بیانیه ی اخیر منتسب القاعدة در مورد جنگ تحمیلی اخیر پاکستان بر دارالاسلام ا.ا.افغانستان و سکوت دربرابر جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران

بیانیه ی اخیر منتسب القاعدة در مورد جنگ تحمیلی اخیر پاکستان بر دارالاسلام ا.ا.افغانستان و سکوت دربرابر جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران

به قلم: فضل احمد هراتی

هنگامی که امارت اسلامی افغانستان بارها اعلام کرده است که ارتباطی با القاعدة ندارد اما زمانی که پاکستان جنگ خود را به بهانه ی وجود گروههای تروریستی در افغانستان به ا.ا.افغانستان تحمیل کرده است بیانیه ای منسوب به القاعده در حمایت از ا.ا.افغانستان نشر می شود، آنهم از منبعی غیر از منبع رسمی القاعدة.

اگرچه نویسنده ی بیانیه در تشخیص دشمنی «نظم صهیونیستی-صلیبی» با امارت اسلامی مسیر درستی را رفته‌است، اما سکوت معنادار و نابیناییِ سیاسی نسبت به تحولات کلان منطقه، نشان از یک «عیب بزرگ» دیگر در بیانیه دارد.

امروز امت اسلامی درگیر بزرگترین نبرد قرن، جنگ رمضان۱۴۰۴ش است که در آن «سرافعی» آمریکا و «سگ هار» او، رژیم صهیونیستی، تمام قد برای نابودی دارالاسلام ایران و جغرافیای مقاومت اسلامی در برابر کفار محارب آمریکائی – صهیونی ایستاده‌اند.

حملات پاکستان به دارالاسلام افغانستان به دستور واشنگتن، و حملات صهیونیست‌ها به زیرساخت‌ها و فرماندهان در «دارالاسلام ایران»، دو لبه‌ی یک قیچی هستند. چگونه است که این بیانیه از تجاوزات پاکستان سخن می‌گوید، اما چشم خود را بر روی نبردِ مستقیم جبهه‌ی ایران با صهیونیسم بسته‌است؟ در حالی که دشمن مشترک (آمریکا)، هر دو بال قدرت منطقه (امارت اسلامی و ایران) را از کانال مزدورانش در پاکستان و تل‌آویو مورد هدف قرار داده است.

اسامه بن لادن تقبله‌الله با نگاهی راهبردی، بر تمرکز علیه «آمریکا» به عنوان سر افعی تأکید داشت. او به دنبال وحدت امت برای ضربه زدن به دشمن اصلی بود، اما نویسنده ی این بیانیه با نادیده گرفتن جبهه‌ی ایران در برابر آمریکا و صهیونیستها، عملاً در مسیرِ نقشه‌ی آمریکا حرکت می‌کند. آمریکا می‌خواهد جهان اسلام را به قطعات مذهبی شیعه و سنی و بعد سلفی و صوفی و اخوانی و … تقسیم کند تا با ضعیف کردن آنها توسط همدیگر در مرحله ی بعدی به ترتیب همه را نابود کند.

نادیده گرفتنِ نبردِ ایران با اسرائیل، یعنی نادیده گرفتن بخش بزرگی از قوای امت اسلامی در برابر آمریکا و صهیونیستها. این دقیقاً همان چیزی است که سیا و موساد می‌خواهند.

در این بیانیه آمده است که پاکستان به دستور آمریکا به افغانستان حمله کرده است؛ کاملاً درست است. اما چرا نمی‌گوید همین پاکستان، همزمان به عنوان پایگاه و مسیر ترانزیت توطئه علیه ایران نیز عمل می‌کند؟

دشمن یکی است، اتاق فکر یکی است و هدف تضعیف هر دولتی که در برابر نظم صهیونیستی تسلیم نمی‌شود یکی است. تفکیک این دو جبهه از هم، نشان‌دهنده ناتوانی در تحلیل راهبردی است و نشان می دهد که نویسنده ی بیانیه جاهل به منهج القاعده ی الشیخ اسامه بن لادن بوده است.

مومنین با هوشیاری در برابر توطئه های دشمنان حق ندارند در پیله‌ی «فرقه گرائی و تفرق» بمانند و از واقعیت‌های میدان عقب بمانند بلکه وقت آن است که به «منهج اصیل وحدت گرای اسلامی» بازگردند؛ منهجی که بر «وحدت تمام مسلمین در جبهه‌ی واحد علیه دشمن واحد» تأکید دارد.

۱٫ هدف واحد: آزادی قدس و نابودی هژمونی آمریکا.

۲٫ جبهه واحد: هماهنگی میان تمام نیروهایی که با صهیونیسم می‌جنگند، چه در کابل، چه در تهران و چه در غزه.

۳٫ نصرت اسلام: شریعتِ الهی تنها زمانی حاکم می‌شود که امت از تفرقه‌ی مذهبی عبور کند و دست در دست هم، «بنیان مرصوص» (دیوار استوار) را در برابر کفار سکولار محارب خارجی تشکیل دهد.

ای مومنین دست از نادیده گرفتن حقایق بردارید. دشمن میان ما فرقی نمی‌گذارد؛ آن‌ها به دنبال نابودی هرگونه نشانی از عزتِ اسلامی هستند. یا در جبهه‌ای واحد متحد می‌شویم، یا در سلول‌های تفرقه، یکی پس از دیگری توسط کفار خمحارب خارجی و «سگان هار» آنها دریده خواهیم شد.

بازگردید به آرمانِ اسامه؛ پیش به سوی وحدتِ امت برای فتحِ قدس.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *