در برابر نیم سال کشتار مسلمین غزه توسط کفار سکولار صهیونیست و حامیان سکولار آنها چه می کنی؟

در برابر نیم سال کشتار مسلمین غزه توسط کفار سکولار صهیونیست و حامیان سکولار آنها چه می کنی؟

به قلم: ابو معاذ فلسطینی از غزه

مسلمانانِ غزه نیم سال را در زیر آتش شدیدترین جنگی گذراندند که خشک و تر را با هم سوزاند، جنگی که انسان و حیوان را هدف قرار داده و هیچ ساختمانی را رها نکرده مگر این که آن را به تپه‌ای از سنگ و آوار تبدیل کرده است.

نیم سال است که ملت‌های ملحد متحد (سازمان ملل) بر غزه هجوم آورده‌اند و امت اسلامی در غل و زنجیر است و عاجز از نصرت و یاری غزه؛ و نیز طواغیتی که با آهن و آتش بر آن حکم می‌کنند امت را به زنجیر کشیده‌اند تا یهود و نصاری از آنها (حکام) راضی شوند و در حقیقت نیز از آن ها راضی هستند.

نصف سال با ویرانی، آوارگی، قتل، خون و کشتار و گرسنگی … درد و رنج از هر جهت به ما روی آورده است و به هر سو که رو میکنیم با هول و وحشت محاصره می شویم، تا جایی که نزدیک است حیات طبیعی را فراموش کنیم! آری، حیات طبیعی به آرزویی دست نیافتنی تبدیل شده است.

دردناک‌ترین صحنه، دیدنِ دردِ کودکانمان است، هر دردی که کودکی تحمل میکند خنجرهایی از آتش بر قلب‌هایمان می‌زند و سختی و معانات را برایمان چندین برابر تلخ‌تر می‌کند.

اما منظره‌ی دیگری که سختی وتلخی آن به صحنه کشتار کودکان نزدیک است، دیدن مسلمانان گرسنه‌ای است که لقمه‌های آغشته با ذلتی را دنبال میکنند که از آسمان فرود می‌آید.

یا الله! اهل غزه اهل عزت و بزرگی و وقار هستند، و ممکن نیست به این حال از ذلت در برابر جهانیان برسند مگر به سبب سختی و گرسنگی ای که کوه‌ها از تحمل آن عاجز هستند، و نزدیک است که سوگند بخورم که هر مردی که دنبال این کمک‌های ملعون می‌دود، محال بود که آن را انجام می‌داد حتی اگر از گرسنگی می‌مرد، اما آن را بخاطر کودکان و عیالش انجام می‌دهد.

ای مسلمانانِ صابر و ایستاده مقابل دشمن و امیدوار به پاداش الهی در غزه: مبارکتان باد بزرگیِ اجرهایی که کارنامه‌ی اعمالتان را پر کرده است، هر مسلمانی از شما باید سر خود را بالا بگیرد که ذلت برای شما نیست و خواری نصیب شما نیست، و اگر تقدیر شما نابودی دنیا و پیروزی در آخرت باشد پس دنیا را به سوی اهل دنیا پرت کنید.

به زندگانی راضی نمی‌شویم مگر با عزت و کرامت و یا آن را ترک میکنیم و به شهداء ملحق می شویم.

ما را از نصرت و یاری‌ات محروم کردند و تلخی خذلان و تنهایی را به ما چشاندند، و دفاع از مکان اسراء (مسجد الاقصی) پیامبر صلی الله علیه وسلم به تنهایی برایمان سخت شده است در حالی که امت پیامبرمان بیشتر از یک چهارم کره زمین هستند.

به درد می‌آییم وقتی ملت های کفر از عرب و عجم بر ضدمان جمع شده‌اند و امت اسلامی از دور ما را با گریه و زاری مشاهده می‌کند.

آری حاکمان طاغوت و ستمگر از ما دورتان گرداندند اما اگر قلب‌ها به دوستی دنیا و کراهت از مرگ دچار نبود این اراذل بر امت مسلط نمی‌شدند تا با آهن و آتش بر آن حکمرانی کنند و امت را از همدردی با عضوی گرانقدر  از پیکر آن منع کنند؛ غزه نگین امت و مایه عزت آن است.

ای مسلمانان در هر جایی که هستید: اگر راه‌های رسیدن به ما برای نصرتمان به رویتان بسته شده است بدانید که یاری ما فقط با قتال نیست، هنوز فرصت آن وجود دارد که به خیابان ها و میدان‌ها بریزید، و در مقابل سفارت صلیبیان تظاهرات کنید، و این کار را نمی توانید انجام دهید مگر این که علما و بزرگانِ گروه‌ها و جریان‌های اسلامی را مجبور به این کار کنید، آن ها هستند که در قلب‌هایشان به وهن مبتلا شده و همچون سرطان در آن رسوخ کرده اند، آنها را مجبور به تحرک کنید یا این که تغییرشان دهید، و اگر از این کار ناتوان ماندید پس به کمک کردن برادرانتان در غزه حریص باشید، با مال آنها را کمک کنید در حالی که احساس شرمساری می کنید، پس مرا معذور بدارد کسی که این جمله‌ها را می خواند، چرا که تمام تلاشم را کرده‌ام که از کلام شدید دوری کنم، اهل غزه اگر کمک مالی برادران مسلمانشان به آن‌ها برسد این کمترین واجب و پایین درجات ایمان است، آن ها را در برابر ابلیس های انسان نما و ملت‌های پست تنها نگذارید، اگر مسلمانی تمام اموالش را به اهل غزه کمک کند هیچ جای منت‌گذاری ندارد بلکه اهل غزه حق دارند که بر او منت بگذارند که کمکش را قبول کرده‌اند و از تقصیرش گذشته‌اند، و حاشا که چنین کاری کنند و منت بگذارند.

این نبردی است که خدا به قلب‌هایمان نگاه می‌اندازد، وای بر کسی که قلبش مُرده و به صحنه‌ی کشتارمان عادت کرده و به لذت‌های زندگی و مشغولیت‌های دنیوی‌اش برگشته است؛ در حالی که کودکان غزه همچنان بر اثر گرسنگی می‌میرند و رودهایشان به هم گره می‌خورد و یا این که در زیر بمباران کشته شده و می‌سوزند و جسدهایشان در برابر جهانیان تکه تکه می شود.

و حمد و  سپاس برای پرودرگار جهانیان در هر حال و احوالی …

از پروردگارمان راضی هستیم و از او می خواهیم از ما راضی گردد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *