روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۹)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۹)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

نویسنده در ادامه می‌نویسد که «چچنی‌ها از مزیت آشنایی با منطقه و صحبت به زبان روسی برخوردار بودند.» اینکه این را مزیت بنامیم، اغراق است.

اولاً، جوانان روستایی که در نبرد شرکت داشتند، شهر را نیز به خوبی نمی‌شناختند. گروه‌های جداگانه مجاهدین مدت زیادی در خیابان‌ها پرسه می‌زدند و از مناطق اشغالی شهر فرار می‌کردند. برخی از مردم حدس می‌زدند که از طریق رودخانه سانژا حرکت کنند، زیرا می‌دانستند که این رودخانه از مرکز شهر عبور می‌کند.

در مورد زبان، نباید فراموش کنیم که در میان سربازان روسی دو هزار «چچنی دوست» – به عبارت دیگر، خائن به دین و مردم خود – وجود داشتند که می‌توانستند هر کلمه‌ای را که از طریق امواج رادیویی برای اربابان خود صحبت می‌شد، ترجمه کنند.

اما بیایید به این نکته برگردیم که پیشروی تانک‌ها به داخل یک شهر بدون پشتیبانی کافی پیاده نظام یک اشتباه بود. شاید از نظر نظامی، واقعاً یک اشتباه باشد. اما در عمل، ارتش سرخ همیشه با استقرار تانک‌ها، قیام‌های مردم فتح شده را سرکوب می‌کرد.

اینگونه بود که قیام مردمی در مجارستان در سال ۱۹۵۶ سرکوب شد. تانک‌های شوروی وارد بوداپست شدند و تظاهرکنندگان را بدون هیچ تشریفاتی سرکوب کردند. همانطور که کسانی که در این قتل عام شرکت داشتند، توصیف کردند، پس از رسیدن به سواحل دانوب، خدمه تانک‌ها روده‌های انسان را از روی تانک‌های خود شستند. به همین ترتیب، در سال ۱۹۶۸، تانک‌های شوروی وارد چکسلواکی شدند و به اصطلاح «بهار پراگ» را در هم کوبیدند.

چند سال قبل از فروپاشی امپراتوری شوروی، موجی از قیام‌های مردمی سراسر کشور را فرا گرفت و حتی پس از فروپاشی نیز ادامه یافت. و مقامات کرملین تاکتیک چند دهه‌ای خود را ادامه دادند: تانک‌ها به جلو. اینگونه بود که اعتراضات مردمی در اوش، فرغانه، تفلیس، باکو، ویلنیوس و اینگوش سرکوب شد.

با دیدن تانک‌ها، مردم وحشت‌زده فرار کردند. در سال ۱۹۹۳، در مسکو، چهار تانک برای یلتسین و همدستانش کافی بود تا شورای عالی و کل ارتش ملی‌گرایان روس را پراکنده کنند.

بنابراین، برخلاف نظریه نظامی، استقرار تانک‌ها در شهر در عمل توجیه‌پذیر بود. اما هنگام برنامه‌ریزی حمله به گروزنی، ژنرال‌های روسی فهمیدند که چهار تانک کافی نخواهد بود. بنابراین آنها چند صد تانک، بدون احتساب خودروهای زرهی سبک، سیستم‌های موشک‌انداز چندگانه، توپخانه سنگین خودکششی، صدها و صدها توپ، خمپاره و هواپیما، مستقر کردند.

نه یک، بلکه بسیاری از هنگ‌های چترباز، هنگ‌های نیروهای ویژه نیروهای داخلی، تفنگداران دریایی، هنگ‌های تفنگدار موتوری و دیگران در این حمله مستقر شدند. در مجموع چند ده هزار سرباز.

تا این لحظه، کرملین در هیچ منطقه‌ای از فضای شوروی یا پس از شوروی چنین تعداد زیادی نیروی انسانی و تجهیزات مستقر نکرده بود. کرملین می‌خواست به هر قیمتی کنترل خود را در چچن دوباره به دست آورد، زیرا در چند سال گذشته، این منطقه به نمونه‌ای خطرناک از استقلال واقعی برای زندان ملت‌های روسیه تبدیل شده بود.

مسکو با استقرار کل این ناوگان، می‌خواست هرگونه اتفاق غیرمنتظره‌ای را منتفی کند.

و هیچ کس در مورد نتیجه این عملیات شک نداشت: ژنرال‌های روسی، روزنامه‌نگاران، به اصطلاح کارشناسان و به ویژه مردم روسیه. علاوه بر این، خود چچنی‌ها، اگرچه مصمم به جنگ بودند، اما انتظار چنین نتیجه‌ای را نداشتند.

جهان نظاره‌گر و منتظر نتیجه منطقی این رویارویی بود. در یک طرف، یک قدرت هسته‌ای قرار داشت که ارتش آن یکی از قدرتمندترین ارتش‌های جهان محسوب می‌شود. از طرف دیگر، این یک جمهوری کوچک است، با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر.

و با این حال، وقایع به شکلی غیرمنتظره رخ دادند! آنقدر غیرمنتظره که رسانه‌ها برای لحظه‌ای خشکشان زد، و نتوانستند گزارش‌هایی را که دریافت می‌کردند باور کنند… سپس تصاویر تانک‌های سوخته روسی و اجساد سربازان روسی که در خیابان‌ها پخش شده بودند، در سراسر جهان پخش شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *