تسلیت حکومت طالبان به ایران در پی شهادت عالیقدر سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران

تسلیت حکومت طالبان به ایران در پی شهادت عالیقدر سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران

«امیرخان متقی» وزیر خارجه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در تماس تلفنی با «سیدعباس عراقچی» وزیر خارجه دارالاسلام ایران، شهادت افتخار آمیز رهبر انقلاب اسلامی ایران را به دولت و ملت ایران تسلیت گفت و همدردی خود را ابراز کرد.

در این گفت‌وگو، وزیر خارجه حکومت امارت اسلامی افغانستان ضمن ابراز نگرانی شدید نسبت به تحولات اخیر، تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را محکوم کرد

تکرار سناریوی آمریکا در پاکستان، صدام معاصر در تقابل با دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

تکرار سناریوی آمریکا در پاکستان، صدام معاصر در تقابل با دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

با نگرشی به تحرکات کنونی آمریکا و بخصوص ترامپ در خاورمیانه و سرزمینهای اسلامی متوجه می شویم که انگار تاریخ بار دیگر در حال تکرار است و دشمنان اسلام با ابزارهای قدیمی اما در جغرافیایی جدید، به میدان آمده‌اند. بررسی تحولات اخیر نشان می‌دهد که رژیم نظامی «دارالکفر طاری پاکستان» دقیقاً همان نقشی را در برابر «دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان» ایفا می‌کند که صدام حسین در دهه‌ی ۸۰ میلادی در برابر نظام نوپای اسلامی ایران بر عهده داشت.

پس از سقوط نظام سکولاریستی شاهنشاهی و مزدور آمریکا در ایران و تأسیس دارالاسلام ایران، جبهه‌ی سکولار غرب به سرکردگی آمریکا، صدام حسین سکولار را تحریک و تجهیز کرد تا با حمله‌ای همه‌جانبه، نظام نوپای اسلامی را از بین ببرد. امروز نیز پس از پیروزی بزرگ مجاهدین و تأسیس دارالاسلام در افغانستان، شاهد هستیم که نظامیان سکولار پاکستان به عنوان پیاده‌نظام و مزدوران گوش‌به‌فرمان آمریکا، آل‌سعود و غرب، مأموریت یافته‌اند تا به حریم امارت اسلامی تجاوز کرده و سد راه استحکام این نظام اسلامی شوند.

همان‌گونه که صدام حسین با چراغ سبز و حمایت‌های مالی و تسلیحاتی غرب سکولار و قدرت‌های دست نشانده ی منطقه‌ای به خاک ایران تعرض کرد، امروزه نیز نظامیان سکولار پاکستان که ریشه در وابستگی به آمریکا و حکومتهای دستد نشانده ی منطقه ای  دارند، به خواست و اراده‌ی آمریکا و دیگر ستمگران سکولار بین‌المللی، حملات و تجاوزات خود را علیه امارت اسلامی افغانستان سازماندهی می‌کنند. این تجاوزات نه یک اقدام مستقل، بلکه بخشی از یک پازل بزرگتر برای تضعیف حاکمیت‌های مستقل و اسلامی در منطقه است.

دارالکفر طاری پاکستان با این اقدامات، عملاً ثابت کرد که حافظ منافع بیگانگان کافر سکولار و اشغالگر خارجی در منطقه است. آن‌ها با حمله به خانه‌های مسلمانان و به شهادت رساندن زنان و کودکان، همان مسیری را می‌روند که صدام با بمباران شهرهای ایران پیمود. اما همان‌گونه که آن توطئه‌ی بزرگ نتوانست نظام اسلامی ایران را ساقط کند، تجاوزات فعلی نیز در برابر ایمان و پایداری ملت افغانستان و مجاهدین امارت اسلامی به شکستی مفتضحانه منجر خواهد شد.

باید این حقیت را دوباره تکرار کرد که جهان اسلام باید بیدار باشد که رژیم نظامی و سکولار پاکستان، امروز نقش «صدام سکولار منطقه» را بازی می‌کند. دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، با بصیرت کامل نسبت به این سناریوی آمریکایی-صهیونیستی، از حاکمیت ملی و اراضی خود دفاع خواهد کرد و اجازه نخواهد داد مزدوران غرب، امنیت و ثبات این دارالاسلام را خدشه‌دار کنند.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران  درآزمون اخوت و استقلال در برابر فتنه‌های آمریکا و مزدورانش

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران  درآزمون اخوت و استقلال در برابر فتنه‌های آمریکا و مزدورانش

به قلم: محمد اسامه

اساس رابطه میان نظام‌های اسلامی، بر پایه‌ی منهج و مبانی اسلامی و در نصرت مظلوم و ایستادگی در برابر کفر جهانی بنا شده است. امارت اسلامی افغانستان همواره ثابت کرده است که مصالح امت اسلامی را بر محاسبات خرد سیاسی ترجیح می‌دهد. اما تداوم این مسیر، نیازمند صداقت و اقدام متقابل از سوی همسایگان است.

در هفته‌های اخیر، جهان شاهد موضع‌گیری قاطع و برادرانه‌ی سخنگوی امارت اسلامی افغانستان در حمایت از دارالاسلام ایران در برابر تهدیدات آمریکا نماد استکبار جهانی به همراه رژیم صهیونیستی بود. این حمایت، برخاسته از نگاه راهبردی کابل به وحدت «دارالاسلام» در برابر جبهه‌ی کفر است؛ حمایتی که بدون چشم‌داشت و تنها بر اساس اصول اصیل اسلامی صورت گرفت.

علیرغم حملات تروریستی و تجاوزات آشکار جکومت دست نشانده آمریکا در پاکستان به خاک افغانستان که منجر به شهادت مظلومانه‌ی مسلمانان شده است، انتظار می رود دارالاسلام ایران اگر در حین مذاکرات با آمریکا از محکومیت صریح این جنایات خودداری می کند اما از کمکهای پنهانی خود به دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان دریغ نکند. دارالاسلام ایران در سخت‌ترین شرایط جهاد ۲۰ ساله از راههای شایسته به امارت اسلامی افغانستان کمک رسانده و حتی مولوی اختر منصور نیز در راه بازگشت از دارالاسلام ایران توسط آمریکای جنایتکار در خاک پاکستان ترور شد، و هر دو دارالاسلام هزینه‌ی حمایت از همدیگر را پرداخته اند.

عده ای با نادیده گرفتن این پیشنه ی جهادی میان امارت اسلامی افغانستان و ایران قصد دارند این شبهه را در میان افغانها ترویج دهند که “نفوذ و سلطه‌ی دیپلماتیک سفارت پاکستان در تهران، بر استقلال سیاسی ایران سایه انداخته است و ملاحظات تحمیلی بیگانگان، بر آرمان دفاع از مظلوم و همبستگیِ اسلامی چربیده است و..”

فقط با نگاهی به واقعیتهای گذشته و سالهای پس از حاکمیت مجدد امارت اسلامی افغانستان متوجه توهمی بودن این شبهه خواهیم شد و می دانیم که دیپلماسی میان امارت اسلامی افغانستان و ایران یک‌سویه و تک بعدی نبوده و نیست و مقامات تهران و کابل می دانند که بی واکنشی آنها در برابر تجاوزات آمریکا و مزدورانش به هر یک از سرزمینهای اسلامی برای تمام مومنین هزینه بردار خواهد بود و سکوت امروز آن‌ها در برابر تجاوز به حریم ایران یا افغانستان در حافظه‌ی تاریخی ملتها نیز ثبت خواهد شد و سکوت و بی تحرکی در برابر ظلم آمریکا و مزدورانش، راه را برای تکرار آن در خانه‌ی همسایه باز خواهد کرد.

ما از مومنین دارالاسلام ایران و افغانستان انتظار داریم با خروج از زیر سایه‌ی نفوذ شبهات بدخواهان، استقلال دارالاسلام ایران و افغانستان را زیر سوال نبرند و به سخنان رسمی مقامات حاکم بر دارالاسلام اهمیت دهند نه شایعات دیگران و بر اساس واکنش رسمی مسئولین حکومتی دارالاسلامهای ایران و افغانستان در برابر تجاوزاتی که خاک ایران و افغانستان را نشانه رفته است، موضعی صریح و شجاعانه اتخاذ کنند و بدانند که پیوند میان دو دارالاسلام، تنها با صداقت و حمایت دوجانبه مستحکم می‌ماند.

همه بدانیم که :

“جبهه ی ما جائی است که بر آمریکا و شرکا و مزدروانش جهاد و جنگ می شود”

مولوی عبدالحمید دلال سکولاریسم و آشوب و جاده‌صاف‌کن دشمنان خارجی و داخلی و تشابه او با سیاف افغانستان (۲)

مولوی عبدالحمید دلال سکولاریسم و آشوب و جاده‌صاف‌کن دشمنان خارجی و داخلی و تشابه او با سیاف افغانستان (۲)

به قلم: ابوهاجر خان آبادی  

اجازه دهید به صورت مختصر به بررسی تطبیقی این دو چهره (یکی در ایران و دیگری در افغانستان) بپردازیم که با دلالی برای جبهه کفر، مصداق بارز «مفتونین» و «خائنین به امت» گشته‌اند.

  •  مولوی عبدالحمید؛ از ادعای مذهب تا خدمت به سکولاریسم و صهیونیسم

کفار به مؤمنان می‌گویند: وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا وَلْنَحْمِلْ خَطَايَاكُمْ وَمَا هُمْ بِحَامِلِينَ مِنْ خَطَايَاهُمْ مِنْ شَيْءٍ ۖ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (عنکبوت/۱۲) ‏کافران به مؤمنان می‌گویند : از راه و روش و مکتب و آئین ما پیروی کنید ( و اگر رستاخیز و حساب و کتابی در میان بود ، مسؤولیّت آن را ما می‌پذیریم ) و قطعاً گناهان شما را به عهده می‌گیریم ! ولی آنان هرگز گناهان ایشان را به گردن نمی‌گیرند ( و اصلاً کسی گناهان کسی را نمی‌تواند تقبّل کند ، و بلکه هر کسی در گرو اعمال خویش است ) و آنان قطعاً دروغ می‌گویند .‏

بله آنها می گویند: «از راه ما پیروی کنید، گناهانتان بر گردن ما»؛ امروز مولوی عبدالحمید در زاهدان دقیقاً همین نقش را ایفا می‌کند. او با ایستادن در کنار جریان‌های سکولار و مرتدی که علناً به مقدسات و قرآن‌سوزی دست زدند (اغتشاشات جدی/ دی ماه ۱۴۰۴)، عملاً پیروان خود را به مسیری فراخواند که انتهای آن، نه رستگاری، بلکه تأمین منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی و مرتدین سکولار داخلی ایران است.

او با صدور بیانیه‌هایی که با مبانی صریح شریعت در تضاد است (مانند حمایت از بهاییت و پذیرش نظم سکولار غربی و سفید شوئی مرتدین سکولار)، مصداق همان کسی است که بار گناه گمراهی دیگران را نیز بر دوش خواهد کشید.

او با تضعیف صفوف مسلمین در برابر جبهه کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی، راه را برای نفوذ اطلاعاتی و سیاسی دشمنان (آمریکا و موساد و مرتدین داخلی ایران) هموار می‌کند تا بار دیگر سناریوی لیبی و افغانستان را در ایران تکرار کنند.

  •  عبدالرب رسول سیاف؛ الگوی «مفتی ناتو» در افغانستان

در تاریخ معاصر افغانستان، مصداق اتمّ این خیانت، «عبدالرب رسول سیاف» است. او که زمانی ادعای مجاهدت داشت، در زمان اشغال افغانستان توسط آمریکا و ۴۰ کشور کافر دیگر، تمام قد در خدمت اشغالگران کافر و محارب اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی قرار گرفت.

سیاف با استفاده از نفوذ مذهبی خود، حضور نیروهای اشغالگر و سکولار ناتو در خاک یک کشور اسلامی را شرعی جلوه داد. او با همان منطقِ «اتَّبِعُوا سَبِیلَنَا» (راه ما را دنبال کنید)، جوانان را به خدمت در ارتشِ تحت حمایت آمریکای کافر اشغالگر خارجی  فراخواند.

به دلیل فتواهای او که کشتار مجاهدین واقعی را حلال و حضور اشغالگران کافر و محارب اشغالگر خارجی را «تعاون» می‌نامید، در میان امت به «مفتی ناتو» شهرت یافت. حکم او از یک آمریکایی جنایتکار سنگین‌تر است، چرا که او با لباس دین، ایمان مردم را ذبح کرد.

این افراد (عبدالحمید و سیاف) مصداق کسانی هستند که الله تعالی درباره آن‌ها فرمود: «إنّهم لکاذبون» (قطعاً آن‌ها دروغ می‌گویند). آن‌ها ادعا می‌کنند که با این رویکردهای سکولاریستی و غرب‌گرایانه، مردم را به رفاه و آزادی می‌رسانند، اما در حقیقت آن‌ها علاوه بر گناه خیانت خود، بار گناه تمام کسانی را که به واسطه فتواهایشان گمراه شده و به دامن آمریکا و صهیونیسم و مرتدین سکولار داخلی پناه برده‌اند، بر دوش خواهند کشید. نامیدن راهِ کفر و سکولاریسم به عنوان «حقوق بشر» یا «مصلحت امت»، افترا به دین خداست که در روز قیامت بابت آن بازخواست سختی خواهند شد.

