حمایت ترامپ از اغتشاشگران ایران، نشانه تهدید علیه دارالاسلام افغانستان

حمایت ترامپ از اغتشاشگران ایران، نشانه تهدید علیه دارالاسلام افغانستان

به قلم: فضل احمد هراتی

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان حق دارد و لازم است از سخنان ترامپ کافر شرابی انتقاد کند، که حمایت آشکار خود را از اغتشاشگران داخلی ایران اعلام کرد.

این حمایت آشکار، تنها یک نمونه از روش‌های قدیمی و تکراری استعمار آمریکا و غرب است چون از زمان تشکیل آمریکا که بر کشتار ملیونها بومی سرخپوست تاسیس شد و بعد از  تشکیل امپراتوری اقتصادی و نظامی، سیاست آمریکا همواره بر پایه دخالت، اغتشاش و براندازی حکومت‌های اسلامی و مستقل بوده است.

فقط کافی است نگاهی به قرن بیستم بیاندازیم که استعمار غرب و آمریکا با کودتاها، ترور و حمایت از گروه‌های خاین داخلی، قصد تخریب و تضعیف کشورهای اسلامی را داشته که دارالاسلام ایران نمونه ی نزدیک و همسایه ی ماست که قصد تضعیف آنرا داشته است تا بتواند در فرصت مناسب به اصل حاکمیت آن صدمه بزند اما در زمان حاکمیت عمر سوم رحمه الله در امارت اسلامی افغانستان چون قدرت بازدارندگی همچون قدرت بازدارندگی ایران را نداشت کل حاکمیت را با کمک خیانتکاران داخلی از بین برد و این غیر از نابودی حاکمیتهای سکولاری چون عراق و لیبی و تونس و مصر و یمن و… است که زمانی از مزدوران و غلامان خودش بودند.

اما نمونه اخیر و خیلی مهم برای دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، حمایت ترامپ و کاخ سفید و صهیونیستها از اغتشاشگران ایرانی است که نشان می‌دهد دشمن هیچ خط قرمزی برای دخالت در امور اسلامی و ملی ندارد.

پیام آشکار برای دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان این است که فردا همان حربه ممکن است علیه شما نیز به کار گرفته شود که شامل اغتشاش، فشار اقتصادی، جنگ روانی و حمایت از مزدوران داخلی خواهد بود.

مسلمانان با چنین حیوان وحشی طرف هستند و باید هشیار باشند که دشمنان اسلامی، هرجا موفق شوند، به سرعت به سرزمین‌های دیگر اسلامی چشم دوخته و سیاست‌های یکسان خود را اعمال می‌کنند و تکیه بر دشمنان و اعتماد به آمریکا و غرب، جز ذلت و خیانت برای امت اسلامی نخواهد داشت و تاریخ معاصر نشان داده که هر کشوری که به این وعده‌های ظاهری اعتماد کرده، مانند عراق، لیبی، سوریه و یمن، به آشوب، ویرانی و تضعیف شدید ملت خود دچار شده است.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان باید از همان ابتدا هوشیار، متحد و مستقل باشد و صفوف امت را از فتنه و مزدوران داخلی جدا کند.

همکاری و تنازل هر طیفی از داخل دارالاسلام با دشمن، حتی در ظاهر و به نام مردم، خیانت آشکار است و باید با آن مقابله شود.

به بهانه ی ربودن مادورو در جهان سکولار بی قانون؛ واکنش ا.ا.افغانستان در برابر تجاوزات امریکا، غرب و صهیونیسم  

به بهانه ی ربودن مادورو در جهان سکولار بی قانون؛ واکنش ا.ا.افغانستان در برابر تجاوزات امریکا، غرب و صهیونیسم  

به قلم: ابومحمود کندزی

عبدالله عزام، رئیس دفتر معاون اقتصادی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، با انتشار پیامی هشداردهنده تأکید کرد که جهان امروز به جنگلی بی‌قانون تبدیل شده است؛ جایی که قانون، احترام به انسان، حقوق بشر و احترام به مرزها، چیزی جز شعارهای فریب‌کارانه قدرت‌های متجاوز نیست.

او نوشت: «اگر شیر نشوی، شغال‌ها تو را خواهند خورد»؛ و ونزوئلا را نمونه‌ی تازه‌ای از این واقعیت تلخ دانست.»

