
لزوم هوشیاری دارالاسلامهای افغانستان و ایران در برابر دسیسههای حکومتهای سکولار پاکستان و ترکیه
به قلم: محمد اسامه
بر کسی پوشیده نیست که حکومت سکولار ترکیه یکی از قدرتمندترین اعضای ارتش ناتو است که شما حتی یک ساعت پیدا نمی کنید که یکی از اعضای ناتو در نقطه ای از سرزمینهای اسلامی در حال قتال با مسلمین نباشد؛ همچنین بر کسی نیست که حکومت سکولار پاکستان نیز دست نشانده و بخشی از مزدوران ناتو است که اخیرا با آل سعود پیمان امنیتی و نظامی بسته است.
در کنار این می بینیم امروز که پرچم شریعت در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان برافراشته شده و دارالاسلام ایران نیز در برابر کفار محارب آمریکائی صهیونی و غلامان منطقه ای آنها ایستاده است، جبهه نفاق و کفر در لباس رژیمهای دستنشاندهای چون پاکستان و ترکیه، کمر به نابودی این نهال نوپا بستهاند. بر این دو قطب اقتدار اسلامی واجب است که با هشیاری کامل، مرزهای خود را از نفوذ و دسیسههای «این دو خائن» مصون بدارند.
در حالی که دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در آغاز راه تثبیت حاکمیت الهی است، رژیم سکولار ترکیه با اتخاذ سیاستی منافقانه، به مأمنی برای فراریان و خائنان به ملت افغانستان تبدیل شده است.
مهرههای سوختهای چون عبدالرشید دستم، محقق، سیاف و دیگر مزدوران سابق که دستشان به خون و مال مردم آلوده است، تحت حمایت حکومت سکولار ترکیه به طراحی توطئه مشغولند. این افراد خائن به دین و وطن از تریبونهای استانبول و آنکارا علیه نظام اسلامی اعلام جنگ کرده و با حمایتهای لوجستیک و سیاسی رژیم سکولار ترکیه، قصد تضعیف پایه های دارالاسلام را دارند.
نمونه بارز این دسیسهها، اظهارات اخیر «محقق» در خاک ترکیه است که با بیشرمی تمام، خط فرضی و استعماری «دیورند» را مرز رسمی میان دارالاسلام افغانستان و دارالکفر طاری پاکستان خواند. این سخنان نه تنها یک ابزار تبلیغاتی برای رژیم سکولار پاکستان، بلکه تعرضی آشکار به تمامیت ارضی و عزت دارالاسلام است. رژیم سکولار ترکیه باید پاسخگو باشد که چرا اجازه میدهد از خاکش برای رسمیت بخشیدن به نقشههای استعماری و تجزیهطلبانه استفاده شود؟
دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان باید در عرصه بینالملل، از موضع قدرت و عزت (العزة لله و لرسوله و للمؤمنین) با این تهدیدات برخورد کند. باید به رژیم ترکیه تفهیم شود که اگر یکی از مخالفان نظام لائیک ترکیه در خاک امارت اسلامی افغانستان ساکن میشد و علیه آن نظام سخن میگفت، آیا آنها سکوت میکردند؟ قطعاً خیر. پس چرا امارت اسلامی در برابر پناه دادن به باغیان و مفسدان خاموش بماند؟
وزارت امور خارجه باید با سیاستی صریح و سخت، ترکیه را میان «رابطه با نظام اسلامی» یا «حمایت از خائنان فراری» مخیر سازد. جلوگیری از فعالیت سیاسی مخالفان، کمترین مطالبه بر حق دارالاسلام است.
دو حکومت سکولار و خادم دشمنان یعنی پاکستان و ترکیه با هماهنگی جبهه کفر غربی، به دنبال ایجاد آشوب در مرزهای افغانستان و ایران هستند؛ آنچه گروه مزدور جبهه مبارزین مردمی یا همان جیش العدل سابق در مرزهای ولایت سیستان و بلوچستان و با حمایت استخبارات نظامی پاکستان انجام می دهد مثل همان حملاتی است که دیروز پاکستان به ولایت کُنر افغانستان انجام داد؛ پس هوشیاری در برابر دسیسههای اطلاعاتی پاکستان و بازیهای سیاسی ترکیه، یک ضرورت شرعی است. امارت اسلامی نباید اجازه دهد که «خط دیورند» یا «فتنههای قومی» توسط مهرههای مقیم ترکیه به ابزاری برای فشار تبدیل شود.
زمانِ مماشات با رژیمهایی که در ظاهر ادعای دوستی و در باطن به دشمنان اسلام پناه میدهند، به پایان رسیده است. دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان باید با تکیه بر قدرت الهی و اتخاذ سیاست خارجی قاطع، رژیمهای سکولار پاکستان و ترکیه را وادار به پاسخگویی نموده و ریشههای مداخله را از بن برکند و در حد توان با پاکستان مقابله کند همان کاری که دارالاسلام ایران با دولتهای خائن اطراف خلیج فارس در زمان جنگ رمضان ۱۴۰۴ انجام داد.