در اینصورت جریان «مفتونین داخلی» چه در زاهدان باشد و چه در کابل، یک ریشه واحد دارد و آنهم مزدوری پنهان برای آمریکا. آن‌ها دیواری هستند که به ظاهر نشان دین دارند، اما در پشت آن‌ها، لشکر کفر پناه گرفته است. شناخت این‌ها از شناخت دشمن آشکار (سرباز آمریکایی) مهم‌تر است، زیرا ضربه‌ی منافق از درون، کاری‌تر و مهلک‌تر است.

  مولوی عبدالحمید دلال سکولاریسم و آشوب و جاده‌صاف‌کن دشمنان خارجی و داخلی و تشابه او با سیاف افغانستان (۱)

 مولوی عبدالحمید دلال سکولاریسم و آشوب و جاده‌صاف‌کن دشمنان خارجی و داخلی و تشابه او با سیاف افغانستان (۱)

به قلم: ابوهاجر خان آبادی  

در صف‌بندی میان مومنین شریعت گرا و کفار سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی، خطرناک‌ترین مهره‌ها کسانی هستند که با لباس دین و ادعای هدایت، امت را به سمت آرمان‌های کفر و سکولاریسم سوق می‌دهند. این افراد مصداق عینی کسانی هستند که راه کفر را تزیین کرده و مسئولیت ضلالت مردم را بر عهده می‌گیرند، در حالی که خود غرق در دروغ و خیانت‌اند.

مولوی عبدالحمید نمونه بارز نفاق مدرن در پوشش مذهب است که آگاهانه در زمین دشمن سکولار خارجی و داخلی بازی می‌کند که با  حمایت از هتاکان و قرآن‌سوزان در جریان اغتشاشات، به جای ایستادن در صف مدافعان اسلام، در کنار کسانی ایستاد که قرآن و مساجد را به آتش کشیدند. این اقدام او عملاً رسمیت بخشیدن به جریان‌های سکولار و مرتد بود.

 همچنین او با تئوریزه کردن نفوذ صهیونیسم و با طرح مباحثی همچون سازش و پذیرش رژیم صهیونیستی و حمایت از فرقه‌های انحرافی (مانند بهائیت)، جاده‌صاف‌کن نرم برای ورود تفکرات مخرب و ارتدادی به قلب جامعه اسلامی شده است.

علاوه بر این مولوی عبدالحمید با  فریب پیروان و با ادعای احقاق حقوق، پیروان خود را به مسیری هدایت می‌کند که خروجی آن تنها تضعیف اقتدار اسلام و تقویت جبهه سکولاریسم و آمریکا در منطقه است؛ او مصداق کسی است که می‌گوید «از من پیروی کنید» اما در حقیقت بار سنگین گناه ویرانی و فتنه را بر دوش می‌کشد.

هم مسیر با مولوی عبدالحمید و در میان حنفی های افغانستان شخصی به اسم عبدالرب رسول سیاف «مفتی ناتو» و توجیه‌گر اشغالگری کافار محارب خارجی به رهبری آمریکا و ناتو است که در تاریخ معاصر افغانستان، نماد بارز فروختن دین به بهای خدمت به ارتش‌های متجاوز است

سیاف با شرعی‌ و عادی سازی اشغالگری کفار خارجی و با سوءاستفاده از جایگاه علمی خود، حضور ۴۰ کشور کافر به سرکردگی آمریکا در خاک افغانستان را توجیه شرعی کرد. او جنایات ناتو را «کمک‌های بین‌المللی» نامید و عملاً به بازوی مذهبی اشغالگران کافر سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی تبدیل شد.

سیاف با خیانت به مفهوم جهاد که روزی ادعای جهاد داشت، سلاح خود را به سمت مجاهدین واقعی برگرداند و فتوای حلال بودن خون کسانی را داد که در برابر آمریکا ایستادگی می‌کردند. به همین دلیل، لکه ننگ «مفتی ناتو» تا ابد بر پیشانی او باقی ماند.

اگر به سنگینی جرم این شخص نگاه کنیم، طبق شریعت الله، گناه چنین فردی از سرباز متجاوز آمریکایی سنگین‌تر است؛ زیرا سرباز آمریکایی با سلاح و بر علیه جسم مومنین می‌جنگد، اما سیاف با «دین» به جنگ دین رفت و ایمان مردم را به قربانگاه منافع واشنگتن برد.

ادعای این افراد مبنی بر اینکه راه آن‌ها به رستگاری و آزادی ختم می‌شود، دروغی آشکار است. آن‌ها تنها به دنبال حفظ جایگاه خود در سایه قدرت‌های حاکمه هستند و برایشان فرق ندارد این حاکم با چه عقایدی باشد.  

این مفتی‌های سکولارزده و رهبرانِ گمراه، نه تنها بار گناهان خود را حمل می‌کنند، بلکه مسئولیت تمام خون‌های ریخته شده و انحرافاتی که به واسطه فتواهایشان رخ داده را نیز بر عهده خواهند داشت.آن‌ها که امروز به آمریکا و صهیونیسم تکیه کرده‌اند، در روز حساب بابت تمامی افتراهایی که به اسم دین برای فریب مردم بافته‌اند، بازخواست خواهند شد و هیچ‌یک از اربابان آمریکایی‌شان قدرت حمایت از آن‌ها را نخواهند داشت.

هر کسی که آگاهانه راه نفوذ آمریکا و دشمنان خدا را به بلاد اسلامی هموار کند، چه در زاهدان باشد و چه در کابل، از دایره امت خارج و در صف اول محاربان با الله قرار دارد.

تقابل «اسلام کامل» با «اسلام آمریکایی» و فتنه‌ی نفاق داخلی در دو دارالاسلام ایران و افغانستان

تقابل «اسلام کامل» با «اسلام آمریکایی» و فتنه‌ی نفاق داخلی در دو دارالاسلام ایران و افغانستان

به قلم: سلیمان عبدالرحمن  

امروز جهان اسلام در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخ جیوپولیتیک و دفاعی خود قرار گرفته است. محاصره‌ی همه‌جانبه‌ی سنگرهای استراتژیک مسلمین، نشان از یک نقشه‌ی پیچیده دارد که هدف آن فروپاشی اقتدار امت اسلامی از درون و بیرون است.

منطقه‌ی شام (سوریه) که همواره به عنوان سنگر مستحکم در برابر توسعه‌طلبی صهیونیسم شناخته می‌شد، امروز با توطئه‌ی مشترک آمریکا، اسرائیل و مهره‌های منطقه‌ای، در معرض فروپاشی قرار گرفته است. تسلط جریان‌هایی تحت هدایت افرادی چون احمد الشرع که با حمایت محور غربی-سعودی-ترکی عمل می‌کنند، عملاً این منطقه را برای صهیونیست‌ها امن کرده است. اینان همان کسانی هستند که با نام اسلام، مسیر را برای نفوذ آمریکا و شرکایش هموار کردند.

با تضعیف جبهه‌ی شام، اکنون تمام تمرکز آمریکا و اسرائیل و شرکای غربی آنها  بر جمهوری اسلامی ایران و امارت اسلامی افغانستان معطوف شده است. ایران به عنوان مرکز ثقل مقاومت، تحت شدیدترین فشارهای اقتصادی و سیاسی قرار دارد و همزمان، فتنه‌های داخلی با هدایت عناصر سکولار و مرتد و مرزداران فکری غرب در حال بازتولید است. از سوی دیگر، امارت اسلامی افغانستان نیز که بر پایه‌ی شریعت بنا شده، هدف تهاجم نرم و سخت دشمن قرار دارد تا ثبات این منطقه برهم خورد.

در این میان، ظهور چهره‌هایی که تحت پوشش عالم دین، عملاً در زمین سیاست‌های آمریکا بازی می‌کنند، خطرناک‌تر از هر تجاوز نظامی است. افرادی همچون «مولوی عبدالحمید زاهدانی» که با مواضع دوپهلوی خود به نفع سکولاریسم جهانی و لابی‌های غربی عمل می‌کنند، نسخه‌ی دیگری از « شرعی های اطراف جولانی» در شرق جهان اسلام هستند. این جریان، نه تنها ثبات ایران، بلکه اقتدار امارت اسلامی افغانستان و کل منطقه را هدف قرار داده است.

اینان مصداق فتنه‌گرانی هستند که قرآن کریم درباره‌شان می‌فرماید: وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ * أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَٰكِنْ لَا يَشْعُرُونَ (بقره/ ۱۱-۱۲). هدف این جریان ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت‌های اسلامی (دارالاسلام) و ترویج «اسلام آمریکایی» است که در آن شریعت فدای خوشامد غرب و قوانین سکولاریستی می‌شود.

