
نقدی بر سخنان تنظیم دولة (داعش) در مورد فعالیت و فتوحات جماعت نصرة الاسلام و المسلمین /القاعدة در سرزمین مالی (۱)
به قلم: خالد سیف الله المسلول
امروز ۳۰ آوریل 2026ن تنظیم دولة (داعش) در سرمقاله ی شماره ۵۴۵ «النباء» مقاله ای تحت عنوان «نوسانات القاعدة» نشر داده که به بررسی تحولات القاعده و چرائی اتحاد جماعت نصرة الاسلام و المسلمین /القاعدة در سرزمین مالی با گروه قوم گرای ازواد پرداخته است که نیاز به روشنگری مختصری دارد.
تنظیم دولة (ت.د) می گوید: “آنها به دنبال گفتگو و تفاهم با طرفهایی هستند که در “عرف جهادی سنتی”، به دشمنی و ارتداد شناخته میشدند.”
در اینجا لازم است به دو نکته ی مهم توجه داشته باشیم:
- زمانی که کفار محارب و اشغالگر خارجی یکی از سرزمینهای اسلامی را به اشغال خود در می آورند، جماعت اسلامی که از استقلال برخوردار است می تواند با گروههای ارتدادی دیگری که بر علیه این کفار محارب خارجی در حال جنگ هستند جبهه ای واحد تشکیل داده و یا حتی با آنها متحد شوند.
این همان چیزی بود که الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله در هنگام اشغال عراق توسط آمریکا و ناتو به مجاهدین پیشنهاد داد که حتی با بعثی های مرتد هم جبهه ای شوند و از جنگ با این مرتدین داخلی که با آمریکا و انگلیس و شرکای آنها در حال جنگ هستند پرهیز کنند.
- جماعت نصرة الاسلام و المسلمین /القاعدة در سرزمین مالی جماعتی مستقل و قدرت برتر است و مبنای اتحاد و هم جبهه ای شدن آن با گروه قوم گرای ازواد و سایر گروههای مختلف مساله ی اساسی و مهم «حاکمیت شریعت الله» است.
این دقیقاً همان چیزی است که ت.د از گفتن آن صرفنظر کرده است . مهم نیست که گروهی قبلاً دارای چه گرایشاتی بوده است، مهم این است که هم اکنون با محوریت «حاکمیت شریعت الله» با القاعدة هم مسیر شده است؛ هر چند القاعده لازم است هوشیاری خودش را از توابین حفظ کند. همان کاری که عمر بن خطاب نسبت به توابینی چون مسلیمه ی کذاب انجام می داد و بیشتر از چند نفر محدود در اختیار آنها قرار نمی داد. چون اساساً مرتدین از گروه منافقین بوده اند که کفر و نفاق خود را آشکار کرده اند و بعد از توبه هم لازم است همان قاعده ی « هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ » را حفظ کرد.
ت.د می گوید: ” القاعده خبر این اتحاد با بهاصطلاح «برادرانشان در جبهه آزادیبخش ازواد» را اعلام کرد.”
اینکه گروهی مبارز را که تابع شریعت الله شده باشد و در حاکمیت شریعت الله با شما متحد و هم مسیر شده باشد، آشکار کردن چنین اتحادی نمی تواند عیب به شمار رود یا گفتن «برادر» به این اشخاص نیز باعث طعن زدن به آنها نمی شود.
ت.د می گوید: “جبهه آزادیبخش ازوادپیش از این هم پیمان با این جهادیها را آزموده بودند که به دلیل تضاد پروژهها به پایان رسیده بود. حال پرسش اینجاست: چه تغییری در این دو پروژه رخ داده که دوباره با هم ائتلاف کردهاند؟… آیا سکولارها تغییر کردهاند یا جهادیها؟ یا اینکه هر دو طرف در یک معجون بیثبات و «ژلاتینی» ذوب شدهاند؟”
اینکه چه چیزی تغییر کرده تا القاعدة حاضر به هم مسیری و شریک شدن با جبهه ی ازواد شده (که رهبر و هسته ی اصلی و بدنه ی اصلی القاعدة هم از همین قوم ازواد است) روشن شد اما منظور ت.د از ذوب شدن هر دو گروه در یک معجون بیثبات و «ژلاتینی» چیست؟