دو دارالاسلام افغانستان و ایران پیوند ناگسستنی همسایگان مسلمان

دو دارالاسلام افغانستان و ایران پیوند ناگسستنی همسایگان مسلمان

ارائه دهنده: ابوهاجر خان آبادی

در مراسمی که به مناسبت چهل‌وهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران در محل سفارت این کشور در کابل برگزار شد، مقامات ارشد امارت اسلامی بر عمق روابط استراتژیک و دینی میان دو کشور تأکید کردند. این نشست تجلی اراده دو کشور برای تقویت همکاری‌ها در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی بود.

«محمد نعیم»، معاون اداری و مالی وزارت خارجه امارت اسلامی، با تبریک این روز به دولت و ملت ایران، پیروزی انقلاب اسلامی را فراتر از مرزهای جغرافیایی توصیف کرد. وی اظهار داشت:

«این مناسبت تاریخی نه تنها برای ملت ایران، بلکه برای همه ملت‌های آزادی‌خواه جهان الهام‌بخش بوده است.»

معاون وزارت خارجه امارت اسلامی با اشاره به اشتراکات بنیادین میان دو ملت، تصریح کرد که ایران و افغانستان به عنوان دو کشور همسایه و مسلمان، دارای ریشه‌های عمیق فرهنگی و انسانی هستند. وی تأکید کرد که این مشترکات، دو ملت را به شکلی ناگسستنی به هم پیوند زده است و می‌تواند الگویی موفق از همکاری منطقه‌ای و حل مسالمت‌آمیز مسائل را به جهان ارائه دهد.

بخش بزرگی از سخنان محمد نعیم به روابط تجاری اختصاص داشت. وی با اشاره به اینکه ایران یکی از بزرگترین شرکای تجاری افغانستان است، خاطرنشان کرد:

• مناسبات دوجانبه وارد مرحله تازه‌ای شده است.

• این مرحله نیازمند واقع‌گرایی، احترام متقابل و تمرکز بر منافع مشترک است.

• نگاه امارت اسلامی به آینده روابط با ایران، نگاهی کاملاً عمل‌گرایانه است.

در حوزه امنیت، مقامات امارت اسلامی بر این باورند که ثبات منطقه‌ای بدون هماهنگی میان کابل و تهران امکان‌پذیر نیست. محورهای اصلی این همکاری عبارتند از:

• درک مشترک در خصوص تأمین امنیت مرزها.

• مبارزه جدی و مشترک با مواد مخدر.

• مقابله با جرایم سازمان‌یافته در سطح منطقه.

«علیرضا بیکدلی»، سرپرست سفارت ایران در کابل، در این مراسم ضمن قدردانی از حضور مقامات امارت اسلامی، به حمایت‌های سیاسی اخیر افغانستان اشاره کرد. وی اظهار داشت که دولت و ملت افغانستان با محکومیت تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، بار دیگر مواضع برادرانه خود را اعلام کرده‌اند که این موضوع مورد تقدیر ویژه جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.

رسواییِ مدعیانِ دروغین و فتنه گران افغان و ضرورتِ پاک‌سازیِ ساحتِ دارالاسلام ایران از آنها

رسواییِ مدعیانِ دروغین و فتنه گران افغان و ضرورتِ پاک‌سازیِ ساحتِ دارالاسلام ایران از آنها

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

کسانی که امروز در زیر پرچمِ «جبهه فتنه» به رهبری احمد مسعود و دیگر منافقینِ فراری پناه گرفته‌اند، بار دیگر ثابت کردند که مزدورانِ حلقه‌به‌گوشی هستند که تنها برای خوش‌رقصی در برابر اربابان غربی خود قد علم می‌کنند. این بغاوت‌گرانِ مرتد که با دلارهای ناتو رشد کرده‌اند، اکنون در لایه‌های نفاق خود فرو رفته‌اند.

این مدعیانِ دروغین کجا بودند وقتی «دارالاسلام ایران» در جریان جنگ ۱۲ روزه مورد تجاوز قرار گرفت؟ چرا زبانِ نفاقِ این جبهه‌ی وابسته، در برابر دفاع از کیانِ اسلام لال شد؟ حقیقت آن است که جیره‌خوارِ غرب هرگز نمی‌تواند در برابر متجاوز بایستد؛ چرا که خود پادویِ همان نظامِ سلطه است.

امروز که تهدیداتِ آمریکا و شخص «ترامپ»  با آن کارنامه‌ی سیاه در تجاوز به حقوق کودکان و انسان‌ها علیه دارالاسلام ایران شدت یافته، جبهه فتنه نه تنها موضعی نمی‌گیرد، بلکه در انتظارِ سفره‌ای است که از پسِ این تهدیدات برایشان پهن شود. این سکوت، نشان‌دهنده ارتداد فکری و سقوط اخلاقی این جریان است.

نکته‌ی حیاتی و غیرقابل چشم‌پوشی این است که ساحتِ «دارالاسلام ایران» جایگاهِ امنی برای منافقین و مزدورانِ مرتد نیست. پذیرفتنی نیست افرادی که در قلبِ ایران سکونت دارند یا به این خاک رفت‌وآمد می‌کنند، هم‌زمان در خدمتِ اهدافِ شومِ «جبهه فتنه» و اربابانِ خارجی‌شان باشند.

دستگاه‌های امنیتی و قضایی باید با قاطعیت عمل کرده و این عناصرِ خائن را که نمک می‌خورند و نمکدان می‌شکنند، شناسایی و از خاکِ دارالاسلام ایران اخراج کنند. کسی که در صفِ دشمنِ اسلام ایستاده، حقِ بهره‌مندی از امنیت و برکاتِ دارالاسلام را ندارد.

این جریانات نفاق، با سوءاستفاده از نام «جهاد»، بزرگترین خیانت را به امت اسلامی روا داشته‌اند. آن‌ها به جای ایستادن در کنار برادرانِ ایمانی خود، مسیرِ بغاوت را برگزیدند تا جاده‌صاف‌کنِ نفوذِ دوباره‌ی متجاوزان کافر سکولار و اشغالگر خارجی باشند.

باید بدانیم که سرنوشتِ منافقین، چیزی جز ذلت نیست. کسانی که به جای تکیه بر قدرتِ الهی، به دامنِ آمریکای وحشی و غرب جنایتکار پناه می‌برند و در عین حال قصد رخنه در صفوفِ مسلمین در ایران را دارند، بزودی با خشمِ امت و قاطعیتِ قانون مواجه شده و طومارِ ننگین‌شان در هم پیچیده خواهد شد.

سنگری واحد و اینکه چرا دفاع از «دارالاسلام ایران»، صیانت از جغرافیای «امارت اسلامی» است؟

سنگری واحد و اینکه چرا دفاع از «دارالاسلام ایران»، صیانت از جغرافیای «امارت اسلامی» است؟

به قلم: فضل احمد هراتی

شکست مفتضحانه آمریکا در افغانستان و خروج لرزان آن‌ها از پایگاه راهبردی «بگرام»، پایانِ کارِ شیطان بزرگ در منطقه نبود؛ بلکه آغازِ فازِ جدیدی از جنگ‌های نیابتی و فتنه‌های مذهبی است. امروز مقامات «امارت اسلامی افغانستان» و مجاهدین غیور باید بدانند که جغرافیای «دارالاسلام» در این منطقه، از کابل تا تهران، یک پیکر واحد است. آمریکا اگر امروز دارالاسلام ایران را هدف گرفته، در واقع به دنبال بریدنِ بازوی قدرتمندِ منطقه است تا دوباره مسیر بازگشت خود به بگرام و کابل را هموار کند. پس آمریکا نرفته است، تغییر چهره داده است

فراموش نکنیم که آمریکا میلیاردها دالر تجهیزات و سال‌ها اعتبار بین‌المللی خود را در خاک افغانستان دفن کرد. آن‌ها هرگز با این شکست کنار نخواهند آمد. هدفِ نهایی واشنگتن از فشار بر ایران، تضعیف جبهه مقاومت است تا در خلأ قدرتِ منطقه‌ای، بار دیگر مزدوران خود را بر سرنوشت ملت‌های مسلمان حاکم کند. جنگ با ایران، مقدمه‌ی بازپس‌گیری «بگرام» و انتقام از شکستی است که در قندهار و هلمند متحمل شدند.

در این میان، بزرگترین خطر، دشمنِ بیرونی نیست؛ بلکه «منافقین» و مزدوران محلی هستند که در هر دو سرزمین در کمین ایستاده‌اند. کسانی که در افغانستان به دنبال ایجاد آشوب و ناامنی هستند و کسانی که در ایران سودای وابستگی به غرب را دارند، از یک منبع تغذیه می‌شوند. این منافقین ماموریت دارند تا با ایجاد تنش میان دو دارالاسلام، تمرکز مجاهدین را از دشمن اصلی (آمریکا) منحرف کرده و جبهه اسلام را به درگیری‌های داخلی مشغول کنند.

واضح است که هشیاری سیاسی و شرعی حکم می‌کند که بدانیم مرزهای جغرافیایی نباید مانع از درک «سنگر واحد» شود. امروز ایرانِ تشیع، هدفِ همان گلوله‌هایی است که ۲۰ سال سینه جوانانِ حنفی افغان را می‌درید. تضعیف ایران در برابر آمریکا، به معنای چراغ سبز به تروریسمِ تحت حمایت غرب برای نفوذ به قلب افغانستان است. هرگونه تعرض به دارالاسلام ایران، مستقیماً امنیتِ ملی و بقای دارالاسلام افغانستان را به خطر می‌اندازد.

امروز وقتِ آن است که نخبگان و رهبران امارت اسلامی با نگاهی عمیق به تحولات منطقه، صف خود را در کنار برادرانِ مجاهد خود در ایران مستحکم کنند. دشمن‌شناسیِ صحیح یعنی تشخیص دهیم که آمریکا و صهیونیسم، دشمنِ «اسلام» هستند، نه فقط دشمنِ یک مذهب یا یک کشور. حمایت از ایران در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا، در حقیقت دفاع از دستاوردهای جهاد مردم افغانستان است.

آمریکا با به‌جا گذاشتن تجهیزات در افغانستان، به دنبال ایجاد فتنه‌ای بود تا مسلمانان را با سلاح‌های خودشان به جان هم بیندازد. ما نباید در این تله بیفتیم. باید با صلابت اعلام کرد که: «هر خشتی که از دیوار دارالاسلام ایران بیفتد، رخنه‌ای در دیواره‌ی امنیت افغانستان خواهد بود.» مجاهدینِ هر دو سرزمین باید پشت به پشت هم، سنگر مقاومت را حفظ کنند تا رویای بازگشت آمریکا به این منطقه برای همیشه به کابوس تبدیل شود.

استراتژی صفِ واحد مومنین دارالاسلام ایران و افغانستان و منطقه در برابر فتنه‌ی آمریکا و مزدوران منطقه‌ای

استراتژی صفِ واحد مومنین دارالاسلام ایران و افغانستان و منطقه در برابر فتنه‌ی آمریکا و مزدوران منطقه‌ای

به قلم: ابومحمود کندزی

امروز امت اسلام در پیچ تاریخی سرنوشت‌سازی قرار دارد. نبرد میان «حق و باطل» مرزهای قراردادی را درنوردیده است. مجاهدین غیور در صفوف «تی‌تی‌پی» باید بدانند که نبردی که امروز در قلب خاورمیانه علیه دارالاسلام ایران در جریان است و توطئه‌هایی که علیه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان طراحی می‌شود، دو روی یک سکه هستند. سنگر یکی است و دشمن، همان شیطان بزرگی است که ۲۰ سال خاک افغانستان را به توبره کشید.

آمریکا پس از شکست خفت‌بار در افغانستان و از دست دادن پایگاه استراتژیک «بگرام»، اکنون به دنبال راهی برای بازگشت و انتقام است. نخبگان نظامی واشنگتن، جغرافیای پاکستان و مزدوران محلی را بهترین ابزار برای فشار بردارلاسلام امارت اسلامی افغانستان  و محاصره‌ی ایران می‌دانند. مجاهدین تی‌تی‌پی باید آگاه باشند که هرگونه فشار بر منافع آمریکا در پاکستان، در حقیقت دفاع از کیانِ دارالاسلام  امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران است.

برادران مجاهد، تمرکز بر اهداف مرتبط با منافع آمریکا و مزدوران محلی که جاده‌صاف‌کنِ سیاست‌های پنتاگون هستند، ضرورتی شرعی و استراتژیک است. وقتی فشار بر مزدورانِ آمریکا در پاکستان افزایش یابد، توانِ لجستیکی و تمرکزِ شیطان بزرگ برای جنگ‌افروزی علیه ایران و توطئه علیه کابل درهم می‌شکند. شما بازوی توانمندِ امت در جبهه شرقی هستید؛ ضربات کاری شما، محاسبات آمریکا را در کل منطقه دگرگون خواهد کرد.

در هر دو سرزمین (ایران و افغانستان) و همچنین در خاک پاکستان، نفوذی‌ها و منافقینی در کمین هستند که بقای خود را در خدمت به کاخ سفید می‌بینند. این مزدوران مأموریت دارند تا میان صفوف مجاهدین تفرقه بیندازند و ذهن‌ها را از دشمن اصلی منحرف کنند. هوشیاری نسبت به این «جاسوسانِ بومی» نیمی از پیروزی است. نباید اجازه داد آدرسِ دشمن گم شود؛ دشمن اصلی همان است که بگرام را می‌خواهد و ایران را تهدید می‌کند.

ما هم اکنون نیاز به وحدتِ سرنوشت داریم؛ از تهران تا کابل و وزیرستان ئاکستان و تمام سرزمینهای اسلامی مجاهد خیز.

جنگ با دارالاسلام ایران، مستقیماً به معنای جنگ با دارالا سلام امارت اسلامی افغانستان و نابودی امنیت منطقه است. اگر سنگر ایران آسیب ببیند، آمریکا با تکیه بر مزدورانش در پاکستان، بار دیگر برای اشغال بگرام و به زانو درآوردن مجاهدین افغان هجوم خواهد آورد. لذا بر مجاهدین تی‌تی‌پی لازم است که با تشدید عملیات‌ها علیه منافع استکبار، مجالی برای طراحی نقشه‌های جدید به آمریکا ندهند.

امروز زمانِ اتحاد عمل است. ما در یک کشتی نشسته‌ایم. پیروزی در این معرکه، در گروی ضربات هماهنگ به پیکره‌ی استکبار و مزدوران محلی آن است. بگذارید آمریکا بداند که اگر بگرام را از دست داده، در هیچ نقطه‌ای از این جغرافیا رنگ آرامش را نخواهد دید. اتحاد میان دارالاسلام افغانستان و دارالاسلام ایران،مجاهدین منطقه، سدّی است که هیچ قدرت صلیبی توان عبور از آن را نخواهد داشت.

د امریکا او سیمه‌ییزو لاسپوڅو د فتنو په وړاندې د یو موټي صف استراتژي

د امریکا او سیمه‌ییزو لاسپوڅو د فتنو په وړاندې د یو موټي صف استراتژي

مقدمه: د جهاد واحده جغرافیا

نن سبا د اسلامی امت په یو ډېر حساس تاریخي پړاو کې دی. د «حق او باطل» ترمنځ جګړې له ټولو فرضي پولو تېری کړی دی. د «ټي‌ټي‌پي» په صفونو کې غیور مجاهدین باید پوه شي هغه جګړه چې نن د منځني ختیځ په زړه کې د ایران دارالاسلام پر وړاندې روانه ده او کومې دسیسې چې د افغانستان د اسلامي امارت دارالاسلام پر ضد جوړیږي، دا دواړه د یوې سکې دوه مخونه دي. سنګر یو دی او دښمن هغه لوی شیطان دی چې شل کاله یې زموږ سیمه تر پښو لاندې کړې وه.

۱. پاکستان؛ د استکبار خلوت‌ګاه او بګرام ته د ستنېدو پُل

امریکا په افغانستان کې له شرمناکې ماتې او د «بګرام» په څېر د مهمې ستراتیژیکې اډې له لاسه ورکولو وروسته، اوس د غچ اخیستنې او بېرته راګرځېدو لارې لټوي. د واشنګټن پوځي نخبه‌ګان د پاکستان جغرافیا او هلته شته لاسپوڅي د افغانستان د اسلامي امارت پر دارالاسلام د فشار راوړلو او د ایران د محاصرې لپاره تر ټولو ښه وسیله بولي. د ټي‌ټي‌پي مجاهدین باید پوه وي چې په پاکستان کې د امریکا پر ګټو هر ډول فشار، په حقیقت کې د افغانستان د اسلامي امارت او د ایران د دارالاسلام له حریم څخه دفاع ده.

۲. د امریکا د نفوذ پر مهمو رګونو تمرکز

برادران مجاهد! د امریکا له ګټو او هغو کورنیو لاسپوڅو سره تړلو اهدافو باندې تمرکز کول چې د پنټاګون پالیسیو ته لاره هواروي، یوه شرعي او استراتژیکه اړتیا ده. کله چې په پاکستان کې د امریکا پر لاسپوڅو فشار زیات شي، نو د ایران پر وړاندې د جنګ جګړو او د کابل پر ضد د دسیسو لپاره د لوی شیطان لوجستیکي ځواک او تمرکز له منځه ځي. تاسو په شرقي جبهه کې د امت ځواکمن مټ یاست؛ ستاسو کارنده ګوزارونه به په ټوله سیمه کې د امریکا محاسبې ګډې وډې کړي.

۳. د منافقینو د فتنې په اړه خبرداری

په دواړو هېوادونو (ایران او افغانستان) او همدا رنګه د پاکستان په خاوره کې، داسې نفوذي کسان او منافقین په کمین کې ناست دي چې خپله بقا د سپینې ماڼۍ په خدمت کې ویني. د دې مزدورو کسانو دنده دا ده چې د مجاهدینو د صفونو ترمنځ تفرقه واچوي او ذهنونه له اصلي دښمن څخه بل لوري ته واړوي. د دې «کورنیو جاسوسانو» په وړاندې ویښتیا د بریا نیمایي برخه ده. باید اجازه ورنکړل شي چې د دښمن پته ورکه شي؛ اصلي دښمن هغه دی چې بګرام غواړي او ایران ګواښي.

۴. ګډ برخلیک؛ له تهران څخه تر کابل او اسلام‌اباده

د ایران له دارالاسلام سره جګړه په مستقیمه توګه د افغانستان د اسلامي امارت له دارالاسلام سره جګړه او د سیمې د امنیت له منځه وړل دي. که د ایران سنګر ته زیان ورسیږي، امریکا به په پاکستان کې د خپلو لاسپوڅو په مرسته یو ځل بیا د بګرام د نیولو او د افغان مجاهدینو د تسلیمولو لپاره هجوم راوړي. له همدې امله د ټي‌ټي‌پي پر مجاهدینو لازمه ده چې د استکبار د ګټو پر ضد خپلو عملیاتو ته زور ورکړي، ترڅو امریکا ته د نویو دسیسو د جوړولو فرصت ورنکړي.

پایله: خپل صفونه منظم کړئ!

نن د عملي یووالي وخت دی. موږ ټول په یوه کښتۍ کې سپاره یو. په دې معرکه کې بریا د استکبار پر بدنې او د هغوی پر سیمه‌ییزو لاسپوڅو باندې د همغږو ګوزارونو پورې تړلې ده. پرېږدئ چې امریکا پوه شي که بګرام یې له لاسه ورکړی، نو د دې جغرافیې په هیڅ نقطه کې به د آرام ساه وانخلي. د افغانستان او ایران د دارالاسلامونو او د سیمې د مجاهدینو ترمنځ یووالی هغه سد دی چې هیڅ صلیبي ځواک به ترې د تېرېدو وړتیا ونلري.

به بهانه ی اغتشاشات دی ۱۴۰۴ دارالاسلام ایران و دستگیری چند نفر از اتباع افغانستان در ولایت یزد

به بهانه ی اغتشاشات دی ۱۴۰۴ دارالاسلام ایران و دستگیری چند نفر از اتباع افغانستان در ولایت یزد

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

با دستگیری چند نفر از ارازل و اوباش با تابعیت افغانی لازم است با احترام به روابط برادرانه و راهبردی میان دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران و دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، به یک نگرانی امنیتی مشترک اشاره شود.

 حضور عناصر وابسته به جمهوریت بیست‌سالهٔ مورد حمایت امریکا و ناتوکه کارنامه‌ای روشن از اختلافات درون‌گروهی، قانون‌گریزی و فساد دارند می‌تواند ناخواسته موجب انتقال تنش و بی‌ثباتی اجتماعی شود و در هر جغرافیایی که مستقر شوند، پتانسیل ایجاد تنش را به همراه می‌آورد.

از منظر مسئولیت مشترک منطقه‌ای و صیانت از امنیت اجتماعی، توصیه می‌شود تمایز روشنی میان پناهجویان واقعی و عناصر وابسته به پروژه‌های شکست‌خورده اشغالگری آمریکا در افغانستان قائل شده و در چارچوب همکاری‌های دوجانبه، نسبت به بازگشت این افراد به افغانستان و رسیدگی مسئولانه به وضعیت آنان اقدام گردد. این رویکرد در راستای تقویت ثبات، اعتماد متقابل و حسن همجواری خواهد بود.

در این صورت پیشنهاد ما به عنوان مهمانان افغانی و مهاجر دارالاسلام ایران که خود را از مجاهدین صف مقدم در برابر آمریکا و صهیونیستها و غلامان آنها می دانیم این است که ارازل و اوباش جمهوریتِ بیست‌سالهٔ امریکا را از ایران بیرون کنید این‌ها پناهجو نیستند، اینها همان مزدوران فراری از افغانستان هستند که به مدت ۲۰ سال در اختیار آمریکا و در خیانت به ملت و دین خود فعالیت کردند که ملت افغانستان بیست سال با همین عناصر سیاه‌روز شد؛ اگر از افراد خانواده های این مزدوران مشخص شود که افرادی در اغتشاشات غلامان آمریکا در ایران شرکت داشته اند برای شما هم روشن می شود که آرامش منطقه با اخراج این فاسدین حفظ می‌شود، نه با پناه‌دادن به آنان اینها حسابشان با مردم شریف افغانستان و مهاجرین افغانا کاملاً جداست اینها حتی در غربت هم تولید ناامنی می کنند بخصوص اگر پای منافع اربابشان آمریکا در میان باشد.

از مسئولین و مردم دارالاسلام ایران می خواهیم اگر در میان هزاران ایرانی فریب خورده یا خائن و مزدور چند جوان فریب خورده ی افغان دیدند ابتدا مشخص کنند اینها به مزدوران فراری ربط دارند یا خیر و به دنبال آن، حساب این چند نفر انگشت شمار را از مردم ضد آمریکائی و ضد صهیونیستی افغانستان خارج کنند.

به خاطر بیاروریم که امارت اسلامی افغانستان نزدیکترین افراد رهبر جیش العدل را به قتل رساند و تا کنون اجازه نداده است حتی یک نفر از دشمنان ایران در افغانستان حضور داشته باشد چه رسد به اینکه از مرزهای طولانی امارت اسلامی افغانستان به ایران خطری متوجه شود.

دو دارالاسلام ایران و افغانستان از حامیان اصلی جهاد فلسطین و غزه هستند و در جنگ با آمریکا و اسرائیل در یک جبهه و در یک سنگر به سر می برند.

هشدار صریح به دارالاسلام ایران درباره ارازل جمهوریت امریکا در افغانستان

هشدار صریح به دارالاسلام ایران درباره ارازل جمهوریت امریکا در افغانستان

به قلم: ابومحود کندزی

اخیراً و در این اغتشاشات جبهه ی آمریکا و صهیونیستها و هرزه های فاسد ایرانی  در دارالاسلام ایران چند تبعه ی افغان هم وجود دارند که توسط استخبارات و نیروهای امنیتی و انتظامی ایران دستگیر شدند.

توصیه ما به عنوان مومنین دارالاسلام ا.ا.افغانستان به دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران این است که ارازل و اوباش جمهوریتِ بیست‌سالهٔ امریکا را هرچه زودتر از خاک ایران خارج کند و به افغانستان بازگرداند یا کلاً از خاکش خارج کند که به هر گوری رفتند بروند؛ چرا که حضور این عناصر فاسد، نه از سر مظلومیت، بلکه نتیجه فرار از حساب‌رسی و پیامد اختلافات درون‌حزبی و گروهی خودشان است. اینان حتی در مهاجرت نیز منشأ رعب، وحشت و ناامنی پنهان می‌شوند و آرامش اجتماعی را تهدید می‌کنند.

ملت افغانستان بیست سال تمام، سیاه‌ترین روزگار خود را با همین چهره‌ها سپری کرد؛ افرادی که با حزب‌گرایی، سمت‌گرایی و تفرقه‌افکنی فرامنطقی، جامعه را به آشوب کشاندند. این اختلافات نه بومی بود و نه مردمی، بلکه ریشه در پروژه‌های امریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان داشت و همگی به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به استخبارات امریکا، غرب و ناتو بودند.

این ارازل جمهوریت ۲۰ سال در خدمت اشغالگران آمریکائی و غربی عمل کردند و هرگونه جنایت، بربریت و فساد را علیه مردم خود روا داشتند و کرامت انسانی، اخلاق و مسئولیت اجتماعی را قربانی منافع اربابان خارجی کردند و امروز نیز همان اختلافات درونی و تسویه‌حساب‌ها را به بیرون از افغانستان منتقل کرده‌اند.

حضور آنان در هر کشوری، نه فرصت است و نه پناه، بلکه انتقال بحران و فساد است.

امنیت منطقه‌ای اقتضا می‌کند که میان مظلوم و پناهجوی واقعی و مزدور فراری تفاوت گذاشته شود. این عناصر نه نماینده مردم افغانستان‌اند و نه قربانی وضعیت؛ بلکه بازماندگان پروژه شکست‌خورده اشغالگری آمریکا هستند که اکنون می‌کوشند هزینه فساد خود را به دیگران تحمیل کنند.

پس مشکل، افغانستان یا امارت اسلامی نیست بلکه مشکل، ماهیت فاسد و وابسته این خائنین است.

آرامش واقعی زمانی تأمین می‌شود که این عناصر از محیط‌های امن خارج شده و مسئولیت اعمال بیست‌ساله خود را بپذیرند، نه آن‌که با نام پناهجو، ناامنی و اختلاف را صادر کنند.

همکاری دو دارالاسلام ایران و افغانستان برای عزت کار و کرامت معیشت

همکاری دو دارالاسلام ایران و افغانستان برای عزت کار و کرامت معیشت

به قلم: فضل احمد هراتی

در اخبار دیدیم که ملا عبدالمنان عمری، وزیر کار و امور اجتماعی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، در دیدار با سید مالک حسینی، معاون وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی دارالاسلام ایران، درباره‌ی تقویت روابط دوجانبه کاری و اقتصادی، تبادل نیروی کار، و گسترش آموزش‌های فن و حرفه‌ای گفت‌وگو کرد.

