
اصول شرعی و مصلحتهای واهی و طهارت نظام اسلامی و بینیازی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان از مزدوران مرتد
به قلم: ابومحمود کندزی
نظام مقدس امارت اسلامی افغانستان، ثمره بیست سال جهاد حماسی، خونبهای صدها هزار شهید و ناله یتیمانی است که برای اعلای کلمةالله و برچیدن بساط کفر و نفاق جانفشانی کردند. امروز در حالی که پرچم توحید بر این سرزمین به اهتزاز درآمده، زمزمههای نفوذ یا بهکارگیری مجدد «منافقین و مرتدین آشکار شده»، «مزدوران محلی» و «عناصر فروختهشده به اشغالگران»، پرسشهای جدی و تاملبرانگیزی را در ذهن جوانان آگاه و مجاهدین مخلص ایجاد کرده است.
آیا سرزمین قهرمانپرور افغانستان، با وجود میلیونها جوان مومن، متخصصین متدین و کادرهای مخلص که امتحان خود را در میادین داغ نبرد و زیر بمبارانهای وحشیانه آمریکا و شرکایش پس دادهاند، قحطالرجال است؟ دارالاسلام که متکی به نصرت الهی و بازوان توانمند مجاهدین است، هیچ نیازی به شخصیتهای ذلیل و مرتدانی ندارد که هویت خود را در بدل دالرهای آمریکایی فروختند. تکیه بر خائنین، توهین به شعور ملت مسلمان و بیحرمتی به صفوف منظم مجاهدینی است که بدون چشمداشت مادی، بزرگترین قدرتهای جهان را به زانو درآوردند.
اگر بنا بود خائنین و کسانی که آغوش خود را برای کفار محارب و اشغالگر خارجی گشوده بودند، همچنان در بدنه قدرت حضور داشته باشند یا به عنوان مهرههای باارزش تلقی شوند، پس حکمت بیست سال جهاد خونین چه بود؟ اگر این افراد ارزشی داشتند، چرا علیه آنان قیام شد؟ بخشش و عفو عمومی یک «احسان» برای جلوگیری از خونریزی است، اما «اعتبار دادن» و «سپردن امور» به کسانی که ننگ همکاری با آمریکا «سر افعی» و دشمن شماره یک اسلام را بر پیشانی دارند، با روح جهاد و اهداف عالیه امارت اسلامی در تضاد مطلق است.
از منظر آموزههای قرآن کریم و سنت نبوی، کسی که با کفار محارب علیه دارالاسلام همپیمان شده و در صف کفاراشغالگر قرار گرفته، مرتکب جرمی عظیم ارتداد شده است و حکم مرتد در شریعت صریح است؛ او نه تنها شایسته مقام و منصب نیست، بلکه طبق احکام فقهی، چنین عناصری که خائنین به دین و ملت و ستون پنجم دشمن کافر محارب خارجی بودهاند، باید حذف شوند و چنانچه دور از دسترسی هستند باید تحت سختترین نظارتها باشند، نه اینکه به عنوان نیروی کارآمد معرفی شوند. سپردن امور به کسانی که هیچ ارزش دینی، اخلاقی و اسلامیت و حتی ملی در وجودشان باقی نمانده، مصداق بارز سپردن امانت به خائن و دشمن دین و مردم و خاک وطن است.
اگر در این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش که کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران تحمیل کرده بودند آنهمه مولوی و مجاهد امارت اسلامی افغانستان در کنار دارالاسلام ایران بودند و بر علیه خائنین مرتدی چون ربع پهلوی و سایر خائنینی که در کنار کفار محارب آمریکایی و اسرائیلی ایستاد شده اند و موقف شرعی گرفتند در حالی که این خائنینی تنها با زبان در کنار این کفار بوده اند، پس چگونه است مسئولین در برابر مرتدینی چون دوستُم و محقق و امثالهم خشم و نفرت جهادی خود را نشان نمی دهند؟
مسئولین امارت اسلامی باید نگاه کنند که دارالاسلام ایران چگونه با این مرتدین برخورد کرده است، انتظار مجاهدین این است که برخوردی شدیدتر با مرتدینی که در کنار آمریکا و شرکایش دستشان به خون هزاران مجاهد و زن و طفل و پیرو و جوان بی گناه آلوده است داشته باشد، برخورد جهادی همچون برخورد رسول الله صلی الله علیه و سلم با امثال عبدالله بن خطل.
جوانان بیدار ما که متون دینی را با دقت مطالعه کردهاند، نمیتوانند بپذیرند که میان «مجاهد جانبرکف» و «مزدور سابق سیا و واشنگتن» تفاوتی قائل نشود. این کار نه تنها باعث دلسردی نیروهای اصیل جهادی میشود، بلکه راه را برای نفوذ مجدد استخبارات دشمن هموار میسازد. کسی که یک بار بر علیه دین و ملت خود و برای بیگانه جاسوسی و خوشخدمتی کرده، ریشههای وفاداریاش خشکیده است و هرگز نمیتواند خادم صادق دارالاسلام باشد.
با این اوصاف، امارت اسلامی افغانستان باید صفوف خود را از وجود لکههای ننگ پاک نگاه دارد. عزت ما در تقوا و استقلال ما در دوری از مهرههای سوخته دشمن است. ما به نیروی ایمان ملت خود متکی هستیم، نه به تخصص آلوده به ارتداد مزدوران محلی. نظام اسلامی زمانی مقتدر میماند که بر شانههای مجاهدین صادق استوار باشد، نه بر ستونهای لرزان خائنینی که دین و وطن را به چوکی و پشیزی بی ارزش فروختند
اینها کفاری مرتد هستند و مسئولین امارت اسلامی باید به خود یادآوری کنند که: وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا (نساء/۱۴۱) و الله هرگز برای کافران بر مؤمنان راه تسلطی قرار نداده است.