این پیام مسپول اقتصادی ا.ا.افغانستان به ما می گوید ما در جهانی زندگی می کنیم که امریکا، غرب و صهیونیسم و مشابهین آنها تنها زبان قدرت را می‌فهمند و هر ملتی که ضعیف، وابسته و بی‌دفاع باشد، هدف تجاوز و تحقیر قرار می‌گیرد و شعارهای حقوق بشر و قانون بین‌الملل، ابزار توجیه جنایت و اشغال هستند.

اگر به واقعیت جهان سکولار امروز نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که در این جهان سکولار بی‌رحم نه قانون حافظ ملت‌هاست ، نه سازمان‌های بین‌المللی پناه مظلومان‌اند، نه تعهدات جهانی مانع تجاوز می‌شود، بلکه تنها اقتدار، ایستادگی و آمادگی است که دشمن را متوقف می‌کند.

امت اسلامی به صورت عام و دو دارالاسلام ایران و ا.ا.افغانستان باید بداند که امنیت بدون قدرت، توهم است و استقلال بدون آمادگی، شعار است و عزت بدون ایستادگی، محال است.

دارالاسلامی که می‌خواهد بماند، باید قوی، هوشیار و آماده باشد؛ وگرنه قربانی پروژه‌های تجاوزکارانه امریکا و هم‌پیمانان سکولارش خواهد شد.

پس هشدار ا.ا.افغانستان از کانال عبدالله عزام، یک پیام ساده نیست بلکه این زنگ خطر برای همه ملت‌های آزاده است که یا در این جهانِ سکولار گرگ‌ صفت اهل اقتدار و مقاومت می‌شوی، یا طعمه‌ی شغال‌های متجاوز.

امثال مولوی عبدالحمید در ایران هم بدانند و هوشیار شوند که قدرت بازدارندگی نظامی ایران است که مانع زیاده خواهی های آمریکا و صهیونیستها و سیار شرکای آنها شده است نه علم و تقوا و ادب و احترام و نصیحتهای مادرانه و….

امثال مولوی عبدالحمید زاهدان بدانند که هر گونه اعتراضی که باعث شود به اقدار دارالاسلام ایران ضربه وارد شود و جبهه ی آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها را تقویت کند خیانت محض است به دارالاسلام و مومنین حالا چه رسد به اینکه افرادی دچار اغتشاش شوند که مفسد فی الارض هستند و باید بر اساس فقه اسلامی مجازات شوند.

امثال مولوی عبدالحمید باید مواظب کلماتی باشند که بر زبان می آورند و بدانند در این جنگلی که سکولاریستهایی چون آمریکا و صهیونیستها فعال هستند تنها قدرت بازدارندگی در خدمت امور نظامی است که مومنین و دارالاسلام را از توحش آنها محافظت می کند .

آب، امنیت و پروژه ی فتنه میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان

آب، امنیت و پروژه ی فتنه میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان

به قلم: فضل احمد هراتی

۱. آب؛ ملک امت، نه ابزار فشار

در منطق اسلام، آب در سرزمین‌های اسلامی ملک شخص یا دولت نیست، بلکه نعمتی عمومی برای امت است. اگر آب در این‌سو جریان دارد، به آن‌سو نیز خواهد رسید؛ و اگر کاهش می‌یابد، ریشه‌اش طبیعی و اقلیمی است، نه سیاسی.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان هیچ‌گاه قصد دریغ‌کردن آب از برادران مسلمان خود را ندارد؛ زیرا تقسیم آب در میان مسلمانان نه امتیازدهی است و نه لطف، بلکه حکم شرعی اخوت اسلامی است.

کشاندن مسئلهٔ آب به ادبیات تهدید و «فشار همه‌جانبه»، دقیقاً همان مسیری است که دشمنان امت می‌خواهند تا دو دارالاسلام را به نزاع فرسایشی مشغول کنند.

۲. پناهجو یا عنصر نفوذی؟ تفکیک ضروری

اسلام، پناه دادن به مظلوم را واجب می‌داند؛ اما اعتماد امنیتی به عناصر وابسته به اشغال، هرگز واجب و حتی جایز نیست.

افرادی که:

• در ساختارهای آمریکا و ناتو پرورش یافته‌اند،

• یا با شبکه‌های استخباراتی غربی ارتباط داشته‌اند،

• یا هنوز معیشت و پیوند فکری‌شان به غرب وصل است،

برای هیچ دارالاسلامی قابل اعتماد نیستند؛ نه برای افغانستان، نه برای ایران.

دادن پناه انسانی یک چیز است؛ دادن حاشیهٔ امن امنیتی به مزدوران سابق، چیز دیگر.

۳. قتل‌ها؛ حادثه یا پروژه؟

کشته‌شدن افراد وابسته به ساختارهای پیشین اشغال، نباید ساده‌انگارانه تحلیل شود.

تجربهٔ منطقه نشان داده است که استخبارات آمریکا و صهیونیسم بارها با حذف هدفمند یا صحنه‌سازی امنیتی، اختلاف میان کشورهای اسلامی را شعله‌ور کرده‌اند.

هدف روشن است:

• تخریب اعتماد متقابل،

• متهم‌سازی متقابل،

• و کشاندن دو دارالاسلام به تنش مصنوعی.

این‌گونه حوادث، بیش از آنکه «موضوع جنایی» باشند، پروندهٔ امنیتی و استخباراتی‌اند.

۴. ضرورت پالایش امنیتی

امروز وظیفهٔ هر دارالاسلام روشن است:

• پالایش ساختارهای امنیتی از نفوذی‌ها،

• بستن راه بازگشت شبکه‌های وابسته به غرب،

• و جلوگیری از استفادهٔ مزدوران از خاک اسلامی برای فتنه‌سازی.

اختلاف میان دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و ایران، نه به نفع اسلام است و نه به نفع امت؛ تنها آمریکا و هم‌پیمانانش از آن سود می‌برند.

استخبارات دارالکفر طاری پاکستان پشت ترور اربکی‌های افغانستان در دارالاسلام ایران

استخبارات دارالکفر طاری پاکستان پشت ترور اربکی‌های افغانستان در دارالاسلام ایران

به قلم: ابومحمود کندزی

پروژهٔ فتنه‌افکنی میان دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران با محوریت احمد مسعود و باند خائن او مدتهاست در دستور کار دشمنان امارت اسلامی افغانستان و ایران قرار گرفته است.

بر اساس اطلاعات و تحلیل‌های امنیتی، سازمان استخبارات پاکستان (آی‌اس‌آی) پس از آن‌که در جذب و به‌کارگیری عساکر، افسران و جنرالان پیشین جمهوریت افغانستان ناکام ماند، به گزینهٔ حذف فیزیکی و ترور هدفمند روی آورده است؛ ترورهایی که هدف اصلی آن‌ها نه افراد، بلکه ایجاد فتنه، بی‌اعتمادی و تنش میان دو دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران است.

ترور قوماندان اکرام‌الدین سریع در تهران

در روز چهارشنبه، سوم ماه جدی سال ۱۴۰۴، در ساحهٔ امام حسین شهر تهران، قوماندان اکرام‌الدین سریع همراه با فردی به‌نام الماس در یک حمله مسلحانه کشته شد و یک تن دیگر زخمی گردید.

بلافاصله پس از این رویداد، گروه موسوم به مقاومت به رهبری احمد مسعود و شماری از چهره‌های فراری، بدون هیچ تحقیق رسمی، امارت اسلامی افغانستان را متهم کردند؛ اقدامی شتاب‌زده که خود پرسش‌های جدی را برمی‌انگیزد:

• این اطلاعات چگونه در چنین زمان کوتاهی به‌دست آمد؟

• چه کسی از پیش آمادهٔ فضاسازی رسانه‌ای بود؟

• چرا انگشت اتهام فوراً به‌سوی افغانستان نشانه رفت؟

نقش آی‌اس‌آی و پروژهٔ جذب افسران جمهوریت

بر پایهٔ منابع آگاه در ایران، قوماندان اکرام‌الدین سریع با قرارگاه انصار وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در چارچوب رسیدگی به وضعیت افسران نظامی دورهٔ جمهوریت همکاری داشت و تلاش می‌کرد این افراد در ایران سازمان‌دهی شوند.

در مقابل، سازمان استخبارات پاکستان (آی‌اس‌آی) پروژهٔ موازی‌ای را آغاز کرده بود تا جنرالان و افسران پیشین جمهوریت را به پاکستان منتقل و تحت مدیریت خود قرار دهد. در این پروژه، جنرال عبدالمتین حسین‌خیل و جنرال جرأت نقش کلیدی دارند. هدف این طرح:

• اخلال در امنیت افغانستان،

• جاسوسی در میان مهاجران،

• و استفاده ابزاری از بقایای جمهوریت برای اهداف منطقه‌ای پاکستان است.

قوماندان اکرام‌الدین سریع مانع جدی این پروژهٔ آی‌اس‌آی بود و اجازه نمی‌داد افسران مقیم ایران به پاکستان منتقل شوند. همین مخالفت، او را به هدف مستقیم آی‌اس‌آی تبدیل کرد. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که آی‌اس‌آی با استفاده از اختلافات داخلی، زمینهٔ ترور او را فراهم کرده و هم‌زمان، سناریوی اتهام‌زنی به افغانستان را از پیش طراحی نموده بود.

تأیید رسمی: امارت اسلامی دخالتی ندارد

یک منبع در حکومت افغانستان به رسانهٔ «المرصاد» تأیید کرده است:

• این حمله توسط افرادی از حلقهٔ وابسته به خود قوماندان سریع و گروه احمد مسعود که با او اختلاف داخلی داشتند، انجام شده است.

• امارت اسلامی افغانستان هیچ‌گونه برنامهٔ ترور برون‌مرزی ندارد؛ نه در دوران جهاد بیست‌ساله و نه اکنون.

• امارت اسلامی به عفو عمومی پایبند است و هر فردی که احساس خطر می‌کند، می‌تواند به افغانستان بازگردد و در امنیت زندگی کند.

پروندهٔ غلام معروف در مشهد

در مورد قتل غلام معروف (معروف لَنگ) در مشهد نیز منابع امنیتی اعلام کرده‌اند که عامل آن فردی به‌نام جاوید، عضو گروه احمد مسعود و باشندۀ ولسوالی کوهسان هرات بوده است.

سوابق این فرد شامل:

• عضویت در باند احمد مسعود،

• دست‌داشتن در پرتاب نارنجک در داخل افغانستان،

• ارتکاب قتل، اختطاف و سرقت‌های مسلحانه،

• اختطاف احمد سدیس و مطالبهٔ ۱۰۰ هزار دالر فدیه.

جاوید پس از کشته‌شدن برادرش در عملیات نهادهای امنیتی امارت اسلامی، به ایران فرار کرده و در آن‌جا پنهان شده بود. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که قتل غلام معروف ریشه در اختلافات داخلی همین باندهای وابسته دارد.

دامن‌زدن آی‌اس‌آی به جنگ داخلی میان اربکی‌ها

اسناد نشان می‌دهد که آی‌اس‌آی به‌طور سیستماتیک در حال دامن‌زدن به اختلاف و درگیری میان قوماندانان نظام پیشین در خارج از افغانستان است.

نمونهٔ روشن آن، درگیری شدید فزیکی در ۲۳ قوس ۱۴۰۴ میان دو گروه از قوماندانان جمهوریت مقیم ایران است که با چاقو و سلاح سرد انجام شد و هدف آن ترور قوماندان رحیم‌الله خان بود.

تحلیل‌ها نشان می‌دهد:

• قوماندان هاشم ریگوال از طریق ولی‌جان (مقیم کویته) با آی‌اس‌آی ارتباط مستقیم دارد.

• خانوادهٔ جنرال رازق اخیراً به خواسته‌های پاکستان پاسخ منفی داده‌اند.

• تلاش برای ترور رحیم‌الله خان، پاسخ آی‌اس‌آی به این نافرمانی بوده است.

هدف نهایی: تخریب روابط ایران و افغانستان

جمع‌بندی این اطلاعات نشان می‌دهد که:

• آی‌اس‌آی می‌کوشد از طریق عناصر وابسته‌اش، عملیات تخریبی را از خاک افغانستان یا در داخل ایران انجام دهد؛

• ترور در تهران و مشهد و تبلیغات پیرامون آن، پروژه‌ای برای ایجاد بی‌اعتمادی میان ایران و افغانستان است؛

• احمد مسعود و باند خائن او آگاهانه یا ناآگاهانه، ابزار رسانه‌ای و میدانی این پروژه شده‌اند.

پیام روشن

رژیم پنجاب بداند:

ما شما را می‌بینیم.

فتنه‌هایی که امروز با ترور، دروغ و عملیات استخباراتی می‌سازید، می‌تواند در یک شب و در یک چشم‌به‌هم‌زدن فرو بریزد.

دارالاسلام‌ها دشمن مشترک دارند و این دشمن، استخبارات دارالکفر و مزدوران داخلی آن است، نه یکدیگر.

آب، امنیت و فتنه‌افکنی میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان

آب، امنیت و فتنه‌افکنی میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان

به قلم: فضل احمد هراتی

مسئلهٔ آب میان افغانستان و ایران، نه یک منازعهٔ اعتقادی است و نه موضوعی برای التهاب‌آفرینی سیاسی. در منطق اسلام، آب نعمتی عمومی در سرزمین اسلامی است و اصل بر انتفاع متقابل و عدم اضرار است.

هرگاه آب در این‌سوی  جریان داشته باشد، به آن‌سوی نیز خواهد رسید؛ و این امری طبیعی، فنی و وابسته به شرایط اقلیمی است، نه ابزاری برای فشار یا امتیازگیری.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان هیچ‌گاه قصد محروم‌سازی برادران مسلمان خود را نداشته و تقسیم آب را نه از سر منت، بلکه از باب اخوت اسلامی می‌داند.

کشاندن این موضوع به سطح تهدید و «استفاده از همه ظرفیت‌ها»، تنها به نفع جریان‌های ثالثی است که از اختلاف میان دو دارالاسلام کشور اسلامی سود می‌برند.

اصل اسلامی روشن است: پناه دادن به مظلوم و مصتضعف، واجب است؛ اما اعتماد  به خائنان اسلام ومسلمین مرتدین  امنیتی،  است.

در دو دههٔ گذشته، تجربهٔ تلخی به‌جا مانده است: افرادی که در ساختارهای اشغال، نهادهای وابسته به آمریکا و ناتو، یا شبکه‌های اطلاعاتی غربی پرورش یافته‌اند، قابل اعتماد امنیتی نیستند؛ نه برای دارالاسلام فغانستان و نه برای دارالاسلام ایران.

پس،مسئله این است که نفوذی‌ها، جاسوسان و عناصر آموزش‌دیدهٔ دشمن نباید در هیچ دارالاسلامی، حاشیهٔ امن پیدا کنند.

هرگونه قتل، ناامنی یا حادثهٔ مشکوک در خاک کشورهای اسلامی، پیش از هر چیز باید با نگاه امنیتیِ هوشیارانه بررسی شود؛ زیرا تجربه نشان داده است که سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و صهیونیسم بارها از چنین حوادثی برای ایجاد تنش دیپلماتیک و تخریب اعتماد متقابل و تحریک افکار عمومی استفاده کرده‌اند.

تبدیل این حوادث به ابزار فشار سیاسی یا رسانه‌ای، دقیقاً همان چیزی است که دشمنان امت به دنبال آن‌اند.

امروز بیش از هر زمان دیگر،

دو دارالاسلام — افغانستان و ایران — نیازمند پالایش جدی ساختارهای امنیتی و شناسایی عناصر نفوذی و همکاری اطلاعاتی برای خنثی‌سازی فتنه‌ها هستند.

اختلاف‌افکنی میان مسلمانان، پروژهٔ آمریکا است و امنیت دارالاسلام، با هوشیاری، نه هیجان حفظ می‌شود.

پروژه ی تنش‌سازی میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان؛ از پاکستان تا نفوذی‌های امنیتی

پروژه ی تنش‌سازی میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان؛ از پاکستان تا نفوذی‌های امنیتی

به قلم: فضل احمد هراتی

در یکی‌دو ماه اخیر، هم‌زمان با قطع روابط دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با دارالکفر طاری پاکستان و در مقابل، گسترش تبادلات تجاری و ترانزیتی میان دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران، تحرکات مشکوکی در عرصه ی رسانه‌ای و امنیتی پدیدار شده است که نمی‌توان آن را تصادفی دانست.

این تحرکات، بیش از هر چیز، نشانه ی فعال‌شدن شبکه‌های نفوذی شناخته‌شده همسو با سیاتهای غربی در داخل دارالاسلام ایران است؛ عناصری که مأموریت اصلی‌شان ایجاد تنش مصنوعی، بزرگ‌نمایی اختلافات، و انتقال بحران‌های ساختگی به حوزه ی آب و امنیت می‌باشد.

چرا اکنون؟ زمان‌بندی این تنش‌ها معنادار است چون پاکستان، پس از ناکامی در فشار مستقیم بر امارت اسلامی، عملاً از معادله کنار زده شده و مسیرهای اقتصادی و ترانزیتی افغانستان به سوی ایران فعال‌تر شده و همین مسئله، منافع آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش را به‌طور جدی تهدید کرده است.

در چنین شرایطی، تنش‌سازی میان دو دارالاسلام بهترین ابزار برای برهم‌زدن این همگرایی است.

تنش سازی با ابزارهای مختلفی و اینبار ابزار فتنه سوءاستفاده از موضوع آب و تبدیل یک مسئله ی طبیعی و فنی به بحران سیاسی، یا پرونده‌سازی‌های امنیتی مشکوک برای القای بی‌اعتمادی، یا تحریک افکار عمومی از طریق رسانه‌ها و عناصر نفوذی و القای این تصور که گویا میان دو دارالاسلام تضاد منافع بنیادین وجود دارد.

این دقیقاً همان الگوی کلاسیک آمریکا و پاکستان در منطقه است جهت ایجاد اختلاف، سپس مدیریت بحران، و در نهایت بازگشت به صحنه به‌عنوان «میانجی».

در این مقطع حساس، مسئولیت دارالاسلام ایران سنگین و روشن است، مثل شناسایی و مهار عناصر نفوذی شناخته‌شده و جلوگیری از تبدیل مسائل فنی به بحران سیاسی و بستن راه فتنه‌گرانی که مأموریت‌شان اختلاف‌افکنی میان دو دارالاسلام است.

نباید اجازه داده شود دست‌های آلوده ی دارالکفر طاری پاکستان و دارالکفر محارب و اصلی آمریکا، از درون ساختارها یا رسانه‌ها، پیوندهای اسلامی و منافع مشترک دو ملت مسلمان را هدف قرار دهند.

پس باید هوشیار باشیم و فریب نخوریم و بدانیم که تنش‌های اخیر تصادفی نیست و پشت این تحرکات، نقشه ی مشترک آمریکا و پاکستان دیده می‌شود که هدف، برهم‌زدن همگرایی اقتصادی و سیاسی میان افغانستان و ایران است، و ابزار آن، نفوذی‌ها و فعلا بحران‌سازی مصنوعی در حوزه ی آب و امنیت است.

هوشیاری، پالایش امنیتی و تکیه بر منطق اخوت اسلامی، تنها راه خنثی‌سازی این توطئه است.

مسئولین اجرائی دارالاسلامهای ایران و ا.ا.اافغانستان: ظلم به مستضعفین کوتاه‌ترین راه برای خدمت به پروژه ی دشمن

مسئولین اجرائی دارالاسلامهای ایران و ا.ا.اافغانستان: ظلم به مستضعفین کوتاه‌ترین راه برای خدمت به پروژه ی دشمن

به قلم: فضل احمد هراتی

یکی از خطرناک‌ترین سیاست‌هایی که امروز در سرزمین‌های اسلامی در حال اجراست، سیاست‌هایی است که ناخواسته یا آگاهانه، مستضعفین مسلمان را نسبت به حاکمیت بد بین کرده و حتی عده ای را به‌سوی مسیرهای انحرافی سوق می‌دهد، مسیرهایی که در نهایت دشمنان اسلام از آن بیشترین سود را می‌برند.

این یک قاعده ی روشن تاریخی و شرعی است که ظلمِ مستمر، تفرقگرای می‌زاید، و تفرقگرای، بهانه ی اشغال و سرکوب می‌شود.

در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، وضع قوانینی که مستضعف نتواند کار کند و دربازار با گاری چیزی بفروشد مامورین شاروالی ممانعت کنند و بنام مالیات از مصتضعف پول اخذ گردد و راه حلالِ تأمین نان بسته شود و فقر به جرم تبدیل گردد نه با مقاصد شریعت سازگار است، نه با سیره ی رسول‌الله صلی الله علیه وسلم و خلفای راشدین.

در دارالاسلام ایران نیزمسئولین اجرائی باید سیاستهای کلی نظام حاکم بر کشور اهمیت دهند و در مسائل اجرائی کاری نکنند که با سیاستهای کلی نظام مغایرت داشته باشد. اجرای سیاست‌هایی که پناه‌جوی مسلمان را تحقیر می‌کند و به بهانهٔ «مدرک اقامت» زن و کودک و پیرمرد را بازداشت می‌نماید و به خانه‌ها هجوم می‌برد و خانواده‌ها را به اردوگاه و اخراج اجباری می‌کشاند، هیچ نسبتی با حرمتِ مؤمن، کرامت انسان و اخوت اسلامی و سیاستهای کلی و اساسی حاکم بر دارالاسلام ایران ندارد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ، لَا یَظْلِمُهُ وَلَا یَخْذُلُهُ،وَلَا یَکْذِبُهُ ، وَلَا یَحْقِرُهُ.[۱] مسلمان برادرمسلمان است، نه به او ظلم می کند و نه اورا تحقیر کرده و نه یاری نکرده ودر زمان مشکلات تنها رها می نماید .

در این صورت هر سیاستی که مؤمن را خوار کند و مستضعف را بی‌پناه سازد و زندگی حلال را بر او ببندد خلاف حدیث، خلاف مقاصد شریعت و خلاف عدالت اسلامی است.

وقتی عدالت تعطیل شود و کرامت لگدمال گردد و صدای مظلوم شنیده نشود طبیعی است که برخی جوانانِ خسته و تحقیرشده، به هر شعاری که وعدهٔ عدالت، قدرت یا انتقام بدهد گوش بسپارند؛ حتی اگر آن مسیر، در نهایت به انحراف و ویرانی بیشتر بینجامد.و این دقیقاً همان چیزی است که آمریکا، غرب و نظام استکبار می‌خواهند.

آن‌ها با تحریم، فشار و نفوذ و با سیاست‌های غلط داخلی و با تحریک تضادها امت را از درون می‌سوزانند و سپس از آتشِ تفرقه گرای به‌عنوان بهانهٔ سرکوب استفاده می‌کنند.

ما هم اکنون دو دارالاسلام بزرگ ایران و افغانستان که با فقه حنفی و جعفری اداره می شوند را داریم و خطاب به این امرای حاکم بر مسلمین می توانیم به عنوان شهروندان این دارالاسلامها بگوئیم اگر به نام امنیت، عدالت را قربانی کنید و به نام قانون، مستضعف را له نمایید و به نام دین، کرامت مسلمان را نادیده بگیرید بدانید که شما ناخواسته در حال اجرای همان سناریویی هستید که دشمنان اسلام سال‌ها برای آن برنامه‌ریزی کرده‌اند.

باید یقین داشته باشیم که امت اسلامی امروز، بیش از هر زمان، به عدالت، رحمت، عقلانیت فقهی و شنیدن صدای مظلوم نیاز دارد؛ نه فشار، تحقیر و سیاست‌هایی که امت را از هم بیگانه می‌کند.

ظلم، امنیت نمی‌آورد بلکه بی امنیتی می‌آورد و هر نظامی که این حقیقت را نبیند، خواسته یا ناخواسته، در زمین دشمن بازی کرده است.


[۱]  بخاری ۲۴۴۲- مسلم  2580

دارالکفر طاری پاکستان؛ ابزار آمریکا و صهیونیسم علیه دارالاسلام افغانستان و ایران

دارالکفر طاری پاکستان؛ ابزار آمریکا و صهیونیسم علیه دارالاسلام افغانستان و ایران

کاتب: فضل احمد هراتی

مولوی عبدالسلام حنفی در سخنانش پالیسی دارالاسلام اسلامی افغانستان تعامل بر اساس احترام متقابل معرفی می‌کند، اما واقعیت تلخ‌تر از این شعارهاست. دارالکفر طاری پاکستان امروز نه یک همسایهٔ عادی، بلکه یک عامل مستقیم و آشکار برای پیشبرد نقشه‌های آمریکا و صهیونیستها در منطقه است. این کشور با دستور آمریکا و حمایت طاغوت‌های عربی مانند امارات و سعودی‌ها، هر روز علیه دارالاسلام افغانستان تهدید و تجاوز می‌کند و درگیری‌های بی‌رحمانه‌ای بین ملت‌های مسلمان ایجاد می‌کند.

فقط کافی است بدانید در عرض شش ماه گذشته وزیر دفاع پاکستان سه بار به واشنگتن احضار شده و توجیهات و هدایتهای لازمه به او داده شده است.

پس این تجاوزات پاکستان و این فتنه گری های او به صو.رت مستقیم یا از کانال گروههای نیابتی چون جیش العدل برای دارالاسلامهای ایران و افغانستان تنها نقض حریم و خاک نیست؛ بلکه خیانت آشکار به امت اسلامی است و نشان می‌دهد که کشورهای ظاهراً اسلامی عربی، در واقع ستون‌های نظام سلطه و ابزار جنگ علیه مسلمانان شده‌اند. دفاع از خاک و استقلال دارالاسلام، حق اسلامی و وظیفه‌ای  شرعی ما است، زیرا اجازه دادن به این تجاوزات، مشروعیت دشمنان و خیانتکاران منطقه را تقویت می‌کند.

پالیسی تعامل با دارالکفرها هرگز نباید به معنای چشم‌بستن بر تجاوز، خیانت و تحقیر امت اسلامی باشد. باید آگاه بود که طاغوت‌های عربی منطقه و ستون‌های صهیونیستی‌شان، همواره در کمین هستند تا ضعف و سستی ما را به بازی بگیرند.