در این دیدار، وزیر کار امارت اسلامی بر ضرورت همکاری مشترک برای صدور مجوزهای کاری قانونی برای مهاجران افغان و تضمین حقوق انسانی و شغلی کارگران—به‌ویژه در زمینه‌ی پرداخت عادلانه دست‌مزدها—تأکید نمود.

در مقابل، سید مالک حسینی اعلام کرد که ایران آمادگی دارد تا در:

 ▪️ اجرای پروژه‌های مشترک کاری

▪️ تبادل کارگران ماهر

▪️ انتقال منظم و قانونی نیروی کار

▪️ راه‌اندازی برنامه‌های آموزش فن و حرفه

با دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان همکاری گسترده داشته باشد.

وی همچنین از وزیر کار و امور اجتماعی افغانستان برای سفر رسمی به ایران و پیگیری موضوعات دوجانبه دعوت کرد.

این اتفاق مبارکی است اما دو دارالاسلام باید بکوشند تا:

▪️ کار و معیشت شرافتمندانه برای قشر مستضعفین فراهم شود

▪️ نیروی کار مسلمان با کرامت، امنیت و حقوق عادلانه فعالیت کند

▪️ فقر و بی‌عدالتی به ابزار فشار دشمنان تبدیل نشود

زیرا مستضعفینِ برخوردار از کار و عدالت، پشتوانه‌ی واقعی دارالاسلام‌اند، نه باری بر دوش آن.

این همکاری دو دارالاسلام ایران و افغانستان نشان داد که کار یکی از اسباب عزت مومنین و عدالت از اسباب مهم ثبات در دارالاسلامها و میان مومنین و همکاری اسلامی در نهایت و باذن الله به قدرت امت اسلامی منجر خواهد شد.

وقتی حاکمیت اسلامی واقعی حاکم باشد، به تدریج باید از شعب ابی طالب و اصحاب صفه عبور کند و ثمره‌اش باید در امنیت معیشت و کرامت نیروی کار دیده شود.

در این صورت همکاری وزارت‌های کار دو دارالاسلام افغانستان و ایران،

گامی در مسیرحمایت از مستضعفین و تقویت عدالت اجتماعی و تحکیم پیوندهای امت اسلامی است؛ مسیری که به سرافرازی مردم و استحکام دارالاسلام‌ها می‌انجامد. باذن الله.

از ایران تا افغانستان؛ رد پای نفوذ صهیونیستی در فتنه‌ها و  هوشیاری درباره خائنان داخلی و شبکه‌های نفوذ

از ایران تا افغانستان؛ رد پای نفوذ صهیونیستی در فتنه‌ها و  هوشیاری درباره خائنان داخلی و شبکه‌های نفوذ

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

خبرگزاری های ایران گزارش دادند که نیروهای امنیتی دارالاسلام ایران موفق به دستگیری یک جاسوس صهیونیستی در میان مظاهره‌چیان شده‌اند.

به گفته منابع رسمی، این فرد در پوشش اعتراضات مردمی فعالیت می‌کرده و مأموریت او هدایت، تشدید و منحرف‌سازی تحرکات به‌سوی بی‌ثباتی بوده است.

این رخداد بار دیگر حقیقتی را آشکار می‌سازد که در تجربه‌های گذشته نیز تکرار شده است و آنهم اینکه پشت بسیاری از فتنه‌ها، آشوب‌ها و پروژه‌های تجزیه‌طلبانه، شبکه‌های نفوذ صهیونیستی و حامیان غربی آنان قرار دارند؛ شبکه‌هایی که با سوءاستفاده از مطالبات واقعی مردم، مسیر اعتراض را به اغتشاش و ناامنی سوق می‌دهند.

در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان نیز، تجربه تلخ دوران حاکمیت حکومت‌های مزدور امریکا نشان داد که چگونه عناصر خارجی و وابسته، در کنار مهره‌های داخلی عمل می‌کردند.

در همان دوره، برنارد-آنری لِوی، چهره شناخته‌شده یهودی و وابسته به محافل صهیونیستی، در کنار مسعود پدر و سپس احمد مسعود پسر در صحنه‌های سیاسی و میدانی دیده شد؛ حضوری که ماهیت آن چیزی جز نقش‌آفرینی اطلاعاتی و پروژه‌ای در چارچوب منافع امریکا و صهیونیسم نبود.

حضور چنین چهره‌هایی در کنار جریان‌های مسلح و شورشی، نه تصادفی بود و نه فرهنگی؛ بلکه بخشی از طرح نفوذ و بی‌ثبات‌سازی علیه دارالاسلام و حاکمیت اسلامی به‌شمار می‌رفت.

در این صورت تجربه ایران و افغانستان نشان می‌دهد که دشمن خارجی بدون خائنان داخلی قادر به پیشبرد فتنه نیست و جاسوسان صهیونیستی همواره در پوشش «حقوق بشر»، «اعتراض مردمی» یا «مبارزه سیاسی» وارد میدان می‌شوند و هوشیاری امنیتی و بصیرت مردمی، مهم‌ترین سد در برابر این پروژه‌هاست.

دارالاسلام، چه در ایران و چه در افغانستان، زمانی امن می‌ماند که نفوذی ها شناسایی شودند، خائن افشا گردد و فتنه در نطفه خفه شود.

به عنوان مجاهد امارت اسلامی افغانستان به تمام برادران و خواهران اهل سنت خود می گوئیم هرگز با این اغتشاگران و فتنه چی های میان شیعه ها و فتنه چی های میان سنی ها که همگی شان سکولار و خائن به دین وملت هستند هم قدم نشوید که خسران دنیا و آخرت در آن است.

اهل سنت و جماعت برای اعتراض به حق خود راه و منهج روشن دارد که در قواعد «امر به معروف و نهی از منکر» به روشنی بیان شده است، هوشیار باشیم که بر اساس نقشه های کفار اشغالگر خارجی و نفوذی ها و خائنین داخلی حرکت نکنیم.

این حقیقت را فراموش نکنیم که امروز دارالاسلام ایران هر ضربه ی امنیتی یا اقتصادی بخورد سودش مکمل و بالکل به جیب اسرائیل و آمریکا می رود و ضررش به مردم ایران و منطقه می رسد.

  همکاری دو دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان برای تقویت اقتصاد و رفاه ساکنان دارالاسلام

  همکاری دو دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان برای تقویت اقتصاد و رفاه ساکنان دارالاسلام

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

در اخبار امروز دیدیم که امارت اسلامی افغانستان تسهیلات ویژه ای برای سرمایه‌گذاری دارالاسلام ایران در بخش زراعت امارت اسلامی افغانستان قرار داده است .

باز محمد فیضان، معاون آب و منابع طبیعی وزارت زراعت دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، در جریان سفر رسمی به دارالاسلام ایران با صفدر نیازی شهرکی، معاون آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی ایران دیدار و گفت‌وگو کرد.

در این دیدار، دو طرف بر گسترش همکاری‌های فنی، تبادل تجربیات تخصصی و مدیریت مؤثر منابع آب تأکید کردند.

محورهای اصلی گفت‌وگوی این دو مسول بر این موارد بود:

▪️ استفاده از سیستم‌های نوین آبیاری قطره‌ای و بارانی به‌منظور صرفه‌جویی در منابع آب

▪️ افزایش بهره‌وری زراعت و پایداری تولیدات کشاورزی

▪️ فراهم‌سازی تسهیلات ویژه برای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی دارالاسلام ایران در حوزه زراعت و دامداری افغانستان

▪️ بررسی راه‌های بازاریابی و عرضه محصولات زراعتی و دامداری افغانستان در بازار ایران

دو دارالاسلام باید با تکیه بر برادری ایمانی، منافع مشترک و استقلال اقتصادی، برای تقویت بنیه اقتصادی امت اسلامی تلاش کنند؛ زیرا:

▪️ ضعف اقتصادی و زراعتی همواره یکی از ابزارهای فشار دشمنان دارالاسلام بوده است

▪️ خودکفایی در زراعت، مالداری و منابع حیاتی، سپر مستحکم در برابر توطئه‌هاست

▪️ همکاری‌های اقتصادی سالم، دشمن را از سوءاستفاده از فقر و وابستگی ناتوان می‌سازد

این تعاملات باید:

 ▪️ موجب بالندگی اقتصادی شود

▪️ به رفاه و عزت مردم دارالاسلام‌ها بینجامد

▪️ استقلال، ثبات و سرافرازی امت اسلامی را تقویت کند

▪️ الگویی از همکاری اسلامیِ به‌دور از سلطه بیگانگان ارائه دهد

در این صورت همکاری میان دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران در عرصه زراعت، گامی مهم در مسیر:

  •  خودکفایی
  • همبستگی اسلامی
  • مصون‌سازی امت در برابر فشار دشمنان است؛ مسیری که ثمره آن، عزت و پیشرفت ملت‌های مسلمان خواهد بود.