بر عموم مسلمین، علما و مجاهدان در ایران و افغانستان واجب است که نسبت به این «نفوذ مذهبی» هوشیار باشند. هرگاه عالمی (خواه مولوی، شیخ، ماموستا یا آخوند) آگاهانه یا ناآگاهانه در مسیر ایجاد فتنه‌ و تضعیف پایه‌های دفاعی امت اسلامی گام برداشت، باید طبق سنت الهی با او برخورد کرد، باید با استناد به کتاب و سنت، انحراف این افراد از مسیر رسول الله صلی الله علیه وسلم  برای مسلمین روشن شود و با آرای علمای راستین اسلام باید در برابر این نفاق قد علم کرد تا نگذاشت «نفاق مذهبی» باعث خلاء امنیتی و نفوذ آمریکا شود و شناسایی این مهره‌ها برای جلوگیری از شکاف میان ملت و دولت‌های اسلامی ضروری است، چرا که فتنه از قتل شدیدتر است (الفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ).

با این وصف متوجه هستیم، دشمن دریافته است که از طریق جنگ مستقیم نمی‌تواند بر ایمان مسلمین پیروز شود، لذا به «استحاله از درون» روی آورده است. صیانت از «دارالاسلامِ» ایران و افغانستان، در گرو مبارزه‌ی بی‌امان با مهره‌های سکولاریسم و افشای چهره‌ی کسانی است که محراب و منبر را به تریبون واشنگتن و تل‌آویو تبدیل کرده‌اند.

حماسه‌ی جاویدِ نصرت و وحدتِ بین دو دارالاسلام ایران و ا.ا.افغانستان در برابر حمله احتمالی کفر جهانی به دارالاسلام ایران

حماسه‌ی جاویدِ نصرت و وحدتِ بین دو دارالاسلام ایران و ا.ا.افغانستان در برابر حمله احتمالی کفر جهانی به دارالاسلام ایران

به قلم: محمد اسامه

تاریخِ پُرافتخار اسلام گواه است که هرگاه پاره‌ای از تنِ امت اسلامی (دارالاسلام) مورد تجاوز قرار گرفته، مؤمنان حقیقی بی‌توجه به مرزهای جغرافیایی و تفاوت‌های مذهبی، به فرمان الهیِ «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ» لبیک گفته و به یاری برادران خود شتافته‌اند. این روحیه، ریشه در سیره بزرگان و مجاهدان تاریخ دارد که «دفاع از اسلام» را فراتر از هر مصلحتی می‌دانستند.

۱. صلاح‌الدین ایوبی و نجاتِ مصر: وحدت برای سدِّ نفوذِ صلیبیون

در قرن ششم هجری، زمانی که پادشاهیِ صلیبیِ بیت‌المقدس به سوی مصر (تحت حاکمیت فاطمیان) دندان تیز کرده بود، سلطان صلاح‌الدین ایوبی (رحمه‌الله) علی‌رغم تفاوت‌های مذهبی با خلافت فاطمی، به نصرت برادران خود در مصر شتافت. او درک کرده بود که سقوطِ قاهره به دست صلیبیون، به معنای سقوطِ کلِ جهان اسلام است. او با شعار وحدت، نیروهای شام و مصر را متحد کرد و نه تنها مصر را از چنگال کفار نجات داد، بلکه راه را برای فتحِ بزرگِ قدس هموار کرد. این درس بزرگی است که در برابر دشمنِ خارجی، صفوفِ مسلمین باید همچون «بنیانٍ مرصوص» در هم تنیده شود.

۲. حماسه مجاهدین افغانستان در آذربایجان: شکوهِ اخوت فراتر از مذهب

در اوایل دهه ۹۰ میلادی، زمانی که سرزمین‌های اسلامی در منطقه قره‌باغِ آذربایجان مورد تجاوز و اشغالگری قرار گرفت، حماسه‌ای بی‌نظیر رقم خورد. در آن زمان، ملت افغانستان خود درگیر نبردی سخت با آثارِ تجاوزِ اتحاد جماهیر شوروی بود، اما با این وجود، هزاران تن از مجاهدین غیور افغانستان به ندای مظلومیت ملت آذربایجان (که اکثریت آن‌ها از پیروان مکتب تشیع هستند) لبیک گفتند.

آن‌ها به جبهه‌های قفقاز شتافتند و خونِ مجاهدِ سنیِ افغان با خونِ برادرِ شیعه‌ی آذری در راه دفاع از خاکِ اسلام درآمیخت. این حضورِ مقتدرانه ثابت کرد که برای مجاهدِ راه خدا، «مذهب» مانعِ «نصرتِ مظلوم» نیست و هر جا کفر به دارالاسلام حمله کند، مرزهای مذهبی فروریخته و تنها پرچمِ توحید برافراشته می‌ماند.

