روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۶)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۶)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

سطح متفاوتی از آزمایش‌ها در انتظار کسانی بود که بر خود غلبه می‌کردند و به مواضع خود می‌رسیدند. در اینجا، دشمن مواضع را با آتش مستقیم تانک‌ها، خودروهای جنگی پیاده نظام و هویتزرها در هم می‌کوبید و با آتش خمپاره به راه‌ها حمله می‌کرد. طبیعتاً همه نمی‌توانستند در برابر این مقاومت کنند… و به دنبال بهانه‌ای برای ترک مواضع خود بودند.

برخی به دلیل جراحات جزئی عقب‌نشینی کردند. برخی دیگر به گروهی که شهید را به خانه می‌بردند، پیوستند و تعداد اسکورت گاهی اوقات بیش از هفت نفر بود. این امر عملاً موقعیت را لو داد. برخی دیگر نیز بدون دلیل آنجا را ترک کردند.

اما کسانی هم بودند که معجزات شجاعت و جسارت را از خود نشان دادند. آنها خودروهای زرهی دشمن را نابود کردند، از فاصله نزدیک به پیاده نظام آنها شلیک کردند، مسیرهای منتهی به مواضع آنها را مین گذاری کردند و در جستجوی گروه‌های دشمن به گشت‌زنی پرداختند.

به طور معمول، تعداد چنین افرادی کم است. اما آنها به اندازه کافی هستند که با سرمشق خود، عزم و اراده را در اطرافیانشان القا کنند. پس از مدت کوتاهی، جوانان به اقدامات خود اعتماد به نفس پیدا کردند و به سرعت اصول اولیه جنگ را آموختند. و تنها پس از چند هفته جنگ، تعداد کسانی که در دفاع شرکت داشتند افزایش یافت و احساس مسئولیت برای آرمان مشترک در بین مردم احیا و تثبیت شد.

دسته دیگری از جهادگران وجود داشتند. آنها ساکت، نامحسوس، کم صحبت، هرگز مواضع خود را ترک نمی‌کردند و وظایف محوله خود را انجام می‌دادند. وقتی آنها شهید می‌شدند یا زخمی به خانه بازمی‌گشتند، روستاییان تعجب می‌کردند. آنها تعجب می‌کردند زیرا هیچ کس فکر نمی‌کرد که آنها قادر به رفتن به جنگ باشند. اما اکنون مردم به آنها متفاوت نگاه می‌کردند.

در میان نیروهای مقاومت، افراد جسور و شجاع صدها نفر و افراد مردد و ضعیف هزاران نفر بودند. در مرکز شهر، در نزدیکی کاخ ریاست جمهوری، بیش از ۱۰۰ مجاهد خط مقدم را حفظ نکردند. و این یک افسانه نیست. کسانی که در نبردهای شهری شرکت داشتند و هنوز زنده هستند، این واقعیت را تأیید خواهند کرد.

۱۰۰ جنگجو در برابر دو لشکر روسی. حتی اگر این لشکرها نمی‌توانستند با تمام توان خود در شهر مستقر شوند، چنین تعادل نامتناسبی از نیروها قابل توجه بود.

در توصیف آن روزها، ما سعی کردیم به واقعیت وفادار بمانیم و روح زمانه را منتقل کنیم. و اکنون خواننده می‌تواند برای خود نتیجه‌گیری‌های خاصی داشته باشد. و با این حال، برای توضیح شکست حمله برق‌آسا، عقل سلیم “معادلات” را دستکاری خواهد کرد.

ما قبلاً در مورد این موضوع بحث کرده‌ایم. به عنوان مثال، آنها می‌توانند قدرت ارتش روسیه را کاهش دهند، عدم هماهنگی ژنرال‌ها، انزوای واحدهای پیشرو از رده‌های دوم، عدم ارتباطات خوب و غیره را اغراق کنند. در عین حال، آنها می‌توانند در مورد پتانسیل استراتژیک مقاومت چچن اغراق کنند.

در همه زمان‌ها، به شجاعت و دلیری سربازان احترام گذاشته شده است. چنین مواردی در میان نیروهای دفاعی گروزنی رخ داده است، همانطور که روزنامه‌نگاران خارجی متعددی مستند کرده‌اند. با این حال، حتی این هم شکست حمله را توضیح نمی‌دهد.

تنها توضیح درست برای این وقایع این است که شکست این حمله از پیش تعیین شده بود.

حتی اگر ژنرال‌های روسی نیروی انسانی و تجهیزات بیشتری را به این حمله اعزام می‌کردند، نتیجه همان می‌شد – سربازان روسی به مدت ۵۴ روز در گروزنی گیر می‌افتادند و همان تلفات را متحمل می‌شدند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *