
آب، امنیت و فتنهافکنی میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان
به قلم: فضل احمد هراتی
مسئلهٔ آب میان افغانستان و ایران، نه یک منازعهٔ اعتقادی است و نه موضوعی برای التهابآفرینی سیاسی. در منطق اسلام، آب نعمتی عمومی در سرزمین اسلامی است و اصل بر انتفاع متقابل و عدم اضرار است.
هرگاه آب در اینسوی جریان داشته باشد، به آنسوی نیز خواهد رسید؛ و این امری طبیعی، فنی و وابسته به شرایط اقلیمی است، نه ابزاری برای فشار یا امتیازگیری.
دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان هیچگاه قصد محرومسازی برادران مسلمان خود را نداشته و تقسیم آب را نه از سر منت، بلکه از باب اخوت اسلامی میداند.
کشاندن این موضوع به سطح تهدید و «استفاده از همه ظرفیتها»، تنها به نفع جریانهای ثالثی است که از اختلاف میان دو دارالاسلام کشور اسلامی سود میبرند.
اصل اسلامی روشن است: پناه دادن به مظلوم و مصتضعف، واجب است؛ اما اعتماد به خائنان اسلام ومسلمین مرتدین امنیتی، است.
در دو دههٔ گذشته، تجربهٔ تلخی بهجا مانده است: افرادی که در ساختارهای اشغال، نهادهای وابسته به آمریکا و ناتو، یا شبکههای اطلاعاتی غربی پرورش یافتهاند، قابل اعتماد امنیتی نیستند؛ نه برای دارالاسلام فغانستان و نه برای دارالاسلام ایران.
پس،مسئله این است که نفوذیها، جاسوسان و عناصر آموزشدیدهٔ دشمن نباید در هیچ دارالاسلامی، حاشیهٔ امن پیدا کنند.
هرگونه قتل، ناامنی یا حادثهٔ مشکوک در خاک کشورهای اسلامی، پیش از هر چیز باید با نگاه امنیتیِ هوشیارانه بررسی شود؛ زیرا تجربه نشان داده است که سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و صهیونیسم بارها از چنین حوادثی برای ایجاد تنش دیپلماتیک و تخریب اعتماد متقابل و تحریک افکار عمومی استفاده کردهاند.
تبدیل این حوادث به ابزار فشار سیاسی یا رسانهای، دقیقاً همان چیزی است که دشمنان امت به دنبال آناند.
امروز بیش از هر زمان دیگر،
دو دارالاسلام — افغانستان و ایران — نیازمند پالایش جدی ساختارهای امنیتی و شناسایی عناصر نفوذی و همکاری اطلاعاتی برای خنثیسازی فتنهها هستند.
اختلافافکنی میان مسلمانان، پروژهٔ آمریکا است و امنیت دارالاسلام، با هوشیاری، نه هیجان حفظ میشود.