۳. مبانی فقهی و قرآنی: وجوبِ دفاعِ دسته‌جمعی

خداوند متعال می‌فرماید: وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ (انفال/ ۷۲) اگر برادران دینی از شما یاری طلبیدند، بر شما واجب است که آن‌ها را یاری کنید.

در متون فقهی احناف تصریح شده است که اگر دشمن به سرزمینی از بلاد مسلمین حمله کند، بر تمام مسلمانانِ توانمند در شرق و غربِ عالم واجب است (فرض کفایی که گاه فرض عین می‌شود) تا برای دفع شرِّ کفار اقدام کنند.

بنابراین، حمایتِ امروزِ مجاهدانِ افغانستان از ملت ایران در برابرِ تهدیداتِ آمریکا یا صهیونیسم، ریشه در همان منهجی دارد که صلاح‌الدین‌ها و مجاهدانِ راهِ آزادیِ قره‌باغ بر بر آن استوار بودند.

امروز که استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا، سرزمین‌های اسلامی از جمله ایران، فلسطین، سومالی، یمن، مالی و لبنان را تهدید می‌کند، تکرارِ تاریخِ نصرت، یک ضرورتِ شرعی است.

اتحادِ میانِ «امارت اسلامی افغانستان» و «جمهوری اسلامی ایران» در برابر متجاوز، تحققِ عملیِ آرزویِ تمامِ صالحان و مجاهدانِ تاریخ است. هر دستی که برای دفاع از دارالاسلام بلند شود، دستِ قدرتِ الهی است که بر سرِ کفار فرود خواهد آمد.

بیانات وزیر تحصیلات عالی دارالاسلام ا. ا. افغانستان در تمجید از استقلال  دارالاسلام ایران و انتقاد از سیاست‌های دوگانه آمریکا

بیانات وزیر تحصیلات عالی دارالاسلام ا. ا. افغانستان در تمجید از استقلال  دارالاسلام ایران و انتقاد از سیاست‌های دوگانه آمریکا

به قلم: فضل احمد هراتی

 محترم شیخ نداء محمد ندیم، وزیر تحصیلات عالی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، در نشست صمیمانه با جمعی از اساتید دانشگاه‌های خصوصی در کابل، ضمن تحلیل اوضاع منطقه، از ایستادگی جمهوری اسلامی ایران در برابر زیاده‌خواهی‌های ایالات متحده تمجید کرد.

محورهای اصلی سخنان وزیر تحصیلات عالی:

۱. نقد سستی برخی کشورهای اسلامی:

شیخ نداء محمد ندیم با انتقاد از رویکرد منفعلانه برخی کشورهای مسلمان در برابر سیاست‌های واشنگتن، تأکید کرد که فشارهای همه‌جانبه بر ایران، هزینه‌ی مستقیم حفظ «عزت، استقلال و عدم اطاعت» از فرامین استکباری آمریکا است.

۲. تبعیض در توان دفاعی و حمایت از رژیم صهیونیستی:

وی با اشاره به برخوردهای دوگانه در حوزه نظامی اظهار داشت: «آمریکا با وقاحت از ایران می‌خواهد بُرد موشک‌های خود را محدود کند تا خطری متوجه رژیم صهیونیستی نشود، اما هم‌زمان به صهیونیست‌ها اجازه می‌دهد که امنیت ایران را هدف قرار دهند.»

۳. افشای ریاکاری در موضوع حقوق بشر:

وزیر تحصیلات عالی دارالاسلام امارت اسلامی با اشاره به حوادث و اغتشاشات، استاندارد دوگانه غرب را به چالش کشید و افزود: «زمانی که ایران با اخلال‌گران امنیت برخورد می‌کند، آمریکا مدعی نقض حقوق بشر می‌شود؛ اما در مقابل، تظاهرات مسالمت‌آمیز در خاک خود را با خشونت بی‌رحمانه سرکوب می‌کند. این تناقض آشکار، نشان‌دهنده هراس عمیق آن‌هاست.»

۴. محاصره نظامی و نفوذ منطقه‌ای:

ایشان خاطرنشان کرد که آمریکا در حالی برای جلوگیری از نفوذ ایران تلاش می‌کند که خود در حریم آبی و خاک کشورهای اسلامی پیرامون ایران، پایگاه نظامی مستقر کرده است.

