
روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۲۰)
به قلم: شمسالدین نشخوف، شرکتکننده در جنگ
ترجمه: کارزان شکاک
یک قرن تجربه با روسیه، چچنیها را مجبور کرده بود واقعبین باشند و هیچ توهمی در مورد دشمنی که بار دیگر به سرزمینشان آمده بود، نداشتند. آنها او را به خوبی میشناختند. لئو تولستوی زمانی احساسات چچنیها نسبت به روسها را توصیف کرد:
«پیرمردان و زنان در … جمع شدند میدان و چمباتمه زده، در مورد وضعیت خود بحث کردند. هیچکس حتی از نفرت نسبت به روسها حرفی نزد.” احساسی که همه چچنیها، پیر و جوان، تجربه میکردند، قویتر از نفرت بود. این نفرت نبود، بلکه طرد این سگهای روسی به عنوان انسان بود، و چنان انزجار، انزجار و حیرتی از ظلم پوچ این موجودات وجود داشت که میل به نابودی آنها، مانند میل به نابودی موشها، عنکبوتهای سمی و گرگها، به اندازه حفظ خود طبیعی بود.
از آن زمان هیچ چیز تغییر نکرده است. هر چچنی تاریخ روابط با روسها را از گهواره جذب کرده است. ظلم، خیانت و فریب رهبران روسیه جایی برای ابهام باقی نگذاشت.
رعایت هرگونه توافقی توسط روسیه همیشه بسیار سوالبرانگیز بود. در مورد کنوانسیون لاهه، این کنوانسیون برای ژنرالهای روسی معنایی بیش از قانون میراندا برای پاپوآییها نداشت.
اگر قرار بود این فاجعه را از نظر احساسی بسنجیم، قربانیان همدردی و ترحم را برمیانگیزاندند، جلادان خشم و غضب را برمیانگیزاندند، و فعالان حقوق بشر و کارشان مورد تحسین قرار میگرفتند.
اما دسته دیگری از چهرهها نیز بودند که خود را در این ماجرای خونین جا زدند. دستهای که حس تحقیر را برمیانگیزد. این دسته شامل به اصطلاح “کمیسیون پارلمانی” به ریاست اس. گووروخین میشد. این آشغال روشنفکر در اواسط آوریل ۱۹۹۵ به سماشکی رسید، چند ساعتی آنجا ماند و پس از بازگشت به مسکو، تقریباً نسخه دروغین جلادان را به طور کامل تکرار کرد.
یک دورگه که وانمود میکند میهنپرست روسی است، اغلب کنترل خود را از دست میدهد. بنابراین، گووروخین در آوریل ۱۹۹۵ با عصبانیت در دوما، خواستار پیگرد قانونی علیه نمایندگان آ. شاباد، ال. پونومارف و اس. کووالف “به دلیل انتشار اطلاعات تحریکآمیز و بدنامکننده فدراسیون روسیه…” در مورد وقایع سماشکی شد.
فعالان حقوق بشر که دائماً قتل عام سماشکی را به مردم یادآوری میکردند، با تأسف خاطرنشان کردند که هیچ یک از جنایتکاران جنگی محکوم نشدهاند.
اما مجاهدین یکی از جلادان اصلی سماشکی را مجازات کردند. این ژنرال رومانوف بود.
خودروی UAZ او زیر پلی در نزدیکی میدان مینوتکا منفجر شد. جستجوی او پس از آن آغاز شد که کشف شد در طول عملیات تنبیهی در سماشکی، او از نام رمز “ژنرال آنتونوف” استفاده میکرده است.
پس از انفجار در ۶ اکتبر ۱۹۹۵، ژنرال قاتل تکه تکه دوباره سرهم شد. از آن زمان، رومانوف در بیمارستان نظامی اصلی نیروهای داخلی وزارت امور داخلی “تحت درمان” قرار گرفته است. اما وضعیت او از حالت نباتی فراتر نرفته است.
تصاویری از جسدی که به ویلچر بسته شده و “به خوبی تحت درمان قرار میگیرد” به صورت دورهای به صورت آنلاین منتشر میشود. با این حال، مشخص نیست که این تصاویر برای چه کسانی در نظر گرفته شده است.