة و دوام عمر آن در سرزمینهای آزاد شده می پردازیم:
در همین ابتدای امر لازم است این نکته ی مهم را یادآور شویم که تنظیم القاعده الجهاد ( سازمان القاعده) که توسط دکتر عبدالله عزام تقبله الله استارد آن زده شد و توسط الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله تاسیس شد به هدف یاری و نصرت جهاد مومنین مجاهد سراسر دنیا و با تمرکز بر آمریکا به عنوان سر افعی و سگ هارش رژیم صهیونیستی و تمام دست نشاندگان آنها در سرزمینهای اسلامی تشکیل شد.
یعنی اگر می بینیم که مثلاً در افغانستان آنهمه جهاد می کنند و پس از تاسیس امارت اسلامی افغانستان ادعایی در مورد حاکمیت ندارند و سعی می کنند بومی های افغانستان را در حاکمیت یاری دهند، یا در مورد بوسنی و هرزگوئین و چچن و … هم همین سیاست را در پیش گرفته اند نشان داده است که استراتژی آنها در یاری اهل دعوت و جهاد صرفاً جهت انجلم وظیفه و رضایت الله است نه جهت کسب قدرت حکومتی.
اما اگر می بینیم که امروزه و در سرزمین مالی در پی تلاش جهت کسب قدرت حکومتی هستند به این دلیل است که القاعده ی مالی که شاخه ای از جماعت «نصرة الاسلام و المسلمین» هستند از مردم بومی مالی هستند و حتی رهبریت و اسکلت اصلی و اکثریت سربازان آن نیز از ازواد هستند.
با در پیش گرفتن این استراتژی و اینکه در دارالاسلام وجود گروه و حزب و حزب بازی غیر شرعی است، به محض آزاد شدن سرزمینی و تشکیل حاکمیت در آن سرزمین، تنظیم القاعدة نیز در آن سرزمین منحل می شود و چنانچه بخواهد فعالیتهای جهادی مستقلی داشته باشد در سرزمینهای تحت اشغال کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی به وظیفه ی خود عمل می کند.
یعنی اگر دیدید که بعد از فتح سرزمین مالی اسمی از القاعده نماند بدانید که داستان از چه قرار است.
این دسته از فعالیتها به دلیل عدم بلوغ منهجی جریانهای موازی جهادی است و گرنه بر اساس منهج اهل سنت و جماعت نباید در دنیا دو رهبر و امام برای جهاد وجود داشته باشد و تمام اهل دعوت و جهاد بر اساس دستور رسول الله صلی الله علیه وسلم مبنی بر « فُوا ببَيعةِ الأوَّلِ فالأوَّلِ، أعطوهم حَقَّهم؛ فإنَّ اللهَ سائِلُهم عَمَّا استَرعاهم» لازم است و باید با اولین دارالاسلامی که از نظر تاریخی زودتر تشکیل شده است «بیعت» دهند و «وحدت» داشته باشند و یا اینکه در مرحله ای نازلتر «متحد» باشند و یا در بدترین حالت دارای «جبهه» ی واحدی باشند.
در عصر حاضر این حق برای دارالاسلام ایران با کارنامه ی روشن و «زنده»ای که در جهاد با آمریکا و صهیونیستها دارد محفوظ است هر چند به بهانه های غیر شرعی از سوی بسیاری از مومنین اهل دعوت و جهاد غفلتها و سهل انگاری های عمدی صورت می گیرد.
از میان گروههایی که با آمریکا و صهیونیستها در حال جنگ بوده اند:
- حزب الله لبنان با دارالاسلام ایران «وحدت» داشته است
- اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن و جهاد اسلامی و حماس فلسطین با دارالاسلام ایران «متحد» بوده اند
- القاعده ی الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله با منهج اخوانی سید قطب تقبله الله با دارالاسلام ایران هم «جبهه»ای بود.
لازم به ذکر است که القاعده ی دکتر ایمن الظواهری با تفکرات نجدیت، مسیر القاعده را از تمرکز بر آمریکا به عنوان سر افعی به سوی مسلمین منحرف کرد، همان تخصص خاص تفکر نجدیت که قابله ی تفرق و مشغول کردن مسلمین به مسلمین بوده است، و به این شکل در سرزمینهائی چون یمن و سوریه و لیبی ابزار دست آمریکا و شرکا و مزدورانش شد.
به امید روزی که مومنین اهل دعوت و جهاد به هوش آیند و جهاد خود را منهجی و هوشمندانه و زیر پرچم واحدی سازماندهی کنند، اگر خواهان رسیدن به اهداف جهاد و بازگشت عزتی هستند که الله برای آنها در نظر گرفته است.