در پایان، محترم شیخ نداء محمد ندیم تأکید ورزید که سرمایه‌گذاری ایران بر روی «عزت و اقتدار» خود، مسأله‌ای است که برای آمریکا قابل تحمل نیست و ریشه اصلی تمام فشارها در همین استقلال‌طلبی نهفته است.

 علاوه بر این و در مراسمی که به مناسبت ۲۲ بهمن، روز پیروزی انقلاب و استقلال دارالاسلام ایران در کابل برگزار شد معین وزارت خارجه امارت اسلامی  در سخنانی به مناسبت این روز گفت:

  •  جمهوری اسلامی ایران با مردم افغانستان ریشه‌های فرهنگی و اسلامی مشترک دارد و پیوند ما با ایران، پیوندی اصیل و اسلامی است.
  • ما در سال‌های گذشته با ایران همکاری‌های گسترده‌ای در زمینه‌های اقتصادی و مبارزه با تروریسم،  «داعش» داشته‌ایم.
  • انقلاب اسلامی ایران نه تنها سرنوشت ایران را تغییر داد، بلکه پیام‌های استقلال، ایستادگی و عزت را برای تمامی ملت‌های مسلمان الهام‌بخش کرده است.

علاوه بر این، سفیر امارت اسلامی افغانستان در تهران، در مراسم بزرگداشت چهل‌وهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران شرکت کرد.

تأکید علما شیعه دارالاسلام افغانستان بر گسترش روابط دوستانه با دارالاسلام  ایران

تأکید علما شیعه دارالاسلام افغانستان بر گسترش روابط دوستانه با دارالاسلام ایران

محمد اکبری، معاون شورای علمای شیعه افغانستان، در سخنانی به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بر اهمیت این انقلاب و تأثیر آن در تقویت اسلام سیاسی تأکید کرد. وی اظهار داشت که انقلاب اسلامی ایران با رهبری حضرت امام خمینی(ره) و تکیه بر اراده ملت مسلمان ایران، به موفقیت رسید و برخلاف جریان‌های جهانی، نه وابسته به غرب بود و نه تحت نفوذ کمونیسم شرق قرار داشت.
اکبری همچنین با اشاره به شباهت‌ها و مشترکات دینی و تمدنی میان ایران و افغانستان، خواستار گسترش روابط دوستانه، همکاری‌های برادرانه و تحکیم اتحاد میان دو کشور شد. او ابراز امیدواری کرد که این تعامل‌ها به احیای تمدن اسلامی، تقویت امت اسلامی و دفاع از اصول شریعت منجر شود.
علما شیعه دارالاسلام افغانستان:

  • بر تقویت پیوندهای برادرانه با دارلاسلام ایران تأکید دارند
  • موفقیت انقلاب اسلامی ایران را الگویی روشن برای ملت‌های مسلمان می‌دانند
  • همکاری و وحدت میان دارالاسلام‌ها را مسیر تقویت امت اسلامی و احیای شریعت می‌دانند

مقام دارالا سلام امارت اسلامی افغانستان در خط مقدم مقابله با نظام سلطه

مقام دارالا سلام امارت اسلامی افغانستان در خط مقدم مقابله با نظام سلطه

عبداللطیف نظری، معاون وزارت اقتصادی حکومت دارالاسلام افغانستان، تأکید کرد که تحولات منطقه و جهان اسلام تنها مسائل سیاسی و ژئوپولیتیک نیست، بلکه نشان‌دهنده‌ی تقابل ساختاری میان جبهه حق و جبهه باطل است.

وی با اشاره به نقش دارالاسلام ایران افزود: ایستادگی جمهوری اسلامی ایران در برابر نظام سلطه به سرکردگی آمریکا، بخشی از یک مبارزه تاریخی، تمدنی و فراتر از مرزهای جغرافیایی است.

نظری در ادامه با تبریک سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به ملت دارالاسلام ایران، روابط میان افغانستان و ایران را مبتنی بر اشتراکات عمیق تاریخی، فرهنگی و تمدنی دانست و گفت: پیوند میان دو ملت، فراتر از روابط رسمی دیپلماتیک بوده و یک پیوند طبیعی و ارگانیک است که هیچ توطئه‌ای قادر به تضعیف آن نخواهد بود.

معاون وزارت اقتصاد دارالاسلام افغانستان تصریح کرد که روابط کابل و تهران پس از استقرار امارت اسلامی به‌تدریج توسعه یافته و امروز بر پایه برادری، همسایگی نیک و احترام متقابل استوار است.

وی افزود که دارالاسلام ایران یکی از شریکان مهم تجاری افغانستان و از کریدورهای کلیدی ترانزیتی این کشور به شمار می‌رود.