دارالاسلام امارت اسلامی باید با اقتدار و آمادگی کامل، نه تنها در برابر تجاوز پاکستان، بلکه در برابر تمام نقشه‌های صهیونیستی و خیانت‌های منطقه‌ای، ایستادگی کند.

فرق سیاست دارالاسلام ایران و دارلکفر طاری پاکستان در برابر دارالاسلام امارت سالامی افغانستان

فرق سیاست دارالاسلام ایران و دارلکفر طاری پاکستان در برابر دارالاسلام امارت سالامی افغانستان

به قلم: محمد اسامه

در نشست اخیر شورای امنیت، دو نگاه کاملاً متفاوت به افغانستان دیده شد. نماینده پاکستان گفت:

خاک افغانستان تبدیل به بزرگ‌ترین تهدید برای امنیت ملی ما شده است.

نماینده ایران تأکید کرد:

تعامل با افغانستان یک ضرورت است، کمک‌های بشر دوستانه نباید سیاسی شوند و دارایی‌های افغانستان باید آزاد شوند.

این دو رویکرد، تفاوت سیاست در دارالاسلام و دارالکفر را آشکار می‌کند:

۱٫ پاکستان – دارالکفر طاری:

نگرانی اصلی: تهدید امنیت ملی خود.

نگاه مبتنی بر منافع و تهدیدات سیاسی، نه بر اصول و اخلاق.

افغانستان را به چشم ابزار فشار می‌بیند و امنیت خود را بر جان مسلمانان ترجیح می‌دهد.

۲٫ ایران – دارالاسلام:

نگرانی اصلی: رعایت حقوق مردم و حفظ ثبات منطقه.

کمک‌های بشر دوستانه و تعامل سیاسی را با هدف خدمت به امت و رعایت اصول اسلامی تعریف می‌کند.

سیاست، ابزار حمایت و همبستگی اسلامی است، نه ابزار فشار و تهدید.

درس روشن از این دو واکنش دارالاسلام ایران و دارالکفر طاری پاکستان این است که:

در دارالاسلام، سیاست خدمت به مردم و شریعت است.

در دارالکفر، سیاست ابزار منافع شخصی، زور و سلطه بر دیگران است.

ای اهل ایمان، نگاه کنید و تفاوت‌ها را دریابید: کدام کشور سیاست خود را بر خدمت به امت و دین می‌چرخاند و کدام بر ترس و تهدید؟

د دارالاسلام او دارالکفر طاری سیاستونه

د دارالاسلام او دارالکفر طاری سیاستونه

په وروستۍ ناسته کې د امنیت شورا، دوه بیخي جلا لیدل شوي.

د پاکستان استازي وویل

:د افغانستان خاوره زموږ د ملي امنیت لپاره لویه ګواښ ګرځېدلې ده.

د ایران استازي ټینګار وکړ:

له افغانستان سره تعامل یو اړتیا ده، بشري مرستې باید سیاسي نه شي او د افغانستان شتمنۍ باید آزادې شي.

دغه دوه لیدلوري د دارالاسلام او دارالکفر سیاستونو توپیر روښانه کوي:

۱٫ پاکستان – دارالکفر طاری:

اصلي اندېښنه: د خپل ملي امنیت ساتنه.

سیاست د ګټو او ګواښونو پر اساس، نه د اصولو او اخلاقو.

افغانستان د فشار او کنټرول وسیله ګڼي، او خپل امنیت د مسلمانانو پر ژوند ترجیح ورکوي.

۲٫ ایران – دارالاسلام:

اصلي اندېښنه: د خلکو حقونه او سیمه‌ییز ثبات ساتل.

بشري مرستې او سیاسي تعامل د امت خدمت او د اسلامي اصولو رعایت لپاره وي.

سیاست د ملاتړ او اسلامي همغږۍ وسیله ده، نه د فشار او ګواښ لپاره.

روښانه درس:

په دارالاسلام کې سیاست د خلکو او شریعت خدمت لپاره دی.

په دارالکفر کې سیاست د شخصي ګټو، زور او نورو باندې د واک لپاره کارول کیږي.

ای د ایمان خاوندانو، وګورئ او توپیرونه درک کړئ:

کوم هېواد خپل سیاست د امت او دین د خدمت لپاره کاروي او کوم د وېرې او ګواښ لپاره؟